https://hosein128.ir- پایگاه شخصی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول بحث شماره 6
رابطه لفظ و معنا در وضع- استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: یکشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
مدت زمان: ۲۹ دقیقه
أصول جلسه ۶...
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم -- بسم الله الرحمن الرحیم
- یکی از بحثهای خوبی که در اصول مطرح شده اینه که وضع برای یک معنا وقتی میخواد لفظی وجه بشه برای معنایی آیا رابطه بین لفظ و معنا رابطه ذاتی است یا اعتباری و به تناسب این دلالت را هم همینو گفتن گفتن حالا لفظی که گفته میشه خب یه معنای دنبالش میاد آیا دلالت لفظ بر معنا دلالت ذاتیست. عادلات اعتباری منظور از ضلالت ذاتی اینه که تامان لفظو میشنویم ذات لفظ بدون احتیاج به هیچ چیز دیگه خود لفظ ما رو منتقل میکند به معنا منظور از اعتباری اینه که شنیدن لفظ سه ماه لفظ کافی نیست لفظو شنیدیم حالا باید علاوه بر اینکه شنیدیم باید بدونیم که این لفظ مثلاً تو بین فارسی زبان ها وضع برای چه معنایی شده و الا اگه ندونیم ده بار هم که بشنویم لفظو شنیدیم هیچ راهنمایی به معنا. پیدا نمیکنی تقریباً بحث واضحه اما
- خب بعضی گفتن دلالت اعتباری نیست ذاتیه سه تا ایراد ما تو بحث گذشته گرفتیم گفتیم اگر دلالت ذاتی بود باید هر انسانی رو کره زمین عالم باشه به معانی تمام لغات تو سراسر دنیا هر کشوری میره هر لفظی رو شنید بلافاصله باید پی ببره به معناشون دلالت ذاتیه دیگه در حالی که اینطوری نیست حالا ما وقتی میریم توی کشور خارجی حرف میزنن از سخنان اونها ما چیزی رو. احساس نمیکنیم
- ایراد دومی که هست اینه اگه دلالت ذاتی باشه باید بگیم یک کلمه وقتی دلالت کند بر معنایی اون یه کلمه باید تو کل دنیا اینطور باشه نه اینکه در فارسی انگور بگه در عربی عنب بگه تو ترک اوزون بگه این معلوم میشه که پس دلالت ذاتی نیست اگه دلالت از ذاتی بود باید رابطه بین لفظ و معنا تو همه جا یکسان باشه در حالی که اینطور نیست
- و اشکال سوم اینه که. اگر بخواد دلالت ذاتی باشه باید یه لفظ برای دو تا معنای متضاد وضع نشه چون میگه رابطه لفظ با معنای اول رابطه ذاتیه چطور میشه همین لفظ رابطه ذاتی پیدا کنه با ضد اون معنا امکان نداره دو تا معنایی که با هم جمع نمیشه دو تا معنا مخالف با همه ضد همه پس اینکه میبینیم یه لفظ از الفاظ ازداد بهش میگن که برای دو معنای متضاد و از شده. همین دلیل بر اینه که رابطه بین لفظ و معنا رابطه اعتباری است رابطه اعتباری یعنی معتبر میاد اعتبار میبخشه و میگه این لفظ معناش اینه گاهی میگه این لفظ دو تا معنا داره گاهی میگه این لفظ 10 تا 20 تا معنا داره
- خب مثل کلمه عین که خیلی معانی رو براش ذکر کردهاند اینجا یک بحثهایی وجود داره که تو جلسه قبل گفتم بحث خیلی باید روش صحبت بشه یکی از بحث ها اینه که میگویند وقتی میخواد یه لفظی. وزن بشه برای یک معنا قطعاً این لفظ در کنارش الفاظ دیگرم تصور میشه واضح مثلاً 5 تا 10 تا لفظ را برای یه معنا تصور میکنه از بین این 10 تا لفظی که میتونه هر کدوم اینا رو انتخاب بکنه برای اون معنا یکیشو انتخاب میکنه و میگه جعلت هذا لفظ لهذا معنا نه تا لفظ دیگه رو میگذاره کنار این ترجیح دادن یک از بین 10 تا. نیاز به مرجح داره بدون مرجع که نمیتونه ترجیح بده چون هر معلولی یه علتی داره اینجا میخوایم بگیم از بین 10 تا یکشو ترجیح داد
- باید بگیم این یه دونه یا یه مرجح داره مرجح چی میتونه باشه میگن دلالت ذاتی معلوم شد بین این لفظ و معنا یه رابطه ذاتی هست که این رابطه تو اون 9 تا لفظ دیگه نیست این سبب شده که واضح بیاد این لفظ رو انتخاب بکنه اینو بعضی مطرح کردن برای اثبات اینکه بالاخره میخوان. بگویند که رابطه بین لفظ و معنای رابطه ذاتی هست همش اعتباری نیست اصلا اعتباریشو قبول ندارن
- بعد یه مثال هم میزنن میگن میشد یه حادثی بدون سبب حدوث پیدا کنه یعنی تک تک ماها همه حادثیم همه ماها یک سببی داریم امکان نداره یه حادث بشه بدون سبب همونطوری که هر حادثی نیاز به سبب داره انتخاب یک لفظ از بین 10 تا 20 تا عددش دیگه فرق نمیکنه. انتخاب یه لفظ از بین الفاظ متعدد نیاز به یک مرجح داره نیاز به یه سبب داره که اون سببش هیچی نیست جز رابطه ذاتی بین این یه دونه لفظ و معنا
- خب این اشکال به ما گرفته میشه ما که گفتیم رابطه ذاتی نیست و اعتباریه این آقا با این استدلال میخواد یه رابطه ذاتیست جواب چیه جواب اینه که راجع به اون مثالی که زدید فرق میکنه با ما نحن فی و اگه ما این فرق رو نگیم. بله شنونده فکر میکنه که همه موارد مثال با مورد وضع لفظ اینا از یه وادیه پس باید مثل هم باشه فرقش چیه
- فرقش اینه ما حدوث حادث رو میگیم حتماً نیاز به سبب داره ما توش شک نداریم پس اینا بحثشو جدا کن اگه یه چیزی موجود شد جلوی ما حتماً میگیم یه سبب داره چنانچه اگه یه صدایی رو شنیدیم حتما نیاز به سبب داره اگه صدای سیاره رو یه خودرویی رو شنیدیم.حتما سبب داره صدای پای کسی رو شنیدیم و همینطور هر چیزی حادث شد سبب میخواد از جمله حدوث جهان نیاز به خالق دارد پس تا اینجا این رو ما حل میکنیم بحث را
- و اما بیام تو مانحنا فی واضح یه معنایی به ذهنش رسیده مثل همین دفتری که الان دست منه وجود این دفتر میشه یک معنا بعد میخواد یه اسمی رو براش و بکنه که ما تو فارسی اسمشو میگیم دفتر. ممکنه تو ترک بریم اونجا ترکها یه چیز دیگه بگم بریم تو انگلیس یه چیز دیگه بگن و همینطور تو عرب زبانها چیز دیگه بگم واضح وقتی میخواد یه لفظ انتخاب بکنه دقت کنید که اون بنده خدا اشکالی چی بود گفت واضح اول معنا رو در نظر میگیره مثل همین دفتری که جلوی منه بعد به دنبال این الفاظ متعددی به ذهنش میرسه پنج تا 10 تا 20 تا لفظ به ذهنش میرسه یکیشو انتخاب میکنه. اون آقایی که میگفت دلالت ذاتیه از اینجا به بعدش کلامش ایراد داره
- میگفت انتخاب یک لفظ از بین الفاظ گوناگون مرجح میخواهد و بدون مرجح نمیشه مرجح چیه دلالت ذاتی است دلالت ذاتی یعنی بین ذات این لفظ و معنای رابطه است ما چی میگیم ما میگیم انتخاب یک لفظ از بین الفات نیاز به مرجح داره مرجحش اراده واضحه واضح میگه. من میخوام انتخاب بکنم اراده بکنم 5 تا 10 تا لفظم جلوشه وقتی میاد مثلاً پنجمی رو میکشه بالا این لفظ پنجم میاد بالا یعنی لفظ پنجم وزن میکند برای معنا
- حالا میگیم مرجح چیه اراده خود شخص واضع اراده خودش متوجه نه اینکه بگم یه رابطهای هم تو ذات لفظ با معنا بوده اینو قبول ندارین مسئله دیگه تمام میشه حقیقتاً هم همینه رابطه نیست آنچه که هست انتخابیست که در اختیار واضحه واضح. اراده او معناش همینه انتخاب میکند یک لفظو از بین دهها لفظی که میتونه انتخاب بکنه اینم یک بحث
- بحث دیگه که اینجا ما داریم اینه که در کفایه صاحب کفایه آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه وضع و معنا میکنند نه اختصاص میگن یک نوع اختصاص داشتن لفظ است به معنا اینو میگن معنای وضع ایرادی که به ایشون هست تو این تعبیر اینه. اختصاص اثر وضع ما اگه بخوایم وزن و معنا کنیم باید بگیم وزن کار واضح وضع یعنی نهادن قرار دادن اینو میگن وزن اگه بخوایم وضعو معنا کنیم نباید بگیم اختصاص داشتن لفظ به معنا این معنای وزن نیست معنای وزن اینه که من واضح میام تخصیص میزنم پس میشه متعددی نه لازم من واضح تخصیص میزنم یک لفظی رو به یک معنایی میگم این لفظ اختصاص داره به این. عمل من که وضع اختصاص نیست عمل من تخصیصه
- اثر تخصیص اختصاص یعنی بعد از اینکه من تخصیص زدم لفظ به معنا حالا میگیم این لفظ اختصاص داره به این معنا نه به معنای دیگه این ایرادی که به کفایی ما میگیریم ایرادی است که به تبع حضرت امام رضوان الله تعالی علیه میگیریم و ایشون ابتدا این ایراد دارد اگر صاحب کفایی گفته بودند نه وقت تثلیث نحو و تخصیص با معنا دیگه ایراد نداشت. اختصاص لذا ایراد به کفایه وارده دقیق ایشون معنا نکردن گرچه ما رو کلمه نحو یه مقدار تحمل میکنیم اینکه گفتن یک نوع اختصاص شاید میخوام بگم اختصاص واقعی نیست
- چون اختصاص واقعی گفتم معنای لازمی داره شاید با کلمه نحل میخواستن همین معنا رو تبیین بکنن گفتن یه نوعی از اختصاصه تا میگن یه نوع منظورشون وقتی بازش میکنی همون فرمایش حضرت امام میشه. یعنی اول تخصیص میزنیم لفظ به معنا به دنبال تخصیص اختصاص پیدا میکنه لفظ به معنا خب این هم یک نکته است
- نکته دیگه که صاحب کفایه میگن بیان میکنند اینه اینکه میگن نحو اختصاص لفظ بالمعنا میخوان این رو بیان بکنند که ما دو نوع اختصاص یث به معنا داریم یک از ناحیه تخصیص یث به معناست که یعنی واضح مشخص داره. واضح اومده لفظ و تخصیص به معنا که اینو میگن وضع تعیینی دوم و از تعیینیه یعنی واضح تخصیص نزده بلکه لفظ برای یک معنایی گفته شده بعد کم کم کثرت استعمال میشه بدون اینکه کسی بیاد لفظ مختص بکنه به معنا در اثر کثرت استعمال که دهها نفر صدها نفر کم کم هزاران نفر اون لفظ و بیان میکنند. کم کم این ا ست که تعین پیدا میکند برای معنا نه تخصیص بخوره
- خب این دو رقم دلیل بر اینه که چرا آخوند گفتن نه وقت قصاص نگفتن نحو تخصیصه و اون توجیهی که ما کردیم فهمیدیم اشتباه کردیم و بی جهت اومدیم کلام ایشون رو میخوایم اصلاح بکنیم خود ایشون راضی به این نیستند تحمل دارند که بگن یک نوع اختصاص بعد میگن اختصاص اعم از تعیین و تعین. میخوام دو قسمش بکنن در حالی که رو مبنایی که ما گفتیم اگه تخصیص بزنیم تخصیص فقط یه قسط بیشتر نداره و اون تقصیر لفظ معناست دیگه شامل وضع تعینی نمیشه فقط وضع تعیینی رو شامل میشه
- در نتیجه اشکال به کفایه باز وارد هست که چرا گفتن نه و اختصاصن گرچه آخوند اختصاص گفتن به خاطر اینکه اقتصاد عاملش گاهی تعیین از گاهی تعیین ما چی میگیم ما اینجا ما صحبت مان اینه که.اولاً همه لفظها و از وضع تخصیصیه با وضع تخصص رو که همون تعیینه قبول نداریم علتش چیه علتش اینه اون وضع تعینو میگیم معناش چیه توضیحی که دادن خود آخوند یا دیگران وضع تعینی رو چی میگن معناشو میگن بدون اینکه واضح بیاد لفظ رو تعیین کنه برای معنا همینطور لفظ و میگوید
- ایراد ما همینجاست که میگیم همینطور که اومد لفظو گفت برای معنا این خودش یک نوع تخصیصه. همون اولین نفر نگفت وزعتو هذا لفظ لهذا معنا اینو قبول داریم نگفته اما همین که تو عمل مثلاً کاسه رو یه کسی ساخته این میگه کاسه رو بده بدون اینکه بگه من لفظ کاسه رو وصل کردم برای این موجود خارجی لفظ کاسه رو میگه اونم که شنید همین لفظو باز برای یکی دیگه میگه تکرار میشه آخوند میگن در اثر کثرت استعمال اختصاص پیدا میکنید لفظ به معنا ما اینو قبول داریم در اثر کثرت.
- اما این اولش که اومد یه کسی لفظو گفت بدون اینکه سابقش کس دیگه باشه اون اولین نفر این آخوند قبول ندارن تخصیص ما قبول داریم اونم همون تخصیصه تخصیص که دیگه شاخ ودم لازم نیست داشته باشه یعنی همون اولین بار که لفظ کاسه رو میگه این تخصیص لفظ به معناشون حالا بعد دیگران باید منتظر بشن به عمل کردن به این و مرتب تکرار بکنند خب این حالا بحثشو بعدا باز وضع تعیینی رو توضیح بیشتری میدیم. یه توضیحاتی هم کردیم که انشالله بعداً خواهم گفت
- یه نکته دیگری از مرحوم محقق نایینی هست اینجا این شخصیت بزرگ ایشون میگن واضح در الفاظ هو الله تبارک و تعالی خیلی عجیبه این کلام ایشون که هیچکس سابقه نداره گفته باشه ایشون گفتن لاحقه من نمیدونم کسی اصلاً قبول داره کلام ایشون رو یا نه حالا دلیل ایشون چیه میگن بشر واضع لفظ نیست اگه بود باید مشخص باشه.
- لغات فارسی کی تعیین کرد لغات عربی کی گفته ما نه شخص داریم به عنوان واضح نه جماعت داریم الفاظ هم که متکثر تو زبان فارسی بیش از 10 هزار تا 20 هزار تا لفظ ما اینجا داریم لغات فراوانه از طرف دیگر ایشون
- یه بحث دیگه هم مطرح میکنم میگن دلالت ذاتی بین لفظ و معنا ما قبول نداریم وقتی دلالت ذاتی نبود یعنی مثل نار و حرارت که دلالتش ذاتیه یا. دود و آتش اینا اونا میگن ذاتش تولید حرارت میکنه لذا بینش ذاتی میگن لفظ و معنا اینطوری نیست پس وقتی شخص نبود دلالت ذاتی هم نبود واضح میشد خدای تبارک و تعالی خدای متعال میاد برای هر معنایی یه لفظی رو وضع میکنه به خاطر یه مناسبتی که بین لفظ و معنا هست و اون مناسبت پیش خدا معلومه برای ما مجهوله
- پس از محقق نائینی سوال نکنید مناسبت چیه ایشون جلوی. سوالو میبندن میگن اون مناسبت بین لفظ منو برای ما مجهوله ما جواب نداریم بدیم اما خدای متعال هم این کارو کرد توضیح فرمایش ایشون اینه ایشون فرمایششون اینطوره که میگن ما کارایی که خدا میکنه سه رقم یه جعل تکوینی داریم یه جعل تشریعی داریم یکی هم الان دارم میگن جعل لغات یکی یکی اینا رو مثال میزنم جعل تکو مثال میزنن که تو هستی انسان خدای متعال اینو قرار داده که وقتی. تشنه میشود احساس تشنگی میکند
- ولی تو هستی یعنی تو خلقت اینو میگن جعل تکوینی میتونست خدا اینو نگذاره تو خلقت انسان اما الان گذاشته این مال جعل تکوینی که هر اثری یک موثری داره وقتی من احساس میکنم بالاخره این احساس نتیجه کمبود آبیست که تو وجود منه اینو خدا تو خلقت من گذاشته که اون کمبود اثر میذاره من احساس میکنم اینو میگن جعل تکوینی مثال های دیگه هم خیلی داره دیگه حالا ما دردی که داریم در. جاهای مختلف بدن اینا هر کدام جعل تکوینی داره که قشنگ انسان احساس کنه که فلان عضوش یک اشکالی داره
- جعل تشریعی چیه منظور همون دینی است که خدای متعال برای شریعت دادن احکام واجبات و مستحبات و حرام و مکروه اینا ارسال رسولان کرده و انزال کتب اینم کار دومیست که خدای متعال کرده برای اینکه دین رو برای ما بفرسته جعل تشریح کرده بین این دو میگن اون سومیه حالا لفظ بینش هم توضیح میدم که چرا میگن بین. محقق نائینی خیلی دقت دارن میکنند میگن جعل الفاظ خدای متعال میاد الهام میکنه به یه شخصی که مثلاً برای این دفتری که میخوای اسمشو بگو دفتر من یه مرتبه به ذهنم الهام میشه که کلمه دفتر رو بگم و میگم لذا با الهام الهیست این الهام الهی جعل تکوینی است نه تشریعیست باید یه تیکه فرقشو بگیم تو جعل تکوینی تا من تشنه میشدم احساس تشنگی میکردم.
- چیز اضافهتری نبود اینو تو خلقت من گذاشته بود اما در بحث ما محقق ناینی میگن یه چیز بالاتره وقتی من احساس میکنم که برای این دفتر یه لغت میخوام بلافاصله لغته تو وجود من نیست بلکه نیاز به یه چیز اضافه دارم اون چیز اضافه الهام الهیه خدای متعال به من الهام میکنه لفظ دفتر رو به اون ترکی لفظ دیگه رو الهام میکنه به یکی دیگه یه چیزی رو یه مناسبت بین این لفظ و معنا هست.
- کی مناسبت نزد ما مجهوله اما الهام الهی توشه پس الهام فارغ بین تکوین است با این لغت تو تکوین الهام دیگه نمیخواد صرف اینکه من تشنه میشم احساس تشنگی میکنم و میرم تو خلقت من گذاشته شده اثر و موثره اما اینجا صرف اینکه من احساس کنم یه لفظ میخوام نمیاد اون لفظ جلوی من نیاز به الهام الهی داره
- اما اینکه گفتین ارسال رسولان نیست میگه نیاز به این نداره که عملاً خدای متعال رسولی رو بفرسته. و قرآنی رو کتابی رو بفرسته که تو اونجا بیاد هزار تا 20 هزار تا لغت یاد من بده اینم نیست پس یه درجه ضعیفتر از اونه اون ارسال رسول اون وحیه رسول میفرسته بهش وحی میکنه کتب آسمانی رو اون رسماً برای تشریح برای اینکه دین رو به مردم منتقل بکنه اما در الهام الفاظ رسماً چیزی نیست
- لذا با این بیان میگن این الهام الهی برای لغات یه چیزی است بین این دو نه قبل از او و نه بعد از او بینشه. نه جعل تکوینی ست بین جعل تکوین و تشییع میشه الهام الهی به الفاظ یه مویدم ایشون برای فرمایش خودشون دارند میگن اگر ما تصمیم بگیریم برای الفاظی که تو فارسی هست مثلاً 20 هزار تا لغت داریم تصمیم بگیریم 20 هزار لغت جدید وضع بکنیم توانایی نداریم این توانایی نداشتن به خاطر اینکه پروردگار به ما الهام نمیکنه معلوم شد اون اولین بار که 20 هزار تا لفظ و یکی یکی گفتیم الهام الهی بوده اینجا دیگه الهام الهی. نیست
- من فرمایش ایشونو تو شش هفت تا مطلب خلاصه میکنم و جوابش انشالله جلسه آینده باشه مطلب اول این است که خدای متعال واضح است واضح الفاظ است برای معانی به طریق الهام به بشر نه به طریق ارسال رسولان و نه به طریق جعل امور تکوینی این یک مطلب
- مطلب دوم این است که خدای متعال یک مناسبتی رو میداند بین لفظ و معنا که اون مناسبت نزد ما مجهوله.
- نکته سوم جعل پروردگار طبق اون مناسبتی است که خودش میداند
- نکته چهارم وضع پروردگار به این الهام بین جعل تکوینی و تشریعیه یه قدم از تکوین جلوتره میاد اینور اما به وحی و رسماً بخواد جبرئیل نازل بشه و اونم نیست الهام میشه به درون واضح و لفظ و مشخص میکنه
- نکته پنجم این تناسب بین لفظ و معنا که نزد پروردگاره دلالت ذاتی نیست. اینم ایشون تصریح کردن گفتن دلالت ذاتی نیست چون اگه دلالت ذاتی بود همون نکتهای که گفتیم هر شخصی باید هرجا دنیا میرفت تا لفظو میشنید فوری معناشو پی میبرد در حالی که الان اینطور نیست معلومه دلایل ذاتی نیست بلکه همین یه مناسبتی است بین لفظ و معنا نزد پروردگار
- نکته ششم خدای متعال ایشون میگن واضح است به دو تا دلیل دو تا دلیل دارند برای کلامشون یکی اینکه بشر نمیتواند. بیست هزار تا لغت جدید وضع بکنه مثلاً برای فارسی یا ترکی یا انگلیسی اینکه نمیتونه مجدد لفظ جدید وضع بکنه و احاطه نداره به تمام الفاظ جدید این دلیل بر اینه که واضح خدای متعال است و بشر ممتنع است این کارو بکنه دلیل دومشون اینه که اگه بشر بود باید اثری ازش باشه بگن کی شخصشو اسمشو بیارن اینم لابلای فرمایشاتشون داشتن
- ما با همین بیان تقریب فرمایش محقق رو بیان کردیم انشالله. جوابش باشه جلسه آینده و صلی الله علی محمد و آله ال.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




