اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
بحث امروز ما در علم کلام مربوط است به عدم برای این عالم تو وقوع عدم بخش دیروزمان مهم بود و گفتیم امکان عدم هست به دلیل اینکه این جهان ممکن الوجوده و ممکن نمیتونه بعد از حدوس. انقلاب ذاتی پیدا بکنه یه مرتبه بشه واژه ممکن بود بقا هم ممکنه و چیزی که ممکنه امکان عدم او هست الان میخوایم وارد تو کیفیت عدم بشیم یه عدم چگونه محقق میشه بحث خیلی وسیعه قبل از اینکه کیفیت بگن سه قسم سه تا نظریه است این میفته به بحث های بعد مون. الان میفرمان وسمعو دله علیه علیه یعنی علی العدم السمع دل علی وقوع مماصلدارد
این خلاصه کلمه محقق خواجه نصیر طوسی رضوان الله تعالی علیه وقتی برای صنعت علامه میخوان توضیح بدن سه تا آیه قرآن بیان میکنند بعد هم اجماع میکنند سه تا آیه رو بیان اما. چیزی که متاسفانه نفرمودند بحث روایت خواجه نصیر گفتن و سمع علی العدم - سمع که فقط آیه قرآن نیست که اگر علامه زحمت میکشیدند و پنج تا ده تا روایت میگفتن خیلی خوب بود
سه تا میگفتن اما ظاهراً فراموش کردند و اصلا هیچ چیزی ذکر نکردند
خب سه تا آیه که علامهذکر میکن برای توضیح کلام محقق نصیرالدین طوسی. یک آیه هو الاول والاخره به ظاهر ربطی نداره به اینکه دنیا فانی میشه معدوم میشه
اما چرا اتفاقاً خیلی هم ربط داره هو الاول یعنی چه یعنی خدا اولین اولین موجود بود واجب بود و هیچ موجودی همراه او نبود پس اینطوری میگیم فهو کان ولم یکن مع شی. نتیجه چیه اینه که عالم حادث است 1 2 وقتی میگم خدا آخر است هو الاول والآخر یعنی چه یعنی کل شی حالک الا وجه خدا آخره دیگه پس لم یکن مع شی بعد
از اینکه این جهان خوب میشه اینجا لاون بگیم لاون آینده اینطوریه. این نتیجه اینه که عالم ابتداش حادث قدیم نبوده و انتهاشم فانی میشود چون خدا آخره این یک آیه آیه دیگه هم کل حال کل وجه رو میگه که خیلی آیه قشنگی است همه چیز همه چیز شامل همه انسانها میشه زمین و آسمان همه چی آیه سوم کل من علیهها میگه این آیه نمیرسونه بحث را بخواهیم ایراد بگیریم. کل من علی الارض فانه اینه دیگه ضمیر به عرض میخوره شما میگید که خدا هرچی نیومده آیا فانی میشه یا نه من علی الارض یعنی انسانها موجودات العقول هرچه بر ارض هست اینا کل من علیها
لذا این آیه سومی که علامه درست نمیتونه مدعا رو ثابت بکنه اما اون آیه دوم چرا کل شی حال. بعد میفرماید اجماع هم داریم که جهان فانی میشه اینم دلیل دومشون دیگه رها میکنم ما منتظر بودیم روایات بگن روایت از آیه قرآن صریح تره اما خوب ذکر نکرده بعد مرحوم خواجه محقق رضوان الله تعالی علیه یه جمله داره این جمله خیلی توضیح دارد جمله شان اینه.
میگن این عدم ی که برای جهان میگیم منظور چیه آیا انسانها واقعاً معدوم میشن یعنی هیچ یعنی نه جسمش و نه روحش همه معدوم میشه آیا اینه منظورتون که همه چی معدوم میشه دوباره تو قیامت مجدد خدا خلق میکند هم جسم انسان و هم روحشان این نیست معنایش معناش چیه همون چیزی که حضرت ابراهیم علیه السلام در آیه 260 سوره بقره آمده که. گفت خدایا چگونه زنده میکنی مردهها را وقتی گفت چگونه زنده میکنی اول خطاب شد لَمْ تُؤْمِنْقال بلیإِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ أَرِني كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبيگفت ایمانشو دارم ولکن قلبی دارم میخوام سوال بکنم
مرحوم محقق طوسی اینو دارن استفاده ازش اومده خوب تو آیه چیکار کرد چهار تا پرنده گفت بگیر که تو روایت واضح تر حرف میزنه. چهار تا پرنده
یکی طاووس بود یکی کرکس بود یکی مرغابی بود و چهارم خروس بود این چهار تا چرا چهار نوع برای اینکه وقتی کشته میشد و قاطی میشد دوباره زنده میشه نگید این شاید یه چیز دیگه 4 نوع پرنده بود خطاب شد اینا رو سرشون ببر بعد مخلوط کن با هم کاملا مخلوط کن بکوب اینا رو که اجزایش کاملا مخلوط بشه.
وقتی مخلوط به یکدیگر شد شما چهارتکه اش بکن و بزار رو چهار تا بلندی تپه بعد صدا بزن دعوت کنید که بیان به سمت تو خوب هر کدوم از اینایی که گذاشته رو تپه این اجزا مخلوط از چهار تا پرنده است مخلوطه دو تا معنا داره یعنی بخشی از اجزای سه تا پرنده دیگه تو این یکی هست یه معنی. معنای دوم بخشی از این پرنده اینجا تو اون سه تاست اینو خدا میخواد چیکار کنه نشون حضرت ابراهیم بده که من قدر هست که بدون معطلی اینا رو تفکیک میکنم
و زود تا صداش زدی اصلا هیچ معطل نمیشه پرنده زنده میشه میاد خلاصه داستانی است که کمابیش دارید باید توضیح داده بشه من تند رد میشن ازش همین شعر که راجع به معاد که ابراهیم علیه السلام تقاضا کرد. محقق طوسی میگن این راجع به معادن همینه دیگه یعنی یک انسانی که از دنیا میره اجزای بدنش بخشی از اجزایش اولاً تو زنده بود بخشی از اعضای بدنش مال موجودات دیگه رفته گوسفند گوشت خورده نمیدونم سبزیجات خورده از موجوداتی اومده تو بدنش بعدم که از دنیا میره
بخشی از اعضای بدن شما ممکنه حیوان بخورند یا بره تو مواد معدنی زمین و ریشه های درختا.برگ میده و میوه میده و برگاشو گوسفندا میاد میخورن همینطور اجزای این موجودات داره میره تو موجودات دیگه یه داستان دیگه هم داره که حضرت ابراهیم علیه السلام تو قرآن نیومده
اما روایت یک حیوان دریایی مثلا یه ماهی اومده و گیر افتاده مرده بود. بعد ایشون دیدن که از سه جهت دارن اینو میخورند ماهیانه دریا میتونستن که کوچیک بودن میبرن از بدنش میخوردن حیوانات زمینی هم دسترسی داشتن میبرن میخوردن حیوانات آسمانی هم داشتن میخورد یعنی یک موجود دریایی داشت میرفت تو سه نوع موجود دیگه حالا سوال اینه چطوری زنده میشه در قیامت سوال اینه راجع به اون سوال نمیکن راجع به انسان انسان هم همینطوره.
حضرت ابراهیم علیه السلام آیه 260 بقره اینو میگه وقتی گفت چطوری کیف تحویل الموتا خطاب شد چهار تا پرنده را بکن به این شکل خب یعنی چه یعنی تا صدا زدی مرغابی مرغابی اومد آیا نیم ثانیه معطل شد هیچی هیچی معطل نشد قدرت پروردگاره با اینکه ابزار این مرغ آبیه بخشش رفته تو موجودات دیگه آمده قاطی کرده بود
دیگه قاطی بکنه. قاطی اینا برای ماهاست که تصوراتی داریم خدای متعال که قدرتش اینه بلا قادرین علی دست خود منی پوستش کنده شده بود همین آیه رو داشتن فکر میکردم گفتم تو همین دنیا هم خدا چیکار کرد دور این خطوط انگشت ما همونو برگردیم یعنی اگه من دوباره چاپ بزنم با انگشت دست همونیست که زده بوده که این جدید اومده. قدرت چیه اون سلولهایی که جدید اومدن و دارن خطوط رو دست من میندازن از کجا خبر دارند که خود قبلی چطوری بود شما فرمدید که حرف حالا قادرین اینه.
دیروز بخش عدم و ایجاد را هم مطرح کردیم که گفتیم قانونیه این مال جهان مادیه بله جان مادیم که خانه برای اعجاز اینا نیستا ابتدای خلقت و انرژی نبودا لم یکن شیث خلق خلق هیچی بود نه ماده بود خدا خلق. آیندهشم همینه اگه خدای متعال بخواد معدوم بکنه اینه اما الان تو بحث معاد اعدام تو دنیا این معنا نداره اعدامی که اینجا وجود داره چیه دو بخشش میکنه علامه خیلی زیبا بیان میکنه یه بخش میگن ما راجع به غیر مکلفین داریم یه بخش هم راجع به مکلفین داریم عرض شود
راجع به غیر مکلفین میگن اصلا لا یجد عادت لذا ما. لزومی نداره که راجع به اونا حرف بزنیم که آیا مثلاً این سنگ و این درختو آیا تو قیامت دور این آدم میشه لذا ممکنه ما تو اونا بگیم که اگر معدوم شدیم درخت دیگه در قیامت اعاده نمیشود دلیل نداریم این بخش اول
بخش دوم اون موجوداتی که یجب عادت یعنی مکلفین راجع به مکلفین چقدر حالا ما یه قدم میریم جلوتر به علامه عرض میکنیم جناب علامه تو قرآن داریم. مکلف نیستند اما قرآن میگه باشه با تفسیرش که نگاه بکنین همون قیامته روایت دارید که چطوری برمیگردد و اون مثلاً گرگی که یه موجود گوسفند مثلا پاره تو قیامته سازگار نیست. یه دردی به او وارد کرده مکلفم نبوده این درد خدای متعال حکمت الهیه خیلی هم دقیقه اما چیزه نگید که مکلف بوده مکلفی ما انسانها هستیم و اجنه اجنه مکلفن آیه 56اتسبدون میرسونه تکلیف هم برای اجنه هم هست وبرای انسان ها. آنچه که الان در اینجا باهاش مواجهیم راجع به مکلفین علامه میفرماد اونا واجب است اعاده بشن
حالا چطوری توضیح میدن میگن منظور از اعاده اعاده معدوم نیستا بلکه منظور همون به نحو ابراهیم علیه السلام که اجزای بدن ما انسانها متلاشی میشه تو همین جهان هست یه بخشش ممکنه بره تو موجودات دیگه یه بخش ممکنه موجودات بماند یه بخشش ممکنه انرژی بشه هرچی میخواد بشه.
خدای متعال کل این بدن را بدون ثانیه معطلی اراده که میکنه اون بدن کاملا موجود میشه این قدرت الهیه معطل اینم نمیشه که اون اجزایش توی جز اون جزء دیگر هم همین کارو میکنه به گونهای ما را خلق میکنه که الان شما اینجا نشستید گفتم پوست انگشت کنده شد و به مرور پوسته جدید اومد نگاه کردم خطوطش میگم
خدایا چه قدرتی داری تو همین دنیا داری. منو به تواضع وا میداری که سرم بزارم رو خاک صورتم رو خاک بگم خدایا در پیشگاه تو من هیچ قدرتی ندارم تسلیم توام کسی که نماز نمیخونه واقعاً خیلی عقلش کمه
ما علاوه بر نماز باید اینطور متواضع باشیم رکوع و سجود برای اینه بفهمیم اینا رو آیه 12 سوره طلاق وقتی میخواد ما را به عبودیت وا بداره مجبورمون بکنه به عبودیت. قدرت و علمشو به رخ من بکشه عظمت با این قدرت با این دقتلمو ان الله علی کل شیء قدیر و ان الله قد احاط به کل شی وقتی قدرت دارد یعنی میتونه برای مجازات کنه وقتی علم داره یعنی میدونه من چیکار میکنم لذا مجازات من دقیق روی عدالت میره جلو هم قدرت داره هم علم داره.
مدیر یک کارخانه وقتی میخواد کارگر کار بکنه وادارش کنه به کار کردن چیکار میکنه همین دو تا چیزه یکی علمشو دوربین مداربسته میذاره تو همه جای کارخونه این دوربین همون علمه دو قدرت نداشته باشه این کارگر اخراجش بکنه کارگرا چیکار میکنه مدیر میخواد ببینه میخواد بکنه میره میخوابه تعلیق میکنه علم قدرت عبودیت میاره.
آیه دوم سوره ملکم همینه ما تو اونجا به کنایه الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفُورُ- خلقت عبودیت که احسن و عمل که بعد میگه و هو العزیز غفور عزت غفلت یعنی همون قدرت داره هم علم داره منتها با غفران هم میره جلو حالا نگید که. با عدالت میره جلو تا من یه فکر گناهکارم میزنه تو سرم فکر میکنم که من اصلاً میبخشم برات فکر ؛ فکر نکنید حالا هیچی نیستا فکر عقاب نداره اما حجاب داره فکر گناه منو از امام زمان دور میکنه بالاخره یه حجابی داره اما حجابش به اندازه گناه نیست اون وقت که گناه بکنن بازم خدا مهلت میده
نه ساعت نمی نویسم بعد نه ساعت هم که مینویسه باز میگه توبه کنید میبخشم. داره که ارحم الراحمینه به ماست خب پس این نکته رو توجه بکنید که تو مکلفین واجب نیست که خدای متعال بیاد ما رو معدوم بکنه تو این دنیا یعنی نه جسم نه روح دیگه نباشه
دوباره از ابتدا تو قیامت خلق بکنه بلکه چیکار میکنه ما را هلاک میکنه هلاک همون که تو آیه بعد هلاک ایشون به دو معنا میگه. اجزا وقتی مجزا میشه تو قبر که میگن دوتا معنا یک انه غیر منتظر
اما دیگه اون موجودی که انتخاب میبرد دیگه قابل انتفاع نیست دو انه حالک با نظرلی ذاته به نظر ذاته ما یه ایراد عمیق کلامی داریم این تو ذهنتون باشه چون وقت گذشت.
بیان ایشونو بگم و یه ایراد کلامی داریم باز اینجا انشالله باشه جلسه آینده و صلی الله علی محمد.