درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر-في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۳ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۲ مدت زمان: ۳۸ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول
  2. الثالث عشر-في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۳
  3. استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
  4. تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
  5. مدت زمان: ۳۸ دقیقه
  6. @doroos_ayatollahmahdavi
  7. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
  8. بحث دلالت فعل بر زمان بود صاحب کفایه میگن دلالت نداره و شخصیت‌هایی هم همین سخن رو بیان کردند میگن دلالت ندارد فعل بر زمان خیلی با جدیت هم این رو بیان می‌کنند که سخنی که ما قبلا در مقدمات می خوندیم مرتب میگفتیم فرق.اسم وفعل اصلاً در همینه که فعل مخترع به احد ازمنه ثلاث اسم نه اینجا حالا دارم بیان می‌کنند که هیچی دلالت بر زمان در فعل نیست فعل ماضی دلالت بر گذشته ندارد فعل مضارع  بر حال و آینده ندارد امر دلالت برحال ندارد
  9. آیت الله عظمی خویی هم رضوان الله تعالی علیه ایشون هم همین فرمایش دارند و.کلام ایشون یه مقدار طولانیه من تو جمع‌بندی حدوداً ۶ تا مطلب رو از کلام ایشون جمع آوری کرده متکلماتشان قابل ایراده معنای اینکه خوب حرف می‌زنند برای اینه که ما دقت بکنیم چیز یاد بگیریم
  10. اما اینکه آیا درست گفتن یا نه خب نه قبول نداریم و فعل ما میگیم بر زمان داره دیروز سه مورد از کلام ایشون رو بیان کردیم.
  11. در این صورت  اگر بخوام حالا دوباره مرور بکنیم یه مقدار زمان میبره رسیدیم به این بحث سومش گفتن از چیزایی که دلالت می‌کند که زمان در فعل ماضی و مضارع نیست اینه که ما دو تا چیز داریم یکی اسناد فعل به مجردات مثل الله تبارک و تعالی و دوم اسناد فعل به نفس زمان نه به زمانی.مثل اینکه میگیم از زمان تو این دو مورد قطعاً زمان تو فعل ماضی نیست
  12. توضیح هم دادیم گفتیم مثلاً علم الله رو نمی‌تونید بگید در گذشته خدا می‌دانست قطعاً اینجا زمان توش نیست چون علم خدا مافوق زمان گذشته نشون میداد زمان نیست یکی هم از زمان نیست فعل ماضی که  زمان ندارد به دلیل اینکه فاعلش زمانیست.
  13. و اگه بخوای تو مصارع زمان باشه فاعلشم زمان باشه و معناش این نیست که گذشت زمان زمان اینطوری میشه زمان در زمان بعدم گفتن این لازمش دو یا تسلسلی که ما نفهمیدیم چی می‌خوان بگن دور تسلسل اما وقوع زمان این ایرادش این بود می‌گفتن اگر از مزاق زمان داشته باشه فاعلش هم که زمان معناش این است که این زمان تو زمان واقع شده نمی‌شه.
  14. ترجمه دوتا زمان نمیگیم زمان گذشت زمان معلوم شد تو گذشت زمان نیست خلاصه کلام ایشون بعد ایشون از این دو مورد استثنا که این دو مورد استفاده می‌کنند که کل ماضی ها همینطور دو جا قطعیست که زمان توش نیست بعد میگن همه جا همینطور است اونجا هم که میگویید اکل زید نضرب هرچی بگید تو تمام این فعل ماضی میگن دیگه زمان نیست.
  15. پس چیه فقط می‌رسونه که یک مبدائی اسناد داده شده است به یک ذاتی خب اسناد یک مبدا به ذات قطعاً خارج از زمان نیست اما اینکه بگه زمانش تو مثلاً ضرب حتماً گذشته است اینو قبول ندارن می‌دونین هر هدفی قطعا یه زمان میخواد نمیشه بخورد اکید خارج از زمان قطعا خوردن.منتها اینکه بگید اکله با یکلوا فرقش اینه اون مضارع میگن نه این حد است یه زمانی واقع شده
  16. ما امروز بحث همین نکته فرمایش سوم آیت الله عظما خویی رو می‌خوایم رد بکنیم تا برسیم به مطلب چهارم ایشون ایراد ما به ایشون اینه که در علم الله و ذکر شما گفتید قطعا تو علم الله زمان نیست.
  17. یه قطعی رو گفتی بعد از این قطعی میای تو اونم میگید نیست جوابی که ما میدیم اینه می‌گیم اتفاقاً علم الله هم دلالت بر زمان ماضی دارد گفتم قطعاً نیست ما میگیم قطعاً هست اتفاقا این اول الکلامه که علم الله رو شما می‌خواید بگید زمان نداره خب حالا باید اشکال جواب بدیم ما که می‌گیم علم الله دلالت بر زمان ما داره زید به نظر ما فرقی نمیکنه.مگر یه چیز دیگه که فرقشو همه می‌دونیم حالا من فرقشم میگم خود آیت الله خویی هم می‌دونه اما بالاخره اینجا ذکر نمی‌کنند
  18. این بحث پس بیان ایشون چی شد اینو دقت کنید علم الله قطعاً زمان ندارد دلیلشونم که خدا تو همه زمان‌ها اصلاً فوق زمان محدود تو زمان نیست اما علم زید چرا علم زید محدوده زمانه جواب ما چیه جواب ما اینه که علم الله دلالت بر زمان داره.
  19. اما با دلیل خارجی ما می‌دانیم که این علمی که در گذشته است استمرار دارد ما قرینه داریم قرینه داریم که علم خدا محدود به گذشته نیست حال آینده هم هست و اصلاً چرا ما از نظر ادبیات عربی اینا رو ما می‌دونیم چرا نگفتیم تو الله به خاطر اینکه در معانی بیان خوندیم که فعل ماضی داریم دلالت بر تحقق وقوع داره اذا وقع یعنی چه اینا تو معانی بیان خوندیمما حالا من دوباره.
  20. حرفایی که تو اول گفتیم ما خوندیم و اینا تکرار می‌کنیم خب اذا وقع واقعه قیامت کی واقع میشه آینده چرا فعل ماضی گفته به خاطر تحقق وقوع میخواد بگه این عمل در آینده واقع میشه اما آنچنان یقینی نیست که به منزله آن است که در گذشته واقع شده به منزله اونه. نه اینکه باغ اندر گذشته واقع شده اگه بگو واقعا خوب دروغه کذب همینه من وقتی شما را صدا میزنم میام آی فلانی آمدی شما میگید آمدم به جای اینکه بگید می‌آیم می‌گیم آمدم
  21. چرا میگین آمدم چرا فعل ماضی میگید خب نیومدید اگه آمده بودید که من ایراد بهتون نمی‌گرفتم نیستید شما میگید آمدم این آمدم اینجا تحقق وقوعه یعنی میخوید به من اعلام بکنید که آمدن منو شک نداشته باش مثل اینکه در گذشته اومدم.الانم می‌آید اما آمدن من قطع میشه اگه بگید می‌آیم این تحقق توش نیست دوباره من شک دارم که آیا میایید کی میایید اما اومدم یعنی دیگه در معرض آمدن تحقق وقوعه این علم الله
  22. چرا یعلم الله نگفتیم اونم همینه پس علم قطعا دلالت بر ماضی داره اما دلالت بر تحقق وقوع داره یعنی که خدای میدونن این بحث که مجهولی نیست برای یه شخصیتی مثل ایشون که.
  23. خوب چرا نگفتن نمی‌دونم از خلاصه کلام ایشون چی شد علم الله میگن قطعاً زمان توش نیست و علم خدا فوق زمان ما جواب دادیم که چرا اتفاقاً علم الله مثل زمان توشه با یه تفاوت هر دوش مال ماضیه اما علم زید دلالت بر تحقق و استمرار ندارد در گذشته دانستش اما حالا نمیدونم ندونه فراموش کرده باشه اما در عالم الله قطعا زمان داره زمانش گذشته است.
  24. و قرینه داریم قرینه می‌گوید این زمان ماضی که علم خدا در گذشته است این قطعاً استمرار دارد فوق زمانم هست ما اینا رو قبول داریم که اینه پس چرا ماضی گفت چرا مضارع نگفت به خاطر اینکه ما دلالت بر قطعیت وقوع دارد ببینید با این بحث اول ریشه فرمایش ایشون زده شد چون اول قطعیت الله گرفتن از اینجا میرفتن همونطور که علم الله زمان ندارد علم زید ندارد.
  25. شماره الله زمان داره پس علم داره فعل ماضی داره یعنی خداوند در گذشته اثبات شد فعل ماضی برای خداوند در گذشته اثبات نمیکنه که در آینده نمیدونسته ساکت بلافاصله میگیم قرینه داریم دلیل داریم.
  26. که علم خدا استمرار داره یعنی تو اینجا ما توقف نمی‌کنیم ما بگیم ساکت است نسبت به حال آینده ایراد می‌گیرن میگن علم خدا چون مجرد است پروردگار محدود به زمان ماضی نیست این محدود نبودن شما با قرینه دارید درست می‌کنید خب قرینه که منم نوکرشم خلافشو بگه که بحث تو اینه که آیا علم الله زمان توش هست یا نیست ایشون میفرماید نه قطعا هم نه ما میگیم قطعاً هست.
  27. اگه زمانو حذف بکنه یعنی چه یعنی هر سه زمان آیا اینطوریه حالا ضرب برسه تا زمانه -- اشکال سوم اگر ضرب وزن نشده برای زمان باید تو کلام تو محاوره بتونی ضربه و برو جاشو عوض کنیم کاری که آینده می‌خواد بزنه بگی ضربت اون زدنی که در گذشته واقع شده شما بدون میخندن اگر گفتیم واضحه وضع نکرده باید جابجا اشکال نداشته باشه در حالی که.یه تعبیر ایشون یه جا دیگه دارن تو محاضرات می‌فرماد من افحش اللغات
  28. باید همین کلام اینجا ما به خود ایشون یعنی خیلی فاحش هست فاحش‌ترین یعنی واضح‌ترین اشتباهات همینه که ما بخوایم بگیم که جابجا بکن ماضی به جا مضارع بیا چرا چون زمان وضع نشده این سه تا اشکال - چهارمین اشکال ما اینه که ما می دانیم وجدانا بین ضرب یه خصوصیتی تو هر کدام هست که شک نداریم که.
  29. مخصص داره یه خصوصیت داره یه خصوصیتم تو یذره که قابل جابجایی هم نیست اینا رو فهمیدیم سوال اینه هر خصوصیتی یک متخصص میخواد مخصصش چیه یعنی تخصیص زدن ضرب به گذشته و تقصیر زدن یزد گفت به آینده این خصوصیاتی که می‌فهمیم این خصوصیتخصصش چیه آیا ما دشه قطعا ماده ضربه هم تو ماضی هم تو زدن.
  30. چیه هیئت وقتی شد هیئت می‌خوره به واضح میگیم واضح اون وقتی که ضرب و نگاه کرد ضرب و دید معنای مصدری هیچی زمان توش نیست اما دید نیاز داره برای اینکه کلمه‌ای رو وضع بکنه برای گذشته اومد ماضی رو گذاشت دید نیاز دارد برای آینده یضربا رو گذاشت این
  31. خلاصه اشکال چهارم ما این شد قطعاً ضرب و یک ویژگی خصوصیتی توشه که اینها رو مقابل هم قرار داده قسیم همه.
  32. و قسیم الشی غیرالشی نمی‌تونه اینا جابجا بشه ضرر به جای بالعکس نمی‌شه یه خصوصیاتی تو ضرره هست والخصوصیت و انما جائت من مخصصه حتما یک علتی داره علت یا ماده است یا هیئته ماده که نمی‌تونه باشه میشه هیئت تا گفتی هیئت هیئت یعنی وضع واضح چرا ایشون گفتن واضحه این کارو نکرده اتفاقاً واضح این کارو کرده واضح اون ضربه رو وصل برای گذشته اینم چهارمی هم دیگه می‌خواستیم فقط بگم دیگه تمام شد دیگه.
  33. دو تا بحث دیگه ایشون دارن بحث پنجم و ششم انشاالله
  34. . الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته