درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول  الثالث عشر_في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۷ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ مدت زمان: ۳۲ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

قَالَ رَبّ‏ اشْرَحْ‏ لِى‏ صَدْرِى‏* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

 الثالث عشر_في المشتق_فی دلالة الافعال علی الزمان_جلسه۷

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۱۸

مدت زمان: ۳۲ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم مجموعه فرمایش حضرت امام بود که چطور فعل دلالت بر زمان ندارد این رو بیان ایشون بود که ما از کتاب تهذیب الاصولشون حدوداً ۱۰ تا نکته رو استخراج کردیم این مطالب رو تا الان هشتشو بیان کردیم.
  2. امروز نکته نهم و دهم رو هم بیان بکنیم و جمع‌بندی ما اینه حضرت امام می‌خوام بفرمامان فعل ماضی دلالت بر زمان ماضی ندارد وضعاً اما دلالت به شکل التزامی داره یا فعل مضارع وضع نشده برای زمان زمان حال آینده ما معتقدیم چرا وجه شده بالاخره این باید فرمایش بزرگان خوب دقت بکنیم و ببینیم آیا.
  3. مطلب خاصی است که ما غافلیم ازش می‌پذیریم و یا اگر دیدیم نه همان مطلبی که مشهور می‌گویند که از خصوصیات فعل اختران به زمانه اصلاً فعل وصل شده از ابتدا واضع وصل کرده برای دلالت بر زمان خب نکته نهم تقریباً لابلای فرمایشات قبلشونم بود اما اینجا توی جمع بندی مستقلی بیان می‌کند می‌فرمایند فعل ماضی دلالت دارد بر.سبق مضارع دلالت داره بر
  4. لحوق سبق چیه اینا رو توضیح باید بدیم دلالت دارد مثلاً ضربت بر سبق منظور اینه که در فعل ماضی ما حکایت می‌کنیم از حدس صدور هدف از یک فاعلی میگیم این زدن قبلا واقع شده از آقای زید سبق صدور.
  5. حدس حدور می‌تونید بردارید به جاش بذارید سبق صدور ماده از فاعلم می‌تونید بگید به جاش بگید از ذات این اسم‌هایی که عوض شد نگران نشید بالاخره ضربه  یه ماده‌ای داره و یه ذاتی دارد که ما اسناد میدیم اون ماده رو به ذات اسمشو عوض میکنیم میگیم هدف رو داریم اسناد میدیم به یک شخصی میپذیرند کلمه دلالت بر سبق و خوب دقت کنید.
  6. که میگن ماضی دلالت داره بر سبق این وقوع عرض شود حدس که در واقع تو ضربت صدور تو فعل لازم فرمودند حلول یادتونه پس فرق گذاشتن بین فعل متعدی و فعل لازم تو ضرب دلالت داره که این زدن ثابت است نسبت به زمان فعلی و سابق قبلا واقع شده اما تو حس و نه.غیردلالت دارد بر اینکه حلول حسن در یک ذاتی در وجود یک شخصی خوب اینا رو گفتن به حمل شایعشم گفتن دیگه شما اینا رو همه رو با هم توجه بکنید
  7. چون حمل اولی نیست منظور حمل شایع اون فعل ماضی بود فعل مضارع چیه دلالت می‌کند بر لهحوق به یک ذاتی می‌رسه به زدن میخواد بهش ملحق بشه در زمان حال یا آینده.خوب با توجه به اینا یه مرتبه میگن و لیس الزمان جزا لم مدلولهما اینو با صراحت تکرار می‌کنه این بار چندمه پس دلالت دوباره تکرار می‌کنم دلالت داره بر سبق الحقوق اینو دلالت می‌کنه
  8. اما اما زمان جز معلولش نیست یعنی وضع برای زمان نشده پس چی میگید اون استلزام میگن من این عبارت میخونم.

فرمان لوازم معنا هما این زمان از لوازم معنای ماضی مضارع چون تو ماضی مضارع قبول کردیم که سبق لحوق تو معناش هست خب صبر لازمش اینه که زمان گذشته لحوق لازمه‌اش اینه که زمان در حالی آینده است و میگن مگه میشه یه چیزی در گذشته یا در حالا آینده واقع بشه بدون اینکه زمان جزء مدارش باشه.

  1. پس لازمش ایرادی که ما اینجا داریم اولاً ما می‌گیم ما نمی‌فهمیم چی میگه نقش فکر ماستا ما خوب توضیح میدن که زوایای بعد جاش مبهم نمونه اما اینو دقت بکنیم خود این معنا رو چطوری ما بفهمیم که ضربه  دلالت می‌کنه که سابقاً این ضرب از زید واقع شده اما زمان توش نیست اینو چطوری حلش میکنیم اینا فرمایش حضرت امام نمی‌فهمیم.
  2. انشالله آینده بفهمیم یا خودشون به خوابمون بیان و توضیح بدن که چیه مثل تو کلمه وضع بودا که آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه می‌گفتن تعهد نفسانی یه چیزی اختراع کرده بودن تو اصول نمی‌فهمیدیم چی میگن هرچی هم می‌گیم به شاگردانشون تعجب‌ ان که چطور این شاگردشون به ایشون ایراد نگرفتن که آخه وضع برای تعه یعنی چه وقت دیدن بعضی آقای قم می‌خوان توجیه کنن کلمه ایشون را.
  3. قابل توجیه نیستا چون کلامشون یکی دوتا نیست شاید ۱۰ بار اینو تکرار کرد شد ۱۰ بار نگاه بکنید یه جا تو این ده جا میگن کل کل افراد یه جامعه اینا واضع این جمله از قلمشون در رفته اینا میگن تازه میفهمیم که درست فهمیدیم دقیقاً کلامشو ایراد داره کل افراد جامعه واضعن چرا چون تمام ماها تعهد نفسانی می‌دیم.
  4. که وقتی می‌خوایم مثلاً اینو به شما منتقل کنم اسمشو دفتر بگم چیز دیگه نگم این تعهد پس من شدم واضع تصریح به این می‌کنم میگن کل افراد  به اعتبار چی به اعتبار تعهدشون جوابش اینه که این تعهدی امره استعمالیه کاری به واضع نداره که واضع میاد این اسم و برای این معنا بعد از اون مرحله دو سه چهار پنج او پنج مرحله اون موقع براش درست کردیم.
  5. مرحله چهارمش این بود که ایشون می‌گفتن این مرحله اول که واضع اسمو وضع میکنه برای من مرحله دوم باید این افراد شنونده دیگران علم پیدا کنند که واضع چه اسمی گذاشت برای من چون اگه من رفتم توی کشور دیگه و علم نداشته باشم کافی نیست این مرحله را بدوئه مرحله سه بعد از که علم داشتم نسی نباید آزار بشه بعد از که فهمیدن فراموش کردند بازم مثل ما.

 

  1. سه مرحله گذشت ۱ وضع واضع ۲ علم دیگران به این وضع ۳ عدم نسیان نسیان آرزش نشه 4 افراد جامعه تعهد می‌دهند که همیشه از این لفظ استفاده کنیم اینا همه جا نمیگن به اون عزیزان میگن که دو سه جا ۱۰ جا را میبینند.
  2. ما کلام ایشونو برید همشو نگاه بکنید که شما دارید اشتباه می‌فهمید ما درست فهمیدیم ایشون چی دارن میگن قشنگ اسم میارن در یه جا این خیلی خوب شده که این یه کلمه رو گفتم چون خود منم به تردید می‌افتادم که بالاخره منظور ایشون چی بوده مرحله چهارم میشه تخت برد
  3. مرحله پنجم استعماله چرا استعمال بخاطر اینکه بعضی به تعهد که میرسه استعمال نمی‌کنه.عمداً متعهد شده اما استعمال نمی‌کنه می‌خواد عمداً تو استعمال الفاظ خارجی به کار ببره ما اینو خیلی داریم یا بالعکس افراد خارجی کلمه به کار نمی‌بره حتماً من کلمه فارسی می‌خوام به استعمال که میرسه یا مثلاً کلامش یه مقدار طولانیه گاهی اسم دیدید ترکیبی سخت گفتنش.
  4. از یک کلمه دیگه استفاده تعهد داره تو مرحله چهارم اما به معنای ۵ که می‌رسه می‌گه من از این کلمه استفاده نمی‌کنه از این کلمه ۵ مرحله است ما یکی یکی اینا رو وقتی خوب بازش بکنیم می‌فهمیم که وضع چیه وضع حضور معنا فی ذهن گفتم بعد موضوع له موضوع یعنی واژه برای همون وصل کردن یا نه بعد که اینا شد حالا مرحله بعدش اینه که افراد علم داشته باشند.
  5. نسیان آرزش نشه نسیان چی اینا باید باشه مرحله بعدش تعهدیست که افراد میدن یعنی یه جامعه تو اصفهان همه قول دادن که مثلاً از این موجود خارجی به کلمه دفتر یاد بکند چند میلیون انسان مرحله پنجم استعمال خب برگردیم سر فرمایش حضرت امام حالا رفتیم دیگه فرمایش حضرت امام تو این نهمی چی بود فرق میزارن بین اینکه سبق تو معنای ماضی هست.
  6. و بین اینکه فعل ماضی دارد زمان ندارد اگه ما راحت بخواهیم ایراد بگیریم با تمام علاقه‌ای که به ایشون داریم با تمام وجودمان شخصیت ایشونو بی‌نظیر می‌دونیم در دوران غیبت و می‌دانیم یه همچین خدمتی که کردن برای کل جامعه اسلامی را عزیز کردند و دشمن داره اینطور سرخورده میشه در گذشته تاریخ نگاه بکنید می‌بینید اصلاً تو نجف حوزه نجف اصلا راحتی نداشتن راحتی نداشتیم.
  7. خود ما ن را نداشتیم اواخر طاغوت ما تو حوزه بودیم راحتی نداشتیم یه روز میاد اینجا بازار ماشین‌های ارتشی دم ورودی بازار ماشین گذاشته بودن که هیچکس نیاد تو بازار خیلیا نمی‌دونن اینا رو با چه اوضاعی ما از تو کوچه‌ها اومدیم تو مدرسه ارتشیا رو طاق بازار راه می‌رفتن خود بازار هم اعتصاب کرده بودند فرمان حضرت امام مغازه تعطیل بود بر علیه شاه.
  8. یه روز ما امتحان داشتیم ارتشی اومده بود اتاق تعجب کرد ما از کجا اومدیم از کجا از کجا راه‌ها رو بلد بودیم از کوچه‌ها اومده بودیم مدرسه گفتیم امتحان داریم با بی‌سیم داشت صحبت می‌کرد زنگ می‌زد به رئیس حکومت نظامی اصفهان سرلشکر ناجی بود که بعد اعدام شد بعد از پیروزی انقلاب با۱۲۰ سینه میشنیدیم. ما امتحان داریم ناجی تو جوابش گفت دروغ میگن اینا اینا درس شیشه شکستنو دارن یادشون میدن و اتفاقاً درستم می‌گفت شما امتحانی که اینجا می‌دادیم بعد شعار می‌دادیم شعار مرگ بر شاه درست همین جا راه نمی‌داد تو بازار می‌رفتیم تو خیابون که می‌رفتیم مردم منتظری تجمع ابتدایی بودند اما جراتت نداشتن ابتداش شروع بکنن طلبا جرعت داشتن شروع میشد میرفتیم یه مرتبه مردم.زنین نمی‌شدند و جمعیت می‌شد چند هزار نفر یه اوضاعی بود حالا درس تو اون زمان‌ها شرایط خاص الان ما راحت می‌نشینیم منتها افولی که الان می‌بینید تو آمریکا و جای دیگه اینا نتیجه کاریست که حضرت امام البته به لطف الهی
  9. لذا ما هرچه برای ایشون طلب رحمت و رضوان بکنیم کم کردیم تمام این شرایط باشیم از امام زمانمون تشکر بکنیم که این شرایط‌ها آماده شد می‌شینیم با هم حرف میزنیم و اون زمان اینطوری بود.فکرها مغشوش بود که حالا می‌ریزن تو مدرسه دستگیر می‌کنن چه می‌کنن خب عرض ما اینه که ایشان حضرت امام میفرمان فعل ماضی دلالت بر سبق صدور حدس از یک شخص از زید اینو دلالت دارد من دون دلالت زمان من دون دلالت الفعل علی الزمان و به عنوان مدلول فعل ماضی نمی‌داند ایراد ما اینه که شما بین همین دو تا جمله‌ای که گفتید.
  10. تفکیک بکن آیا میشه که دلالت بر سبق حقوق بکنه به اعتقاد ما یکی معناش تا می‌گیم دلالت کنه بر سبق شما عوض کن با یه لفظ دیگه بگو یعنی چی گذشت سبق صدور هدف از زید اینا رو شما عوض کن بگو زدن از زید گذشت تا میگن گذشت زمان ماضی دیگه.همونه
  11. اما حضرت امام اینو نمی‌فهمم می‌فرماد این مدلول فعل ماضیه بعد میگن لازمه‌اش این است که یه زمان ماضی هم داره اینو شما بتونید حل کنید که ایشون به عنوان ملزوم و لازم می‌گیرند اما ما معتقدیم این‌ها یک چیزه بله کلام ایشون عبارتشونم بخونم که میفرماید ولی زمان جز مدلولهما بل من لوازم معنا.

 

  1. و توابعی از توابعش او لحوق وجود مال زمان ماضی است لوح لحقوق مال زمان طبعا با این الفا میگن مستلزم زمان است طبعا این لازمشه اما زمان مدولش نیست.من نمی‌دونم چطوری دیگه بیان بکنم دیگه هرچی می‌خواستم خدمتتون گفتم کلام حضرت امام مبهم است از حیث فهم ما فهم ما قاصره کلام ایشونم مبهمش از حیث دلالت برزمان ما می‌گوییم سبق یا لحوق عین معنای زمان است نه لازم بشه یعنی خود زمان تا اینکه دیگه لحوق یعنی ملحق میشه اما ملحق می‌شود رکنش زمانه نه لازمش اینه.
  2. ملحق میشه یعنی الان نیست آینده بهش ملحق می‌شه از نظر من نه چون حضرت امام تصریح می‌کند اگه نمی‌کردن می‌گفتیم نزاع لفظیه اما تصریح میکنن میگن زمان مدلول فعل ماضی نیست لفظیه که اما بیانی که بفرمایید ایشون نداشته و اون چیه میگیم که ما هووی نیست که ماهیت کلام ایشون با ما فرق کنه.
  3. سبق هست خب مشهورم همینو گفتن برید صرف و نحو تو جام مقدمات بخونید به همین نتیجه می‌رسید گرچه اون زمان که ما می‌خوندیم خب این دقت‌ها رو نداشتیم حالا دقت می‌کنیم تو صفحه میرن همینطور اون دقت نکردن اما یه بار گفتم اگر از خود.مولف صرف سوال می‌کردیم که اینو توضیح بده اینکه میگه زمان مدلول فعل ماضیه اینو توضیح بده یعنی چی یا تو عوامل نحو و هدایه و اینا اگه بگید توضیح بدی توضیحش دورهمی می‌شه می‌گیم اون میگه ضربه  زمان تو مدولشه میگم خب توضیح بده یعنی چه معناش این است که این زدن قبلاً واقع شده نه آینده
  4. قبلا واقع شده میگن میشه اسمش عوض کنید قبل یه چیز دیگه بگو سبق.صدور حدس از ذات وقتی توضیح میدیم دیگه دقیق میشه دوباره این فرمایش سبق صدور حدس تو عبارت تهذیب اومده
  5. خب اینو من دیگه نمی‌تونم بگم نزال لفظیه دارن دقیق توضیح میدن با این بیان ایشون میگن من نمی‌فهمم که چطور فعل ماضی دلالت بر گذشته می‌کنه که این زدن درگذشته از زید واقع شده اما گذشته ندارد زمان گذشته توش نیست اینو چطوری حل بکنیم یه مقدار.معجزه می‌خواد کسی باید بیاد اینجا یه معجزه کند این الفاظو برای ما واضع کنه
  6. نکته دهم باز اینم لابلای بحث‌های گذشته بود که ایشون فرمودند فعل فعل ماضی دلالت بر سه چیز می‌کنه ضربه  ۱ دلالت بر حدس می‌کنه که هدف همون ماده شه شما میگید مصدرشه خیلی خب هرچی می‌خواید بگید مصدرش حضرت امام میگن حدس حدس یعنی یک عملی که از من و شما سر میزنه.گمشدگان فعل ما هدف ۱ ۲ صدور فل ماضی چرا میگن صدور یا حلول فعل متعدی لازم دارند اشاره می‌کنند شما هم دیگه دوتاشو نمی‌خواد بگیه چون حواسم میره که صدور چیه حلول چیه دیگه معلوم شد دیگه حلول یعنی حلول حسن تو زیده نه اینکه حسن از زید صادر بشه یکی دیگه زیباش بکنه خودش زیباست پس دومی حلول عرض شود که و یکی هم سبق.
  7. این سه تا چیز رو ایشون میگه بعد چیزی که ایشون داشتن این بود می‌گفتن لا تبادر هذه المعانی به نحو المن الاسمی و به نعت الکثره این سه تا معنایی که گفتیم به شکل معنای اسمی معنای اسمی منظورشون استقلاله دیگه اینا رو باید ما آشنا باشیم چی می‌خوایم بگن چون معنای اسمی معنای حرفی می‌خوام بگم یعنی سه تا معنای مستقل بعد میگن به نعت الکثره.
  8. ۱۲۳ بگیم فعل ماضی سه تا چیز می‌کنه یه معنای حدس و یه معنای صدور هدف از فاعل و یکی هم سبق حالا تو فعل ماضی صبر تو مضارع پس چیه ایشون میگن دلالت نمی‌کند فعل ماضی بر سه چیز مستقل بله این سه تا امرن وحدانی اینو بارها گفتن حالا ما تکرار داریم امر وحدانی من گفتم تو فارسی هم چی میگیم ضرب میگیم زد.
  9. تو دل زدا چند تا چیز خوابیده یکی معنای مصدری که میگه زدنش خوردن نیستم زده دوم نسبت به یه فاعلم دارید میدید داره میگه زد دیگه مصدر که نیست که مصدر نسبت نداشت اما الان میگه زد پس نسبتاً مرد سوم سقفم هست یعنی میگه گذشته نه آینده این سه تا میگن عمران وحدانی یعنی من همیشه یک کلمه اینه پس سه تای مستقل چیه.امرال وحدانی یتحللو به تحلیل ذهنی به معان کثیرا
  10. وقتی با تحلیل ذهنی و عقلی نگاه می‌کنی سه تا میشه یکیش آخرش ما نفهمیدیم جناب حضرت امام شما میگید قبول دارم فعل ماضی دارد سه تا چیز می‌کنه بعدم ما را میندازه تو این نکته که این سه تا معنای مستقل جداگانه نیست اینا رو می‌پذیریم خیلی خب.
  11. به اینجا می‌رسیم یکی از این سه تا چیه سبقه آیا سبق معناش زمان ماضی هست یا نیست حضرت امام می‌فرمان نیست ما میگیم هست حضرت امام میگن نیست اما چی میگن میگن سب لازمش اینه که در گذشته اون لازمش ما میگیم مشهور که گفتن فعل ماضی دارد بر زمان ما داره اصلاً مقصودشون غیر از این هیچی دیگه نیست وقتی اینطور شد به تعبیر آقا اصلا میشه نزع.مشهور میگه زمان جزء مدینه من قبول ندارم مشهور
  12. توضیح ندادن اگه توضیح می‌دادن منظورشون از زمان ماضی چیه دورهمی می‌شد که یک حدیثی در سابق از یه آقایی به نام زید صادر شده است خیلی ساده حرف میزنیم بعضی ترجمه میکنن که سادگی خب بحث کاملا دل و رودشو می‌ریزه بیرون.
  13. واضعش بله بایدم این کارو بکنی تا ببینیم چی می‌خوایم ببینیم خب بحث بعدی ما دیگه این فرمایش حضرت امام و تمام شد وارد بحث صاحب کفایه میشیم اونجایی که بسته کلی رو مطرح می‌کنن من برای اینکه ذهنتون آماده بشه سه تا کلی داریم سه تا کلی داریم یه مثال بزنم الانسان کلی یه موضوع داره یه محمول داره دیگه الانسان کلی حالا میخویم سه تا کلی بگیم مثال موضوع ما که انسان است.
  14. کلیه طبیعی است محمول ما که گفتیم لفظ کلی رو گفتیم این کلیه منطقیست مجموع موضوع محمول کلیه عقلی است اینو تو ذهنتون باشه تا ببینید جناب آخوند خراسانی برخلاف اصطلاح فلسفی اومدن یه تعریف دیگه کردن دیگه اینم دوباره از اون جاهایی است که گفتم بارها که وارد بحث فلسفه میشن میبینیم یه چیز دیگه دارن میگن حالا یا باید بگیم خدا نکرده بگیم اشتباه کردن.
  15. با صراحت بگیم یا بگیم نه ایشون فلاسفه رو می‌دانستند اما یه اصطلاح جدید اومدن به کار بردن به عهده خودتون هرچی می‌خواید بگید فعلاً آنچه که می‌دانیم سه تا تعریف ما برای کلی داریم و من و شما هم اجازه نداریم این تعریف‌ها رو عوضش کنیم وقتی میگم کلی طبیعی معلومه کلی طبیعی چیه حالا من میام کلیه رو با کلیه جاشو عوض کنیم خب من اشتباه دارم میکنم من باید تابع اصطلاحات باشم.
  16. یه کی طبیعی داریم یه کلیه منطقی داریم یه کلیه عقلی داریم مثالش الانسان کلیون انسانش بدون محمول این کلیه طبیعیه محمولش که لفظ کلیه این کلیه منطقیه اون تعریفی که تو منطق می‌کنید که کلی چیز میگه مجموعشم میشه کلیه عقلی یه صلاتو یاد بگیریم عبارتشون کجاست اینا دقت بکنید انشالله فردا صلی الله علی آل محمد. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  1. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته