https://hosein128.ir- پایگاه شخصی

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
صحیح و اعم_کلام آیتاللهالعظمی خویی رحمهالله در ثمره بحث
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
مدت زمان: ۳۷ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
- بحث صحیحی و اعمی در فرمایش آیت الله عظمی خویی به یه مشکل دیگهای برخورد کرده اینم امروز مطرح بکنیم صاحب کفای گفتن ثمره نداره با یه بیان دیروز گفتیم با اون بیان ایشون رد کردیم اما خودمون هم گفتیم ثمره ندارد با یه بیانه دیگری.
- الان آیت الله عظما خویی میفرماید نه تنها ثمره داره دو تا ثمره داره فرق بین دو تا ثمره توشه این دیگه چیه این دیگه خیلی تعجبه اگه فرمایش ایشونو خوب دقت بکنید زود رد نکنیم حالا ذهن شما آماده است برای رد کردن اما میگم دقت اول بکنیم فرمایششونو خوب بفهمیم بعد سه تا ایراد داریم اگه فرصت کردیم سه تا ایراد بگیریم
- ثمره رو من.باید نقل قول بکنم چون خودم قبول ندارم یه مقدار سختم است بیانش چیزی که ایراد داره انسان درست نمیتونه لذا برای اینکه خوب بیان بکنیم از متن فرمایش ایشون
- ثمر اول همون چیزی است که همیشه میگفتند چی بود میگفتند اعمی میتواند رجوع کند به برائت عند شک فی جزء شرعی ما مثال سوره را زدیم و گفتیم شک داره.سراغ دلیلم رفته دلیل چیزی دستشو نگرفت میره به اصل عملی اهمیت چی میگه میگه من سوره رو شک دارم تو وجوبش برائت جاری میکند
- حالا برائت که جاری میکنه آیا صحیح است یا فاسد اهمیت برای من فرق نمیکنه نماز صحیح یا فاسق سوره جز نماز نیست این ثمره یا اولی که اعمی تمسک به برائت میکند اما صحیحه چی نمیتونه.برات جاری بکنه چون خودش قائل به صحیحه دیگه تا برائت جاری میکنه میگه من نمیدونم آیا این نماز بی سوره صحیح است یا نه چون نمیدانه پس نمیتونه برایت جاری کنه چون که اسم نیاد اصلا میگن این نماز باطل که باشد اسم هم نیست پس صحیحی یرجع الی اشتغال این ثمره اول اینو چیز جدیدی نیست این همه گفتن همه
- اما ایشون به عنوان ثمره دوم ذکر میکنه میفرمان آقای اعمی یرجع الی الاطلاق اول میتونه به اطلاق یا عموم تمسک بکنه حالا من اینجا توضیح بدم یه عمومی ایشون اضافه کرد تا حالا اطلاق میگیم منظورشون از عموم چیه اینه که لفظ به جای صلات صلوات باشه این شد عموم اگه لفظ وضع بر عموم شده باشه میشه اطلاق هم که مشخصه با اون مقدمات اما.
- واسط مقدمات اعم از سوره و بی سوره مرتبم هی میگیم با سوره شو زیاد شما عنایت نکنید مهمشون بیسوره است که اگه براِأت جاری کردیم اینه حالا میفرماد اعمی میتواند به اطلاق یا عموم تمسک بکند به خلاف صحیحی ؛ صحیح اصول عملی خوب این فرمایش اول ما توضیح میدیم زود اقدام نمیکنیم روی رد کردن .
- اینکه گفتن رجوع میکند به اطلاق یا عموم اینو توضیح بدیم رجوع به اطلاق یعنی چه یعنی رجوع میکند به لفظی که مطلق است و سه تا مقدمات حکمت داره متاسفانه سه تا مقدمات حکمت هم ایشون توش تصرف کرده اند حالا من دیگه با مقدمات حکمت مقدمه میدونیم تو حوزه و ایشون یکیشون نگفتن و یه چیز دیگه جاش گفتن نمیدونم چی چی بهشون.بگیم یا بگیم نمیدونستن اطلاع نداشتند از اصول که خیلی بده این حرفا بزنیم باید بگم نه میدونستن عمداً چیکار کردن یکی از مقدمات حذف کردن بدون اینکه تصریح بکنند
- گفتن نظر من سه تا مقدمات ایناست که اونم اشتباهه هرچی شما میخوید قضاوت بکنید با خودتون اما فعلا در کتاب ایشون سه تا مقدمات حکمت و این سه تا شما چی میگفتیم یک گوینده امام علیه السلام در مقام بیان حکم شرعی باشد.
- دو قرینه بر خلاف نیاورند سه قدرتیقنم مرتب شد صدها بار ما اینو گفتیم واضح است برای طلبهای که درس خارج هم نمیخونه حالا ایشون چی گفتن اولیش همون که هیچکس نگفته من توضیح که میدم برای همینه که بعد ایراد که میخویم بگیریم سه تا ایراد همینست
- ایراد اولیش اینه میگن حکم باید روی مقصدی آمده باشد که این مقسم قابل انطباق بر دو قسم یا اقسام باشه.مثلاً صلات اسم صلات اومده رو مغزم یعنی نماز که این نماز قابل انطباقه بر ۱۹ جز و ۲۰ جز ۲۰ سوره با سوره مقدماتی بود یه چیزایی که روش بشینید حالا فکر کنید البته ما میدونیم اینها را که باید قابل انطباق باشه و اگر قابل انطباق موضوع یعنی اگر مغزم هم یه مورد بیشتر نداشته باشه مسلم است اطلاق نیست.
- اما اینکه اینو جزء مقدمات اطلاقگیری حساب بکنید این اشتباهه شما الان داری به عنوان مقدمه نه این جزء موضوعه اگه بخواید واضح حرف بزنید موضوع اطلاق کجاست اونجاست که لفظی روی مقصدق نیست که این مقصد هم دو قسم یا چند قسم سه قسم بیشتر دو و سه دیگه دومیش میفرمایند متکلم در مقام بیان باشد ولو به اصل عقلای اصل عقلایی چیه اینکه مثلا عقلا میگیند وقتی داره می گید.انشالله حواسش پرت نیست چون گاهی میشد خود ما یا حواسم پرته به زبان یه لفظی رو میگیم شما میگید اشتباه لوپی بود منظورش چیز دیگه بود خودشم نفهمید حواس ایناست گاهی اتفاق میفته
- آیا میتونیم اینا رو بگیم احتمالشو میدیم اما اعتنا نمیکنیم و میگیم متکلم پس در مقام بیان باشه درحال اجمال گویی نباشه قرینه سومش مقدمه سوم اینه که لم قرین اینم.مقدمه سوم هیچ اشکال نداره اینام همه جا هست
- ما فقط اشکال حرف اول خب حالا ایشون دنبال فرمایششون را بگیم وقتی این سه تا مقدمه تمام بود در نتیجه اطلاق تو مقام ثبوت هست مقام کار لنگه مقام بله مقام میرن جلو چی میگن میگن گوینده تو زبان صلات اینو میگن استعمال لفظ.
- آیا مرادش از معنای استعمالی همون مراد جدی بود یا نبود خب میدونید گاهی مراد چیز دیگه است اما مراد استعمالی چیزه دیگه است خب اینجا ما باید مراد جدی رو بگیریم الان اینجا تو بحث اطلاق همینه که اگه این سه تا مقدمه رو شما فراهم بکنید آن وقت میتونید بگید مراد استعمالی گوینده هو مراد جدی اثبات بوده ؛ اثبات چیه این لفظ تو مقام اثبات از مقام اثبات.کشف مقام ثبوت میکنیم تا مقام ثبوت کردید نتیجه اینه میگه تو مقام استعمال لفظ اعم از سوره فقط من میدونستم جدی هم همین بود یا نه سه تا مقدمات حکمت مراد جدی را هم ضمیمش میکنم
- و میگم مراد جدی ش اعم از اینکه سوره را بیاورد یا نیاورد نهایت شکم دارم شک دارم که یه وقت نماز ۲۰ سوره باطل باشه این شک من اعتنا نمیکنم چرا.چون تو مقام اثبات اطلاق دارم همینه دیگه بحث اطلاق تمسک به اطلاق همینه اینه که شاید میفرمایند اعمیه تمسک به اطلاق میکند توضیحش این بود که دادیم بعد میفرمایند این مقدمات سه گانه تمت تامة علی القول بالوضع للعم بنابر اعم تامه زرنگی ش چیه میگن مقدمه اول که من گفتم که اصولی نگفتن.
- میگن این مقدمه اولا بنابر اهم تمامه چون اعمه میگن اعم فاسد درسته نتیجه اینه که پس مقصد روی دو فرد میاد بی سوره با سوره فاسد باشه یا صحیح فرق نمیکنه اما بنابر صحیحی مقدمه اولا نمیاد فقط به نظر من اسم صلات روی فرد صحیح میاد پس نمیتونه بگه مقصدم صلات چه بی سوره چه با سوره مقصد میاد فقط روی نماز با سوره چون میخو صحیح باشه.
- اونورشم وقتی فاسد اسم صلات گفته نمیشه مقسم از اول قابل انقسام به دو فرد نیست ثبوتن وقتی ثبوتن نبود اثباتاً نمیتونی بگی زرنگی شد خدا رحمت رضوانشو شامل حالشون بکنه تازه فهمیدیم کجا را دارند درستش میکن یه مقدمهای شد اضافه کردند پس باید بگید به نظر شما چهار تا مقدمه باید بیان می کردند چرا میگن سه تا نمیدونم چیه آیا فراموش کردند آیا بحث اصولی رو نمیدونستند.
- فراموش کردن آیا میخوان یه چیز جدیدی تو اصول وارد بکنند ما هیچی نمیدانیم ای کاش شاگردشون بودیم همونجا دست مقدمات اشتباه گفتیدا همه اصولی دارن ست مقدم معروف هم هست آیا شما نظرتون عوض شده یا اینکه اشتباه دارید مشخص بکنید تا ببینیم چیه اشتباه میکنید خب برید اصلاح کنید اگر نظرتون جدیده خیلی خوب این یه بحثی است ما روش بحت میکنیم و حالا فرض میکنیم نظر جدید جوابش چیه.
- خب حالا باز یه جمله دیگه ایشون دارد این جملاتشو بگم و بعد وارد ایرادات بشم میفرماد که اعم وقتی شک میکنه تو جزء سوره ما اینطور میگیم تو جزء زائد یعنی ۱۹ تا رو شک نداره شک میکنه تو اون جز زائد فوری چیکار میکنه تمسک به اطلاق میکنه با تمسک به اطلاق که سه تا مقدم بود صلات رو دو فرده بی سوره و با سوره است هر دوش هم. صلات است ولو فاسد اسم صلات هست متکلمم در مقام بیان بود
- و نکته سوم گفتن قرینه بر خلاف مرادم نیامده باشه با توجه به این مبنای اعمیام که داره تمسک به اطلاق میکند و چی میگه میگه نماز بی سوره هم معتبر است حالا معتبر است یعنی چه منظورش از اعمه یعنی اسم آمده است.
- با ایراد سومی که حالا بعد داریم همینجا الان بهتون میگم ایراد سوم چی بود این بود که اسم درد ما را دوا نمیکنه شما میگید نماز بی سوره اسم صلات یستق علیها اسمش بیاد بعد سوال میکنیم از خود آیت الله عظمی خویی شما دنبال این بودید میخواستید اثبات کنید که یه عملی مکلف انجام بده مقلد شما برد یه عمل انجام بده که اسم صلات روش باشه یعنی شارع امر کرده به عنوان اسم صلات در عمل مکلف یا امر کرده به صلات صحیح.
- اینجا که میرسه همه دستا بالا میبرند میگن قطعا خدا حکمی که کرده صلات صحیحه اسمی که ناخواسته و شما داری زور میزنید با تمسک به اطلاق تو سر بالایی افتادید و دارید گاز میدید میگید این تمسک به اطلاق باعث شد که اسم صلات اومده
- دیروز یه فرمایشی از آیت الله عظما سبحانی نقل کردیم ایشون دامضله حقیقت خیلی خدمت کرد ایشون فرمودند وقتی شک میکنه که آیا سوره جاری ایرادی که ما داشتیم بهشون گفتیم چرا اول ما را انداخت تومی بعد میگید برائت یعنی دو مرحله کردید اول میگه با اعمی تمسک به اطلاق میکنیم و تو تمسک به اطلاق افتادیم توی مشکل.
- مشکل چیه اینه که نماز بی سوره اسم نماز گفته میشود اما نمیدونیم صحیح است یا نه این مشکل برای اینکه مطمئن بشیم به صحت برائت جاری میکنیم ایراد ما این بود که خودش اول براأت جاری کنه اصلا مرحله اول حذفش کنید تمسک به اطلاق ول کنید اصلا برای چی اطلاق میکنیم مگه شما مجتهد نیستید از اول بگید شک دارم در جزئیات سوره شک در اصل تکلیف است درسته شک هر جا در اصل اصل برائت نیاز نداشتم اول اطلاق بگن.
- خب اینا رو چند ماه پیش هم گفتیم ظاهرا بودید اون موقع دیروز هم باز بشه عرض شود که فرمایش آیت الله عظمی خویی رو حقیقتاً دقت بکنیم رو کلامشون علمی خیلی ارزشمنده حالا گرچه ایراد خیلی داره ایشون میفرمایند هذا به خلاف القول باطن اون مجتهدی که قائل به صحیح است که خودشون نیستند خودشون تو اصول مبناشون اهمی یه جای دیگه گفتن.
- فعلا اینجا میگن اگر صحیحی شد یک مجتهد نمیتونه تمسک به اطلاق بکنه چرا میفرما سه تا مقدمه مقدمه اولشو نداره مقدمه اول این بود که اسم صلات مقسمی باشد که قابل لقسم الا فاقد جز وا تونستیم نمیتونه.
- چون سید اول میگه باید کاری بکنی که صحیح باشد اسم صلات خب تا میاد فاقد جز میشه میگه من ۵۰ درصد باطل میدانم اسم صلات نمیآید خب پس صحیح نمیتونه تمسک به اطلاق بکنه اعمه میتواند اینم فرمایش آخرش عرض شود یه یه استدراک هم دارند دوباره من تکرار میکنم شد تمسک به اطلاق بکند میتونه چون اهمیت.
- میگه بی سوره هم اسم صلات گفته میشود ولو فاسد باشه اشکال نداره الا یه جا یه جاش اهمیت نمیتونه تمسک به اطلاق بکنه و اونجایی که اگه شک داره که یه چیزی رکن صلات است یا نه حالا من راجع به سوره نمیتونم اما فرض کنید فرض کنید ما شک کردیم که آیا سوره رکن نماز است یا نه و اعمه هستیم آیا میتونیم تمسک به اطلاق بکنیم نه چرا.
- شرطه که توسط نماز فاقد سوره که احتمال این فرض که رکن نماز رفته باشه آیا امام علیه السلام به من اجازه میدن که من نماز بدون رکن بخونم تمسک کنم به اطلاق کلام امام و بگم چه با سوره چه بی سوره پس اونجایی که احتمال میدم رکنیت یک جزء را نمیتونم تمسک به اطلاق بکنم چرا (اذا شك في أجزائها، فلا أثر حينئذ لاطلاقها، بل الحكم ايضا هو التخيير.) یعنی رجوع به این میکنه رکنه دیگه اگه رکن رفت اسم دیگه گفته نمیشه فرمایش آخرشون که اگه اینطور بود اما اگر اینطور نبود یعنی اون جز رکن اصلا احتمالش هم نداریم میتونه تمسک به اطلاق بکنه این بحث رکن هم همون حرف میز قومیه با یادمون نره تا الان چند تا نظریه خوندیم میرزای قمی گفتند وصل شده اسم صلات برای ارکان و.
- اصول رئیسه که اصولاً منظور همون اجزای رئیسه
- شیخ انصاری گفتن معظم اجزا و نظریه آخرت خوندیم که تکرار نکن عرض شود که ما سه تا ایرادی اینجا به فرمایشات عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه اولا این مقدمه سه تا مقدمه که گفتید گفتیم مقصد باید وارد بشه قسمت بعد گفتید این مقدمه او فقط برای اعمه به درد میخوره این فرمایش ایشون بگیم برای صحیح است.
- چرا صحیحه مگه نمیگید اسم صلا ت بر صحیح وصل شده حالا من درستش میکنم فرض کنید من صحیحم اسم صلاتو میگم رو هر دو قسمت چرا میگم صلات قطعا رو ۱۹ جزش یقینیه فقط شک رو یه جز دیگه شک میکنم که اون جزء بیستم که سوره است اگر بیاد یا نیاد دخیل است در صحت یا نه دراسم چون دیگه شک میکنم که آیا دخیله سوره یا نه چیکار میکنم برائت جاری.
- وقتی برات جاری کردم مقسم روی دو قسم آمده صلات چه با سوره چه بی سوره هر دو صحیح است با سورش که قطعاً صحیح بی سورشم با یه برائت تعبداً میگم مقسم هم روی دو قسمت وارد است و اونجایی که شک هست همون فرمایش آیت الله سبحانی البته با اون ایرادی که بهشون گفتیم ایرادشو حذفش کنیم.
- مجتهد از اول چیکار میکنه تمسک به برائت میکنه مسئله حل میشه لذا صحیحی هم مثل اعمی مقدمه اولا را داره این اشکال اول
- نتیجه قبلا داشتم آیت الله خویی گفتن که مرکب باشه یا بسیط باشه بعد گفتن خیلی هست فعلا نماز که باستد نیست نماز مرکبه. مرکب از یک اجزای شک ما هم توی جز دیگه نبریم نگید من تقرب شک تو اینه سوره جز نماز یا نه ایشون میفرمایند صحیحیه نمیتونه تمسک به اطلاق بکنه اهمیت میتواند دلیلشان مقدمه اولی سه تا مقدمه ایست که این مقدم ایشون درست کردن بله اون ایرادش بود اون بحث ایراد ما نمیخویم ایراد بگیریم فرض میکنیم مقدم او هست جز مقدمات حکمته.
- رو فرضی که هست این مقدمه اولا اینه که باید مقصد یعنی صلات رو دو فرد قابلیت ورود داشته باشه بعد گفتن اعمه میتوانند و صحیحی نمیتواند ما ایراد اینه که چرا صحیح هم درستش کردیم دیگه چرا با یه برائت جاری میکنه پس چرا دیگه چرا میگه صحیحی هم هست بله دیگه نه نیست حکم شرعی لازم است بحث نداره همین فرمایش ایشون اصل مثبت هم نیست.
- فقط ۵۰ درصد احتمال نماز باطل باشه اما تعبدا میگید رفقا مالا یعلم به من تامین داده است صحت نماز این بحث بازم ادامه داره ما هرچی بحث بکنیم اما خوب گفتن یه بحث های بی فایده هم هست و صلی الله علی محمد و آل محمد.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




