درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول استعمال لفظ در خارج از معنای موضوعٌ له_جلسۀ۷ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه دوشنبه تاریخ:  ۱۴۰۵/۰۳/۰۴

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردازش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

یکشنبه شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام 405/3/3

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

استعمال لفظ در خارج از معنای موضوعٌ له_جلسۀ۷

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

دوشنبه تاریخ:  ۱۴۰۵/۰۳/۰۴

مدت زمان: ۲۹ دقیقه

@doroos_mahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم آخرین
  2. صحبتی که پریروز داشتیم روز شنبه در بحث اصول این بود که دلالت تصوریه صرف اینکه لفظی گفته می‌شه از یک لافضی از یک متکلمی باشعور بیشعور نائم یا نه غیر نائم مجنون یا نه عاقل فرق نمیکنه صرف اینکه لفظی را ما شنیدیم.ولو به تعبیر بعضی من اصطکاک حجرن علی حجر از اصطکاک مثلاً صدای نان ازش در اومد لفظ به صرف اینکه آمد فوری توجه به معنا پیدا می‌کنیم مقید نیست که بگیم این لفظ وقتی معنا ازش فهمیده میشه که لافذ اراده کنه اون معنا را کاری به اراده نداره
  3. صاحب کفایت سه تا دلیل داشتند چون ما گفتیم من مرور می‌کنم دلیل اولشون این بود که اگر اینطور باشه لاف.تو اسما قصد استقلالیت می‌کنه تو حروف قصد عالیت میکنه آیا ما این قصد و باید احراز بکنیم تا معنا را بفهمیم گفتن نه صرف اینکه ما لفظی رو می‌شنویم ولو قصالیه و استقلالیتشو نفهمیم اون معنا رو ما می‌فهمیم معنای اون کلمه رو می‌دونیم چیه این یه دلیلشون بود
  4. دلیل دوم اینکه اگر قید اراده رو بخوایم بکنیم وقت تو مثال مثلاً زید القائمون باید بگیم زید.وقتی دلالت داره که اراده متکلمم باشه یعنی اراده می‌کنم زید را بعد قائمم وقتی معنا داشته باشه که اونم بگیم گوینده اراده کرد اسم معنای قیام رو اگه اراده رو آوردیم ملاحظه کردیم این اراده باعث میشه بین زید و قائم تباین ایجاد میشه و دیگه قابل حمل نیست در حالی که ما میبینیم قابل حمل است بدون اینکه ما نیاز به تجرید داشته باشیم.ما بخوایم اون اراده را حذفش بکنیم اینم دلیل دومشون بود
  5. دلیل سوم این است که ما می‌دونیم الفاظ تو اسماء و همچنین حروفم گفتن وضعش عام موضوع لهشم عامه اگر ما اراده رو دخیل بدونیم تو موضوع له اراده وقتی بیاد خاصش میکنه باید بگیم موضوع له تو همه الفاظ خاصه در حالی که کسی اینو نگفته
  6. یه دلیل چهارم هم ما اضافه کردیم.این فرمایش این دو بزرگوار باعث شده که جناب صاحب فصول رضوان الله تعالی علیه اومدن گفتن که الفاظ وضع شده است برای معانیش به بار یا مراده یعنی با قید اینکه این معانی را اراده کرده باشه وقتی این لفظ و معنا رو داره و الا اگه معنا رو اراده نکرده باشه نه معنا رو نمی‌رسونه
  7. آیا واقعاً این دو بزرگوار همینو می‌خواستن بگن که صاف وصول هم این توهم کردن جواب اینه که نه.جناب شیخ الرئیس و محقق طوسی داشتن دلالت تصدیقیه رو می‌گفتند ما بحث گذشته‌مون همین بود یه دلالت تصوری یه داریم که صرف اینکه لفظی شنیدیم ولو یه آدم خام یه لفظ از دهنش پرید یا یه حیوان ما معناشو می‌فهمیم اما نمی‌تونیم گردن حیوان بذاریم بگیم این لفظی که گفت معناشو اراده کرد این گردن او گذاشتن اون میشه دلالت تصدیقیه که ما میخوایم تصدیق کنیم
  8. که همین معنای مضاله رو اراده کرد اونجا باید یه.شرایط دیگه داشته باشیم بدونیم که این خواب نباشه مجنون نباشه و همینطور پس نتیجه اینه این دو محقق بزرگوار می‌گویند الفاظ دلالت بر معانیش داره تو دلالت تصدیقیه تابع اراده است اما تصوریه نه
  9. خب تو دلالت تصدیقی ما می‌خوایم بگیم که این معنا مراد گوینده است کردن گوینده می‌خوایم بذاریم باید احراز کنیم که اراده کرده است.اما تو دلالت تصوری که نمی‌خوایم گردن آن بزاریم که میل این معنا رو داره باید مراجعه کنیم به لغت لغت چه معنایی ازش داده شده خب تا اینجا این اشتباه رو متاسفانه یک عالم بزرگی مثل صاحب فصول مرتکب شدند که نسبت دادن به اون دو محقق شیخ رئیس محقق طوسی که اینا گفتن دلالت اراده است در حالی که مال دولت تصدیقیه است
  10. حالا به دنبال این بحث یه بحث دیگه هم مطرح می‌کنم. و اون این است که میگن مقام اثبات فرع مقام ثبوته یعنی چه مقام اثبات مقام ثبوت یعنی در واقع مقام ثبوت در واقع باید اراده کرده باشد گوینده تا من راهی داشته باشم در مقام کشف تو مقام ظاهر که مقام اثباته و بگن چی بگن که این آقا اراده کرد معنای لفظو و الا اگه در واقع اراده نکرده باشه.این کشف من در واقع جهله من اشتباه دارم کشف می‌کنم
  11. کی من می‌تونم نسبت بدم تو مقام اثبات بگم گوینده اراده رو کرد این مقام اثبات تابع مقام ثبوت یعنی ثبوتن گوینده اراده کرده باشه نظیر مقدمات حکمت که تو مقدمات حکمت هم همینو می‌گیم می‌گیم گوینده تو مقام ثبوت که رقبه تو مقام بیان بود ثبوتا بعد ما تو مقام اثبات کردنش می‌ذاریم می‌گیم این کتاب در مقام ثبوت بود تو مقام اثبات هم همینو اراده کردن یعنی اعم از.رتبه مومنه و کافر اینا همش میشه دلالت تصدیقیه
  12. تو دلالت تصدیقیه پس باید یه ثبوتی باشه تا ما اثبات بکنیم اما تو دلالت تصوریه چی تو دلا تصوری من می‌خوام یه لفظی شنیدم ولو از یه طوطی معناش اینه چیکار دارم به اینکه طوطی اراده کرده معنا را یا اراده نکرده است خب با توجه به این آخوند یک سوالی رو مطرح میکنه و جواب می‌دهند می‌فرماید اگر ما قائل شدیم که اطلاعات تصوریه کاری به اراده لافذ نداره.اراده بکنه یا نکنه شنیدن لفظ و دانستن ما که بدونیم نقش معنایی داره کافیست برای اینکه فوری معناشو جلوی اون لفظ بگذاریم
  13. با توجه به این سوال اینه اگه یه کسی خطا کرد اومد بگه آب گفت نون خطا کرد و ما قطع داریم که اراده نکرده اسم نونو یقین داریم که این آب دشمن گفت خب آیا میشه بگیم که لم یکن له منفظ مراد.اراده نبودش از لفظ چه جوابی که آخوند میدن با جوابی که ما می‌دیم دو تا چیزه من اول جواب صحیحشو عرض بکنم ببینید یه کسی اومد بگه آب گفت نون سوال اینه که آیا دلالت دارد این لفظ بر اون معنا یا نه جواب چیه اینه می‌گیم اگه داره تصوری میگی بله دلالت داره گفت نون خب دلالت داره بر معنای خودش اما اگه دلالت تصدیقیه رو میگید میخوید گردن گوینده بزارید ما هم قطع داریم که گوینده اراده نکرده.صحیح اینه
  14. اما صاحب کفایه چی می‌فرماند می‌فرمان درحالی که ما یقین داریم گوینده این لفظ دلالت را اراده نکرده عبارتشون اینه نعم لایکون حین اذن دلالت میگن این لفظ هیچ دلالتی نداره بل یکون هناک جهالت و ضلالت یحسبه ال جاهل دلاله فی ما ترا میگن جاهل فکر میکنه دلالته به آخوند میگیم جناب آخوند دلالت تصوریه فکر کردن که نیست .- قطعاً دلالت تصوریه هست اون که نیست تصدیقیه یا از شما اینو باید بگید یا نه اینکه بگید این لفظی که خطا گفته شد هیچ دلالتی ندارد چرا ما میگیم دلالت داره دلالت تصوریه داره
  15. خب در اینجا آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه باز مقابل مشهور یک نظریه را مطرح کردند که هرچه این عبارت ها رو میخونیم پی به منات اشتباه ایشون می‌بریم در اصول. ایشان در اصول گفتند وضع به چه معنایی است معنای تعهد و التزام بردن تو تعهد التزام ما چی گفتیم نه ما همه بزرگان مشهور میگن وضع چیه اینه که یه معنایی به ذهن واضح میرسه ثم تو مرحله دوم یه لفظی رو انتخاب می‌کنه بر اون معنا اینجا آیت الله العظمی خویی رضوان الله تعالی علیه طبق نظریه خودشون دلالت وضعیه رو میگن باید توش اختیار باشه.
  16. می‌برندش یه مرتبه تو مسلک خودشون دلالت وضعیه یعنی لفظ بخواد مثلاً نون بخواد دلت بر نون خارجی بکنه میگن حتماً باید اراده و اختیار رو ما توش بگذاریم و در واقع میگن دلالت وضعیه از نوع دلالت تصدیقیه هست نه دلالت تصوریه ما که گفتیم دلالت تصوریه است یعنی تصور لفظ که کردیم بلا معنا خطور میکنه تو ذهن.
  17. اما ایشون میگن نه این قهری است و خارج از اختیار این به درد نمی‌خوره باید بری تو آنچه که ما گفتیم که شخص گوینده ملتزم باشه و متعهد باشه من عبارت ایشونو یه مقدار چند خطی از توضیح میدم ایشون میگن بنابر آنچه که ما سلوک کردیم در باب وزن صحبت ما واضحه و اون این است که ما گفتیم وزن تعهد و التزام یعنی حتی ایشون گفتن کل افراد جامعه
  18. مثلا در یک شهر اصفهان. اگر ۵ میلیون جمعیت در استان باشه یا بیشتر یا کمتر همه اینا گفتند واضحه یعنی چه میگن واضح هستند یعنی کل این‌ها تعهد دادند که هر وقت معنای نون خواستن میگن از لفظ نون استفاده کن میگن همه اینا واضح
  19. خب حالا تا اینجا این اشتباه گذشته بود که ما توضیح دادیم که این نیست اما بیان ایشون که تعهد التزام و شرط میدونند اینجا یک نتیجه میخوان بگیرن و اونی که لفظ دلالت بر معنا ندارد مگر اینکه تعهد.و التزام گوینده را ما احراز بکنیم طبق نظریه ایشون اگر گوینده خواب باشه دیوانه باشه حیوان باشه و گفت نون این چون خارج از اختیارشه خارج از تعهد التزامه هیچ دلالت بر معنا ندارد
  20. لذا ایشون می‌گن اصلاً این غیر معقوله فلا یعقل که این لفظی که گفتیم بخواد دلالت بر معنا داشته اصلا میگن معقول نیست که این طرف تعهد و التزام باشه طرف تعهد التزام.در جایی است که حتماً اختیار باشه بعد میگن فلا مناس یه دو تا جمله دیگه داشته باشیم از بیان ایشون لا مناس من الاتزام یعنی ما ملتزم میشیم هیچ جای دیگه هم نیست که تخصیص می‌زنیم علقه وضعیت رو به صورت قصد تفهیم معنا من اللفظ میگن اونجایی که گوینده قصد کرده که معنای لفظو تسلیم مخاطب بکنه اونجا باید بگیم که علقه وضعیت یعنی ارتباط بین وضع.کلمه و معنا خوب دیگه فرقی هم نمیکنه که این در مقام تفهیم باشه چه تفهیم جدی باشه یا تفهیم غیر جدی باشه تفهیم استعمالی
  21. بالاخره ایشون میگن امر اختیاری ما می‌خوایم امر اختیاری هم اونجاست که گوینده اراده بکند اونجایی که لفظو بگه بدون اراده مثل خواب اراده نکرده این غیر اختیاریه لذا لفظ دلالت بر معنا نداره خب لذا میگن دلالت وضعیت اول مختص به دلالت تصدیقیه هست.چرا بنابر قول خودشون چون خودشون قائل شدند که وضع تعهد و التزام است بعد میگن و اما دلالت تصوریه دلالت تصوریه چیه مثلاً یه حیوان یا یه خواب آدم خواب حتی گفت نون ما هم معناش اومد تو ذهنمون با اینکه لافذ هیچ اراده نکرده اینو چه توجیه می‌کنید
  22. آقای خویی می‌فرمان این نتیجه اون انسی‌ست که تو ذهن شنونده ایجاد شده بین لفظ و معنا از کثرت استعمال یا امر دیگر.یه انسی حاصل شده از اون راه داره میره جلو و الا دست از حرف خودشون برنمی‌دارن میگن این لفظی که از آدم خواب صادر شد دلالت بر معنا ندارد این یک نکته
  23. باز یه نکته دیگه هم میگن و من سمه کانت دلاله میگن از همین جهت من قائلم که دلالت یعنی در تصوری موجود است حتی منعت تصحیح الوضع اختصاص الحق الوضعیه بما ذکرنا.مذاکرات یعنی همون تعهد التزام یعنی ولو گوینده تصریح بکنند یعنی واضح ؛ واضح تصحیح بکنه که معنای لفظ وقتی از لفظ میشه که گوینده اراده بکنه تعهد داشته باشه ولو اینم بگه بازم ما لفظو که می‌شنویم معناشو جلوش میگذاریم یعنی نتیجه همون انسه و الا دلالت تصوری میگن نتیجه است خب کلام ایشون خیلی ایراد داره ما برمیگردیم به صحبت گذشته مون.
  24. مراحل وضعو تا برسه به استعمال یادتونه ما گفتیم ۵ مرحله داریم مرحله اول واضح معنای اشیا میاد تو ذهنش مثلاً نون خارجی رو می‌بینیم این معنا مرحله دوم احتیاج پیدا می‌کنه که یه لفظی رو برای معنا انتخاب بکنه حالا تو عربی خبز میگه تو فارسی نان میگه اینم مرحله دوم مرحله سوم باید بعد از که وصل کرد لفظ رو بر اون معنا جهل عارض نشه یه کسی بگه من.قبلا شنیدم نان را
  25. اما الان نمی‌تونم معناش چیه اگه جهل عارض شد یا نسیان عارض شد نسیان یعنی می‌دونست و بعد یادش رفت جهل اصلاً بگه من لغت خارج نمی‌دونم یا حتی غفلت غفلت اینه که هم علم داره یعنی جهل نیست و هم تذکر اما تذکر نداره غافل می‌شه
  26. ما می‌گیم تو مرحله سوم باید اینا عارض نشه نه جهل نه نسیان نه غفلت در اون علمی که پیدا کردن اینا باید عارضش نشه.تا برسد به مرحله چهارم
  27. مرحله چهارم همین تعهد التزامیه که کل واحد کسانی که تو اون شهرن تو اون مملکتن اینا متعهدند که هرگاه خواستن نون خارجی بگن از لفظ نون استفاده بکنن یعنی ابراز المعنا بهاذالفظ و الا مقابلش چیه اینه که شخص میگه من میدونم این معنا با لفظ نون ادا می‌شه اما من عمدا نمیخوام بگم من می‌خوام عربی بگم یا میگه چون این لغت انگلیسیه من میخوام فارسی رو پاس بدارم می‌خوام فارسی بگم پس صرف اینکه انسان علم داره.تو مرحله سوم
  28. نمی‌رسه به مرحله چهارم یعنی مرحله سه سبب نیست برای مرحله ۴ بلکه مرحله ۴ هنوز اختیاره میتونه انتخاب بکند اون لفظو می‌تونید انتخاب نکنه این مرحله چهارم
  29. مرحله پنجم استعماله که تو این مرحله حالا لفظو میگه و تو همون معنا اراده می‌کنه خب ما از این پنج مرحله که قبلا توضیح دادیم الان می‌خوایم یه حرف جدید بزنیم میگه مرحله یک و دو و سه تلاوت تصوری هست نه تصدیقیه.
  30. تصوری چی بود یعنی ولو یه آدم خواب داره میگه نون ما معناشو جلوش می‌ذاریم تو مرحله اول این بود که معنا به ذهن واضح تو مرحله دوم واضح کلمه نونو گذاشته مقابل اون معنا مرحله سومم شنونده عارضش نشده جهل و نسیان و غفلت خب وقتی اینطور باشه تا نونو شنید ولو از پشت دیوار ولو اینکه پامو به زمین بکشم لفظ نون شنیده بشه فوری معنا میاد اینا دلالت تصوری است میاد
  31. اما.آیت الله عظما خویی آیا اینا گفتن ایشون فکر می‌کردن مرحله ۱ وضع همون مرحله ۴ که تعهد التزامه خب اگه این باشه یعنی ما وضعی نداریم مگر همون تعهدی که افراد جامعه داده‌اند بعداً بگیم کل افراد جامعه واضع بله این حرف طبق این نظر درست در میاد اما معلومه که مبنا غلطه
  32. و چیکار مال مرحله اوله شما سه مرحله دیگه هم باید رد کنید اینا ترتیب هم داره گفتیم مرحله اول معنا به ذهن میرسه مرحله دوم.کلمه رو انتخاب می‌کنید بازه مرحله سوم عدم بروز جهل و نسیان و غفلت مرحله چهارم تعهدیست که افراد جامعه میدن که استفاده بکنند یا مقابلش استفاده نکنند
  33. لذا کلام ایشون به هیچ وجه قابل پذیرش نیست ولیکن اینکه مرحله یک و دو و سه آیا دلالت چیه می‌گیم دلالت تصوریست مرحله چهارم دلالت تصدیقیست یعنی اونجا که گوینده تعهد داده که از لفظ نون استفاده بکنه و طبق تحقیقاتش هم عمل کرد وقتی ما شنیدیم گردنش میزریم میگیم این گفت نون.ذهنشو مشغول می‌کنیم به اون لفظ نون
  34. دو تا مطلبی هم که آخر بحث ایشون گفتن اونا هم دیگه جوابش واضح شد ایشون گفتن دلالت تصوریه مستند به وضع نیست جواب مستند به وضع یعنی همین اندازه که واضح کلمه‌ای رو مقابل همون معنای نون قرار داده اون سبب میشه که با دلالت تصوری رو استفاده بکنه
  35. لذا چرا ایشون این حرفو زدن میگن دلالت تصوریه.غیر مستند عبارت ایشون این بود تصور گفتم غیر مستندت الی الوضع کاری به وزن نداره بل هی من جهت الانس جوابش واضح شد که کاری به انس نداره
  36. بلکه اتفاقاً مستند به وضع سخن آخری که ایشون و من سمه گفتند چی گفتن گفتن ولو واضح تصریح بکنه که من این معنا را اراده نکردم تصوری موجود است جواب اینه که واضح.هیچ وقت تصریح به این مطلب شمای آیت الله عظما خویی نمی‌کنه
  37. چرا واضح که اومده تو ذهنش بعد لفظ نون مقابلش گذاشته تو مرحله ۲ حالا بیاد مرحله ۴ رو بگه و بگه چی بگه اختصاص دلالت وضعیه به تعهد و التزام این خلاف نظر خود واضحه واضح میگه اختصاص نداره میگه من کاری به تعهد التزام گوینده های ایران و اصفهان و اینا ندارم که من دارم لفظ رو مقابل معنا میگذارم.
  38. لذا اگه بخواد صریحا بگه دلالت لفظ نون بر اون معنا منوط است به اون تعهد و التزام گوینده این در واقع صریح در خلاف کاریست که خود واضح کرده که لفظ مقابل معنا قرار داده پس باید بگه من لفظ مقابل معنا نگذاشتم من باید صبر کنم ببینم واژه چیه اراده کرده در حالی که واضح تو مرحله دو کاری به مرحله چهار نداشت
  39. چون مرحله دو لفظ وصل کرد برای معنا تو مرحله چهار بله افراد هستند هیچ اعتنایی به مرحله چهار ندارد.که آیا افراد یه شهری متعهد میشن استفاده کنند از این لفظ متاهل نشه من این لفظ رو وصل کردم برای این معنا سوای اینکه افراد استفاده بکنند یا نکنند
  40. این هم بحثی بود که در واقع از بحث‌های گذشته هم استفاده کردیم اما متناسب با بحث امروزمون شد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
  41. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید