://hosein128.ir-پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
تفسیر آیه ۲۲ سوره یونس مدرسه صدر بازار اصفهان استادا بهشتی نژاد زید عزه-
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی رسول الله و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین
- امروز لطف پروردگار آیه بیست و دوم سوره مبارکه یونس را که یکی از آیات مهم و هشدار دهنده این سوره مبارکه است هم بحث معاد هست.
- به همه هشداری که انسان را از خواب غفلت بیدار کند هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ (22)
- هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بر اساس توحید ربوبی همه کارهایی که در عالم امکان در عالم وجود هیچ کاری بدون اذن تکوینی پروردگار محقق نمی شود گرچه انسان موظف است.
- بر اساس ضوابط دینی کارهای خود را تنظیم بکند اما نظام تشریع از نظام تکوین جدا نیست چون خالق تکوین شارع تشریع هم هست وهم بینما پیوندی عمیق وجود داره میفرماید خداوند اون کسی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت در میآورد چه سفرهای زمینی چه سفرهای دریایی کلمه فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ.
- و به هر دو از یک ریشه است و نقطه مشترک هم داره منتها با تفاوت در معنایی که در ذهن آقایون هم کم و بیش هست الْبَرِّ یعنی اون سرزمین گسترده میان دو شهر به هر زمان به هر زمین و مکانی بَرِّ گفته نمیشود دو چیز در لحاظ باشه یکی وسعت دوم خالی از سکنه بودن فاصله بین دو شهر.
- اینطوری گاهی اوقات الْبَرِّ سر صد فرسج کمتر یا بیشتر بین هما فاصله است و نوعاً هم در این بین خانه مسکونی به عنوان یک شهر شهرک نیست ولی ممکنه کپر نشینی یک روستایی چیزی باشه اما اینکه به عنوان خانه مسکونی به عنوان یک شهرک به عنوان یک جایی که زمین مسکونی باشه.تو بیابون مطرح نیست
- بَرِّ یعنی اون سرزمین گستردهای که میان دو شهر هست بر یعنی کار نیک چرا به کار خیر میگن الْبَرِّ خب دیگر عمل صالح میگن خیر و امثال ذالک به اعمال صالح و کارهای خیر هم که الْبَرِّ میگویند به خاطر اینکه به واسطه انکار خیر اون عمل گسترش مییابد انسان با کسی که اهل نیکی هست.همکار صالح عمل خیر را انجام میدهد
- همین جوری انجام میدهد که باعث گسترش و شیوع آن کار باشه یعنی هم عامل است و هم مروج آن کار مانند اقامه صلات اقامه صلات کار خیره وعمل صالح هم هست عمل صالح هست به خاطر اینکه دستورات پروردگار را انجام می دهد اما بهش ابَرِّ َمیگویند چون باید جوری انسان نماز بخواند.که خود خوانده است و هم دیگران را به این عمل خیر دعوت میکند این الْبَرِّ است اهل بَرِّاست
- و سبب میشود الْبَرِّ که انگار خیر گسترش پیدا بکند فرمود خدای متعال شما را هم در این بیابانها این طرف اون طرف سیر میدهد و حالا یا با مرکب یا پیاده در هر حال پیاده برد و اعضاء و جوارح که خداوند به او داده سواره برود بله دیگه عمل خیر را گسترش دهد.
- به.هر جا به دل بیاد یعنی انسان باید جوری کار را انجام بدهد که باعث گسترش آن کار بشه یعنی بقیه هم بفهمن که این دارد این احسان را انجام میدهد تشویق بشن و خدای متعال به خاطر همین کار برکت و گسترشی میدهد که باعث شود بقیه هم به حرکت در بیان
- یه بار رهبر بزرگوار انقلاب زکیه فرمودند که من اومده بودم قم. اون موقع طبقه جوان بسیار با استعداد و پیشرفتشان خیلی سریع بود میموندن اون موقع مسئله مرجعیت ایشون مطرح بود که حالا قبل از انقلاب بود و و یک نیروی جوان فعال آدم وارستهای که در مسائل سیاسی هم یه عالمه به روز بود العالم به زمانه خیلی زمینه پیشرفتشون درشون وجود داشت پدرشون آیت الله جواد آقای خامنه ای ایشون مریض شده بودند.
- چشمشان کم سو و دیگه خیلی مشکل بود براشون و مطالعه کردند چند تا آقازاده هم داشتند اما غلاقه آو با آقا زدشون آقا سید علی بیشتر بود و دلشون میخواست که ایشون کنارشون باشن حضرت آقام که قم اساتید برجسته حضرت امام و بزرگان دیگر و زمینه بالاتر نه به خاطر اینکه مقام پیدا کنند به خاطر اینکه بیشتر بتونن برای آینده حوزه برای آینده اسلام تاثیرگذار باشند مردد بودن چیکار بکنن.
- با یک عالم اهل دل مشورت میکند که آقا من قم بمانم این پیشرفتها هست یا برم مشهد خدمت پدر دیگه از این پیشرفته در قم به این کیفیت باز میمانم و چیکار بکنم در قم باشم زمینه کار بیشتر هست اون آقا گفته بودن که شما حرف پدر را بشنوید اونجا هم حوزه علمیه هست مشهد حالا در قم بیشتر امکان هست همان خدایی که میتواند.
- در قم اون موفقیتها را به آن پیشرفتها را برای شما تنظیم بکند.
- همان خدا قدرت دارد در مشهد کار برای شما انجام بدیم این میشه توحید ربوبی انقلابت و فقلت و اشکال نکرده بودند یه حرف منصفانه و مشفقانه پذیرفتند برگشتن مشهد هم رضایت پدر رو تحصیل کردند هم مادرشون خوشحال شدن شد بر الوالدین.
- و خداوند سبب شد و وسیلهاش را فراهم کرد که در مشهد پیشرفت ایشان در آنجا که میخواستند بهتر فراهم شد بعداً آمدند که انقلاب اسلامی پیش اومد و اون خدمات برجستهای که انجام دادند و قدم به قدم پیشرفت و ریاست جمهوری بعداًم ۴ دهه تقریبا مسئله رهبری اونم با اون گستردگی و وسعت اگر انسان کار خیر را انجام بدهد وجه الله اون کار را به عنوان وظیفه انجام بدهد اون عمل صالح هست.درهم میشه
- چون سبب میشود آن کار گسترش پیدا بکند حالا همین قضیه گفته شده از ایشون ازبرادرم مکرر بازگو شده چقدر با همین قضیه تحت تاثیر قرار گرفتند احسان به والدین پیشرفتش را بیشتر کردند بستگی دارد به اون اخلاص و اون توجه انسان بنابراین اینکه البر را فرمود این ما هستیم که حرکت میدیم یه وقت از مبدا فاعلی غفلت نکنه انسان بگوید خودم هستم حرکت میکنم این پام سالم حرکت میکنم.این وسیله سالم حرکت میکنم ، بالاخره یک عالم وارسته در حق فرزندش دعا بکند با اخلاص مسلم اون دعا هم اجابتش بیشتر هست این یه خدمت به پدر و مادر یک مسئله وظیفه پدر و مادر نسبت به فرزند.
- البته دعا همچنین کردن خداوند تاثیر را قرار میداد بله دردعا بیشتر اثر داریم یه نفر گفته بود که من خیلی به پدرم میرسیدم شخصی بودن به این معنا که حالا مطرح شده کاسبی بود از پدرش که دیگه اون اواخر عمر نیاز داشته بود به اینکه مراقبت بیشتری ازش بکنه میرفتیم میاومده حمام اندازه بکنه کاراشو بهش برسه بعد گفته بابا از برای ماهم دعا کن.
- گفته بود فرزندم همین کارات دعاست همین کارایی که انجام بده یا همینا دعاست من دعا هم که نکنم تاثیرگذار هست و همینطور فرزند واقعاً خداوند بهش الطافی رو حالا هم از نظر مادی هم از نظر موفقیتهای معنوی در حد خودش داشت
- ببخشید آیت الله مرعشی نجفیان میگن چنین داستانی داشتن بالاخره هر کدام از افراد انسان دقت بکنه میبیند که اینا در اون جهت که پیشرفته داشتند یک علت قبلی بوده
- علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه.در کتاب فلسفه کتاب بدایت الحکمه میفرمایند و الحق الله اتفاق فی الوجود حق آن است که در عالم وجود هیچ کاری اتفاقی نیست تصادفی نیست همه کارها علت داره همه کارها عامل داره و اینا دیگه بستگی به اون توجه انسان داره در اینجا وقتی اصل کلی را بیان کرد در این رفت و آمدها در این سفرهای زمینی و دریایی گاهی اوقات موقعیتی پیش میاد.
- که توجه شما ۱۰۰ درصد به خدا منعطف میشود در آن حالت که مضطرانه دعا میکنید خداوند دعاتو مستجاب میکنه اما من بعد همین انسان عنود ولجوز که در حالت اضطرار خالصانه خداوند و دعا کرد و خواست و خداوند اجابت فرمود دو مرتبه بعد از اینکه خطربر طرف شد همین انسان کج میشه.
- به خاطر اون ملکات نفسانی که داشته دو مرتبه برمیگردد به همان حالاتی که قبل از این اضطرار برای او پیش آمد این ادامه آیه دربعضی از آیات هم مشابهش اومده بالاخره چون مهمه و آثار تربیتی داره خدای متعال با تعبیرهای مختلف تکرار کرده حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ
- در سفرهای دریایی گاهی اوقات شما در کشتی نشستی کلمه فولک از الفاظی است که مفرد و جمعش یکسانه کلماتی را داریم که اینها مفردن اوجمعاً از نظر ظاهر و لفظ یه جوره مانند الْفُلْكِ به یک کشتی فُلْكِ گفته میشه به کشتی های متعدد گفته میشه الْفُلْكِ اینجا که میفرماید شما در کشتی سوار شدید میتواند اشاره باشد.
- به یک سفر دریایی که مثلاً ۵۰ نفر ۱۰۰ نفر سوار شدند میتواند اشاره باشد به سفرهای دریایی برای عده فراوان شماهایی که در کشتیها سوار میشید افُلْكِ هم مفرد هست به همین وزن و هم جمع ولی اینجا ظاهراً همون مفردش مراده بله کشتیه اون دیگه مثل جمع جَرَيْنَ شما سوار کشی شدید خدای متعال. بِهِمْ بِريحٍ باد ملایم و موافق با اون حرکت کشتی برای شما میفرستد این ریح طیبه یعنی بوی خوش یه عطرش ما تو این کشتی استعمال بکنیم مراد این نیست مراد از این طیب بودن یعنی یه باد موافق و مناسب با حرکت کشتی و فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ فرحو بها شما هم خوشحال میشید که خب امروز هواشناسی و جریان هوا موافق میل ماست کشتی سالم باد موافقم میوزد.
- شما از حضرت روحی فَرِحُوا بِها جاءَتْها خوشحال شدی جاتها ريحٌ عاصِفٌ از کلمه اسب عین الساد ریحاسب که از این واژه استعمال شده کلمه اسب یعنی سرعت با شدت گاهی اوقات سرعت هست اما شدت نداره الان کره زمین با سرعت سرسام آوری در حال حرکته اما آب از آب تکون نمیخوره شما سواد اتوبوس بشید.
- با ۷۰ کیلومتر ۸۰ کیلومتربره لیوان آب دستتون بگیره تکون میخوره چای میخواد بخورید باید خیلی مراقب باشید لباستون نریزه اما کره زمین با این سرعت سرسام آور در حال حرکته حرکتش سریع اما بدون شدت متوجه نمیشیم اونایی که نشستند و رصد میکنند و دارن دقت میکنن اونا میفهمن با چه سرعتی حرکت میکنه اما ما آب از آب تکون نمیخوریم عاصِفٌ درش هم سرعت هست و هم شدت بیاد.
- در همین هنگام عاصِفٌ باد با سرعت زیاد و شدت این سبب میشه امواج فراوان در کشتی ایجاد بشه از جهت ادبی توجه بکنید یه بار فرمود جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ برای صفت مونث آورد فرمود ريحٌ عاصِف برای ریح صفت مذکر آورد چرا کلمه اصطلاحا این مونث مجازی است در مونث مجازی بخوان فعل براش بیارن مونث بیارن.
- بخوان صفت بیارن مونث میارن اما فرمان در صفت جای ذوالوجهینه اما در فعل مذکر میاد لذا فرمود جاءَتْها ريحٌ جائت مونث ریحون فاعلش فعل مونث اومده اما صفتش یه بار فرمود فَرِحُوا طیبت مونث اومد یه بار فرمود ريحٌ عاصِف مذکر اومد این معنا فرقی نمیکنه اما هر دو کلمه اون موافق طیبه که همراه با شدت.
- علت و سرعت وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ همونه که وقتی باد مباحفق و مناسب با حرکت کشتی بود خیلی خوشحال و بگو و بخند تا در میان امواج خروشان گرفتار شدند وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ گمان کردند و فهمیدن که دیگه از اطراف خطر و هلاکت آنها را گرفته است از کلمه حائد هست حائد.
- به اون دیواری گفته میشه که اطراف زمین کشیده میشه به هر دیواری حائد گفته نمیشه اگر دیوار یک طرفه باشه به دوسمت باشه بهش جدار گفته میشه اما حائد گفته نمیشه حائد اون دیواری که اطراف زمین رو بگیره مانند باغ این جمع و وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ از هر طرف خطر اینها را فرا گرفته است امواج سهمگین اونم از چند طرف به سمت کشتی دارد میاد.
- دست از همه جا کوتاه دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ همشون اونجا فرمود کنتم جعفر جمع همه آنها خدا را میخوانند دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا
- مضطرانه لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ دعو الله خدایا قسمم یاد توطئه قسم هست با تاکید خدایا اگر ما را از این بلیه نجات بده.که از هر طرف موج سهمگین دارد میاد و خطر جدی است ما را نجات دادی لنکونن من الشاکرین حتماً از شاکرین خواهیم بود
- چند تا تاکید اومده لام مفتوحه برای تاکیده خود نون تاکید صغیرم و تاکید.فعل مضارع برای استمرار شاکرین هم اینم باز برای این استمرار و یک صفت مشبه است از الشَّاكِرهم استفاده میتونه باشه هم صفت مشبه و اینجا صفت مشبه است با چند تا تاکید و ما اینا حرفشون اینه ما را نجات بده ما حتماً از شاکرین خواهم بود اما با اینکه قسم خوردن.
- با اینکه چند تا تاکید گفتن اما در عین حال اینا عادل بشو نیستن به خاطر اینکه عمری رو در غفلت شدن حالام که میگن یا الله به خاطر اینکه خطر رو جدی میبینند خطر برطرف شد همونی که میبینید یه نفر میگفت که داشتیم مغایر بین بندرعباس یکی از جزایر میرفتیم یا برمیگشتیم خب یه قایق معمولی بود و خیلی هم استحکام نداشت یه موج خیلی هم جدی نبود بالاخره احساس خطرشد دیدیم اونایی که حجاب و مراعات نکرده بودن روسریش تنظیم کردن حجابشون تنظیم کردن.
- دعا و استغفار مرد زن یا الله خیلی حالت توجه با این توجه و با این حالت خالصانه که خدا را خوندیم خطر برطرف شد رسیدیم به ساحل پایشون رااز قایق گذاشتن روی ساحل روی خشکی یه وقت شروع کردن خندیدن عجب شانسی آوردیم اونجا میگفتن یا الله چرا عجب شانسی آوردیم.
- انشالله ادامه بحث جلسات بعد و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




