- اعتقاد 4 معاد

- https://hosein128.ir-
- درس ;کشف المراد فی الامامه
- 15/11/1404 – 15 شعبان 1447
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
- از بحثهایی که راجع به معاد کردهاند بحثها الان تو کتابهای جدید اصلاً وجود نداره و شاید دلیلشم این باشه یه مقدار بحثهای فلسفی و ذهن خیلیا کشش نداره برای فهم این مطالب گفتن اینا رو رها کتاب های که فعلا تو معاد نوشتن. کتاب آیت الله مصباح یزدی کتاب آیتاللهالعظمی مکارم و آیت الله عظمی مظاهری کتاب معاد دارند این بحثا توش نیست ما اونا رو دیدیم خوبی گفتم یه سری نکاتی رو میگه که به درد ما طلا ب خوب میخوره
- و از طرفی هم وقتی مطالب عمیق گفته بشه اون مطالب که کتاب هست یا سطح خیلی پایینتری اونا دم دستیه اونا فهمش. آثار برای مطالعه خوبه یکی از بحثهایی که دارند راجع به خلقت عالم دوم عالم قیامت آیا امکان داره یا نه دیروز یه بحثشو کردیم و بحث مثل اینو مطرح کردیم و گفتیم اشکالی نداره حکم المثلین واحد بعد هم گفتیم سمع دلالت داره بر وقوع خواجه نصیر گفته بودند از امکان مماصل. و السمع دل على إمكان المماثل گفتیم در سال بخش امکان نمیده و وقوع رو بخش مهمی بود که ما یه بخش مهم معاد و حل کردیم در اینجا و از ایرادهایی که تو کتب معادن هست همین اتفاقاً اینو ۲۰ سال پیش این بحث رو اینجا مطرح کردیم شاید یکی دو روزی هم معطل شدیم
- چون بعضی اولین بار بود میشنیدن باورشون نمیشد که این بحث داریم میکنیم و بحث وقوع رو گفتیم نیاز به سمع داره. کتابهای گفتم کتابهای فعلی باز این مطلب نیست من آدم میخوام با دلیل عقلی وقوعشو ثابت بکنه و این نمیشه خب اون بحث حالا مطرح دیگه نمیکنیم خودتون برید بررسی بکنید چیه شاید اون بحثهای قبلی ما بهش برسه
- الان از چیزایی که مطرح کردن مخالفین قیامت دو تا دلیل یکی کرویت و وجوب الخلاق. خیلی مختصر دلیل بر امتناع قیامت دلیل دوم چیه اختلاف المتفقات اگه بخواد قیامت برپا بشه باعث اختلاف متفقاته این دو تا دلیل مخالفین رو خواجه نصیر چی میگن با یک کلمه میگن ممنوعتم خودشونو راحت میکنن هیچ توضیحی هم نمیدن عجیبه این عبارت امروز اینقدر ایراد توش. به ذهن میرسیده که علامه وقتی توضیح میدن آخر درس میگن خطر به بالی فی تطبیق کلام معلم یعنی علامه هم نمیدونم که ایشون چی گفتن به ذهنم رسید شایدم چیز دیگه بودش منظورش خب توضیحی که علامه میدن چیه ا
- اول راجع به کریت و وجوه خلق منکرین معاد توزیعش اول اینا از علامه نمیگن اولاً. دو گروه یه گروه یهودیها هستند که منکر اصل معادن یا حالا لفظ یهود تنها نگیم طبیعیون اینطوری بگیم که لا یلک الادهرا معتقدند که قیامتی تو کار همین جا هرکی هم مرد دیگه تمام شد
- دسته دوم حکمای از فلاسفه هستند که اینها بحث معادن روی روح میگن روح انسان. باقیش جسمو نمیگم راجع به روح صحبت میکند که آیا مثلاً امکان داره روحی که موجود شده در تاریخ تولد هر شخصی آیا امکان فنا دارد یا نداره این بحثها رو کردن دیگه خودتون باید برید ببینید بخشهای فلاسفه رو که بعضی بخشها رو مطرح کردن ما اصلا اینا رو قبول نداریم بحث های فلسفی اگه میگیم بله روح رو میدونیم فانی نمیشه. در واقع کسی که از دنیا میره روح از پوست بدن در میاد نه اینکه فانی بشه درآمدن از پوست بدنه نه از بین رفتن مثل خواب تقریباً یه مقدار قویتر از خواب مشابه مرگ خوابه که فانی نمیشه روح شخص تو خواب میاد بیرون
- البته تعلقی به جسمش هنوز هست به طوری که در تخلیه روح یه مقدار شدیدتر میشه انقطاع لذا کسی. تخلیه روح به این زودی نمیتونه بکنه اما خب بعضی هستن روح قوی دارند روحشونو در حالی که زنده هستند را روح در میاره و به اختیار تو همون کتاب معاد آیت الله عظما مکارم این داستانو من اونجا دیدم که میگن ما در شمال تهران کجا بودیم تو یه جایی مکانی یا آقایی بود تخلیه روح میکرد و جلوی ما این کارو کرد یکی روحشو درآورد و و بهش گفت برو مثلاً روستایی خودتون. رفت و اومد بعد یک ساعت برش گردون صبح زودم بود رفت و بعد که دوباره برگردم تو جسمش
- گفت خودتو رو ساعت چی دیدی گفت تا رفتم اونجا دو نفرو دیدم کشاورز سر آب با هم نزاع داشتند کسی هم نبود اون گفت نوبت منه میگفت نوبت من شد یکی از اینا زورش بیشتر بود قلدری کرد بیل برداشت محکم زد تو سر اون یکی و اونو کشتش بعد جنازش بود حالا اینم که تخلیه روح شده بود گفت من اونجا بالا سر اینا بودم اونا منو نمیدیدن. واقع اتفاق افتاد اما اون قاتل و مقتول اینا فکر کردن کسی نیست ظاهرو نگاه میکرد در حالی که این آقا که هم روستایی و نابودی روحش با تخلیه که کرده بود از شمال تهران رفته بود تو روستا و دیده شد بعدم مینویسن که بعد از مدتها همین آقای روحانی میره تو روستاشون رفتیم میره تو روستا مردم میبرن دیدنش. یکی از اینا که میاد دیدنش همون قاتله بوده تا میبیندش اول میبینه اینو یه جا دیده کجا دیده هی فکر میکنه یادش میاد مدتی پیشوا صداش میزنه من باهات کار دارم
- و بعد که همه میرن آهسته بهش میگه که شما این قتلی که انجام دادی مدیون هست اول شروع میکنه انکار میکنه که چی میگه کجا میگه نه نمیخواد این کار بکنه من اونجا بودم فقط میگه برو و. حداقل ورثه رو راضی کن به پرداخت دین شما حکم قابل اعدامم هست برو اعدامت بکنه میتونم دیه بگیر برو خودتو معرفی کن ازشون رضایت بخواه و بخواه که تبدیل به دیه بشه
- بله اونا میگن بله فلاسفه البته یه عده شون نمیخوام بگم همه فلاسفه. یه عدهای از حکما معتقد به این هستند و این بحثا اومده تو کتابهاشون اگه یوقت دیدی تعجب نکنید اینا اعتقادشون به اینه که مثلاً روح باقی در قیامتم اینا محقق میشه در حالی که ما معتقدیم قیامت چیه جسمانی معاد معاد جسمانی روح که فانی نمیشه اما یه چیزی اضافهتره ولا قادرین علی که امروزه تازه فهمیدن که این دو که انگشت. افراد با همدیگه خطوطش با هم فرق میکنه قدیم نمیدونستن ۵۰ سال به قبل خبر نداشتن اینا که چرا قرآن میگه ما بند انگشتشو قادریم دوباره برگردونیم حالا فهمیدن که عجب بگه مثلاً تو قیامت این یه چاپ دیگه با انگشتش بزنه خطوطش با دنیا یکیه یعنی اینطوری خدای متعال میگه ما همونو برمیگردونیم فقط روحش نیست جسمش از مسلم
- ولی آیا مال درکه یعنی هر دو که شد همینه مثل تو دنیا تو دنیا اگه میخوان یکی عذابش کنن خب به جسمش چیکار میکنن یه ضربه میزنن اما روح مدرکه دیگه بیهوش باشه ترک نمیکنه تو عمل جراح چیکار میکنن بیهوشش میکنن بعد پاره میکنن چه میکنن تمام وقتی که هست هم جسم هم روحه من میخوام روح اذیت کنم چیکار میکنم جسمشو اذیت میکنم. چشمشو یه زخم بهش وارد میکنم روحش اذیت میشه گاهی هم روح تنها رو اذیت میکنه عذرخواهی میکنم مثلاً یه فحشی بهش میدم جسمشم هیچ کاری ندارم اما تحقیرش میکنم جلو دیگران کوچیکش میکنم اذیت میشه که اینم تو قیامت هست این ذلتی که عذابی که جهنمیا میبینند اینه که وقتی خدا میخواد یکیو ذلیلش بکنه چیکار میکنه تو جهنمش میاندازه این سوره آل عمران خیلی زیبا. رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصار
- ببینید نار مقدم انداخته اخذته بعد میگه اون بدتر از اونه ما به عکس میگیما ما چون اخزا رو نمیفهمیم چقدر بده میگیم هرکی میخوای خارش کنی میندازیش تو آتش ؛ قرآن به عکس میگه میگه اگه تو آتیش انداختی خارش کردی خیلی فکر بکنیم چون وقتی که من از پیش چشم امام زمانم بیفتم این عذابش از کشته شدن من بدتره. این ها را ما نفهمیدیم حواسمون تو جسم بیشتر بله قطعاً سختتره منتها باور نکردیم هنوز این باورش خیلی مهمه که فکر بکنیم نه اونا روح میگن باقیه جسم نمیگن میگن دلیل نداریم برگرده جسمی که فانی شد ما معتقدیم جسم و فانی بشه خدای متعال قدرت داره کل این جسم با همین قیافه خاصی که الان اینجا داریم همین با همین شکل با همین اندازه نمیدونم. قدش پهناش وزنش تا خطوط همین که الان اینجا تو دنیا قدرت داریم و برمیگردیم با تاکیدات مختلفی که قرآن تو آیات مختلف داره
- ما حدوداً ۲۰۰۰ تا آیه داریم راجع به معاد باید یه دور برگردیم ۲۰۰۰ تا آیه رو نگاه بکنیم خوبم هست ببینید خودتون دیگه با قرآن سروکار دارید میبینید خب حالا ببینید منکرین معاد به کریریت و وجوب خلاء تمسک کردهاند منظورشون چیه. میگن اگر یه عالم دیگری باشه غیر از عالم فعل عالم اینجا الان کریت زمین به شکل کره است فرض کنید یه عالم دیگری هم باشه خب اون کره دو حالت بیشتر نداره یا مماس با کره ماست یعنی چسبیده آخرش وقتی که مماس باشه چیه بینش یه فضای تو خالی هست گاهی وقتا نه کرهای مجزایی از کره ماه
- خب بدتر میشه یعنی وجوب خلع. بین شمس و دلیل داریم که ما خلع ممتنع است این ممتنع حساب اینجا ذکر نمیکند مخالفین دارند میگن ولی پس صغرا را میگیم کبری رو بهت اضافه کنیم به کتاب تا ببینیم چیه این دو حالت شد این فرض اولیست که اینجا میگن که اگر عالم دیگری باشه شکل طبیعی او بودن است بعد اون کره دوم یا تلاقی داره با. یا نه تلاقی ندارد و جدا هست متباینه در هر دو صورت لزم الخلع و هو محال محالشو اگه میخواید توضیحشو ببینید مراجعه کنید به مسئله ۱۰ از فصل اول من المقصد الثانی خود تجلیل رو دارم میگم تجدید نصف اولش بحث فلسفیه نصفه دومش میاد از توحید شروع میکنه و به صفات بعد. نبوت و امامت و معاد نصف دومش اینه لذا اون نصف اولشو ما نمیخونیم چون وقتمون خیلی گرفته میشه
- اما الان اگه میخواید این بحثو تکمیلش کنید به اونجا مراجعه کنید تو مقصد دوم فصل اول مسئله ۱۰ عرض شود که ما سه تا جواب از این ایراد میگیریم دو تا کتاب هست سومیش هم اضافه میکنیم اول کتاب بگیم. کتاب میگه و الجواب لا نسلم وجوب الكرية في العالم الثاني سلمنا لكن لا نسلم وجوب الخلاء لإمكان ارتسام الثاني في ثخن بعض الأفلاك أو إحاطة المحيط بالعالمين.از کجا میگه عالم دوم عالم قیامت هم به شکل کره است اون کره نیست یک جواب اما حالا کره نیست اون بحث خلع رو باید حل بکنیم بالاخره میگه یه جایی داریم که هیچی نیست هیچی نیست و ما نداریم چون حتی مثلاً این فضای توخالی بالاخره یه چیزی همین فضا خودش اما تصور بکنید هیچی را که تو فلسفه مطرح میکنن اینه. برید بالا از این عالم برید بالا یه جای تصور کن که هیچی نباشه اصلاً نمیتونی تصور کنی وجودشو نمیتونه تو ذهنتون چرا میفهمید که یه خلئی تعریفش چیه تعریفش یعنی هیچی نیست نه جسم توشه نه فضای توخالی پس چیه هیچی هیچی نمیشه تو وجود خارجی داشته باشه
- هرچه وجود خارجی بگید یکی از این دوتاست یا جسمه یا فضای اینجا اینه که کسانی که منکر معادن با وجود خلأ. میرن جلو میگن اگه خواستی معادو درست کنی یه خلائی رو باید بین دو تا کره تصور بکنیم ممتنع حالا تو جواب علامه دارن میگن ما قبول نداریم عالم دوم کره باشه عالم خودمون آیا جواب علامه کافیه وقتی خوب دقت میکنیم جوابشون کافی نیست بالاخره وجوب خلأ رو چون حالا فرض کنید عالم دوم مسطح باشه وقتی مسطح هست اون مسطحه میاد به عالم ما یا وصل میشه یا جداست. اگرم وصل بشه بازم چرا چون اون مسطحه اما کره وقتی بالا چیه منحنی میشه بالا و پایینش منحنیه دیگه نمیتونه در نظر بگیرید اما این یکیش مسطح باشه مسطح یعنی به یه بخش از اون پوسته زمین وصل میشه آخرش بالا پایین مشکلی که اون درست کرد
- ما با این جواب نمیتونیم بدیم دارم اینو عرض میکنم ما. کوریتو ما علم نداریم علامه دارن اینو میگن میگن ما قبول نداریم نه زمین نه عالم آخرت خیلی خوب خیلی خب نه فرض احتمال استدلال میکنه میگه مسلم کره هست و به مشکل خلع برخورد میکنیم. جواب اینه که نه کلیت رو ما قبول نداریم مسلم باشه ممکنه نباشه
- من یک ایراد دیگه دارم به علامه ؛ علامه مشکلو حل نکرد چرا صورت مسئله مالی مستدل باید ۱۰۰% ثابت کنید کره بودن عالم دوم را ۱۰۰% بعدا اشکال روی این مبناست میگه چون کر است دو تا کره اما طلاق یا توعدا در هر دو صورت. باشه جواب یه جمله میگن که ممکنه کره نباشه عالم دوم تا اینجا فرمایش علامه درسته که ما نمیدونیم عالم آخرت کره چیه مسطح علم نداریم
- اما جواب علامه به درد جواب نمیخوره چون مشکل لزوم خلع بود اونو نتونستن حل بکنن جواب دومی که علامه میدن میگن سلمنا سلمنا کرویت عالم ثانی را فرض کنید اونم مثل عالم خود ما اونم به شکل. لاک لان سلم وجوب الخل میرن سر نزاع این خوبه این حرفو ببینیم چیه میخواد الان چی بگم میگن ما خلع رو قبول نداریم
- چرا دو تا احتمال ایشون میگن یک امکان الثاني سلمنا لكن لا نسلم وجوب الخلاء لإمكان ارتسام الثاني في ثخن بعض الأفلاك أو إحاطة المحيط بالعالمين.اون عالم دوم اومده پناه جز بعضی از افلاک ما تو بعضی افلا ستاره ها اومده پناه جز تو دل اینا. تو همین بین اینها عالم دوم کورم هست چه اشکال داره ما شالله این همه ستاره ما داریم همه به شکل کره یکیشو فرض کنید خدا به شکل قیامت قرار بده و همه رو تو اون کره مبعوث بکند و خب اون کره دیگه فضای خالی هم نیست فضاش یه فضای پره میگه که
- احتمال دو أو إحاطة المحيط بالعالمين حالا این محیطن من با تنین خواندم اما تو کتاب با الف لامه. بخونی یه ایرادی به ذهنم میرسه تصور میکنیم دو تا عالمه اما محیطی که برش هست یه محیطه یه محیط دو تا عالمو در بر گرفته پس خلعی هم تو کار نیست إحاطة المحيط بالعالمين اگه الف بگیریم الف میشه تعریف ایراد من اینه که شما که نمیدونید باید بگید محیط یعنی به شکل کلی بگید من احتمال یک محیطی. احتمال میدیم احاطه دارد یک محیطی بر العالمين همه عالم دنیا هم عالم آخرت این دو تا جوابی که ایشون اینجا دارد
- البته بعد از سلمنا جواب اولم بود که اونو قبول نکردیم گفتیم بحث خلع رو ایشون رد نکردن همونطور گفتن نیست خل رو نگفت اما یه نکته ای رو ما عرض میکنیم این نکته دقت بکنید. حکما یعنی تو فلسفه که میریم امتناع خلع رو در مکان میگن نه در لامکان لذا این بحثو دیگه من نمیخوام وارد هر کدوم خوندید دیگه متوجه میشید
- ما یه مکان داریم یه لامکان داریم اون امتناع خل مربوط به مکانه تو مکان خل ما نداریم لذا از اول این آقا گفت دو تا کره یا تلاقی است یا متباین است. بعد گفت بینش خلائه جوابش اینه که اگه این دو تا کره هست خلعی ما نداریم که اینجا مکانه وقتی مکان بود قلم وجود اگه فلسفه بخونیم راحتتر میتونیم جواب بدیم تا این جوابی که علامه دادن اینم بحث ما که فکر میکنم این جواب کامل تر باشه و بدون ایراد
- من عبارت را یادداشت کردم اینه میگم غایت البرهان ل الحکما علم تنا الخلع. فی لم مکان و اما فی لا مکان جسمانی کرویون که از العالم یکون الخلع من بینما الا مکان بینش اگه مکان نباشه خل هیچی اما اگر فرض کردیم. که اینها مکان است و بایدم یه فضایی حاکمه بر اینا باشه همون فضا میشه موجود چیز موجودی خلا نیست خب اینم این بحث تمام شد
- یه بحث دیگه هم منکرین معاد دارند دوباره رفتیم سر پس تا حالا یه دلیل برامون گفتیم سه تا جواب علامه دادن که در واقع دو تا بودن که گفتیم اصلا جا کافی نیست بعد سلمنا گفتند و تو سلمنا دو تا جواب دادن اونا خوب بود جوابشون. باانکه بیان فلسفی داشتیم و اما منکرین معاد یه دلیل دومی هم دارند.
- دلیل دومشون چیه میگن اگر عالم دیگری رو تصور بکنید که توش مثلاً جهنم هست بهشت چه تصور همینه که تو ذهنم الان هست میگه فإن طلبت أمكنة هذه العناصر لزم قسرها دائما و إلا اختلف المتفقات في الطباع في مقتضاها -اگر فرض کردید که اون عالم دوم طلب بکند همین. اماکن اینجا را یعنی تو همین جا باشه لازمش فشردگی قصد عالمی که اینجا باید یه عالمه دیگه رو به زور میخواد ما تو فارسی چی میگیم بچپونیم توش چپوندن مثلاً من قصرها خب اینکه نمیشه یه عالمه الان وجود داره با نکاتی که فشار بدین اگه میخوای فشار ندی. عالم دوم اصلا اقتضا ندارد این چیزا مکان نمیخواد لازمش چیه و الا قال: و الكرية و وجوب الخلاء و اختلاف المتفقات ممنوعة -لازمش نیست که بگیم عالم دوم غیر از عالم اول عالم اول موجودات حیز میخوان مکان جا میگیره اشغال میگیره عالم دوم اصلا جایش خالی نمیکنه لازمش اینه که دو تا چیز دو تا عالمی که شبیه به همن. تو مقتضاش با هم ضد هم باشند
- یعنی عالم دنیا رو میگم اقتضا داره حیز بودن رو عالم دوم بگیم حیز نمیخواهد اینه که تو عبارت حالا نگاه کنید تو متن کتاب چی بود خواجه نصیر چی گفتن گفتن اختلاف المتصقات ممنوعه نمیشد که دوتا چیز دوتا عالم که متفقن اختلاف داشته باشند اختلاف در چی علامه توضیح میدن یعنی در مختصات
- خب حالا اینو دلیل گرفتن برای اینکه. عالم دوم اصلا امکان نداره چون یا میاد فشرده میشه تو این عالم که نمیشه یا بگو مثلاً جانی میخواد که نمیشه جواب جواب بگم تا بعد این مال منکرین جوابی که علامه میدن اینه میگیم ما اول میگیم عالم دوم حقیقتش فرق بکنه یه چیزایی تو ذهنمونه همین که میگیم یه موجوداتی رو میبینیم و مکان میخواد زمان میخواد. اون عالم دوم ما نرفتیم ممکنه اصلاً فرق بکنه یحتمل ان یکون العالم الاخر مخالف لهذا العالم فی الحقیقه
- جواب دوم جواب دوم میگن حالا این احتمال اولش دارن میگن ممکنه بگیم ما الان مثلاً یه اقتضائات دیگه داره این حرف هایست که بعضی میزنن شبهات زیادی را الان بعضی مطرح میکنن بزار حالا اینم عرض بکنم بعد میان سلمنا. سال نو یعنی فرض میکنیم عالم دوم مقتضاش بالا ما یکی باشه اونم مکان المکان طبیعی لهما میگم دو تا مکان وجود داره یه مکان برای عالم فعلی یه مکان اشکالش کجاست خدای متعال یه مکان دیگری رو برای عالم دوم درست میکنه خب این جواب دوم باز اینه که فلسفه نخوندن گیر میافتند. مشکل ما حالا اینه که اینجا دوباره بخش فلسفی رو مطرح بکنیم
- تو فلسفه یکی از بخشهایی که هست اینه که مکان و زمان معلول جسمه و الا خودش امر اعتباریه مثلاً مکان چیزی که نیست که همون خلئی که گفتیدا تو ذهنتون تصور بکنید یه جایی که هیچی نیست حتی فضای توخالی هم نیست هیچی نیست تو یه همچین هیچی خدای متعال وقتی یک کره خلق بکنه اشکالی داره وقتی کره را خلق کرد انداخت این کره یه فضایی را اشغال میکنه. مکان معلول این جسمه اگه جسم نبود هیچی نبود زمانم همینطوره اگه فرض کنید هیچ موجودی نباشه زمان یعنی چه نمیتونه تصور بکنه این گذشته روی ماده رو ما داریم میگیم گذشته چی منظوره لحظه قبل لحظه بعد اگه هیچی نباشه لحظه قبل و بعد ما نداریم دقت میکنید
- لذا این بخش ها رو ما میاریم آیات ۱۸ و ۱۹ سوره انبیا یه بار یادمه. اونجا خدمتتون گفتم و دیالوهای دور خیلی باید حرف بزنیم اما یه آیه دیگه حالا به ذهنم رسید که خدای متعال بعد از خلقت جهان یعنی چی یعنی همین دنیا را فکر نکنید متوقفش کردیم همین دنیا رو داریم توسعه میدیم خب وقتی توسعه پیدا میکنه هرچه بزرگتر میشه یعنی مکان جدیدی پیدا میکنه قبلش خل هیچی نیست. وقتی توسعه به کره جدیدی پیدا شد چی میشه کهکشانهای جدید واقعاً خیلی عجیبه بحثهای نجومی رو که نگاه میکنیم خود من هرچی میبینم مثلاً میلیونها سال نوری فاصله دارد از ما اینا رو دارم با تلسکوپهای قوی دارن پیدا میکنن یا با مطالب علمی چیز دارن پیدا میکنن
- ما داریم بزرگترش میکنیم یعنی اینطور نیست شما به آخر جهان برسید. همه اینا تازه سماع اوله ما هفت و سما داریم سماع دوم سوم و معراج پیامبر چی بود که رفتن هفت آسمان و رفتن بالا و شیاطین تا چهار تا آسمان بیشتر نمیتونن نفوذ بکنند این بحث های فراوانی که وجود داره
- لذا با اون بخش فلسفه اینو میدیم که خدای متعال وقتی عالم دوم خلق کرد با خلقت عالم دوم جسم که آفریده شد مکانش همراهش به وجود مکانش معلوله اوئه. میرم جواب ما آخر دستم علامه میفرماد هذا ما خطر لنا فی تطبیق کلام و إن كان بوجود ضد آخر لزم التسلسل هذا ما خطر لنا في معنى هذا الكلام. مصنف علیه من دیگه بیش از این نفهمیدم که کلام خواجه نصیرو میخوام توضیح بدم تطبیق بدم اینا به ذهن ممکنه خواجه زنده بشن از قبر بگن من منظورم چیز دیگه بود
- خب عبارتشون خیلی مبهمه حقیقتتا و ما هم تونستیم مقدار بیانیه زیباتری به کلام خواجه بدیم ان شالله که از ما راضی باشد. و صلی الله علی محمد.
- الحمد لالله رب العالمین
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




