اصول فقه 29/9/040
درس خارج استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزه - کتابت 29 تعريف الإجتهاد
سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
وبلاگ – پردازش اربعین https://safarzade.blog.i
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
- اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
- الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
- شنبه 29آبان ۱۴۰۴...برابر 29جمادی الثانی ۱۴۴۷آدرسصوت-https://eitaa.com/doroos_mahdavi/3502 - لإجتهاد و التقليد_اجتهاد المطلق و المتجزی و احکامهما_جلسه۴
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
- - بسم الله الرحمن الرحیم
- صحبت صاحب کفایه رو نقل میکنیم که فرمودند فرق است بین مجتهد انفتاحی و انسدادی از انفتاحی میشه تقلید کرد چون عالم به حکم خداست از انسدادی نمیشه تقلید کرد چون خودش میگه راه علم و علمی برای من مسدوده. خودش میگه من جاهلم پس مقلدم نمیتوند ازش تقلید بکنه
- بعد یه استثنا زدن و اون عدم فصله ؛ گفتن مگر کسی قائل بشه به اینکه بین مجتهد انفتاحی و انسدادی فصل وجود ندارد و حیث یجوز التقلید من الانفتاحی وانسدادی کذالک و لعدم الفصل بینهما بعد خودشون دوباره رد کردن. گفتن درسته این عدم فصل اما در حدی هم نیست این آدم فصل که حجت بر عدم فصل بشه حالا دلیل داری که فاصله نیست بین انفتتاحیه انسدادی نه دلیل نداره لذا اگر حجت پیدا میکردید حجت عذر شما را از تخلف باز میداره نمیذاره نمی گذاردعذرخواهی بکنه اما الان در این حد نیست. وقتی در این حد نیست باز پس برمیگردیم به اینکه از انفتاحی جایز است تقلید از انسدادی جایز نیست
- این بحثو داریم میگیم تا بحث امروز دنبال کلام صاحب کفایه را میخواهیم بگیم الان ذهنمون آماده شد بعد میگن الا یقال پس الا دوباره میخوره به اینکه میخوایم انسدادی رو بیاریمش جز مراجع تقلیدش بکنیم. تو بخش گذشته گفتیم حجت بر عدم فصل نداریم پس انسدادی از مرجعیت افتاد حالا میخوایم بگیم الا یقال اینا رو خیلی عبارتها چون کوتاهش کردن باید اضافه کنیم تا ببینیم چی دارن میگن اشکالاتم تو همین توضیحات معلوم میشدن وقتی خب توضیح میدیم یه جاهایی میبینیم کلام اشکال داره
- پس تا حالا گفتیم انسدادی از مرجعیت میافته الا یقال یعنی باز بخوایم بگیم مرجع هست چطور بگیم. بگیم انسدادیه بخشی از فقه براش انفتاح هست ؛ انفطاحه کدوم بخش احکامی که یا اجماع روش هست یا ضرورت یا متواتره سه تا چیز من این سه تا رو جمعش میکنم میگم ۴۰ درصد خوبه ۴۰ درصد احکام برای انسدادیه برای انفتاح هست ۶۰ درصدشم منصده. این ۴۰ درصد چرا مفتوحه بااینکه خودش قالب انسداد به دلیل اینکه این ۴۰ درصد جز اجماعات ؛ اجماعات که دیگه انسدادیه نمیتونه رد بکنه که یا جز ضروریاته مثل ۱۷ رکعت نماز درسته انسدادی اما ضروریات که روز ماه رمضون یا حج واجب اینایی که دیگه رد نمیکنه که و یا جز متواترات ؛ متواتراتی که رد نمیکنه اینا یقین آوره.
- جمع بین اجماع و ضرورت و تواتر ؛ من مثال میزنم دیگه درکفایه نیستا فرض کنید ۴۰ درصد میشه یه چیز زیادی میشه ۶۰ درصدشم ؛ نه اجماعش نه ضرورته نه تواتر اون وقت چی میخوایم بگیم میخوایم بگیم که این آقای انسدادیه میتونه مرجع تقلید باشه چون کفایت میکنه همین ۴۰ درصد تقلید از او این میشه بحث اینه اگه کفایت کرد. کافیه دیگه تو انسداد که نمیخوایم ازش تقلید کنیم اما تو اون ۴۰ درصد بگم که همه واجباتو تو این ۴۰ درصد ما میتونیم پیدا کنیم چون واجبات یا اجماع روشه یا ضرورت یا تواتره واجباتو میگم محرمات هم همینطور مثلاً شراب خوردن غیبت کردن قتل نفس انجام دادن زنا کردن ببینید اینا انسداد اینا رو قبول داره جز محرماته چرا یه جز یکی از سه تاست. اجماع ؛ضرورت و تبادل حالا اگه ما به کل مردم بگیم برو از انسداد یه تقلید بکن که ضرری نمیکنه ۴۰ درصد احکام کفایت میکند برای اینکه همه واجباتو انجام بده همه محرماتو ترک بکنه و ۶۰ درصدم که معظم ابواب فقهه میگیم تقلید نکنید از این اشکالی نداره ؛
- این خلاصه فرمایش صاحب کفایی. آیا جواب ایشون بهتره که میخوان بگن تقلید ازاو جایزه یا جواب سوم ما؛ ما یه دونه من تو بحث گذشته سه تا جواب دادیم جواب سوم ما این بود گفتیم ابهامی که برای انسدادی هست نسبت به احکام پروردگار بیشتر از ابهامه مجتهد انفتاحی نیستا که حول بکند که این یکی مثلاً چی بگم ؛ حالا دو برابر تحیر داره. ابهام داره نسبت به انفتاحیه گفتیم اینطوری که نیست که دلیل ما هم این بود گفتیم انسدادی و انفتاحی تمام روایات جلوشونه مثلاً ۱۰۰ هزار روایت من نمیتونم بگم انفتتاحی ۱۰۰ هزار روایتو دیده انسدادیه ۲۰ هزار تا دیده این که غلطه همشون دارن میرن سراغ وسایل تو وسایل بیش از ۳۰ هزار روایت رو میبینن فرق انفتاحی وانسدادی تو دیدن روایت و ادله نیستا. تو چیه فرقشون فرقشون اینه که انسدادیه میگه من از این ادله به علم و علمی نمیرسم انفتتاحیه میگه میرسم؛ خب این دوتا نظره اما ادلهام جلوشونه
- آخوند اومدن میگن انفتاحیه چون میگه از این ۱۰۰ هزار روایت علم و علمی پیدا میکنن پس حکم این انفتاحی نافذ علی غیره ؛ اما انسدادیه اونم اومده سراغ همین ادله کل ۱۰۰ هزار تا رو دیده. اما چی میگه میگه علم و علمی نه این ادله مفید ظن است راه علم و علمی برای من مسدود است چون میگه مفید ظن پس لای لایفید قوله لغیره یا لاینفذ قول لغیره میشه اینو گفت اشکال آخوند همینه اشکالی که بهشون باید بگیریم همینه که جناب آخوند هر دو انفتاحی وانسدادی دلیل ها رو دارن میبینن وقتی یکشان میگه من از این روایت علم وعلمی می فهمم . دومی میگه وجوبه که من میفهمم حکم الله نیست مفیده ظنه و علم و علمی نیست تفاوتش تو اینه
- چرا یکیشو میگید نافذ بر غیر است دومی نیست هر دوشون حکم الله کشیدن بیرون حکم الله نیست انسدادیه خودش میگه میگه این مفیده ظن ها نتونستن کلام الله بفهمند؛ انفتاحیه هم همینه همین روایته اما از روایت میگه من بیش از ظن میفهمم. میفهمم یا علمی ظن معتبر این کافی نیست ؟
- برای اینکه ما بین این دو فرق بزاریم انفتاحیه رو میشه ازش تقلید کرد انسداد نمیشه پس جواب ما این بود
- اما جواب آخوند چیه که میخوان بگن میشه از انسدادی تقلید کرد ما که میگیم استعدادیم مثل انفتاحیه سه تا جوابم داریم جواب سوم ما به خصوص خیلی چیز مهمی بود اما آخوندا دارن میگن انسدادیه ۶۰ درصد معظم - خب ایشون دارن میگندا من میگم ۶۰- ۶۰ درصد انسداد است ۴۰ درصد انفتاح است به خاطر ضرورت و تواتر اجماع بعد میگن این ۴۰ درصد کفایت میکند برای تقلید از اون ؛ اینا ادعاست آیا ؛
- واقعاً کسی ۴۰ درصد اجتهاد بکنه مردم کل دینو میتونن ازش تقلید بکنن حالا یه چیزی دیگه داریم میگن ؛ دلیل ندارند؛
- میگیم یه معظم داریم یه اقل داریم اینو دقت کنین آخوند میگن تو اون اقلا. میشه کفایت میکنه کفایه اگه به مردم گفتیم این آقا مرجع شماست میشه چی مرجع دیگه مردم باید تو کل دین مردم باید برن تقلید کنن اون وقت آخوند میگن کفایت میکنه همین اقلی که مفتوح است براش علم علمی اینا یه نحو مصادره به مطلوبه که ما یه چیزیو بگیم کفایت میکنه کافیه ؛ بعدم دلیل براش نداریم و جالبه خودشونم قبول دارن. میگن انسداد تو معظم ابواب فقه است عبارت معظم فقه که من میگم ۷۰ اشکال بدتر میشه ۷۰ درصد ۸۰ درصد اگه مسدود باشه آخوند میگن اون ۲۰ درصده کفایت میکند برای تقلید؛
- درکل دین نمیشه اینو گفت ایرادی که به کفایه است همینه خوب حالا کلام آخوندو. باز بریم جلو ایناست که میگن وقتی خوب توضیح میدیم معلوم میشه چی دارن میگن میخوان بگن انسدادی را میشه ازش تقلید کرد این الا یقالی که امروز خوندیم از اینجا میخوان اینو بگن الا ان یقال که میشه تقلید کرد به خاطر اینکه مفتوح است برای انسدادیه یه مقدار کمی از فقه به خاطر ضرورت و اجماع و تواتر و تقلید میشد ازش کرد
- بعد میفرمان که. این انسدادیه مصداق کلام امام صادق علیه السلام که حضرت فرمودند فاذاحکم به حکمنا حضرت مجتهده میخوایم ببینیم این اذاحکم شامل انسدادی هم میشود یا نه یا فقط شامل انفتاحیه ؛ انفتاحیه که بله شاملش میشه اما انسدادی آیا حکم داره یا نداره طبق فرمایش آخوند میگیما که. این آقای انسدادیه معظم براش بسته است عارف نیست کمی از ابواب فقه براش مفتوحه اون وقت بگو اذا حکم به حکمنا کان حکمه به حکم الائمه علیهم السلام ؛ چرا چون ۳۰ درصد احکامش احکام ائمه ۷۰ درصد هم که میگه من نمیدونم بالاتر باشه مجتهد اماانسدادیه باشه ؛
- 00:16:20 چیزای قشنگی رو مطرح میکنید دستش بالاتره؛ طبق فرمایش شما اما خودش میگه راه علم و علمی برای من مسدوده من که نمیتونم بهش بگم باز است که خودش میگه نه نمیتونم من تحمیلش بکنم فرض کنید حالا من و شما اینجا رو خودمون پیاده بکنیم شما درستون خیلی بهتر از من اما میگید راه علم و علمی بسته است ادله را میبینید منم دارم میبینم. میبینم میگم از ادله حکم امام صادق علیه السلام استخراج میکنند شما دلیل و میبینید میگید مفید ظن غیر معتبر است
- حالا من به شما تحمیل میتونم بکنم بگم نخیر مفید قطعه خب همون سه جاست دیگه نه؛ سه جا است سه جا که انفتاح است برای انسدادی و دیگه هیچی دیگه ما نداریم دیگه زور میزنیم میخوایم. زور بندازیم گردن انسدادی بگو سه جار تو حکم الله میدانی بقیه یعنی ظن غیر معتبر چون انسدادیه میخواد بگه کل ظنون برای من حجته این سه جا رو ما میذاریم گردنش
- و میگیم ضرورت و تواتر؛ اجماع که دیگه حکم الله که قبول داریم ؛ نمی تواند که اونم قبول داره قبوله ؛ چون نمیتونه خلاف ضرورت حرف بزنه که بعد به خاطر این ضرورت و اجماع که مثلاً ۲۰ درصد فقهه بگیم آقا مرجع تقلیدش مردم بیان تقلید کنن میشه یا نه.
- آخوند تا اینجا دارن میگن میشه میگن اگر کسی بگوید کفایت میکند این ۲۰ درصده در این صورت این مرجع انسدادیه میشود مرجع تقلید مردم ؛
- جواب ما چی بود ؟ روایتها رو انسدادی دیده؛ یا ندیده؛ آیات قرآنو دیده؛ یا ندیده. اجماع عقلو دید یا ندید خب دید دیگه ادله رو دید ؛ ما هم که دیدیم فرق انسدادی و انفتاحی تو کجاست تو دیدن و ندیدن نیستا همه ادله رو دیدن فرقش تو مرحله دومه که انسدادی میگوید این ادله من مثال زدم ۱۰۰ هزار روایت ادله مفید ظن غیر معتبره؛ انفتاحیه میگه نه بابا اینا ظن معتبره این هموناست که ائمه به ما گفتن عمل کنید همونه
- با توجه به این من میگم بین این سه تا یا یه تفاوتی نیست تو تقلید همه تقلید کن. غیر معتبر اما فرقی نمیکنه با اون یکی با اون انفتاحیه و اونم همونه اونم میگه ظنه اما میگه ظن معتبره چی میخوام بگم بفرما اونم همینه اذا حکم به حکم بعدی میخوایم انسداد ؛ انفتاح را بگیم اذا حکم به حکما شامل انفتاح آیه میشد یا نه بله میشه دعوا سر انسدادیه ما میگیم میشه چرا اینو باید چه بکنیم اذاحکم به حکما این بخاطر چیه روایتو دید. ثم بعد از اینکه روایتو دید میگه دلالت روایت مفید ظن غیر معتبره ؛ این ظن غیر معتبر ؛ چرا حجت نباشد برای مردم حجته ؛ چرا از کلمه غیر معتبرش نترسیدا من دارم واضح حرف میزنم شما میترسید میگه ظنه غیر معتبر حجته؛ بله حجته چرا به خاطر اینکه همین ظن غیر معتبر را اون مجتهدین افتاحیه داره میگه معتبر اصل همینه
- یعنی هر دوشون مثلاً میگن نماز جمعه واجبه از روایت استفاده کرده خوبه. نماز جمعه رو امام صادق علیه السلام گفتن اون یکی انسدادیه میگه ظن غیر معتبر است چون ظنون همش حجت است طبق مقدمات انسداد به این خاطر من میگم اما حکم خدا نیست خب بگه حکم خدا نیست ما میگیم حکم خدا؛ آقای آخوند شما که قبول داری حکم خداست که چرا اجازه نمیده ازش تقلید بکنه من به آخوند ایراد دارما؛ نه به انسداد من نمیتونم تحمیلش بکنم بگم باید بگه حکم خداست میگه من عقیده ندارم. اما صاحب کفایی که فرق بین مردم بذارنپید بین انفتاحی وانسدادی او باید فارغش باشه هر دوشون ادله رو دارن میبینن هر دو هم دارن استفاده از ادله میکنند
- خب همین جا کافیه تا همین جا کافیه مجتهدی که دلیل دید و استفاده توانست بکنه کافیست برای تقلید از او اما تو اسمش زیاد نمیخواد بترسیدا اسمشو انفتاحیه میگه حکم الله علم یا علمی یا انسداد علمی مسدود نمیخواد بترسید. فرقی نمیکنه که اشکالی که شما دارین قبول در مقام بیان اینکه از مجتهد مطلق انسدادی نمیشه تقلیدکرد
- اخوند در واقع میارن بحث را در قضاوت ایراد واردم نه آخه تو همینه. قضاوت تو قضاوت آخوند میگن ۴۰ درصد کافیه ۶۰% هم نتونه قضاوت کنه طوری نیست مردم همه احتیاجاتشون تو ۴۰ درصد پیدا میکند
- ایراد ما اینه که نه نمیشه با ۴۰ درصد که احکام الله حل نمیشه پس کلام آخوندا نمیشه پذیرفت اما کلام ما چرا تو همون بسته قضاوت هم که دور همینه میگیم ما انفای صدای تفاوتی نداریم جواب اول ما این بودا نمیخوام بگم جواب اول بگید که اصلاً بین اینا تفاوتی نیست. سومی مهم بود که انفتاحی و انسدادی هر دوشون دلیل جلوشونه بعد دوتا نظریه تو کله شد اون که انفتتاحیه نظرش اینه که این دلیل که میگه نماز جمعه واجبه این حکم الله یا میگه علم است یا علمی انسداد میگه نماز جمعه واجب میگه ظنه ظن غیر معتبره خب جناب آخوند فرق بین این دو چیه هر دوشون میگن نماز جمعه واجبه فرقشون از نظر فتوایی اینه یکیشون حکم الله یکی میگه نه. چون کل ظنون کل ظنون حجت از این باب میگم حجت من به آخوند میگم میگم شما نباید فرق بین این دو بزاری باید به مردم بگه از هر دو میتونی تقلید بکنی که اکثریت فقه مسلط باشه
- خب حالا اینم یه نکته اذاکم به حکم نا. آیا میگه اکثریت فقه و حکم بکنه ظاهرش تو یه دونه قبلش مقبول ابن انزل میگه دو نفر بینشون نزاع امام میگن برو پیش مجتهد اذا حکم به حکم حکم یعنی تو یه مورد نه تو همین موارد همون یه مورد که حکم میکنه حکمش حکم امام صادق علیه السلام مطابق خوب نمیتونه نه. بحث تجزی حالا باید بکنیم اما آیا کسی که نمیتونه اجتهاد داشته باشه میتونه تویک مورد اجتهاد کنه نه جوابشو بدی دیگه فعلاً اما الان بحث ما تو این نیست
- پس اول جواب شما این میشدا که اول تو کل فقه اما روایت میگه تو این یه مورد داره جواب ابن حنظله رو میده بعد صاحب کفایه یه چیز دیگه میگه میگن اصلا از این انسداد میتونید تقلید بکنید چون. خیلی از مراجعات به او مال موضوعاته تو بحث قضاوت اصلاً حکم الله که نیست که اینایی که با هم نزاع دارند وقتی میرن پیش انسدادیه دو تا مثال ایشون میزنن یکی اینکه آیا این خونه مال منه یا مال اونه سر موضوعات خارجی نزاع داره سر ارث و خونه و نمیدونم باغ و زمین و حالا مجتهد انسدادیه طبق ادلهای که خودش داره که ادله گفته ظن غیر معتبره. با ظن غیر معتبر چیکار میکنه؛ میگه این زمین مال فلانی؛
- آخوند میفرمان چون موضوعات خارجیه اصلاً این حکم خدا نیست اینکه نمیخواد یه نماز جمعه واجب اون حکمه اما اینکه میگه هذه المال زید این مال یه موضوعه اصلاً نمیخواد حکم بکنه ؛
- یه مثال دیگه هم میزنن راجع به نکاحه زوجیة امرت مثلا سه طلاق مثالشو من میزنم سه طلاق در یه جلسه داده. اختلاف که آیا این سه طلاق است و طلاق بائن محسوب میشه یا نه سه تا ؛ چون دریه جلسه بوده طلاق رجعیه و هنوز قابل رجوعه؛ میدونه اهل تسنن میگن با اینه دیگه ما هم قبول نداریم حالا اینم همینطور اینجا حالا میگن اگر به انسدادی مراجعه که حکم خدا رو نمیخواد بگه یه موضوع رو میخواد بگه که این ظن فلانیه خداست بله.
- صاحب کفایه میگن چطور میگه نمیشه از انسدادیه تقلید کرد در حالی که غالباً حکم او اصلاً تو موضوعات خارجی است و موضوعات خارجی اصلاً خارج از اضافه کردن ؛ما الان میخوایم به انسدادی مراجعه کنیم ۷۰ درصد از مراجعات مردم مراجعات مال موضوعات خارجیه. مال کی است ؛ این پول مال کی است ؛ این کفشا مال کیه ؛ خارجیه دعوا سرشه این میگه مال منو میگه مال من ؛ سر ارث میگه اینور خونه مال منه ؛ اون میگه نه موضوعات خارجیه احکام نیست ؛
- عرض شود که اولین ایرادی که ما اینجا داریم همین فرمایش آقاست واون اینه که وقتی انسدادیه صدا میگه هاذاالدارلزید صاحب داره ؛ چیکار میکنه اینم حکمه اما حکمیست که تو موضوع خارجیه. گول خوردن ما داریم خودمونو گول میزنیم موضوع خارجی
- خب این موضوع خارجی از کجا داره استفاده میکنه از کجا میاد این خونه مال اینه چرا نمیاد مال اونه مثلاً مدعی و منکر فرض کن به مدعیم که بینه بیاد طبق بینه حکم میکنه پس درسته میگن هذاهی احکام الله استفاده میکنه در نتیجه کلیتش اینه تمام موضوعات هر موضوعی رو که این مجتهدان توش حکمی رو میکنه قطعاً مخوذ از احکام اهل بیت علیهم السلام. یعنی کلیاتش اونجاست و به عبارتی باید بگیم مجتهد منسوب است از قبل آنها تا بتونه
- اون جمله امام صادق علیه السلام به شامل حالش بشه که اذاحکم به حکمنا و لم یقبل من فنه رد علینا اگه قبول نکردید ما رو رد کردید مواظب باشیم الانه اینجا هم همینطوره یعنی یه احکام کلیه داریم که الیومین علی منکر البینه علی المدعی ؛ اینا کلیاتشه وقتی میان به. انسدادی مراجعه میکنند از همون احکام کلی استفاده میکنه بعدم میگه هذه المرعه زوجه فلان زوجه فلانی این بحثهای عجیب غریبی که حالا نمیدونم کجا بهش برسیم که میگه دیگه؛ مردی دو تا زن داره سه تا زن داره دوتاشون کبیرند؛ یکیشون بچه شیرخواره اونم فرزند خونده بعد زن اول میاد و شیر میده به این بچه یه مرتبه میگن که. میگه شیر داد خب این بچه مگه خانم آقا نیست خب اون که شیر دادش میشه مادر خانم حرام میشه دیگه براش از اون طرف به این بچه بچه میشه دخترش دیگه پس دیگه میشه حرام میشه بعد میگن حالا که حرام شد اگه زن دومیه اومد اونم شیر داد حالا این چی میشه میگن باید ببینیم که این بچه از زوجیت افتاد قبلاً زوج بود اما. تو هفته گذشته که زن اول به شیرده دیگه زوجیت افتاد دیگه شد چی دختر شد چون دختر شد دوباره چی میشه زن دومی هم که اونم حرام میشه خلاصه معماهای اینطوری میشینن درست میکنن تو فقها مطرح میکنن تو بحث متلبس به مبدا این حرفا رو میزنن که آیا این زن باید الان صدق بکنه که زوج هست. یا اینکه قبلاً هم بودش کافیه
- خب میدونید الان اگه متولد بشه به مبدا باشه قطعاً حقیقته اما اگه مبدا منقضی باشه اختلاف سوش که حقیقت است یا مجازه آینده میخواد زوجه بشه قطعاً مجازه حالا این حرفا رو اینجا زدن اما اینکه بخوان صاحب کفایه بگویند که اکثر مراجعات به انسداد موضوعات اینا ما قبول نداریم مراجعات به او باز از احکام و و. نمیتونیم بگیم از احکام اخذ نشده است و اگر خواستیم اسناد بدیم حکم حکم ائمه علیهم السلام این لجله اینه که دوباره بگیم این آقای انسدادیه منصوب از قبل اونهاست این ایراد ماست که بالاخره حکم کلی رو آقای انسدادیه روایت و استخراج کرده و بعد این حکم کلی رو ازش یه حکم جزئی ازش گرفته میگن این زن زن فلانیه این باغ مال کیه. اتخاذ از احکام نیست که فقط فرقش اینه انسدادیه میگه من از ادله ظن غیر معتبر میفهمم انفتاحی میگه ظن معتبر و اصلاً حجت و این چیزا میگه این بحث تا اینجا دیگه رهاش میکنیم ما تا اینجا
- پنج تا حکم برای انفتاحی گفتیم بعد وارد انسدادیه میخوایم بشیم تقریباً بسیاری از مطالب و گفتیم اما بخش بعدی ما تجزی در اجتهاده. آیا اصلا میشه یا نه صاحب معالم یه سری صحبتهایی دارند که بعض بزرگانم حرفایی دارند آخوند قبول ندارن این بحثها رو ببینید تا انشالله فردا و صلی الله علی محمد
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




