درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول الثالث عشر-في المشتق-البحث عن مادة الاُولی في الکلمه_جلسه۲ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ مدت زمان: ۳۷ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

://hosein128.ir-پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

  1. درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول
  2. الثالث عشر-في المشتق-البحث عن مادة الاُولی في الکلمه_جلسه۲
  3. استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
  4. تاریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۷/۰۷
  5. مدت زمان: ۳۷ دقیقه
  6. @doroos_ayatollahmahdavi
  7. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
  8. فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه حاوی مطالب ارزشمندی بود دیروز مطرح کردیم امروز هم باز فرمایش ایشون رو یه بخشیش ممکنه تکرار باشه یه بخش هم فرمایشات جدیدی داره در مشتق.
  9. گفتی مشتق مرکب است از یک ماده و یک هیئتی و مثلاً ضارب ماده او را حضرت امام فرمودند ضربن نیست مصدر دلیلشونم این بود که اگر خواستی بگیم مصدر اصل کلام هست باید این مصدر با حروفش و هیئت تو تمام ۱۱۰ تا صیغه جاری باشه.
  10. در حالی که هیئت فعلون در هیچ کدام از این ۱۱۰ تا وجود ندارد ۱۱۰ تا سیره مصدر انتظار می‌شه هیچکدوم وزن فرمان نداره اصلاً هیئت ابا دارد از ورود هیئت اخرا علیها هیئتی خاص خودشه فعلون با فعلن نمیشه جمع نمیشه حالا ما فعل هم نیست ضرب همه هیچکدوم فعل نیست.
  11. چه ماضی چه مضارع چه جهد چه نفی چه استفهام چه نهی همه اینا این ۱۱۰ تا یه بار مرور بکنید هیچ کدوم این فرمایش ایشون بود پس چی بود ماده وقتی مصدر رو قبول ندارن
  12. گفتن ماده که ساری در این ۱۱۰ تاست ضاد و ر و ب منتها نه این ضاد که باز گفتم چون من گفتم شما شنیدید ایشون میگن قابل تلفیق نیست نمیتونه نطق بکنه.
  13. ضاد و نطق بکنیم یه الف و دال بهش اضافه می‌کنیم خودمونم نمی‌فهمیم داریم چیکار می‌کنیم خب دقت که می‌کنیم اینه نمی‌شده بگم نمی‌شده بگیم ضاد از چی بکنیم قابل نطق را بعد میگیم با بالاخره ما هم حرف بهش اضافه می‌کنیم حرکت بهش اضافه می‌کنیم تا بتونیم نطق بکنیم
  14. حضرت امام می‌فرمایند نه اون ضاد و ر و ب که.
  15. ضاد شرط از هر نوع هیئتی است یعنی هیچی هیئت نداشته باشه ولو شما برات اضافه می‌کنه اونو من کار ندارم اما لیسیده برهنه و عاری از همه هیئت‌ها بهترین بگیم ما تو ذهنمون چون من نمی‌تونم بیان ایشونو بکنم من سریع
  16. میگم اصلا تو خارج ما نداریم ضاد و ر و ب که از هر نوع هیئته میره تو ذهن دیگه تو ذهنتون سه تا حرفو تصور می‌کنید.
  17. اینو واضع اومده وصل کرده به نحو وضع تخیلی این وضع حیایی از ایشون مالیات گرفتیم جای دیگه ما داشتیم اما اینجا مصدر آیا واضح وضع تحریری کرده مال فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه معناش اینه که اومده همین سه تا وضع کرده برای اینکه مهیا شود.
  18. که ضرب میشه مصدر و ریشه اصل برای اون ۱۱۰ تا دلیل ما چیه اینه که میگیم این تکرار میشه معنای زدن تو تمام سادات صیغه این یک نکته نکته دومی که اینجا بیان می‌کنیم اینه که واضع لازم نیست به هزار ماده جداگانه بیاد یه معنایی وضع بکنه
  19. اینو گفته با بیان همین اولی که گفتیم اومده یه کلمه رو وضع کرده ممکنه اون کلمه اولش حتی ضرب باشه.
  20. آیا اومدش برای کلمه ضربن که معنای مصدر دور اونم میگه به ازای این ماده معناش اینه معناش زدن است لازم نیست اینو بگه دلیلشم خیلی ساده ما الان من و شما تو کلمات عربی زیاد برخورد می‌کنیم به الفاظ جدید که معانیشو نمی‌دانیم چیکار می‌کنیم
  21. وقتی معنیشو نمی‌دونیم فوری میگن حروف اصلیشو می‌کشیم بیرون کسی که نمیدونه چطور میکشه میفهمیم اینا این قیاسه یعنی یه قاعده داره.
  22. یک کلمه‌ای رو معنای جدید نمی‌دونی واضع این کلمه برای چی وضع کرده بیرون حرف اولش ب میری تو لغت تو کلمه ب رو نگاه میکنه میری اون لغتو پیدا می‌کنی
  23. بعد اون هیئتی که روی این حروف اصلی بار شده اون هیئت چیه مثلاً ۱۰ رجب حالا یه دستی بگیم که لیس مثلا حالا حرف اضافه نداره اما حروف جدیدش هر چی هست دیگه بعد اونو تو لغت پیدا میکنه این خود کار ما یعنی چه.
  24. دلیل لازم نیست واضع ماده رو جداگانه به یعنی در مقابلش یه معنایی رو وضع بکنه تا من و شمام بخوایم معناشو ببینیم اصلاً اینا نیاز نیست بلکه همه اینا قیاسی است رو وزنم میریم جلو ما میایم تو ذهنمون اینا رو درست میکنه میگیم تو ذهنش درست کرده اولین بار یه احتیاجی پیدا کرده تو حرف زدن که مثلا یه اسمی برای نگاه کردن یه لفظ وضع بکنه.
  25. موتور نگاه مصدری بود اون ممکن است باز اولین بار نگاه بکن تو ذهنش اومده اون ظهر همینم وضع می‌کنه اما بقیه شو دیگه تو ذهنش می‌دونه این عنصر که گفت حروف اصلی چیه حمزه نیستا نون سوزا و را بعد میاد از این ۱۱۰ تا صیغه دیگه وزن قیاساً میره جلو نه اینکه واضح بشینه بیکار باشه یکی یکی وزن بکنه این هم یک نکته
  26. خلاصه این.در سایر مشتقات همه این حرف‌ها می‌آید نکته بعدی که می‌خوایم بگیم اینه که اصلا این هیئت خاصی که ما داریم می‌گیم در این ۱۱۰ تا هیئت‌ها هیئت ذهن نیست اصلاً هیئت خارجی نیست نظیر وجود ماده بدون صورت ماده اینکه اون خمیرشه بدون صورت میتونی تصور بکنید خمیرشو به هر شکلی بریزید تو هم گردش که بکنه صورتی داره.اون ماده بدون صورت جاش فقط تو ذهنه
  27. اینجا ما میگیم ضاد و ر و ب رو اگه می‌خواید بگید واضع گفته خب واضح که نمیتونه اینطوری وضع بکنه تو ذهن که ایرادی که ما داشتیم این بود می‌تونی بگی واضع یه کلمه رو وصل کرده که صدا نداره که میخوای بگی آخرش مجبوری تو قالب سه تا حرف بگید من مجبور که اینطوری بگه بگه واضعا بالاخره یه لفظی گفته نطق به او کرده.
  28. ماده بدون صورت نیستا تصور ماده بدون صورت جاش تو ذهنه چگونه حضرت امام دارن می‌فرمان ماده مشتقات وضع تحئی است حالا دیگه معلوم شد ایراد سوم ما چیه ایشون می‌فرمان او ضاد داره ور وب وضع شده منتها برای مهیا برای معنا کنید یعنی چه وضع برای معنای زدن دیگه.
  29. منتها قابل نطقم نیست وقتی می‌خوایم نطقش کنیم ببرش اون ۱۱۰ ایراد ما اینه که اصلاً وضع نمی‌تونی براش بگیری اگه بدون هیئت بگید نمی‌تونید وضع براش درست کنید ولو تهیه باید چی بگید باید بگید
  30. آقای واضع یه مصدری رو با یه هیئت خاصی وصل کرد به نام ضربان خیلی بگو هیچ نمیخواد بترسه بالاخره مصرف وضع داره وضع فعلنه وقتی من میگم ضربان هم گفتم شما شنیدیم.
  31. اینا چه اشکال داره واضع وضع کرده باشه بعد که واضع اینو وصل کرد حالا میگه که این معنای مصدری تو ۱۱۰ تا صیغه تکرار می‌شود اما وقتی میره تو اون ۱۱۰ تا هیئت حفظ نیستا هیئت فعلون دیگه نیست حضرت امام تو ذهنشون این بوده که شما اصل گرفتید باید هیئتشم بیاد تو ۱۱۰ تا بعد گفتن
  32. خب هیئت فعالان که نمیاد پس معلوم میشه مساحت اصل نیست ما این قانونتون از کجا دارید میگ قانون درستی نیست.
  33. اصل هیئتش محفوظ باشه نخیر اصل هست مصدر اما هیئتش به هم می‌خوره سریعان پیدا می‌کنه تو ۱۱۰ حالا تو معناش مگه اینطوری نیست
  34. من از شما سوال می‌کنم معنای زدنه حالا این زدن خود ضاد و ب و نون با هیئتش که فعله زدن آیا تو ضارب میاد اونجا میگه زننده با زدن هیئتش با هم فرق میکنه زده شده با معنای این مسئله که زدنه هیئتش فرق میکنه.
  35. پس هیئت نه تو معنا نه تو لفظ محفوظ نمی‌ماند تو مشتقات اینم اشکال سوم ما
  36. و لذا مثل ضمیر نیست ضمیرو می‌خواید بگید ضمیر همینطوری که گفتیم ضمیر خودش یه صورتی داره بعد ۱۱۰ تا ۱۰۰۰ تا صورتی روش در میارید اون صورت اولیشو به هم میزنید این بحثم الحمدالله تمام شد
  37. بحث بعدی ما راجع به فعل است که آیا راجع به دلالت بر زمان داره یا نه اینم از بحث های چالشیه.
  38. در این بحث جدیدیست که هم آخوند هم حضرت امام نظرات جدیدی دارند توجه بکنید
  39. و صلی الله علی محمد وآل محمد ..
  40. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  41. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»
  42. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
  43. فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه حاوی مطالب ارزشمندی بود دیروز مطرح کردیم امروز هم باز فرمایش ایشون رو یه بخشیش ممکنه تکرار باشه یه بخش هم فرمایشات جدیدی داره در مشتق.
  44. گفتی مشتق مرکب است از یک ماده و یک هیئتی و مثلاً ضارب ماده او را حضرت امام فرمودند ضربن نیست مصدر دلیلشونم این بود که اگر خواستی بگیم مصدر اصل کلام هست باید این مصدر با حروفش و هیئت تو تمام ۱۱۰ تا صیغه جاری باشه.
  45. در حالی که هیئت فعلون در هیچ کدام از این ۱۱۰ تا وجود ندارد ۱۱۰ تا سیره مصدر انتظار می‌شه هیچکدوم وزن فرمان نداره اصلاً هیئت ابا دارد از ورود هیئت اخرا علیها هیئتی خاص خودشه فعلون با فعلن نمیشه جمع نمیشه حالا ما فعل هم نیست ضرب همه هیچکدوم فعل نیست.
  46. چه ماضی چه مضارع چه جهد چه نفی چه استفهام چه نهی همه اینا این ۱۱۰ تا یه بار مرور بکنید هیچ کدوم این فرمایش ایشون بود پس چی بود ماده وقتی مصدر رو قبول ندارن
  47. گفتن ماده که ساری در این ۱۱۰ تاست ضاد و ر و ب منتها نه این ضاد که باز گفتم چون من گفتم شما شنیدید ایشون میگن قابل تلفیق نیست نمیتونه نطق بکنه.
  48. ضاد و نطق بکنیم یه الف و دال بهش اضافه می‌کنیم خودمونم نمی‌فهمیم داریم چیکار می‌کنیم خب دقت که می‌کنیم اینه نمی‌شده بگم نمی‌شده بگیم ضاد از چی بکنیم قابل نطق را بعد میگیم با بالاخره ما هم حرف بهش اضافه می‌کنیم حرکت بهش اضافه می‌کنیم تا بتونیم نطق بکنیم
  49. حضرت امام می‌فرمایند نه اون ضاد و ر و ب که.
  50. ضاد شرط از هر نوع هیئتی است یعنی هیچی هیئت نداشته باشه ولو شما برات اضافه می‌کنه اونو من کار ندارم اما لیسیده برهنه و عاری از همه هیئت‌ها بهترین بگیم ما تو ذهنمون چون من نمی‌تونم بیان ایشونو بکنم من سریع
  51. میگم اصلا تو خارج ما نداریم ضاد و ر و ب که از هر نوع هیئته میره تو ذهن دیگه تو ذهنتون سه تا حرفو تصور می‌کنید.
  52. اینو واضع اومده وصل کرده به نحو وضع تخیلی این وضع حیایی از ایشون مالیات گرفتیم جای دیگه ما داشتیم اما اینجا مصدر آیا واضح وضع تحریری کرده مال فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه معناش اینه که اومده همین سه تا وضع کرده برای اینکه مهیا شود.
  53. که ضرب میشه مصدر و ریشه اصل برای اون ۱۱۰ تا دلیل ما چیه اینه که میگیم این تکرار میشه معنای زدن تو تمام سادات صیغه این یک نکته نکته دومی که اینجا بیان می‌کنیم اینه که واضع لازم نیست به هزار ماده جداگانه بیاد یه معنایی وضع بکنه
  54. اینو گفته با بیان همین اولی که گفتیم اومده یه کلمه رو وضع کرده ممکنه اون کلمه اولش حتی ضرب باشه.
  55. آیا اومدش برای کلمه ضربن که معنای مصدر دور اونم میگه به ازای این ماده معناش اینه معناش زدن است لازم نیست اینو بگه دلیلشم خیلی ساده ما الان من و شما تو کلمات عربی زیاد برخورد می‌کنیم به الفاظ جدید که معانیشو نمی‌دانیم چیکار می‌کنیم
  56. وقتی معنیشو نمی‌دونیم فوری میگن حروف اصلیشو می‌کشیم بیرون کسی که نمیدونه چطور میکشه میفهمیم اینا این قیاسه یعنی یه قاعده داره.
  57. یک کلمه‌ای رو معنای جدید نمی‌دونی واضع این کلمه برای چی وضع کرده بیرون حرف اولش ب میری تو لغت تو کلمه ب رو نگاه میکنه میری اون لغتو پیدا می‌کنی
  58. بعد اون هیئتی که روی این حروف اصلی بار شده اون هیئت چیه مثلاً ۱۰ رجب حالا یه دستی بگیم که لیس مثلا حالا حرف اضافه نداره اما حروف جدیدش هر چی هست دیگه بعد اونو تو لغت پیدا میکنه این خود کار ما یعنی چه.
  59. دلیل لازم نیست واضع ماده رو جداگانه به یعنی در مقابلش یه معنایی رو وضع بکنه تا من و شمام بخوایم معناشو ببینیم اصلاً اینا نیاز نیست بلکه همه اینا قیاسی است رو وزنم میریم جلو ما میایم تو ذهنمون اینا رو درست میکنه میگیم تو ذهنش درست کرده اولین بار یه احتیاجی پیدا کرده تو حرف زدن که مثلا یه اسمی برای نگاه کردن یه لفظ وضع بکنه.
  60. موتور نگاه مصدری بود اون ممکن است باز اولین بار نگاه بکن تو ذهنش اومده اون ظهر همینم وضع می‌کنه اما بقیه شو دیگه تو ذهنش می‌دونه این عنصر که گفت حروف اصلی چیه حمزه نیستا نون سوزا و را بعد میاد از این ۱۱۰ تا صیغه دیگه وزن قیاساً میره جلو نه اینکه واضح بشینه بیکار باشه یکی یکی وزن بکنه این هم یک نکته
  61. خلاصه این.در سایر مشتقات همه این حرف‌ها می‌آید نکته بعدی که می‌خوایم بگیم اینه که اصلا این هیئت خاصی که ما داریم می‌گیم در این ۱۱۰ تا هیئت‌ها هیئت ذهن نیست اصلاً هیئت خارجی نیست نظیر وجود ماده بدون صورت ماده اینکه اون خمیرشه بدون صورت میتونی تصور بکنید خمیرشو به هر شکلی بریزید تو هم گردش که بکنه صورتی داره.اون ماده بدون صورت جاش فقط تو ذهنه
  62. اینجا ما میگیم ضاد و ر و ب رو اگه می‌خواید بگید واضع گفته خب واضح که نمیتونه اینطوری وضع بکنه تو ذهن که ایرادی که ما داشتیم این بود می‌تونی بگی واضع یه کلمه رو وصل کرده که صدا نداره که میخوای بگی آخرش مجبوری تو قالب سه تا حرف بگید من مجبور که اینطوری بگه بگه واضعا بالاخره یه لفظی گفته نطق به او کرده.
  63. ماده بدون صورت نیستا تصور ماده بدون صورت جاش تو ذهنه چگونه حضرت امام دارن می‌فرمان ماده مشتقات وضع تحئی است حالا دیگه معلوم شد ایراد سوم ما چیه ایشون می‌فرمان او ضاد داره ور وب وضع شده منتها برای مهیا برای معنا کنید یعنی چه وضع برای معنای زدن دیگه.
  64. منتها قابل نطقم نیست وقتی می‌خوایم نطقش کنیم ببرش اون ۱۱۰ ایراد ما اینه که اصلاً وضع نمی‌تونی براش بگیری اگه بدون هیئت بگید نمی‌تونید وضع براش درست کنید ولو تهیه باید چی بگید باید بگید
  65. آقای واضع یه مصدری رو با یه هیئت خاصی وصل کرد به نام ضربان خیلی بگو هیچ نمیخواد بترسه بالاخره مصرف وضع داره وضع فعلنه وقتی من میگم ضربان هم گفتم شما شنیدیم.
  66. اینا چه اشکال داره واضع وضع کرده باشه بعد که واضع اینو وصل کرد حالا میگه که این معنای مصدری تو ۱۱۰ تا صیغه تکرار می‌شود اما وقتی میره تو اون ۱۱۰ تا هیئت حفظ نیستا هیئت فعلون دیگه نیست حضرت امام تو ذهنشون این بوده که شما اصل گرفتید باید هیئتشم بیاد تو ۱۱۰ تا بعد گفتن
  67. خب هیئت فعالان که نمیاد پس معلوم میشه مساحت اصل نیست ما این قانونتون از کجا دارید میگ قانون درستی نیست.
  68. اصل هیئتش محفوظ باشه نخیر اصل هست مصدر اما هیئتش به هم می‌خوره سریعان پیدا می‌کنه تو ۱۱۰ حالا تو معناش مگه اینطوری نیست
  69. من از شما سوال می‌کنم معنای زدنه حالا این زدن خود ضاد و ب و نون با هیئتش که فعله زدن آیا تو ضارب میاد اونجا میگه زننده با زدن هیئتش با هم فرق میکنه زده شده با معنای این مسئله که زدنه هیئتش فرق میکنه.
  70. پس هیئت نه تو معنا نه تو لفظ محفوظ نمی‌ماند تو مشتقات اینم اشکال سوم ما
  71. و لذا مثل ضمیر نیست ضمیرو می‌خواید بگید ضمیر همینطوری که گفتیم ضمیر خودش یه صورتی داره بعد ۱۱۰ تا ۱۰۰۰ تا صورتی روش در میارید اون صورت اولیشو به هم میزنید این بحثم الحمدالله تمام شد
  72. بحث بعدی ما راجع به فعل است که آیا راجع به دلالت بر زمان داره یا نه اینم از بحث های چالشیه.
  73. در این بحث جدیدیست که هم آخوند هم حضرت امام نظرات جدیدی دارند توجه بکنید
  74. و صلی الله علی محمد وآل محمد ..
  75. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  76. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته