بسم الله الرحمن الرحیم
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
- امیر المومنین – نهج البلاغه – متقین -102- انتقامجو نيست «ان بغى عليه صبر حتى يكون الله هو الذى ينتقم
- له»ترجمه: اگر ظلمى به پرهيزگار شود صبر مىكند تا خداوند انتقام او را بگيرد.***
- شرح: اگر به او ستمى شود شكيبائى كرده و مقابله به مثل نمىكند و به فكر انتقام نمىافتد، البته اين نسبت به دوستان يا دشمنانى است كه عدم انتقام تأثير مثبت روى آنها مىگذارد، يا در مقابل ظالمانى است كه قدرت انتقام از آنها نيست، يعنى جزع و فزع و ناراحتى نمىكند، بلكه انتقام را به خدا وامىگذارد و قبلا بحث درباره انتقام و صبر مشروحاً گذشت.
- اولياء بزرگ خدا و پرهيزگاران واقعى كسانى بودند كه زندگى آنها آميخته با اينگونه صبر بود، از خود مولى على (عليه السلام) تا امام حسن عسكرى (عليه السلام) و حتى امام زمان (عليه السلام) دچار ظلم طواغيت و ستمگران بودند و با صبر و واگذارى انتقام به خداوند به وظائف الهى خود عمل كردند.
- شيعيان واقعى آن بزرگواران، همچون ابىذرها نيز چنين كردند، در اينجا نامهاى كه ابوذر غفارى اين مبارز بزرگ و صبور دوران، براى «حُذَيفه بن يمان» دوست قديمى خود كه از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و از شيعيان على (عليه السلام) بود و در زمان عثمان در پست فرماندارى بصره قرار گرفته بود، نوشته است،
- مىآوريم، نامهاى كه نشان ظلمهائى است كه به او روا داشته شده و صبرى است كه در برابر ظالمان و ظلم آنها كرده است، و او شكايت خود را به خداوند كرده و انتقام را به او واگذاشته است. اين نامه را وقتى ابوذر به دستور عثمان به «ربذة» آن بيابان خشك و سوزان تبعيد شده، نوشته است. و در مقابل، حذيفة هم جوابى داده كه ما هر دو نامه را در اينجا ذكر مىكنيم به اين اميد كه از روح بلند و استوار دوستداران حق الهام گرفته و هر چه بيشتر موفق باشيم.
- دو نامه تكان دهنده- نامه ابوذر به حُذيفه
- «به نام خدا، بَعد، اى برادرم طورى از خدا بترس كه چشمان تو اشك زياد بريزد و هميشه مواظب قلب خويش باش! شب زنده دارى و بدن خود را در اطاعت خداوند قرار بده!
- كسى كه مىداند سرانجام غضب خداوند آتش است، سزاوار است آن را در نظر داشته باشد و تا وقتى كه ندانسته است كه خداوند از او راضى شده است، گريه وى ادامه داشته باشد و (در عبادت خدا) شبها بيدار بماند.
- كسى كه مىداند عاقبت رضايت خداوند بهشت است سزاوار است از حق استقبال نمايد تا بوسيله آن سعادتمند گردد و در راه خدا از اهل و مال گذشتن، شب زندهدارى كردن، روزه گرفتن، با دست و زبان با ستمگرانى كه دين ندارند، نبرد و مبارزه كردن، براى او آسان و كوچك گردد.
- تا وقتى كه نفهميده است خداوند از او راضى شده است بايد به اين اعمال ادامه دهد و به طور حتم تا از دنيا نرود اين مطلب را درك نمىكند!
- هر كسى مايل است در پناه خدا باشد و به رفت و آمد با پيغمبران نائل گردد،بايد همين روش را داشته باشد.
- اى برادرم تو در آن مكان دور راحت هستى و من هم مصيبتها و غمهاى خود را به خدا واگذار مىكنم و شكوه اين كه ستمگران بر من غالب شدهاند، به خدا مىنمايم.
- من ستمگريها و جناياتى كه مىشد با چشم خود ديدم و با گوش شنيدم (و روى احساس مسئوليت دينى كه كردم) بر ضد آنها به مبارزه برخاستم و در نتيجه از بهره خويش محروم شدم، مرا به شهرها بردند و از خويشان و برادران و حرم پيغمبر (صلى الله عليه وآله) دورم كردند و اينك در اينجا غريب شدهام.
- به خداى بزرگ پناه مىبرم از اين كه خواسته باشم در مورد امورى كه برايم پيش آمده است اظهار نارضايتى (از خدا) نمايم، بلكه به تو اطلاع مىدهم كه به آنچه خداوند دوست دارد و برايم مقدور كرده است راضى هستم، من اين مطلب را براى تو نوشتم تا براى من و عموم مسلمانان دعا كنى و نجات و راحتى را از خداوند مسئلت نمائى و خير پايان و حسن عاقبت را از او خواستار باشى! والسلام.
نامه حذيفه در پاسخ ابوذر
- «بنام خدا، نامه تو كه در آن مرا بيم داده بودى و از عواقب خويش ترسانده و به مواظبت به جان خود تأكيد كرده بودى، به من رسيد!
- اى برادرم تو از زمانهاى پيش نسبت به من و مردمان با ايمان، خيرخواه مهربان و دلسوز بودى و راهنمائى نمودى به
- رضاى خداوندى كه غير از او خدائى نمىباشد و به غير از فضل و رحمت و منّت بزرگ او چيزى نيست و جز او كسى نيست، كه انسان را از غضب وى بازدارد!
- بنابراين آمرزش عمومى و رحمت با وسعت خداوند را از براى خود و خويشان و غيرخويشان و براى جمعيت مسلمانان مسئلت دارم!
- اى برادر، من از آنچه نوشته و بيان كرده بودى در مورد حركت و غربت و تبعيد خويش با اطلاع شدم! به خدا سوگند اى برادر مصيبتها و ناراحتيهايى كه به تو وارد شده است برمن بسيار گران تمام شد! و اگر امكان داشت كه آنها با پول برطرف گردد، من با كمال ميل حاضر بودم مال خود را در اين راه خرج كنم تا خداوند مصيبتهاى شما را برطرف نمايد ...»
تا اين كه مىنويسد:
- «اى برادر بر آنچه از دست تو رفته است تأسف نخور و در مقابل مصيبتهائى كه به تو وارد شده است اندوهگين مباش و آنها را براى خود خير و خوبى بدان و در انتظار پاداش نيك خداوند باش!
- اى برادر! من مرگ را از براى خود و تو بهترين اندرزگو مىدانم، براى اين كه فتنههائى بر ما سايه افكنده كه همانند پارههاى شب تاريك روى هم انباشته شده و همه را در كام خود فرو برده است!
- شمشيرها در اين آشوبها ظاهر گشته و مرگها در آن مىرسد، هر كس بر آنها آگاه شود- و از آنها انتقاد نمايد- و در آنها داخل شود و حركتى داشته باشد- كه با آنها مبارزه كند- كشته مىگردد!
- اين فتنهها و نكبتها تمام جمعيتها و قبائل عرب را فرا گرفته است، در اين زمان هر كس ستمگرتر باشد، عزيزتر است و هر كس پرهيزگارتر باشد، ذليلتر مىباشد، خداوند ما و تو را از شر زمانهاى كه مردمش چنين هستند حفظ كند! من در هر حال و هر وقت از دعا خوددارى نمىكنم، چه خداوندى كه وعده او خلاف نمىشود مىفرمايد: «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم، آنانكه از عبادت من تكبر مىنمايند به زودى وارد دوزخ خواهند شد».
- پناه مىبرم به خدا از اين كه عبادت او تكبر نمائيم و از اطاعت او رو گردان
- باشيم، خدا را به رحمت او سوگند مىدهم، كه به زودى من و تو را از اين بلاها نجات دهد و سعادتمند گرداند، والسلام عليكم».
- آرى پرهيزگاران واقعى زندگى تلخ خود را با صبر شيرين مىكنند و با واگذارى انتقام به خداوند به آن آرامش مىبخشند.
- مرحوم الهى، در ذيل اين فراز «و ان بغى عليه صبر حتى يكون الله هو الذى ينتقم له» چنين گويد:
| كه خواهد داد او سلطان عالم | |
| بسا طش همچو گردون سرنگون كرد | |
| كه بروى ابر گريد برق خندد | |
| چو گردون زير دستان را ميازار | |
| كه سوزد آهى از مه تا به ماهى | |
| كه شد بيداد را كيفر ضرورى | |
| كه گر از پا درافتى گيردت دست |
| يكى گوهر بر از گنجينه هوش | |
| روا باشد كه بگذارد به دادار | |
| دليرى شخص را بايست چون شير | |
| قوى پنجه كندا ستمگران را | |
| ضعيفان را بود دل رنجه كردن |
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)، ج2، ص: 589
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم