درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر_في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۴ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۳ مدت زمان: ۳۲ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

الثالث عشر_في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۴

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۳

مدت زمان: ۳۲ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ من الله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم فرمایش آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه در توضیح کفایه که کفایه چی بود فرمودند که زمان در افعال وجود ندارد زمان ماضی تو فعل ماضی فعل مضارع بگیم دلالت بر حال یا آینده اصلا زمان تو فعل نیست.
  2. این صاحب کفایهت این حرفو زدن مرحوم آیت الله عظما خویی اومدن همین رو موجه کرده‌اند این کلام را با شش تا مطلب که تا الان ۴ تاشو بیان کرد دو مطلب دیگر باقی مانده مطلب پنجم می‌فرمایند که فعلی که مستند هست به زمان مثل مثلا ضربه وقتی مستند هست به یک زمانی.
  3. نمی‌گوید که وضع شده برای زمان بازی وضع نه پس چیه خوب دقت کنید چون یه چیز اثبات می‌کنند در حالی که خیلی نزدیک به همه چه بسا حالا من تا میگم اثبات می‌کنم که این همونه یعنی اندازه نزدیک به همه باز تکرار می‌کنند مثال میزنیم اگر دلالت میکند بر زمان. از جهت وضع نیست نمی‌گیم واضع برای زمان گذشته پس از جهت چیه از جهت این است که یک خصوصیتی در ماضی هست اون خصوصیت سبب میشه که بگوییم اسناد مبدا به فاعل در قبل از زمان تکلمه من الان دارم با شما حرف میزنم فعل مشخصه که الان وقتی میگم ضرب یعنی قبل از این تکلم من.
  4. پس متکلم قصد دارد عبارت اینه متکلم الحکایت انتحقق الم ماده مقیده به کونه قبل زمان تکلم ترجمه‌شم بگیما اما دقت کنید اصرار دارند که بگن این وضع نیست پس هرگاه گوینده قصدش اینه حکایت کنه که یک ماده ای از یک ذاتی صادر شده یعنی یه ضربی از یه زیدی.
  5. صادر شده قبل از زمان تکلم که حالا میگن این وضع نشده یا فرقش همینه از نظر معنا یکیه بالاخره معناش یکیشه اما میگن واضع این کارو نکرده یه خصوصیتی میگن تو فعل ماضی هست این خصوصیتش اینو میرسونه پس یه بار دیگه هر دوشون میگیم قطعا ضربه دلالت بر زمان دارد این شک نداریم.
  6. اما آیا جهت وضع است این نکته پنجم میگه نه واضع نیومده بگه ضرب وضع شده برای وقوع مبدا تو زمان ماضی تا همون که تو صرف می‌خوندیم که می‌گفت که زمان نصف مدلوله فعله اصلاً می‌گفت فعل با اسم تفاوتش در همینه که اسم مفهومش مغتنم به زمان نیست اما فعل هست اینجا رد میکنن میگن که واضع این کار نکرده پس چیه صورت دوم و اون اینه که.
  7. این کلمه ماضی وضع شده برای اینکه دلالت بکند که متکلم قصدش اینه ما فی ضمیرش قصدش اینه حکایت بکنه برای شما یک خبری رو که اون خبر چیه صدور یک مبدا از یک ذات قبل از زمان تکلم خب اینو میگن قبول داریم حکایت هست برای اینکه قبل از تکلم این واقع شده بعد برای مضارعش شما عکسشو.
  8. برای مضارعشم زمان یذربو قطعاً دلت بر زمان داره نه جهت وضع برای زمان حال آینده تا بگه زمان جز موضوع لهشه نه بلکه یه خصوصیتی در یضرب خصوصیتش قاعدتاً همون هیئتشو می‌خوام بگم اما حالا من امانت داری بکنیم کلام ایشونو بریم نقد می‌کنیم می‌گن یه خصوصیتی است در یضرب که دلالت میکنه که متکلم قصدش اینه حکایت بکنه وقوع یک مبدا را از یک ذاتی در.زمان تکلم
  9. یعنی الان دارید میزنه یا بعد از زمان تکلم استفاده می‌کنیم بعد می‌فرماد این نکته‌ای که من دارم میگم فرقی نمیکنه تو اسناد به زمان اسناد به مجرد اسناد به زمانی این سه چیزی که گفتیم توش میگن هست یعنی علم رو چه نسبت به الله بدید الله.چه مرا به زید نسبت بدید بگید علم زید قبلا میگفتیم فرقش بین اینا علم الله می‌گفتیم خدا همیشه می‌دونه اما علم زید نه اون مربوط به گذشته است دیگه حال آینده رو نداره ایشون یعنی حالا اینجا تفاوت نمی‌کند خصوصیتی که تو علم است تکرار می‌کنم خصوصیت تو من می‌گوید قبل از وقوع این زمان تکلم من این علم از یک ذاتی صادر شده.
  10. حالا اون می‌خواد الله باشه می‌خواد زید باشه می‌خواد اصلاً اسنادشو بدیم به یک زمانی و بگیم که مثلاً زید اکل نصره ذهبه یه چیزی اینطوری بگیم که فعلی را انجام داده فرقی تو این جهت نمی‌کنه تو هر سه تاش میگن یکیه خب نتیجه چی شد کلام پنجم ایشون تو هر سه تاش حرف های دیروز و پیروزی آخوندها باید تو ذهنمون باشه که ایشون از دوتا فعل ماضی دلیل گرفتن برای سومی.
  11. اونا تو ذهنتون باشه حالا اینجا این کلام ایشون اینه یه چی لابلاش یه مقدار فرق می‌کنه با کفایه آخوند می‌گفتن که در دو جا قطعاً زمان نیست ۱ اونجایی که نسبت میدی به مجرد ۲ اونجایی که به زمان میگیم و مثال میزنم به زمان و 3 اونجا که اسناد به زمانی میدادیم تو اون دو تا اول قطعا زمان نیست دلیلش هم توضیح دادیم نتیجه گرفتن که تو سومی هم نیست و.
  12. ما نمی‌تونیم تو یک و دو فرق بذاریم با سومی به این دلیل که اگه سومین زمان توش باشه تو یک و دو باید تجرید بکنید از زمان به دنبال تجرید باید بگید که مجازه این دو تا کارو کسی نمی‌کنه پس سال موضوع اینا حرفای آخوند امروز حرف های ایشون چیه میگن در ماضی وضع نشده است برای زمان ماضی که علما میگن پس چیه یه خصوصیتی است.
  13. که می‌رسونه قصد متکلم آن است که بگوید مبدا میخواد خبر بده از این نکته مبدا از این ذاتی صادر شد قبل از امانه تکلم سواء فی الاسناد الی نفس زمان او مافوق زمان او الی الزمانی تو هر سه تاش میگن همین دیگه فرقی نمیکنه پس سه تا مثال داشتیم اینا دیگه تو ذهنتون باشه اسناد به زمان مثالش چی بود مضاراز زمان.
  14. اسناد به مافوق زمان منظورشون علم الله که به یه مجردی نسبت میدیم و سومی که نسبت میدیم به زمانی اینکه می‌گیم زیدان قام یا قام فرق نمیکنه ذهب اکله بالاخره کارهایی که اشخاص انجام میدن قطعاً زمانیست یعنی وقع الحدث فی زمان ما این منظوره عرض شود که بعد این سه تا رو یکیش استثنا میزنند.
  15. توجه داشته باشید هنوز تمام نشده اول گفتن سه تا مثل همه تو هر سه تاش حکایت متکلم است که این مبدا قبل از زمان تکلم واقع شده چه در علم الله بگید چه مضار از زمان بگید چه بگید مثلا قام زید اما نعمش میاد تو افعال متعارف که بهش میگیم زمانینی چون اون دوتا چه استثنایی مضار اززمان که اسناده به خود زمان میده یه استثنایی کم گفته میشه.
  16. علم باز کم گفته میشه اون اسناد به پروردگارت و موضوعش حسن یک امر مجردی است که همیشه ما دلیل داریم خدا میدونه آنچه متعارف است و گفتگوها میلیون‌ها بار الان عرب‌ها دارن می‌گویند و غیر عرب‌ها ما هم داریم می‌گیم همش اسناد به زمانیست میگیم رفت و اومد و خورد و نگاه کرد و فرار کرد و اینا رو داریم می‌گیم چرا جناب آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه میفرماید که این مورد.که غالبا هست زمان توش گفتیم نیست
  17. اما مستلزم زمان هست این خلاصه کلامو بازش بکنیم اول گفتم وضع برای چی شده وضع شده برای حکایت کردن اینکه متکلم می‌خواد قصد بکنه یک خبری رو می‌خواد بده که این خبر قبل از زمان تکلم واقع شده در گذشته قبل از اینکه من دارم حرف میزنم مثلا ضرب واقع شد از زید.
  18. بعد از که متکلم چنین حکایتی رو کرد این کلامش یستلزم وقوعه فی الزمن الماضی لازمش اینه که پس این ضرب تو زمان ماضی واقع شد تا میگن تو زمان ماضی بلافاصله دوباره میگن بدون موضوع الی که زمان ما تو موضوع قبول ندارم چه فرقی کرد شما مستلزم.
  19. ایراد داریم تو کلامشون فعلاً زور می‌زنیم ببینیم کلام ایشون چیه پس این کلام آخرشونم این شد اول گفتند در سه نوع فعل اسناد به زمان مافوق زمان و زمانی سه تاش مساویست در اینکه موضوع چیه بعد گفتن البته تو قسمت اسناد به زمانی اونجا من یه استثنا میزنم تو اون دو تا دیگه نه اونجا که اسناد به.زمان است یا مافوق زمان نه اونو من نمیگم مستلزله بلکه تو قسم اسناد به زمانی که گفتیم غالباً هم همینه
  20. این چی میشه اول می‌گوید متکلم قصدش اینه حکایت کند از خبری که در گذشته واقع شده بعد میگن مستلزم اینه این لازمش اینه که پس این عمل ضرب در زمان ماضی واقع شده وقوع زمن ماضی بدون اخذ زمان فی موضوع الیه.
  21. زمان آخر موضوع قرار نده نگو که فعل ماضی وصل شده است برای زمان گذشته خب این حرف استلزام میگن تو اسناد به زمانی هست اما غیر موجود فی الاسناد الی الزمان اونجایی که میگه زمان نه تو مضار زمان میگن مستلزم نیست چرا همون بیانه گذشته یک زمان دوره باشه.
  22. کیک مضار وضع شده باشه برای زمان ماضی فاعلشم که زمانه و وقوع زمان در زمان می‌شه و به تعبیر ایشون گفتن دور یا تسلسل که ما البته گفتیم نمی‌فهمیم چیه دوره تسلسل ول کنید چون نمی‌فهمیم آنچه می‌فهمیم اینه که وقوع زمان زمان نمی‌شه اینو اگه اینو میگفتن دیگه کلامیست که دیگران هم گفته پس یکی از زمان یکی الله هم باز نمیتونید بگید مستلزم وقوع علم در زمان گذشته است. غلط
  23. خدای متعال که علمش محدود به گذشته نیست خب این حرفا مال ماضی بود فی لم و مضارع حالا راجع به مضارعم یه بار دیگه میگیم بحث تکرار میشه اما بهتر جا میفته برام اول میگه مضارع وضع نشده است برای زمان ۲ مضارع وصل شده برای خصوصیتی که اون خصوص چیه دلالت علی قصد المتکلم ان تحقق ماده.
  24. فی زمان حال المتکلم او بعده بلافاصله تا اینا رو گفتیم میگیم بدون اخذ در زمان یعنی زمانو نگو گرفته شده تو موضوعش نه بعدم - مطلب بعدی اینه که این یضربو با یعلم الله با زمان سه تاش مساویه یعنی اسناد به زمان و زمان همش یکسان که زمان تو مدلولش نیست اما می‌گوید این هدف.
  25. در حال یا آینده حال یعنی همون حال تکلم یا آینده واقع شد اینم این نکته بعدی از این سه تا اون که اسناد به زمانی داده می‌شود مثل یضرب و زیدون اسناد به زمانی میدیم اونو میگیم که مستلزم وقوع در زمان حال یا آینده هست مستلزم و الا موضوع چی بود همین بود که گفتیم خصوصیتی است که توش حکایت میکنه مکلم که این خبر این مبدا واقع شده تو آینده مستلزم زمان حال آینده هست.

 

  1. اگرامور میگن تو یعلم الله نیست و در زمانم نیست که یه حرف دیگه هم باز تو لابلای سخنانشون دارند ما همه اینا رو تو مطلب ۵ دارم مطلب پنج خیلی حرف داشت یه مطلب دیگه هم دارن که مسلم هر عملی خارج از زمان نیست بحث ما تو این نیست که یه عملی انجام بدم تو زمان واقع نشه و تا شما بگید هر عملی تو زمان هست قطعا.
  2. بلکه بستر اینه که زمان موزون لهه فعل ماضی است یا مضارع موضوع لاهر یعنی واضع وضع کرده اینو داریم می‌گیم نه اینو داریم انکار می‌کنیم به عبارتی که ما می‌خوایم بگیم زمان ظرف هست اما قید نیست اگه اینو می‌گفتن ما راحت می‌فهمیدیم که چی دارن میگن خب این کلمه پنجم ایشون ما در این کلام ایشون سه تا ایراد داریم ایراد اول اینه که تا میگید ماضی.
  3. وضع شده برای چی اول گفتی موضوع زمان نیست اما باید گفتید وضع شده برای تحقق ماده قبل از زمان تکلم اینا تو ماضی گفتن دیگه وضع شده برای خب معناش چیه می‌گیم رد نشو اینو توضیح بده یعنی چه توضیحش اینه ضربه تخصص دارد به صدور ضرب از جانب پروردگار یا جانب فلان زید کی تو مرد بگید بالاخره میگه که.
  4. این نشون میده که قبل از زمان تکلم واقع شده درسته تا گفتی قبل زمان تکلم اون اشکالی که میگفت تو علم الله دوباره اینجا سرشو بلند می‌کنه میگه اشکال شما نتونستید حل بکنه تو علم الله دارید میگید یه خصوصیتی تو ائمه است که میگه قبل از زمان تکلم یه علم گذشته واقع شده حالا تو علم الله اینا میتونید بگید خدا در گذشته میدونسته حالا آینده نمیدونه
  5. خب تو مورد اسناد به.الله که اصطلاحا میگیم ما فوق زمان اشکال باقیه نتونستن نشونش حالا حل بکنه بالاخره انداختنش تو خصوصیت ما با همون خصوصیت جواب ایشونو میدیم برای این خصوصیت تو علم الله چیه اشکال دوم اشکال دوم تقریبا فرمایش آقا رو می‌خوام بگم و اونه که نحویه یه چیزی گفتن تو نه اما درست تبیین نکردن کلامشونو.
  6. امروز ما میگیم کلام نه بگیم با کلام آیت الله عظما خویی یکیه حالا یه چیه نحوه نگفتن دلیل نمی‌شد که ایشون بیان رد بکنن کلام نحوه نگفتن نهایتش بگید به ذهنشون نرسیده است اما کلام شما هم خلافت نحویه نیست چه بسا همون نحویه اگر ازشون تقاضا میکردیم توضیح بدید کلامتون رو همچین میخواستن توضیح بدن عین کلمات آیت الله خویی رو توضیح می‌دادن.
  7. حالا من یه بار کلمه نحوی اینو میگم یه بارم کلمه‌های خوبی رو ببینید یکی هست یا نیست این نحوی این چی گفتن گفتن مثلاً ضربت دلالت می‌کند بر زمان یعنی وصل شده برای زمان ماضی اصلاً زمان ماضی میگن تو منزله ضرب است اما توضیح ندادند که خصوصیاتی در بحث که می‌گوید قبل از زمان تکلم این ضرب واقع شد اینو توضیح ندادن آقای خویی میان توضیح میدن.
  8. چیه میگن همین متکلم وقتی میگه داره میگه قبل از تکلم من که حالا ساعت مثلاً ۸ و ربعه ساعت ۸ و ربع قبلش این ضربان واقع شد این قبلش واقع شدن تکرار نیستند بعد گفتن البته مستلزمه این استلزامه آیا همون حرف نحویه نیست الزامی یعنی چه.
  9. یعنی اول میگه متکلم قصدش اینه بگه این ضرب در قبل از تکلم واقع شد پس لازمش اینه که اون زمان گذشته رورد نکرده اما به تعبیر آقای خویی همون شد تفاوتشو بگید چیه مگه شما با زور میگید خصوصیتی تو ضربت که این خصوصیت باعث این میشه خصوصیت چیه دیروز عرض کردم هر خصوصیتی انما جات من مخصص.
  10. خصوصیت بدون متخصص بدون علت که نمیشه که علتش چیه که میگه تو ماضی یه خصوصیتی است که تو مضارع نیست مضارع خصوصیت دیگه جواب خصوصیت تو ماده نیست چون ماده ضرب تو ماضی و مضارع مشترکه چیزی که تولید خصوصیت نمیکنه که باید مثل هم باشه خصوصیت انما جائت من الحیات هیچی دیگه نیست ضرب ماده داره دیگه چیز سوم که نداره که ماده هم هست تو اضرب هم هست.
  11. هیچ خاصیتی نداره زدن هیچی اما اون خصوصیاتی که میگه میگه تو ضرب در گذشته در آینده این خصوصیت متخصصش از هیئت به وجود میاد این همون بود که ما گفتیم این همون یه حرف نحویه حرف منم نیست میگن عرض شود که نکته بعدی که ما ایراد حالا نکته سه اگه بخوایم بگیم یه استثنا بزنیم بگیم گاهی میشه ضربه با قرینه.میشد آینده اما گاهی قرینه داریم که این مال آینده مثل چی میگه یک سال آینده خواهد آمد فقط ضربه قبله به ایام سال آینده که میاد ۵ رو قبلش کتک زده حالا این ضربه مال آینده ۳۶۰ روز آینده اما گفتیم اینو ما داریم میگیم با قرینه.
  12. خوب وقتی قرینه داریم یعنی اینجا نیا با زمان تکلم مقایسه بکن زمانی که الان حالا ضربه‌ای که تو این مثال زدم مال ۳۶۰ روز آینده یعنی قبل از سال آینده یک سال ۳۶۵ روزه ۵ روز قبلش اگه نسبت به زمان تکلم بسنجیم این میشه مضارع اما چرا ضرب گفتن چون با زمان تکلم مقایسه نمیکنم با زمان بعد از سند مقایسه میکنم.شما نسبت به ۳۶۵ حساب کن ۵ روز قبلش میشه ماضی قرینه داریم عکسشم داریم می‌گیم جاءنی زیدون مثلاً ماضیه یک سال گذشته ۳۶۵ روز قبل زید اومد پیش من فقط یضربو قد دیگه نمیخواد و یضربو بعدده به ایام در حالی که میزد بعد از اون ۳۶۵ روز گذشته بعدش پنج روز بعدش میزد یا همون وقت داشت میزد.
  13. یضربو نسبت به زمان تکلم ماضیه اما چرا من میگم چرا ضربان میگم چون با زمان تکلم مقایسه نمی‌کنم با زمان همون جانی قبل از صنعتین دارم میگم عرض شود که ایراد سومی که به ایشون داریم اینه ایشون فرمودند که اونجایی که فعل به زمانی نسبت میدهید مستلزم وقوع زمان است مثلا ماضی رو گفتن ضرب خودش خصوصیت خصوصیتش توضیح دادم که.
  14. یعنی متکلم قصدش اینه که در گذشته قبل از زمان تکلمی زدن واقع شده اینا رو گفتن بعد بلافاصله میگن این فعل ضرب و زید مستلزم این است که این ضرب در گذشته واقع شده ایراد من اینه که این جمله تو عین مدعاست کسی که داره استدلال می‌کنه نباید مدعای خودشو عین دلیل قرار بده خب شما میگید مستلزم منم میگم نه خودشه فرق من و شما چیه جفتمون داریم ادعا میکنیم شما ادعا میکن من الان ادعا می‌کنم.
  15. اما من ادعا نمی‌کنم اتفاقا حالا من دلیل میارم فقط اینو خواستم ایراد بگیرم که زود پذیرش نکنیم کلام یک عالمی رو که بالاخره فقیه زبردستی هستند دارن میگن مستلزم این است که این واقع شده است در یک زمان گذشته مستلزم او هست ایراد ما اینه ادعاست در واقع دارید ارجاع بدید دلیل تونو به ما داد دلیل من اینه.
  16. ما میگیم فرق است تو اسناد به زمان و اسناد به زمانی با قرینه خارجی ما می‌فهمیم مثلاً اگه گفتم علم الله من از خارج می‌فهمم نه با کلمه‌های خویی که گفتن مستلزم زمان است اونی که گفتیم مشکل حل نمیکنه اما اگه گفتید علم الله را ما از خارج میدانیم که خدای متعال علمش مقید به گذشته نیست.
  17. امر مجرد است و امر مجرد عالم است مطلقا این نظیر همون قرین است که گفتیم وقتی قرینه داریم ما نوکر قرینه است قرینه داریم پروردگار علمش محدود به گذشته نیست بلکه همه زمان‌ها رو در بر می‌گیره اینم بحث آخر ما این مسئله‌ای که می‌خواستم بگم که ناشی از وضع نیست زمان دخیل در موضوع فعل ماضی نیست.
  18. کلام ایشون همش ادعاست دلیل براش نیاوردم اگه بخوایم دلیلشو بگیم باید برگردیم به کفایه دلیلشون همین بود که تو دو مورد گفتن ما یقین داریم زمان نیست و تو این دو مورد شما تجرید و مجاز قائل نیستید چون این پس مورد سوم که اسناد به زمانیه پاک است اونو به دلیل بیارید.ما تو مورد ۱ و ۲ قرینه داریم ما جواب ما الان اینه وقتی قرینه داریم با قرینه حرف می‌زنیم اونجایی که قرینه نیست می‌گیم زمان مدلوله خود فعل ماضیه خصوصیتم گفتیم هیئت خود هیئت ضرره رو واضع وصل کرده برای زمان گذشته یعنی زمان تو مدلولشه یضربا هم همینطور ما مطلب ششم ایشون باقی مونده مطلب کوچیکم دیگه باشه فردا صلی الله. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  1. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید