درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول  صحیح و اعم_قول فی عدم إمکان التمسک بالاطلاق استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: سه‌شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۰۳ مدت زمان: ۳۶ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

 صحیح و اعم_قول فی عدم إمکان التمسک بالاطلاق

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: سه‌شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۰۳

مدت زمان: ۳۶ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi
 

  1. عوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
  2. یکی از مطالبی که صاحب کفایه در بحث صحیح و ائمه گفتن فرمودند تفاوتی نمی‌کنه هم صحیحی و هم اعمی هر دو برائت جاری می‌کنند وقتی شک داره در جزئیات یک چیزی مثلاً سوره حالا سوره را خیلی مثال نزنیم مثال استعاذه را امروز.
  3. یه چیزی که گاهی بعضی میگن یا انفشو در سجده بخواد رو خاک بگذاره خب یکی از مراجع احتیاط واجب کردن اما نه مستحبه که مستقیماً جمع گاهی خیلیا دو تا موضوع هم می‌ذارن مسئله که بلد نیستن اینا دو تا مورد داره یکیشو باید برای بینی بذاره نمی‌ذاره حداقل استحبابه که خوبه که انسان اول بکنه روحانیون این کار میکنن میفهمم که اطلاع از بحث های دینی.دارند
  4. در صورت اگر ما شک کردیم در جزئیات استعاذه آیا استعازم جزء نمازه یا نه صاحب کفای رسیدن به اینجا برخلاف مشهور گفتن صحیحی هم می‌تونه تمسک بکنه به اطلاق لفظ زمانی که شرایط اطلاق همه موجود باشد
  5. خب پس تفاوت در چیه تفاوت در اینه خیلی ساده است میزنیم جامع وقتی میخواد صحیحی درست بکنه یا اعمی اینا دو تا راه دارند.
  6. میاد دوتا فرد نماز رو که یکیش صحیحه یکی فاسد توی مجموعه قرار میده بعد میگه جامعه این دوتا مثلاً ۱۰ تا جزئه از ۲۰ تا که دیگه کمتر از ۱۰ تا دیگه فاسدم نیست دقت کردی چی شد پس یه فرد صحیح یه فرد فاسد جامعه این دوتا اما صحیحه چیکار می‌کنه دو تا فرد صحیحو می‌ذاره تو این مجموعه این چیه خب جامعه صحیح می‌شه مثلاً ۱۷ تا ۱۸ تا می‌شه.
  7. زیر ۱۸ تا میشه فاسد تا فاسد شد از مجموعه خارج میشه اینو توجه داریم اینا که قطعاً صحیحیه دو فرد صحیح رو می‌ذاریم کلمه دو فرد هم دو رو روش حساس نباشید بکنیدش ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۰ تا فرد صحیحو می‌کنه توی مجموعه جامعه اهمیت هزار تا صلات صحیح با هزار تا فاسد می‌ریزه توی مجموعه فاسد را میریزه که اسم صلات گفته میشه نتیجه یه چیز دیگه در.میاد.
  8. اما امروز داریم چی میگیم میگیم اگر صحیحی توانست تمسک به اطلاق بکند یعنی مقدماتشو تونست احراز بکنه مقدمات حکمتشو خب چی میگه بعد از این اگر می‌گیما تا حالا مشهور گفتن نه صحیح باید اشتغالی باشه اما میگه میگه تونس اطلاق گیری بکنه چیکار میکنه میگه هر دو فرد صلات چه با استغالی چه بی اشتغالی است هر دو صحیح است.
  9. باعث که قطعا درسته اون بی استغالی که فاقد جز است آیا صحیح است یا نه بله دیروز یه کلام از آیت الله عظما سبحانی گفتیم که اصلاً برائت جاری میکنه میگه من شک دارم تو وجوب استعاذه برای جاری میکنه و جاری میکن یعنی نماز بدون او صحیحه نه اسم صلات بهش گفته میشه با توجه به این حالا میریم سر بسته فقها.
  10. که فقها چرا مبناشون صحیحه بیشتر در حالی که صحیحین وقتی به رساله می‌رسه می‌خوان مسئله حکم بدهند بحث برائت و جاری کردن چرا می‌گیم همین بوده علتش همینه صحیح هستند یعنی تو دایره‌ای که می‌خوان جامع درست بکنن فقط افراد صلات صحیحه رو قرار می‌دن این معناش اینه اما برائت جاری میکن یعنی چه
  11. یعنی وقتی شک می‌کنن فی جزئیات شی او شرطیت و.جامع همه سه تا مقدمات حکمت باشه در یه چنین جایی فقی برائت جاری می‌کنه
  12. مثالش روایت حماد که ۱۰ -۱۵ سال پیش خوندیم روایت مفصلی که امام صادق علیه السلام ایستادند اول بهش گفتن دو رکعت نماز بخون خوند حضرت توبیخش کردن گفتن شما هنوز اینطوری نماز می‌خونیم خیلی ناراحت شد که نکنه نماز باطل بوده نه باطل نبوده نمازش.
  13. امام علیه السلام خودشون بلند شدن دو رکعت نماز خوندن حماد از ابتدا تا انتها رو ذکر می‌کنه که امام چیکار کردن چیکار کردن تمام کارهای نماز از تک بیت و سلام نماز ذکر کرده این روایت حماد که بیش از یک صفحه بود تو وسایل یک صفحه و نیم تقریباً بود این مستند خیلی احکام شده
  14. از جمله این بحث امروز ما می‌خوایم بگیم اگر فقیه نگاه کرد دید تو این روایت حماد همه چی اومده است حاضر امام نگفتن.حماد ذکر نکرده که امام اعوذ بالله گفته باشه
  15. حالا این فقیه خودش صحیحی یعنی میگه تو اون دایره من صلات فاسد اصلا نمیارم اما تو همون دایره صلوات سید چی میگه میگه صلات چه با استعازه چه بدون استعازه صحیح است دلیل حدیث اطلاق گیری میکنه میگه امام در مقام بیان بودند
  16. و در حالی که در بیان بودن هیچ چیزی ذکر نکردن راجع به اش قرینه برخلاف نیاورد.
  17. به تعبیر آیت الله عظما خوییم یه چیز اضافه قابل انطباق بر هر دو فرد هست هم باعث اگر اینا رو ما بگیم نتیجه اینه نسبت به شخص استعاذه خصوص استعاذه رو نه کل صلات کل صلات یه جور دیگه بحث اشتغال در میاد که میگ من به کل ثلاث ضمن مشغول بود فقط در صورت که استراحت پیدا میکن اما تو خصوص استعاذه اگر حرف زدید همون حرف فقهاست.

 

  1. من شک دارم که این واجبه یا نه امام نگفتند معلوم میشه چه بگویی چه نگویی صحیح است بله در این صورت لا فرق بین الصحیحی والاعمی حین هر دو تمسک به برائت می‌کند حالا اینجا فرمایشی دارند آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه که می فرمایش عزیزمان که الان اشاره فرمودند آقای خویی رضوان الله تعالی علیه ایشون میفرماید که قائل به صحیح.
  2. نمی‌تواند تمسک به اطلاق بکنه یه فرمایش دیروز داشتن اینو باز تکرار می‌کنند اینجا ما بیان می‌کنیم ببینیم چیه میگن اعمی میتونه تمسک به اطلاق بکنه و بره جلو اما صحیح نمیتونه بعد البته استثناء میزنن حالا کل کلامشونو باید بریم تا آخر اول می‌فرما لا یسع لصحیحی انسک اطلاق چرا چون مقدمه اولا را ندارد مقدمه اولا گفتیم ایشون یه.کار جدیدی کردند که به نظر ما اشتباه بود
  3. ایشون اومدن گفتن که باید مقسم قابل انطباق بر دو فرد باشه مقدمه اولا را این گفتن خب ما نه تو کفایه اینا رو دیدیم نه تو رسائل دیدیم بحث که می‌کنیم اینا رو باید ببینیم اینا رو مقدمات حکمت این نیست چی بود این اینا داریم تو کفایه و اینا اما یه چیز دیگه قاطی نکنه مغزم قابل انتقال باشه تا بتونه اطلاق گیری بکنه این محقق موضوع اطلاقه.
  4. کجا ما اطلاق گیری می‌کنیم موضوعشو اول بگو بعد بیا سر شرایطش اجازه نداریم که خود موضوع رو تو شرایط ذکر بکنیم موضوع موضوع بعد شرایط ضمیمه او میشه ببینید محقق موضوع اطلاق کجاست آیا جایی که من نمیتونم قابل انطباق نیست میتونم گیری بکنم نه هیچی خداحافظ کجا میشه موضوعش کجاست اونجا که قابل انطباقه یعنی قابل اینه که رقبه یا مومن باشه یا کافر اما رقبه دائماً کافر باشه اطلاق گیری نمیتونه بکنه که.الرغبت الله تکون الا کافره حالا مثال دارم می‌زنما بالاخره اگر اینطور شد دیگه اطلاق گریم نمی‌شه
  5. حالا ایشان طبق نظر خودشون که فکر کردن این جزء شرایط مقدمات حکمته میگن مقدمه اولا این است که باید قابل انطباق باشه و حکم صحت جاری باشه هم بر این فرد هم اون فرد مثال که ما زدیم استعاذه باید بتونی بگی که هم این هم اون.اهمیت می‌تونه بکنه سازه ولو فاسد باشه من اسم صلاتو میارم
  6. اما صحیح میگه اصلا صحیح باید باشه منم نمی‌دونم این بی‌استعاده ۵۰% باطله به عبارت دیگه بگم صحیحه میگه باید لابد من احراز مقدمه او تا معقول باشد اطلاق گیری قابل انطباق باید اول احراز بکنی.بعد اطلاق گیری بکن این چه واضحیست
  7. تا اینجا نتیجه اینه ما وقتی که در مقدمه اولا گفتیم قابل انطباق است میشه ثبوت تو مقام اثبات حالا می‌تونی با مقدمات حکمت چیکار کنی به عهده روایت بگذاریم روایت یا همین حدیث حماد مثلاً چون در مقام بیان قابل انطباق به دو فرد هم هست پس پس اول باید اطلاق دو فرد بعد اثباتاً کشف می‌کنی که هر دو فرد صحیحی اند.
  8. اما الان اینطور نیست خود ایشون می‌فرماید الان صحیحه تو اون مجموعه‌ای که صلات می‌ذاره فقط صلات‌های صحیحو می‌گذاره ؛ صحیحی را توضیح بده یعنی چه یعنی صلات که تمام اجزای و شرایط اینا تو این دایره هست خب نماز بدون استعاذه تو این دایره نیست چی می‌خوای بگی نماز از اول باید صحیح باشه بیاره تو این مجموعه هم شک دارید ۵۰ درصد وقتی شک دارید که صحیح یا نه می‌ذاریش بیرون میاره داخل این فرقش همینه.
  9. پس اطلاق لفظی تا اینجا ما این نتیجه رو می‌گیریم اطلاق لفظی بنابر قول صحیحی وجود ندارد این ایراد این شخصیت محقق بزرگ رضوان الله تعالی علیه ولیکن بعد خودشون جواب میدن میگن پس چطور شده فقها در حالی که صحیحی هستند اما به موارد اربعه دوم و سوم و خیلی موارد هرچی شک میکن تو جزئیات همه رو با اصل برما باشد
  10. ما که گفتیم لفظ قابلیت انطباق به دو فرد نداره صلات نمی‌تونی بگی با ساز اینا تو دایره نیست این اشکال رو خیلی واضح حرف که ما بیان می‌کنیم حالا جوابش ایشون میگن اطلاق لفظی نیست اما اطلاقه حالی یا مقامی هست و اینجا اجازه میخوام بحثو رها کنم وارد اطلاق تعریفش بشیم.
  11. چون بعد ایراد داریم به ایشون همین جا اگه نفهمیم ایرادم نمی‌تونیم بگیریم اطلاق لفظی چیه همینه که مثلاً اعطه رقبه لفظ تو کاره شما لفظو با سه تا مقدمات حکمت میگید اعم از مومن یا کافر خب اونجا که لفظ هست کسی نزاع نداره به لفظ تمسک می‌کنن میرن جلو؛ اما اطلاق حالی چیه اطلاق مقامی چیه اینا نشون یکی گرفتنش اطلاق حالی و مقامی مثلاً همین حدیث.
  12. حماد پا شدن ایستادن دو رکعت نماز خوندن اما حرف نزدند که بگید لفظ صلات تو کلام امام اعم از استعاذه و یه وقتی روایته امام صادق علیه السلام تعریف می‌کنند میگن الصلاة هیئت تکبیر والحمد و اینطوری میگن میرن تا آخر نمیگن اینجا شما لفظ و اطلاق گیری میکنید اما تو حدیث هم ما حالت امام فعل امام ؛ امام ایستادن نماز خوندن اسم هم نگفتن.

 

  1. اینا اطلاق لفظی نمی‌تونیم بگیم اطلاق چی میگیم حالی میگیم یعنی در حالی نماز برگزار شد که استعاذه توش نبود یه جاهایی اما مشکوکش برامون حالا از مثالی که خود ایشونم میزنند از شما سوال می‌کنم پدر به بچش میگه برو غذای مهمان‌ها رو تهیه بکن یه ده تا چیز میگه تهیه کن نون بخر نمی‌دونم بره برنج بخر نمک بخر گوشت بخر چیز یه ده تا چیز میگه یه چی هم نمیگه اون یه چیز که نگفت.
  2. آیا این اطلاق لفظیه یا اطلاق حالی بین علما اختلاف عرض شود که پس هر دو حالت که خودم بگم این تردیدی که دارید اینه از یه طرف لفظ وجود دارد اطلاق لفظیه این الفاظ ده تا چیزو گفته یکی و نگفته اگه بخواید به الفاظ نگاه کنه میگه اطلاق لفظیه میگه این الفاظ در حالی که با ضمیر ضمیمه یازدهم یا بی ضمیمه اطلاق داره این ده تا اطلاق دارد از حیث یازدهم اما اگه یازدهمی رو خودشو.
  3. این سهام‌هایی که می‌کنیم می‌خوایم اسم براش بگذاریم ذهنتونو خالی بکنید بگید امام در حالی نماز خوندن که دو فرد بود یا در مقامی بودند که دو فرد اسم حال و مقام باید توضیح بدید
  4. تو همین شک دارم که آیا نماز یه فردی را انجام دادند که اونجا توش نبود اون یه فرد که واجدشو امام نخوندن اما من یقین دارم که اون درسته اون روایت‌های دیگه داریم اونی که من تو شک ندارم که چون واجد جز قبلا گفتیم یا کسی نبود
  5. اگراضافه کرد نمازش باطله هرچی که انسان نمی‌تونه از خود سر خودی اضافه کنه بگه جلو خدا وایساده دست به سینه وایسا الان میگیم یقین داریم باعث صحیح است شکمون تو بی استعاذه امام یه فردی رو آوردن بی استعاذه این اطلاق فردیست
  6. نکته دوم اطلاق افرادی.یکی از اطلاق‌های لفظی آقای خویی شما داشتید می‌گفتین کار اطلاق لفظی نیست چرا اتفاقاً تو همین حدیث اسم صلاتن خود حماد آورده یعنی دوباره برمی‌گرده به این حرف زدن یعنی مجتهد وقتی میره سر روایت نگاه میکنه حماد اسم صلات آورده داره حکایت میکنه میگه صلاتی خوندن که فاقد جز بود اسم صلات  را تو روایت اومده اطلاق لفظیه
  7. نتیجه اینه که این اطلاق لفظی دو فردی است که هر دوش از افراد صحیحه منتها تو کلام حماد این به ضرر نیست یعنی کسی نمی‌تونه ایراد بگیره بگه این تو کلام راوی از به کلام امام نداره بالاخره لفظ تو روایت آمده با توجه به این روایت ما لفظی که اومده اطلاق گیری میکنیم حماد رفته رو اینکه بعد امام پاد ش دادند عمل انجام دادند اونا رو ما فهمیدیم عمل امام لفظ نیست اما این ورشو بگید کلام حماد چی لفظ.
  8. نتیجه اینه که حماد میگه دو تا صلات دارین که هر دو صحیح است با استعاذه بی استعاذه اینا نتیجه خب دو تا صلات داریم اسم صلاتو داره روایت تو باب صلات برید نگاه بکنید چند بار لفظ صلات توش گفته شده
  9. نکته سوم اطلاق افرادی آخرش ما نیاز به یه لفظ مطلق داریم چنانچه اطلاق لفظی هم همینه بنابراین فکر نکنید تو اطلاق افرادی که میرسه دیگه کار حل میشه و.
  10. فرق می‌کنه با اطلاق لفظی اطلاق افرادی هم مثل اطلاق لفظی یحتاج الی لفظ مطلق که این لفظ مطلق یشمل عملی رو که هم مشتمل بر استعاذه باشه هم فاقد باشه اینم ادامه دو میشه سه و صلی الله علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
  11.  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  12. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید