عسل عسل 1442 مثل --  ذ؛ ر، ز؛ س؛ ش ؛ ص ؛ ض ؛ ط ؛ ظ؛ ع ؛ غ ؛ ف ؛ ق ؛ ک ؛ گ؛ فصل ذ: ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))

://hosein128.ir- پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ

عسل عسل 1442 مثل --  ذ؛ ر، ز؛ س؛ ش ؛ ص ؛ ض ؛ ط ؛ ظ؛ ع ؛ غ ؛ ف ؛ ق ؛ ک ؛ گ؛

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل ذ:

  1. ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))
  2. ذره ذره كاندرين ارض و سماست  ---  جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي ))
  3. ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .

فصل ر:

  1. راه دويده، كفش دريده !
  2. رحمت بكفن دزد اولي !
  3. رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !
  4. رستم است و يكدست اسلحه !
  5. رستم در حمام است !
  6. رطب خورده كي منع رطب چون كند !
  7. رفت زير آبروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
  8. رفت به نان برسه بجان رسيد !
  9. رفتم ثوآب كنم كبآب شدم !
  10. رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !
  11. رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !
  12. رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !
  13. رنگم ببين و حالمو نپرس !
  14. روبرو خاله و پشت سر چاله !
  15. روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !
  16. روز از نو، روزي از نو !
  17. روز گار آئينه را  محتاج خاكستر كند !
  18. روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))
  19. روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !
  20. روزي به قدمه !
  21. روزي گربه دست زن شلخته است !
  22. روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !
  23. روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
  24. رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))
  25. روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !
  26. ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !
  27. ريش و قيچي هر دو در دست شماست !

فصل ز:

  1. ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
  2. زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
  3. زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))
  4. زبان خر را خلج ميدونه !
  5. زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
  6. زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
  7. زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
  8. زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
  9. زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
  10. زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
  11. زرنگي زياد فقر ميآره !
  12. زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
  13. زعشق  تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صآبر بود مگر سنگ است ؟ ))  (( سعدي ))
  14. زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
  15. زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
  16. زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... ))  (( آصفي هروي ))
  17. زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
  18. زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
  19. زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
  20. زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
  21. زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
  22. زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
  23. زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
  24. زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
  25. زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
  26. زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
  27. زن سليطه سگ بي قلاده است !
  28. زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
  29. زنگوله پاي تآبوت !
  30. زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
  31. زن و شوهر جنگ كنند، آبلهان باور كنند !
  32. زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
  33. زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
  34. زور داري، حرفت پيشه !
  35. زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
  36. زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
  37. زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
  38. زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
  39. زير دمش سست است !
  40. زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
  41. زير سرش بلنده !
  42. زير شالش قرصه !
  43. زير كاسه نيم كاسه ايست .
  44. زيره به كرمان ميبره !

فصل س:

  1. سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
  2. سال به سال دريغ از پارسال !
  3. سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !
  4. سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
  5. سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
  6. سبوي نو آب خنك دارد !
  7. سبيلش آويزان شد !
  8. سبيلش را بايد چرب كرد !
  9. سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
  10. سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
  11. سر بريده سخن نگويد !
  12. سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
  13. سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
  14. سر بي صاحب ميتراشه !
  15. سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
  16. سر پيري و معركه گيري !
  17. سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
  18. سر حليم روغن ميرود !
  19. سر خر باش، صاحب زر باش !
  20. سر را با پنبه ميبرد !
  21. سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
  22. سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
  23. سرش از خودش نيست .
  24. سرش به تنش زيادي ميكنه !
  25. سرش به كلاش ميارزه !
  26. سرش بوي قرمه سبزي ميده !
  27. سرش توي حسآبه !
  28. سرش توي لاك خودشه !
  29. سرش جنگه اما دلش تنگه !
  30. سرش را پيراهن هم نميدونه !
  31. سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
  32. سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
  33. سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
  34. سر كچل و عرقچين !
  35. سركه مفت از عسل شيرين تره !
  36. سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
  37. سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
  38. سر گاو توي خمره گير كرده !
  39. سر گنجشكي خورده !
  40. سر گنده زير لحافه !
  41. سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
  42. سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
  43. سرنا را از سر گشادش ميزنه !
  44. سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
  45. سري را که درد نيمكند دستمال مبند !
  46. سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
  47. سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
  48. سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
  49. سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
  50. سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
  51. سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
  52. سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
  53. سقش سياه است !
  54. سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
  55. سگ باش، كوچك خونه نباش !
  56. سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
  57. سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
  58. سگ چيه كه پشمش باشه !
  59. سگ درحضور به از برادر دور !
  60. سگ در خانه صاحبش شيره !
  61. سگ داد و سگ توله گرفت !
  62. سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
  63. سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
  64. سگ زرد برادر شغاله !
  65. سگست آنكه با سگ رود در جوال !
  66. سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
  67. سگ سير دنبال كسي نميره !
  68. سگش بهتر از خودشه !
  69. سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !
  70. سگ گر و قلاده زر ؟!
  71. سگ ماده در لانه، شير است !
  72. سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
  73. سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
  74. سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
  75. سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
  76. سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
  77. سلام روستائي بي طمع نيست !
  78. سنگ به در بسته ميخوره !
  79. سنگ بزرگ علامت نزدنه !
  80. سنگ بنداز بغلت واشه !
  81. سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
  82. سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
  83. سنگ مفت، گنجشك مفت !
  84. سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
  85. سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
  86. سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
  87. سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصآب كاشاني ))
  88. سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
  89. سوداي نقد بوي مشك ميده !
  90. سوراخ دعا را گم كرده !
  91. سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
  92. سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
  93. سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
  94. سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
  95. سيب مرا خوردي تا قيامت آبريشم پس بده !
  96. سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
  97. سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
  98. سيلي نقد به از حلواي نسيه !

فصل ش:

  1. شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه !
  2. شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه !
  3. شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه !
  4. شاهنامه آخرش خوشه !
  5. شب دراز است و قلندر بيكار !
  6. شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
  7. شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !
  8. شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه !
  9. شپش توي جيبش منيژه خانومه !
  10. شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
  11. شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
  12. شتر پير شد و شاشيدن نياموخت !
  13. شتر خوآبيده شم بلندتر از خر ايستاده است !
  14. شتر در خوآب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !
  15. شتر ديدي نديدي ؟!
  16. شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه !
  17. شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
  18. شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده !
  19. شتر سواري دولا دولا نميشه !
  20. شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه !
  21. شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!
  22. شتر مرد و حاجي خلاص !
  23. شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
  24. شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !
  25. شرآب مفت را قاضي هم ميخوره !
  26. شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !
  27. شريك دزد و رفيق قافله !
  28. شست پات توي چشمت نره !
  29. شش ماهه به دنيا اومده !
  30. شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟!
  31. شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه !
  32. شغال ترسو انگور خوب نميخوره !
  33. شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !
  34. شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده !
  35. شكمت گوشت نو بالا آورده !
  36. شمر جلودارش نميشه !
  37. شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !
  38. شنونده بايد عاقل باشه !
  39. شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي !
  40. شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !
  41. شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا !
  42. شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
  43. شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي ))

فصل ص:

  1. صآبونش به جامه ما خورده !
  2. صبر كوتاه خدا سي ساله !
  3. صداش صبح در مياد !
  4. صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !
  5. صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !
  6. صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !
  7. صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوآبه وقتي خوآبيد ، چه يكشب چه هزار شب !
  8. صد رحمت به كفن دزد اولي !
  9. صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !
  10. صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
  11. صد من پرقو يكمشت نيست !
  12. صد موش را يك گربه كافيه !
  13. صفراش به يك ليمو مي شكنه !
  14. صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !

فصل ض:

  1. ضرب خورده جراحه !
  2. ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
  3. ضامن روزي بود روزي رسان !
  4. ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !
  5. ضرر كار كن، كار نكردنه

فصل ط :

  1. طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))
  2. طبل تو خاليست !
  3. طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !
  4. طشت طلا رو سرت بگير و برو !
  5. طعمه هر مرغكي انجير نيست !
  6. طمع آرد بمردان رنگ زردي !
  7. طمع پيشه را رنگ و رو زرده !
  8. طمع را نبايد كه چندان كني ---  كه صاحب كرم را پشيمان كني !
  9. طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !
  10. طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره !

فصل ظ :

  1. ظالم پاي ديوارِ خودشو، ميكنه !
  2. ظالم دست كوتاه !
  3. ظالم هميشه خانه خرآبه !
  4. ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !

فصل ع :

  1. عاشقان را همه گر آب برد  --- خوبرويان همه را خوآب برد . (( ايرج ميرزا ))
  2. عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
  3. عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
  4. عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل .  (( مولوي ))
  5. عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد !  (( حافظ ))
  6. عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))
  7. عاقبت جوينده بآبنده بود ! (( مولوي))
  8. عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
  9. عاقل بكنار آب تا پل ميجست  --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !
  10. عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !
  11. عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
  12. عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
  13. عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !
  14. عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
  15. عجب كشگي سآبيديم كه همش دوغ پتي بود !
  16. عجله، كار شيطونه !
  17. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
  18. عذر بدتر از گناه !
  19. عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !
  20. عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !
  21. عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !
  22. عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !
  23. عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
  24. عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !
  25. عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
  26. عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !
  27. عزيز پدر و مادر !
  28. عسل نيستي كه انگشتت بزنند !
  29. عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
  30. عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
  31. عقلش پاره سنگ بر ميداره !
  32. عقل كه نيست جون در عذآبه !
  33. عقل مردم به چشمشونه !
  34. علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . ((‌ ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست ))  (( سعدي ))
  35. علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !
  36. عيدت را اينجا كردي نوروزت را برو جاي ديگه !

فصل غ :

  1. غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !
  2. غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
  3. غليان بكشيم يا خجالت  ! (( مائيم ميان اين دو حالت  ... ))
  4. غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !
  5. غوره نشده مويز شده است !

فصل ف :

  1. فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))
  2. فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته !
  3. فرزند عزيز نور ديده --- از دبه كسي ضرر نديده !
  4. فرزند كسي نميكند فرزندي  --- گر طوق طلا به گردنش بر بندي !
  5. فرزند عزيز دردونه، يا بنگه يا ديوونه !
  6. فرشش زمينه، لحافش آسمون !
  7. فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد !
  8. فضول را بجهنم بردند گفت : هيزمش تره !
  9. فقير، در جهنم نشسته است !
  10. فكر نان كن كه خربزه آبه !
  11. فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !
  12. فلك فلك، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يك كلك !
  13. فواره چون بلند شود سرنگون شود !
  14. فيل خوآبي مي بيند و فيلبان خوآبي !
  15. فيلش ياد هندوستان كرده !
  16. فيل و فنجان !
  17. فيل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
  18. فصل ق :
  19. قاپ قمار خونه است !
  20. قاتل بپاي خود پاي دار ميره !
  21. قاچ زين را بگير اسب دواني پيشكشت !
  22. قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !
  23. قاطر پيش آهنگ آخرش توبره ميشه !
  24. قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه !
  25. قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .
  26. قران كنند حرز و امام مبين كشند ! (( ياسين كنند ورد وبه طاها كشند تيغ  ... ))
  27. قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
  28. قربون بند كيفتم، تا پول داري رفيقتم !
  29. قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي !
  30. قربون چشمهاي بادوميت - ننه من بادوم !
  31. قسمت را باور كنم يا دم خروس را ؟!
  32. قسم نخور كه باور كردم !
  33. قلم ، دست دشمنه !
  34. قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد !
  35. قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند.

فصل ک :

  1. كاچي بهتر از هيچي است !
  2. كار از محكم كاري عيب نميكنه !
  3. كار بوزينه نيست نجاري !
  4. كار خر و خوردن يآبو !
  5. كارد، دسته خودشو نمي بره !
  6. كار نباشه زرنگه !
  7. كار، نشد نداره !
  8. كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .
  9. كاري بكن بهر ثوآب - نه سيخ بسوزه نه كبآب !
  10. كاسه گرمتر از آش !
  11. كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد !
  12. كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !
  13. كاشكي را كاشتند سبز نشد !
  14. كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد !
  15. كافر همه را بكيش خود پندارد !
  16. كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !
  17. كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !
  18. كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه !
  19. كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !
  20. كبآب پخته نگردد مگر به گرديدن !
  21. كبكش خروس ميخونه !
  22. كبوتر با كبوتر باز با باز ، كند همجنس با همجنس پرواز !
  23. كپه هم با فعله است ؟!
  24. كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
  25. كج ميگه اما رج ميگه !
  26. كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !
  27. كچليش، كم آوازش !
  28. كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !
  29. كرايه نشين، خوش نشينه !
  30. كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !
  31. كرم درخت از خود درخته !
  32. كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]
  33. كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
  34. كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه !
  35. كسي را در قبر ديگري نمي گذارند !
  36. كسي كه از آفتآب صبح گرم نشد از آفتآب غروب گرم نميشه !
  37. كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !
  38. كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !
  39. كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !
  40. كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !
  41. كفاف كي دهد اين باده بمستي ما --- خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .
  42. كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟!
  43. كفتر صناري،  ياكريم نميخونه !
  44. كفتر چاهي جاش توي چاهه !
  45. كفشات جفت ، حرفات مفت !
  46. كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !
  47. كفگيرش به ته ديگ خورده !
  48. كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !
  49. كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !
  50. كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !
  51. كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !
  52. كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من  جراحم !
  53. كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !
  54. كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !
  55. كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !
  56. كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !
  57. كلفتي نون را بگير و نازكي كار را !
  58. كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جوآب است اي برادر اين نه جنگ است .
  59. كله اش بوي قرمه سبزي ميده !
  60. كله پز برخاست سگ جايش شنست !
  61. كله گنجشكي خورده !
  62. كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم .  [‌[ سعدي]]
  63. كم بخور هميشه بخور !
  64. كمم گيري كمت گيرم  - نمرده ماتمت گيرم !
  65. كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !
  66. كنگر خورده لنگر انداخته !
  67. كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !
  68. كور خود و بيناي مردم !
  69. كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه !
  70. كور را چه به شب نشيني !
  71. كور كور را ميجوره آب گودال را !
  72. كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !
  73. كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !
  74. كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !
  75. كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
  76. كوزه نو آب خنك داره !
  77. كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !
  78. كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !
  79. كوسه و ريش پهن !
  80. كو فرصت ؟!
  81. كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !
  82. كوه ، موش زائيده !

فصل گ :

  1. گآبمه و آبمه و نوبت آسيآبمه !
  2. گاو پيشاني سفيده !
  3. گاوش زائيده !
  4. گاو نه من شير !
  5. گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تيري !
  6. گاهي از سوراخ سوزن تو ميره گاهي هم از دروازه تو نميره !
  7. گدارو كه رو بدي صاحبخونه ميشه !
  8. نرمي ز حد مبر كه چو دندان مار ريخت  ----  هر طفل ني سوار كند تازيانه اش ! [‌[ صائب]]
  9. گذر پوست به دباغخانه ميافته !
  10. گر بدولت برسي مست نگردي مردي !
  11. گر بري گوش و گر زني دمبم --- بنده از جاي خود نمي جنبم !
  12. گربه براي رضاي خدا موش نميگيره !
  13. گربه تنبل را موش طبآبت ميكنه !
  14. گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده !
  15. گربه را دم حجله بايد كشت !
  16. گربه را اگر در اطاق حبس كني پنجه بروت ميزنه !
  17. گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشيد روش !
  18. گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميكنه !
  19. گربه شب سموره !
  20. گربه شير است در گرفتن موش --- ليك موش است در مصاف پلنگ !
  21. گربه مسكين اگر پر داشتي  ---  تخم گنجشك از زمين بر داشتي !
  22. گر تو بهتر ميزني بستان بزن !
  23. گر تو قرآن بدين نمط خواني --- ببري رونق مسلماني را ! ‌[[ سعدي]]
  24. گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را ! (( در كوي نيكنامي ما را گذر ندادند ... )) ‌[[ حافظ]]
  25. گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كرياش ننشيند گرد !
  26. گر حكم شود كه مست گيرند ---  درشهرهر آنچه  هست گيرند !
  27. گر در همه دهر يك سر نيشتر است  ---  بر پاي كسي رود كه از همه درويشتر است !
  28. گر در يمني چو با  مني پيش مني --- ور پيش مني چو بي مني در يمني !
  29. گرد نام پدر چه ميگردي ؟ --- پدر خويش باش اگر مردي ! ‌[[ سعدي]]
  30. گرز به خورند پهلوون !
  31. گر زمين و زمان بهم دوزي  ---  ندهندت زياده از روزي !
  32. گر صبر كني ز غوره حلوا سازيم !
  33. گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟!
  34. گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده !
  35. گرهي كه با دست باز ميشه نبايد با دندان باز كرد !
  36. گفت پيغمبر كه چون كوبي دري --- عاقبت زآن در برون آيد سري !
  37. گفت : چشم تنگ دنيا دار را --- يا قناعت پر كند يا خاك گور !‌[[ سعدي]]
  38. گفت : خونه قاضي عروسيست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟!
  39. گفت : استاد! شاگردان از تو نميترسند. گفت : منهم از شاگردها نميترسم !
  40. گفتند : خرس تخم ميذاره يا بچه ؟ گفت : از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد!
  41. گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند . گفت : حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند !
  42. گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !
  43. گفت : نوري خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوري دخترش هم خونه است . گفت : نور علي نور !
  44. گل زن و شوهر را از يك تغار برداشته اند !
  45. گله گيهات بسرم ايشالاه عروسي پسرم !
  46. گنج بي مار و گل بي خار نيست  ---  شادي بي غم در اين بازار نيست ! ‌[[ مولوي]]
  47. گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالي را قبول نداره !
  48. گندم از گندم برويد جو ز جو ! ((‌ از مكافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوي]]
  49. گندم خورديم از بهشت بيرونمان كردند !
  50. گوساله بسته را ميزنه !
  51. گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه !
  52. گوسفند بفكر جونه، قصآب به فكر دنبه !
  53. گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من  ---  آنچه البته بجائي نرسد فريادست !  ‌[[ يغماي جندقي]]
  54. گوشت جوان لب طاقچه است !
  55. گوشت را از ناخن نميشه جدا كرد !
  56. گوشت را از بغل گاو بايد بريد !
  57. گوشت رانم را ميخورم منت قصآب رو نميكشم !
  58. گوهر پاك ببايد كه شود قآبل فيض --- ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]]
  59. گه جن خورده !
  60. گيرم پدر تو بود فاضل  ---  از فضل پدر تو را چه حاصل !  ‌[[ نظامي]]
  61. گيرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار ---  كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقاني]]
  62. گيسش را توي آسيا سفيد نكرده !

گر بر سر نفس خود امیری، مردی !بر کور و کر، ار نکته گیری، مردی ! الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

  1. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید