://hosein128.ir-پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق-في انواع مبادی المشتق-جلسه2-في عدم جریان النزاع في اسم الآلة و اسم المفعول
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: سه شنبه ۱۴۰۵/۰۷/۲۱
مدت زمان: ۴۳ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بخش چهاردهم عقاب عشر راجع به این است که آیا اسم مفعول و اسم آلت خصوص این دوتا جز بحث مشتق هست یا نیست صاحب کفایه می فرما هست.
- وقتی میگیم جز بحث دقت کنید یعنی باید روش بحث بکنیم بگیم اسم مفعول مثل اسم فاعل مضروب یه انقضای مبدا داره یه تلبس به حال داره دیگه آینده ی طلبش سه حالت داره اگه آینده مضروب واقع میشود همه میگویند مجاز هنوز کسی نزدهش گفتبان قطعا مجازا داریم دیگه.
- اگه گذشته زده شده و الان کتک نمیخوره اختلافش که آیا نسبت دادن ضرب وقوع ضرب نه صدور مجروح داریم آیا نسبت وقوع ضرب بر این زیدی که دیروز کتک خورده الان نسبتی که میدیم حقیقت یا مجاز اختلاف اگرم الان مطلبه یعنی همین الان داره کتک میخوره قطعا حقیقته اینو کسی شک درش.
- این نظریه سال کفایت شد اما نظریه صاحب فصول و به تبعشان محقق نائینی رضوان الله تعالی علیهما این دو بزرگوار میگویند کلمه مضروب انقضای مبدا نداره که وقتی کسی دیروز کتک خورده صرفی که کتک روش خورد دیگه این مبدا صادق است یه لحظه و سریع گذشته خورده باشه.
- شما باید تصور کنید که این مبدا رد شد انقضا انقضا نداره دیگه کسی که میگه انه مضروبان زید مضربان انقضا دیگه توش نیست چه حالا داره کتک میخوره چه گذشته مهمش گذشته اختلاف سر این گذشته است که صاحب کفایه میگن انقضای مبدا درش هست صاحب فصول میگه نیست اینا روش فکر بکنن یه بار دیگه توضیح میدم چطور صاحب کفایی گویند رضا مبدا هست اینطوری بیان کنند.
- مثلاً دیروز پریروز که کتک خورده الان وقتی کتک نمیخوره الان ما چی میگیم ان قضاء ضرب گذشت دستمونم همچین میکنیم که دیگه فاصله هم بگه پس انقضا میکنه فصول چی میگن میگن قضا نمیکنه چرا چون صرف کتک خوردن ولو در گذشته دیگه این رو از مضرات خارجش نمیکنه
- میگفت. کتک خورده ولو سه سال پیش عرض شود که این مال اسم مفعول راجع به اسم آلت واضع ترش اسم حالت چی میگن میگن وقتی که میاد از رو کلمه مفتاح میرم جلو تا این فتح میاد تو هیئت تا میاد توی هیئت دیگه فتح میشه وقتی آمد داخل هیئت شد.
- یعنی یک قابلیتی دارد برای باز کردن در واضع میگن تا ببینیم چی منظورمونه تا میگم قابلیت روش دقت میکنیم که چی میخوایم بگیم خب جناب صاحب فصول قابلیت انقضای مبدا توش نداره این قابلیت نداره نداریم چه اون وقت که شما کلید انداختید در دارید باز میکنید اون حالت فعلیشه حالت فعل.اما قابلیتم هست توش اما اونو بهش قابلیت نمیگن قابلیت یعنی الانم که این مفتاح تو جیبتونه بازم مبدا منقضی نشده که بگه من ۵ ساعت پیش در باز باز کردن نه حالا نخیر قابلیت فتح باب در این مفتاح هست صاحب فصول میفرمایند هم که قابلیت باشه انقضا نداره خوب جواب به جواب که میرسیم خیلی ساده اول اسم آلت بگیم که.
- یه مقدار تو این زحمتش مفعوله راحتتر جواب داده میشه هر چقدر که ما تو اسم آلت سه حالت داریم یک شأنیت دو قابلیت سه فعلیت این سه تا با هم متفاوت اینو قبلا نگفته بودیم حالا این سوالاتو میذاریم کنار هم فعلیت یعنی چه فعلیت یعنی الان داره باز کنه نمیگم دفع قابلیت یعنی چه قابلیت یعنی ولو تو جیبتون هم هست.
- همین اندازه که استعداد باز کردن دارد اینو میگیم یعنی قبول میکند این کار ازش صادر بشه این قابلیت اگه ما همین مفتاح اومدیم دندونشو شکستیم قابلیت دیگه نیست اما شأنیت هست شأنیت این رو داره اینا ممکنه با الفاظ حالا ما داریم مرادمون مشخص میکنیم شأنیت باید توضیح بدیم اصطلاح که نیست که بگیم اصطلاح فلاسفه چیه منظورمون از شأنیت چیه.اینه که اینکه دندونش شکسته میتواند دوباره دندونشو درست بکنید این دندونش داره از بین نرفته دیگه نداره دیگه حالا یکی یکی میگیم دیگه بعد از که دندونه شکست شأنیت هنوز هست یعنی انقضاء مبدا تو شأنیت نیست اگه منظورتون تو مبدا یعنی فتح گشودن اگه تو مفتاحش میگه شأنیتش از بین رفت یا نه.
- تعمیر میکنم مثلاً کلید یه مقدار کج شده یا تو درب نمیره شأنیت هنوز صافش میکنن ما داریم لفظ و باهاش داریم حرف میزنیم ممکنه بگید فرق بین اینا واون رو ایراد اینطوری نگیرید من دارم توضیح میدم شرح الاسمه تو شرح الاسم ایراد نگیرید و اما صورت دوم قابلییت -قابلیت چیه اینه که این کلید سالمه. و تا سالمش انقضای مبداش سرو نمیکنه تو مبدا باشه است یعنی قابلیت فتح دارد ما همینو داریم اتفاقاً بحث ما تو همینه که صاحب کفایه میگن انقضای مبدا برای مفتاح هست به چیه قابلیت ازش گرفته بشه حالا یا کج بشه دندونش بشکنه صاف و انقضا نداره و توضیح هم میدن میگن چون قابلیت منظوره قابلیت هم دائما داره خب نه دائمی نیست قابلیت با یه شکستن قابلیت نیست پس انقضای مبدا طبق نظر ضاحب کفایه هست و طبق نظر صاحب فصول نیست قابلیت چیه حرف نمیزنند ببینید.
- صاحب فصول مفتاح و با ضارب مقایسه به مبداش چیه حین فعله بعد گفتم مفتاح اینطوری نیست مفتاح تلبس به مبداش فعل که نیست بعد از اینم که در گذاشته تو جیبتون قابلیت داره مقایسه میکند با ضارب تومقایسه حرفشون درسته ضارب وقتی داره میزنه. نسبت به مفتاح میگه تو درو وا میکنی مفتاح بعدم تو جیبت هنوز مفتاحه پس انقضای مبدا ندارد ما چی میگیم تولد صاحب الکفایه ما میگیما انقضا مبدا فی کل مورد به حسبه چه مورد ضارب انقضای مبدا اونجا با تلبسش بسنج تو صدور الذر صدورضرب که یعنی قضیه اما تو مصراب تا صدور الفت نمیگفتید مفتاح به چه عنوان میگه مفتاح.
- آیا به عنوان صدور الفت نه بلکه به عنوان قابلیت فهمیده چون به عنوان قابلیت پس بعد از اینم که در آوردید و گذاشتید تو بازم قابلیت فصول انقضای مبدا شما مقایسه نکن با ضرب شما اینو بر سر خودش بسنج بگو قابلیت معیار است هر وقت قابلیت از بین رفت قابلیت کی از بین میره حالا یه دندونش بشکنه یا خود کلید کج بشه.
- دیگه قابلیت از بین میره تو جیبتون باشه چه تو در- یه دندونه بکنه دیگه وارد نمیشه درو وا نمیکند براتون این قابلیت رفع حالا که رفت این نزاع میاد میگه مبدا منقضی شده به اعتبار اینکه ما سالهای قبل با این باز میکردیم آیا الان یسق علیه مفتاح ام لا یکی میگه هست یکی میگه نیست پس انقضای مرد در مفتاح فرق بذارید با ضارب بزرگ قشنگ مشخص میشه
- عرض شود که.حالا ما اون سه حالتم اگه بخوام بگم معیار در آلت چه حالت شد یکی یکی من میگم وقتی شما انقضا مداحشو بزار کنار سه حالتش کتاب دو حالتشو گفتیم اضافه کنید برای همین جهت کتاب جلوت گذاشتید ببینید چی داره میگه آنچه در کتابش دوتا گفتیم معیار فی العالمین یک بالفعل دو شأنیت مطلقه این دو تاشون. شأنیت مطلقه به این زودی از بین نمیره یعنی اگه دندونشم بشکنه کج بشه اون شأنیت مطلقه هنوز تو ماده ش هست ولو اینکه ماده بریزن تو کوره آتیش بزنن داغش بکنن و دوباره کلید درستش بکنه شأنیت مطلقه اگه میگید برای فتح دارد یا نه من نشونتون میدم که کلیده شکسته شأنیت مطلقه هست یا نیست الان شما میگید پس انقضای مبداش کیه.
- یه مقدار سخته تصورش باید بگید وقتیه که اصل ماده از بین بره تبدیل ماده به انرژی بشه بحث ما تو اصول خارجه هم شأنیت هم قابل شده داریم یه وقت تو ذهنتون قابلیت است قابلیت تا تو جیبم که بذارید هست مگر دندونش بشکنه.
- اما شأنیت بعد از شکستنم هنوز کلمه شأنیت من یه مقدار ابا دارم چون اصطلاح نیست توضیح میدیم میگم کتاب نوشتیم شأنیت مطلقه منظور از مطلقه همینه که مطلقه یعنی به هر شکلی که شما در نظر بگیرید شأنیت دارد ولو به اینکه تو کوره دوبا ره بریزید دو سه تا دندشو یا همه دند از بین رفته یعنی داره مفتاح درست میشه.
- پس قابلیت از بین بره نه قابلیت توضیح میدم دیگه میخواد با یه اسم دیگه بگید چرا سه قسم تو ذهنتون بیارید.ما یه چیز اضافه کردیم اینجا این دیگه تو اصول نبود شهنیتم اضافه کردیم گفتیم بعد از که کج میشه شأنیت سیرورت به مفتاح دارد یا ندارد خود سیرورت آینده گفته شأنیت منقضی نشده با اینکه دندونشم شکسته است هر بلایی سر این کلید بیارید تا وقتی این آهن هست میگه شان نگه دارد.
- قابلیت اونجایی که دندونش میشکنه قابلیت دیگه ندارد منظورم چی بود قابلیت یعنی تو دارم که میکنی در باز نمیشه اما همین که دندون شکسته شأنیت دارد میگه چی چی تو کله یه مویت داره میگم منظورم شأنیت اینه که تو کوره و میتونید دوباره برش گردونی به مفتاح شأنیت عربی گفت.راجع به اسم مفعول خیلی راحت جواب ایشونو میده ایشون چی گفتن یه بار دیگه استدلال صاف وصول محقق خلاصه کلامشون اینه میگن صرف صرف یعنی یه لحظه ظرف واقع شد روی زید دیگه مضروب حقیقتاً دیگه نمیتونی که واقع رو منقلب کنی اما واقع علیه نمیتونه که بالاخره این آقا کتک خورد یا نخورد خب میتونی یه کاری بکنی بعد از یه سال بگو کتک نخورد.
- میگن دیگه این واقعه چیست این است که ظن وقع علیه این وقع کذب نیست که صدقه واقع شد تو انقضای مبدائه یعنی بعد از اینکه گذشت دیگه هم کسی نمیزندش آیا انهم مظلومان الله میگن بله مبدا دیگه منقضی نمیشه لاینقل الواقع اما وقع علیه خیلی صاحب کفایه چی میگن ما چی میگیم.
- ما میگیم منظور از ضربی که واقع شد تلفظ فعلیشو ما اول بگو اینو بچسبون بهش بگو منظورمون از ضرب چیه حین ضربه بنابراین یه دقیقه بعدش دیگه کتک نمیخوره نخیر لا یسق علیه مظلوما اگر کسی گفت انهم کاذبه دروغ داره میگه ما سلب میکنیم تخم مطمئن بشیم که اگر کسی مجاز داره میگه چون سر علامت مجازه دیگه دیگه نمیتونسبتی را سلب بکنی.کجا نمیتونی سلب بکنه اونجا که فعلاً داره کتک میخوره یه جواب نقضی هم صاحب کفایه میدهند به صاحب وصول که این جواب نقضی جواب قشنگی میگن اگه تو مضروب شما این حرفو میزنید تو ظاهراً باید بگید اینم جواب قشنگش تو ضارب چی میگه صاف و صو میگن ضارب منظور تلبس فعلی است الان اگه داره صدره این یق علیه اما یه دقیقه گذشت دیگه.
- میگن دیروز که کتک خورد واقع نه عقیده من و شما واقع یعنی چی اتفاق افتاد چیه کتک خورد آیا میتونی امروز برش گردونی دیروز کتک نخور نمیتونی واقع لاینقلب ما با این بیانشون بیان قشنگیه میگن همین اندازه که واقع شد این مبدا چسبید به زید منتها مبدا چی هست وقوع ضرب چسبید به زید ولو پنج سالم بگذره دیگه انقضای معنا نداره.
- بحث ما تو منشی انقضای مبدا شما اول باید اینو درستش کنی بگی شخصی یه کاری رو در گذشته انجام داده که الان مشغول به اون نیست حالا ببینید مجاز یا حقیقتاً گفته میشه بحث اینه حالا جواب چیه دوباره تکرار باید بکنیم حالت را بینش فرق گذاشتن ما هم همین چیزی که فرق گذاشتن تقریبا درست میدونه فرق گذاشته بپذیریم یه ثمره میشه براش.قاطیش نکنه ایشون فقط تو بحث انقضای مبدا میگن منقضی نمیشود پس اسم آلت از بحث مشیت خارجه مفعول مشخص خارجه ما تو مشتقات کلماتی را بحث میکنیم که.
- انقضای مبدا صدق بکنه و بعد بحث میکنیم که حالا بعد از انقضا مجازند یا حقیقتاً صدق میکنه بحث شیر دادن به بچه را مثالشو زدیم که خیلی راحت یه مثال زدند و فقه هم ازش استفاده کرد یا مای مسخن به ما اینا رو گفتیم الان مائ گذشته گذشته آب یه لحظه حرارتش دادید.وقع علیه الحراره طبق نظر صاجب فصول دیگه منقلب نمیشه چیزی که واقع شد روش حرارتو نمیتونید بعد پنج سال بگید حراجش واقع نشد واقع چیست واقع یعنی غیر از من و شما و فکر منو تو تلویزیونم هی میگه میگه در واقع دیگه کاری به عقیده من شما نداره شما هرچی هم بگو واقع همین است خودشون هم نمیدونم در واقع یعنی چی یکی کلمه در واقع یکی هم که دقیقه؛ خودشون هم نمیدونن اما مرتب استفاده میشده میگه دقیقا دقیقا میخواد بگه دقیق با واقع مطلب.در واقع چنین است حالا مای مسخن اینه دیروز آب حرارتش شدیم الان آب سرده آیا وضوی به او مکروه یا نه صاحب فصول میگه که واقع رو نمیتونی عوضش کنی این آب یه بار حرارته دیگه همیشه یس که آب مسخن است پس وضوی به او مکروه اون کسی که انقضای مبدا شو میگه درست میگه نخیر دیروز الان نداره که الان ما دلیل میخویم برای کراهت دلیل نداریم اصل جاری میکنیم میریم جلو.
- کدوم مشتق میاد تو نظام کدوم نمیاد اون که بیاد تو نظام تو اصول بحثشو میکنیم تو فقه تو کبرا قرار میگیره اون که نیاید تو نزاع اصلاً هیچی نمیاد تو فقهیه اثر دیگه پیدا میکنه از خود فاعل ایجاد.
- فرقش اینه ضارب صدوره مجروح وقوعه اگه تو مضروب حرف بزنه میگه ولو ۵ سال پیش واقع شد یه لحظه دیگه تا آخر عمر واقع آن است که این مضروب است انقضای مبدا صدق نمیکند تو زار میزنیم ظاهرا پنج سال پیش یکی یه لحظه گوشی کسی واقف چیه اینه که این آقا آیا میتونید ازش بگیرید.
- راجع به اثر میگه اثر هر دوشم از بین رفت تو گوشش با همه دیگه هم ضارب داریم اگه صفر زده ۵ ساعته دیگه اثر رفت با عسل که رفت هم ضاربش میره هم مجذوبش میره اگه یواش زده یه ربع دیگه میگه مثل همه دیگه یه عمل ساده میشه اثر.
- اثر ضرب از ضارب صدوریش صدور فرق نذارید دارید تسامح میکنید صدور رو داریم میگیم صدور یعنی ازش صادر شد دستشم یه مقدار درد گرفت اثرش چیه اینه که باید دیه بده حالا رفته سر اون اثری که ما بخش میکردیم گفتیم اگر میخواد دیه بگیره رفته نظام پزشکی و شکایت کرده اینا خیلی قاتل میمونه بحث گفتیم قبلا پس فرقی بین اسم فاعل و اسم مفعول نیست.
- به نظر ما میگوییم وقتی که ذات متلبس به مبدا شد حال یسق علیه انه ضارب و میگفت عوامل بعد که منقضی شد یعنی الان کتک نمیزنه اونم کتک نمیخوره چی میگیم میگه آیا ممکنه حقیقتا هنوز که بگیم مضرب یا مجازات ممکنه پس مثل همه.
- هرچی بگی دستش گردن همه مگر که شما یه دستکاری تو لغت بکنید تو ضارب ملاک صدور فعلی یه فعلی بهش اضافه میکنه صدور فعلی اما تو مضروب صدور فعلی نیست وقوع فعلی نیست اونجا اعم است از وقوع دفع و مضاررا شما دارید دستکاری میکنید طبق دستکاری شما مثل قرینه میمانه.
- قرینه گفتی که تو مضروب هر دو است چه الان کتک میخوره چه گذشته قرینه است اما دستکاری نکنید مثل هم میمونه فرقش فقط تو صدور مسئله بعدی هم مراد از حال اینو بارها گفتیم اینجا باز تکرار میشه که مراد از حال چیست تصریح میکنم ساده که مراعات حال متکلم نیستا بابا حال. اسنادو داریم میگیم حالت جری رو داریم میگیم باید ببینیم کی جاری شده این مبدا بر این ذات یا ذات مطلب بشه به این مبدا شده بنابراین زمان نطق ملاک نیست نه به نحو مطابقی نه تضمنی نه به نحو التزامی که ظرف نباشه زمان قید باشه هیچ یک از این سه تا نیست اما زمان ضعفی چرا زمان ضعفی معلومه که هر عملی بالاخره وقفی زمان ما.
- خارج از زمان باشه حالا یه مثال زیدون کان قائماً بالامس این کان قائماً بالعکس اگه زمان نطق ملاک باشه پس باید این مثال بگید مجاز گذشته در حالی که میگید نخیر اینجا چیه میگید تلبس ذات به مبدا رو دارید میگید در دیروز نسبت به دیروز تقارن.
- حقیقت زیدان کان قائما بالعکس مثال دیگه زیدون سییکون قائمه سییکون قائما قدم بکند که نگید آینده کیه قدم همین فردا چی میشه اگر ما گفتیم که زمان نطق ملاکه میگه پس آینده دیگه نیست و قطعا مجاز در حالی که همه اینا میگن حقیقته.
- چون همون زمانی که فردا مطلب بشه به مبدا میشه منم تو همون زمانو دارم اسناد میدهم اسناد من فرداست الان بهش اسناد نمیدم زمان لطف پس یه اسناد داریم یه تلبس داریم تلبس کی است فردا اسناد کی اسناد کار منه که دارم خبر میدم اسناد منم در اسناد که فردا اسناد با تلفظ زمانش یکیه این بیانی که گفتیم خیلی واضع حرف زدیم.
- یه اشکالی تو عبارت کفایت اینو خودتون حلش بکنید من دیگه اینجا نوشتم آخوند چی میفرماد میفرماید فیکون الجری والاتصاف فی الحال و تلبسو فی الا استقبال تو کجا مثالشون اینه زیدون ضااربان قدر این عبارت کفایه رو نمیتونید معنا کنید یا میخونه زین زارقدر میگن جنگ فیکون الجر وا الح.
- ایراد چیه ایرادش اینه که تلبس لازم که یعنی لباس مبدا رو پوشیدن تلبس با اتصال فرقش چیه جناب اتصالفا فعل لازمیه دیگه الان بینش فرق گذاشتن یعنی اعتصاف حال است تلبس در آینده نظر عربی اتصال با تلبس هر دوش یه معنی داره اتصال متصل شدن خب باید چی بگن.
- درستش چیه اسناده ما عبارت اصلاحش کردیم گفتیم از صحیح استقبال یعنی آینده متصف میشه آینده متلبس میشه آینده جری است جر یعنی جری مبدا علی الذات اینا همه فعل لازمیه اما اسناد اسناد باب افعال یعنی کار من من میخوام اسناد بدم یه عملی رو به کسی.
- والاسناد الذی به معنا اثبات المبده لذات و هو فعل المتکلم وقع فی الحال اینم اشکالیست که تو عبارت کفایه حلش کنید و یه دقتی بکنید و صلی الله علی محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




