الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
چهارشنبه 10/10/ ۱۴۰۴...برابر10رجب المرجب ۱۴۴۷
آدرسصوتhttps://eitaa.com/doroos_mahdavi/3518
الاجتهاد و التقليد_- فصل فی جواز التقلید
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم
صاحب کفایه در بحث تقلید دلیل را فطری بودن گرفتند گفتن تو فطرت انسان و جبلی انسان اینه که باید تقلید بکنه تقلیدا فقط تو دین نیستا دیروز باز بعضی از سوال میکنن احساس میکنن ذهنشون تقلید تو خصوص دین. نه وقتی میگن جبلی انسانه الان ۷ میلیارد جمعیت کره زمین داریم وقتی میگیم جبلیه یعنی چه یعنی کل این ۷ میلیارد دارن تقلید میکنند حالا همشون مسلمانن که نیست که تقلید تو اسلام که بیاد ۲ میلیاردشون دارن تقلید میکنن تازه اون ۲ میلیارد هم نه ولی تقلید بحثو نیاریدش تو دین تو طب ؛ مکانیکی ؛ تو نشانی پرسیدن همه چی کل زندگی وقتی شد فطرت. فرادی نمیشه دیگه تو خلقت من اینه که مرتب تقلید میکنه دلیل ایشون این بود بعد چهار تا دلیل دیگه رو گفتن گفتن تمامش قابل مناقشه هست یکی اجماع بود یکی ضرورت دین بود سوم سیره متدینین بود هر کدوم اینا رو که میگیم مناقشههاشو گفتیم دیگه
چهارم هم آیات آیه سوال و آیه نصر و اینا هر کدوم اینا رو گفتن مناقشه تو. این چهار تا دلیلو توش مناقشه کردن الان امروز رسیدیم به دلیل پنجم اخبار اخبارو دیگه توش مناقشه نمیکنه و میپذیره لذا شما همین جا یه ایراد به آخوند میتونید بگیرید که چرا اینجا رو میپذیرید شما مگه نگفتی جبلیه فطریه دلیلتون که اون بود صرف نظر که نکردید از دلیلتون وقتی دلیل من فطری بودن. منصرفم نشد هنوز اون عقیدشو قبول داره بعد نباید بگه اخ با دلالت میکنه باید بیاد اخبار ارشاده متاسفانه این حالا ما بخونیم شوقی که ایشون تو اخبار میارند و اینا جوریست که همچین ذهن من و شما رو غافل میکنند که یادمون میره یه همچین ایرادی به کفایه از شوق آوردن اینجا میگن دو رقم چیه توضیح میدن اما این سوال جواب بدید که صاحب کفایه که دلیل و. فطرت میدانند
چرا تو اخبار که میرسه مناقشه نمیکنه و میگن میشه اخبار رو پذیرفت اینطوری میرن جلو ایناست که میگم ذهن افراد رو همچین غافل میکنه الان خیلیا که کفایه میخونن متوجه این اشکال نیستند فقط فکر نکنید بحث اینجا ما داریم نه خیلی میخونن و میپذیرند سخن ساکت اما اول اینطور میگن میگن لا بعث به دلالت الاخبار یه نعم هم اولش. که قبول دارم که اخبار دلالت دارد بر جواز تقلید اخبار
اخباردو قسمه گاهی بالمطابقه گاهی بالملازم وقتی میگیم بالم یعنی معنای مطابقیش داره میگه تقلید بکنم ومعنای ملازمیش نه ؛ یه چیز دیگه داره میگه مثلاً نهی میکنه حالا میخونیم بعد نهی میکنه از افتاء به غیرعلی خب لازمش چیه که فتوای به علم بده. تانک فتوای بهم بده لازمه بعدیش چیه جواز یعنی شنونده باید تقلید بکنه به مفتی بگیم که فتوا رو بده به دیگران بگیم اطاعت نکنید که لازم یکدیگر خب اونایی که بالمطابقه هست میگن روایتهایی است که میگه واجب است تبعیت از علما روایت شده بعضیشون میخونیم بعد همین ها هم که میگن واجب السبیت از علما بکنید باز اینم بله دو قسمه. یک قسم روایتهایی است که با عموم میگه از علما تقلید بکن گاهی نه به اسم از فلانی که عالمه اسم آورده تو روایت ما همشو داریم مهمشم بالعمومشه اگه بفهمه سلال بکنیم روایتهایی که بالعموم میگوید همه جا رو دیگه میگه تقلید جایزه حتی بالاترینش باید بگیم واجبه فعلا جوازش بگیم در مقابل امتناعش که بعضیا دنبال دلیل میگردن.
به چه دلیل ما تقلید بکنیم روایت گفت از بهترین روایتهایی که دال بر عموم مثلاً عمل حوادث الوقع فرجع فیها الی رباط احادیثنا جلد هجدهم وسایل صفحه ۱۰۱ باز روایتهای دیگه هم داریم اما من کان من الفها اونم پنج تا ویژگی رو میگه در کسی داشت عوامه یقل چی نه ولی من توام یقل. آخرش همینه آخرشونم من توئه اما من فقها آخرش میگه که فلالعوام ای یقلدون تصریح میکنه منظورش میگه باید تقلید ازش بکنم
و اما روایتهایی هم داریم که اشخاص خاص نیست اینم داریم البته این روایت به درد عموم نمیخوره امام گفتن از فلانی باید تقلید بکنه از فلان سوال منتها به درد یه چیز میخوره که ما این روایت رو میگیم به درد این میخوره. وقتی امام میگن از یه نفر تقلید بکن دیگه اون امتناع شکسته شد مگه نمیگفتی تقلید جایز نیست جایز نبود یه موردشم باید جایز نباشه خب ما میگیم یه مورد نه یه مورد ۲۰ مورد ما روایت داریم که امتناع رو امام شکستن و اجازه دادن شما دنبالشو یه چیز دیگه میگی و اون تلقی مجتهد بلافاصله تنقیح میکنه با تنقیح منات میگه که منات اینکه امام گفتن برو از این. تقلید بکن چیه علم اوست اجتهاد اوست بلافاصله میگه پس کل عالم یجوز تقلیدو اینم ضمیمه بحث
حالا ما فقط میخوایم بگیم روایتها گاهی دلالت به لسان عامند گاهی دلت به لسان خاص حالا میخونیم روایت که به لسان خاص چند تاشو ما میگیم حالا یکیش از امام هادی علیه السلام حضرت میفرمایند ما قال لک فنی یقول فسمع له و سق مموم هرچی از طرف من ادا کرد بعد حضرت میفرمایند و ما قال لک هرچی برات گفت اولشو میگم ما ادا الیک هرچی بهت منتقل کرد یکی برات گفت بدون جانب من داره میگه ما اینجا یه نفر. قاعدتاً گفتم اشکالش اینه که وقتی یه امری از دنیا میره دیگه تمام میشه گفتار امام مشروط به حیات او دیگه ؛ برو ازش بپرس ؛ سوال کردن بعد تنقیح منات میکنیم و ادامه میدیم این جلد ۱۸ وسایل صفحه ۹۹
یکی دیگه راجع به ابا بصیر هست امام صادق علیه السلام فرمودند و علیک باسدی بر تو باد که ملازم باش به این حس یعنی ابا بصر اینم جالبه. جلد ۱۸ صفحه ۱۰۳ که وقتی میگه گفتم مقابلش صالبه کلیه اونا میگفتن تقلید جایز نیست اینو تکرار بکنید برای خودتون که این موارد خاص به چه درد ما میخوره کلیه نقیضش میشه موجب جزئیه همین کافیه دیگه عرض شود که حدیث بعدی از امام هشتم علیه السلام فرمودند خذ از یونس بن عبدالرحمن اینم جلد ۱۸. صفحه ۱۰۷
باز از امام هشتم علیه السلام سوال کرد من من اخذ معالم دینی حضرت فرمودند من زکریا ی بن آدم المأمون علی الدین و الدنیا خیلی لذت انسان میبره یک چنین کسانی چه افتخاری داشتند که اینطور مورد امین امام بود خود امام میدونید امین الله فیض است ما که طلبه ایم باید امین امام زمانمان باشه. مرتب اینو برای خودمون تکرار بکنیم و به این روایتها اینا جلو چشممون باشه او مامون بر دین و دنیاست چه تو دنیا مثلاً فرض کنید یه چیزی رو میخواد پیشش امانت بزارید کاری به دینم نداره یا مشورت میخواد باهاش بکنه تو مورد دنیایی میخواد یه شغلی انتخاب بکنه این خیانت بهتون نمیکنه و همینطور
تو موارد دیگه حتی دیدید بعضی ها غذا میزارن جلوشون. سعی میکند غذا خوبه رو بیاره جلو خودش از بغل دستیش حالا برای همه گذاشتن اما وقتی که انصاف نیست اینه یکی هم بود اینطوری بود یه عالمی بود که توی جلسهای حالا صاحب خونه چون خیلی دوستش میداشت اون آدما ؛ رفته بود کباب تهیه کرده بود عالم میدونست که این وضع مالیش خوب نیست و این کباب هم که تهیه کرده زن و بچه اش ندارند عالم بدون اینکه حرف بزنه کم آورد. بدون اینکه صاحبخونه بفهمه یه جوری وانمود کرد که خیلی خوشمزه بود این چیه چون یه عالم امینه امیر برای مردانه حالا تو بحث خودمونم اینا رو دقت بکنیم
یه کسی رهبر انقلاب رو دعوت کرده بود چند سال پیش آجیل گذاشته بود تو پذیرایی نخورده بودن بعد هی اصرار کرده بودن این بدش میاد گفت من از وقتی که آجیل گرفتم شده هیچی نخورد بهش گفته بودم که ناراحت نشه اون که در حد یه جهان داره جهانو میچرخونه. امیرا بر مردم خبر ندارن وقتی خبر نداره ایراد میگیره به رهبر انقلاب ؛ بنده خدا تو درکت پایینه برو درکتو اصلاح کن با رهبر انقلابتو بشناس ؛ وقتی شناختی با وجود عشق میورزی همون زمانی سال۹۸ کی بود که گوش یه مقدار گرون شد همون موقع کاری داشتیم تو دفترش میرفتیم میگفت برنج بود یه خورش بود ؛ فکر نکنم حالا مفصل.
اما گفتم که رهبر انقلاب از وقتی گوشت گرون شد؛ گفتند دیگه برای خودش؛ دفتر هم نه برای خودشون گفتن گوشت کم استفاده کن ؛ بعد توی جلسه دیگه گفتن دیده بودن که مثلاً قورمه سبزی دو سه تا گوشت توش بود توی بشقاب توبیخ کرده بودن ؛ گفتند یادتون رفته من اون روز گفتم کم گوشت بگیرید خیلیا ندارن بخورن ؛ یه دقت های همه ما دقت داشته باشیم حواسمون جمع باشه پولم دستشونه اینطور نیست که حالا هر کاری میخوان بکنن که. اینه که امین امامش میشه
میگن چی میگن من زکریا ی بن آدم المعمون علی الدین و دنیا اینم جلد هجدهم وسائل صفحه ۱۰۶ خب ما اینجا یه ایراد به کفایه بگیریم همینجا میگیم جناب صاحب کفایهرضوان الله تعالی علیه؛ ایراد ما اینه میگیم صاحب کفایه انشالله که رضوان الهی شامل روحشون باشه مشمول شفاعتشونم باشه میگیم شما ایراد گرفتید به آیات آیه سوال آیه نفر اینا رو ایراد گرفتید مناقشه توش کردید دیگه چرا این مناقشه رو تو این روایتها نمیکنید اتفاقاً این روایت که خوندید. عمل حوادث ممکنه ذکر تو تفسیر شما چی میگی ؛ میگه من کان من الفقها یکیش اینه یا میگه عمل حوادث مفسر همونه به آیه ایراد میگیرید به روایت نمیگیرید این اشکال اول ؛
اما اشکال بعدی ما اینه تو آیه شریفه ایراد گرفتیدا وقتی میخواستی رد بکنید فکرتون تو رد کردن بود. گشتی تو قوطیها چی پیدا کردی گفتید فسلوا اهل الذکر ممکنه حلش بکنیم به اینکه میگه سوال بکن تا عالم شوی ؛علم پیدا کنی بعد که علم پیدا کردی عمل بکنی ؛ یعنی عمل به چیه به علمه نه ؛ به تقلید ؛ اینو تو آیه ایراد گرفتن گفتن آیایه کاری به تقلید نداره آیه فقط میگه سوال بکن و احتمالشو بده که سوال بکن جواب بگیری جوابی که گرفتی علم پیدا میکنه یعنی قطع. باید به قطععت عمل میکنی نه به تقلید درست ؛ ما مثال زدیم اصول عقاید همینطوره اصول عقاید وقتی میاد یه کسی از من میپرسه میگه دلیل خداشناسی چیه من تعبد که بهش نمیگم که دلیل بهش منتقل میکند وقتی دلیل منتقل شد اون قطع پیدا میکنه خب اینا راجع به آیه ؛
صاحب کفایه ایراد گرفتن به ایشون عرض میکنم خب همین ایراد تو این روایت هم بگید روایت که بگه نگفت اول فارجعوا فيها الى رواة مثلا زکریای آدما نمیدونم ؛ ابی بصیر اینا که. تمام اینا یه احتمال توش هست که بگیم برو سوال بکن تا علم پیدا بکنی بعد به علمت عمل کن نه به تقلید ؛ این سوال من اینه و روایات احتمال تو آیه شریفه دادید همین مناقشه را ما تو روایت هم میکنیم میگیم روایت که نمیگه تقلید بکن که میگه سوال بکن تا علم پیدا کن؛
بخث من این نیستا من دارم ایراد میگیرم که فرق بین آیه و روایت چیه اینا نمیتونی رد کنه اینو داریم میگیم فعلاً همینو چند تا چیز دیگه میخوام بگیم حالا. فعلاً اینو بپذیرید که جناب صاحب کفایه آیه شریفه رو چون پا وایستادن که آیه رو مناقشه توش بکنند دیگه این پا وایسادنا باعث میشه انسان یه احتمالم بده چیکار میکنه پیدا میکنه احتمال اگه اینه همین احتمال بدید که امام دارن میگن برو از فلانی سوال کن تا علم پیدا بکنی حتی تعلم و تعمل به علمک اینه اگه این باشه پس دیگه. کاری به تقلید نداره عمل به علمه ؛
نکته دیگر ممکنه بگید که سوال که میکنیم جوابی که میگیریم غالباً علم نیست ۹۰ درصدش ظنه ۱۰ درصدشم علمه و اگر بخواید حمله بر علم بکنی بگی فارجعوا فيها الى رواة روایت احادیث اینا حلش کنیم حمله به علم باید فردا نادره ؛ و حمل بر فرد نادر صحیح نیست. نمیشه ؛ روایت هم هینطور به امام صادق مراجعه کن بعد بگو البته منظورشون ده جا بود و ۹۰ جا را مراجعه نکن درسته تا میگید این میگم خب همینو تو آیه شریفم بگو تو آیه شریفه فسلوا اهل الذکرا اونم همینه اهل ذکر کی هست یکی هم زکریای بن آدم حالا ما رفتیم ازاهل ذکر سوال کردیم قالباً جواب که علمی نیست که غالباً جواب ظنه اگه بخواید حمل بر علمش بکنید آیه شریفه رو حمل بر فرد نادر کردید. اینم ایراد سوم ؛
چند تا ایراد اینجا هست همش به یه چیز برمیگرده و اون اینه که جناب صاحب کفایه آیه شریفه رو دلالتشو رد کردن گفتن به درد جواز تقلید نمیخوره اما به روایت گفتن نه لابعث به دلالت الاخبار علی جواز تقلید اینو حلش بکنه نمیتونید حل بکنید حالا زیاد معطل نشید ؛
خب از این بحث رد شیم ما ایراد مون به این چند تا بود حالا بیایم ادامه صاحب کفایی میفرمایند بعضی از روایت ها. دلالت میکنه بر اینکه برو از عالم تقلید بکن بعضیش دلالت میکنه بر جواز افتا عالم منتها بالمفهوم نه بالمنطوق
خب حالا وارد این بحث بشیم حالا روایت چیه اون که میگن بالمفهوم منظورشون اینه که روایت میگه مواظب باشفتوا به غیرنده یا خب این منطق مفهومش چیه اینه که فتوا به علم بده هر جا که علم داری؛ بگو خب تو هم علم داردی بگو. مفهوم دومش چیه ؛ یا بگو لازمش التزامی چیه عمل کردن مستمعین است؛ خب این میشه مفهوم یه روایتم داریم روایتهای یکی نه بیشتر روایتهایی داریم که منطوقش میگوید که برو فتوا بده مثل همین روایت که امام علیه السلام میگن من دوست دارم که افرادی مثل تو نه خودشون بگن میگن مثل تو یعنی هم خودت هم افرادی که شبیه به شما هستند. دوست دارم یرا فی اصحابه من یفتن الناس بالحلال والحرام اینم روایت مثلاً روایتی که به ابان بن تقلید امام علیه السلام گفتن این بود اجلس فی مسجد المدینه و اجلس في مسجد المدينة و أفت الناس فإني أحب أن يرى في شيعتي مثلك) .. این دیگه عام هم هست هم اسم میارن اما در حالی که ایمان دارن اسم میارن میگن من دوست دارم مثل تو ؛ تو شیعیان هم دیدن تو ایران. ایران تو زمانی است که مخالفین داشتن یه فرقه جدید درست میکردند ابوحنیفه و شافعی و مالک بن انسو اینا داشتن فرقه درست میکردن و کردن؛
الان ببینید الان چهار تا فرقه اون زمانی که اونا داشتن این کارو میکردن ائمه ما علیهم السلام شیعیان خودشون تشویق میکردن که میگفتن شما بشینید فتوا بدید میدونستن فتوایی به صریح میدن گفتن این کار را بکنید خوب تا اینجا اینم روایت.
حالا ما اشکالاتی که اینجا هستند حالا اولین اشکالی که به صاحب کفایه است اینه که شما گفتید دلیل ما اینه دلیل جواز تقلید گفتید فطرت پس چرا تمسک به این روایت میکنه باید به این روایتی که میرسه باید بگه روایت ارشاد است به آنچه که عقل میفهمد آنچه که عقلا انجام ارشاد به اونه اینو میگفتن این اشکال اول. چی شده که صاحب کفایه آیات و رد کردن مناقشه کردن توش اما روایتها رو مناقشه نکردن من یه احتمال میدم خوب میشه احتماتو اینجا مطرح کن چون بخش علمی نیست بالاخره صاحب کفایه۹ دوره اصول گفتن تا آخر عمرشون چطوری ایرادا رو تو دوره سوم پنجم نهم که فهمیده بودم آقای حذفش میکردن ارشادی من فکر کنم یه چیز تو ذهن آخوند بوده که الان. بسیاری از شما این کفایه که ایراد نمیگیرند همین میاد تو ذهنشون و اونی که روایتها حالت خصوصیه تخصیص آیه شریفه شکل عامه من فکر کنم این بوده که صاحب کفایی به روایت که میرسه تسلیم میشه آره روایت میگه که تقلید بکن صاف میگن بشین تو مسجد و فتوا بده اما آیه شریفه اینطوری نیست میگه فسلوا اهل الذکر کلیه لذا به آیه که رسید مناقشه کردن.
گفتند احتمال میدیم که میگه فسلوا حتی تعلم یعنی خودت علم پیدا کنی جواب که گرفتی علم پیدا بکنی بعد به علمت عمل بکنی یادتون هست تو بحث فقه یه بار میگفتیم که مثلاً نابالغ قولش حجت نیست اما بعد گفتیم اگه نابالغ موجب اطمینان شد یعنی یه سوال میکنه از بچه و جواب او باشه اطمینان عمل به اطمینان باید بکنه اینجا عمل به قول بچه نیستا. حالتی را آخوند تو آیه سوال دارند ایراد میگیرند مناقششون همینه میگن سوال بکن آیه گفت برو فسلوا اما نه به خاطر اینکه تقلید جایزه بلکه به خاطر این که بعد از سوال شما ممکن است علم پیدا بکنی و به علمت عمل میکنه مناقشه که ما داشتیم و این بود که
خب همین حرف تو روایت هم بزنید اگه میخواید ایراد بگیرید که اگه رفتی سوال کردید بعد به علمت عمل نمیشد کاریش کرد بالاخره هر کاری بکنه دیگه ایراد به کفایه هست.
نکته دوم اینه یه ایراد دومی که اینجا به کفایی داریم ایشون فرمودند که اگر تقلید و جایز ندونید باعث سد علم مردم عوام میشد به آنچه که مفاد کتاب و سنت راه علم و علمی مسدود میشه و عین عبارت رو بخونن چون قبلاً خوندیمما یه سه چهار تا درس گذشته اما تو ضمن عبارت کفایه دقت کنید کلمه قرآن هم توشه. حالا میخوایم ما ایراد بگیریم از همون عبارت کفایه میخوایم ایراد بگیریم عین عبارت رو میخونم و الا و الا یعنی اگر گفتید فطری نیست تقلید و احتیاج داریم به دلیل اگه اینو گفتید يحتاج إلى دليل و إلاّ لزم سد باب العلم به على العامي مطلقا غالبا لعجزه عن معرفة ما دلّ عليه...مطلقا غالبا کلمه کلمه باید معنا کنیم لازمش اینه که اگه بگیم تقلید براش بیاری دلیل هم نداریم باید بگم. علم به حکم عامی ندارد مطلقا همه عامیها اما بعد میگن قالباً نداره چرا چون نادرند بخش اجماعات ضروریات دین اونا دیگه تقلید نمیخواد اما غالباً باید بگیم عامه نمیتونه یه وضو نمیتونه بگیره یه نمازیه تقلید نمیشه بعد دلیل آوردن لعجزه عن معرفته علیه کتاب و سنت. گفتنم علتی که من دارم میگم چون عامیه وان نمیتونه آنچه از کتاب و سنت صحیح بفهمه این کلمه کتاب تو اینجا بود هم کتاب هم سنت اما الان رسیدیم به اینکه بین کتاب و سنتشون فرق به کتاب که میرسه به سنت که میرسه میگن دلالت داره ؛
یه بار دیگه پس تکرار میکنم آخوند گفتن اگر عامی رو. دلیل خواست دلیل نبود وقتی این نمیتونه علم هم پیدا نمیکنه به احکام غالباً علم نداره چون عامی که نمیتونه خودش از قرآن و سنت استخراج کنه این حرف ایراد ما اینه جناب آخوند شما کتاب و سنت با هم دارید مطرح میکنید در حالی که الان دارید فرق دارید میگذارید بین کتاب و سنت ؛ به کتاب که میرسه مناقشه میکنید به سنت که میرسه میگه نه و سنت دلالت دارد جواز تقلید. این دوتا کلامشونو با هم تفاوت داره ...اونجا گفتن تو کتاب و سنت دلیل نیست ؛ عبارت حالا شون چیه برای تقلید بالمطابقه والملازمه ؛ لکن اخبار برعامی عرض بکنیم. به بیان که اخبار اینا رو میگه خب اگه اینطوری که آیه شریفه ما یه ایرادی چند روز قبل گرفتم گفتم آینده بهش میرسیم اینه که بیان اهل بیت علیهم السلام سنخیتش از قرآن کمتر نیستا روایتشم خوندیم حديثنا صعب مستصعب لا يؤمن به إلا ملك مقرب أو نبي مرسل أو مؤمن امتحن الله قلبه للإيمان فما عرفت قلوبكم فخذوه و ما أنكرت فردوه إلينا. مومن امتحان الله قلب.
روایتم به این ساده نیست که بگم عوام الناس به اش رجوع کنند ؛ الان متاسفانه این کار شده خود ما داریم این کارو میکنیم به مردم اجازه میدیم برن سر روایتها میگن دلیل چیه ؛ من یادمه یه موقع میگفتن شطرنجی که امام گفتن بنابر فلان با شد با قید گفتن اشکال نداره دلیلش کجاست مردم حالا چی بود تو خود حوزه با برداشته بودن دلیلا رو پوسترش کردن پخش کرده بود خیلی ناراحت شدیم ؛ ما ۴۰ سال گذشته ۴۵ سال ایراد گرفتیم همون موقع گفتیم نکنید این کارا. با دلیل نباید آشنا بشن دلیل که کار مردم نیست ۳۰ سال باید یه کسی ۱۰ سال تازه باید بتونه استخراج بکنه خیلیا نمیدونن همین الان خود ما داریم اشتباه رو میکنیم تو دهن مردم که بری سراغ روایت بچه طلبه سال اول داره به همه هم ایراد میگیره خدا رحم بکنه
همچین یه نکته آخری هم اینجا عرض بکنم بحث تقلید غیر بحث ولایته. ولایت اگه خواست برای فقیه ثابت بشه این دیگه جبلی نیستا جناب آخوند شما داشتید میگفتید بله تقلید از متخصص درسته ما گفتیم سیره عقلاست اما اینکه فقیه دارای ولایت بر همه مردم است این نیاز به اثبات داره چون تو فطرت از همچین چیزی وجود نداره نیاز به نقل دارد حالا یکی از انقل تاش دوباره ممکنه بگید فقیه هم من المتخصصین. چون از متخصصین تحت کبرا بگید متخصصین جایزه این غیر بحث ولایته دارم میگیم؛ ولی ولایت نظیر آیه امر به معروف وبعضم اولیا؛ که هنوز تو جامعه که میریم تذکر میدیم میگه به تو چه مربوط برای اینکه آیه رو نفهمیده جوابش اینه که من ولی توام ؛ گرفت تو ولی منی ولایت کی داده خدای متعال خدایی که تو را آفریده چون داری گناه میکنی منو ولی تو قرار دادم. بعضم اولیا وامر بالمعروف ونی عن المنکر مردم چون آیات قرآن بلد نیستند به چه معناست یعنی ربطش با تو چیه که داری من تذکر میده خوب این بحث هنوز ادامه دارد و صلی الله علی محمد و.