درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول استعمال لفظ در معنای مجازی _ جلسه ۱ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: سه‌شنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۲۲

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

استعمال لفظ در معنای مجازی _ جلسه ۱

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: سه‌شنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۲۲

مدت زمان: ۲۵ دقیقه

@doroos_mahdavi

  1. ۲-22اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
  2. بحث امروزمان راجع به استعمال لفظ در معنای مجازی بحث گذشته دیگه تمام استعمال لفظ و معنای مجازی هم ممکنه دو سه روزی طول بکشه از اینجا از امروز شروع می‌کنیم صاحب کفای رضوان الله تعالی علیه برای شروع مطلب یه نکته ‌ای رو بیان می‌کنند که ما فرمایش ایشون رو بعد توضیح میدیم فرمایش ایشون اینه.
  3. که وقتی می‌خواد یه لفظی تو معنای مجازی استعمال بشه آیا علاقه او علاقه به طبع علاقه به طبع یعنی یه مناسبتی باید بین معنای حقیقی و معنای مجازی باشه طبیعت افراد اگر این رو پذیرفت اون وقت این رو اجازه میده که استعمال بشه لفظ معنای مجازی مثلا اسد بخواد تو رجل شجاع استعمال بشه این را طبیعت انسان می‌پذیره.
  4. چون بین معنای حقیقی که حیوان مفترسه و معنای مجازی یک حلقه طبیعی هست طبیعت می‌پذیرد اما یادمه مرحوم مظفر رضوان الله تعالی علیه در کتاب المنطقشان همین اسد رو می‌گفتن اگه بخوایم استعمال کنیم در رجلی که بد بوی دهانه گفتن این مناسبت نداره یا بخواهیم استعمال کنیم در انسانی که موهای بدنش زرده حب بگیم این.اسد است منظورمون مجاز این باشه اینا گفتن تب اینا رو نمی‌پذیره
  5. لذا باید یک طبعی باشه نظریه دوم اینه که استعمال لفظ و معنای مجازی با نظر واضح یعنی واضح همونطوری که معنای حقیقی کلمه را بیان میکنه همون واضع میاد معنای مجازی رو هم بیان میکنه ولو اینکه باز اینا دقت بکنیم ولو اینکه واضح وقتی میاد معنای مجازی را بیان میکنه باز رعایت.اون مناسبت رو می‌کنه رعایت علاقه رو
  6. منتها فرق نظریه اول و دوم اینه که تو نظریه اول آزاد هستند همه افراد که هرگاه لفظی رو احساس کردن با اندک مناسبتی می‌تونن توی معنای مجازی استعمال کنن می‌تونن در حالی که طبق نظریه دوم مردم آزاد نیستند باید ببینند واضح اجازه داده باشه اینجا ملاحظه را هم بکنید که مرحوم میرزایی قمی در کتاب قوانین شان صفحه 246.- 25 تا علاقه جمع آوری کردند واقعا استقرایی کرد خیلی هم بحث قشنگیه که میگن بین معنای حقیقی و مجازی باید یکی از این 25 تا علاقه باشه
  7. حب این نیاز به اینه که یه دقتی بکنیم اون 25 تا رو بعد ببینیم آیا بازم علاقه دیگه می‌تونه باشه یا نه ما الان نمی‌خوایم اون علاقه‌های کتاب قوانین رو بگیم می‌خوایم بگیم آیا استعمال لفظ معنای مجازی آیا به طبع است یا به وضع واضح.
  8. با این توضیحی که دادیم صاحب کفای رضوان الله تعالی علیه می‌فرماید الازهر هو الاول از هر آن است که قول اول درسته یعنی طبع اگر موافقت بکنه می‌تواند هر کسی استعمال کنه لفظ رو تو معنای مجازی دلیلشون چیه میگن به شهادت ال وجدان میگن وجدان انسان شاهد او شهادت میده که به حسن الا استعمال فیه.من عبارتو می‌خونم چون بعد به عبارت ایراد داریم عین عبارت
  9. و امانت‌داری می‌کنم به شهادت الوجدان به حسن الاستعمال فیه ولو مع منع الوضع عنه فرمان وجدان شهادت میده که خوب است انسان لفظ تو معنای مجازی استعمال بکنه وقتی که اون مناسبت طبیعیه باشد منظورش این حالا تو عبارت نیومده ما این اضافه می‌کنیم اونجایی که مناسبت طبیعی هست استعمال نیکوست.
  10. بعد می‌فرماید ولو اینکه واضح جلوشو گرفته باشه واضح گفته نکن این کارو ولیکن ما می‌دانیم وجدان ما قضاوت می‌کند که نیکوست استعمال مثل اون معنای مجازی در مقابل اگر مناسبت طبیعی نباشد می‌فرمایند نیکو نیست استعمال لسوم معنای مجازی ولو واضح اجازه داده باشه حب یه عبارت حالا من ایرادشو بعدا خدمتتون میگم چون چند تا نکته  باید بگیم.ما همینجا بحث رو رها می‌کنیم بحث کفایه رو و چندین نکته  رو باید اینجا توضیح بدیم تا بحث واضح بشه که چی می‌خواد گفته بشه
  11. نکته  اول این است که وضع بر دو قسم وضع شخصی داریم و وضع نوعی داریم منظورمان از وضع شخصی جزئی نیست اون نیاد تو ذهنتون جزئی در مقابل کلیس که خاص عام گفتیم اون معناش واضحه که گاهی لفظ یه معنا داره مثل الان این جزئیه.گاهی یم پلیس مثل اسم جنس الان می‌خوایم بگیم و از گاهی شخصیه و گاهی نوعی ما سه نوع وضع داریم که دوتاش وضع شخصیه یکشم وضع نوعیه
  12. یک اونجایی که لفظی رو وزن می‌کنیم برای یک معنایی هم لفظشو و هم یعنی هم ماده شو هم هیئتشو اگر ما ملاحظه اینطوری کردیم که هیئت رو با ماده با هم ملاحظه کردیم این. وزن شخصی مثالش مثلا زید زیدو وقتی وزن برای شخص خاص هم مادهشو در نظر داریم یعنی ز و ی و دال و هم هیئتشو که بر وزن فعلون هست یعنی زیدون و زیده و اینا نمی‌تونیم بگیم باید همون زید بگیم یا
  13. مثلا ضربه یذبو همه اینا وقتی که میگیم ضر وصل شده برای مفرد مذکر اینجا هم ماده اش در نظر داریم که ذات و ب هست و هم هیئت فعلش.همه اینا هر دو ملاحظه شده اینو میگن وضع شخصی که قابل تکرار نیست برای یک مورد دیگه پس اینجا وزن ملاحظه شد هم هیئتش هم مادش قسم دوم اینه که وضع ماده باشه فقط یعنی واضح فقط ماده رو نگاه کرده هیئت رو کار نداره مثل ض و ر و ب و واضح میگه برای معنای زدن هست در قالب هر هیئتی بیاد 110 تا هیئت هم براش درست می‌کنه.
  14. ماضی مضارع اینا همه اینا میگه تو همه اینا یه مفهوم زدن هست مفهوم خوردن نیست خوابیدن نیست نگاه کردن نیست مفهوم زدن حب اینم ز و ی و دال و واضح میشه وضع شخصی یعنی قابل تکرار نیست که بگو مثلا جابجا بکنیم حروفشو یا یه حرف دیگه بیاریم هیچکدوم اینا نمیشه حب قسم سوم دیگه معلوم شد اونجایی که وضع ماده رو میگه وضع هیئت میگه کاری به ماده نداره.
  15.  این وضع میشه وضع نوعی وضع هیئت مثل چی قبلا بارها گفتیم مثلا وزن فاعل کاری نداره که این فاعل تو قالب ضارب بیاد کاتب بیاد نائم بیاد اون ماده کار نداره هیئتشو میگه میگه بر وزن فاعلن اگه آمد این برای کننده کاره مضرب نه مفعل مفعل باز اینجا واضح اومده هیئت رو در نظر گرفته میگه این برای اسم آلت و وسیله است و همینطور بقیه موارد.
  16. اینو میگن وضع نوعی وضع نوعی یعنی چه یعنی یه هیئت و واضح وصل کرده فاعلون رو که در تحت این فاعل هزاران کلمه ممکنه بیاید پس وضع شخصی نیست و نوعی حب اینو ما برای چی داریم اینا رو عرض می‌کنیم می‌خوام عرض بکنم در بحث فعلی ما که بحث مجاز هست وقتی یه کلمه ای رو مثل اسد میخویم بیایم تو معنای مجازی استعمال بکنیم نه ماده ملاحظه میشه نه هیئته اینو توجه.

 چون اسد می‌خواد بیاد تور از جلو شجاع استعمال بشه دیگه اینجا ما دو هیئتو کار نداریم اینجا بلکه اون مناسبتو رو کار داریم تو معنای حقیقی چرا اونجا هم لفظش دقت شده هم ماده او همه مادش هم هیئتش اما وقتی می‌خواد تو معنای مجازی بیاد نه دیگه همون معنای حقیقی یه مناسبت که داشته باشه میاد تو معنای مجاز آیا تو معنای مجازی هم لفظ ملاحظه میشه ما تو هیئتش می‌خوایم بگیم نه فقط مناسبت رو میخویم این یک نکته .

  1. نکته  دوم عرض شود که استعمال لفظ در معنای حقیقی بال وضع و شخصی هم هست مثلا اسد تو همون حیوان مفترس استعمال شخصی و معنای هست در عین حال می‌خوام بگم گاهی گاهی واضح مناسبت تب رو هم تو معنای حقیقی ملاحظه کرده این خیلی جالبه تو عربی ما خیلی داریم از این جهت.تو فارسی میگه مثلا اسم این چیه اسمشو می‌ذاریم دفتر حالا آیا این لفظ با این معنا طبعاً مناسبت داره یا نه نه پیش پیش مناسبتی نداره تو انگلیسیشم همینطوره تو ترکیشم همینطور تو عربی غالباً همینه یعنی لفظ تو معنای حقیقی مناسبتی بین لفظ و معنا نیست اما گاهی هم هست من الان هفت هشت مورد از مواردی که مناسبت بین لفظ و معنا هست و خدمتتون عرض می‌کنم که اینا تو عربی آمده خیلی هم جالبه مثلا.
  2. تو عربی گاهی می‌خوان یک معنا رو بگن مستمراً شخص داره ادامه میده نه موقتاً این استمرار رو وقتی می‌خوان تو لفظ نشون بدن مناسبتش الفه چون الف ایستاده نوشته میشه و این ایستاده تو کتابت مناسبت داره با معنا که البته این تناسب تناسب بین کسر معنا نه مناسب بین لفظ و معنا حالا مناسبت بین لفظ و معنا هم عرض می‌کنم.
  3. مناسب بین لفظ و معنا مثل تشدید تو عربی ما خیلی جاها باب تفعیل تمامش همینه دیگه باب تفعیل همش تشدید داره می‌خوام بگم خیلی مواقع تشدید مال شدت معناست چون معنا شدید بوده یعنی سفت باید محکم باید اون معنا را رعایت می‌کرده تو عربی میاد لفظشو یه حرفشو تکرار میکنه با تشدید میگه مثلا موفقیت دو تا تشدید هم داره.
  4. اینجا تناسب داره لفظ با معنا یعنی تو معنا هم شدت عمل رو می‌خواد یعنی کی انسان موفقه وقتی که جهادگونه یه عملی را انجام بده عملی رو سرسری خیلی ضعیف انجام بده اینا موفقیت بهش نمیگه و همچنین کلمات دیگه که تشدید داره مثال خیلی ما می‌تونیم براش پیدا بکنیم خود کلمه شدت یعنی شدت تو لفظش دالش دوبار گفته میشه اشاره به این داره که معناش هم محکمه معنیش ضعیف نیست شل نیست اینم.
  5. مورد سوم گاهی یه معنایی تکرار می‌شه به تمامی نه استمرار همینطور تکرار یعنی یه بار میشه قطع میشه باز تکرار میشه قطع میشه اینطوری اینو عرب وقتی می‌خواد تو لفظ بیاره لفظ هم همین کارو می‌کنه لفظ و حروفشو تکرار می‌کنه مثل چی مثل وسواس وسواس از نظر معنا به کسی میگن که یه عملی رو.انجام بی جهت آب می‌کشه بعد رها می‌کنه دور یه ربع بعد دور آب میکشه رها می‌کنه
  6. اینطوری این معنای تکرار یک عمل است نه به معنای استمرار یک عمل بلکه عمل همینطور موقتاً انجام میشه قطع میشه عرب وقتی اینو می‌خواد تو لفظ گویاش بکنه چیکار می‌کنه لفظشم همین کارو میگه وسوسه حب شنونده وقتی می‌بینه وسوسه را پی میبره که معنا هم تکرار میشه یا مثلا کلمه زلزله.
  7. زلزله اینه که زمین یه بار تکون می‌خوره رها میشه باز 5 دقیقه بعد یه ربع بعد باز تکرار میشه رها میشه عرب وقتی که می‌خواد اینو به عبارت بگه تو عبارتشم چیکار میکنه میگه زلزله یعنی ز و لام رو تکرار می‌کنه اشاره به تکرار معنا اینم از جاهاییست که مناسبات بین لفظ و معنا هست دیگه از جاهایی که اشاره بکنم بین لفظ و معنا اشاره است هر جا که حالت زیر داره عرب این رو تو لفظ با کسره بیان.
  8. مثال خیلی داره با کسره بیان می‌کنه که نشون داد انقفاضه هرجا که عکس انقفاضه و می‌خواد علنی آشکارش بکنه مستطیل نباشه اینو با ذمه بیان می‌کنه اینم خیلی مثال داره دیگه خودتون تو لغت مراجعه کنید مثالشو ملاحظه بکنید مثال دیگه سکون حرکت گاهی یه معنایی ساکن لفظش را هم اعرابش ساکن میکنه مثالش اینه که ببینیم خدای متعال که واجب الوجوده.
  9. بخواد یه موجود دومی بیاد جای خدا یعنی اونم واجب الوجود باشه جای خدا بنشینه حب نشستن جای خدا میشه سکونت سکونت از همون ساکن شدنه دیگه اینا عرب وقتی میخواد نشون بده میگه اون موجود دوم مثل خدای اوله یعنی عین الفلش که سه هست حرف س رو چیکار می‌کنه ساکنش میکنه و اما اگه میخواد نشون بده که اون موجود دوم جای خدا ننشسته بلکه جن به خدا نشسته بدون فاصله جنب خداست.
  10. و یه تفاوت با خدا داره یعنی خدای متعال واجب الوجوده این دومیه ممکن الوجوده اما تو صفات دیگه از خدا فاصله نداره اینو عرب وقتی میخواد به بیان بگه به لفظ مثل میگه لذا آیات قرآن اگه دقت کنه یه جا میگه لیس کم مثله شیء خدا مثل نداره اما راجع به مثل دو تا آیه داریم که میگه له المثل اعلا خدا مثل اعلا داره که چهارده معصوم علیهم السلام است اونا واجب الوجود نیستند اما تو صفات کمالیه‌شون با خدای متعال هیچ تفاوتی ندارند.
  11. جز همون تفاوت واجبیت یعنی صفاتشون مثل ذاتشون ممکنه که این بحثو در کتاب هدف خلقت توضیح دادم ممکن الوجود هم ذاتش ممکن الوجوده هم صفاتش مثل علم قدرت اینا اونا ممکن الوجوده و نمی‌تونه ذات یه موجودی ممکن باشه صفاتش واجب باشه یعنی صفات علمش همیشه بوده قبل از خلقتش این امکان نداره چون صفات عارض بر موصوب میشه وقتی موصوف ممکنه اسم یعنی ابتدای خلقت داره صفاتش قطعاً.
  12. همینطوره حب برگردیم سر اینکه عرب وقتی که میخواد معنایی معنای سکونت داره و بیان کنه تو لفظش میگه مثل وقتی می‌خواد حرکت بده بگه کنار او یعنی جن به او قرار دارد مثل باز مثالی که کلمه مد مد چیه گاهی عرب می‌خواد بگه یه معنایی مستمره یه عملی تکرار میشه نه قطع و وصل هم تو تکرار میشه اینو وقتی میخواد تو لفظی که براش وضع کرده برسونه واضح میگه لفظشو مد بده.
  13. عرض شود که مثل مد ولوالین والین اونایی که تو ضلالتشون و تو گمراهیشون ادامه داره مثال دیگش تو قرآن اکلها دائم یکم شوخی کرده بود گفته بود این مد دائم من اینجا خیلی خوشم میاد آیه 35 سوره رعده اکلها دائم اکل یعنی خوراکی های بهشت دائمیه پشت سر هم می‌خوان بخورن دائمیه.
  14. این دوام معنا را تو مد لفظ میاد بیان می‌کنه حب اینا رو برای چی گفتیم گفتیم یه مناسبتی بین لفظ و معنا گاهی البته یادتون نره گفتم تو معنای حقیقی گاهی واضح بین لفظ و معنا یه مناسبتی رعایت می‌کنه اما این گاهی تو معنای مجازی نیست لفظ به یه مناسبت طبیعی میاد تو معنای مجازی استعمال میشه نتیجه چیه
  15. نتیجه اینه که اگر واضح لغت اسد رو وصل کرده برای معنای حقیقی.و معنای مجازی فرض کنید تا امروز هیچکس نفهمیده این لفظو تو معنای مجازی می‌شد استعمال کرد مناسبت داره امروز شما یا ما فهمیدیم که می‌شود کلمه اسد رو به مناسبت شجاعت بیاریم تو رجل شجاع استعمال کنیم
  16. حب می‌تونیم استعمال کنیم لازم نیست در گذشته واضح به ما اجازه داده باشه یا لازم نیست قبلاً یکی کشف این مناسبت رو کرده باشه همین که ما کشف کردیم می‌توانیم استعمال بکنیم و این تو اشعار فراوانه.
  17. تو نصرم باز با همین طبعی که گفتم باز خیلی موجوده اشعار ملاحظه بکنید می‌بینید که مثلا میگه که فلانی میره خمر میخوره منظورش اون شراب اصلی نیست
  18. این خم اینجا اون حالتی است که از تقرب به خدا و از اینکه معارف فراوانی رو یاد گرفته لذتی میبرد که گویا مثل یه مستی که خیلی لذت میبره اینطوریه این داره استعمال میکنه لفظ خم رو یا می رو.
  19. تو معنای مجازی با اندک مناسبتی که هست ولو در گذشته کسی این کارو نکرده باشه تو اشعار خیلی داریم که باید ملاحظه این رو بکنید و
  20. اما نکته  سوم را هم عرض بکنم که اگر وجود طبع بود کسی نمی‌تونه جلوشو بگیره اینجاست که گفتم ایراد داریم به کفایه ما نظرمون اینه وقتی وجود تب هست هیچ کس نمیتونه جلوشو بگیره حتی واضح واضح نمیتونه جلوشو بگیره اما کفایه چی گفت.
  21. کفای فرمود ولو مع من الوازه کانهو خواستن بگن که امکانش هست ولو واضحا معن کرده باشد بازم ما می‌تونیم استعمال بکنیم ما عرض می‌کنیم اصلاً واضح نمی‌تونه منع بکنه وقتی طبیعت وجود داره
  22. مثلا کلمه قمر رو که همون ماه تو آسمانه من می‌خوام مجاز استعمال کنم برای چهره که خیلی زیباست مناسبت هم داره میگه نمیتونه هیچکس جلوشو بگیره حتی واضح هم نمیتونه آخوند میگن که ولو واضح من کرده باشه باز شما میتونید استعمال بکنید.
  23. اینو ما قبول نداریم میگیم بازم نمی‌تونه هیچکس نمی‌تونه بلکه به صرف وجود تب می‌تواند استعمال بکند ما مطالب باز زیاد داریم اجازه بدید همین جا بحثو چون وقت تمام شد رها می‌کنم
  24. انشالله ادامه بحث و جلسه آینده خدمتتون به لطف الهی خواهم داشت و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
  25. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید