://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
- اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدﺓ من لسانی یفقهوا قولی
- یک روایتی تحفه العقول از امام حسین علیه السلام نقل میکند وقتی امام حسین علیه السلام آمدند رو به کربلا و اوضاع را وخیم دیدند شهادت حضرت مسلم و متفرق شدن مردم این روایت را امام حسین علیه السلام فرمودند روایت خیلی روایت حساسی است انصافاً معمولاً هم این جوری است که از امام حسین علیه السلام روایات کم داریم اما هر چه داریم از یک لطافت خاصی برخوردار است از یک دقت خاصی برخوردار است.
- فرمودهاند که (الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحومونه یا یحوطونه علی ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیا نون) مردم یعنی غالب، غالب این جا خیلی بالا هم هست اینها بندههای دنیا هستند یعنی هم و غمشان دنیاست و دین لقلقه لسان بیش نیست یعنی ایمانشان هم ایمان تقلیدی است تا مشکلی استثنایی بلایی جلو نیاید متدین هستند نماز هم میخوانند حج هم میروند و عزاداری هم میکنند اما اگر امتحانی جلو آمد دیگر رفوزه میشوند دین دار دیگر امتحان نیست یعنی توی بلا توی امتحان یک کسی بتواند نمره بیاورد ولو نمره کم نمره 10 مثلا خیلی کم است (فاذا محصوا بالبلا قل الدیانون) و خلاصه فرمایش امام حسین علیه السلام این است 90 درصد مردم دینشان تقلیدی است بیشتر، تا در حال عادی هستند متدین هستند همین جوری که جامعه کار میکند اینها هم میکنند همین جور که آباء و اجدادشان شیعه بودند اینها هم شیعه هستند اما اگر امتحان جلو بیاید رفوزه هستند دیگر کم پیدا میشود که نمره بیاورد لااقل نمره 10 به بالا، این روایت را از دو سه جهت باید بررسی بکنیم.
- یک این که از نظر اسلام دین تقلیدی غلط است قرآن بارها و بارها میفرماید دین نمیتواند تقلیدی باشد مذمت میکند آن کسانی که دینشان تقلیدی است (انا و جدنا آبائنا علی امه) در یک آیه دیگر میگوید علی آثارهم، اینها مقتدون، (انا وجدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم لمقتدون)، مسخره میکند اسلام، قرآن، نباید دین تقلیدی باشد
- پس چه جوری باید باشد، باید رسوخی باشد رسوخی به دو معنا آن که قرآن دارد زیاد هم اصرار روی آن دارد یک رسوخی در عقل، استدلال که اسمش را میگذارند علم الیقین راستی به او بگویند که امام حسین علیه السلام به چه دلیل حق است؟ فوراً جواب بدهد این عزاداریها به چه دلیل عالی است؟ فوراً باید بتواند جواب بدهد معاد داریم معاد هم جسمانی، به چه دلیل؟ فوراً باید یک دلیل بیاورد و بالاخره راجع به اصول دین و شیعه چهل تا اصل دارد و این چهل تا اصل را همه ما باید، همه، مخصوصاً ما طلبهها باید با دلیل و برهان بدانیم، نه، میشود همان (والدین لعق علی السنتهم) همان است که به آن میگویند تقلید ممکن است یقین هم داشته باشد
- یقین تقلیدی که تا یک شبهه به او میکنند یقین از بین میرود همان که معنای لعق آن غذایی که میچشند خانم غذایش را میچشد ببیند شور است یا نه؟ درست است یا نه؟ آن چیزی که سر زبان میآید این را میگویند لعق، و اگر راستی با یک شبهه از بین برود خب میشود دین تقلیدی میشود و الدین لعق علی السنتهم
- لذا از نظر عقلی مثلا اسلام بیش از اینها، بیش از 100 تا اصل دارد حالا تشیع، تشیع علاوه بر آن چیزهایی که برای اسلام هست خصوصاً 40 تا اصل داریم، منحصر به اصول دین نیست که 5 تا باشد یا 5 تا از نظر شیعه باشد 3 تا از نظر سنی باشد، اصول دین و اصول مذهب، نه، شیعه 40 تا اصل دارد
- شیعه شفاعت دارد به چه دلیل؟ شفاعت یعنی چه؟ این هوچی بازی که الان در آوردهاند دیروز در آورده بودند این معنایش چیست؟ شفاعت یعنی چه؟ رجعت که بازی در آوردهاند حالا تازه این بازی را دارند دامن میزنند خب رجعت یعنی چه؟ 40 تا این جوری شیعه اصل دارد همه این 40 تا اصل باید لااقل علم الیقین باشد برای ما (سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق) دلیل میخواهد برهان میخواهد فقط مربوط به خداشناسی که نیست مربوط به همه اصول اسلام است مربوط به همه اصول تشیع است
- این برای همه باید باشد نگویید هم نمیشود، نه، همان که سواد ندارد اصلاً این قدر که اهمیت به تلویزیون میدهد بعضی اوقات یک فیلمهای مزخرف، غیر مزخرف پخش میکند یک سال این فیلم طول میکشد این باید این فیلم را ببیند اگر یک شب نبیند ناراحت میشود، از این و از آن بپرس دیشب چه گذشت، همین اندازه راجع به اصول دین راجع به اصول مذهب این اهمیت بدهد حسابی میشود ملا و از اوجب واجبات هم هست
- از اوجب واجبات تحصیل علم راجع به اصول دین راجع به فروغ دین راجع به اخلاق، اصلاً دین یعنی این، اگر از شما بپرسند دین چیست؟ دین یعنی اعتقادات راجع به اصول، یعنی احکام راجع به رساله مرجع تقلید، یعنی اخلاق راجع به زندگی کردن با مردم یا در خانه یا با خدا اگر در شبانه روز یک ساعت همچنین ما طلبهها واجب است لازم است این علم الیقین را داشته باشیم به این میگویند علم استدلالی و به این میگویند علم الیقین ، این یک راه است که لعق بالسنتهم نباشد بلکه رسوخ کند در عقل.
- قسم دوم که خیلی مهمتر از این است در مقابل لعق این است که رسوخ کند در دل یعنی باور آن صورت اول را اسمش را میگذاریم علم همه ما باید راجع به اصول دین عالم باشیم یعنی بدانیم اما این بدانیم غیر از این است که باور داشته باشیم آن مشکل است یعنی دل این 40 اصل شیعه را باور داشته باشد اسمش را میگذارند عین الیقین حق الیقین و در سوره الهیکم التکاثر هر سه تایش هست هم علم الیقین هست هم عین الیقین است هم حق الیقین آن عین الیقین و حق الیقین مربوط به دل است دل باور کند آن وقت دل مراتب باور میکند یک وقت شهودی است انصافاً به این میگویند که حق الیقین گاهی شهودی نیست اما دل باور کرده به آن میگویند عین الیقین خب این از کجا پیدا میشود این دیگر استدلالی نیست
- به قول آن آقا پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود باید باور باشد، آن استدلال کاربرد ندارد اما این حق الیقین ، عین الیقین کار برد دارد کاربردش به اندازهای است که دنیا را شیطان به او بدهد بگوید یک گناه بکن نمیکند دیگر حسابی کنترل است خب این از کجا پیدا میشود؟ قرآن میگوید عبادت (و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین ) نماز شب میخواهد اجتناب از گناه میخواهد نماز اول وقت با جماعت میخواهد و بالاخره اهمیت به واجبات همه همه اهمیت به مستحبات حسابی اجتناب از گناه جدی و اگر یک دفعه گناهی از دستش در رفت دیگر تضرع زاری، نه تضرع و زاری آخ و آه آه، نه، دل دیگر شکسته است، دل دیگر متلاطم است این حالت به مرور زمان به انسان باور میدهد دیگر (الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم) نیست
- و این که امام حسین علیه السلام میفرماید یک درصد پیدا نمیشود در میان عموم مردم لذا عموم مردم ایمانشان دینشان لعق است تقلیدی است آباء و اجدادی است در حالی که مسلم از اوجب واجبات این است که دین هم استدلالی باشد هم رسوخی قلبی باشد هم استدلالی باشد هم عاطفی به عبارت دیگر هم بتواند استدلال بکند هم باور کرده باشد و متأسفانه در ما طلبهها خیلی کم است خیلی کم است و نقص است و نقصش هم خیلی بالاست گناهش هم خیلی بالاست معمولاً هم دیگر توی امتحانها رفوزه میشود حالا ولو این که امتحانش گناه باشد،
- العیاذ بالله چشم چرانی باشد العیاذ بالله غیبت باشد خب ما طلبهها غیبت میکنیم دیگر حالا شماها نه، غیبت بچه بازی که نیست مرده خوری است دیگر، اگر رسوخی باشد بوی گندش را میشنود آتشش را میبیند اگر استدلالی باشد بوی گندش را نمیشنود اما خب عقل به او میگوید بابا مرده میخوری دیگر، دیگر برو تا برسد به آن جا ناگهان برای خاطر ریاست برای خاطر پول بی دین میشود خیال هم نکنید آسان است،
- نقل میکنند از آن آیت الله العظمی آقای حاج آقا حسین قمی، حاج آقا حسین قمی خیلی بالا بوده هم از نظر علمی هم از نظر تقوی هم از نظر این که رک حرف میزد حسابی در مقابل رضا شاه حسابی ایستادگی میکرد، کرد، تبعیدش کردند این روی منبر برای طلبهها میگویند که میگفت من 1000 تومان عادلم 10 تومان عادلم، 1000 تومان آن وقتها 100 میلیون حالا، میگفت یقین دارم اگر صد میلیون به من بدهند بگویند دین بده یقین دارم نمیدهم اما اگر 200 میلیون به من بدهند بگویند دینت را بده نمیدانم میدهم یا نمیدهم؟
- اینها همه آقا این حرفها را میزند نه میخواهد تنقیص خودش را بکند نه میخواهد تعریف خودش را بکند میخواهد ما طلبهها را بیدار کند که یک دفعه العیاذ بالله ریاستی پولی و احساساتی اینها نتواند ضربه به دینمان بزند و بدانید که معمولاً توی امتحانها همین که امام حسین علیه السلام میفرماید (فاذا محصوا بالبلاء قل الدیا نون)، اگر امتحان بیاید جلو دیگر توی امتحان مردم رفوزه هستند و این تجربه هم به ما همین را میگوید شما هیچ فکر کردهاید 120 هزار نامه به امام حسین علیه السلام بنویسند آقا بیا، آن نامهها هم یک خورجین شده بود بعضی نامه شخصی بود از رؤسا از مشهورها بعضی هم شخصی نبود طوماری بود یک طائفه، یک خورجین آقا بیا، ما مهیا صد در صد مهیا، آقا امام حسین علیه السلام حضرت مسلم را فرستادند برو ببین اینها چه میگویند؟ حضرت مسلم هم آمد یک بحران 18 هزار نفر گفت که جونی هستیم با تو هر چه بگویی چشم راستی یک لشکر آن هم 18 هزار نفر
- خب اطراف دارالاماره را گرفتند به قول آن آقا اگر همه آنها یک خشت از دارالاماره برده بودند قضیه تمام میشد هر کدامشان یک خشت، اما ناگهان احساسات، ترس، ریاست، رفتند که رفتند همین 120 هزار نامه همینها بودند دیگر، رفتند به اندازهای رفتند که خودتان منبرهایش را گفتهاید، فکرش را نکردهاید به اندازهای رفتند که حضرت مسلم نماز عشایش را که خواند آمد بیرون، آن مرید نمره اول که همیشه میدوید دنبال اسب و دهنه اسب را میگرفت دهنه اسب را بسته بود به حلقه در مسجد و رفته بود، چه جور میشود درستش کرد؟
- اگر آن استدلال مخصوصاً بالاتر از استدلال آن پایش چوبین است اگر آن دین رسوخی دین قلبی نباشد دیگر همه میروند همان که امام حسین علیه السلام میفرمایند چقدر عالی میفرمایند که (الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معایشهم) تا امتحان جلو نیامده متدین هستند اما (فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون) در قضیه حضرت مسلم قل الدیانون هم نشد همه رفتند رفتند فقط آن پیر زن حضرت مسلم را راه داد نتوانست هم کاری بکند، چه جور میشود؟
- خود امام حسین علیه السلام حالا آمده، امام حسین علیه السلام که بچه بازی نیست، جاذبه دارد امام حسین علیه السلام، جاذبه امام حسین علیه السلام خیلی بالاست از هر کهربائی از هر آهن ربائی جاذبه امام حسین علیه السلام خیلی بالاست آقا امام حسین علیه السلام خیلی برای این کار کردند جذب بکنند خب نشد هر چه کردند نشد، نشد دیگر در آن آخر کار که هیچ کس نبود آمدند یک روضه خواندند مثل ما، این جاذبه چه جور نمیگیرد؟ تصرف ولایی هم کردند تصرف ولایی کردند برای این که همه خفه شوند همه ساکت بشوند زنگها از کار بیفتد، نشد تصرف ولایی را برداشتند دید نه، همان است که بوده، دو دفعه تصرف ولایی کردند نصیحت کردند ای مردم اشتباه میکنید ای مردم طول نمیکشد میفهمید چه غلطی کردید چه اشتباه بزرگ، هی گفتند، تصرف ولایی را برداشتند ببینند خبری است؟ دیدند همان که بودند هستند همان جسارتها حتی به امام حسین علیه السلام، خیلی از آنها مخصوصاً شمر خیلی جسارت به امام حسین علیه السلام کرد
- همان وقت آقا امام حسین علیه السلام قرآن را باز کرده بودند روی سر مبارک گذاشته بودند، بزمی هم بود جنگی نبود با عمامه آمده بودند با شتر آمده بودند قرآن هم روی سر مبارکشان، نشد، در آخر کار دیگر باز تصرف ولایی تمام شد، دفعه سوم روضه خواندند ای مردم من تقصیر دارم زن و بچهام چه؟ چرا آب به اینها نمیدهید؟ صدای العطش العطش اینها بلند است، نشد، نشد، نه نشد مالک بن یسر جلو آمد شمر هم نزدیک بود جسارت کرد مالک بن یسر جلو آمد اول جسارت کرد بعد هم سنگی به پیشانی آقا، پیشانی شکسته شد مثل این که غمهای عالم به دل امام حسین علیه السلام آمده، چرا این جور؟
- اما چند روز قبلش گفته (و الدین لعق علی السنتهم) بعد آمدند پیش حضرت زینب که زینبم عیال نیاید خودت بیا، دستمال بیاور پیشانیام را ببند زینب مظلومه سؤال کرد چه جور شد؟ گفت ملئت بطونهم من الحرام، نمیشود، جاذبه، نمیشود (استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکر الله) این فانسیهم ذکر الله خب معنایش همین است که میدانند من کی هستم میدانستند امام حسین علیه السلام کیست میدانند چه خبرهاست اما وقتی استحوذ علیهم الشیطان
- دیگر فایدهای ندارد چرا؟ آن دین رسوخی نیست آن باور نیست والا اگر آن باور باشد دیگر یک ریاست مختصر که راستی مختصر است هر چه باشد دیگر نمیتواند کار بکند نیروی کنترل کننده صد در صد برای انسان، تالی تلو عصمت میشود، اصلاً استاد بزرگوار ما حضرت امام مدعی بودند که شاید مرحوم شیخ انصاری هم در کتاب عدالت همین را بگویند که اصلاً مرتبه عالی تقوی عصمت است یعنی به عبارت دیگر مرتبه بالای باور این عصمت است به قول حضرت امام میگفتند که
- خب حالا به امیرالمؤمنین سلام الله علیه دنیا را بدهند بگویند یک گناه بکن نمیکند چرا؟ چون باور دارد باور به چه؟ همه جا محضر خداست این در محضر خداست ادب حضور باید مراعات بشود میرسد به این جا که (والله لو اعطیت الاقالیم السبعه و ما تحت افلاکها علی ان اعصی فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلت به) خدا قسم جهان هستی را به من بدهند بگویند ظلم کن به یک مورچه، پوست جو را بی جا از دهان این مورچه بگیر، نمیکنم این را میگویند ایمان رسوخی،
- همین که حضرت امام فرمودند خیلی خوب است بالای این باور آن مرتبه چهاردهم تقوی همان همین عصمت است که راستی والله لو اعطیت الاقالیم السبعه عالم هستی را به او بدهند یک گناه بکند مسلم نمیکند و تجربه ثابت کرده نه حالا قضیه امام حسین علیه السلام نه، حضرت موسی خب خیلی کار کرد انصافا خیلی کار کرد برای این بنی اسرائیل از ذلت نجاتشان داد آن هم معجزهها مثل این که خب میدانید دیگر عصا را میانداخت اژدها میشد اینها را دیده بودند، حضرت موسی رفتند تورات برایشان بیاورند وقتی برگشتند گوساله پرست شده بودند چرا؟ والدین لعق علی السنتهم،
- بیان دیگر تاریخ را وقتی نگاه میکنیم این فسیروا فی الارض که 11 جا در قرآن امر به تاریخ دارد امر به خواندن تاریخ دارد (فسیروا فی الارض) یعنی تاریخ بخوان البته با لم تاریخ با علت تاریخ با تاریخ سیاسی، تاریخ بخوان ببین که چه خبرهاست از این تاریخ پند بگیر، این روایت امام حسین علیه السلام این جمله درد و دل امام حسین علیه السلام به ما رسیده خیلی جمله بالاست که ما باید بدانیم اگر آن ایمان رسوخی ایمان قلبی باور باشد رستگاریم و الا نمیشود
- هم که امتحان جلو بیاید، نه، (احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون) (و لقد فتنا)، دیگر امتحان هر کسی جوری است امتحان هر کسی رنگی است.اگر ایمان لقلقهای باشد رفوزه هستیم.
- اگر نه ایمان استدلالی باشد خب کنترل میکند اما کار بردش کم است اگر ایمان قلبی باشد میتواند نیروی کنترل کننده،
- قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلدُّنْيَا دَارُ مَنْ لاَ دَارَ لَهُ وَ مَالُ مَنْ لاَ مَالَ لَهُ وَ لَهَا يَجْمَعُ مَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ وَ شَهَوَاتِهَا يَطْلُبُ مَنْ لاَ فَهْمَ لَهُ وَ عَلَيْهَا يُعَادِي مَنْ لاَ عِلْمَ لَهُ وَ عَلَيْهَا يَحْسُدُ مَنْ لاَ فِقْهَ لَهُ وَ لَهَا يَسْعَى مَنْ لاَ يَقِينَ لَهُ.
- رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله فرمود:دنيا خانۀ كسى است كه خانه ندارد،و سرمايۀ كسى است كه سرمايه ندارد،و كسى آن را جمع مى كند كه عقل ندارد،و كسى به دنبال شهواتش مى رود كه فهم ندارد،و كسى با دنيا دشمنى مى ورزد كه علم ندارد،و كسى به آن حسادت مى كند كه شعور ندارد،و كسى برايش تلاش مى كند كه يقين ندارد.
- کسیکه از دنیا بهره زیاد دارد (بیش از حد کفاف و عفاف) به همان اندازه آخرت را از دست میدهد حتی اگر پیامبر خدا باشد. پس دنیاپرستی و رضایت خدا جمع شدنی نیست.
- امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا فرمودند: "... از خداوند بترسید و از دنیا برحذر باشید که اگر دنیا برای کسی باقی میماند یا کسی در دنیا ماندنی بود، انبیاء برای این کار، شایستهتر از دیگران بودند. خداوند دنیا را برای امتحان خلق کرده و اهل آن را برای فنا آفریده است ... چیزهای جدید، زود کهنه میشود، نعمتهایش مضمحل میشود، شادیهایش با غم همراه است و خانه رفتن است، نه منزل برای ماندن"سپس فرمودند: "توشه بردارید که بهترین توشه تقوا است
- وی در تفسیر آیه پنجم سوره تکارثر که می فرماید «کَلا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الیقین »، توضیح داد: اگر خودمان را به یاد مرگ مشغول نکنیم در لحظه مرگ با خومان می گوییم ای کاش در حدّ علم الیقین عمل می کردم، یعنی به پایین ترین مرتبه علم دست یافته بودم.
- اگر ما در جلسات مذهبی مثل این جا شرکت می کنیم، اگر نماز می خوانیم و اگر روزه می گیریم همه و همه به خاطر وجود علم الیقین در دل ما است، این سخنرانی بنده این گوش کردن شما، هر چند پایه دار نیست و بر اساس علم الیقین است ولی می تواند بسیار مفید واقع شود، هر چند بهتر است که علم در قلب انسان رسوخ کند و به حدّ عین الیقین برسد.
- این همه تأکیدات برای رسیدن به علم الیقین به خاطر این است که خودِ همین علم الیقین حالت بازدارندگی از گناه در انسان ایجاد می کند، ما باید بر کارهای خوب خود پافشاری کنیم تا در مسیر سعادت به جاهای خوبی برسیم، ار قرآن خواندن ها، از دعا خواندن ها، از روزه گرفتن ها و نماز خواندن ها، سعادت برایمان حاصل می شود.
- با اشاره به آیات سوم و چهارم سوره تکاثر که می فرماید «کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ، ثُمَّ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ»، بیان کرد: راه این که در لحظه مرگ دچار خسران نشویم یک چیز است و آن این که ما باید حداقل روزی هفت تا هشت مرتبه به یاد مرگ بیفتیم و بدین واسطه اعمالمان را بر اساس رضایت خداوند تنظیم کنیم.
- بیان داستانی از علامه طباطبایی، خاطرنشان کرد: زمانی که استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی در حال سکرات موت بودند، بنده به همراه جمعی از دوستان بالای سرشان بودیم، حالشان به شدت بد بود، وقتی ما از اتاق خارج شدیم و ایشان را با همسرشان تنها گذاشتیم بعد از مدتی همسرشان بیرون آمدند و گفتند علامه طباطبایی یک لحظه چشمانشان را باز کردند و گفتند، توجه توجه توجه.
- علما برای رفع شبهات می تواند انسان را به یقین .. و نکته ای داشتند برای برطرف شدن آن به علمای... به یقین می رسد تازه به مرحله علم الیقین دست... پیدا کرده است
- علم الیقین اضافه صفت به موصوف است... یعنی علم پیدا کردن به یقین از مسیر استدلال و...
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»



