://hosein128.ir-پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق-في انواع مبادي المشتق
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
مدت زمان: ۳۵ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdav
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اما توصیه من اینه بیشتر تو ذهن من این بوده که دیگه از عزیزان در اصول را قبل از درس مباحثه بکنن.هم مطالعه هم مباحثه دیالات درس مشخصه رو کتاب میری جلو در اختیارتونه پس بنابراین همه عزیزان مباحثه بکنن اونچه که اجتهاد شما رو زود بروز میده و به ظهور میرسونه اینه اما اینکه ذهنتون خالی باشه بیاد اینجا معمولاً ما هرچی میگیم قانعتون میکنیم و میپذیریم که ذهنتون باز نمیشه.
- فیالبداهای مطلبی انسان میشنوه دلیلشو زیاد روش تحمل نمیکنه دنبال گوینده میره جلو اما اگه قبل از درس مطالعه و مباحثه خیلی مهمه بشینید بحث بکنید و مطالب رو یا تایید یا به تعبیر آیت الله عظمی مظاهری خدا حفظشون کنه فرمودند حاشیه بزنه بالاخره یه حاشیه بزنید روش.بعد که حاشیه زدید دیگه ذهنتون آماده است برای اون دلیلی که مختار خودتون داره میاد اینجا اگه صحبت من قانع نکرد شما را حرف میزنید دیگه ایراد میگیرید و اون مطلب جدیدو مطرح میکنه شکوفایی علم اصلاً تو همینه و شکوفایی اجتهاد شما تو همینه میخوید زود شکوفا بشه راهش همینه که دیگه.دقت بکنیم کتاب در حضورتونه خواهشم اینه همه افراد این کارو انجام بدید عرض شود که ما بحث امروزمون تو مقادی مشتقات مشتقات مبادیش با هم یکسان نیست حدوداً ۴ قسمه من ساده اول میگم که شما توجه بکنید که.
- اولیش که آسونتره بعد اون سه تا دیگش مقایسه با این میشه آسانترین مشتقات مثل ضارب کاتب ظاهر نمیدونم ناصر یعنی کلیش اینه مشتقاتی که مبدا او مبدا او از قبیل افعالی است که ساده میشه از یه انسان مداحش مثل نصرت مثل کتابت ضرب قتل یعنی مبدا.وقتی که از یک فاعلی صادر میشه این سادهترینش اینه من راجع به قتلش حالا یه حرفی دارم بعدا استثنا اما افعال ساده مثل نظر و میشه نظر و نمیدونم استماع و این چیزا این مصادر رو شما بیاریدش توی مشتقی بگید مثلاً ناظر کسی که داره نگاه میکنه اینجا ناظره یعنی عملی که یعنی مبدائی که از یک ذاتی داره صادر میشه.
- این صدور مبدا از ذات سه حالت داره یه وقت همین الان داره نگاه میکنه حقیقتاً بهش میگیم هو ناظرون گاهی مبدا منقضی شده از این ذات یعنی ۱۰ دقیقه قبل داشت نگاه میکرد الان نگاه نمیکنم سرش پایین آیا میتونیم بگیم هو ناظرون این اختلاطش همینه که میگیم بعد از انقضا اختلاف که آیا بگیم هو ناظرون.
- یا نه علی القول صحیح نمیتوانیم بگیم بلکه سلب میکنیم ازش ۱۰ دقیقه پیش غنگاه میکرد ما الان میخوایم نسبت بهش بدیم و ناظر هوهبان و صامعون و مثال ضارب که دیگه مرت گفتیم.
- آیا من حق دارم به او بگم از ضارمان خب این اختلافیه توش دیگه ما از این رد شیم صورت سوم آینده آینده میخواد بزنه آینده میخواد نگاه بکنه آینده میخواد غذا بخوره کسی که آینده میخواد مرتکب یک مبدئی بشه اصطلاحا میگیم متبث به مبدا مجاز بهش میدیم یک ساعت دیگه میخواد غذا بخوره حالا بگیم آکلو قطعا این مجاز.
- این قسم اول مبادی که از قبیل چی بود کلیتشو گفتیم مثال نزنیم که قانونشو بدونیم هر عمل موقتی که صادر میشد از یک ذاتی قسمت اول قسم دوم این است که اون مبدا از قبیل ملکه است مثل ملکه عدالت عدالت مصدر حالا اگه اومد تو مشتق گفتیم و عاد آیا هو عادلون. میشه انقضای مبدا تصورشو بکنیم بگید در گذشته عادل بوده حالا نیست انقضای مبداش مثل ضارب نیست قطعاً اینجا میبینید فرق کرد زار نگاه به دستش میکردید میگفتید ۱۰ دقیقه پیش داشت میزد الان نمیزد اما عادل مبدش عدالته عدالت نگاه به دست صورتش نمیکنه دیگه نگاه به روحیه او میکنید هیئت آن راسخ فی نفس.
- تستر عنها الافعال به سهولتن تعریف چیکار میکنه این تعریف میرسونه که این شخص چه الان مشغول انجام واجبات و ترک محرمات باشه چه خوابیده باشه نه واجب انجام میده نه خوابیده بازم ما میگیم عادلان الان عدالته انقضای مبدا بعضی گفتن اینجا صدق نمیکنه ما میگیم چرا همینم صدق میکنه چطوری انقضاش به چیه.
- به اینکه اون روحیه عدالتش بشکنه یعنی گناه بکنه اما نه گناه سهوی که دستش در رفت گناه عمدی عمداً گناه بکنه تا من که بیننده هستم قضاوت کنم بگم روحیش از بین رفت اون ملکهای که ترمز میگرفت و تقوا تو وجودش بود این ملکه توش نیست داره گناه میکنه لذا بعضی گفتن به صرف یک گناه ملکه شکسته نمیشه.نمیشه اینا رو گفت این حرفو دقیق نیست آنچه که دقیقه اینه که سهواً اگه گناه کرد. ما داریم اما عمداً گناه بکند
- آیا دفع اولش هنوز عدالتش است نمیشه اینو گفت دارم گناهشو میبینم خودشم میگه میگه میدونم غیبته عمدا میخوام غیبت کنم و عصبانی هم نیست که حالا عصبانی شده..عصبانیتش بره نه اینم نیست تو حالت عادی راحت گناه میکنه نمیدونم ربا میخوره خوب پس از قبیل مبدا اگه از قبیل ملکه شد انقضای مبدداش یه جور دیگه تعریف میشه اینا رو دقت کن دیگه مثل نیست اینجا میگه انقضای مبدش به اینه که اون ملکه از بین بره نه عمل او تمام بشه و از همین قبیل است حالا ما ملکه را گفتیم.
- از همین قبیل است قوه و استعداد دوم گاهی یک موجودی قوه و استعداد یک چیزی رو داره اما بالفعل نیست مثل هسته درختی که الان دیگه بالقوه یعنی با استعداد میتواند ۵ سال دیگه درختی بشود ؛ اینجا ما چی بگیم بگیم انقضای مدرک کیه.به مشکل برخورد میکنیم دیگه داخل این استعداد توشه تو این هستش چطور من استعدادها بگم منقضی شد دیگه استعداد ندارد راه داریم راهش اینه آتیش میزنید هسته درخت و اگر آتش زدید اون وقت میگید منقضی شد اون وقت یه ربع بعدش میتونید بگید این هسته استعداد درخت شدن رو داره با اینک آتیش زدیم اما تا آتیش نزدیدا.
- ولو الان درخت نیستا اما نمیتونی بگید منقضی شد مبدا؛ مبدا چیه مبداش استعداد استعداد توشه قبلا مثال مفتاح و زدیم مفتاحی که تو جیب شماستا این مفتاح برای مثلاً روشن کردن موتور خودتون یا روشن کردن خودرو تو جیبتونم یه در باز کردن منزل بالاخره الان تو جیبتونه انقضای مدتون مفت تا کی صدق میکنه مثل ضارب.
- ضارب گفتی ما نگاه به دست میکردیم که اونجا فعل ملاک بود فعلی که صادره عن شخصه اما تو مفتاح من فعلو نگاه نمیکنم استعداد رو نگاه میکنم مفتاح میگن مستعده برای روشن کردنه ولو الان تو جیبته پس کی انقضا صدق میکنه اونجا به این نیست مثل ضارب بود میگفتید همین که من از داخل موتور مفتاح درآوردن بیرون قضیه شد وقتی روشن بود موتور.اینجا متولد بشه به مبدا بود مفتاح حالی که اینو نمیگید هنوز یستعدو له مثلا لفتح ۱۰ پس کی منقضی میشه وقتی یه دونه شد بشکنید مفتاح کجش کنید که دیگه نمیره تو دندههاش گیر بیفته و مثلاً درو باز بکنه حالا بعد از که کج شد یه تیکه اش شکست حالا از شما سوال میکنید.
- مفتاح است؟ به اعتباری که تا یه ساعت گذشته باهاش باز میکردید اما الان نمیتونید پس به حسب هرچی به حسب خودشه انقضای مبدا رو نباید یکسان بدونیم این صاحب فصول بودن که یه ایرادی به ذهنشون رسیده بود مطالبشون هم باید خوب بخونیما خیلی مفصلی چون کتاب های قدیمی کتاب چاپ جدید شده یا نه کتابای.صفحات بزرگ یه حوضعههایی خیلی چیز نوشتن دقتهایی کردن در هر صورت ما میگوییم که انقضای مبدا تو ضارب واضعه اما به استعداد و قوه که میرسه نه اینجا انقضای مبدا محقق نمیشود مگر یه بلایی سرش بیاری که بگه اون مبدا دیگه توش نیست مثل مثال ما همین کلید بیایم بشکنی یه گوششون که دیگه نتونه کارایی داشته باشه.
- یا هسته درخت آتش بزنیم حالا بگو که این هسته هسته درخت میوه است میگم چطور؛ به اعتباری یه ساعت پیش که آتیش نزده بودم این همینه اختلاف توش که آیا الان صدق میکنه حقیقتاً یا مجازا انقضاشو پس ما درست کردیم اینم خلاصه این شد تو این صورت دوم گاهی مبدا ملکه است
- گاهی مبدا استعداد به تعبیر فلسفی قوه.اگر مبدا اینها بود ما میگیم که تا وقتی که ملکه هست یا اون قوه هست فتلبس فعلیا عملو نمیگیم اصلاً ولو گفتم تو جیبتونه نشستم اینجا اما تلفظش فعلیه یعنی الان ها ذا افتاحا چرا چون معیار ما عمل نیست بلکه قوه هست کی بحث توش میاد که انقضای مبدا وقتی است که یه کاری باهاش بکنید مفتاح بشکنیدش.وقت بعد یه؛ یکربع بعد یه ساعت بعد میتونید بگید صورت سوم یه مبداهایی داریم که اثرش استمرار داره ما میگیم استمرار فی الجمله نه الی یوم القیامه اثر جمله بگید تا بحث ما واضع باشه خب مثل چی مثل اینکه آقایی قتل انجام میده خب مشتقش میشه قاتل مبداش میشه قتل.
- آیا قتل تا کی صدق میکند بر این شخص تا وقتی که قصاصش نکند اینجا معیار اثر قتله لذا اگه دو سالم تو زندان بمونه حقیقتاً صدق میکنه که بگیم هو قاتلا نمیتونی بگی لیث به قاتل اما اگه اومدیم و بعد از دو سال فرض کنید تبدیل کردن به دیه و دیه شو گرفت اون طرف مقتول وارثاش اومدن پول گرفتن و گفتن ما دیگه راضی شدیم برو به سلامت دیگه بعدش دیگه.
- مبدا منقضی شده قاتل دیگه گذشت حالا که گذشت نسبت به ما مضا ببینید حقیقتاً میتونید بگید یا سلب بکنه بگید حالا که قاتل دیگه نیست قاتل تو وقتی بود که دنبال بودن ازش چیز بگیرن این رو اگر که همون لحظه رد بکنه به صاحبش.یعنی اعتبار بکنیم به اعتبار گذشته چرا یا به اعتبار روحیه شاید روحیه تو ذهنتونه اگه پلیس فوری گرفت و مال مشروطه را از سارق گرفته داد به صاحب ؛
- و اما روحیه شه اگه روحیه بود هنوز روحیش هست پلیسا چیکار میکنه الان اسم اینا جز افراد میکنه خدا شکر زرنگن این پلیس ها میگن ما وقتی یه سرقتی یه جا میشه اون محله را. افراد که سابقه سرقت دارن اسامیشونو داریم رو اونا اول میرن کار میکنن ببینن آیا اینا این کارو انجام دادن یا نه عنوان مجرمانش هست هم اینکه عرف این شخص هنوز میگه سارقه صدق میکنه دیگه تمام شد دیگه فرض کن یه بار یه اشتباهی کرد اینطوری بگه روحیه نباشه اینه یه بار یه اشتباهی کرد و دیگه هم نمیخواد بکنه تمام شد حالا که مبدا گذشت آیا بگیم دیگه سارق نیست توبه کرده عادله.
- نسبت منکر دارم بهش میدم منو تعزیر میکنه منو دیگه تعزیه اگه نسبت بشه خب اینم نکته سوم که یکی قتل بود یکی سرقت بود البته مثال محدوده به این دوتا نیستا حتی ممکنه ضرب هم که تا حالا میگفتیم از قسمت اول بیاد از قسم سوم چطور مثلا من زدم تو گوشی شکایت کرده شکایت کرده بودم اما وقتی شکایت میکنه یعنی چه یعنی میخواد.از من نقطه بگیرد دیگه میخواد بگیره مثلاً در این صورت یه ماه دیگه من میرم تو دادگاه وقتی وایمیستم اونجا چون دنبال اثر هست مبدا از من منقضی هنوز نشده ضارب حقیقتاً همون وقت بهش ضارب میگه
- اما یه وقتی که نه با این معمولی بود قسمت اوله ضرب معمولی که کسی پیگیری نمیکنه بعد که تمام شد دیگه مد منقضی شده حالا باید.نزاقت اونجا ضارب صدق میکنه صورت چهارم حرفه صنعت گاهی مبدا از قبیل حرفه و صنعته مثلاً بنا میگه قصاب بقال حداد مثال خیلی داره کاری به اینا نداریم یه کسی شغلش بناییه خب انقضای مدرک کی صدق میکنه تا اون وقت که داره بنایی میکنه دیوار می بره بالا قطعا مطلبه به مبدا.
- اما انقضا کیه آیا ظهر که کارش تمام میشه دیگه میره تو خونه آیا منقضی شد ببندم نه بحث ما عمل نیست که عملو نگاه بکنی بله عمل تمام شد تا ظهر بود بعد از ظهر که دیگه مشغول نیست میگم دیگه بنایی نمیکند بنایی یه اضافه میکنیم که نسبت بدیم اما -اینو دارن بحث میکنن.میگم تو بنا اگه خواستی بگی اینجا شغل ملاکه بعد از ظهر شغلشو که عوض نکرده که شغلشم شغل بناییه
- بنابراین بعد از ظهر و شب و فردا داره میره مشهد یه روزم بنایی نمیکنه هنوز ما میریم این مطلب بشه به مبدائه کی منقضی میشه مبدا وقتی شغلشو عوض کنه دیگه من بنایی نمیکنم میرم سر یه شغل دیگه میخوام خیاطی بکنم حالا که خیاطی میکنه.دوره اینجا پخشش عوض میشه خوب اینا نکتههاییست که باید توجه بکنیم مبدا ها را به قول ما با یه چوب نرونید نگید همش یه قسمه دیگه گفتید یه قسم به مشکل برخورد میکنیم مبدا مشتقات فرق میکنه بعضی مبدا ها از قبیل صدور فعل از فاعل است به شکلی که میگه ما موقت به وقت اندازه گیری میکنیم مثل خوردن خوردن یه ربع میشه غذا خورد.
- اما اونجایی که ملکه باشد یعنی تا وقتی ملکه هست نه تا وقتی عمل انجام واجبات و اینا کاری به رانندگی رانندگی ملکه رانندگیش ولو شما اینجا نشستید الان میتونن بهتون بگن شما راننده هستید به خصوص اونایی که شغلشون باشه که دیگه کی منقضی میشه مبدا وقتی رانندگی سرتون بیفته.نکنید که یادتون بره
- بله حالا دیگه میگه در گذشته من رانندگی بلد بودم الان دیگه بلد نیستم گذشته مثلاً من دوچرخه سوار میشدم بلد بودم الان سالهاست سوارنشدم دیگه مبدا از من منقضی شد صورت سومم فعلی است که اثرش مستمر است اونم تا وقتی اثرش هست ما میگیم مبدا است کی منقضی میشه و اثر تمام بشه حالا یا طرف حلالش بکنه میگه برو یا نه پولشو میگیره یا قصاص میکنه.
- و صورت چهارمم حرفه و صنعت خوب ما تو حساب صنعت یه نکتهای رو میخوایم بگیم میخوایم بگیم صنعت دو رقمه این دیگه بخش ما تمام شد بخش چهارم گفتیم الان میخوایم بگیم تو حرفه و صنعت مثل بقال و خیاط و حداد و این چیزایی که گفتیم اگه دقت داشته باشید فرقش چیه فرقش اینه که مبدا در این مواردی که شغله دو جوره.
- گاهی مبدا عمل گاهی نه مبدا اسم ذاته فرقشو رو مثالم میریم جلو مثلاً اگه گفتیم خیاط میگه مشتق مبداش چیه خیاطت خیاطت یعنی خیاطی کردن عمل مکلفه این یه قشر قسم دوم نخیر مبدا اش اسم ذاتش بهش میگیم عین مثل بقال بقال.
- مبدا میشه بغل بغل یعنی سبزی گیاه گاهی هم میگن تره حالا همه اینا رو میگه تو عربی یعنی سبزه عمل مکلف نیستا سبزی اسم یه گیاهه ما اسم گیاهو بیا آوردمش تو مشتق میگیم بقال یا حداد حداد اون مبدا چیه حدیدیده چیه اسم اسم آهنه اسم یه ذات حالا اومده تو شمشیر حتی.
- همینطور شما تمام اینایی که حرفه و صنعت اگه دقت بکنید دو جوره گاهی عمل مکلف است باز شده که بیاد بگه که این آقا رنگ مثلاً تو فارسی رنگ ریزی چیه مبدأشان عمل اوست اما گاهی وقتا نه مبداش عمل نیست اسم یه ذاته میثم تمار اون چیه تمره یعنی خرما بعد این خرما یه مرتبه اومده.
- چی حالا هنوز نگفتیم دیگه حالا دو رقم گفتیم دو رقمه بله این دقت شماست همینه میخواستیم همینو بگیم که نوشتیم اینو اولاً اختلاف مواد تو اینجا باز دو جور فهمیدیم دو جوره که حرفه است اما توجه بکنیم که اونجایی هم که.
- مربوط به عمل مکلفه مستقیم بدون واسطه خوب دقت کنید اینا رو دیگه حالا تو کتاب ننوشتم اگه میخواید خوب واضع بشه اینطور باید وقتی که میگید فلانی مثلا خیاطه نساجه یعنی مبداش که عمله مستقیم ربط داره با ذات مستقیم ارتباط یعنی با شخص اما تو دومی تو دومی میگفتید حداد.
- حداد مبداش که حدیده حدید مستقیم به شخص نمیخورد بلکه چیه شخص میاد آهنو برمیداره باهاش کار میکنه یعنی میاد تو فعل خودش تو فعل خودش حالا میگه حتی یه واسطه میخوره ولی اگه واسطه شو حذف بکنید ارتباط نداره شخص با آهن هیچ ارتباط نداره میثم با خرما چه ارتباطی داره هیچی هم شخص.
- کی ارتباط پیدا میکنه وقتی که بیاد این خرما را بیاره جز شغلش قرار بده شروع کنه بفروشه یه ارتباطی پیدا میکنه اما اون وقتی که میثم خودش بنایی میکنه دیگه یه جنس خارجی نیست بندههای خودش عمله اصطلاح امروزه میگیم خدماتی کار خدماتیو واسطه نمیخوره کار خدماتی مستقیم شغل مکانیک مثلا مکانیک مکانیک ماشین.
- واسطه که نمیخوره که این مکانیکی مستقیم عمل شخص میان متخصص تو این کاره ساعت ساز مثلاً تعمیر ساعت میکنه و همینطور امروز این سلمونیا رو که بهشون پیرایش میگن پیرایش هم همینه یه عملیش مستقیم واسط عمل خود شخص آقا شغلش پیرایشه پس دو رقم پیدا کردیم که حرفه و تو صنعت اینا توجه بکنیم بگیم فرقی هم نداره.
- چه حرفه و صنعت عمل مکلف باشد چه اسم یه ذاتی باشه که اون اسم ذات رو جزء عملیات خودش قرار داده و روش داره شغلی رو انجام میده خلاصه همه بخشهای ما این شد که مشتقات موادش یکسان نیست با چهار رقم گفتیم قسم چهارمشم تازه دو قسمش کردیم چهار و دوتا بکنید پنج رقم میشه یه سه تا داریم یه دو تا داریم.
- اما آنچه که به درد من میخوره انقضاء مبدا است انقضای مبدا فی کل مشتق به حسب جناب صاف و فصول اینا رو یکسان ندونید بعد به مشکل برخورد کنید بگید که مفتاح مثلاً انقضا نداره اما ضارب داره نخیر ما هر دوشو انقضا براش درست میکنیم برمیداره مبدا منقضی شد تو مفتاح میگه باید دندههاشو بشکنه انقضا.
- و همینطور تو موارد دیگه ما بحث در مواد نمیخوایم بکنیم اینم که کردیم میخواستیم ذهنمون از این خارج بشه و الا بحث مشتقات با تمام اختلافی است که در مواد مشتقات هست فی جمیعها یجر النزاع- نزاع چیست این است که بعد از انقضا مبدا که فی کل مشتق به حسبه بعد از انقضا مبدا آیا حقیقتاً بازم میگیم هذا.
- بقال و نمیدونم عادلون بعد از که مبداش منقضی شد اما یکی که مثال که زدم تو ذهنتون اومد که دیدید انقضاش تو هر کدوم فرق میکنه تا میگم عادل کی انقضاش وقتی میگم حداد کی انقضا خب تو عادل گفتیم گناه بکنه و الا روحیه رو داشتیم میگفت اما تو حداد میگیم شغله تا شغلشو عوض نکنه وقتی شغل عوض کرد منقضی شد.
- اونجایی که استعداد و قوه بود مثل مفتاح گفتیم تا استعداد هست ولو تو جیبشه استفاده نمیکنه این مفتاح حقیقتاً صدق میکنه انقضاش کیه وقتی میشکنه اینم بخش اینجا و صلی الله علی.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




