https://hosein128.ir- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج صول؛ کفایة الاصول
مفاد جملۀ خبریه و انشائیه_جلسۀ۲
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۱۹
مدت زمان: ۲۶ دقیقه
@doroos_mahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان - الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
- بحث امروز ما چند تا مطلب هست یکیش از بحثهای گذشته معلوم شد یه تعریف آخوند از جملههای خبریه و انشاییه کردند که آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه به ایشون ایراد گرفتند و ما گفتیم ایراد آیت الله خویی وارد نیست نظر آخوند درسته و این رو باز با صراحت الان میخوام بیان بکنم.
- صاحب کفای رضوان الله تعالی علیه راجع به علقهای که در جمله خبریه و جمله انشایی است بین لفظ و معنا بالاخره یه علقهای هست که از اون حلقه میخواد متکلم استفاده بکنه فرمودند علقه وضعیه در جملههای انشاییه مربوط است به اونجایی که متکلم قصدش ایجاد معنی است که قائم به نفسش رسوند معنا میخواد این معنا را تو خارج ایجاد بکنه در جمله های خبری.
- علقه مال کجاست مال اونجاست که متکلم قصد حکایت میکند از معنا معنا رم ایشون گفتن اما فی موتنه نگفتن اما خارج چون گاهی موتونش ذهنه گاهی خارجه اما این رو تصحیح کردن که جمله خبریه میخواد قصدش حکایت از یک معنایی است که اون معنا در موتن خودشه خب تا اینجا این لفظ قصد حکایت رو توجه بکنید.
- آیت الله عظما خویی اول عبارت ایشونو عوض میکنند یا شاید یه جای دیگه عبارت آخوندو دیدن من نمیدانم اول یه نسبتی میدن به آخوند به جای این تعریف قصد حکایت که الان گفتیم تو کفایه هست میگن شما اومدید گفتید ثبوت نسبت در جمله خبریهها اول نسبت میدن به آخوند که شما گفتید ثبوت نسبت در خارج این نسبت رو میدن ثبوت نسبت به رد میکنن میگن نه این کلامتون درست نیست جمله خبریه کاری به ثبوت نسبت.نداره
- بلکه خود آیت الله خویی میگن به جای ثبوت نسبت باید بگید ابراز میکند حکایت از خارج رو یا تعبیر قشنگترش قصد میکند که ابراز بکنه حکایت آنچه را که در ضمیرش هست ما وقتی که اینا رو با هم کنار هم میگذاریم میبینیم کلام خویی فی حد نص درسته یعنی تعریف شان از جمله خبریه درسته.
- اما اونی که ایراد داره اینه که شما دارید نسبت میدید به آخوند که ایشون گفتن جمله خبریه ثبوت نسبت هست اما فی موتنه بعد میگن ثبوت نسبت نیست تو جمله خبریه و همون ایرادایی که باز تکرار میکنیم حالا خب این نسبت به آخوند درست نیست من الان عبارتشو خوندم دیگه حلقه وضعیه در جمله خبریه میگن تختص رو به ما اذاصد حکایت عنه فی موتنه قصر حکایت این دقیقا با عبارت آیت الله خویی یکیه.
- عبارت آیت الله خوی ابرازم توشه ابراز بیاد یا نیاد تو معناش هست غصب بکنم من دوباره میگم یه بار میگم قصد بکنم حکایت اما فی نفسی رو یا میگم ابراز بکنم یعنی آشکار بکنم این حکایتو اون آشکار کردن دیگه هست که وقتی میخوام حکایت بکنم آشکارم دارم میکنم دیگه بنابراین کلام آیت الله خویی با آخوند یکیه و ایراد به کفایی وارد نیست.
- حالا دلیلش اینکه ما ثبوت نسبتو بخوایم رد بکنیم چیه اینم توضیحشو عرض بکنم دیگه ما قبول نداریم که آخوند اشتباه کردند اما مطلب رو میخوایم بگیم که اگه کسی گفت جمله خبریه دلالت میکنه بعد ثبوت نسبت ایرادش اینه ثبوت نسبت یعنی مثلاً آمدن ذیل نسبت بین زید و آمدن یعنی ثبوت نسبت کاری به گوینده نداره خارج از اختیار منه خارج از من خیلی واضح تر اینطور بگم با صراحت که زید وقتی میاد من به عنوان یه مدرک.باشم یا نباشم اصلا تو دنیا نباشم درک نکنم آمدن زیدو
- خب آمدن زید محقق میشه آمدنش ارتباط با ترک من نداره که با آمدنش محقق میشود وقتی آمدن محقق شد مربوط است به اختیار خود زید که این عمل انجام بده یا نده مربوط به من نیست آنچه مربوط به منه اینه که من واقعهای رو که اتفاق افتاده آیا درست حکایت میکنم یا خطا حکایت میکند وقتی گفتم حکایت به جای ثبوت نسبت باید بگم اثبات نسبت.
- اون که در اختیار منه ثبوت نیست ثبوت مال عمل خود زید است که مثلاً آمده خورده خوابیده نگاه کرده اینا اون که مربوط به من گوینده هست اینه که اگه یه مدرکی مثل من اینجا درک میکنم آمدن زید و بعد میام چیکار میکنم این رو تو قالب الفاظ بیان میکنم میگم جاء زیدون خب این جاء ثبوت نسبت نیست دارم اثبات میکنم نسبت مجی به زید وقتی اثبات کردم حالا این دو حالت داره گاهی تطابق داره.گفتار من با مافل خارج میشه گاهی تطابق نداره نمیشه که پس اینه که ایرادی که گرفته شده
- اما اینکه بگیم آخوند گفتن ثبوت نسبت نه اینو انصاف اینه که در اینجا حالا ممکنه یه جای دیگه از یه جهت دیگه عبارت ایراد داشته باشد اما اینجا اصلاح کردن عبارتشون صحیحه و قشنگ صریح میگن هزار حکایت فی موتنه این قصد حکایت میشه اثبات همون اثباتی که الان توضیحشو.
- نکته دیگری که اینجا بهش توجه میکنیم اینه که همیشه جملههای ا قصد اثبات نداره مثلاً معلم میخواد به شاگرد پایه اول میخواد درس یاد بده میگه بگو بابا آب داد این تو مقام تعلیمه اینجا نباید ما نگاه بکنیم ببینیم ما فی ال خارج آیا بابا آب داده معلم راست گفت یا نداده بگه معلم دروغ گفت تو مقام تعلیم داره تعلیم داد به یه بچه.و طرز نوشتن رو میخواد یادش بده طرز گفتارو میخواد یادش بده
- پس گاهی داعی تعلیم است داعی اصلا بیان واقعی تو خارج که ما اسمشو گذاشتیم اثبات نسبت نیست گوینده اصلاً نمیخواد نسبت رو اثبات بکنه گاهی تو مقام سخریه هست مقام سخریه مثلاً چیه مثلاً یکی کسی میگه جا زید من میخوام مسخرهرش کنم من میگم آره جا مثل ترامپ که میگفت که.ما تمام موشکی ایران را از بین بردیم اون وقت ما هم عین کلام او را تکرار میکنیم
- اما داعی ما سخریه است ما میگیم آره از بین بردیم رهبر شهید امام رضوان الله تعالی علیه یه بار گفتن به همین خیال باش ببینید پس تو مقام سخری اگه ما اومدیم تکرار کردیم یک کلمه کسی رو ما دیگه اثبات نسبت نمیخوایم بکنیم و بگیم حقیقتاً اون مکان های موشکی ما از بین رفت یا نرفت بلکه اصلاً تو مقام سخریه هستیم اینم یه مثال دیگه.
- مثال دیگش اینه که ما تو مقام ذکر مثال میریم جلو کسانی که مثلاً کتابهای صرف و نحو مینویسند خیلی دارد این عبارت تو میگه ضرب زیدون عمرا آیا ما باید نگاه بکنیم که این ضربت صدق داره یعنی تو خارج زیدی باشه زده باشه که بگیم صادقه یا نزدش بگیم کاذبه نه اصلاً این جمله اول ذکر شده به داعیه مثال و همون بحث تعلیمی که.میخوام اینو عرض بکنم همه جملههای خبریه رو نباید ما احتمال صدق و کذب توش بدیم
- بلکه اونجایی که داعی گوینده یعنی انگیزش از گفتن چیه اینه که میخواد اثبات بکنه نسبتی رو که در موتن خودش هست یا در ذهن افراد یا در خارج و قبلا حتی گفتیم ثبوت نسبت گاهی اون نسبته واجبه گاهی ممتنعس گاهی ممکنه همه اینا رو گفتیم هست مثل اونجایی که میگم شریک الباری موجود ببینید.
- وقتی میخوام نسبت بدم که شریک باری رو با وجود وصل به همش بکنم بگم شریک خدا هست وقتی اینا میگویم شما تو خارج دقت کنید کلام من کاذبه و اصلاً شریک الباری ممتنعه کذبش در این حده که اصلاً امکانشم نیست تا چه رسد به وقوعش گاهی میگم جاء زیدون و اصلا یه امر ممکنی هست گاهی میگم الله قادر نسبت قدرت به خدا میدم که این قدرت اصلاً جزء صفات واجبه پروردگار و اصلاً قابل انکار نیست.
- تو همه موارد داعی من گوینده اینه که میخوام یه نسبتی رو اثبات بکنم اینجاست که احتمال کذب است این هم یک مطلب مطلب دیگر باز آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه یه جملهای رو اینجا افاده فرمودند اون جمله اینه که میفرماد جملههای خبریه از جهت دلالت وضعی او متصف به صدق و کذب نیست منظورشون چیه.
- میگن کسی که مثلاً یه خبری رو میده مثال هم خودشون میزنن میگن مثلاً میگه زیدان عادلان این زیدان عادلان نسبت عدالتو به زید میده گوینده این دلالت وزیرش میگن دائماً هست چه در خارج زید فاسق باشه چه عادل باشه حالا من تو صورت عادلش نمیام تو صورت فسقش فرض کنید تو خارج زید فاسقه آیا ثبوت عدالت برای زید تو کلام گوینده هست یا نیست هست لذا میگن کلام معنای خودشو داره.خارج نداریم که صادقه یا نه
- و بحثو اینطوری میبرن جلو و میگن گویندهای که میگه زیدان عادلون دلالت وضعیه او دائمیه یعنی اصل دلالت بعد میگن این دلالت یه مدلولی داره مدلولش چیه اون عدالت زیده اون مدلوله گاهی منطبق است ما خارج میشه صدق گاهی منطبق نیست یه دقتی اینجا ایشون دارن میکنن خدا رحمتشون بکنه مشمول رضوان خودش.ایشونو قرار بدین این دقتهایش که علمای ما داشتن حقیقتاً باید ما هم دقت بکنیم کلامشان را
- پس یه بار دیگه تکرار میکنم ایشون اصل دلالت رو میگن دائمیه وقتی میگیم زیدان عادلان دائماً عدالت رو گوینده داره برای زید ثابت میکند سوا اون اینکه زید در خارج فاسق باشه یا عادل اصلا ما کاری نداریم بعد از این میگن این دلالت این یه مدلولی داره مدلولش چیه همون وجود عدالت برای زید.وجود عدالت برای زید تا میان تو خارج نگاه میکنیم اون مدلوله بله احتمال کذب داره حقیقتاً دقت زیادی کردن
- اما باید با عرض معذرت به ایشون بگیم کلامتون صحیح نیست چرا ببینید ما یه دلالت تصوریه داریم یه دلالت تصدیقیه رو همین مثال من میرم جلو وقتی میگم زیدان عادلون دلالته تصوری چیه یعنی شنوندهای که صدا رو از من شنید تصور میکند.ترجمه زیدان عادلون خب دلاتو تصوری گفتیم منوط به اینه که اون شنونده لغت رو بدونه اگه مثلاً عرب زبان نباشه تا من میگم زین العابدالله نمیفهمه چی میگن عرب زبان باشه میفهمه حتی بیسوادی ممکنه من تو خواب این رو بگم تو خواب بودم گفتم زیدان عادلان یکی هم پهلوی من بود شنید اون دلت تصوری هست یعنی تصور میکنه مفهوم زیدا با مفهوم عادل و اینا رو باهم نسبت میده
- یکی هم دلالت تصدیقیه دلالت تصدیقی چیه.اینی که شخص گوینده خواب نیست بیداره و مستم نیست که بگه مثلاً غافله نخیر هوشیاره میگه زیدان عادلون اینجا شنونده چی میگه ترجمه رو دیگه نمیگه شنونده شنوندهای که میشنود از من زیدون عادلانا تصدیق میکند که من گوینده دارم نسبت عدالتو به زید میدم در خارج این میشه چی میشه هر کسی که یه جمله میگه مثل زیدان عادلان.
- دوتا دلالت داره یه دلالت تصوری که اون دائمی کلی هم هست همیشه این لفظ یه معنایی داره اون داره تصوریست که اصطلاح من میگم که دقیقا بدونید چی میخوایم بگیم اما این دلا تصوری مندک در دلالت تصدیقیه منعکس یعنی شنونده و از من که شنید زیدون عادلان دلالت تصورشو ملاحظه نمیکنه اصلا از اول میاد سراغ دلالت تصدیقی و چی میگه میگه گوینده من که گفتم زید عادلان راست گفتم یا دروغ گفتم .
- مثال.مرآت و بزنم که اینا قبلاً هم گفتیم سراغ مرعات یه نگاه به صفحه آینه داره میکنه یه نگاهم به صورت خودش که تو آینه است اما اون اولی که نگاه به صفحه آینه باشه مندک تو دومیه منتکه یعنی تو ضمن اون اصلاً توجه استقلالی به اون نداره که صفحه آینه مثلاً گرد و خاک داره یا نداره لذا اصلا کاری نمیبینه اما داره میبینه در حالی که میبینه توجه به اون نداره اونی که بهش توجه داره صورت خودشه لذا اول اگه یه لکه به صورت تا میره جلو اینا لکه شد سعی میکنه درست کنه.
- اطلاعات تصور تصدیقیام اینطوریه به آیت الله عظما خویی میگیم وقتی یه کسی میگه زیدان عادلان قبول داریم دلالت تصوری داره اما ریش مورد ملاحظه شنونده نمیشه که اون شنوندهای که داره صحبت از من میشنوه تصورشو مندک میکنه تو دلات تصدیقی وقتی من تصدیقی از اول میره سراغ همین تصدیقیش که آیا من صادقم تو گفتارم زید عادل یا نه از اول اینو داره بهش توجه میکنه
- لذا اینکه ایشون.خواستن با این بیانشان یه توضیحاتی میدن با بیانشون میگن فرقی بین جمله خبری و انشایی نیست خیلی عجیبه فرقی نیست چی میخوان بگن میخوان بگن هم جمله خبریه دلالت دارد هم جمله انشاییه
- ما به ایشون میگیم منظورت از دلالت چیه داره تصوری تصدیقی تا اینو میگیم تازه طرف مقابل یادش میاد که ما دو تا دلالت داریم اگر دلالت تصوری هم میگید اصلا خارج از بحث ماست بله تو داوری همیشه.
- چه بگم زیدان عادلان چه بگم هل زیدون عادلان فرقی بین اینا نیست اون انشاست اون خبره اما همه تصوری داره بحث ما تو این نیست و شنونده هم اینو بهش ملاحظه نمیکنه همون صفحه آینه که مونده که دلالت تصدیقیه تو دلا تصدیقیش فرق است بین مثلا هل زیدون عادلون یا بین اینکه بگن زیدان عادلان وقتی سوال میکنم شنونده از اول میگه این احتمال صدق و کذب نیست .
- چرا. چون داره سوال میکنه و سوال معنایی است که قائم به نفسه داره اون معنا را ابراز میکنه برای مخاطب ایجادش میکنه اما اونجایی که میگه زیدان عادلان دارد اثبات نسبت میکنه تو خارج تا گفت اثبات نسبت بحث احتمال صدق کذب میآید این اشکال اساسی است که آیت الله عظمای خوبی داریم که ایشون میخوان بگن جمله خبری و انشایی مثل هم هست به ایشون عرض میکنیم نخیر مثل هم نیست و مثل هم بودنش مال دلالت تصوریست که اصلاً از بحث خارجه و کسی توجه به اون نمیکنه.
- تصوری هست اما مورد ملاحظه نمیشه فرق جمله خبر انشا میاد تصدیقی قطعاً بین خبری انشایی فرق هست عرض شود که
- ایراد دومی که اینجا به آیت الله عظمی خویی داریم یک تنافی بین عبارت ایشون ما یافتیم یادتونه ایشون ایراد میگرفتن به آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه حالا ما ایرادشون گفتیم اصلا وارد نیست آقای آخوند خراسان اینا نگفتن اینا ما کار نداریم اما ایشون میگفتن جمله خبریه.قبول ندارم که برای ثبوت نسبت است اینو مشهور میگفتند مشهور میگفتن جمله خبریه برای ثبوت نسبت یا نفی نسبت
- خویی گفتن نه من قبول ندارم ثبوت نسبت یا نفی نسبت بلکه چیزی که خودشون ابراز کردن گفتن جمله خبریه وضع شده عبارت این بود یعنی ثبوت نسبت و گفتند قبول ندارم اما ابراز میکند یعنی داره آشکار میکنه چیا قصد خودش رو.
- کتاب نگفته بود این قصد تو دوران بود حالا آشکار میکنه با زیدان عادلان آشکار میکند که من دارم قرض میکنم آنچه را که در درون من هست که چیه نسبتی که تو خارجه من دارم نسبت رو میدم که قبل از اینکه من این رو بگم یه واقعی یه عکسالعمری تو خارج هست استجازه بعد من اونو اخبار ازش میدم جالبه اینو آیت الله عظمی خویی گفتن حالا اینجا دارن میگن جمله خبری وزن نشده برای ثبوت نسبت.
- خیلی با صراحت میگن جمله خبریه از نظر دلالت وضعی متصل به صدق و کذب نیست من سوال میکنم از شما عزیزانی که دارید این دو تا جمله رو میذارید کنارم آیا یه گوینده اگه این دو جمله رو گفت تنافی نیست بینش یه بار میگه جمله خبریه برای چی وصل شده برای اینکه میخواد ابراز بکنه حکایت اما خارج رو خب تا هم که حکایت کند اما فیخارج بلافاصله شما که دارید میشنوید میگید این حکایت قد تطابق مع الخارج و لاینطبع.
- پس این تعریف با احتمال مونده که تو همه یعنی لازم ملزوم یکدیگر اما بلافاصله همون گوینده میگه جمله خبریه به نظر من متصل به کذب نیست همیشه جمله خبری یه معنایی داره زیدان عادلون ولو کاذبم باشه تو خارج ولو شنونده یقین داره که زید عادل نیست و گوینده داره دروغ میگه ببینید اینا رو اسم میارن ایشون میگن ولا شنونده یقین داره باز هم زید عادل معنای خودشو داره.
- این زندان آدمی مثل که مخلوط شده است با هم دلاتو تصوری و تصدیقیو تفکیک نکردن از هم و ما داریم اینا تفکیک میکنیم ظاهراً اینجا که میخوان بگن دلالت وضعیه جمله خبریه دلالتش دائمیست منظورشون تصوریست اسمشو نیاوردن حالا یا غافل بودن یا ترجمه نمیدونم تصوری دائمیش میشه اون معنای علقه وضعی که مال عدالت تصوریست.
- این دلار تصوری بله احتمال سقط و کذب توش هیچ اثری نداره راه نداره بلکه کسی که عالم به لغتهای معناشو میفهمه اما اینکه یه گوینده دو تا جمله رو با هم گفته یه بار ایراد گرفته به تعریف مشهور گفته چرا اون اشتباه رو کردید
- معنای تعریف درست جمله خبریه اینه که میاد اثبات میکنه نسبتی رو البته ایشون میگن ابراز میکنه حکایتی رو اما فی الخارج که با این تعریف آقای خویی قطعا احتمال کذب هست بلافاصله در اینجا میگن نه جمله خبری احتمال کذب نداره.
- اینا عبارتها با هم تفاوت داره باید بگیم یادتون نره که خودتون تعریفی که کردید با احتمال با هم همراهه و اونم درسته اینجا که گفتید احتمال نیست این عبارت اینجا اشتباهه چرا چون رفتی سر دلالت تصوری بله تصوری که جزو بحث ما نیست و خارج از بحث ما این بحث بازم ادامه داره که انشالله جلسه آینده توضیح بیشتری رو خواهیم و صلی الله علی محمد و آله. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




