1404/10/16 - سه شنبه : اصول فقه کتابت 38
- - کتابت اصول فقه - لاجتهاد و التقليد_فصل فی جواز التقلید جلسه۳ –
- درس خارج استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزه -
- سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
- نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
- وبلاگ – پردازش اربعین https://safarzade.blog.i
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
- اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
- الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
- چارشنبه 10/10/ ۱۴۰۴...برابر10رجب المرجب ۱۴۴۷
- آدرسصوت https://eitaa.com/doroos_mahdavi/3524
- الاجتهاد و التقليد_- فصل فی جواز التقلید جلسه 3-
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم
- جناب صاحب کفایه در فکر این هستند که روایات رو بگن میرسونه جواز تقلید را دنبال روایاتن که سندشو درست کنن دلالتشم درست بکنه ما هم یه ایراد کلی در گذشته به ایشون گرفتیم که جناب آخوند شما قائل شدید تقلید جبلی انسانه اصلاً فطرت انسانی که تقلید از. وقتی یه چیزی شد در فطرت یعنی همراه با آفرینش انسان تو وجود ما اینم هست این دلیل نمیخواد این آخوند قبلاً گفتن حالا دنبال دلیل از اخبارند اینو حل کنید شما بشینید حل کنید این تحافل رو ببینید یک مجتهد چطور یه بار میگه تو فطرت است بعد میگه اخبار دلالت داره اخبار دلالت داره باید بگید ارشاد ما نیازی که نداریم به اخبار اما ایشون پا وایستادن اجماع رو رد کردن ضرورت رو رد کردن. آیات رد کردن همه اینا رو رد کردن به اخبار که میرسه کوتاه میان میگن اخبار دلالت بر تقلید میکند روایاتشو خوندیم اشکالشم گفتیم دوره تکرار کردم که فکر نکنید ما از اشکال صرف نظر کردیم
- اما جناب آخوند که میگن اخبار میگوید که فلانی برو بشین تو مسجد من دوست دارم فتوا بده اینا رو خوندیم اخبار این اظهار فتوا برای مردم دلیل بر اینه که مردم هم جایز است تبعیت بکنن. این آخوند ازش استفاده کنه و میگن اخبار نگفت مستقیم به مردم که برید تبعیت کنید اینورشو گفت به مفتی گفت بنشین فتوا بده وقتی به مفتی میگه فتوا بده لازمش اینه که مردم هم جایزه از تبعیت بکنن این خلاصه
- حالا امروز یه لا یقال میگن آخوند میگن نه اینا تلازم نداره ممکنه بگیم فتوا بده نه برای جواز تقلید. بلکه برای اظهار حق برای اینه که حق آشکار بشه یا برای اینکه مثلاً حق متعدد شود یادتونه مثلاً تو بحث بینه این حرفو میزدن میگفتن اونایی که میگن دو نفر باید شهادت بدن خب به اولی که میگفت برو بگو معناش این نیست که اولیه تمام میکنه کارو نه اولی برای اینه که جزء شهادته میگفت تو بگو تا دیگری هم که گفت بشه دو تا دو تا تازه بشه کافیه به این خاطر بود.
- فردا نمیگیم که به اولی بگو پس معناش اینه که قاضی بپذیرد گفتن همیشه دلیل بر پذیرش نیست گاهی گفتنها برای تعدده میخوایم دلیلها متعدد شده گاهی گفتنها برای صرف اظهار حقه میخوایم حق آشکار بشه کتمان نشه آیندگان حق به دستشون برسه حالا جواب نگفته آخوندا دارن جواب آخوندم دقت کنه آخوند میگن که ملازمه عرفی هست. امام گفتن بشین تو مسجد فتوا بده عرف چی میفهمد از این کلام عرفیه عرف میگه وقتی به این میگه فتوا بده یعنی دیگرانم فتوا براشون حجته بپذیرن بعد میفرمان این غیر اینه که امام به یه کسی بگن اظهار کن حق را ؛ کلام رو دقت کنید اگه امام میگفتن اظهار کن حق را میگفتیم ما لازم است اظهار کن یعنی حق کتمان نشه اما یه وقت میگن فتوا بده. فتوا لازمش عمل دیگرانه لذا میخوام درستش کنیم
- فرض کن اصلاً روایت از اول امام به مردم میگفتند واجب است تبعیت بکنه دیگه بحث تمام بود دیگه اما الان روایت این نیست الان به مفتی میگویند فتوا بده و صاحب کفایه میگه لازمه فتوا دادن اونم لازمه یه عرفیه نه عقلیا لاز عرفی که وقتی به میان فتوا بده بله معنیش اینه که اونا هم تقلید ازش بکنن خیلی خوب دیگه تقلید نه شما پس داره میگه تقل. خودتونو ناخواسته دارید رد میکنید که الان آخوندا دارن رد میکنن پس اگر گفت دوباره تکرار میکنم
- اگر گفت اظهار کن تو روایت اظهار کن حق را این لازمش تقلید نیست این همونی که میگه اظهار کن تا حق آشکار شه آشکار که شد چه بسا برای شنونده یقین حاصل میشه وقتی یقین حاصل شد برای خودش حجته دیگه تقلید نمیکنه الان روایت میگه بنشین تو مسجد و فتوا بده همین کافیست برای جواز تقلید. با توجه به این برمیگردد یه جمع بندی با روایتها را که خوندیم چند تا روایت مثلاً ۱۰ تا روایت بود روایتها هم یکسان نبود عین عبارت که بگیم تواتر لفظی دارد نه معانیش مختلف بود اما همه روایت ها رو هم که میریزیم روهم تا چیز ازش میفهمیم.
- یک سند بعضیش قطعی سند بعضی ضعیف است اشکالی نداره ما به اون سند قویا عمل میکنیم سند ضعیفه رم عمل میکنیم چرا چون موید داره نمیخوایم فقط به سند ضعیف عمل بکنیم سند ضعیف وقتی سند بدی هم کنارشه هیچ اشکال نداره اونم عمل میکنیم مسئله دوم تو دلالتشه خب یکسان نیست یکیشو مثلاً به زراره میگن یکیشو به یونس میگن یکیشو به یکی دیگه میگن. درسته اما رو هم که میره میریزیم یه قطعی پیدا میکنه یقین پیدا میکنیم به اینکه امام علیه السلام راضی بودند که مردم تقلید بکنند همین کافیه ما دنبال همین بودیم که امام آیا به مردم میگفتن تقلید بکنید یا نه الان میگیم گفتن به همین شکلی که داریم توضیح میدیم نه با صراحت با یک کنایه این به مفتی گفتن در نتیجه کل واحد از روایتها حجت نیست. اما روی هم رفته حجت است از نظر سند از نظر دلالتم کافیه و دقت که میکنی میرسونه که مردم باید تقلید بکنن با توجه به اینا حالا اینا توجه بهش بکنید تو ذهنتون حالا مشکل مقابلشو قرار بدید
- مقابلش چیه آیاتی که میگه تقلید نکن ان تتبعون الا الظن یا الا میگه ظن میکنن ظن و. تبعیت از یقین و قبول دارد قرآن تبعیت ظنو قبول نداره خب یا لا تخفیف ما لیس لک به علم میگه پیروی نکن شما داری تقلید میکنی پیروی میکنی قرآن میگه لا تخفی لاتغفا برای توقف نیست برای تغفا یعنی دنبال چیزی که لیس لک به علم نرو خب تقلید همینه قرآن هم داره نهی میکنه با توجه به این اونم یه توجه که دو طرف مقابل هم. قرآن میگه دنبال تقلید نرو روایت میگه دنبال تقلید برو کدومو باید عمل کنی روایتو باید عمل کنیم روایت مخصص آیه میشه
- چرا آیه عامه میگه هرجایی که علم نداری پیروی نکن روایت پیروی بکن اونم تبعیت تو احکامه جایی دیگه تبعیت نکنه مثلاً تو عقاید که از بخشهای مهمی که داریم همینه اگه یه کسی یه دلیل خداشناسی روی آورد که یقین ندارید. یا راجع به قیامت یه دلیل ظنی یه کسی بیاره که قیامت نیست آیا بهتر بیعت بکنیم نه پس قرآن هم عقاید میگه تبعیت نکن هم اخلاقو میگه هم احکامو میگه همه جا میگه کتاب ما تو یکیش که احکامه فهمیدیم ائمه علیهم السلام گفتن برید تبعیت کنید پس احکام تقلید درش جایزه متخصص آیه میشه ؛
- خب بحث بعدیشو بگیم. الان بحث ما اینه که آیه شریفه میگه پیروی از غیر علم نکن روایتها میگه پیروی از غیر علم تو احکام بکن بین این دو آیا تفاوتی از تحافات میگیم نه روایت مخصصه آیا عامه در سه جا ما تبعیت از ظن داریم اخلاق ؛ احکام آیا همه رو کلی میگه تبعیت نکن روایت سومیا رو میگه. کارشناس جلو من نیارید دلیلشو بگید خب نه فرض کردم دلیل عقلی باشه که بحث نداریم که بحث توشه اینه قرآن میگه لا تخفیفا ما لیث لک خب همینو داریم میگیم اگر یه چیزی علم نبود حالا علم نبودن ول کنید؛ بگید ظن بحث سادهش بکنید که. قرآن گقته از ظنون تبعیت نکنید روایت ظن در احکام تبعیت بکن چیکار کنم آیا بین این دو تعارضه اینو داره میگه مخصصه
- نکته دیگر یکی یکی میریم جلو این گرهها باز میشه نکته دیگر اینه که ممکنه بگیم آیه شریفه که میگه تبعیت نکن منظورش تبعیت از جاهله اصلاً یه چیز دیگه داره میگه. کاری به روایتها نداره آیه میگه از جاهل تبعیت نکن روایته میگه عالم تبعیت بکن اینم یک جواب منتها این جواب رو فرض اینه که آیه رو شما اثبات بکنید که تبعیت از جاهل و میگه جاهل تو آیه نیستا شما باید بچسبونید به آیه میتونید ؛ که آیه میگه لا تبتع من الجاهل اگه تونستید بگید
- نکته دیگر ممکنه بگیم آیه شریفه. داره تو اعتقادات را اصلاً نهی میکنه اصلاً کاری به احکام نداره چیزی که خیلی ساده ما از خارج گفتیم اینطور میشه بین دو چیزه نه سه تا چیز کتاب بیان میکنن اینه آیا شریفه میگه تبعیت از ظنون نکن یه چیز بهش اضافه کنید تبعیت از ظنون تو اعتقادات تبعیت نکن ؛ اون آیه یه چیز دیگه میشه ؛ یعنی خدا شناسی پیغمبر شناسی امام شناسی معاد شناسی. نمیدونم ولی فقیه شناسی قرآن شناسی اینا تو اعتقادات هرجا میخوای تبعیت بکنی به تعبیر آقا از کارشناسی تبعیت بکن که دلیل برات میاره و برای شما یقین آوره اگه نتونست دلیل بیاره و ظنی بود کلامش تبعیت نکن تو اعتقادات نه
- اما تو احکام چی اگه رفتن نزدیک کسی تبعیت کردن که برام ظن آورد ظن در احکام هیچ اشکالی نداره تبعیت بکنه بین این دو ما فرق میذاریم ؛ جواب سوم الان داره میده ما. تو تقلید میگیم تبعیت از غیر علم جایزه تقلید تو احکام همین رساله ؛ این بحث خیلی مهمیه سوال که الان به مردم میخوایم همینو بگیم تو اعتقادات باید تحصیل یقین کنید اما تو تقلید تو رساله تو نماز روزه اینا که تو رساله یقین لازم نیست ظن کافیه ؛
- خب اینا رو یکی یکی بگم اینا همه با هم باید بهش توجه کنیم نه اینکه بگید پنج تاشو ول کنید. پخش و زوایای مختلف داره اول بحث اظهار را مطرح کردن و فتوا دادن این یه بخش امام گفتن فتوا بده و گفتن تا امام میگن فتوا بده یعنی دارن به مردم میگن تقلید کنید اگه امام میگفتن اظهار بکن نه به مردم نمیگفتن تقلید بکن اظهار یعنی اظهاربکن به خاطر اینکه هر کتمان بعد کم کم به اینکه اصلاً ممکنه روایتها که میگه تقلید بکن تقلید و تو ظنون داره میگه. اصلا کاری به اعتقادات نداره
- جناب آخوند کاری که دارد اینجا میکند تو کلیت بحث اخبار را میپذیرند برای حجیت تقلید و این با مبناشون جور در نمیاد بعدم خودشون تو این مشکلات انداختن خب همینو میگه نه الان میگیم تقلید در اصول اعتقادی جایز نیست چرا چون لابد در اصول دین لابد فیها منقین باید یقین پیدا کنه دیگه خیلی واضحه که. اما در فروع یقین لازم نیست میرید از مجتهد تقلید میکنید و ظن پیدا میکنید که مثلاً باید روزه بگیرید باید نماز چهار رکعتی بخونید اینجا مسافری ...
- چرا گفتم روایت ما کافی است برامون در حالی که ایشان تقلید و جبلی دانستند ما چی دونستیم سیره دانش فکر بری جلو اصلاً اشکالات هست همه اشکالات حل میشه نیاز به آیات داریم نه اخبار؛ حالا بیان تو اعتقادات فرمایش شما آیا لازمه ما توی اعتقادات یقین برسیم یا نه گفتیم بله ؛ باید بگردیم برسیم. کارشناسم سوال کردم دلیل وحدانیت خدا چیه نمیخوایم تقلید از او بکنیم میخوایم دلیلو از زبان او بشنویم دلیلم باید یقین آور باشه نه ظنی یه دلیل ضعیف ظنی آورد نمیپذیریم به خلاف اینکه میریم از مرجع تقلید میگیم شک ۳ و ۴ رو چیکار باید بکنیم میگه بعد که گفت دلیلشو ازش نمیخوایم اصلاً فرق اینا چیه که تو فروع که میرن دلیل نمیخواهیم تو اصول که میرسه اصول یعنی اصول اعتقادی نه اصولی که داریم الان میخونیما علم اصول نمیگه. تو اصول که میرسه توحید نبوت به اصول که میرسه میگیم دلیل میخواهیم دلیلم باید یقینی باشه تو فروع نه آیا میشه فروع قیاس کنیم به اصول قیاس کنیم سخنه دیگه بگیم همون طوری که تو اصول نیاز به یقین داریم نیاز داریم سه تا جواب آخوند میدن
- یک قیاس است فکر نه دلیل میاره دلیل دو حالت داره. کارشناس و دلیل که ذکر میکنه یه وقت ما رو به یقین میرسونه من که میشنوم میپذیرم اما اگه تو اعتقادات اگه به یقین نرسیدیم میگیم تبعیت نکن باید به یقین حتماً برسیم حالا میخوایم فرمول قیاس کنیم تو اصول یقین باید باشه تو هم باید یقین باشه آخوند میگن نه تو اصول لازمه چرا اول از مذهب ما ست اما اجازه نداریم بگیم تو اصول که یقین هست تو فروع هم باید یقین تفسیر بشه
- اشکال دوم. میگن قیاس مع الفارقه فارغش چیه میگن اصول مسائلش محدوده من مثال میزنم ۱۰۰ تا اعتقادات ۱۰۰ تا بکنید چند میلیونه اشتباه شما همینه که دارید فروعی که چند میلیونه قیاس میکنید به اصول بعدم نتیجه میگیرید تو اصول اگه یقین میخوایم ۱۰۰ تا رو میتونیم یقین پیدا کنیم. اما وقتی به یه میلیون رسید ؛ تو فارغ نمیتونیم یقین پیدا کنیما مجبوریم به ظنمون اکتفا کنیم لذا به فروع که میرسه میگن اگر خواستی یقین پیدا کنی باید کل عمرتو نه یه سال دو سال کل عمرتا طی بکنی تازه تو کل عمرتم رئوس فروع را میتونی بهش یقین پیدا کنی اون فهرست اما ریزشو اصلاً نمیتونیم به خلاف اصول اصول که یه سال دو سال. کار بکنی میتونی ۱۰۰ تا مسئله اعتقادیه دلیلشو میشنوی یقین پیدا میکنه این کلام آخوند بود ؛
- ما دوتا ایراد اینجا به آخوند همین جا میگیریم ۱ اصول میگید صد تاست اونا یه میلیون ما اینو قبول نداریم اتفاقاً تو اعتقادات اصول خیلی زیاده با فروعاتشان نه فقط بگید پنج تای اصول دین اون که پنج تاست همون خداشناسی اگه بخواد با فروعاتش برید جلو میره رو یه میلیون. اونقدر مباحث ریز داریم تو اعتقادات که آیا خدا این کارو میکنه این کارو نمیکنه آیا سوال ازش میشه نمیشه نمیدونم عذاب میکنه نمیکنه رسول میفرسته نمیفرسته رسولشو اهانت میکنه نمیکنه صدها اعتقاد داریم اعتقادات جزئی که الان امروزه دارن اسم افراد رو عوض میکنن میگن این اسم خدای متعال اختلاف میندازه تو زندگیتون نسبت به خدا میرن و دروغ هم میگن خدا کجا به خاطر اسم یکی میاد تو اختلافش میندازه. اگه شما موحد هستی وجود الله تو زندگی وقتی موحد نیستیما درس نمیخونیم تو حوزه همینه رفتیم بیرون حالا هم لباسی ما هم گاهی هستن سواد ندارن نمیخونن درس اسم افراد عوض کن چون پول دارد پول داره توش در میاره کاسبی داره میکنه خب اینم یه اعتقاد دیگه اصول که فقط توحید که نیست که این همه فروعاتشه فروعات
- جناب آخوند چرا میگید اصول اعتقادی کمه خیلی زیاده. میرسد به جبر و تفویض از بحثهای سختیه که هنوز اهل تسنن نتونستن حلش بکنن شیعه هم اگه حل کرده به برکت امام صادق علیه السلام حل کرده عقلش خیلی میفهمه اصلاً فوق عقل بشریست بحثهای اعتقادی هم هست
- یه بحثی مثلاً از سوالات خیلی میکنن از خود ما میکنن معاد که شما مطرح میکنید خب ۵۰ تا موقع در معاد هستند فقط یه دونه که نیست که معاد یکیه معاد فروعاتشو ۵۰ تا ایستگاه داره تو قیامت. صحت اموال چیه قبولی اعمال چیه از بحثهای مهمی که باید شفاعت چیه اصحاب اعراب چیه آیا شفاعت تو قبر هست یا نیست یا مخصوص قیامته صدها و هزاران وقت نیست اینا رو بگم که آخوند میگن اصول اعتقادی کمه فروعات فقهی زیاده
- اما اصول اعتقادی کمتر از اون نیست الحمدلله همین الان گفتم دیگه الان چی گفتن همین الان. در مقایسه با فروعات مسائل اعتقادی کمتر نیست کمتر هست پس لازمش اینه بریم پیش بکشیم ما فرات فقهی رو مثل شهنامه رو خوندیم اما شرح تجوید و نمیرید بخونید و برید بخونید و بعد یک میلیون فرع دیگه هم بهش اضافه بکنید ببینید بیشتره یا بیشتر اعتقادات مطرح میشه تو حوزه و یکی دوتایی که نیست که صده. اصول اعتقادی ایضا کثیرت رواتها
- نکته دوم جناب آخوند گفتن تو فقه فروعات خیلی زیاده ما رو ترسوندن جوابش اینکه عاطفهها ما قوه اجتهاد میخوایم به ما نگفتن تمام فروعات بالفعل برو اجتهاد بکن که جناب آخوند خود شما این کارو نکردید خود شما امروز از رهبری انقلاب و آیت الله مکارم چقدر هر روز داره سوال میشه. روزانه بیش از هزار سوال داره دستشون میاد میگه مرجع تقلید قبلاً همه اینا رو اجتهاد کرده اکثرشو نکرده جدید میاد
- پس اینکه آخوند میگن فروعات فقه کثیرتان خب کثیرتان آیا اجتهاده درش بالفعل لازمه خود آخوند قبلاً گفتن نه باید همینو میگفتن مثل که یادشون رفت دوباره ما رو ترسوندن از فروعات فراوان. الان ما هم همینطوری ما وقتی قوه تو وجودمون بیاد کافیه بعد دیگه میام بیرون هرکی ازمون سوال میکنه با همون اصول قوانینی که دستمون هست دیگه علم اصول یکی هم علم به قواعد فقهی این دو تا با قواعد فقه یکم باید موصول همه مسائل مردمو حل میکنه
- لذا زیاد نشدا محدود شد به چی به علم اصول حالا تو اصول چند تا قاعده داریم مثلاً میگی ۳۰ تا ۵۰ تا قواعد فقهی چند تاست ۲۰ با اینا چند میلیون فرع فقه رو حل میکنه. عرض شود که ما رسیدیم به یه بحث مهمی این بحثو قبلاً کردیم اما چون تو کفایه و جای دیگه هم نیومده اینو باز سوال مطرح میکنم
- فردا انشالله روش حرف میزنیم چرا دین اسلام تو اصول دین که رسیده گفته باید یقین پیدا کنید به همه گفته یعنی ظنون با باید ول کنه باید بره راجع به توحید کار بکنه روز قیامت عذاب میشدا آهنگران همینطوره ؛ پزشک هم همینطوره. استاد و مدرس و همه باید برن جلو اصول اینطوریه تو خونه من و شما همه باید اصول با دلیل برن جلو اما به فرو که میرسه خدای متعال الزام نکرده گفته دو تا راه یا مجتهد شد یا مقلد آیا
- نمیشد تو اصولم خدا همینو بگه تو اصولاً بگه که یا مجتهد بشی تو اصول یا مقلد باشه ببینید مرجعتون چی میگن خدایا همینطور که خدا یک کافیه چرا این کار خدای متعال نکرده رو این یه فکری بکنه ما چهار پنج تا. راه حل پیدا کردیم تا ببینیم چیه این تفاوت که خدای متعال گذاشته و الان مراجعم قبول دارند تو اصول دین یه جور میرن جلو توفاروع یه جور دیگه میرن که همیشه مال دینه فرقش چیه انشالله فردا صلی الله.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم



