://hosein128.ir-پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج صول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق_اقوال فی المسالة_قول بالتفصیل
- استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
- تاریخ: چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۲٩
- مدت زمان: ۲۸ دقیقه
- @doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم صاحب فصول در بحث مشتق یک نظریه دارد فرق میضاربند بینضارب و حسن فعل متعدی و فعل لازم.در فعل متعدی میفرماد ضارب اعم از زمانش وسیعه هم شامل متلبس هم من قضا اما در حسن زمانش وسیله نیست در بحث عمل اونجا وضع شده برای خصوص متلبس لذا اگر در گذشته هستند بوده است و الان تصادف کرده و چهره شو دیگه از دست داده.
- بعد از انقضا دیگه نمیتونی بگی هو حسنا بلکه سلب بکن بگی لیس به حسن میتونی بکنی این تفاوت که ایشان بین این دو گذاشتهاند ایرادی که به ایشون هست اینه که تفاوت بین این دو نیست در واقع ایشون فعل متعدیشو دارن خلاف میگن فعل لازمش که با ما یکسانش نظرشه اما تو فعل متعدی که ضارب مثلا هست.
- برای زمان وسیع ایرادی که به ایشون هست همون بحث تبادر ما با تبادر میفهمیم که کلمه ضارب وضع شده برای خصوص متلبس و اگر منقضی شده دیگه ضارب بهش گفته نمیشود بعضی اومدن گفتن اگه در گذشته بوده و الان ضد اوئه
- اینجا میشه بگه که خصوص متبس.هماهنگ ضدش نیست نمیشه ضدش نیست و باز توضیح میدیم چون اونجا که ضدشه حرفشون با ما یکیه مثلا ضارب بوده الان راهمه داره نازی میکنه نوازش میکنه گفتن که الان داره نوازش میکنه حرف مشهود درسته که خصوص متبس باید راه حق نداری ضارب بگی که دیروز میزد.نگاش کنید داره نوازش میکنه
- دیگه خب این خیلی واضحه خوب مشهورم که همینو میگن اما مشهور تو مختلف اینم همین رو میگن که این آقا نمیگه مثلاً فرض کنید قبلا ضارب بوده حالا آکله زدن یه فعل خوردن یه فعل دیگره اینجا رو گفتن که لازم نیست بگید که خصوص اینجا.هم میتونی بگی این آقا به اعتبار گذاشته همه آضاربه چون ضدشو مطلبس نشده ضد مبدا سابق
- ولیکن ما باز میگیم که چرا در همین جام که ضارب و آکل است باز میتونیم ضارب رو سلب بکنیم میگم انه لیس به ضاربه تا میگم لیس یعنی چه یعنی اینکه اگه گفتی هو ذالک یا مجازی یا به اعتبار حال طلبس است.
- قبل این را آخوند چند بار اینو تکرار میکند لابلای فرمایششون میگفتن جانی امسه و هو ضارب خب دیروز اومده اما من دارم خودم میگم دیروز اومد همون دیروز بود خب زمانش یکیه نسبت به زمان نطق عقبه دیروزه اما نسبتی که من دارم میدم که حالا ما ایراد داشتیم به کفایه من اصلاحشو میگم تلبس و اسناد. زمان تلبس دیروزه که لباس مبدا رو پوشیده بود زمان اسناد زمانی که کار منه من دارم اسناد میدم کیه باز دیروزه از زمانش مساوی شد عین هم شد اگه اینه حقیقت مجاز نیست و یا اگه این نبود و نسبت به حال اسناد میدن که آقا زاده که دیروز بوده مجازات باید بشه.
- دلیل ما چیه تبادر و صحت سر این صحت و صلوا ما ایراد داشتیم صحت ادامه همون تبادله دو تا چیز نیست داریم از تبادل استفاده میکنیم چون تبادل از خصوص متبس پس نسبت به زمان ماضی و انقضا سرد میکنه مطلب بعدی فرمایشات آیت الله عظمی بروجردی رضوان الله تعالی علیه این فرمایش رو حضرت امام.رضوان الله تعالی علیه در کتاب تهذیب الاصولشان گاهی از استادشون آیت الله بروجردی نقل قول میکنند ما دیگه هر دوشو اینجا نشانشم دادیم خودتون مراجعه کنید
- خب ایشون چی میفرمایند اول یه مطلبی را میگن که همه ما باهاش آشنا هستیم و اونه که هرحملی نیاز به یه وجه اشتراکی دارد. اگه من میگم زیدون ضارببان حمله بر زید میکنند باید بین اینا یه وجه اشتراکی باشه اگه وجه اشتراک گفتی نیاز نیست پس باید همه چیو بتونیم برای همه چی حمل کنیم زیدان ما زیدان مثلا حیوان و همه اینا غلط بود ما گفتیم وقتی که نمیتونی به خاطر اینکه وچهه تو اینا نیست یه وچهه باشه خوب بین زید و ضارب وجهش کجاست اون مبدآ شه.
- خصوصیته یعنی اون مبدأش که زدنه این هم تو ضارب هم تو زیده داره میگه که این از این زید این باغش خب با توجه به این نکته حالا بیام تو بحث مشتری نتیجه بگیریم میفرمان کسی که مبدا ازش منقضی شده یعنی الان ضرب نداره چطور شما میخوید بگید نمیتونید حمل بکنید تو حمل وجه اشتراک میخواد.
- خصوصیاتی تو این مبدا باشه و الان گفتم حجرو نمیتونسته حمل بکنی اینکه شما میتونی حمله بر زید بکنید دلیل بر اینه که این مبدا الان تو زید وجود داره و اگر منقضی شد سلب میکنه میگه زیدان لیس ضاربه اعتبار گذشته ظالم بوده اما الان سلبش میکنه بعدا میفرمایند کسانی که این حرف ما را قبول ندارند یعنی.
- در گذشته میگیم اینا یا انکار خصوصیته در جریان میکند تو جر نیاز به خصوصیت نداره میندازیم گردنش میگیم پس تو منکر خصوصیته تا اینو میگه برآشفته میشه میگه نه من خصوصیتو حتماً میگم باید باشد تا حمل بشه یا اینکه میگوید یه چیزی دیگه گردنش میندازه میگه بعد از انقضا مبدا هنوز شما میگی مبدا باقیه اینم که هیچ اسم قائل نیست.
- وقتی کسی مشغول ضرب نیست چطور میگه ضرب باقیه بعد یه الا میارن که میگن مگر بعض عناوین انتزاعیه فکر میکنم منظورشون همون بحث قتل و اینا بود قبلا داشتیم که قتل و قبلاً انجام داده ما یه عنوان انتزاعی ازش میکشیم بیرون به نام قتل الان قاتله و یک سال پیش قتل انجام داده اما الان نسبت قتل بهش میدیم میگیم هو قاتل.
- این قاتلان یه عنوان انتزاعی است یعنی از عمل سال گذشته او ازعقل من کشید بیرون نه از فعل خارجی فعل خارجی که نیست چی داری نگاه میکنی تو خارجی قتله الان نیست که خب این هم فرمایش ایشان حضرت امام رضوان الله تعالی علیه بعد از که نقل قول از استادشون میکنن میگن بحث مشترک بحث لقویه شما رفتید دارید بحث عقلی میکنیم.
- وقتی که مرد در گذشته دیگه عقل انسانی که نمیتونه حمل بکنه بحث عقلی نیست حضرت امام میفرمایند بس لغویه باید تو لغت واضع ضاربو برای چی وضع کرد آیا با زمان تلفظ یا اعم از انقضا و تلفظ تو لغت چی گفته بحثا اینطوریه حضرت امام مطرح میکنه خب اینم فرمایش حضرت امام که ما ملخص ش اینجا ذکر کردیم.
- ما داریم که آیا این بخش عقلیست یا لغوی حرف خیلی داریم اما ظاهراً بحث عقلیه چون میخوایم حمل بکنیم هم میشه بحث عقلی بحث لغوی نیست که بری تو لغت ضارب شدش برای چی بلکه حمل حمل یعنی یه مبتداست یه خبر ضارببان داره این کار میکنه ظاهرا اینطوره دلیل محکمی هم نداریم و همین اختلافی که الان تو اصولاً هست.
- ارزشی هم نداره ارزش عملی هیچی نداره که شما نظر لغوی رو بخواید بپذیرید یا نظر عقلی رو اثر عملی نداره فایلهای دیگه مثلاً ممکنه تصور بکنید که اگه بحث لغوی شد مثل حضرت امام باید برن اثبات بکنه اثبات هم که هیچ وقت نمیتونن بکنن واضع نمیشناسند جلو بحرین بیارن قام بیارن.
- زحمتی میندازه آثار حالا شما از این رنجیده نشید که بگید چون تو زحمت میافتی ما فرار میکنیم بحث این نیست بحث واقعیش اینه اگه میپذیرید اینا که حمله است هم کار لغت نیست کار عقله فرق میذارید عقل بین همین زید الحجران و بین زیدونضاربعقل داره نه لغت چی مراجعه کن به لغت اثبات بکنند و هیچ وقتم اثبات نمیشود دنبالشو بگید صغراشو بگید محقق نمیشه این بحث ابتر میمونه تو اصول رها میکنند تا متخصص بعدشو بگید بعد که مراجعه کردیم ابتر میمونه تا وقتی میمیریم متخصص تند حرف نزنیم.
- متخصص که مراجعه میکنیم متخصص میشه واضح واضح معلوم نیست کیه وقتی معلوم نیست همین الان حضرت امام از دنیا رفتند و این بحث تو اصولم تو ابتر میمانید آخرشم رها میکنه میگم این باعث نشه که چون ابتر میمونه بری سر اینکه بگید بحث عقلیه این یه وقت خدای نکرده اینا دقت بکنن آیا اینکه ضارب وضع برای این شده یا اون وسیع یا ضیق.
- آیا اینا از لغت باید استفاده کنیم حضرت امام میگن بله ما میگیم چون قضیه حمل است حمل مبدا بر ذات حمل کار عقله عقل تشخیص میده که آیا این همسایه است یا باطله و مباحث لغوی فعلش اصلاً ریشه عقلی داره اینم از جمله بحث لفظی میتونیم بگیم بحث عقل و بخاطر ارتباط معنا نمیشه.
- آقا میفرماد هم عقلی وهم لغوی این دیگه حرف جدید شما دارید میزنید چون ارتکازی میگید من زیاد بهتون ایراد نمیگیرم اما دقت بکنید ببینید بحث لغت اعتبار بحث عقل حقیقت حالا اینو یکیه ارتباط مبدا با ذات میشه بحث عقلی.
- من اینو دفتر میگم میری تو عراق اونجا یه چیز دیگه میگه مکتب میگه تو انگلیسی بوک میگه نمیدونم اعتبار بخش عقلی که نیست که خود اسکناس همینطوره دیگه اینجا اونجا فرق میکنه اصلا اسکناس 1 هزار تومنی ۵۰ هزار تومان هیچ کدام عقلی نیست.
- این مباحث قواعدش از عقل گرفته شده ریشه عقلی داره دیگه مثلاً تو خیلی از زبانها مشترکه که حالا یک سری قواعد جمله سازی یک سری از قواعد بیان کردن نوع خاصی از محصول قواعد معانی بیان که صدها قاعده نوعا اینا عقلیه میشه خوب نکته جدید شنیدیم امروز از شما خوبه بالاخره ذهن ما را.
- آمدن برای مطالب دیگه که آیا میشه یه بسته حمل و قوی باشه هم عقلی نه لغوی اعتباری واضح کاری به عقل نداریم میگه من این لفظو سه حرفی میضاربم یه بار میگه چهار حرفی میضاربم وضع کرده دیگه عقل که نیست که وضع برای یه اسکناس میاد وضع میکنه میگه اسکناس باید ده تا خصوصیت داشته باشه تا ارزش مثلا چقدر قیمت داشته باشه یکی دیگه میاد میگه ۱۵ داشته باشه هیچک هم عقلی نیست.
- حاکمش عقل نباشه و لذا دنبال باز همدیگه نمیگردید خود عقلا قشنگ میفهمند که مثلاً اگر مخاطب انکار کرد یه مطلبی رو آیا ما حرف بزنیم یا نه بله واضع که نیست که واضح اومده اون کلمات که تاکید توشه رو فقط بیان کرده گفته برای تاکید اما اینکه کجا شما تاکید بکن کجا نکن بحث عقلیه.
- نکته دیگر ما که میگیم مشتق برای خصوص متلبس است سه تا نظریه رو داریم رد میکنیم یک نظریه اشتراک معنویست اشتراک معنوی چی بود این بود که یه لفظی وضع میشد برای یک ماهیت کلیه یه معنای کلی مثلا انسان یه تعریف براشون میکنیم بعد این انسان مصادیقش افرادند.
- لفظ انسان مشترک بین میلیاردها افراد هست اینو میگن اشتراک معنوی یعنی مثلاً ۷ میلیارد مشترکن در یک معنا ؛ معنا متعدد نیست واضع متعدد وضع نکرده بیاد لکل انسان بگه من لفظ انسانو یه بار وضع کنم برای جدا جدا یه معنا تمام اسناد اجناس اینطوریه ضاربان مثال داره.
- هر اسم جنسی رو شما تصور بکنید اون اسم اول وضع شده برای یه معنا بعد اون معنا افراد ما که داریم میگیم ضارب بر خصوص مطلبه است پس نگو برای یه معنا اون معنا مشترکه بین گذشته و حال است اشتراک معنوی اینو ما داریم رد میکنیم وقتی اشتراک معنوی نشد فوری میره تو اشتراک لفظی این شق دومشه که خب حالا که من معنوی اینم عرض بکنم کتاب اینو ذکر نکرده.جامعه نداره
- آیا اشتراک لفظی داریم لفظی یعنی بگو دوبار واضع وضع کرد دید گذشته کار بدتر شد دوبار وضع کرده کجا وضع کرده اصلا واز کی هست چطور میخوای بگی بعد میگه باز وضع کرده بود که نمیتونه حالاست اگه واضع وضع کرده بود برای گذشته و حال نباید سلب بکنه.
- چنانچه ما مثلاً کلمات که وضع شده خودکار برای این موجود خارجی حالا من میتونم سلب بکنم بعد از وضع دیگه نمیتونم وضع بکنم قبل از سلب بله تا وزن نشده سلبش میکنم و میگم نشده خب پس اشتراک لفظی هم نه یه چیز سومی هم بعضی گفتن این دیگه خیلی کار خراب میشه گفتن بگو واضع.
- ضارب رو اون لحظهای که معنا اومده تو ذهنش خاص بوده خاص بوده توضیحش اینه خاص بوده یعنی مال خاص مطلبه این معنا اومده تو ذهن واضع اما بعد واضع وقتی کلمه رو وضع کرد برای هم وضع کرد اینو بهش میگن چی و از خاص موضوع مشکل این حرف چیه اینه که وقتی خاص باشه یعنی دایره ضیقه تو دایره ضیق بعد چطور یه دایره وسیع دارین نگاه میکن.
- نمیتونیم عکسش اشکال نداره که اول یه معنای کلی بیاد تو ذهنت اما بعد نصفشو یکیشو انتخاب بکنی یه کلمه براش بضاربی این میشه وضع عام اما موضوع خاصه این بخواد که اون یه دونه داخل اون میلیون ها تو مرحله اول میلیونها تو ذهنم بود بعد یکیشو انتخاب کردم و کلمه براش گفتم اما عکسشو نمیتونیم بگیم اول یه دونه معنا تو ذهنم آوردم.
- اما بعد لفظو برای میلیونها معنا کرد که اصلاً تو ذهنم نبود این هم احتمال سومی ما سه تا احتمال رد میکنیم نتیجه میشد خصوص متلبسه
- بحث بعدی ما ادله اعمیهاست اونایی که میگن مشوق برای اونا دلیلهایی دارند دلیلشون هم جالبه شبیه دلیلهای متبسیان نشون میده که یه مقدار سوء استفاده دلیل افراد میکند.
- ما میگیم تبادر متواضع من ادعاست و توضیح بدیم ببینیم چیه صلی الله علی محمد و آل محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»



