واومـدي: همان واوساكنه است، ياي مـدي همان ياي ساكنه است مادردارند، ولي الف مــدي مادرندارد ومستقل است.
مثالواومـدي همان واوساكنه مادر دارند، درحقيقت يكي هستند. (مالِكِ يَوْمِ الدِّين)
مثالیای مـدي همان ياي ساكنه مادر دارند، درحقيقت يكي هستند. (رَبَّناوَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ)
حروف غير مشترك (با فارسی) ومتفاوت: ث - ح - ذ - ص - ض - ط - ظ - ع - غ – و- ک. مخارج صحيح عربي
مخارجصحيح عربي اين یازده حرف تقليدي شايع است به لحن فصيح عرب وبه معنا ي صحيح كلمه گفته شود،
ث = مثل سين نيست نوك زباني وآسان مثل بچه اي كه زبانش ميگيرد يك مقدارنوك زبان ديده ميشود، صوت ندارد،
ح = از وسط حلق همراه باگرفتگي صدا دیوارهاي حلق به هم نزدیک شود،مثل كسي كه پوسته تخمه درگلويش گيرك.
ذ =نَوک زبان بدون پرکردن، نوك زباني ، باصداي نازك ، دهان خالی باشد،زبان صاف وپخش باشد، شبيه حرف ث.
ص= س + پرحجم است، گودکردن زبان ، زبان لوله نشود، با پرحجمي صدا تمرين كنيد.
ض = دقيقا دال + پرحجمي صدا است، کناره زبان به دندانهای آسیا یک گرفتکی دارد که آن را ازظ دسته دارجدا کند.
ط =ت + پرحجمي صدا، زبان گود، كف زبان به سقف دهان. ت کشیده نشود تمرين كنيد.
ظ = ذ+ پٌرحجمي صدا و نوك زباني ونازك است تمرين كنيد.
ع = ازميان حلق برخلاف همزه به حالت صداي كشدار، نه سخت ونه شل ، نه سنگ است ونه آب بلكه مثل عسل است.
غ = حرف سایشیْ حلق، چوآب غرغره درگلوغلغله دنباله دار،نه کسره نه فشار،حرفخاء يا قاف شديد وتك ضربه نشود.
و = باحالت جمع شدن لبها ايجاد مي شود دندان دخالت ندارد كه فارسي شود، تمرين كنيد.
ك= بعضي ها درلحن فصيح مخرج ك را هم از مخرج زبان فارسي جدا دانسته كه آخرزبان به سقف دهان پهن باشد،
اهميت صفات حروفی كه حروف هم مخرج و يك مخرج را ازهم متمايزكنند، مثل دوحرف ب ، محروفس، ز، ص،
دوحرف ب ، م، جايشان دردستگاه تكلم دقيقا يكي است (بين دو لب ) چرا دو تا شدند؟ گويند درصفات با هم فرق كنند،
سه حرف س، ز، ص، باهم از يك جا اداء مي شوند، پس چرا ازهم جدا شدند ؟ گويند اينها درصفات با هم فرق مي كنند،
درمجموع ما با شناخت صفات حروف را كا مل اداء كنيم وبه اين ترتيب درتلفظ حروف درش مشكل نخواهيم داشت،
شناخت صفات حرف به تعدادي از صفاتي كه بيشترجنبه عملي دارند دراينجا پرداخته مي شود وما بيان مي كنيم،
خوشبختانه اكثر صفات حروف با خود حرف مي آيند، اگرچه ما هم ندانيم.
مهميرين صفات حروف استعلاء : برتري طلبي ؛ درشتي كه ضد آن صفت استفال يعني نازكي ؛ يا ترقيب = پست آمده
استعلاء درقرائت ريشه زبان به سوي سقف دهان است كه دراثراين حالت حرف حالت درستي ميل به بلندي پيدا كند.
استعلاء به درستي صداي حرف است كه در اصطلاح قواعد تجويد تفخيم گفته مي شود.
صفتاستفال : نازكي21 حروف داراي صفت استفال بمعني نازكي ريشه زبان ميل به كف دهان حالت نازكي پيداكند.
استعلاء موجب تفخيم درشتي حرف شود. يعني ريشه زبان به سقف دهان كه دراثراين حالت حرف حالت درشتي پيداكند.
هفت حروفاستعلاء ، ص ؛ ض؛ ط ؛ ظ ؛ غ ؛ خ ؛ ق ،ريشه زبان به سقف دهان كه حرف حالت درشتي تلفظ شوند،
صفت لين: ازمليم، لينا، به معني نرمش ،آن حالت نرمي كه درصداي حرف باشد، (واو) و(ياي ) ساكنه ماقبل مفتوح،
درس 9 صفت قلقله: حركت دادن به حرف ساكن، درلغت تحرك ضد سكون وآرامش.ازصفات كاربردي.( قطب جد)
شريط تفخيم حرف راء (درشت) شود:1- راء مفتوح ومضموم درشت بگوييم،2- راء ساكنه ما قبل مفتوح يا مضموم :
3- راء ساكنه ما قبل ساكنه ماقبل مفتوح يا مضموم تفخيم :4- راء ساكنه ما قبل همزه وصل (الف ناخوانا بي علامت) خوانده نمي شود راء تفخيم:5- راء ساكنه ما قبل الف مــدي وواو مـدي تفخيم ، 6- راء ساكنه ما بعد حرف استعلاء (دريك كلمه باشد) راء تفخيم،كسره بودن ماقبل راء ساكنه وقتي كه ما قبلش همزه وصل بيايد ديگر اثرنمي گذارد ، راء تفخيم (درشت) مي شود،راء ساكنه اگرماقبلش حروف استعلاء
شريط ترقيق حرف راء : اصل ترقيق با كسره سروكار دارد وياء مـدي وحرف ياء ، كسره باعث ترقيق حرف راء شود،
راء تا وقتي حركت داشته باشد احتياج نيست به ما قبلش يا ما بعدش نگاه كنيم ازخودش تفخيم يا ترقيق استفاده مي كنيم،
راء ساكنه ما قبل مكسور ترقيق مي شود: رِجالٌ، ،الاِرْبَةِ، راء ساكنه ما قبل ساكن ماقبل مكسور ترقيق مي شود:
احكام لام :غيرازلام الله هر كلمه اي كه حرف لام داشته باشددركلام به تقليل اداء مي شود،خلق ، ظلم ،ثلثا،،،،،،،،،،،،،،،
درلفظ جلاله الله : لام درصورتي كه ما قبل آن فتحه يا ضمه باشد تقليل شود، اگرما قبل آن كسره باشد ترقيق مي شود، لله،
الف مدي تابع ماقبل خوداست اگرما قبل الف حرف استعلاء بود درشت اداء مي شود،اگرما قبل ترقيق بود نازك اداء شود،
احكام نون ساكنه: حزء شيرين ترين وروان ترين احكام درمحاوره است دركليه زبانها قانون نون ساكنه آمده است،
احكام نون ساكنه: درحرف حلق اظهاركن، دريرملون ادغام،درنزد (با) قلب به ميم درما بقي اخفا بيار،
دراظهار مكث زياد نمدهيم بدون كشش وبدون غنه اظهارمي كنيم دقت كنيد اظهارتان درنزدحرف واو وياءبا دقت انجام شودقديمي ها مي كفتند اشد اظهارنبايد ميم را تكان بدهيم بدون فاصله حرف بعدي آماده باشد، مثال : وهم فيها
حكم غنـــه: تعريف صدايي كه از فضاي بيني (خيشوم) بيرون آيدغنـــه گويند دوحرف ن وم داراي صفت ذاتي غنـــه اند،
همزه وصل : تشخيص حركت همزه وصل: يك الف ناخوانا كه برسربعضي كلمات قرآن مي آيد،بدون علامت است،
نقش همزه وصل بدون علامت چيست !؟ درانگليسي وفارسي، زیاد ازاين كلمات داريم،كه با حرف ساكن شروع شوند،
كلمه اي كه اولش ساكن است نمي شود با همان سكون شروع كرد، يك همزه وصل به آن اضافه كرده اند تابشود بخوانيم،
همزه وصل علامت ندارد، دربعضي از قرآن ها (ص) كوچك گذارند، درابتداء كلمه همزه وصل چگونه است؟
اسم وفعل وحرف: ما سه جور كلمه درقرآن داريم، همزه برسرسه جور كلمه مي تواند بيايد،
همزه وصل حرف: درقرآن يك مورد حرف همزه وصل، دركلمه الشمس والقمر،الف همزه وصل وحركت آن فتحه است،
همزه وصل اسم درقرآن: مكسورخوانده مي شود، مانند پسر، دختر، مرد، زن ، خود کلمه اسم ، چهارکلمه که معنی دومذکر، معنی دو مونث می دهند ، این نُه کلمه
در قرآن اسم محسوب می شوند که 1- ابن،2- ابنته،3- امره،4-امرأتة،5- اثنا،6- اثنتا،7-اثنين،8-اثنين،9- اثنتين، همزه این نُه اسم در قرآن مکسور خواهد بود.مانند–