درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول حقیقت شرعیه استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ مدت زمان: ۲۵ دقیقه @doroos_mahdavi

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

حقیقت شرعیه

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۳/۱۷

مدت زمان: ۲۵ دقیقه

@doroos_mahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم -بسم الله الرحمن الرحیم
  2. نکته نهمی که در بحث الفاظ اینجا مطرح می‌فرمایند صاحب کفایه بحث حقیقت شرعیه هست می‌خوام ببینم این الفاظ صلات صوم حج اینها خوب یه معنای لغوی داره ؛ مثلا صلات را ابتداً واضح وضع کرده برای دعا کلمه صلات بعد الان صلات استعمال میشه در یک معنای جدیدی به نام نماز.ارکان مخصوص
  3. سوال اینه این تبدیل از معنای موضوع له به جدید آیا کی اتفاق افتاد آیا زمان خود شارع یعنی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اومدن گفتن این عمل از رکعت اول تا آخر اسمش صلاته از کلمه صلات وسْئَلِ شد تو معنای دوم اونم به دست خود شارع اگه این باشه دیگه ما هرچی صلات تو قرآن و روایت ها میبینیم.ولو قرینه هم نداشته باشه دیگه اومده تو معنای جدید احتمال دیگه این شد حقیقت شرعیه اسمشه
  4. اگر گفتیم نه اینطور نشده بلکه برعکس در زمان پیامبر و معصومین علیهم السلام که ما معتقدیم آنها هم شارع هستند اگر فرض کردیم تو زمان شارح لفظ صلات همون معنای لغوی خودشو داشت معنای اصطلاحی هم با قرینه استعمال میشده اما متشر.یعنی اصحاب ائمه علیهم السلام کم کم اونقدر لفظ صلات و تو معنای جدید به کار بردند تا کم کم بدون قرینه استعمال شد تو معنای جدید
  5. کدوم یک از این دوئه خب بعضی میگن حقیقت شرعیه گاهی بعضی میگن حقیقت متشرعه خوب کدوم یک از این دوئه جناب آخوند رضوان الله تعالی علیه میخوان حقیقت شرعی رو درستش بکنن چطوری میرن جلو می‌فرمان وضع واضح به دو قسم.
  6. وقتی یه لفظی ما مثل صلات دو تا معنا داره یه معنای اولی که به معنای دعاست یه معنی دوم که ارکان هر دوشم معنای حقیقیه هیچ کدوم مجاز نیست هر دوش حقیقته ایشون می‌فرماند که وضع تعیینی را ما دو قسمش می‌کنیم وقتی گفتیم دو قسمه هر دوش میشه وضع تعیینی دیگه بی اشکاله وضعیه ابتدایی قسمت اوله یکی هم وضع تعیینی استعمالی.
  7. کلام آخوند حقیقتاً ناقصه من اول کلام ایشونو توضیح میدم اما بعد یه تعبیر دیگه‌ای می‌کنم تا کلام ایشون یا بگید تکمیل بشه یا اگه میگید اشتباه اصلاح بشه وضع تعیینی ابتدایی منظورشون چیه اینست که همون چیز متعارف که میان لفظی رو توی معنایی ابتدا واضح وزن میکنه و میره دست مردم مردم این را مرتب به استعمال میکنند لفظ را تو اون معنا.
  8. قسم دوم وضع تعیینی استعمالی مثالی که می‌زنند میگن مثلاً پدری بچه پیدا می‌کنه بدون اینکه بگه من جعلتو اسم محمد لهذا الولد به جای اینکه وضع بکنه اسم برای این معنا میگه محمدا محمد را بهمن بدید این با یه کار دو کار داره انجام میده با گرفتن بچه هم داره اسم بچه را.میگذره یعنی اطرافی فهمیدن اسمش محمد و هم اینکه داره میگه به من بدی داره اینا استعمال می‌کنه این فرق کرد با اون قسم اول که واضح میاد وزن می‌کنه کلمه محمد برای یک شخصی و دیگران میان به کار می‌گیرن از این لفظ استفاده می‌کنند
  9. یا اگه اسم جنس باشه که دیگه خیلی بهتر مثلاً سنگو نشون میده میگه اسم این سنگ است تو عرب میگه اسم این حجره این وضع تعیینی ابتدایی است.در مقابلش استعمالی اونم میگن هر دوشو
  10. دیگه برای چی آخوند توسعه میدن هدفشون چیه هدفشان بدون اینکه اسم بیارن زرنگی آخوندیه می‌خوان بگن که پیامبر بدون اینکه کلمه صلاتو بخوان وضع ابتدایی بکنن اومدن استعمالی کردن وایسادن نماز گفتن اسم این صلاته و تو مقام گفتن «صلّوا كما رأيتمونى اصلّى» اگر ما.وضع تعیین نور بر دو قسم بدونیم نه فقط قسم اول قسم اول همه میگن اما اگه قسم دوم رو هم معتقد بودیم و از تعیینیه خیلی خوب می‌شد حقیقت شرعیه می‌گیم پیامبر بدون اینکه بگن جعلتو اسم الصلاة لهاذا العمل نه تو استعمال می ایستند ومیگن اینطور که من صلات میخونم شما هم بخونید مردم فهمیدن صلاته
  11. و اما اشکالی که برای ایشون هست اینه که.قسم اول و دوم هر دوش وضع و فرقش فقط اینه که اولی وزن و استعمال منفک از همه و دومی از  استعمال همراه با همه
  12. به اعتقاد ما اگر آخوند اینطور بیان می‌کردن دیگه بحث کامل بود بگن وضع تعیینی گاهی بدون استعمال گاهی با استعمال بدون استعمال اینه که میاد میگه من کلمه صلات و وضع کردم برای این ارکان مخصوصه.اول وضع اما استعمال نمی‌کنه بعد میده دست مردم مردم یکی که استعمال می‌کنند
  13. قسم دوم وضع و استعمال با همه راجع به صلات و حجم و اینها دیگه حالا این الفاظ شرعی ما نداریم جایی که پیامبر اومده باشند به شکل قسم اول لفظ و لفظ و وسْئَلِکرده باشند برای معنا اگه بود خب نقل شده بود به ما میرسید دیگه
  14. لذا اخوند بدون اینکه صداشو در بیارن میگن خب وضع تعیین بعد دو قسمه. با استعمال وضع رو تعیین می‌کنند خوب عرض شود که در اینجا می‌فرماند که قسم دوم که وزن تهیه نیست و استعمالی تو استعمال داره این کارو می‌کنند میگن لفظو میاره تو معنا استعمال می‌کنه بلا قرینه سارفه
  15. قرینه سارفه نمیاره میشه مجاز یعنی اومده لفظ و استعمال کرده در خارج از موضوع این نیست.
  16. بحث ما اینه که لفظ را تو معنای منزله دوم استعمال می‌کنه صلات حالا دو تا معنا پیدا کرد هر دوشم حقیقته منتها یکیش در زودترم بوده به معنای دومیش نه اومده زمان اهل بیت علیهم السلام این کار انجام میشه یا راجع به اتمی محمداً هم همینطوره قرینه سارفه نمیاره اما در عین حال قرینه میخواست و ان کان لابد من نصب قرینت علی ارادت الوضع با استعمال.
  17. اینم تعبیر آخونده که رضوان الله تعالی علیه می‌فرماید ما حتماً قرینه می‌خواهیم تا برسونه که داره با استعمالش داره وضع می‌کنه اما این قرینه از اون قرینه‌های مجاز نیست لذا نمیره تو خارج از معضلات بلکه یه موضوعله دومی رو پیدا می‌کنه این خلاصه بحث ولیکن بعضی گفتن این نوع استعمال نه استعمال در حقیقت نه مجاز اینم بعضی گفتن خب تعبیر اینا چیه.
  18. می‌خوام بگم نه حقیقت است نه مجاز توضیح میدن شما مثال همون آتُونى‏ محمد و تو ذهنتون داشته باشید ببینید این آقا چی میگه میگه بالاخره این آقای پدر وقتی بچه رو پیدا کرد میگه محمد خب آیا قصدش اینه که وضع بکنه فی غیر ما وضع له نه این نیست بلکه میخواد وضع کنه تو ماله پس از این جهت وقتی خارج از موضوع نشد پس مجاز دیگه نیست.
  19. آیا مراعات می‌کند معطوبه را فلم مجاز را یلوم ۲۵ علاقه را نه اینم نیست که اینا بعد توضیح میدیم که چطور مراعات هیچ علاقه‌ای را هم نکرده ببینید با دو تا جمله یک استعمال حقیقت نیست اینو قبول نداره بلکه میگه تو موضوعشه؛  پس مجاز نشد ؛ اعتبار علاقه هم نیست نتیجه اینه که.
  20. لایکون لستعمال به حقیقت چرا میگه تو اون مضوع له اللفظ نیست چون مضوع اولی میگه تو اون که نیست مجازم نیست به خاطر اینکه اون علاقه رو رعایت نکرده است عرض شود که آخوند جواب میدن ما هم البته یه جواب داریم جواب اینه که میگن این اشکال نداره چون طبع انسان ها اینا قبول میکنه همه لذت هم میبرد میگن فهمیدیم پدراسم بچه شو محمد گذاشته.
  21. و بعدم میگن قبلا ما گفتیم که گاهی الفاظ استعمال میشه در یه معانی که نه حقیقت نه مجاز اینم یکیش ؛ کجا ۴ قسم ما بحث کردیم لفظ می‌گوید اراده می‌کند نوع رو؛  لفظو میگه اراده می‌کنه از معناش صنفشو؛  لفظ میگه و اراده می‌کنه از معنا؛  مثلشو و چهارم لفظ استعمال بود که استعمال تو معنای حقیقی نبود مجازی هم نبود این همون.
  22. ضرب المثلی هست که میگه لیس هذا اول قارون کثرت فی استعلامی اولین بار نیست ما قبلا ۴ قسمشو گفتیم اینم یکیش اما بعد آخوند اینو قبول ندارن که اینجا خارج از معنای حقیقیه جالبه که می‌خوام بگم بر فرض بخوای بگی خارج از ملائکه ما نمی‌ترسیم
  23. خب بازم می‌گیم هست ولیکن مطلبی که ما داریم اینه حالا به آخوند هم میگیم میگه اینجا لفظ محمد سابقاً براش اسم دیگه نبود که.بگیم اون معنا رو داره میاره تو معنای جدید نه اولین باره این پدر بچه‌ای پیدا کرده که اسمشو میخواد محمد بگذاره قبلا یا بچه پیدا نکرد یا پیدا هم کرده باشه اسامی دیگه گذاشته لذا من نمی‌تونیم بگیم لفظ محمد خارج از موضوع لهه
  24. چرا اینو می‌گید باید بگید لفظ محمد الان وضع شد برای این مولود جدید میشه معنای حقیقی او شود که ؛
  25. بعد در پایان آخوند می‌فرماید اگر کسی ادعا بکنه.که تو این الفاظ صلات و حج و این‌ها و از تعیین یست اما به همین شکلی که گفتیم دنبال واضح نگردید که کجا پیغمبر حقیقت شرعی رو گفتن ؛ نه به شکل قسم دومه یعنی استعمال کردن لفظو که یه معنای قبلاً داشت اما آوردن تو معنای دوم به شکل حقیقی هم گفتن اینو میگن اگه کسی ادعا بکنه ادعاش غریبه وجد و مدغیر مجاز قطعا میگم خیلی دقیقا درسته.
  26. بعد یه دلیل میارند یک معید دلیلشان تبادره میگن ما می‌بینیم تو قرآن تو لسان شرع هرجا این الفاظ میاد همون معنای شرعی به ذهن متبادر می‌شه تبادل هم که علامت حقیقته مویدی که میارن چیه میگن ما می‌بینیم مجاز نمی‌تونیم قائل بشیم چون مجاز نیاز به علاقه داره و اینجا صلات و مثلاً نمی‌تونیم بگیم بین معنای اول و دوم علاقه بوده تا بگیم تو معنای دوم. مجازا استعمال میشه
  27. خب اینو که می‌گیم به ذهن بعضی اشکال خطور می‌کنه میگن اتفاقاً علاقه هست صلات معنای توش دعا بوده الانم ارکان بخشم دعاست دیگه آخوند اینا قبول ندارن میگن این معنای دوم که الان همین نماز چهار رکعتی می‌خونیم میگن دعا تو قنوتشه یه جزءش دعاست که اون جزءش هم اتفاقاً مستحبه اگه کسی نخونه اصلا اشکال نداره و اگر هم برفرض از واجب بود رئیس نیست ارکانه.
  28. مثلاً انسان به کلش انسان گفته میشه به گردن تنهاش رقبه گفته میشه اما این گردن چون از اجزای رئیس گاهی میگه گردن و منظورش کل انسانه رقبه میگه یه گردن آزاد کن این رقبه دیگه به معنای گردن نیست بلکه کل انسانه حالا تو صلات اینطوری نیست که ما بگیم اون قنوته بوده لذا به کل نماز گفته دعا صلالات باشه خب تا اینجا آخوند میگن پس.
  29. صلات معنای مجازی نیست این تا اینجا بحثشو تمام می‌کند  بعد وارد یه بحث دیگرمیشن
  30. این بحثو دقت بکنیم آخوند می‌فرماد که اصلاً ما عمل صلات رو تو شرایع سابق حضرت موسی حضرت عیسی داشتیم حج داشتیم بنابراین معانی این الفاظ یعنی عمل مختص به اسلام نیست که بگیم مستحدسه بلکه در شریعت موسی و عیسی.وضعت ابراهیم علیهم السلام هم داشته
  31. بعد چند تا آیه رو ایشون می‌خونن می‌فرمایند کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم یعنی روزه قبلاً هم واجب شده بود یا فی الناس بالحج به حضرت ابراهیم علیه السلام گفته که اون زمان حج بوده یا مثلاً حضرت عیسی فرمود اوثانی به صلات وزکات در نتیجه آخوند میگن اصلا این الفاظ صلات اینا.
  32. حقیقت لغویه هست نه حقیقت شرعیه حقیقت لغوی یعنی چه یعنی تو لغت که برید وضع شده برای همین اعمال عبادی که ما داریم انجام می دهیم دلیلش اینه که سابقه هم بوده نیاز نیست پیغمبر ما لفظ صلات وضع کرده باشند قبلاً هم وجود داشته فقط ممکنه به ذهن یک اشکال برسه که در شرایط سابقه اگه بوده یه مقدار فرق میکرده که کیفیت نمازشون به نماز ما فرق میکرده.
  33. مثل روزشون مثلاً روزه وصال بوده که فقط مغرب که می‌شد یک ساعت و نیم اجازه افطار داشتند دیگه بعد امساک می‌کردند تا مغرب فردا یعنی ۲۲ ساعت و نیم حدوداً روزیشون طول می‌کشیده حجشونم باز همین مقدار متفاوت جناب آخوند می‌فرماند ما اینو قبول داریم که در شرایط عمل صلات و صوم و حج با هم اختلاف داره اما ماهیتش که فرق نکرده نماز نماز بوده تو همون شرایط صادق پس لفظ صلات.
  34. در زمان موسی به همین نمازی که ما می‌خونیم گفته می‌شده با یه اختلاف جزئی تو واجبات و شاید مستحبات و اینها نظیر اینکه ما تو شریعت خودمونم نماز حالت‌هاش فرق می‌کنه یه نماز تو خونه داریم یه نماز تو مسجد داریم یه نماز فرادا داریم یه نماز جماعت داریم حالت‌هاش فرق می‌کنه اما ماهیتش که فرق نمیکنه ماهیتش ماهیت صلاتی این بحث آخوند اما یک اشتباهی که اینجا صاحب کفایی مرتکب شده اند اینه که عمل تو شرایط سابقه بوده.
  35. قبول داریم اما اسمش تو شرایط سابقه‌ای که صلات نبوده که یعنی زمان حضرت موسی می‌گفتن صلات اسمش نه ما سر اسم نزاع داریم که تو زمان پیامبر ما این اسم صلات به معنای دعا بود اما منتقل شد به ارکان آخوند میگن عمل نماز زمان حضرت موسی بود حضرت عیسی بوده خب عمل میدونم بوده اما این عمل بوده که دلیل میشه اسمشم اون موقع صلات بوده یا اسمش حج بوده که اینو پسر آخوند در زمانی که پدرشون زنده بودند.ایراد گرفتن که در حاشیه کفایه آمده من عین عبارتو می‌خونم شما هم توجه بکنید
  36. که می‌فرمایند: لا یخفا علیک ان غایت ما تدل علی هذه الایات آخرین چیزی که میتونید استفاده بکنید از این آیات اینه هو ثبوت هذه الحقایق و المات فی الشرایع سابقه یعنی این اعمال ثابت است در شرایط سابقه اما لا دلالت فیها علی ان هذ الفاظ کانت موضوعة.

به ازایها فیها فیها

  1. یعنی تو شرایط سابق همین لفظ صلات یا حج تو شرح سابقم گفته می‌شده اون موقع اسم دیگه داشته پس چرا آخوند گفتن حقیقت لغویه این اشتباهه اینا پسر آخوند میگن بعد میفرماید ضرورت احتمال ان الا الفاظ ضرورت داره این بدیهیست که احتمال میدیم که این الفاظ المضوع له است فیها غیرها این الفاظی که تو شریعت ما هست تو شرایط لفظ دیگه داشته.و انما وقع تعبیر عنها فی القرآن
  2. چرا تو قرآن به لفظ صلات داده شد لاجل تداول ذالک و شیوعه فی الشریعه چون تو شریعت ما شیوع داشته اما علی نحو الحقیقه المجاز حالا یا حقیقتاً تو شریعت ما داره گفته میشه یا مجاز این باید اثبات بکنیم اما صرف که این عمل نماز در شرایع سابق بوده دلیل نمیشه که اسمش هم مورد صلات گفته می‌شده.
  3. وهینه اذن فلتمل فی مستفیاده دام ضله از این دام ضله می‌فهمه پدرشو هنوز زنده بوده میگن تو این استفاده‌ای که پدرم کردن من هذه الایات شریفه مجالن واسع من اضافه می‌کنم به فرمایش فرزند آخوند این جمله را که اصلا زبان شرایط سابقه زبان عربی نبوده ای کاش اینم میگفتن که دیگه بحث تمام میشد
  4. و یا اینکه اصلا ما در.لسان قرآن گاهی یه داستان حضرت موسی علیه السلام رو دو جای قرآن ذکر کرده اما الفاظش با هم فرق می‌کنه هر دوشم عربیه اما تو الفاظ با هم این نشون میده که تو داستان عین این لفظ گفته نشده چون اگه گفته شده بود که هر دوش یکی بود الان نشون میده نقل به معنا داره قرآن می‌کنه اما با الفاظی که تو او زمان ما معانیش و مردم بفهمن
  5. خیلی خب دیگه اشکالی نداره خوب تا اینجا ما این بحث هم تمام شد ثمره در حقیقت شرعیه انشالله بحثشو.فردا خواهیم بود و صلی الله علی محمد و آله الط.اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید