://hosein128.ir- پایگاه شخصی

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ
عسل عسل 1442 مثل -- ذ؛ ر، ز؛ س؛ ش ؛ ص ؛ ض ؛ ط ؛ ظ؛ ع ؛ غ ؛ ف ؛ ق ؛ ک ؛ گ؛
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل ذ:
- ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))
- ذره ذره كاندرين ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي ))
- ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .
فصل ر:
- راه دويده، كفش دريده !
- رحمت بكفن دزد اولي !
- رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !
- رستم است و يكدست اسلحه !
- رستم در حمام است !
- رطب خورده كي منع رطب چون كند !
- رفت زير آبروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
- رفت به نان برسه بجان رسيد !
- رفتم ثوآب كنم كبآب شدم !
- رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !
- رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !
- رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !
- رنگم ببين و حالمو نپرس !
- روبرو خاله و پشت سر چاله !
- روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !
- روز از نو، روزي از نو !
- روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند !
- روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))
- روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !
- روزي به قدمه !
- روزي گربه دست زن شلخته است !
- روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !
- روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
- رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))
- روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !
- ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !
- ريش و قيچي هر دو در دست شماست !
فصل ز:
- ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
- زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
- زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))
- زبان خر را خلج ميدونه !
- زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
- زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
- زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
- زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
- زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
- زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
- زرنگي زياد فقر ميآره !
- زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
- زعشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صآبر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي ))
- زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
- زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
- زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي ))
- زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
- زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
- زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
- زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
- زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
- زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
- زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
- زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
- زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
- زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
- زن سليطه سگ بي قلاده است !
- زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
- زنگوله پاي تآبوت !
- زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
- زن و شوهر جنگ كنند، آبلهان باور كنند !
- زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
- زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
- زور داري، حرفت پيشه !
- زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
- زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
- زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
- زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
- زير دمش سست است !
- زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
- زير سرش بلنده !
- زير شالش قرصه !
- زير كاسه نيم كاسه ايست .
- زيره به كرمان ميبره !
فصل س:
- سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
- سال به سال دريغ از پارسال !
- سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !
- سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
- سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
- سبوي نو آب خنك دارد !
- سبيلش آويزان شد !
- سبيلش را بايد چرب كرد !
- سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
- سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
- سر بريده سخن نگويد !
- سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
- سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
- سر بي صاحب ميتراشه !
- سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
- سر پيري و معركه گيري !
- سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
- سر حليم روغن ميرود !
- سر خر باش، صاحب زر باش !
- سر را با پنبه ميبرد !
- سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
- سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
- سرش از خودش نيست .
- سرش به تنش زيادي ميكنه !
- سرش به كلاش ميارزه !
- سرش بوي قرمه سبزي ميده !
- سرش توي حسآبه !
- سرش توي لاك خودشه !
- سرش جنگه اما دلش تنگه !
- سرش را پيراهن هم نميدونه !
- سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
- سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
- سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
- سر كچل و عرقچين !
- سركه مفت از عسل شيرين تره !
- سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
- سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
- سر گاو توي خمره گير كرده !
- سر گنجشكي خورده !
- سر گنده زير لحافه !
- سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
- سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
- سرنا را از سر گشادش ميزنه !
- سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
- سري را که درد نيمكند دستمال مبند !
- سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
- سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
- سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
- سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
- سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
- سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
- سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
- سقش سياه است !
- سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
- سگ باش، كوچك خونه نباش !
- سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
- سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
- سگ چيه كه پشمش باشه !
- سگ درحضور به از برادر دور !
- سگ در خانه صاحبش شيره !
- سگ داد و سگ توله گرفت !
- سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
- سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
- سگ زرد برادر شغاله !
- سگست آنكه با سگ رود در جوال !
- سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
- سگ سير دنبال كسي نميره !
- سگش بهتر از خودشه !
- سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !
- سگ گر و قلاده زر ؟!
- سگ ماده در لانه، شير است !
- سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
- سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
- سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
- سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
- سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
- سلام روستائي بي طمع نيست !
- سنگ به در بسته ميخوره !
- سنگ بزرگ علامت نزدنه !
- سنگ بنداز بغلت واشه !
- سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
- سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
- سنگ مفت، گنجشك مفت !
- سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
- سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
- سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
- سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصآب كاشاني ))
- سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
- سوداي نقد بوي مشك ميده !
- سوراخ دعا را گم كرده !
- سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
- سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
- سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
- سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
- سيب مرا خوردي تا قيامت آبريشم پس بده !
- سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
- سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
- سيلي نقد به از حلواي نسيه !
فصل ش:
- شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه !
- شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه !
- شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه !
- شاهنامه آخرش خوشه !
- شب دراز است و قلندر بيكار !
- شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
- شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !
- شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه !
- شپش توي جيبش منيژه خانومه !
- شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
- شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
- شتر پير شد و شاشيدن نياموخت !
- شتر خوآبيده شم بلندتر از خر ايستاده است !
- شتر در خوآب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !
- شتر ديدي نديدي ؟!
- شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه !
- شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
- شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده !
- شتر سواري دولا دولا نميشه !
- شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه !
- شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!
- شتر مرد و حاجي خلاص !
- شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
- شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !
- شرآب مفت را قاضي هم ميخوره !
- شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !
- شريك دزد و رفيق قافله !
- شست پات توي چشمت نره !
- شش ماهه به دنيا اومده !
- شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟!
- شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه !
- شغال ترسو انگور خوب نميخوره !
- شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !
- شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده !
- شكمت گوشت نو بالا آورده !
- شمر جلودارش نميشه !
- شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !
- شنونده بايد عاقل باشه !
- شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي !
- شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !
- شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا !
- شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
- شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي ))
فصل ص:
- صآبونش به جامه ما خورده !
- صبر كوتاه خدا سي ساله !
- صداش صبح در مياد !
- صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !
- صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !
- صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !
- صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوآبه وقتي خوآبيد ، چه يكشب چه هزار شب !
- صد رحمت به كفن دزد اولي !
- صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !
- صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
- صد من پرقو يكمشت نيست !
- صد موش را يك گربه كافيه !
- صفراش به يك ليمو مي شكنه !
- صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !
فصل ض:
- ضرب خورده جراحه !
- ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
- ضامن روزي بود روزي رسان !
- ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !
- ضرر كار كن، كار نكردنه
فصل ط :
- طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))
- طبل تو خاليست !
- طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !
- طشت طلا رو سرت بگير و برو !
- طعمه هر مرغكي انجير نيست !
- طمع آرد بمردان رنگ زردي !
- طمع پيشه را رنگ و رو زرده !
- طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !
- طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !
- طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره !
فصل ظ :
- ظالم پاي ديوارِ خودشو، ميكنه !
- ظالم دست كوتاه !
- ظالم هميشه خانه خرآبه !
- ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !
فصل ع :
- عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خوآب برد . (( ايرج ميرزا ))
- عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
- عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
- عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))
- عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ ))
- عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))
- عاقبت جوينده بآبنده بود ! (( مولوي))
- عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
- عاقل بكنار آب تا پل ميجست --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !
- عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !
- عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
- عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
- عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !
- عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
- عجب كشگي سآبيديم كه همش دوغ پتي بود !
- عجله، كار شيطونه !
- عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
- عذر بدتر از گناه !
- عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !
- عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !
- عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !
- عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !
- عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
- عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !
- عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
- عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !
- عزيز پدر و مادر !
- عسل نيستي كه انگشتت بزنند !
- عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
- عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
- عقلش پاره سنگ بر ميداره !
- عقل كه نيست جون در عذآبه !
- عقل مردم به چشمشونه !
- علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . (( ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدي ))
- علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !
- عيدت را اينجا كردي نوروزت را برو جاي ديگه !
فصل غ :
- غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !
- غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
- غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت ... ))
- غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !
- غوره نشده مويز شده است !
فصل ف :
- فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))
- فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته !
- فرزند عزيز نور ديده --- از دبه كسي ضرر نديده !
- فرزند كسي نميكند فرزندي --- گر طوق طلا به گردنش بر بندي !
- فرزند عزيز دردونه، يا بنگه يا ديوونه !
- فرشش زمينه، لحافش آسمون !
- فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد !
- فضول را بجهنم بردند گفت : هيزمش تره !
- فقير، در جهنم نشسته است !
- فكر نان كن كه خربزه آبه !
- فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !
- فلك فلك، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يك كلك !
- فواره چون بلند شود سرنگون شود !
- فيل خوآبي مي بيند و فيلبان خوآبي !
- فيلش ياد هندوستان كرده !
- فيل و فنجان !
- فيل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
- فصل ق :
- قاپ قمار خونه است !
- قاتل بپاي خود پاي دار ميره !
- قاچ زين را بگير اسب دواني پيشكشت !
- قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !
- قاطر پيش آهنگ آخرش توبره ميشه !
- قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه !
- قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .
- قران كنند حرز و امام مبين كشند ! (( ياسين كنند ورد وبه طاها كشند تيغ ... ))
- قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
- قربون بند كيفتم، تا پول داري رفيقتم !
- قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي !
- قربون چشمهاي بادوميت - ننه من بادوم !
- قسمت را باور كنم يا دم خروس را ؟!
- قسم نخور كه باور كردم !
- قلم ، دست دشمنه !
- قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد !
- قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند.
فصل ک :
- كاچي بهتر از هيچي است !
- كار از محكم كاري عيب نميكنه !
- كار بوزينه نيست نجاري !
- كار خر و خوردن يآبو !
- كارد، دسته خودشو نمي بره !
- كار نباشه زرنگه !
- كار، نشد نداره !
- كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .
- كاري بكن بهر ثوآب - نه سيخ بسوزه نه كبآب !
- كاسه گرمتر از آش !
- كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد !
- كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !
- كاشكي را كاشتند سبز نشد !
- كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد !
- كافر همه را بكيش خود پندارد !
- كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !
- كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !
- كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه !
- كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !
- كبآب پخته نگردد مگر به گرديدن !
- كبكش خروس ميخونه !
- كبوتر با كبوتر باز با باز ، كند همجنس با همجنس پرواز !
- كپه هم با فعله است ؟!
- كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
- كج ميگه اما رج ميگه !
- كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !
- كچليش، كم آوازش !
- كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !
- كرايه نشين، خوش نشينه !
- كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !
- كرم درخت از خود درخته !
- كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [[ حافظ ]]
- كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
- كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه !
- كسي را در قبر ديگري نمي گذارند !
- كسي كه از آفتآب صبح گرم نشد از آفتآب غروب گرم نميشه !
- كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !
- كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !
- كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !
- كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !
- كفاف كي دهد اين باده بمستي ما --- خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .
- كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟!
- كفتر صناري، ياكريم نميخونه !
- كفتر چاهي جاش توي چاهه !
- كفشات جفت ، حرفات مفت !
- كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !
- كفگيرش به ته ديگ خورده !
- كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !
- كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !
- كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !
- كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !
- كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم !
- كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !
- كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !
- كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !
- كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !
- كلفتي نون را بگير و نازكي كار را !
- كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جوآب است اي برادر اين نه جنگ است .
- كله اش بوي قرمه سبزي ميده !
- كله پز برخاست سگ جايش شنست !
- كله گنجشكي خورده !
- كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [[ سعدي]]
- كم بخور هميشه بخور !
- كمم گيري كمت گيرم - نمرده ماتمت گيرم !
- كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !
- كنگر خورده لنگر انداخته !
- كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !
- كور خود و بيناي مردم !
- كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه !
- كور را چه به شب نشيني !
- كور كور را ميجوره آب گودال را !
- كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !
- كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !
- كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !
- كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
- كوزه نو آب خنك داره !
- كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !
- كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !
- كوسه و ريش پهن !
- كو فرصت ؟!
- كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !
- كوه ، موش زائيده !
فصل گ :
- گآبمه و آبمه و نوبت آسيآبمه !
- گاو پيشاني سفيده !
- گاوش زائيده !
- گاو نه من شير !
- گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تيري !
- گاهي از سوراخ سوزن تو ميره گاهي هم از دروازه تو نميره !
- گدارو كه رو بدي صاحبخونه ميشه !
- نرمي ز حد مبر كه چو دندان مار ريخت ---- هر طفل ني سوار كند تازيانه اش ! [[ صائب]]
- گذر پوست به دباغخانه ميافته !
- گر بدولت برسي مست نگردي مردي !
- گر بري گوش و گر زني دمبم --- بنده از جاي خود نمي جنبم !
- گربه براي رضاي خدا موش نميگيره !
- گربه تنبل را موش طبآبت ميكنه !
- گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده !
- گربه را دم حجله بايد كشت !
- گربه را اگر در اطاق حبس كني پنجه بروت ميزنه !
- گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشيد روش !
- گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميكنه !
- گربه شب سموره !
- گربه شير است در گرفتن موش --- ليك موش است در مصاف پلنگ !
- گربه مسكين اگر پر داشتي --- تخم گنجشك از زمين بر داشتي !
- گر تو بهتر ميزني بستان بزن !
- گر تو قرآن بدين نمط خواني --- ببري رونق مسلماني را ! [[ سعدي]]
- گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را ! (( در كوي نيكنامي ما را گذر ندادند ... )) [[ حافظ]]
- گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كرياش ننشيند گرد !
- گر حكم شود كه مست گيرند --- درشهرهر آنچه هست گيرند !
- گر در همه دهر يك سر نيشتر است --- بر پاي كسي رود كه از همه درويشتر است !
- گر در يمني چو با مني پيش مني --- ور پيش مني چو بي مني در يمني !
- گرد نام پدر چه ميگردي ؟ --- پدر خويش باش اگر مردي ! [[ سعدي]]
- گرز به خورند پهلوون !
- گر زمين و زمان بهم دوزي --- ندهندت زياده از روزي !
- گر صبر كني ز غوره حلوا سازيم !
- گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟!
- گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده !
- گرهي كه با دست باز ميشه نبايد با دندان باز كرد !
- گفت پيغمبر كه چون كوبي دري --- عاقبت زآن در برون آيد سري !
- گفت : چشم تنگ دنيا دار را --- يا قناعت پر كند يا خاك گور ![[ سعدي]]
- گفت : خونه قاضي عروسيست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟!
- گفت : استاد! شاگردان از تو نميترسند. گفت : منهم از شاگردها نميترسم !
- گفتند : خرس تخم ميذاره يا بچه ؟ گفت : از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد!
- گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند . گفت : حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند !
- گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !
- گفت : نوري خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوري دخترش هم خونه است . گفت : نور علي نور !
- گل زن و شوهر را از يك تغار برداشته اند !
- گله گيهات بسرم ايشالاه عروسي پسرم !
- گنج بي مار و گل بي خار نيست --- شادي بي غم در اين بازار نيست ! [[ مولوي]]
- گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالي را قبول نداره !
- گندم از گندم برويد جو ز جو ! (( از مكافات عمل غافل نشو ... )) [[ مولوي]]
- گندم خورديم از بهشت بيرونمان كردند !
- گوساله بسته را ميزنه !
- گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه !
- گوسفند بفكر جونه، قصآب به فكر دنبه !
- گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائي نرسد فريادست ! [[ يغماي جندقي]]
- گوشت جوان لب طاقچه است !
- گوشت را از ناخن نميشه جدا كرد !
- گوشت را از بغل گاو بايد بريد !
- گوشت رانم را ميخورم منت قصآب رو نميكشم !
- گوهر پاك ببايد كه شود قآبل فيض --- ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود ! [[ حافظ]]
- گه جن خورده !
- گيرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! [[ نظامي]]
- گيرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار --- كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقاني]]
- گيسش را توي آسيا سفيد نكرده !
گر بر سر نفس خود امیری، مردی !بر کور و کر، ار نکته گیری، مردی ! الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




