درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول  الثالث عشر_في المشتق_جريان النزاع في اسم الزمان استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ مدت زمان: ۲۸ دقیقه

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

 الثالث عشر_في المشتق_جريان النزاع في اسم الزمان

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۰۴

مدت زمان: ۲۸ دقیقه

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث مشتق توجه دارید که یک ذات وجود دارد و یک مبدا وقتی می‌گذارب ذاتش اون شخصه وش هم اون معنای مصدری ضرب نزاع ما سر چیه اینه که وقتی میگیم ضارب الان اگه داره متلبس به ضرب.
  2. قطعاً صدق ضاربش حقیقت مشغولش زدن ما هم میگیم و اگر گذشته مطلبس بوده الان لباس ضرب از خودش کنده است الان نشسته و من میگم هو ضاربا شما نگاش می‌کنی کجای ظاهره میگم چرا منظورم دیروزه خب گوش که انقضا بعد از انقضا آیا الان صدق ضرب بر او حقیقت یا مجار یه اختلاف.
  3. خوب همه اینا رو که میگم شما تو ذهنتون تصور کنید که وقتی تلبس به مبدا رد شده ذات باقی ذات باقیه یعنی زید دیروز بود امروزم هست تفاوت تو ذات نیست تفاوت تو مبدائه مبدعه دیروز مشغول بود به زدن امروز مشغول نیست اینو می‌خوایم ببینیم وقتی میگیم بقا ذات شما نتیجه بعدی می‌گیرید و اون چیه اسم زمان.
  4. بخش سختی مطرح میشه که آیا اسم زمان جز نزاع‌های ما هست یا نه فهمیدیم هست تو بحث‌های قبلیمون حرف صاحب فصول هم زدیم که ایشون اومدن یه مثال‌هایی پیدا کردن که اون مبدا ضرب نبود مبدا صنعت بود مبدا حرفه و شغل بود می‌گفتیم خبات؛ حداد؛ آهنگره.
  5. مثال زدن ما رو ذهنمونو ریختن به هم گفتم ببین این آقا اگه الان حدادی نمی‌کنه داره غذا می‌خوره حقیقتاً به صدق میکنه میگه اصلا روز تعطیلی هر روزدکان نونبا  هفته یه روز تعطیلن اینا دیروز نون می‌پخته اون وقت که مشغول بود قطعاً خطباز بود امروزم که تعطیله قطعا باز بهش گفته میشه خطباز؛  لذا ایشون با این مثال‌ها رفتن گفتن اینجا نزاع ما نداریم.
  6. جواب چی بود گفتم ما نزاع داری مثالتون مثالیست که شغلو دارید مثال می‌زنید اگه شغل مثال می‌زنید پس بگید بعد از انقضاء شغل یعنی طرف خب باز بود الان شغلشو عوض کرد پارچه فروشی کرده نساجی سلام حالا که شغلشو عوض کرد می‌تونیم بگیم هو خبازون اینا نگفتن خب پس حواسمون جمع باشه که اون مبدا ها یکسان نیست مبدا همش مثل زرد نیستا اگه مثل ضرب.
  7. ضرب محدود به زمانه یک وقت  مبدا عادته عادت مثل چی فلانی عصبانیه یه عصبانی نه اینکه الان مشغول در زندگیه عصبانیته مربوط به روحیه است عادته فلانی راننده است این مبدشو یه عادت به رانندگیه یادمون نره که اون طبق نظر صاف صول - انقضای مبدا توش صدق نمیکنه یعنی چه در گذشته رانندگی می‌کرده چرا حالا.نمی‌کنه چه بکند این راننده است ما میگیم چرا اونجا هم انقضاء می‌کنه منتها این انقضاء مبدش مثل ضرب نیست مثل چیه مثل کسی است که اون عادت عوض شده رانندگی نکرد تا یادش رفت وقتی یادش رفت رانندگی رو حالا بهش بگو یعنی راننده است یا نه میگه اختلافه یکی میگه حقیقته یکی میگه الان یه بحث اسم زمان مطرح کنیم اینا خیلی دقیق هست باید فکر بکنیم آیا اسم زمان.
  8. مثل مقتل آیا جزء بحث ما میاد یا نمیاد خب بحث مقتل
  9. خب یه دقتی اول باید بکنیم ذات چیه مبدا چیه اینجا مثل ضارب نیستا ضارب خیلی واضع بود تا گفتیم ذات چیه گفتی ضرب علی آقا بعد گفتیم مبداش چیه ضربه  خیلی واضع بود مبدا میگید زمان اسم ذات ما زمانه یه زمانه در نظر می‌گیرید.
  10. بعد میگید مبدعش چیه قتل کشته شدن تا این شد یه اشکال به ذهن میخوره و اونی که این ذات ش ما متصرب الوجود ثابت نیست مثل زدن زید دیروز بود امروزم هست فرق دیروز و امروزش فقط تو زدنه دیروز مشغول بوده و مشغول نمی‌شه می‌خواستیم ببینیم امروزیقینا بهش بگیم ضارب است یا مجازً بگیم.
  11. اگرم آینده زننده بود و نگذاشته نه حال نبوده قطعاً اگه کسی خواست بگه اصلاً حقیقتاً بهش گفته نمی‌شه باید قرینه بیاره اما تو بحث مقطع مشکل ما اینه که مقطع ذات ما لحظه به لحظه داره چیه رد میشه گذره در گذره دیگه میگه زمان قتل زمان قتل روز عاشورا مثلا حالا یا قتل الحسین علیه السلام اگه گفتید مقطع منظورتون اون روز بود.
  12. بازش بکنم یه صورتشو باز ما شک نداریم اگه من و هذا که یا مقتل الحسین هذا که میگن اشاره کنم به ۱۴۰۰ سال پیش نه روز عاشورای امسال امسال نمیگم امسال روز قتل امامه اگه حاضر اشاره کنم به ۱۴۰۰ سال پیش قطعاً حقیقته چون زمان نسبت من ۱۴۰۰ سال پیش زمان وقوع هم همون زمانه پس میشه چی حال میشه این آینده میخونیم بحثشو.
  13. الان بحث ما این نیست بحث ما اینه که وقوع قتل ۱۴ قرن قبل اما نسبت که من دارم میدم میگم امروز میگم امروز اتفاق افتاد امام امروز شهید کردن اینو داریم بحث می‌کنیم که آیا حقیقت یا مجاز مشکل ما چیه اینه که لفظ مقطع ذات او ثابت نیست اینو چیکار بکنیم یعنی اون روز عاشورای ۱۴ قرن گذشته که شما نمی‌کشیدش اینجا که رفت روزای بعدشم رفت دیروز هم رفت.
  14. امروز به تعبیر خود صاحب کفایهه میگن یه تشابه اسمی تشابه میره جلو میگه امروز دهم محرم است پس شبیه اون دهم ۱۴ قرن گذشته است از ساده سرباز بگم یه وقت میگم امروز سالگرد شهادت امام حسین علیه السلام سالگرد پس قطعا درسته مشکل سالگرد یعنی چه.
  15. امروز قطع واقع نشده سالگرد یعنی دارید اون روزی که تو اون سال اتفاق افتاد داره می‌چرخه می‌گرده مناسب شده با اون روز اما بحث ما در این نیست اونجایی که شک داریم اینه که سالگرد نگن میگم امروز قتل امام واقع شد خب سوال اینه امروز واقع نشده حقیقتاً اگه می‌خوای بگی مجاز یا حقیقتاً اختلافه دیگه بله تو بحث های دیگه ما داریم و حالا من این بحث اسم زمان رو.
  16. خیلی حرف عجیبیه اسم زمان آیا چیکارش بکنیم من یه توضیحی از صاحب کفایهه عرض بکنم می‌فرماد که زمان اسم زمان از نظر مصداقی منحصر است در یک مصداق اما انحصار معنا در یک مصداق دلیل بر این نیست که مفهوم برای عام اینا با هم تلافی نداره یعنی دو تاشو ما با هم میگیم.
  17. اول میگیم مقتل وصل شد برای مفهوم عام یعنی زمان قتل که این زمان قطع می‌تواند میلیون‌ها مورد مصداق داشته باشد حمید علی که واضع مقتل و بقیه مفهوم عامی وصل کرده بعد وقتی میاد تو مصداق میگید زمان قتل مثلاً بچه‌های مدرسه مینا زمان قتلشان میگه توی اسفند مثلاً اتفاق افتاد دیگه اون مصداق منحصر در یک فرده.
  18. اما واضع کلمه مقتل وصل نکرد بر اون زمان بعد میام این مشکلو مطرح می‌کنیم حالا کلمه مقتل از نظر مصداق یعنی زمانی که مطلبه به قتل است زمانی که ذات تلبس باشه به قتلم میشه مبداش زمان تلبس به مبدا تو مصداق اگه رفتید قطعا یکیه مصداق دوم دیگه نداریم تحقق پیدا نمیکنه توی زمان دیگری اما اگر نظر مفهومی رفتید جلو هیچ اشکالی نداره دیگه.
  19. لفظ مقتل وصل شد برای مفهوم عامی نظیر این بحثی که داریم میگیم تو کلمه واجب الوجود اینا تو فلسفه خوندید من یه اشاره می‌کنم کلمه واجب مصداقش منحصر میشه تو پروردگار اما مفهومش و حذف نشه فقط الله مصداق صحیح بلکه مفهوم واجب یعنی موجودی که وجودش باید باشد این مفهوم عامه.
  20. عامش یعنی حتی موارد دیگرم شامل میشه دلیل اینکه شامل می‌شه اینه که من و شما اقدام می‌کنیم برای ردش بگو واجب غیر خدا نیست همین دلیل که پس واجب شامل دیگران هم می‌شد ما می‌خوایم ثابت کنیم که واجب یکیست استدلال عقلی هم میاریم بعد که است کردیم تو وجود الله جل جلا
  21. به مفهوم که می‌رسه چی میگی میگم اتفاقا مفهوم واجب وضع شده برای یه مصداقی که دارد و مصداق‌های دیگه که محاله یعنی از نظر مصداقی محاله در حالی که محاله اما کلمه واجب برای اعم وصل شده پس می‌تونیم ما کلمه‌ای رو وصل کنیم برای یه مفهومی که یه مصداقش هست بقیه نیست اصلا ما حالا مثل کلمه واجب.
  22. می‌تونیمم کلمه‌ای رو وصل کنیم برای یه مفهومی که یه دونه مصداقم نداره مثالش چی دور تسلسل اجتماعی نقی این کلمات که ما می‌گیم مفهومش درسته یه مفهوم علیه نیست تو ذهنمون تصور می‌کنیم مصداقش یه دونه هم نیست ما یه دونه هم دومصداق  نداریم یه دونه تسلسل هم نداره خب اینا رو داریم می‌گیم حالا بیایم تو کل کلمه مقطع تو کلمه مقتل هم همینه مقتل وصع شده برای یه مفهوم عامی.مشکلی نداره که ما اینو بگیم
  23. الان باید ثابت کنیما اول میگه مشکلی نداره که مفهوم مقتل آن اما به مصداق که میرسه میگید خاص است اینو صاحب کفایهه تا اینجا میرن جلو ما یه ایراد اینجا داریم ایراد و دقت بکنید میگم وضع الفاظ برای معانی به غایت تفهیم و تفحم مقصود واضع این بوده که ما تسهیل بکنیم سخن گفتنمون رو با یکدیگر.
  24. اگه بنا بشه واضع یک لفظی رو وضع کنه برای یه معنایی که مبهمه این خلاف نظر خودشه چون خودش داشت میگفت من این لفظ می‌کنم تا مردم راحت بتونن با یک دیگه گفت و گو بکنن خب راحت گفتگو کردن لازمش همینه اگه می‌خوای راحت گفتگو بکنن پس لفظ مبهم نباشه اگر مبهم است مثل مشترک بحث قبل مون بود تو مشترک چی میگفتیم.
  25. حتما گوینده باید قرینه بیاورد مگر اینکه گوینده قصدش اجمال یا احمال گوینده‌ای که اصلاً هدفش اینه میخواد مخاطب نفهمه عمداً چیکار می‌کنه از این لفظ مشبهه استفاده چنانچه خدای متعال تو قرآن همین کارو کرده عمداً از متشابهات استفاده کرده تا من و شما رو وصل به معصوم علیه السلام کتاب الله عمدا خدا متشابه ذکر کرده
  26. آیه.۱۹6 بقره که مرتب می‌خونیم از سوره بقره ذالک لمن لم یکن اهل حاضر سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (196) متشابهات تا کجاست حدش تا کجاست تو آیه عمداً خدای متعال اینو میگه تا من و شما احساس نکنیم کفایت می‌کند قرآن برای ما بعدا بریم قصد خلافت بکنیم خلافت مال ماست نخیر خلافت مال کسی است که خلیفه الله جای خدا نشسته جنب خداستا.
  27. مثل خود انسان فکر کردی جایگاهش کمه جایگاه خیلی بلندی است افراد معمولی اصلا امکان نداره به اونجا برسه لا یغاصبهم احدا خاطره همم جمع باشه خب وقتی اینطور شد که دارم میگم قصد از وضع الفاظ دوباره تکرار می‌کنم ابراز معانیش ابر ما فی نفس است آشکارش کنیم واسطه میشه لفظ.واجب الوجوده
  28. جناب آخوندا سخنتونو قبول داریم واجب الوجودا وضع نشدش برای الله تبارک و تعالی بلکه برای مفهوم عامی‌ش که همه مردم دنیا اونایی که فلسفه می‌خونن باهاش آشنا تعریف می‌کنه بعد به مصداق که میرسه مثلا مسیحیه میگه سه تاست خود مسلمانان اشعری ها چی میگن اشعریا می گند صفات پروردگار رو میگن قدیمه.
  29. بنابراین تعدد قدیم میگن یه ذات داریم قدیمه یه علم داریم یه قدرت داریم یه صفات دیگه تمام این صفات ذاتی پروردگار میگه چیه میگه خدا بنابراین هفت هشت تا قدیم داره من و شما اگر میگیم که قدیم یکیست باید شروع کنیم اثبات بکنیم می‌خوام بگم اونجا یه امر طبیعیه اما آیا مقتل همینطوره.
  30. یه چیزی شرطیه مشکل اینجا آخوند رضوان الله تعالی علیه دارن اینا رو تشبیه به هم می‌کنند همونطوری که واجب مفهومش عامه وصل شده برای عام اما به مصداق که میرسه مثلاً خاص میشه فقط خداست آخه میگم مقتل هم همینطور ما می‌گیم نه مقتل انشالله نیست کلمه مقتل ما اونجا نیاز داریم که با هم همدیگه صحبت بکنیم و تو صحبت کردن نباید مبهم حرف بزنیم باید خیلی سریع حرف بزنیم لذا همینطور که گفتم.
  31. هاذا یوما قتل الحسین علیه السلام با هذا اشاره می‌کنید به ۱۴ قرن گذشت اینکه هیچ اشکال نداره یعنی شما هم فهمیدید من تو فارسی گفتم می‌گیم سالگرد صحبتم اینا رو می‌کنیم دیگه می‌گیم امروز سالگرد وفات فلانیه پس نمیگه امروز فوت شد دارم میگم سالگردشه یعنی سال قبل یعنی چی روزی حالا یک سال گذشته پنج سال گذشته اینطوری در نتیجه.
  32. تو بحث مقتل غیر از لفظ سالگرد اینا شما اجازه ندارید مبهم حرف بزنید بگید که لفظ مقتل وصل شد برای آن حالا ما باید اثبات بکنیم که مصداق چنده مثل الله نیستا به اعتقاد ما نمی‌تونید اینو بگید لذا اینا دارم عرض می‌کنم که ببینید تو مقتل اشکالش دورهمی شد که مقطع یک زمان قتل است میشه ذات ذات ما تو مقتل زمانش غیر زید.آزاد بکنید ضارب اونجا می‌گفتیم ذات ما شخصه و شخص دوام داشت دیروز بود امروزم هست لذا می‌گفتیم شخصش به هم نخورده عملش بیرون می‌زد امروز نمیزنه حالا که امروز نمیزنه آیا می‌تونم بگم امروزه
  33. اما تو بحث مقتل نمی‌تونی اینو بگید مقتل ذات ما ذکر نیست که ذات ما چیه زمان مقتل مثلا دیروز اتفاق افتاده زمانش مال همون دیروزه.
  34. امروز اگه خواستم بگم امروز زمان قتل است این قطعاً زمان گذشته بعد یه کسی مثل آخوند رضوان الله تعالی علیه می‌خوام بفهمم که اینم مثل کلمه واژه بگو مفهومش وضع شده برای یه معنای عامی که مصادیق متعدد یکیش دیروز یکی امروز مقتل همشه بعد شما بیا اثبات کن کدومش جواب چیه لغت نمیتونه واضع مبهم وضع بکنه واضعه یا اونه یا اونه و اصلا.
  35. غایت وضع کلمات برای تسهیل نقل و انتقال معانی چطور دارید این حرفو می‌زنید ما نمی‌تونیم این رو براش تصور بکنیم فرمایش صاحب کفایهه را میگیم مصداق خارجی ندارد بعد از که زمان گذشت قطعاً رد شده و معنایی نداره که بگیم ذات زمان محفوظ است بین دیروز و امروز یا محفوظ است بگیم مشترک است اینطوری بگیم اصلا این معنا نداره که.نمی‌تونید
  36. وقتی نشد ناچارید بگید به بعد من اشاره می‌کنم میگم ۱۴۰۰ سال پیش امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدن امروز روز قتل امامه عرض شود که این بیانی که ما داریم رو حضرت امام رضوان الله تعالی علیه هم دارند یعنی ما متفرق به این بحث نیستیم.
  37. و انشالله در کتاب تهذیب الاصولشون مراجعه کنید دارند و نتیجه اینه که این تشبیهی که صاحب کفایهه کردن اسم زمانو میگن شبیه به لفظ واجب این تمثیلشون اشتباهه کلمه واجب می‌تواند مفهومش عام باشه اول عام وصل کرد بعد من و شما تو علم کلام بحث میکنیم که واجب مصداقش یکیست یا دو تاست یا اثبات می‌کنیم هیچ مشکلی برای ما درست نمیکنه.
  38. بعدم که ثابت کردیم که واجب یکیست دیگه تو گفتارهامون هر وقت میگیم الو واجب الوجود یه مشخصه بعد از اسمات نمی‌کردیم می‌گفتیم لغت عامه اما مقتل نمی‌تونیم بگیم تو لغت عامه باید بیایم خودمون حالا بحث بکنیم قطعاً مقتل اگه دیروز یا روزهای قبل زمان قبل گذشته که من دارم میگم دیروز دیگه شما نمیتونید بگید امروز هم هست واضعست.مسلمم هست که این زمان گذشته است زمان که گذشت اصطلاحا میگن متصرم الوجوده لحظه به لحظه زمان داره جابجا میشه
  39. به عبارت دیگر تو واجد ما گاهی شک داریم که صدق می‌کند به مثلاً اباع ابن روح القدس یه شکی می‌کنیم بعد که شک کردیم بحث می‌کنیم حالا تو مقطع ما شک داریم دیروز قدر گذشته حالا ما شک داریم که امروز قتل واقع شده یا نه شک نداریم وقتی شک نداشتیم.
  40. باید ببینیم واضع برای چی وصل کرده دیگه امکان توش نباید باشه این تشبیه تو کفایه شد بنابراین به اعتقاد ما درست نیست

و صلی الله علی محمد و آل.

  1. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته