درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر-في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۱ مدت زمان: ۳۳ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

الثالث عشر-في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۲

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۱

مدت زمان: ۳۳ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم صاحب کفایه رضوان الله تعالی علیه معتقدند که فعل دلالت بر زمان ندارد و تبعه از سید المحقق الخویی رضوان الله تعالی علیه ایشون هم همین نظر رو دارند و امروز فرمایش ایشان را میخویم نقل بکنیم که چطور این شخصیت های بزرگ.مقابل نظر مشهور ایستاده‌اند
  2. نظر مشهور چی بود این بود که فعل مقترن به احد ازمنه هست فعل ماضی به زمان گذشته فعل مضارع آینده یا حالم گاهی میگن امر حال و همینطور بقیه افعال اصلا فارق بین فعل و اسم همین گذاشتن زمان.
  3. وقتی میگم زید یا اسم فاعل حتی ضارب هیچ زمان توش نخوابیده که چه زمانی اما تا میگم ضربه از اول وزن شده برای زمان ماضی این چیزی بود که قبلا خوندیم الان چی باید بگیم الان میگیم ضربه وصل شد برای اسناد مبدا به ذات در زمان ماضی یعنی وقوع یک اسناد در یک احد ازمنه.
  4. کلی بگیم احد از منه تو فعل است نه تو اسم آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه معتقدند که نه فعل دلالت بر هیچ زمانی ندارد لا به نحو جزئیه ولا به نحوه قیدیه ولا به نحوه مطابق و التزام به هیچ نحوی زمان تو مفاد فعل نیست خیلی سخته اثبات کردن این مطالب.برای اینکه فرمایششون رو ما خوب بفهمیم باز می‌کنیم کلامشون رو در سه تا محور و یکی یکی ببینیم چی میگن و اون نقطه اشکالشم وقتی بهش رسیدیم خدمتتون عرض می‌کنم کجاست نکته اولی که ایشون می‌فرمان می‌فرمایند مشهور می‌گویند افعال دلالت دارد بر زمان همون ماضی دلالت بر زمان ماضی میکنه مضارع دلالت بر.حال آینده می‌کند امر دلالت بر حال می‌کنه
  5. منظورشون چیه منظورشون این است محقق مبدا فی احد الازمنه ما این کلمه محقق مبدا رو یه مقدار دست کاریش می‌کنیم چی می‌گیم می‌گیم اسناد المبدا. الی الفاعل فی احد الازم اسناد است محقق مبدا این یه مقدار بو میده و بوی.کار خدایی می‌خواد مبدا رو می‌خواد ایجاد کننده باشه ممکنه کسی ایراد بگیره خب نظر مشهور این است اما خود ایشون چی می‌فرماد فرمان ولاکن صحیح آن است که فعل دلالت بر زمان ندارد تو این مطلب اولشون اینه میگن فعلا مرکب از یه ماده سه هیئت ما تک تک صحبت میکنیم میبینیم نه ماده او دلالت بر زمان داره نه هیئت او.خوب وقتی ما دوباره هیئت دلالت نداشت بعد که این‌ها ضمیمه هم میشه که نمی‌شد بگی یه چیز جدید به وجود اومد که ببینید یک مرکبی داریم مرکب از دو جز جز اول دلات بر زمان نداره جز دوم دلالت ندارد حالا تا ترکیب می‌شد یه مرتبه میگه دلالت داره قطعاً ترکیبشم دلالت نداره این دلیل ایشونه
  6. حالا توضیحش ضرب یه ماده داره به نام ضر ب خب ضرب آقای زمان داره وقتی میگیم ضرب چه زمانی توشه.قطعاً زمان توش نیست و ماده لا تدل الا علی الطبیعة المهمله طبیعت زدن رو میاد مهملم هست هیچ زمانی توش نیست عرض شود که میان سر هیئت همین جاست که فرمایش ایشونو دقت کنید ما هم تو اینجا ایراد داریم و حسب هیئت یعنی اون ضرب تو فعل مثلا ماضی شد ضرب فعل وزنش ممکنه کسی این فکر رو بکنه که.هیئت او هیئت فعله هیئت یفعلو هیئت شاید دلاتو بر زمان بکنه ایشون می‌فرمان نه هیئت هم فقط می‌رسونه که اون ماده نسبت دارد به این ذات الان نحو من انها نسبت یعنی نسبتش تو ضرب ضربا ضربو میدونید فرق میکنه دیگه انواع و اقسام نسبت داره.یه نسبت میدیم به مفرد مذکر مغایر یه نسبت میدیم به تثنیه یه نسبت میدیم به جمع یه نسبت بدیم به مذکر یه نسبت به مونث اینا میگن انهای نسبت این انها نسبت زمان توش نیستا نسبت ماده به ذات علی نحو من انها نسبت
  7. خب با توجه به این حالا نتیجه ضربه و نه هیئت او دلالت بر زمان ندارد.زمان جز از مدلول فعل نیست ایرادی که ما اینجا داریم من هنوز نکته سوم ایشونو نگفتن اما همین جا تا ذهنتون آمده است بگیم که این فعل گفتید یه ماده داره یه هیئت داره مادشو قبول داریم طبق نظر فرمایش ایشون می‌گیم دلات بر زمان نداره اما هیئت داره هیئتش هیئت فعله واضح اون وقت که میخواست ضرب را وضع بکنه وضع کرد برای این وقوع نسبت. معنا کنیم ای وقوع الاسناد اسناد مبدا به ذات فضمن الماضی اینطوری وصل کرد
  8. چرا هیئت شما خالی از زمانش می‌کنید و جالبه که خوتون تو حرف زدند تو نوشتاراتون همه اینا رو رعایت می‌کنید اگه بخواید بگید زمان خارج از مدلول اوست اولین مشکلی که بهتون میگیرن میگن که پس ما مضارع راعوض کنیم زمان که توش نیست که به جای بگیم یضرب.نمیتونی بگی اون باز با فرق ضربان تو چیه تو مفرد مذکر غایب که نیست که تو اینجا مثل همه فرغش زمانه عرض شود که در حالی که این‌ها رو ما می‌دانیم فارغ بین ماضی و مضارع میشه این زمان که تو یکیش میگه زمان ماست یک زمان مضارع یه اراده دیگه هم اینجا ما داریم دقت بکنید و اون این است که اگر ما.

 

  1. بین ماضی و مضارع بخوایم یه مقایسه بکنیم می‌بینیم یه اشتراکی داره یه افتراقی داره اینم اشکال دومیست به ایشون و نمی‌دونم خدا آخوند خراسانی را رحمت کند ؛ ماضی و مضارع اشتراکش تو ماده یعنی زادراش مشترک افتراقش تو چیه تو هیئت خیلی خوب و افترا شد تو هیئت اونهایی که می‌گویند.ماضی و مضارع زمان نداره بیام جواب ما رو بدن که این ضارب چه اثری داره ضرب باید فرقش چیه ماده که مشترکه زمانم که آقای خویی می‌فرمان توش نیست پس هر دوش مفرد مذکر مغایبه فارغش چیه دقت که می‌کنید یعنی چیزایی بود که برای ما مسلم بود تو ذهن ما یه مرتبه یه حرفی زده میشه میخواد این مسلمات و تخریب بکنه البته ما تحسین می‌کنیم جرئت ایشون رو.
  2. که مقابل مسلمات قد علم می‌کنن میگن نه ما اینو قبول ندارم این جرات خیلی خوبه اما در عین حال می‌گیم نه هر جرتی حالا جرات داشته باشیم که مسلماتم خرابش بکنیم و به قول یه کسی می‌گفت به بسم الله ایراد بگیریم که دیگه نمیشه دیگه همه چی به هم خراب بکنیم الان سوال من اشکال دوم من در واقع اینه ضربه و یضرب ماده اسناد ب مفرد مذکر معربش هم که مشترکه فارقش چیه.
  3. چی چی تو ذهنتون هست که یه جا میگه ضربان و یضربو غلطه یه فرقی بین اینا هست یه جا میگه اضربا درسته ضرب و غلطه فارغش چیه زمانه هیچی یعنی جز زمان این دلیل بر اینه که واضحا برای ضربت زمان ماضی رو در نظر گرفته تو مفهومش دخالت داده گفته ضرب مال مفرد مذکر مغیدی است که در گذشته یه مبدعی رو مرتکب شده به نام ضرب.
  4. تو یضربو باز مفرد مذکر ما غایت که در حال یا آینده یک مبدائی رو مرتکب می‌شود اینم حرف ما دیگه من فکر می‌کنم تمام حرفایی که می‌خواستیم آینده بزنیم و الان دیگه زدیم چون همینجا بود بحثم اینجا بود که جلسه گذاشتم گفتم قبول نکنید حرف کفایه را بخاطر همین بود که تو ذهنتون یه اشتباهی تجسم پیدا نکنه بعد برید بگید خب آره راست گفتن دیگه.
  5. بله آزاد اندیشی حوزه اقتضا می‌کنه که همه آزاد باشند حالا همین شما هم که اینجا هستید آزاد می‌خواید انتخاب بکنید حرف کفایه یا نه اما آزاد اندیشی نه به این معنا که بی دلیل حرف بزنیم بالاخره باید دلیل بیارین با دلیل میریم جلو الان عرض بنده ام اگر شما با دلیل رد بکنید گوش می‌کنم ببینم برای شما هم یه دلیل بیارید به نفع کفایی و فرمایشات آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی.
  6. خوب دوتا مطلب دیگر آقای خویی دارم چی همین گفتم دو تا مطلبیم داریم فرمایش آیت الله عظما خویی الان دومیش همین فرمایش شماست ما الان مطلب اول ایشونو گفتیم که فعل ماضی مضارع همه افعال فرمایش ایشون این شد که نه ماده او دلالت بر زمان دارد نه هیئت او دیگه بعد نگفتن که پس جمع که میشه دلالت ندارد اینو ما دیگه اضافه کردیم که بگیم وقتی جمع هم شد همینه.
  7. نخود و لوبیا میگه نخود اینه لوبیام اینه حالا ضمیمه هم بشه که عوض نمیشه که همون دو تا ترکیب انضمامی و اما نکته دومی که ایشون دارن اینه آیا میشه ما زمان رو قید بگیریم برای فعل قید اگه گرفتیم نتیجه چیه همون چیزیست که در. منظومه مرحوم سبزواری رضوان الله تعالی علیه مشهورم شده تقیدون جزء و قیدون خارجی فرض کنید من خودم رو متقید می‌کنم به اینکه فلان لباس بپوشم تقید جزء منه اما خود قید که لباس خارج از منه این خلاصه بحث خودم را مقید کردم که مثلاً فلان کفش بپوشم فلان کارو بکنم یعنی تقید به یک قیدی اون قید خارج از منه.
  8. اما تقید تو درون منه من خودم رو متقید به این کار کردم ما تو نماز اول وقت همین رو میگیم میگیم سعی کنیم خودمون رو متقید به اول وقت بکنیم این تقید تو درون منه اما خود نماز خارج از منه یا عملی در ما نحن فی بگیم ضربه قیدش زمان ماضیه اما خود هست هم متقید به این زمان است تقید که شد یعنی چه من اینا رو باز بازش می‌کنم.
  9. تقید یعنی نسبت مبدا به ذات متغیر به زمان ماضی است این میشه جز ضرر تقید جزء اما خود زمان ماضی می‌شد خارج از ما خویی رضوان الله تعالی علیه می‌فرمایند هو و ان کان امرا ممکنا فی نفسه من اینو قبول دارم ممکنه یه کسی این حرفو بزنه الا ان غیر واقعقع یا واقع نشده کجا میگید که فعل ماضی تو لغت گفته واضح گفته خب بگو.
  10. اینکه بگیم مثلاً یک انسانی دو تا سر داشته باشه ممکنان اما غیر واقعه ممکنه یعنی ما حال نیست اما حالا واقع داریم تو جهان خارج داریم یه آدمی که دو سر نداره چیکار کنیم وقتی نداریم دیگه نداریم اما ممکن است خدای متعال بیافریند تو بحث‌های امکان وقوع همیشه ما این حرفو می‌زنیم که این غیر از بحث محال بودنه در ما نفی اینجا ایشون میفرمایند که ضربه رو بگیم متقید است به فعل ماضی.
  11. به زمان ماضی زمان ماضی قید است و میشد خارج طبق نظر ایشون گفتن نه ماده نه هیئت دلاتو بر زمان نداره از قید خارجه اما تقید او تقید چیه گفتیم اسناد مبدا به ذات اینو متقیدش کنیم به زمان ماضی این دیگه تو درون فعل ماضیست تو فعل مضارع متقیدش کنیم به زبان آینده میفرما اگه کسی این حرفو بزنه.

 

  1. ولو این کلام کلامیست ممکن یعنی ما حال دیگه نیست اونو قبلیه رو رد کردن گفتن اصلاً نمی‌شه نه ماده نه هیئت گفتن دلالت بر زمان نداره اما به شکل تقیدو قبول دارم اینو می‌فهمن و ان کان امرا ممکنا فی نفسه الا غیر واقع واقع نشده چرا واقع نشده دور همون دلیل اولو میارن میگن بخاطر اینکه وقتی میخوید بگید تقید به زمان ماضیست.میگم منشا تقید یابد ماده او باشد یا هیئت او باشد هیچ کدام نیست .
  2. ماده ضربت چیه ضربه اون ضرب کجاش تقید به زمان داره زهرا اصلاً مشخصه یه لیسیده‌ای از زمان مجرد و همچنین هیئت به هیئت که میرسه گفتم کلامشون ایراد داره اما ما دوره کلام ایشونو نقل می‌کنیم که می‌فرمان هیئت فعله با نمیره که این فعلت تقید به زمان ماضی داره تقید جزء.
  3. با همچین چیزی از هیئت فهمیده نمی‌شه و شیء من المادته لایدل علی الزمان این خلاصه کلام ایشون شد تو این مطلب دوم والجواب هو الجواب ما هم دو تا ایراد گرفتیم گفتیم اتفاقاً هیئت دلالت بر زمان دارد واضح گفته دلیلش اینه اولاً نمی‌تونیم ماضی مضارع جابجا بکنید تو کلامت هم تو مازی مضارع جابجا کن همه میگن تو اصلا ادبیات بلد نیستی.
  4. قطعاً زمان تو موزون له ماضی و مضارع هست ثانیاً فارغ ضربت با یذربو طبق نظر آقای خویی و آقای آخوند خراسانی و اینها فارغ دیگه نداره چون ما داشتیم مشترکه هیئتشم که میگید که هر دوش مفرد مذکر مغایره فارغ از چیه یعنی واضح عذر میخوام مریض بوده که دو تا لغت وصل کرده یکی از مریض که نبوده که.
  5. یه چیزی فرقی براش بوده یکیشو دیده کار در گذشته واقع شده گفته ضربان اونجایی که کار دارد حالا یا آینده زمانه زمانی که شما حذفش می‌کنی میگه زمان دخالت نداره تقید نداره پس هیچی هیئتشم مثل همه پس هیچی هیچ فرقی با هم نداره نمی‌تونید اینو بگید و اما دلیل سوم یعنی مطلب سومی که آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه دارند.
  6. میان سر همون نکته‌ای که در کفایه آمده تقریبا فرمایش‌های خوبی با کفایه یکی بود جز این مطلب دومشون این تقید و قید رو ایشون اینجا تو مطلبشون اضافه کردن که ما استفاده کردیم از کلام ایشون مطلب سومشون چیه میگن ما فعل‌هایی داریم که فاعلش زمان است نه زمان یا فاعلش مجرد هردو.
  7. و تو این دو مورد که فاعل یا زمان باشد یا مجرد باشه امکان نداره زمان تو معنای موضوع له فعل باشه وقتی امکان نداشت باید بگید که طبق نظر مشهور بگید فعل ماضی دلالت بر زمان دارد الا این دو مورد این دو مورد خارج از موضوع لهه پس دو تا کار باید بکنیم تو این دو مورد یک باید بگی فعل ماضی دوم زمان داشت بعد من زمانش حذف میکنم میام تو این دو مورد.زمان نیست باید تجدید بکنید ۲ باید بگید مجاز است این دو مورد و هیچ کدامشو شما قبول ندارین نه تجرید و قبول دارید نه مجاز اینم خلاصه بحث گذشته داریم تکرار می‌کنیم
  8. دو تا مثالم بود مثال برای اینکه فاعلش زمان باشه میگید زمان مزا زمان ما اینا بعد همین الان جواب میدیما حالا ما چون معتقدیم حرف مشهود درسته اینا رو جواب میدیم.
  9. الان داریم کلام ایشونو نقل می‌کنیم ایشون می‌فرماد مضا از زمان خب مضا فعل ماضیه طبق نظر مشهور یه زمان توشه فاعلشم که زمانه با چی میشه وقوع الزمانش میگید که این زمانی که به عنوان فاعله تو زمان واقع شده و طبق نظریه ایشون میگن دور یا تسلسل به وجود میاد منم روی هرچی فکر کردم نفهمیدم چطوری می‌خوان کلامشون رو اثبات بکنن.
  10. فاعل ما زمان است تو خود مضارع  یه زمان هست دو تا زمان وقوع زمان فی زمان اما دیگه نگفتن دور است یا اما اینجا آیت الله عظما خویی میگن لان الزمان لا یقع فی الزمان و الا ندارد او تسلسل اینم بشینید یه فکری بکنید ببینید می‌تونید کلام ایشونو اصلاحش بکنید خلاصه میگم زمان نمیشه در زمان واقع بشه زمان.
  11. اسنادش نه اسنادش به ذاته وقوعش در ماضی مثال دیگه رو بزن حالا زمانه نگید ضرب زیدون و بگیر یا اکله زیدون اکله زمان دیگه نیست زمانی است اکله دارید نسبت وقوع مبدا رو که اکل باشه می‌دید به فاعلش که زیده دارید اسناد میدید در زمان این خلاصه نظر مشهور که میگن در ماضی.
  12. نظر مبارک ایشون اینه که زمان حذف میشه این اسناد به فاعل داده میشه اما زمان توش نیست نه تو مادشه نه تو هیئتش الان دارن میگن که دلیل سومشون یعنی مطلب سوم نه دلیل مطلب سومشون اینه که اگر بخواد مضارع یا اکله یا هرچی حالا اینجا مضارع می‌گیم چون بعد مثال بگیم اگه بخواید اسنادشو تو زمان بدانی باید چی بگی.
  13. باید بگیم مضارع زمان تو خود مضارع یه زمانه چون فعل ماضیه فاعلمونم به جز زید زید که نیست که فاعل ما خود زمانش مضارع از زمان تو ترجمه شما دو تا زمان نمی‌گیره تو ترجمه چی میگید زمان گذاشتم اما طبق نظر مشهور که میگه فعل ماضی دال بر زمانه یه زمانی اینجا هست یه زمانم که فاعله داره  چی میشه وقوع الزمان فی الزمان و های خویی می‌فرماد وقو فی الزمان یا دورش یا تسلسل.

 

  1. چون به نظر ما همچین چیزی هم نیست بعد ما رد می‌کنیم دیگه اینا رو میگیم نیستند خب چی گفتن فرمودند زمان طبق نظر مشهور دو تا باید مشهور انجام بدن کار اول اینه که از زمان و تجرید بکنن و بگن همه جا فعل ماضی دال بر زمان است الازمان توی این زمان توش نیست چون فاعلش زمانه دوم باید بگویند زمان مجاز است.
  2. مشهور اینو بگم خب نمیگن اینا مشهور نه تجرید میکنن نه قائل به مجازن میگن مجاز زمان حقیقته نه دیگه قائل نداره از اینکه قائل ندارد می‌خواهند آقای خویی نظر خودشونو اثبات بکنن میگن از اول مضارع زمان نداشت که شما میخوید تجرید بکنید زمان نداشت وقتی زمان ندارد تجدید نمیخواد وقتی زمان نداشت حقیقت هم هست از زمان حالا زمان توش نیست قیقتا.
  3. مشهور باید بگویند علی المشهور التجرید والقلب المجاز خب مشهورم که همچین حرفی نمیزنه یه زمانی رو خود این ماده فعل داره یه دونه هیئتش داره این دوتا را با هم گفتن دو تسلسل در حالی که این چیزی که ماده توی یه جهت.
  4. آینده رد می‌کنیم الان روش بحث نمی‌کنیم ولی با یه دقت بیشتری نسبت به این فرمایش همین فرمایش شما هم با عرض ما یکیه
  5. خب نکته دومی که ایشون می‌فرمایند چیه اینه میگن اگر فعل و نسبت دادید به امر مجرد گفتید علم الله به جای علم زید گفتید علم الله علم رو اسناد به مجرد اگه دادید موجود مجرد مبدا اش محدود به زمان نیست.
  6. دوباره اینجا باید چیکار کنید علم الله باید بگید که نه خدا علمش مال گذشته که نیست که طبق نظر مشهور باید بگید زمانش ماضیه پس علم الله یعنی علمش مال زمان گذشته است و الان نمی‌داند گذشته دانسته این اشکال نمی‌تونید اینو بگید تو علم زید می‌گفتید می‌گفتید زید در گذشته دانسته است پس حالاینده نمیتونید بگید که موجود مجرد اسم الله تبارک و تعالی.
  7. موجود مجرد علمش که همون مبدائه علمش محدود به زمان نیست بلکه فوق زمانه خب طبق نظر مشروع دوباره اینجا باید دو تا کار بکنن به علم الله که می‌رسه اول باید تجدید بکنن بگن همه جا علمت دلالت بر ماضی دارد زمان توش هست الا اینجا الا اینجایی که ائمه رو به الله نسبت دو باید بگید الله توش نیست موضوعش بازم بود دیگه حالا خارج حرف.
  8. با توجه به زمان نیست کلمه عین من نفهمیدم حالا که زمان نیست حرف خویی درست شد پس همینطور مچ گیری دارن میکنن میفرمایند که طبق این نتیجه همین است که نظر مشهور توی این دو جا نه تجرید میکند نه مجاز قائل اند.
  9. پس چی باید بگم باید طبق نظر آقای خوبی برم جلو حالا که تجلیل نمی‌کنی بگو از اول علمه زمان تو موضوع لهش نیست نه اینکه بگید هست و بعد تجلیل کنی بعد که تجدید کردی میگه خارج از موضوع پس مجاز از اول بگه زمان توش نیست راحت کن ما اینا رو بهش ایراد داریم همه اینا ایراد داره به خصوص کلمه مضارات توش یه دقتی کردیم انشالله بخوانیم تو درس های آینده یا فردا یا پس فردا.و صلی الله علی محمد و.... الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  1. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته