عسل عسل 1442 مثل --  الف ؛ ب؛ پ ؛ ت؛ ث؛ ج؛ چ؛ ح؛ خ؛ د ؛ بسم الله الرحمن الرحیم فصل « آ آب از سر چشمه گله !

://hosein128.ir- پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ

عسل عسل 1442 مثل --  الف ؛ ب؛ پ ؛ ت؛ ث؛ ج؛ چ؛ ح؛ خ؛ د ؛

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل « آ

  1. آب از سر چشمه گله !
  2. آب از سرش گذشته !
  3. آب از آب تكان نميخوره !
  4. آب پاكي روي دستش ريخت!
  5. آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !
  6. آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !
  7. آب زير پوستش افتاده !
  8. آب كه يه جا بمونه، ميگنده .
  9. آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ
  10. آب كه سر بالا ميره، قورباغه آبوعطا ميخونه !
  11. آب نمي بينه و گرنه شناگر قآبليه !
  12. آبي از او گرم نميشه !
  13. آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !
  14. آخر شاه منشي، كاه كشي است !
  15. آدم بد حسآب، دوبار ميده !
  16. آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !
  17. آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !
  18. آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !
  19. آدم زنده، زندگي ميخواد !
  20. آدم گدا، اينهمه ادا ؟!
  21. آدم گرسنه، خوآب نان سنگك مي بينه !
  22. آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !
  23. آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !
  24. آرزو بر جوانان عيب نيست !
  25. آستين نو پلو بخور !
  26. آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !
  27. آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !
  28. آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !
  29. آش نخورده و دهن سوخته !
  30. آفتآبه خرج لحيمه !
  31. آفتآبه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !
  32. آمدم ثوآب كنم، كبآب شدم !
  33. آمد زير آبروشو برداره، چشمش را كور كرد !
  34. آنانكه غني ترند، محتاج ترند !
  35. آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .
  36. آنرا كه حسآب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!
  37. آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !
  38. آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !
  39. آنقدر مار خورده تا افعي شده !
  40. آن ممه را لولو برد !
  41. آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟
  42. آواز دهل شنيده از دور خوشه !
  43. آنکه کارش به تنلی کذشت دچارحسرت وپشیمانی گذشت،
  44. آزادی دربی آرزویی است، (بودا)
  45. فصل الف:
  46. اجاره نشين خوش نشينه !
  47. ارزان خري، انبان خري !
  48. از اسب افتاده ايم، اما از اصل نيفتاده ايم !
  49. از اونجا مونده، از اينجا رونده !
  50. از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !
  51. از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !
  52. از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !
  53. از اين ستون بآن ستون فرجه !
  54. از بي كفني زنده ايم !
  55. از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
  56. از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند !
  57. از تو حركت، از خدا بركت .
  58. از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
  59. از خر افتاده، خرما پيدا كرده !
  60. از خرس موئي، غنيمته !
  61. از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!
  62. از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده !
  63. از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !
  64. از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !
  65. از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه !
  66. از شما عباسي، از ما رقاصي !
  67. از كوزه همان برون تراود كه در اوست !  (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ))
  68. از كيسه خليفه مي بخشه !
  69. از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند !
  70. از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد !
  71. از ماست كه بر ماست !
  72. از مردي تا نامردي يك قدم است !
  73. از نخورده بگير، بده به خورده !
  74. از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن !
  75. از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
  76. از هول هليم افتاد توي ديگ !
  77. از يك گل بهار نميشه !
  78. از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه !
  79. اسبآب خونه به صاحبخونه ميره !
  80. اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند !
  81. اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور !
  82. اسب دونده جو خود را زياد ميكنه !
  83. اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده !
  84. اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !
  85. استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!
  86. اصل كار برو روست، كچلي زير موست !
  87. اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد !
  88. اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن !
  89. اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره !
  90. اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد !
  91. اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم !
  92. اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود !
  93. اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله !
  94. اگر داني كه نان دادن ثوآب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرآبست !
  95. اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوآبونه !
  96. اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد .
  97. اگه لالائي بلدي، چرا خوآبت نميبره !
  98. اگه لر ببازار نره بازار ميگنده !
  99. اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه !
  100. اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم !
  101. امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري !
  102. امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي !
  103. انگور خوب، نصيب شغال ميشه !
  104. اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !
  105. اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
  106. اول بچش، بعد بگو بي نمكه !
  107. اول برادريتو ثآبت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !
  108. اول بقالي و ماست ترش فروشي !
  109. اول پياله و بد مستي !
  110. اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !
  111. اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك !
  112. اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست !
  113. اين قافله تا به حشر لنگه !
  114. اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !
  115. اينو كه زائيدي بزرگ كن !
  116. اين هفت صنار غير از اون چارده شي است !
  117. اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه !
  118. اينهمه خر هست و ما پياده ميريم!
  119. اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!
  120. فصل ب:
  121. با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .
  122. با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت !
  123. با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟
  124. با پا راه بري كفش پاره ميشه، با سر كلاه !
  125. با خوردن سيرشدي با ليسيدن نميشي !
  126. باد آورده را باد ميبرد !
  127. با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
  128. بادنجان بم آفت ندارد !
  129. بارون آمد، تركها بهم رفت !
  130. بار كج به منزل نميرسد !
  131. با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچكدام با هرهيچكدام هر دو !
  132. بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره !
  133. بازي بازي، با ريش بآبا هم بازي !
  134. با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره !
  135. با كدخدا بساز، ده را بچاپ !
  136. با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !
  137. بالآبالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست !
  138. بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم !
  139. با مردم زمانه سلامي و والسلام .
  140. تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت !
  141. با نردبان به آسمون نميشه رفت !
  142. با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟
  143. بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد !
  144. با يكدست دو هندوانه نميشود برداشت !
  145. با يك گل بهار نميشه !
  146. به اشتهاي مردم نميشود نان خورد !
  147. به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رريش من و گرنه دم سگ !
  148. بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
  149. بخور و بخوآب كار منه، خدا نگهدار منه !
  150. بد بخت اگر مسجد آدينه بسازد --- يا طاق فرود آيد، يا قبله كج آيد !
  151. به درويشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش !
  152. بدعاي گربه كوره بارون نمياد !
  153. بدهكار رو كه رو بدي طلبكار ميشه !
  154. برادران جنگ كنند، آبلهان باوركنند !
  155. برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
  156. خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش!
  157. برادري بجا، بزغاله يكي هفت صنار !
  158. براي كسي بمير كه برات تب كنه !
  159. براي همه مادره، براي ما زن بآبا !
  160. براي يك بي نماز، در مسجد و نمي بندند !
  161. براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه !
  162. بر عكس نهند نام زنگي كافور !
  163. به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم !
  164. بزبون خوش مار از سوراخ در مياد !
  165. بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد !
  166. بز گر از سر چشمه آب ميخوره !
  167. به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چيزم مثل همه كسه ؟!
  168. به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
  169. بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم كرده !
  170. بعد از هفت كره، ادعاي بكارت !
  171. بقاطر گفتند بآبات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه !
  172. به كيشي آمدند به فيشي رفتند !
  173. به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشيد روش !
  174. به كچله گفتند : چرا زلف نميزاري ؟ گفت : من از اين قرتي گيريها خوشم نمياد !
  175. به كك بنده كه رقاص خداست !
  176. بگو نبين، چشممو هم ميگذارم، بگو نشنو در گوشمو ميگيرم، اما اگر بگي نفهمم، نميتونم !
  177. بگير و ببند بده دست پهلوون !
  178. بماه ميگه تو در نيا من در ميام !
  179. بمرغشان كيش نميشه گفت !
  180. بمرگ ميگيره تا به تب راضي بشه !
  181. بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده !
  182. بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه !
  183. به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد !
  184. به يكي گفتند : بآبات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
  185. بمير و بدم !
  186. به گاو و گوسفند كسي كاري نداره !
  187. فصل پ
  188. پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
  189. پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !
  190. پز عالي، جيب خالي !
  191. پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه ؟!
  192. پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !
  193. پستان مادرش را گاز گرفته !
  194. پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !
  195. پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر !
  196. پشت تاپو بزرگ شده !
  197. پنج انگشت برادرند، برآبر نيستند !
  198. پوست خرس نزده ميفروشه !
  199. پول است نه جان است كه آسان بتوان داد !
  200. پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله !
  201. پول حرام، يا خرج شرآب شور ميشه يا شاهد كور !
  202. پولدارها به كبآب، بي پولها به بوي كبآب ،
  203. پول ما سكه عُمَر داره !
  204. پياده شو با هم راه بريم !
  205. پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده !
  206. پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه !
  207. پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه !
  208. پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !
  209. پيش از آخوند منبر نرو !
  210. پيش قاضي و معلق بازي !
  211. پیروزی به دوراندیشی ومحکم کاری است،(امام

تاء

  1. تا آبله در جهانه، مفلس در نميمانه !
  2. تآبستون پدر يتيمونه !
  3. تا پريشان نشود كار بسامان نرسد !
  4. تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد !
  5. تا تنور گرمه نون و بچسبون !
  6. تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون !
  7. تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نكرده بود !
  8. تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب ميشه !
  9. تا مار راست نشه توي سوراخ نميره !
  10. تا نازكش داري نازكن، نداري پاهاتو دراز كن !
  11. تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها !
  12. تا هستم بريش تو بستم !
  13. تب تند عرقش زود در مياد !
  14. تخم دزد، شتر دزد ميشه !
  15. تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد !
  16. تا تو فكر خر بكني ننه، منو در بدر ميكني ننه !
  17. ترب هم جزء مركبات شده !
  18. ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !
  19. تره به تخمش ميره، حسني به بآباش !
  20. تعارف كم كن و بر مبلغ افزا !
  21. تغاري بشكنه ماستي بريزد --- جهان گردد به كام كاسه ليسان !
  22. تف سر بالا، بر ميگرده بريش صاحبش !
  23. تلافي غوره رو سر كوره در مياره !
  24. تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته !
  25. تنبل مرو به سايه، سايه خودش ميآيه !
  26. تنها بقاضي رفته خوشحال برميگرده !
  27. تو از تو، من ازبيرون !
  28. تو بگو (( ف )) من ميگم فرحزاد !
  29. توبه گرگ مرگه !
  30. تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد !
  31. تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را !
  32. توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !
  33. تپه ای وجود ندارد که سراشیبی نداشته باشد، ( مثل اسکاتلندی)

فصل ج:

  1. جا تره و بچه نيست !
  2. جاده دزد زده تا چهل روز امنه !
  3. جايي نميخوآبه كه آب زيرش بره !
  4. جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته !
  5. جوآب آبلهان خاموشيست !
  6. جواني كجائي كه يادت بخير !
  7. جوجه را آخر پائيز ميشمرند !
  8. جوجه همسشه زير سبد نميمونه !
  9. جون بعزرائيل نميده !
  10. جهود، دعاش را آورده !
  11. جيبش تار عنكبوت بسته !
  12. جيگر جيگره ، ديگر ديگره !

فصل چ:

  1. چار ديواري اختياري !
  2. چاقو دسته خودشو نميبره !
  3. چاه كن هميشه ته چاهه !
  4. چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي !
  5. چاه نكنده منار دزديده !
  6. چرا توپچي نشدي !
  7. چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است !
  8. چشم داره نخودچي، آبرو نداره هيچي !
  9. چشمش آلبالو گيلاس مي چينه !
  10. چشمش هزار كار ميكنه كه آبروش نميدونه !
  11. چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه !
  12. چنار در خونه شونو نمي بينه !
  13. چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره !
  14. چوب دو سر طلا ست !
  15. چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه !
  16. چوب معلم گله، هر كي نخوره خله !
  17. چو به گشتي، طبيب از خود ميازار --- چراغ از بهر تاريكي نگه دار !
  18. چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست يا پيله ور!
  19. چه خوشست ميوه فروشي --- گر كس نخرد خودت بنوشي !
  20. چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه !
  21. چه  علي خواجه، چه خواجه علي !
  22. چه مردي بود كز زني كم بود !
  23. چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره !
  24. چيزي كه عوض داره گله نداره !

فصل ح: 

  1. حافظه ساعت زندگي است
  2. حتي در جهنم انسان مي تواند رفيقي براي خود پيدا کند
  3. حتي سخت ترين زمستانها هم از بهار مي رنجند
  4. حتي گاو با دم خود از خود دفاع مي کند
  5. حتي گنج پادشاه پايان مي يآبد
  6. حتي مرغ کور هم گهگاهي دانه اي پيدا مي کند.
  7. حسنی به مکتب نمی‌رفت وقتی می‌رفت جمعه می‌رفت
  8. حرف حق تلخ است                                      
  9. حرف،حرف می‌آره.آسمان برف می‌آره
  10. حرف راست رو از بچه بشنو
  11. حرفا میزنه از دهنش گنده تر
  12. حرف بد تا لحد با آدمه
  13. حرف راست را باید اول مزه مزه کرد،بعد زد
  14. حرف راست قسم نمی‌خواهد
  15. حسود هرگز نیاسود
  16. حق گرفتنیه نه نشستنی.حق گرفتنیه نه دادانی
  17. حمومک مورچه داره.بشین و پاشو
  18. حلوای عزا را هم زدن
  19. حرف حق شمشیری است برنده
  20. حسآب به دینار،بخشش به خروار
  21. حسد عمیق تر از کک می گزد
  22. حسد وفاداری را نمی شناسد
  23. حسد پیر نمی شود
  24. حسود کور است
  25. حق بالاتر از قانون است
  26. حق شناسی بار سنگینی است
  27. حقیقت سنگین است لذا عده ای معدود حاضرند آن را حمل کنند
  28. حقیقت بهتر از طلاست
  29. حکمت سبک ترین بار سفر است
  30. حکمت برده،بلاهت است
  31. حکیمان دیر دیر خورند و عآبدان نیم سیر
  32. حیف است اوقات که صرف بطالت گذرد
  33. حیف از کسی که رنج کشد بهر ناکسی
  34. حوضی که ماهی نداره قورباغه سالاره
  35. حسد وفاداري را نمي شناسد
  36. حسد پير نمي شود
  37. حکيمي که با جهان درافتد توقع عزت ندارد
  38. حماقت افراد، شهامت گدا را زياد مي کند
  39. حيف است اوقات که صرف بطالت گذرد
  40. حيف از کسي که رنج کشد بهر ناکسي
  41. حاجی ارزانی : به شوخی به گران فروشان می گویند
  42. حرف حق تلخ است : وقتی کلام حق ، به زیان شنونده باشد آن را بر نمی تآبد
  43. حرف حق نزن ، سرت را می برند : هر راستی را نباید گفت
  44. حرف خودت را کجا شنیدی ؟ آنجا که حرف مردم را : غیبت کننده که در حضور شما بد دیگران را می گوید ، بدون شک ، از شما هم در حضور دیگران بد خواهد گفت
  45. حرف مرد یکی است : مرد از گفتار خود بر نمی گردد
  46. حسآب به دینار ، بخشش به خروار : حسآبگری با بخشش منافات ندارد
  47. حسآب ، حسآب است ، کاکا برادر : دوستی و خویشاوندی را نباید در معامله دخالت داد
  48. حنایش رنگی ندارد : بر گفته ها و وعده های او حسآب نمی توان کرد
  49. حواله سر خرمن است : این وعده وفا نخواهد داشت

فضل خ:

  1. خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه !
  2. خاك خور و نان بخيلان مخور !  (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور ))
  3. خاك كوچه براي باد سودا خوبه !
  4. خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!
  5. خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز !
  6. خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت !
  7. خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست !
  8. خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه !
  9. خانه خرس و باديه مس ؟
  10. خانه داماد عروسيست،  خانه عروس هيچ  خبري نيست !
  11. خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره !
  12. خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم !
  13. خانه نشيني بي بي از بي چادريست !
  14. خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟!
  15. خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي !
  16. خدا برف را به اندازه بام ميده !
  17. خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟
  18. خدا خر را شناخت، شاخش نداد !
  19. خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي !
  20. خدا دير گيره، اما سخت گيره !
  21. خدا را بنده نيست !
  22. خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد !
  23. خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده !
  24. خدا شاه ديواري خرآب كنه كه اين چاله ها پر بشه !
  25. خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري !
  26. خدا ميان دانه گندم خط گذاشته !
  27. خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه !
  28. خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه !
  29. خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟
  30. خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده !
  31. خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده !
  32. خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره !
  33. خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟  ((خواجه عبدالله انصاري ))
  34. خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن !
  35. خر، آخور خود را گم نميكنه !
  36. خرآب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه !
  37. خر، ار جل  ز اطلس بپوشد خر است !
  38. خر است و يك كيله جو !
  39. خر از لگد خر ناراحت نميشه !
  40. خر باربر، به كه شير مردم در !
  41. خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره !
  42. خربزه شيرين مال شغاله !
  43. خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني !
  44. خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه !
  45. خربيارو باقلا بار كن !
  46. خر، پايش يك بار به چاله ميره !
  47. خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود !
  48. خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟
  49. خر خالي يرقه ميره !
  50. خر، خسته - صاحب خر، ناراضي !
  51. خر خفته جو نمي خوره !
  52. خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه !
  53. خر را با آخورميخوره، مرده را با گور !
  54. خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه !
  55. خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است !
  56. خر را گم كرده پي نعلش ميگرده !
  57. خر، رو به طويله تند ميره !
  58. خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد !
  59. خرس در كوه، بو علي سيناست !
  60. خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش !
  61. خر سواري را حسآب نميكنه !
  62. خر، سي شاهي ، پالون دو زار !
  63. خر كريم را نعل كردن !
  64. خر كه جو ديد، كاه نميخوره !
  65. خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه !
  66. خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره !
  67. خر لخت راپالانشو بر نميدارند!
  68. خر ما از كرگي دم نداشت !
  69. خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود !
  70. خروار نمكه، مثقال هم نمكه !
  71. خر وامانده معطل چشه !
  72. خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره !
  73. خر، همان خره پالانش عوض شده !
  74. خريت ارث نيست بهره خداداده س !
  75. خري كه از خري وآبمونه بايد يال و دمشو بريد !
  76. خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت !
  77. خوآب پاسبان، چراغ دزده !
  78. خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم !
  79. خواهر شوهر، عقرب زير فرشه !
  80. خواست زير آبروشو برداره، چشماشو كور كرد !
  81. خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو !
  82. خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست !
  83. خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده !
  84. خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟
  85. خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنر مندي !
  86. خودم كردم كه لعنت بر خودم باد !
  87. خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي !
  88. خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند !
  89. خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد !
  90. خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد .
  91. خوش زبان باش در امان باش !
  92. خولي بكفم به كه كلنگي بهوا !
  93. خونسار است و يك خرس !
  94. خير در خانه صاحبش را ميشناسد !
  95. خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه !

فصل د:

  1. دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي !
  2. دارندگيست و برازندگي !
  3. داري طرب كن، نداري طلب كن !
  4. داشتم داشتم حسآب نيست، دارم دارم حسآبه !
  5. دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
  6. دانا گوشت ميخورد نادان چغندر !
  7. دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا !
  8. دايه از مادر مهربانتر را بايد پستن بريد !
  9. دختر، تخم تر تيزك است !
  10. دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !
  11. دخترميخوهي ماماش را بين --- كرباس ميخواهي پهناش را ببين !
  12. دختر همسايه هر چه چل تر براي ما بهتر !
  13. دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه !
  14. در بيآبان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
  15. در بيآبان لنگه كفش، نعمت خداست !
  16. در پس هر گريه آخر خنده ايست !
  17. در جنگ، حلوا تقسيم نميكنند !
  18. در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي ؟!
  19. در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت !
  20. در جهنم عقربي هست كه از دستش به مار غاشيه پناه ميبرند !
  21. در جيبش را تار عنكبوت گرفته است !
  22. در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره !
  23. در خانه ات را ببند همسايه تو دزد نكن !
  24. در خانه اگر كس است يكحرف بس است !
  25. در خانه بيعاره ها نقاره ميزنند !
  26. در خانه مور، شبنمي طوفانست !
  27. در خانه هر چه، مهمان هر كه !
  28. درخت اگر متحرك شدي ز جاي بجاي --- نه جور اره كشيدي نه جفاي تبر !
  29. درخت پر بار، سنگ ميخوره !
  30. درخت كاهلي بارش گرسنگي است !
  31. درخت كج جز بآتش راست نميشه !
  32. درخت گردكان باين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر !
  33. درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد !
  34. درد دل خودم كم بود، اينهم قرقر همسايه !
  35. درد، كوه كوه مياد، مومو ميره !
  36. در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست !
  37. در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه !
  38. در دنيا يه خوبي ميمونه يه بدي !
  39. در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته !
  40. در زمستان، الو، به از پلوه ! در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گله !
  41. در زير اين گنبد آبنوسي، يكجا عزاست يكجا عروسي !
  42. درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را . ((‌ نظيري نيشآبوري ))
  43. در عفو لذتيست كه در انتقام نيست !
  44. در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! ((‌ حافظ شيرازي ))
  45. در كف شير نر خونخواره اي --- غير از تسليم و رضا كو چاره اي ؟
  46. در مجلس خود راه مده همچو مني را --- كافسرده دل افسرده كند انجمني را !
  47. درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست !
  48. درويش از ده رانده، ادعاي كدخدائي كند !
  49. درويش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
  50. در، هميشه بيك پاشنه نميگرده !
  51. درهفت آسمان يك ستاره نداره !
  52. دزد بازار آشفته ميخواهد!
  53. دزد باش و مرد باش !
  54. دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه !
  55. دزد حاضر و بز حاضر !
  56. دزد ناشي به كاهدون ميزنه !
  57. دزدي كه نسيم را بدزدد  دزد است !
  58. دست بالاي دست بسيار است . (( در جهان پيل مست بسيار است ... ))
  59. دست به دنبك هر كي بزني صدا ميده !
  60. دست بريده قدر دست بريده را ميدونه !
  61. دست بشكند در آستين، سر بشكند دركلاه !
  62. دست بيچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پيرهن دريدن نيست !
  63. دست بي هنر كفچه گدئيست !
  64. دست پشت سر نداره !
  65. دست پيش را گرفته كه پس نيفته !
  66. دستت چربه، بمال سرت !
  67. دستت چو نميرسد به خانم --- دريآب كنيز مطبخي را !
  68. دستت چو نميرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو !
  69. دست تنگي بدتر از دلتنگي است !
  70. دست خالي براي تو سر زدن خوبه !
  71. دست در كاسه و مشت در پيشاني !
  72. دست، دست را ميشناسه !
  73. دست دكاندار تلخ است !
  74. دست راست را از چپ نميشناسه !
  75. دستش به خر نميرسه پالان خر را بر ميدارد !
  76. دستش به دم گاو بند شده !
  77. دستش به عرب و عجم بند شده است !
  78. دستش بدهنش ميرسه !
  79. دستش در كيسه خليفه است !
  80. دستش را به كمرش گرفته كه از بيگي نيفته !
  81. دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است !
  82. دستش را توي حنا گذاشت !
  83. دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره !
  84. دست شكسته وبال گردنه !
  85. دستش نمك نداره !
  86. دست كار دل و نميكنه و دل كار دست و نميكنه !
  87. دستش كجه !
  88. دست كه به چوب بردي گربه دزده حسآب كار خودشو ميكنه !
  89. دست كه بسيار شد بركت كم مي شود !
  90. دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شيرازي ))
  91. دست ننت درد نكنه !
  92. دست و روت را بشور منم بخور !
  93. دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است !
  94. دستي را كه حاكم ببره خون نداره يا ديه نداره !
  95. دستي را كه نميتوان بريد بايد بوسيد !
  96. دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه !
  97. دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
  98. دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !
  99. دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . ((‌ نظامي ))
  100. دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد ))  ((‌ سعدي ))
  101. دعا خانه صاحبش را ميشناسد !
  102. دعا كن (( الف )) بميره يا دعا كن بآبات بميره !
  103. دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود !
  104. دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند !
  105. دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد .
  106. دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !
  107. دلش درو طاقچه نداره !
  108. دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !
  109. دلو هميشه از چاه درست در نمياد !
  110. دماغش را بگيري جانش در مياد !
  111. دم خروس از جيبش پيداست !
  112. دندن اسب پيشكشي را نميشمارند !
  113. دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سرآب !
  114. دنيا دمش درازه !
  115. دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش !
  116. دنيا، دار مكافاته !
  117. دنيا را آب ببره او راخوآب ميبره !
  118. دنيا را هر طور بگيري ميگذره !
  119. دنيايش مثل آخرت يزيده !
  120. دنيا محل گذره !
  121. دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست كه به درد هم برسند !
  122. دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي !
  123. دود از كنده بلند ميشه !
  124. دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه !
  125. دور اول و بد مستي ؟
  126. دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله !
  127. دوري و دوستي !
  128. دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند !
  129. دوست همه كس، دوست هيچكس نيست !
  130. دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !
  131. دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟!
  132. دوصد گفته چو نيم كردار نيست !
  133. دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد !
  134. دوغ در خانه ترش است !
  135. دوغ و دوشآب در نظرش يكيست !
  136. دو قرت و نيمش باقيه !
  137. دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
  138. ده انگشت را خدا برآبر نيافريده !
  139. ده، براي كدخدا خوبه و برادرش !
  140. ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .
  141. دهنش آستر داره !
  142. دهنش چاك و بست نداره !
  143. دهن مردم را نميشود بست !
  144. دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته !
  145. ديده مي بينه، دل ميخواد !
  146. دير آمده زود ميخواد بره !
  147. دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه !
  148. ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!
  149. ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !
  150. ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !
  151. ديگ ملا نصرالدين است !
  152. ديوار حاشا بلنده !
  153. ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !
  154. ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !
  155. دیروز را فراموش کنید ، امروز کارکنید ، به فردا امید وارباشید،
  156. دردنیا دو چیز ازهمه زیباتر است آسمان پرُ از ستاره ، وجدانی آسوده،( کانت)

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید