اسرارخلقت..در ولادت نبی اکرم خطاب لولاك لما خلقت الافلاك،‏---متوّج به تاج ابتهاج وَ ما أَرْسَلْناكَ* سلطان بارگاه عزّت دَنا فَتَدَلَّى، صاحب جاه قربت مكان فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏،

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسین

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. اسرارخلقت..در ولادت نبی اکرم
  2. خطاب لولاك لما خلقت الافلاك،‏---متوّج به تاج ابتهاج وَ ما أَرْسَلْناكَ*
  3. سلطان بارگاه عزّت دَنا فَتَدَلَّى، صاحب جاه قربت مكان فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏،
  4. ‏وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏
  5. آغاز كلام در آفريدن نور حضرت محمد عليه الصلوة و السلام ..... 
  6. كه روز جمعه هفدهم اين ماه بود كه آن حضرت متولد شد و روى زمين را به آفتاب جمال خود منوّر گردانيد
  7. بعد از واقعه عام الفيل به پنجاه روز.در ميان ولادت رسول- صلّى اللّه علیه وآله وسلم -
  8. ششصد و بيست سال بعد از و عيسى عليه السّلام-و در ميان عيسى (علیه السلام) و داود- عليه السلام- هزار و دويست سال و در ميان داود (علیه السلام) و موسى- عليه السلام- پانصد سال و در ميان موسى (علیه السلام) و ابراهيم- عليه السلام- هفتصد سال و در ميان ابراهيم (علیه السلام) و نوح- عليه السلام- هزار و چهار صد و بيست سال و در ميان نوح (علیه السلام) و آدم- عليه السلام- دو هزار و دويست و چهل سال‏
  9. ذكر حالات آن حضرت از زمان ولادت و اوان طفوليت ..... 
  10. نقل است از عبد المطلب كه گفت: در شبى كه ولادت آن حضرت بود در اندرون خانه كعبه بودم و راز خويش به علّام الغيوب باز مى‏نمودم. ناگاه ديدم كه بتان از خانه كعبه فرو ريختند و هبل كه بزرگترين بتان بود سرنگون شد و از او آوازى آمد كه آمنه، محمد را بزاد و كار ما به نگونسارى كشيد و مهم ما به خوارى انجاميد. بعد از مشاهده اين حال و استماع اين مقال از كعبه بيرون رفتم و به طرف خانه آمنه خاتون متوجه گرديدم و حلقه بر در زدم، در را گشودند و از ولادت آن حضرت مرا مژده دادند.
  11. شادان‏ ميلاد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ..... 
  12. و نيز از همان امام روايت كرده است كه چون رسول خدا تولّد يافت (كاخهاى) سفيد فارس و قصرهاى شأم (در پرتو نورى كه تابيد) براى «آمنه» آشكار شد، پس «فاطمه دختر أسد» مادر امير المؤمنين خندان و شاداب نزد «أبو طالب» آمد و او را به آنچه «آمنه» گفته بود خبر داد، پس «أبو طالب» به وى گفت: مگر از اين امر در شگفتى؟تو هم باردار مى‏شوى و وصى و وزير او را مى‏زائى
  13. آمنه دختر وهب در عالم رؤيا مشاهده كرد كه به وى گفته شد: جنينى كه به همراه دارى از بزرگان است و پس از تولد اسمش را محمّد صلّى اللّه عليه و اله بگذار. سپس حضرت على عليه السّلام فرمود: خداوند اسمى از اسماء خودش را مشتق نمود، خداوند محمود است و اين محمّد صلّى اللّه عليه و اله است. به همين مضمون
  14. هنگامى كه به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و اله حامله شدم نورى از من درخشيد كه كاخ‏هاى بصرى در سرزمين شام را روشن كرد. سپس به خدا قسم كه هيچ حملى را خفيف‏تر و راحت‏تر از اين نديدم
  15. و هنگامى كه او را به دنيا آوردم، دست‏هايش را بر زمين گذاشت و سرش را به سوى آسمان گرفت.
  16. در مكه مردى يهودى زندگى مى‏كرد كه به وى يوسف مى‏گفتند. هنگامى كه وى حركت‏هاى غير عادى ستارگان و شهاب‏ها را مشاهده كرد، به محل اجتماع قريش آمد و گفت: اى قريشيان! آيا در اين شب مولودى در ميان شما متولد شده است؟ گفتند: نه. او گفت: به تورات قسم كه اشتباه مى‏كنيد. در اين شب آخرين و برترين، پيامبر متولد شده است.
  17. او كسى است كه در كتاب‏هاى ما درباره‏اش صحبت شده است كه به هنگام تولدش، شيطان‏ها در آسمان سنگباران مى‏شوند و ناپديد مى‏گردند. پس از آن، هر كسى كه به منزلش مى‏رفت از خانواده‏اش در اين باره سؤال مى‏كرد و جواب مى‏شنيد كه عبد الله- بن عبد المطلب صاحب پسرى شده است.
  18. ميلاد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله در هنگام طلوع فجر روز جمعه، هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل بوده است. آن حضرت در طلوع خورشيد جمعه، در هفدهم ربيع الاول عام الفيل متولد شده است و در آن هنگام سى و چهار سال از زمان پادشاهى انوشيروان مى‏گذشت.
  19. ختنه شده و نافش بريده شده بود. وقتى كه اين مطلب براى جدّش عبد المطلب بيان گرديد، وى اظهار داشت كه اين فرزند من داراى شأن و مقامى خواهد بود.
  20. وقتى آمنه به درد زايمان مبتلا شد، فاطمه بنت اسد، همسر ابو طالب نزد وى آمد و پيش او ماند تا آن كه زايمان كرد و راحت شد. در اين حال يكى از آنها به ديگرى گفت: آيا آنچه را كه من مى‏بينم، تو هم مى‏بينى؟ او گفت: چه مى‏بينى؟ گفت: اين نورى كه بين مغرب و مشرق درخشيده است. پس از آن ابو طالب آمد و فاطمه برايش از نورى كه ديده بود، تعريف كرد.
  21. در هنگام ميلاد رسول خدا اتّفاقات شگرفى به ظهور رسيد كه در كتاب‏هاى تاريخ و سيرت پيغمبر به تفصيل آمده است،
  22. از جمله: ايوان «كسرى» لرزيد و سيزده يا چهارده كنگره آن فرو ريخت،
  23. درياچه ساوه فرو نشست،
  24. آتشكده فارس خاموش‏ شد با آن كه هزار سال بود خاموش نشده بود و بت‏ها همگى به رو در افتاد
  25. همچنين آتش آتشكده‏هاى ايرانيان كه از هزار سال قبل خاموش نشده بود، در اين شب خاموش گشت.
  26. خلقت قلم از نور محمد صلّى اللّه عليه و اله
  27. پيغمبر اكرم بيش از آن است كه بتوان بيان كرد در عالم نورانيت اول مخلوق خدا نور مقدس او بوده
  28. وعلم اولين و آخرين باو افاضه شده و علم ما كان و ما يكون و او را قرار داد افضل جميع انبياء و مرسلين و ما سوى اللَّه، دينش افضل اديان و اوصيائش افضل اوصياء، كتابش افضل كتب، امتش افضل امم، دين او ناسخ تمام اديان و غير منسوخ تا قيامت باقى است، شفاعت كبرى و مقام محمود خاص او و اهل بيت او، خلقت عالم بطفيل او
  29. تقديم ظلمات بر نور براى اينست كه قبل از خلقت نور ظلمات بوده چون ظلمت عبارت از امر عدمى است و نسبتش با نور عدم و ملكه است مثل عمى و بصر،
  30. ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد.....دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
  31. نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت.....به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
  32. به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا.....فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
  33. به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست.....گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
  34. خیال آب خضر بست و جام اسکندر.....به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
  35. طرب سرای محبت کنون شود معمور.....که طاق ابروی یار منش مهندس شد
  36. لب از ترشح می پاک کن برای خدا.....که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
  37. کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود.....که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد
  38. چو زر عزیز وجود است نظم من آری.....قبول دولتیان کیمیای این مس شد
  39. ز راه میکده یاران عنان بگردانید.....چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد.
  40. الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته