://hosein128.ir-پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر-في المشتق-البحث عن مادة الاُولی في الکلمه
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۶
مدت زمان: ۴۷ دقیقه
- @doroos_ayatollahmahdavi
- عوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بین بزرگان یک اختلافی وجود دارد که ماده اولی در کلمات عربی چیست آنچه در صرف و نحو خوندید ماده اولی را مصدر میداند مصدر اول امثال چه میگفت اصل کلام است و از آن نه وجه.باز میگردد عبارتی که روز اول حوزه میخوندیم این بود منظور از نه وجه هم هفت تا و دوتا چرا میگیم هفت تا چون هفت تاش ۱۴ تایی بود ماضی مضارع امر نه جهد نفی استفهام هفت تا هر کدامش ۱۴ تا صیغه بود هفت و چهار ده تا میشه ۹۸.دوتا دیگه هم بود اسم فالش مفعول اونا هر کدام ۶ تا صیغه و ۱۲ تا با ۹۸ میشه ۱۱۰ اصل تو این ۱۱۰ تا چیه گفتن مصدر ضرب بعد گفتن ۱۱۰ تا صیغه دیگر ازش خارج میشه این نظر کوفتیگینه که اصل و اون میدونه مصدر در مقابل نظر بصریین بود.
- اونا میگفتن اصل فعل چطور فعلو باید توضیح بدیم چطور میشه بالاخره اینم یه نظری در شرح کافیه عرض بکنم شرح قافیه الکافیت نحو جلد ۲ صفحه ۱۹۲ مولفش آقای نجم الائمه ایشون اومد گفت اختلاف بین کوفی و بصریه سر تقدم وضع.آیا از این ۱۱۰ تا اول فعل وصل شده یا اول واضح مصدر رو وصل کرده نزاع سر تقدمه واضح کدوم اول گفت و ایشون سریعاً گفت نزاع تو اصلیت و فرعیت نیست نزا سر تقدم وضع اونجا کسی نبود اینا رو برای ما بگه حالا آیا حرف نجلائمه درسته یه چیزی میگید که بعد وقتی به خدا میگه اینو نگفتیم.
- تقدم وضع است که حلو وضع ابتداً المصدر فعل واضح کدومو نزاع سر این است لاف الاسلیت والفریه ایرادش چیه اینه که وقتی تقدم وضع شد اصلیتم با همونه وقتی تأخر وضع شد فرعیت همونه یعنی چی میگه همونه خودمونه که نمیخویم گول بزنیم که.
- کوفیه میگن اول وضع شده مصدر بعد اون ۱۱۰ برگ خب طبق نظر کوفین اصل کدومه نه اینکه بگو سر اصلیت فرعیت نیست چرا اون چون تقدم وضع مصدر میشه اصل ۱۰ تا میشه اون یکی به عکس میگه حالا چون قولش بازه نسبت میدم بهش میگه فعل اصل است به جای اصل میگه تقدم طبق نظر کافیه.
- اول فعل اومدش باز وصل کرده اول ضربه برام بعد مصدرا یا حتی مصدر ممکنه بگن انتزاع کرده حتی طبق نظر بصرین اگر فعل تقدم وزن داره خب اصلا با همینه یعنی همونا دارن میگویند میگن تقدم وزن با فعل است و هو الاصل اصل در کلام فعل است خب اینم حالا یک بحثی بود که اونجا گفته شد چیزی که امروز بیشتر میخوایم صحبت بکنیم کلام حضرت امام.رضوان الله تعالی علیه ایشون در تقریراتشون که دارن در تهذیب الاصول میفرمان نه نظر بصریه نه نظر کوفی هیچ کدام درست نیست این کلام حضرت امام دقت بکنیم چی میگن بعد هم چهار تا دلیل میارن توضیح باید بدیم بعدم ما دوتا ایراد داریم اینا برای چی میگم برای اینکه سوال نکنید وقتی فهرست بحث میگن سوال کردنتون تخریب بحثه.
- گاهی وقتا مطلبیست که بعد به ذهن خود بنده حقیر رسیده به ذهن شما خوب میرسه لذا اجازه بدید بحث تمام بشه ببینیم چی گاهی وقتا کلمه حضرت امام میگم چهار تا دلیله خب شما دلیل ۱ و ۲ رو شنیدید ایراد نگیرید قصه و چهارشم باید بشنوید چی میگن یه مجموعه صحبت است از کلام امام چیه رضوان الله تعالی ایشون میفرماید نه اصل مصدره و نه اصل فعل است.خوب یک نکتهای رو ایشون بیان میکنند این نکته میشه پشتوانه فرمایش ایشون میگن اون که ماده میخواد قرار بگیره و بعد این ماده میخواد تو تمام ۱۱۰ تا بیاد دیگه یه ماده داریم یه هیئت داریم حالا دیگه شما تعجب میکنید چی مادهای که میخواد سریان پیدا بکند تو همه اون مشتقات باید.
- خود ماده و هیئتش دست نخورده پیدا بشه خب طبق نظر کوفی ماده چیست مسخره ضرب وقتی نگاه میکنید یک موادی داره یه هیئتی داره ماده چیه ضاد و را و ب هیئت چیه وزنشه وزنش یعنی ضاد باید فتح باشه و را ساکن باشه و ب تنوین تنوین رفیعی هم داره ضرب.معنای مشترک در ۱۱۰ تا لفظ دلیل بر اینه که یک لفظ مشترک داریم به نام مصدر تا میگه مصدر نگید وضع برای افاده فعلی این خلاصهای کرد این حرف اول اما حرف دوم ما اینه که کلام حضرت امام یه تفافت هم داشت چی گفتن ایشون یه جا گفتن وضع ماده شخصیه وضع هیئت گفتن نوعیه.
- چون تو هیئت که میرسه وزن و فقط میگن وزن فاعلی وزن مفعولی لذا اونجا شد وضع نوعی اما تو بحث ماده گفتم و شخصیه شخصیه یعنی یه ماده دیگه نمیتونه معنای ضربو پیدا کنه بعد چی گفتن گفتن المادة عاری جمیع الهیئت اینو میگه داره اگه بخواد ماده هیچ هیئتی نداشته باشه.قابل درست میگفت گفت واضع چی چیه وضع کرد شما نمیتونی نطق بکنی تو ذهنت داری تو حافظه میگی اما به زبون نمیتونی بگی حتی نمیتونی بنویسه حالا بنویسید زادو بنویسید بنویسید نمیتونم حرف من لالم گفت من لالم نمیتونم یاد بچه بدید چی میگید آیا امکان این هست که بگیم جناب واضع هررک میخواد با شما اولین بار وزن نکرده است یعنی وزنش آیا اینطوری گفته نمیتونید بگید.
- اگر میخوای بگی کلمه ضرب اصل است برای ۱۱۰ تا باید همین کلمه زن با هیئتش با هیئتش بیاد ۵۰۰ تا همون اول میگید ماضی خب ماضی میگه ضربا رشو داری چیکار میکنی فتح میدی در حالی که اصل مگه مصدر نبود اگه اصل مصدره ساکن بود چرا تو ماضی که اومده ضرر هیئتشو به هم زدی معلوم میشه مصدر.
- اصل ضربانیش جدید دارید میشنوید برخلاف شرح امثال یادتون چقدر زیبا درست میکرد میگفت زرد چطور شده ضربت شده چطور شده مثلاً یذربو شده چطور میشه یکی یکی اینا رو میگفت اصلش زرد بوده اومده این حضرت امام میفرمایند اصل در صورت درسته که ماده و هیئتش به هم نخوره مادش به هم نخورده.
- ماده ضرب اومده تو هر ۱۱۰ تا اما هیئتش به هم خورده هیئت مصدری فعلون این فعلون اگه تو تمام ۱۱۰ تا بود ما قبول میکردیم الان نیست خب نظر خود ایشون چیه شما که قبول ندارید اصله پس چی میگن اصل تو این ۱۱۰ تا یک کلمه عاری از تمام هیئاته هیچ هیئتی ندارد.
- به اصطلاح فلسفی میشه لا به شرط است یعنی یه ضاد و را و ب تو ذهنت تصور بکن که حروفش مشخصه ترتیب حروفشم به هم نزن یعنی ر رو جلو نیار اول ضاد و را و ب هست ترتیب حروف هم بگو تجبه حروفش مشخصه اما وزن هیئتش چی نه لا به شرط است من جمیع جا.با همه اینا صادقه شما فرض کردیم لا به شرط از هیئت نه حرف کوفیین که گفتن ضربن اصل است اونو رد میکنن ایشون حرف بصری هم قبول ندارن که اصل فعل است اونم نه بلکه اصل تو این ۱۱۰ تا.مادهای است که عاری از همه هیئات است و توضیح هم میدیم مادهای که عاری از هیئاته یعنی چه یعنی تنها چیزی که ما میخوایم تو ماده حروف و ترکیب حروف اما حرکات که آوردن تنویر لا به شرطه دو اینکه آیا حرف دیگه بشه اضافه بشه باز لا شرطه میدونی ی بهش اضافه میشه.
- ضربانه یه الف و نونم بعد اضافه اینا میگن علتش اینه اون اصلشو ما نمیگیم ضربان میگیم اصلش ضاد و را و ب خالی از حیات و لا به شرط اینطوری میگیریم تا کسی بهمون ایراد نگیره ۴ تا دلیل برای مدعاشون هست دلیل اول میفرمان اگر نگویی حرف ما را که دیگه توضیح دادیم سخن امام چی بود اگه نگویی باید منتظر بشی.که ۱۱۰ بار تو کلمه ضرب وضع شخصی شده است یعنی باید بری تو لغت المنجد هر کلمهای رو ۱۱۰ بار یکی یکی بنویسه جلوشم معناشو بنویسه دیگه بازه یه بار ضربه رو وصل کرده یه باز ضربان رو وصل کرده یه باز ضرب وصل کرده همینطور برو تا ۱۱۰ اگه این کارا برای چی اینا میگن میگن بخاطر اینکه حرف امام قبول نکردی دیگه امام دارن میگن اصل اون ضاد و را و ب هست.ولا به شرط از هیئت اگه اینو گفتی تعدد وضع دیگه نمیخواد چون ماده محفوظ ماده رو که شما بدونی معناش چیه و ۱۱۰ تا رو باهاش قیاس میکنیم ماضیشو مضارعشو اسم فاعلشو اسم مفعولشو همه اینا رو باهاش قیاس میکنید تعدد وضعم نمیخواد حتی تو حافظه تونم لازم نیست صدا ۱۱۰ کلمه رو معناشو حفظ بکنه چون ماده هست اما اگه سخن امام قبول نکردی گفتید اصل نیست.
- وقتی اصل نبود ضربت با ضربان وجه اشتراک دیگه نداره ماده محفوظه در هر دو نیست وقتی مادش محفوظ نبود جدا جدا باید وضع اینا رو شما برید علم پیدا کنید ضرب برای چی شده ضربان برای چی وصل شده فقط هم ضربان نیست بعد میگه نصرب چی دوباره باید بشینی آب ببینید واضح چی گفته تا شما خسته میشی میگی بابا اینطوری که نیست یعنی غلطه.متعدد وضع نمیخوایم که میگن هو خلاف الوجدان و ضروره این خلاف وجدان و ضرورته که ما ۱۱۰ تا وضع بخوایم درست کنیم دلیل دومشان میگن اگر بخواد ۱۱۰ تا وضع بشه لزوم لغویت پیش میاد یعنی یه عاقل کار لغو نمیکنه عاقلا میتونه یه مادهای درست بکنه با ماده چیکار کنه ۱۱۰ کلمه رو معناشو دیگه میفهمه این کار آسونتره.
- یا اینکه نه بگه مادهای نیست من باید ۱۱۰ تا رو جدا جدا میشینم از اول تا آخر حفظ بکنم و ۱۱۰ تا تو کتاب تو قطر از تو صلوات چیه هیچی میلیونها کلمه رو شما باید بشینی حفظ کنی نمیتونی حفظ بکنه اصلاً به شما میگن این کارت لغوه که چرا داری همچین میکنی شما میتونستی یه مادهای رو درست بکنید که این ماده مشترک باشه تو تمام هیئت وقتی میتوانی کار آسان بکنی چرا رفته یه کاری رو میکنی که امکانش نیست.
- میرم دلیل دومشون لزوم لغویت دلیل سومشان میگن علت اینکه من قائلم یه مادهای داریم منتها با همون توضیحی که دادیما ماده رو دیگه شما مصدر حساب نکنید که تو صرف خوندی ایشون نظر ابتکاری جدید اینجا دارم این ماده که حروفش مشخصه ترتیب حروف هم مشخصه ولیکن هیئت ندارد نسبت به هیئتش که فعلون نمیدونم فعل است فعله.حسن نسبت به هیئت لا به شرط همه چی روش میاد میفرمان دلیل سوم من اینه که گاهی ما مادهای رو معناشو میدانیم هیئتشو نمیدانیم این تفکیک بین این دو معلوم میشه که پس میشه یه مادهای داشته باشه مثلاً همین ضربا مثال میزنیم میگن که آقا مضراب یعنی چی شما میگید مف حالا من وزنشو نمیدونم چیه وزن یعنی هیئت مفعال نمیدونم برای چی وصل شده.اما ضرادور بشو میدونم برای ضربه برید پس میشه یه کسی که هنوز زیاد عربی بلد نیست مادهای رو علم داشته باشه معناشو هیئتشو نمیدونه این دلیل بر چیه دلیل بر اینه که یک اصلی داریم نگید وجود نداره چرا هست اصل هست مثل همین جا که این اصل میاد سرایت میکنه تو تمام هیئتات شما باید بدونید که اون هیئت اگر هیئت ضاربانه.
- هیئتش چیه وزنشو میگه نضرب میگه فاعلون برای کننده کار است مضربان چی برای کسی است که کتک روش واقع شده کتک خورده اما به مصراب که میرسه میگه امروز اینو من نمیدونم تو عربی وزنش اما حروف اصلیشو میدونم داره و ضرب برای زدنه بعد به شما میگن خیلی خوب وزنه آلت است پس مصراب یعنی اون وسیله اون تازیانه که باهاش میزنند و مصراب.
- دلیل چهارم حضرت امام عکس دلیل سحر است و اونی که گاهی ما هیئتو میدونیم معناشو اون ماده رو نمیدونیم معناش چیه اینم جهل به ماده اینا همش دلیل بر اینه که اینا وضع مستقل برای ماده هست بالاخره شما باید ماده رو بدون برای چی وضع شده وضع بعد هیئت هم باید به نحوی ما یه وضع شخصی داریم یه وضع نوعی داریم اینا قبلاً بحث کردیم وضع شخصی.یعنی بدون شخص به برای چی وضع شده در مقابل نوعی اونم وضع شخصی وضع نوعی چیه هیئت میگه فاعلون کاری هم ندارید که این فاعلان تو قالب ناصرون باشه میگه من کاری به این ندارم چه عملی خود وضع فاعل مال کسی است که یه کاری انجام میده خلاصه پس وضع مستقل داره ماده بعد از که مستقل داشت ما بعد میگیم که این ماده اومده سریریان کرده تو تمام ۱۱۰ تا.
- حالا مثالم بزنم که کجا میشه انسان مثال میخوایم بزنیم که ماده رو نمیدونم اما هیئتو میدونه مثلاً شما هیئت فاعلو میدونید برای کنندگی کار یعنی چه هوالله بارء ال خدا بار است یعنی چی میگید وضع بارع رو میدونم برات کننده اما مصدرش نه مصدر که کوفی میگن نه ماده که ب و ر و همزه است نه بر و اینا نه باید بدونه وزن بگید.
- طبق نظر حضرت امام میگید اون ب و ر و حمزه رو نمیدونم مادش برای چی وصل شده اما هیئت باره رو میدونم برای کار خب حالا بعد میام به شما میگن که آقا اون ماده ب و ر و همزه برای خلق معناش معنای خلقه تا اینو میگن پس باره یعنی خالق البته یه خصوصیاتی ممکنه حالا با هم تفاوت جزئی داشته باشه خب نکته ای که اینجا ما هنوز بعد از حضرت امام استفاده بکنیم.چند تا چیز دیگه ایشون بیان دارد یکی اینکه طبق نظر ایشان مصدر اصل نیست فعلم اصل نیست ایرادشونم همین بود که اگه مصدر رو بخوید اصل بگیرید باید وزن فعلون مگه ضربان نمیگید مصدر وزنش میشه فعلون فعن باید همین دست نخورده بیاد تو ۱۱۰ تا تو هیچ کدامش نیست پس چرا میگید مصدر اصل این ۱۱۰ تاست تو هیچکدوم ۱۱۰ تا فعلان ما نداریم.
- با توجه به این حضرت امام رفتن به سمت اینکه ماده ۱۱۰ تا به جای مصرف چیه اون حروف اصلی کلمه با ترتیب یعنی ض و ر و ب با ترتیب که جاشو عوض نکن و بدون هیئت تا میگن بدون هیئت چی میشه معنی تطور پیدا میکند در ۱۱۰ کلمه.من تو دیگرون میشه اون ضاد و ر و یه بار تو ضربان میاد یه بار تو لم یضرب میاد حل تو همه اینا میاد به هیئت لا به شرط از هیئت نتیجهای که باز فرمایش ایشون هست اینه ضاد و ر و به وضع شخصی دارد اما او هیئات 110 که میاد وضع نوعیه همین که الان توضیح هم دادیم وضع نوعی یعنی وضع فعل را. شما تو حافظتون هست دیگه لازم نیست به لغت المنجد مراجعه یعنی چه کتابه یعنی چه میلیونها کلمه رو که تو صیغههای مختلف میاد همشو معانیشو میدونید راه فهممون چیه از مادشون شما یه کلمه رو فقط معناشو میگید اگر من نون و صاد و ر و که نصره اگه بدونن معناش چیه بلا ۱۱۰ تا کلمه رو بدون اینکه به لغت مراجعه.
- این به خاطر اینه که این ماده تو ۱۱۰ تا هیئت میاد اون هیئت لازم نیست شما حفظش کنید یه چی کلشو باید حفظ کنیم کلی چیه مثلاً میگی لم با لا فرقش چیه میگن لم مال جهده جهد نفی گذشته است که استمرار داره تا لا چیه میگم لا دو تا لا داریم لا نهی که انشا میکنیم که.لای نافیه خبر میده از نفی خبر در آینده همین یه کلمه رو شما یاد میگیرید اینو باید بدونید و کسی اینو ندونه دیگه هیچی نمیده اما یک کلمه رو میدونه بعد صدها کلمهای که تو عربی وجود داره رو هر کدامش با این کلمات بیاد معناشو میدونه ما الان داریم همین کارو میکنیم نمیریم حفظ بکنیم صدها کلمه نمیتونیم حفظ بکنیم واضحا وزن نکرده که بگیم اومده ۱۱۰ بار وصل کرده.اون فقط اومده ماده شو میگه مادشم طبق فرمایش ایشون اون حروف اصلیش با ترتیب بدون هیئت یک اشکالی حضرت امام اینجا به خودشون میگیرند و جواب میدن انقلت اشکال اینه که طبق نظر حضرت امام این حروف اصلی من مثال زد میزنم این حروف اصلی امکان تلفظ به اون نیست جناب حضرت امام چگونه زد و ب که نمیتونید تلفظ بکنید رو.
- نمیتونم تلفظ خدا حضرت امام نمیتونه اینو بگن چرا چون بناست هیئت نداشته باشه دیگه میگن حروف بدون هیئت لابهشت از هیئته تو بعد بتونید ۱۱۰ تا هیئت روی این دوره و به بیاورید من الان زدم که میگم اشتباه دارم میگم چون ذات خودش ز الف و دال.
- میتونم تلفظ بکنم حضرت امام اینو نمیگن میگن حروف اصلی در مصدر ضرب و یضرب مصدر که قبول ندارن اصل باشه میگن ضاد و ر و ب که امکان تلفظ ندارد همین تو ذهنت باید تصور کنی سه تا حرفا اما به زبان بگو چیه این قله پس حالا این قلت من به بیانیه دیگه نقل میکنم
- انقلت که لفظ وقتی وضع شد از.واضع قطعاً امکان تلفظ دارد واضع که نیومده یه چیزی که تلفظ نداشته قطعاً تلفظ میشده بکنیم در حالی که جناب حضرت امام شما دارید میگید ماده که خالی از هیئته اونو واضح اومده وضع کرده خب چطوری وضع کرده تلفظ نمیتونه بکنه واضع چی گفته اولین بار اینطوری گفته واقعا میخندید به من که نمیتونم تلفظ بکنن.نمیشه
- بزار ما اینم بدونیم یه قانون ما داریم تو عربی که کلمه رو وقتی وقف میکنید آخرشو ساکن باید بکنیم اما اینو بهتون نمیگن که اگه اون کلمه یه حرفی بود نمیتونید ساکنش بکنی مثلاً شما داری قرآن میخونید رو کلمه و و حرف عاطفه اگه وقف کردید چی میگید میگه نمیتونی ساکنش بکنید ساکنش کرد نمیتونید تلفظ کنید.
- نفس میکشی بعد جمله بعد معمولا ما رو و توقف نمیکنیم میریم یه قانونه که نمیتونه روی حرف توقع حالا کلام امام اینجا به اشکال برخورد کرد ایشون فرمودند اصل در کلمات مادهای است که حروف اصلی دارد ترتیب داره اما هیئت نداره اشکالش اینه که هیئت نداره نمیتونه تلفظ بکنید.
- جواب حضرت امام چیه میگن اشکال نداره نتون تلفظ بکن وقتی تلفظ نتونی بکنی معناش اینه افاده فعلی از ضاد و ر و ب نمیتونی استفاده کنی افاده فعلی نداره افاده فعلی چون افاده فعلی مال وقتی بتونی تلفظ کنی خب نمیشه افاده فعلی نیست چون تلفظ نطق نمیتوانیم بکنیم به ضاد و ب و ر که هیچ هیئتی ندارد پس چیه.وقتی که افاده فعلی نیست
- چیه میگن بله اون ماده موضوع برای وضع تحیعی کم کم با یه عبارتهایی آشنا میشیم که میخوان یه چیزیو برای ما خوب جا بندازن حضرت امام میگن این ضاد و ر و ب وضعی داره یعنی وصل شده اما نه برای افاده فعلی چون گفتیم افاده فعلی مساویست با امکان تنطب.
- امکان نطق باشه تا من بگم و شما هم استفاده کنید استفاده از منو استفاده از شما که میشنوید اما اگه نتونم نطق بکنم این چه فایدهای داره میگم واضح وقتی ضاد و ر و ب رو وصل کرد برای افاده فعلی نبود برای چی بود برای وضع تهیه برای اینکه امکان لباس ۱۱۰ تا صیغه پوشیدن رو داشته باشه چقدر قشنگ برای اینکه امکان داشته باشه ۱۱۰ جور شما با این ضاد و ر و به.نطق بکنید
- واضع اومد یه کلمه اول گذاشت اون شد اصل اما اون اصلیه امکان تنطقم نداره افاده فعلی هم ندارد افاده چیه افاده تخیلی یعنی مهیا میشی بعد از که ض ر ب و فهمیدی مهیا میشه برای ۱۱۰ تا کلمه دیگری که بتونی باهاش حرف بزنیم با توجه به این میگن اون اصلی لازم نیست انسان نطق باهاش بکنه آن ۱۱۰ تا. افاده فعلی میخواد امکان ترنم باید داشته باشه خیلی فرمایش حضرت امام عجیبه
- و بازم ادامه داره من تا همینجا دوتا ایراده درشت به کلام ایشون هست عرض بکنیم که میرن نگن چیز خوبی گفتن حضرت امام بله چیز خوبی از نظر علمی بود یک نظریه است اما این نظریه رو ما قبول نداریم عرض شود که اون ابتدای کلامشون چی گفتن.
- گفتن ماده باید تو ۱۱۰ تا صیغه مشترک باشه ما هم که قبول داریم اما بعد گفتن ماده اگه بخواد ضربون که مصدره باشه هیئتش نیومده پس با همین دلیل رفتن زدن تو سر مصدر گفتن مصلحت اصل کلام نیست چون یه هیئتی داره به نام بله وضع فعلن تو هیچک از ۱۱۰ تا وجود ندارن ایراد ما اینه که خوب این دلیلتون کو این مدعاست دلیل دارید میگید.که باید ماده خالی باشد از هیئت
- ما به عکسش میگیم میگیم واضح وقتی میخواست اصل درست بکنه اومد مصدر رو وضع کرد با هیئتم وضع کرد تا امکان تلفظ باشه بتونه تو کتاب لغت بنویسه به شما هم بگه ضربان شما هم شنیدید بعد میگه البته این ضرب اگه خواست تو ۱۱۰ تا صیغه بیاد باید هیئتش به هم بخوره چرا چون هیئت ها امکان ورود هیئت دوم بر هیئت اول نیست.
- وقتی فعلونه امکان دارد فعل بیاد رو فعلون نمیشه با هم فرق میکنه دو تا هیئت یکی فعلانه یکی فعلت نمیدونم یافعلو یضرب آیا میتونه ما چی میگیم ما همون حرف کوفی میزنیم اصل کلامه اما حرف ما با حضرت امام این تفاوت داره که میگیم این ماده یعنی دوره مشترک است تو همه فروعات اما هیئت او نه.
- ما اینجا خیلی راحت هیئتها حذفش میکنیم میگیم هیئت فعلون لازم نیست بیاد تو ضربان یضربون و اینا اما فعلونم هست ایراد حضرت امامم وارد دیگه نیست البته حرف خودشون نمیزنیم ایشون میفرمایند که چون ماده نیست هیئتش پس ماده مستر ماده ۱۱۰ ضربانه.
- اما توضیح میدیم میگیم ضربان حروفش تو ۱۱۰ تا هست هیئتش نیست بعدم میگیم فعلون هیئت دارد حالا که هیئت داره امکان تنطق داره یا نداره اشکالش چیه پس طبق صحبت ما الان مشکل حضرت امامم حل شد آ مصدر شد ریشه و اصل برای همه فروعات همه.
- دلیلی که ما اینجا برای عرض خودمون داریم حالا این شد مدعای ما دلیل ما اینه که شما نگاه میکنید میبینید معنای مصدری که زدنه تو ۱۱۰ تکه میاد مشترکه تو تمامش زدن هست فقط 110 تا یه چیز اضافه میشده هنوز اون اضافه چیاست مفرد مذکره مغرب این تو ضرب نیست.
- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




