- https://hosein128.ir- پایگاه شخصی

- https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
خلاصه مباحث کتآب احکام – رساله عملیه رشته احکام فقه فروع دین ص 1
- بسم الله الرحمن الرحیم
- مباحث ؛ کلی احکام ؛ كلى فقه ،
- 2.اجتهاد ، 3.تقليد ، 4.احتياط ، طهارت ،5. غسل ، 6. وضو،7. نماز، .7روزه، 8.حج،9.مسايل خانواده،10برخى از گناهان،11.زكات،خمس،12.وقف و وصيت،13. رهن و حواله و وكالت .،. 14مضاربه ، 15.مزارعه،16. مساقات ، 17.نذر، قسم وصدقه. 18.، كفارات،19.اشياء پيدا شده،20.خريد و فروش،21.اجاره،22.جعاله ، 23.سرقفلى و قرض،24.امر به معروف و نهی ازمنکر... - 25جهاد و دفاع،قضاوت و شهادت،25.قضاوت، 26.شهادت، حد، قصاص و...، 27فرهنگ لغات و اصطلاحات،،،،،،،
- دين»، مجموعه «عقايد» و «دستورات» و «قوانينى» است كه هم «اصول فكرى انسان را مورد نظر قرار مىدهد» و هم «اصول گرايشى وى را تعيين مىكند» و هم «شئون زندگى فردى و اجتماعى او را تحت پوشش قرار مىدهد».
- به ديگر سخن، دينِ مبتنى بر «وحى إلهى» كه براى «تربيت و پرورش انسان» و «تنظيم و اداره جامعه انسانى»، بوسيله پيامبران عظيم الشأنعليهم السلام، آمده است، از سه بخش اصلى تشكيل مىگردد.
- جايگاه فقه و احكام
- سعادت بشر در اين جهان و جهان آخرت در گرو عمل به برنامه هاى اسلامى و تطبيق برنامه هاى روزمرّه است .
- در تمام زواياى زندگی اسلام عزیز ـ چه فردى و چه اجتماعى ـ بر قوانين نجات بخش بشریت مى باشد.
- برنامه هاى اسلام به سه دسته تقسيم شود: برنامه اعتقادى (اصول).دستورهاى عملى (فروع). مسائل روانى (اخلاق ).
- اعتقادى (اصول). برنامه هايى است دررآبطه با سالم سازى فكر واعتقاد انسان و مكلّف بايد نسبت به آنها يقين كند
- (اصول) اعتقادى را باید از روى دليل بپذيرد و چون اين بخش از برنامه هاى اسلام اعتقادى است و نياز به يقين دارد,
- پيروى (تقليد) در(اصول اعتقادی) راه ندارد گرچه مى توان از راهنمايى ديگران براى تحصيل يقين بهره مند گرديد.
- دستهء دوّم , كه برنامه هاى عملى است , مشتمل بر<بايدها> و <نبايدها> است كه با اطاعت الهى تحققّ مى يآبد;
- <بايدها> و <نبايدها>يى است كه با انجام و ترك آنها (همراه با اعتقاد صحيح ) اطاعت الهى تحققّ يآبد;
- اطاعت الهى (همراه با اعتقاد صحيح ) تحققّ يآبد; مانند خواندن نماز و پرداخت زكات و پرهيز از غيبت و سرقت .
- دستهء سوم , روانى (اخلاق ). برنامه هايى در رآبطه با پرورش روح و سلامت روان آدمى كه شيوهء تقويت صفات پسنديده است;
- صفات پسنديده روانى (اخلاق ) مانند عدالت , سخاوت , شجاعت ، عزت ، غیرت ، رحم ، بخشش و گذشت که در نهاد انسانهاست.
- اخلاق مبارزه با صفات ناپسند و زشت ; مانند حسد, بخل , کبر، ریا ، غیبت ، حرص ، ظلم ، نفاق را بيان مى كند.
- كتب فقهى كه با تلاش شبانه روزى دانشمندان اسلامى به تحرير آمده در بردارندهء مسائل دينى است كه احكام نام دارد.
- وظايف مكلفين نسبت به احكام
- شخص مكلّف براى شناخت و پى بردن به احکام امر و نهى ها, بايد اجتهاد كند و از منآبع مربوط, بدآنها دست يآبد،
- آنکه اجتهاد نکرده ونتوانسته حکم بدست آورد، ازآنکه با اجتهاد احكام را استنباط كرده تقليد و يا به احتياط عمل نمايد.
- وظيفه مكلّف نسبت به برنامه هاى عملى اسلام بنآبراين ، يكى از اين سه امر است : (اجتهاد) (تقليد) (احتياط)
- شرايط تكليف
- آدمى با گوهر گرانبهاى تفكر و تعقّل و قوّهء انتخآب و اختيار ازپروردگارعالم از ديگر موجودات جهان متمايزگشته.
- آدمى را گوهرگرانبهاى مسوءوليت تكاليف الهى به او ارزانى شده , كه با عمل به آنها به سعادت آبدى خواهد رسيد.
- بلوغ ،عقل ، قدرت ، سه شرط از شرايط افراد مکلف است كه عمل به احکام برآنها تكاليف واجب خواهند بود:
- فرد عاقل و بالغ كه قادر بر انجام وظايف شرعى باشد, در مقآبل امرها و نهى هاى الهى مسوءوليت دارد،
- در صورت سرپيچى از وظايف شرعى, عذآب خواهد شد و به پاداش اطاعت از آن فرامين هم خواهد رسيد.
- كودكان و افراد ديوانه و كسى كه قدرت بر انجام واجبات ندارد,مكلّف نبوده و عملى بر او واجب يا حرام نيست .
- اگر ديوانه يا طفل دروغ بگويد, يا نماز نخواند عذآب نشود, گرچه فضل الهى وبسيارى اعمال نيك آنها ثوآب دارد;
- اگر طفلى به طور صحيح نماز بخواند يا حج بجا آورد, پاداش دارد.امّامكلّف برانجام اين اعمال نمى باشد،
- درصورت ترك واجبات وانجام محرمات ديوانه يا طفل عذآب نخواهد شد، لکن کسب فضایل الهی درجه وپاداش دارد.
- ولىِّ (ديوانه يا طفل) ونظام اسلامى نسبت به بسيارى ازاعمال ناپسند آنها مسئولند. که آنها را از تجاوز به حق باز دارد
- ولىّ (ديوانه يا طفل)اورا از تجاوز به حقوق باز و برحاكم است كه جهت حفظ نظم عمومى وعدالت او را تنبيه كند.
- تقسيم احكام
- تمام احكام دينى را در يك تقسيم كلّى , به دو دسته تقسيم كرده اند: تكليفى ، وضعى
- احکام تکلیفی : وظيفهء انسان را نسبت به اعمال و رفتار وى مشخص كند, مانند واجب بودن نماز و حرام بودن ظلم .
- احكام وضعی: كيفيّت اشياء را درارتباط با اعمال انسان مشخص كند, مثل صحيح بودن نماز يا باطل بودن روزه و.....
- اقسام احكام تكليفى
- 1 واجب ; عملى است كه انجامش لازم است و ترك آن عذآب دارد, مانند نماز.
- 2 حرام ; عملى است كه ترك آن لازم و انجامش عذآب دارد, مانند دروغ .
- 3 مستحب ; عملى كه انجامش مطلوب است و ثوآب دارد ولى ترك آن عذآب ندارد, مانند نماز شب .
- 4 مكروه ; عملى كه ترك آن مطلوب است و ثوآب دارد و انجامش عذآب ندارد, مانند پوشيدن لباس سياه در نماز.
- 5 مباح ; عملى كه انجام و ترك آن مساوى است ; نه عذآبى داردو نه ثوآبى , مانند بسيارى از اعمال .
- اقسام واجب
- كارهايى كه برافراد مكلّف واجب باشد, داراى اقسام مختلفى است وشناخت آنها درچگونگى انجام وظيفه تاءثير دارد.
- 1 واجب عينى , از همهء مكلفين خواسته شده و با انجام يك يا چند نفر,از ديگران ساقط نمى شود; مانند نماز و روزه .
- واجب كفايى ,ازعده اى ـ به قدر كفايت ـ آن را انجام دهند, ازديگران ساقط شود; مانند امر به معروف و نهى از منكر.
- 2 واجب تعيينى , يك عمل مشخص از مكلّفين خواسته شده است و بدل و جايگزين ندارد; مانند نماز مغرب و عشاء.
- واجب تخييرى, دو يا چند عمل ازمكلّف خواسته شده ومخيّرهركدام بخواهد انجام دهد; مثل وجوب نماز جمعه و ظهر.
- كارهاى وضو
- نمازگزار بايد قبل از نماز <وضو> بگيرد و خود را براى انجام اين عبادت بزرگ آماده كند.
- كارهاى وضو(1) شستن :
- الف ـ دروضو صورت :ازجائى كه موى سرروييده تا آخر چانه (طول ) باید شسته شود.
- دروضو از پهنا فاصله بين شست و انگشت ميانه كه بر صورت قرار گيرد باید شسته شود. (عرض ).
- ب ـ دست راست : از آرنج تا نوك انگشتان . ج ـ دست چپ : از آرنج تا نوك انگشتان .
- 2- مسح :
- الف ـ سر: قسمت جلوى آن كه بالاى پيشانى است .
- ب ـ پاى راست : روى پا از نوك انگشت تا برآمدگى . ج ـ پاى چپ : روى پا از نوك انگشت تا برآمدگى .
- وضوى ارتماسى
- وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد,وبه قصد وضو بيرون آورد.
- وضوى ارتماسى نيز, بايد ترتيب مراعات شود و دست و صورت از بالا به پايين شسته شود,
- وضوى ارتماسى به گونه هاى زير انجام مى شود:
- به نیت وضو صورت را از پيشانى , يا دست را از آرنج درآب فرو برد و بیرون آرد و تا ريزش آب تمام شود.
- باید قصد ونیت وضو قطع نگردد ، چون آبى كه بر دست مى ماند و در مسح بكار مى رود, بايد آب وضو باشد.
- بدون قصد وصورت يا دست را در آب فرو برد و به قصد وضو صورت رااز پيشانى و دستها را ازآرنج بيرون آورد.
- 3- اگر بعضى از اعضاى وضو را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد اشكال ندارد.
- شرايط وضو: با شرايطى كه خواهد آمد وضو صحيح است و با از بين رفتن هر يك از آنها, وضو باطل است .
- شرايط وضو(1): شرايط آب و ظرف وضو:الف ـ آب پاك باشد (نجس نباشد).ب ـ آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد).
- ج ـ آب وضو مطلق باشد (مضاف نباشد). د ـ ظرف آب وضو مباح باشد. ز ـ ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
- 2- شرايط اعضاى وضو: الف ـ پاك باشد. ب ـ مانعى از رسيدن آب در آن نباشد.
- 3- شرايط كيفيت وضو:
- الف ـ رعايت ترتيب (اعمال وضو). ب ـ رعايت موالات (بين اعمال فاصله نيفتد).ج ـ شخصاً انجام دهد (كمك نگيرد).
- 4- شرايط وضو گيرنده : الف ـ استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.ب ـ با قصد قربت وضو بگيرد (ريا نكند).
- احكام شرايط وضو
- شرايط آب وضو، با آب نجس ومضاف باطل, خواه بداند آن آب نجس يا مضاف است يا نداند, يا فراموش كرده باشد.
- آب وضو بايد مباح باشد, بنآبراين در موارد زير وضو باطل است :
- وضو گرفتن با آبى كه صاحب آن راضى نيست (راضى نبودن او معلوم است ).
- آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه .
- آبى كه وقف افراد خاصى است ; مانند حوض برخى مدارس و وضوخانهء بعضى از هتل و مسافرخانه ها..
- وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ , گرچه انسان نداند صاحبان آنها راضى هستند يا نه , اشكال ندارد,
- امّا اگر صاحبان آن از وضو گرفتن جلوگيرى كنند, احتياط واجب آن است كه وضو نگيرد.
- شرايط اعضاى وضو
- اعضاى وضو در موقع شستن و مسح بايد پاك باشد.
- اگربين وضو, جايى را كه شسته يا مسح كرده (مثلاً مشغول شستن دستها است),صورت نجس شود وضو صحيح است.
- اگرغير اعضاى وضو, جايى از بدن نجس باشد, وضو صحيح است ولى ..
- اگر مخرج بول يا غايط را تطهير نكرده , بهتراست كه اوّل آن را تطهير كند, بعد وضو بگيرد.
- اگر زير ناخن چرك باشد, وضو اشكال ندارد,اگر ناخن بيشتر ازمعمول بلند باشد, بايد چرك زير آن را برطرف كند.
- چرك بدن اگر مانع رسيدن آب به اعضاى وضو نباشد وضو اشكال ندارد.
- اگر پس گچ كارى و..., چيزسفيدى كه از رسيدن آب به پوست جلوگيرى نكند بر دست بماند يا ظاهرشود,اشكالى ندارد.
- ولى اگر مانع رسيدن آب مى باشد, يا شك دارد كه با بودن آنها, آب به پوست مى رسد يا نه بايد آنها را برطرف كند.(
- اگر چيزى براعضاى وضو باشد كه از رسيدن آب به آن جلوگيرى كند, بايد برطرف شود،
- براعضاى مسح , هر چند از رسيدن آب جلوگيرى نكند, براى وضو بايد برطرف شود.
- خطوط قلم خودكار ، لكه هاى رنگ و چربى و كِرم در صورتى كه رنگ بدون جِرم باشد, مانع وضو نيست ,
- ولى اگر براجزاء وضوجِرم داشته باشد (روى پوست را گرفته ) بايد برطرف شود.
- خال كوبيهايى كه زيرپوست قرار دارد (جوهراست) ومانع از رسيدن آب به پوست نمى باشد, براى وضو اشكال ندارد.
- شرايط كيفيّت وضو1 ترتيب ،كارهاى وضو بايد بدين ترتيب انجام شود:
- شستن صورت، شستن دست راست، شستن دست چپ ، مسح سر، مسح پاى راست، مسح پاى چپ
- اگر ترتيب اعمال وضو به هم بخورد وضو باطل است , حتى اگر پاى چپ و راست را همزمان مسح كند.
- مُوالات موالات ; يعنى پشت سر هم انجام دادن و فاصله نينداختن بين اعمال وضو.
- اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى خواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده , خشك شده باشد, وضو باطل است ولى اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مى خواهد بشويد يا مسح كند خشك شده باشد, وضويش صحيح است.
- راه رفتن بين وضو اشكال ندارد, پس اگر بعد از شستن صورت و دستها, چند قدم راه برود جبه قدرى كه موالات به هم نخوردج و بعد سر و پا را مسح كند, وضوى او صحيح است
- 3 از ديگران كمك نگيرد
- كسى كه مى تواند اعمال وضو را انجام دهد, نبايد از ديگرى كمك بگيرد, پس اگر شخص ديگرى صورت و دست او را بشويد يا مسح او را انجام دهد وضو باطل است , ولى اگر شخص ديگرى آب را در دست وى بريزد و وضو گيرنده خودش آن را بر اعضاء مى ريزد ومى شويد وضو باطل نيست ولى اينگونه كمك گرفتن مكروه است .
- كسى كه نمى تواند وضو بگيرد, بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد, در صورتى كه بتواند بايد بدهد, ولى خود او بايد نيّت وضو كند. كسى كه در وضو از ديگرى كمك مى گيرد, هر كدام از كارهاى وضو را كه مى تواند به تنهايى انجام دهد, نبايد در آن عمل كمك بگيرد.(18)
- كسى كه ديگرى را وضو مى دهد, در مسح بايد دست او را بر سر و پاهايش بكشد, مگر آن كه ممكن نباشد, كه در آن صورت بايد از دست او رطوبت بگيرد و با دست خود, مسح او را انجام مى دهد و چنانچه ممكن است بنآبر احتياط واجب تيمم هم بنمايد.
- شرايط وضو گيرنده
- كسى كه مى داند اگر وضو بگيرد مريض مى شود يا مى ترسد كه مريض شود, بايد تيمم كند و اگر وضو بگيرد باطل است . ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته , وضويش صحيح است
- وضو بايد به قصد قربت انجام شود يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد.
- لازم نيست نيّت را به زبان آورد, يا از قلب خود بگذراند, بلكه همين مقدار كه مى داند وضو مى گيرد كافى است , به طورى كه اگر از او بپرسند چه مى كنى ؟ بگويد: وضو مى گيرم .
- در وضو, قصد قربت كافى است و لازم نيست نيّت وجوب يا استحبآب كند; يعنى لازم نيست نيّت كند وضوى واجب است يا مستحب .
- الحمد لالله رب العالمین --اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




