://hosein128.ir-پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق_مختار الآخند (ره)
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۲۷
مدت زمان: ۲۴ دقیقه
0- @doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه ساده عشر مربوط است به مختار صاحب کفایه رضوان الله تعالی علیه ایشون معتقدند که مشتق حقیقت در متلبس به مبدائه نسبت به گذشته حقیقت نیست و مجازه میفرمان این نکتهای که دارم میگم وفاق با اشاعره هست اونا معتقد به همینن.
- وموافق با متاخرین از اصحاب متاخرینم باز نظرشون همینه اما متقدمین اصحاب اونها دائمی هستند و همچنین معتزله از مخالفین ما اونم باز معتقدند به عقب بسریه صاحب کفایه را الان میخویم اثبات بکنیم که.
- خصوص متلبس به مبدا حقیقته سه تا نظریه سه تا دلیل دلیل اولشون تباد در وقتی میگیم فلانی غذا میخوره آکله ذاهبه ضارا به و هرچی از این مشتقات بگیم متبادره اینه که همین الان تبادل یکی از راه های بود که ما تو اصول برای تشخیص حقیقت و مجاز ازش استفاده میکرد.
- اگه یادتان باشه سه تا نظریه بود که ما یک شا رد کردیم گفتیم دوتاست فعلاً تباد در وقتی متبادر خصوص متلابس است علامت حقیقت اما اگه در گذشته ضارب بوده و الان نیست اینو ما نمیتونیم ضاربو به تبادر حلش بکنیم تا من میگم شما گاهی داره میزنه یا نه یعنی تبادل ذهنتون اصلا همینه و اگه در گذشته ساکت نشسته.
- منم میخندم و میگم منظورم د روز پیش بود شما قبول نمیکنید اززندگی تبادل به ذهن چیه این است که الان متولد بشه دومین دلیلشون صحت سلب است از اون کسانی که منقضی شده ازشون مبدا دو روزپیش ضارب بوده الان میتوانید بگید انه لیث بضارب این صحت سلب دلیل چیه نسبت به گذشته مجازًمیگیم ضارب حقیقتاً میگیم لیث به.
- با حقیقت همونی که در خصوص متلبس خب این دو تا دلیل از آن بحثهای گذشته از نشانهها استفاده کردن دلیل سومشون این جالبه اینو باید دقت بکنیم میفرمان ما میدانیم که صفات متقابلهای که تو مبادی هست اینها متضاده صفات متقابله مثلا میگیم قیام و قعود این دو تا مبدا.که میاد تو دوتا مشتم قیامو میاریدش تو قائد وقعود و میاری تو قائد دوتا ماشین مشتقشو من کار ندارم
- اون مبدا عش قیام و قعود که متقابلش آیا متضاد هست یا نه بله متضاده حالی که متضاد است اگر بگوییم که تا تو هیئت قائم القاعده اگر بخواهیم بگیم که اعم از مشتق از گذشته ها معناش این نیست که این آقا هم قائمش هم قاعده.
- قائم است به اعتبار یه ساعت پیش قاعد است به اعتبار حالا هر دو هم که میگید حقیقت چه گذشته حقیقت میشه دیگه کسی دو تا صفت متقابل برش حمل بکنید زیدان قائم و قائعدا حکم نمی پذیرد ازتون عرف محاوره نمیپذیره اینم دلیل سوم که میگه شما دارید اشتباه میکنید دو صفت متضاد که تو آن واحد با هم جمع نمیشه که آنم شما دارید درست میکنید.
- شما دارید میگید که قائم و قاعد اعم از گذشته و حال از کل واحد قائم اگه در گذشته یا حال قائم بودش میتونی بگی هو قائم قاعدن باز همینطور اگه در گذشته یا حال قائم بوده صحیحش بگید حالا بگو بگو علی قائم و قاعدا نمیتونید بگید اما طبق نظر صاحب کفایه که میگیم حقیقت است در خصوص متلبس.
- تضادی وجود نداره چرا نگاه میکنید الان داره چیکار میکنه میگه الان قاعده الان نشسته پس قائم بودنش چیه میگید مجازان است اون که حقیقت مال خسرو متوقف گذاشتن میشه مجاز پس طبق نظر صاحب کفایه اشکالی ندارد بگیم قائدون حقیقتاً اما لیث به قائم حقیقتا اشکال نداره که.
- اونایی که اعم میدانند به این اشکال برخورد میکنند که هم قائم رو اهم میگیرد از گذشته در یکی از زمان گذشته حال در یکیش که ایستاده باشه قاعدشان که همینطور میگه در یک زمان گذشته یا حال نتیجه اینه که پس باید علی قائم و قائدن چون بالاخره یکیش در گذشته بوده یکی هم در حال نمیتونیم بگیم این دلیل بر اشتراک خصوصی تلفظ است نظریه صاحب کفایه را تایید میکنه صاحب.محقق رشتی
- صاحب بدای الافکار میرزا حبیب الله رشید ایشان میدونید از یکی از بهترین شاگردان شیخ اعظم انصاری هستند رضوان الله تعالی علیه تقریباً هم دوره هم هستند با شیخ دورهشون فکر میکنم چند سالی مقدم بر آخوند خراسانی اند اینجا صاحب کفایه ازایشون نقل میکنه یه مطلب شون اول ادعا شده بگیم چی بگن
- ما گفتیم اگرگرفتی تضادی وجود ندارد اگه ان گرفتید از گذشتهها این خلاصه بحث ما بود باید بگید تضاد نیست در حالی که تضاد هست ایشون فرمودند نه ما اهم میگیریم و تضادی هم وجود نداره قائل به عدم تضاد میشه بنابراین اینکه ما بگیم اشتراک خصوص تلفظ نیست خوب ظاهر کلامشون ضد حرف آخونده یه دقتی اینجا باید بکنید که.
- کلامشون ماهیتاً با کلام آخوند به نظر ما یکیه اما ظاهر کلامشو من دوباره دارم تکرار میکنم چی گفتن گفتن خصوص متلبس حقیقته اعم ؛ اگه گرفتید نسبت به گذشته مجاز است
- دلیل سومشونم چی شد این شد که اگه بخوای اعم بگیری باید بگه علی قائما و قاعدون معا پس و که تضاده این دلیل گرفتن که بگن قائم اگه هست مال گذشته است.طبق نظر خود آخوند و مجاز قاعد اگه میگی مال حقیقتش که الان نشسته است و تضاد وجود داره
- حالا جواب میرزایی جواب نیستا ایشون مدعاشونه چون قبل از آخوند این نظریهها رو داشتن مرحوم محقق رشتی میفرماد که ولو قائل به اشتراک نشین یعنی اعمی بشین بازم تضاد نیست چرا دلیلشون چیه میگن بخاطر تفاوت دو تا زمان خیلی ساده.
- اگر شما نمیگفتید در تضاد شعر؛ چی بود میگفت چند چیز باید وحدت رو باید شرط بدونید تو منطق میخوندیم که اگه میخواید دو تا متضاد ؛ چند تا یکیش وحدته زمان بود باید بگید تو یه زمان این کاغذ هم سفیده هم سیاهه حالا این تضاد برای اینکه زمانشو دوتا بکنی بگی قبلا سفید بود الان سیاه که تضاد نیست که قابل جمعه میشه سفید باشه سیاه هم باشه دو تا زبان.
- یا دوتا مکان مکانشو دوتا بکن دیگه این گوشه کاغذ سفیده اون گوشه یه گوشه مکان عرض شود که تضادی وجود مشکلی پیش نمیاد مشکلی پیش نمیاد
- بنابراین بودن آخوند میگفتن مشکل پیش میاد دیگه گرفتی مشکلش چیه اینه که باید بگیم قائمش هم قاعده میگن نه مشکل پیش نمیاد چون دو تا زمان.ما دقت که میکنیم ظاهراً کلام ایشون با کلام آخوند یکیه
- چرا کلام آخوند چی بود میگفتن خصوصی مطلبس وقتی میگیم که هو قائم و قاعد خصوصی مطللبسش میشه چی مثلاً قاعده سلام نسبت به گذشته چیه مجاز آخوند گفته حالا بنابراین شامل چه اشکال داره من بگم زیدان علی و قائعدون بعد دو تا زمانش میکن. قائم میشدند که هیچ اشکالی نداره تضادی وجود ندارد چون وحدت زمانی ندارد
- عرض شود که اگه محقق رشتی بخوان اینو بگن یا اگر بیایم بگیم که زمانا رو شما متحدش بکن بگو علی قائم و قائعدون فی زمان حال خوب میشه تضاد تا میشه تضاد کلمه آخوندها هم همینو گفتن.
- گفتن نسبت به زمان حال نمیشه دوتا مبدا متخالف روی یک شخص بیاد اما یکشو ببر تو مجاز بگو گذشته کم کم بحث میگم یه مقدار ثقیل باید دقت بکنید چون آخوند ظاهر کلامشون رد کردن کلامه مرحوم محقق رشتی رو ما بگیم نخیر تضادی بین اینا نیست یه مقدار فهمش سخته باید باز مراجعه کنید اگر من سه بارم گفتم امروز.
- اگه باز بیانم ناقصه تو کتاب دیگه خیلی واضح بیان کردی انقلت که انسباق ذهنی تضاد است انسباب ذهنی یعنی چه یعنی ما میفهمیم که تا میگه علی قائم و قاعدون ابتکاز تضاد به ذهن ما میخوره میفهمیم که بین اینا نمیشه علی هم قائم باشه و هم قاعده باشه از کجا فهمیدید میگن شاید از اطلاق فهمیدیم.
- چون که اطلاق داشته هم مشتق گذشته رو میگفته هم هذا حالا تا میگفت علی قانون و غائب تضاده و این تضاد جلوی شما را میگیره میگه پس اطلاق نیست برید سراغ اشتراک خصوصی طلب قلتو عرض شود که اگه اینو بخواید بگید میگن نه قبول نداریم چون مشتق در من قضا مبدا خیلی استعمال میشه خیلی داریم.
- از جمله یادتونه تو بحث تفسیر قرآن و آیه ۱۲۴ بقره و ابتلا ابراهیم اونجا اینو توضیح دادیم گفتیم وقتی گفت و من ذریتی خدای متعال گفت ذریه تو ظالم لا ینال عهدی الظالمین آیا متلبس به بعد ظالم بودن یعنی همون حضرت بت پرستارا که بچه من مشرکه اینو بیا امامش بکن.قطعی نیست پس چی میشد گفتیم اونجا ظالم مال انقضای مبدا بوده در گذشته یه زمانی تو بچگیهاشون کارای خلافی کرده بودند شرکی نمیدونم کفری چیزی
- اما حالا که بزرگ شدن دیگه متدین بودن ما شأن حضرت ابراهیم علیه السلام میدونیم اینه که بچه های با تقوا داره میگه خدایا به امامت برسان پس ظلم مال انقضای مبدا خدای متعال هم ظالم بهش صدق کرده این یه نمونه از این هم خیلی داریم.
- خلاصه کثرت استعمال المشتق فی موارد انقضا این خیلی هست لولم یکن به اکثر اگه نگیم بیشتره مشتقات بیشترش مال انقضای مبدا ما نمیتونیم بگیم که این ارتکاز تضاد رو خب اگر دیدید در گذشته زیاده اما از طرفی هم تا گوینده میگه که علی قائم و قائعد میفهمید که چیه تضاده گفتید ارتکاز ذهنی افراد نمیپذیرند.
- خود این دلیل بر اشتراک میشه یعنی میفهمیم که پس خصوص متلبس مشترک است این و باید متلبس رو بگیریم خب طبق نظر آخوند خسرو مطللبس میشه حقیقت یه نظریه هم حالا گفتن فرمودند که اکثر موارد مشتقات مال گذشته است جمع بین این دو تا کلمه آخوند اینه که بگیم اکثر مشتقات مجازه دو تا کلام اول میگن نظر من خصوص متلبس اشتراک.
- اگه تو من قضاء گفتی میشه مجاز مطلب دومشون این بود که نسبت به من قضا خیلی استعمال داریم حتی بیشتر از متلبش خب جمع بین این دو اینه مثلاً اگه ما یک میلیون مشتق داریم باید بگید ۸۰۰ هزار تاش مجاز است چون منقضی شد ازش ۲۰۰ هزار که میپذیرید اینو ۸۰۰ هزار تاش مجازه وحشت میکنه.
- آخوند فوری جواب میدن میگن نه اون ۸۰۰ هزار تا رو من نمیگم مجاز ۲۰۰ هزار تاش که حقیقته خصوصی متلبس اما اون ۸۰۰ هزار تومان یه ۵۰۰ هزار تا حقیقته چرا میگن همون زمانی که مشتق مطلق بشه به مبدا بود در گذشته اسناد ما هم تو همون زمانه قبلا این بحثی کردیم گفتیم اگر گفتید جانی زید همس یعنی چی دیروز دیگه.
- بعد گفتید و کان ضاربا کان ضاربا معناش مشتق نیست که بگید الانا بعد میگه الان که نیست پس مجازه نخیر اسناد من ضرب را به زید اسناد من کیه زمان نطق که من نمیگم که اسناد من دارم میگم امسه دارم اسناد میدم میگن دیروز که اومد اون دیروز ضارب بود لذا زمان اسناد با زمان جنگ یکیست زمان جدید دیروزه.
- زمان اسنادم دیروز امشب حقیقت اونایی که این بحثو نمیدونن خیال میکنن هرچی مشتق مربوط به گذشته است مجازه ۸۰۰ هزار تا میگن نه خیلی ازاین مجازاتی که گذشته هست اینها با زمان اسناد یکی در میاد فقط ما اون مشکلی که تو کفایه داشتیم و توجه داشته باشید که اینجا باز تکرار میکنه یه اشتباهی تو عبارت است من نمیفهمم چیه فقط دوباره میخونم اینا رو ایشون.
- زمان تلبس را میگن با زمان جاری یکیست ما چی میگیم ما میگیم سه تا کلمه یه معنا داره زمان جنگ یعنی زمان جریان مبدا علی الذات اینا رو من دیگه توضیح نمیدم زمان جر ۲ زمان اتصاف ۳ زمان تلبس سه تا کلمه به اعتقاد ما از ادبیات میدونید همه چی معنایی لازم داره یه حالت اینجا جر یعنی جریان ذات علی جریان.
- زمان طلب یعنی زمانی که این لباس مبدا رو پوشیده زمان اتصافاً یعنی زمانی که این ذات متصل شد به من اونی که خلاف این سه تاست کلمه اسناده اسناد یعنی عمل من ؛ من که غیر زید هستما من دارم اسناد میدم مبدا رو بزار به اینجا که میرسه میگیم که اگر زبان اسناد من حالاست اما جعل گذشته است این میشه مجاز.
- باز تکرار میکنم زمان اسناد حالا من اسناد میدم که ضارب الانه در حالی که دیروز وارد بوده کسی که دیروز بودش و من اسنادو حالا دارم بهش اسناد میدم این مجازا دارم میگم این ضاربه حقیقتش مال وقتی است که الان ظاهر باشه پس این کلمه رو اگر اصلاح بکنیم در کفایه دیگه خیلی فکر کردم ده ها با عبارت های دور میزنیم ببینم محملی میتونیم برای تصفیه کلام آخوند پیدا کنیم.
- ببینید آیا میتونید محمل پیدا کنید یا نه ما دیگه دارم توضیحشو میدم میگم سه تا کلمه است یه معنا داره چهارمیش معناش متفاوته و صلی الله علی محمد و آل محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»



