عمال تيمّم زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است .كشيدن كف هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن ,

https://hosein128.ir-پایگاه شخصی

https://safarzade.blogپردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

خلاصه مباحث کتآب احکام – رساله عملیه رشته  احکام فقه فروع دین ص4

 

  1. استفتاء
  2. س ـ اگر در جايى انسان ; مانند منزل خود جنب شود و به عللى ; مثل دور بودن حمام يا خجالت كشيدن يا... در
  3. حال جنآبت بماند تكليف چيست و همينطور در كوه و بيآبان كه به موقع دسترسى به آب ندارد؟
  4. ج ـ عذرهاى ذكر شده , مجوّز تيمم نيست و بايد غسل  كند ولى اگر غسل  كردن به واسطهء نبودن آب يا دور بودن بآب و دسترسى نداشتن به آن ميسور نبود, بايد براى نماز تيمم كند.
  5. چگونه تيمم كنيم ؟
  6. اعمال تيمّم
  7. زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است .
  8. كشيدن كف هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن , از جايى كه موى سر مى رويد تا آبروها و بالاى بينى و بنآبر احتياط واجب بايد دستها روى آبروها هم كشيده شود.
  9. كشيدن كف دست چپ بر تمام پشت دست راست .
  10. كشيدن كف دست راست بر تمام پشت دست چپ .
  11. تمام كارهاى تيمم بايد با قصد تيمم و براى اطاعت از دستور الهى انجام شود و همچنين بايد معلوم كند كه تيمم به جاى وضو است يا غسل  .(1)
  12. چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است :
  13. خاك
  14. ريگ
  15. اقسام سنگها; مانند سنگ سياه , سنگ مرمر, سنگ گچ و سنگ آهك (قبل از پخته شدن ) ولى تيمم بر جواهر, مانند عقيق و فيروزه باطل است .
  16. گل پخته ; مانند آجر و كوزه .
  17. چند مسأله :
  18. تيمّمى كه به جاى وضو است با تيمّمى كه به جاى غسل  است , فرقى ندارد مگر در نيّت .
  19. به هنگام نيّت بايد معين كند كه تيمم او بدل از غسل  است يا بدل از وضو و اگر به جاى غسل  است بايد آن غسل  را معين كند.(
  20. كسى كه به جاى وضو تيمم كرده است ; اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مى كند از او سر بزند تيمّمش باطل مى شود
  21. كسى كه به جاى غسل  تيمم كرده است , هرگاه يكى از اسبآب غسل  , مثل جنآبت يا مسّ ميت پيش آيد تيممش باطل مى شود.
  22. تيمم در صورتى صحيح است كه نتواند وضو بگيرد, يا غسل  كند, بنآبر اين اگر بدون عذر تيمم كند صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود; مثلاً آب نداشته و آب پيدا كند, تيمم او باطل مى شود.
  23. اگر به جاى غسل  جنآبت تيمم كند, لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر به جاى غسل هاى ديگر تيمم كند, با آن تيمم نمى تواند نماز بخواند و بايد براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد, بايد تيمم ديگرى به جاى وضو انجام دهد.
  24. اگر بدل از غسل  تيمم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى كند براى او پيش آيد, چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل  كند بايد وضو بگيرد و اگر نمى تواند وضو بگيرد, بايد بدل از وضو تيمم نمايد.
  25. شرايط صحّت تيمم
  26. اعضاى تيمم پاك باشد; يعنى پيشانى و دستها.
  27. پيشانى و پشت دستها را از بالا به پايين مسح كند.
  28. چيزى كه بر آن تيمم مى كند پاك و مباح باشد.
  29. ترتيب را رعايت كند.
  30. موالات را رعايت كند.
  31. چيزى بين دست و پيشانى و دست و پشت دست , به هنگام مسح , فاصله نباشد.(
  32. احكام تيمم
  33. اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود, بايد به گرد و غبارى كه روى فرش و لباس و مانند اينهاست تيمم كند
  34. اگر با خاك و ريگ چيز ديگرى ; مثلاً كاه , كه تيمم بر آن باطل است , مخلوط باشد نمى تواند بر آن تيمم كند, ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ از بين رفته حسآب شود, اشكال ندارد.(
  35. براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده , بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح كند, ولى مسح بين انگشتان لازم نيست
  36. پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح كند و كارهاى آن را نيز پشت سر هم انجام دهد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد, كه نگويند تيمم مى كند, باطل است .(
  37. انسان بايد براى تيمم , انگشتر را از دست بيرون آورد و مانعى اگر بر پيشانى يا دستها باشد برطرف كند.(
  38. اگر پيشانى و پشت دستها, مو داشته باشد اشكال ندارد, ولى اگر موى سر, روى پيشانى آمده باشد, بايد آن را عقب بزند.(
  39. كسى كه وظيفه اش تيمم است , اگر بداند تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود, بايد صبر كند و با وضو يا غسل  نماز بخواند, ولى اگر بداند كه تا آخر وقت عذرش باقى مى ماند, مى تواند در وسعت وقت هم با تيمم نماز بخواند.(
  40. كسى كه نمى تواند وضو بگيرد يا غسل  كند, مى تواند نمازهاى قضاى خود را با تيمم بخواند. هرچند احتمال بدهد بزودى عذر او برطرف مى شود, ولى در صورتى كه بداند عذرش برطرف مى شود بايد تا پيش از تنگ شدن وقت منتظر بماند.(
  41. كسى كه نمى تواند وضو بگيرد يا غسل  كند, جايز است آن دسته از نمازهاى مستحبى كه وقت معين دارد، مثل نافله هاى شبانه روز را با تيمم بخواند.(9)
  42. احكام كلّى 1 تمام كارهايى كه با وضو صحيح است , با تيمم بدل از وضو هم صحيح است .()
  43. 2- كسى كه بدل از غسل  تيمم كرده , تا زمانى كه تيمم و عذر او باقى است , مانند كسى است كه غسل  كرده است .(
  44. 3- تمام مبطلات وضو, تيمم بدل از وضو را باطل مى كند و تمام موجبات غسل  تيمم بدل از غسل  را باطل مى كند.(
  45. استفتاء س ـ كسى كه آب نداشته يا آب براى او ضرر داشته و تيمم بدل از غسل  جنآبت كرده , آيا مى تواند نماز را باآجماعت بخواند و مى تواند به مسجد برود و حكم در خواندن قرآن چيست ؟ج ـ مانع ندارد و حكم كسى را دارد كه غسل  كرده است .(
  46. طهارت بدن و لباس
  47. از جمله مسائلى كه دين اسلام به آن اهميت فوق العاده اى داده و مقررات ويژه اى براى آن دارد, مسأله طهارت و پاكيزگى بدن و محيط زندگى است . تا آنجا كه يكى از شرايط قبولى برخى عبادات از جمله نماز و طواف پاكى بدن و لباس است , و بخش عمده اى از احكام شرعى نيز به اين امر اختصاص يافته است .
  48. افزون بر طهارت روح و باطن كه با انجام وضو, غسل  يا تيمم حاصل مى شود, بدن و لباس نمازگزار بايد از نجاسات (آلودگيها) پاك باشد.
  49. لباس نمازگزار, علاوه بر طهارت , شرايط ديگرى نيز دارد كه در بحث <لباس نمازگزار> خواهد آمد.< طهارت > غير از <نظافت > و <نجاست > غير از <كثافت > است . ممكن است چيزى تميز باشد ولى از نظر احكام اسلام پاك نباشد, خواستهء اسلام , هم طهارت است و هم نظافت ; يعنى انسان بايد به فكر پاكى و تميزى خود و محيط و زندگى اش باشد و اكنون سخن دربارهء طهارت است :
  50. براى پاكى از نجاسات , شناخت آنها و راه پاك كردن اشياء نجس نيز لازم است
  51. احكام نجاسات
  52. احكام ادرار و مدفوع
  53. ادرار و مدفوع انسان و تمامى حيوانهاى حرام گوشت كه خون جهنده دارند نجس است مثل گربه و روباه .
  54. ادرار و مدفوع حيوانهاى حلال گوشت , مانند گاو و گوسفند و حيوانهايى كه خون جهنده ندارند, مانند: مار و ماهى پاك است .
  55. بول و غايط حيوانهايى كه گوشت آنها مكروه است پاك مى باشد; مانند اسب و الاغ .(
  56. فضلهء پرندگان حرام گوشت ; مانند كلاغ نجس است .(
  57. احكام مردار
  58. انسان مرده هر چند تازه از دنيا رفته باشد و بدنش سرد نشده باشد (بجز اجزاء بى روح او; مانند ناخن و مو و دندان ) تمام بدنش نجس است , مگر آن كه :(
  59. الف : شهيد معركه باشد.
  60. ب : او را غسل  داده باشند (سه غسل ش تمام شده باشد).
  61. 2- كسانى كه در بمب گذاريها يا ترور دشمنان به شهادت مى رسند يا افرادى كه در جبههء نبرد مجروح مى شوند و بيرون معركه جان مى دهند, مشمول اين حكم نيستند.(
  62. 3- معركه , محدودهء تيررس دشمن است تا آنجايى كه درگيرى بين نيروهاى دو طرف جريان دارد و اختصاص به خط مقدم يا وقت حمله ندارد.
  63. 4- مردار حيوان :
  64. سگ و خوك ــ تمام اجزاى آن نجس است .
  65. غير سگ و خوك :
  66. الف ـ خون جهنده دارد:
  67. اجزاى روح دار; مانند گوشت و پوست , نجس است .
  68. اجزاى بى روح ; مانند مو و شاخ پاك است .
  69. ب ـ خون جهنده ندارد: تمام اجزاى آن پاك است .
  70. 5- اجزايى كه در حال حيات (قبل از مردن ) از بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد جدا مى شود, در حكم طهارت و نجاست با اجزاى مردار تفاوتى ندارد; يعنى اگر جزء بى روح باشد پاك است و اگر روح دار باشد نجس است .(
  71. 6- اگر جزئى از بدن انسان زنده قطع شود ولى به وسيلهء پوست به بدن متصل باشد, هر چند آن پوست بسيار نازك باشد, تا وقتى كه كاملاً جدا نشده , آن عضو پاك است و حكم مردار را ندارد.(
  72. حكم اشياء چرمى
  73. اشيايى كه از اجزاء بى روح حيوان ـ غير از سگ و خوك ـ تهيه شده پاك است , هر چند رنج شرعى نشده باشد, بنآبراين لباسهاى پشمى , كركى , مويى , پاك است , هر چند غيرمسلمان آن را ساخته باشد و يا در بازار غير مسلمين به فروش مى رسد, ولى اگر از مردار يا حيوان حرام گوشت باشد, نماز خواندن با آن لباس باطل است .
  74. اشيائى كه از اجزاء روحدار مردار حيوان خون جهنده دار تهيه شده باشد نجس است , مانند چيزهايى كه از چرم تهيه مى شود; مانند كفش , كيف , كلاه , كمربند, كاپشن , دستكش و بند ساعت .
  75. چيزى كه معلوم نيست چرم است يا نه محكوم به طهارت است .
  76. چيزى كه معلوم نيست از اجزاء حيوان خون جهنده دار است يا از حيوانى كه خون جهنده ندارد محكوم به طهارت است ; مانند كمربندى كه معلوم نيست از پوست مار است يا غير آن .
  77. چيزى كه از چرم حيوان خون جهنده دار تهيه شده , مانند كفشى كه معلوم است از چرم گاو دوخته اند, اگر ذبح شرعى آن معلوم نيست ; يعنى نمى دانيم به طريق شرعى ذبح شده يا نه , مسأله اقسام مختلفى دارد, بدين شرح : از مسلمان خريدارى مى شود و ساخت كشور اسلامى است : پاك است .
  78. از مسلمان خريدارى مى شود ولى ساخت كشور غيراسلامى است ; مثلاً در بازار كويت كفشى مى خرد كه ساخت ايتاليا است : نجس است , مگر آن كه معلوم شود ذبح شرعى شده و وارد كنندهء مسلمان , با احراز اين كه ذبح شرعى شده وارد كرده است .
  79. از غير مسلمان خريدارى مى شود ولى ساخت كشور اسلامى است ; مثلاً در لندن كفشى مى خرد كه ساخت سوريه مى باشد: پاك است .
  80. از غير مسلمان خريدارى مى شود و ساخت كشور غيراسلامى است : نجس است .
  81. از مسلمان مى خرد ليكن معلوم نيست از چه كشورى است : پاك است .
  82. از غير مسلمان مى خرد ولى معلوم نيست از چه كشورى است : نجس است .(
  83. احكام خون
  84. خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است ; مانند: مرغ و گوسفند.
  85. خون حيوانى كه خون جهنده دار نيست , پاك است : مانند ماهى و پشه .
  86. خونى كه گاهى در تخم مرغ يافت مى شود نجس نيست , ولى بنآبر احتياط واجب بايد از خوردن آن اجتنآب كرد و اگر خون را با زردهء تخم مرغ به هم بزنند كه از بين برود, خوردن زرده هم مانعى ندارد.
  87. خونى كه از لاى دندان (لثه ) مى آيد, اگر با آب دهان مخلوط شده و از بين برود پاك است و در آن صورت فرو بردن آب دهان هم اشكال ندارد.
  88. خونى كه به واسطهء كوبيده شدن زير ناخن يا زير پوست مى ميرد, اگر به گونه اى عوض شود كه به آن خون نگويند (استحاله شده ) پاك است و اگر هنوز به آن خون گفته مى شود, نجس است (تا زمانى كه زير ناخن يا پوست است و راهى به بيرون ندارد, بيرون آوردن لازم نمى باشد و براى وضو و غسل  هم اشكال ندارد(
  89. در موارد زير حكم به طهارت مى شود
  90. شىء قرمز رنگى كه خون بودن آن معلوم نباشد.
  91. خونى كه نمى داند از حيوان خون جهنده دار است يا نه ؟ مثل اينكه خونى در لباس خود مى بيند و نمى داند خون پشه است يا بدن خودش .(
  92. خون حيوانى كه نمى داند آن حيوان خون جهنده دار است يا نه .(
  93. آنچه از دهانهء زخم بيرون مى آيد و نمى داند خون است يا چرك در صورتى كه دهانهء زخم پاك است . امّا اگر نجس باشد چرك يا زردآبه اى كه بيرون مى آيد, با برخورد به محل نجس , نجس مى شود.
  94. بر اثر خراش برداشتن بدن , رطوبتى از آن بيرون آيد كه معلوم نيست خون است يا نه ؟
  95. زردآبه اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مى شود, اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است , پاك مى باشد.(6)
  96. كافر و احكام آن
  97. اين افراد كافر و نجس هستند:
  98. منكر خدا (كسى كه وجود خداوند را انكار كند).
  99. منكر توحيد (كسى كه براى خدا شريك قرار دهد).
  100. منكر پيامبرى حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم , (كسى كه نبوت پيامبر اكرم را انكار كند).
  101. منكر ضرورى دين طلا در صورتى كه بداند آن چيز ضرورى دين است و انكار آن به انكار رسالت يا تكذيب ضرورى دين , يعنى چيزى كه مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند مانند نماز و روزه .
  102. 6پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم  يا نقص دين برگردد.
  103. كسى كه به ائمه اطهار دشنام دهد يا با آنها دشمنى ورزد, هر چند با يكى از آنها.
  104. چند مسأله :
  105. 1 تمام بدن كافر, حتى مو و ناخن و رطوبتهاى او نجس است .
  106. 2 طفلى كه از زنا به دنيا آمده , اگر پدر يا مادر او يا هر دو مسلمان باشند پاك است .
  107. 3 گروههاى شيعى غير دوازده امامى , اگر دشمن ائمه (علیه السلام نباشند و به آنها دشنام ندهند نجس نمى باشند.
  108. 4 كسى كه معلوم نيست مسلمان است يا نه , پاك مى باشد ولى احكام ساير مسلمانان را ندارد, مثلاً نمى تواند زن مسلمان بگيرد و نبايد در قبرستان مسلمانان دفن شود.
  109. الحمد لالله رب العالمین –
  110. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید