درس‌خارج #اصول؛ کفایة الاصول  شماره7 واضع در لغات کیست؟ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: دوشنبه  ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج #اصول؛ کفایة الاصول  شماره7

واضع در لغات کیست؟

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: دوشنبه  ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

  1. مدت زمان: ۲۹ دقیقه
  2. اصول جلسه ۷...اعوذ بالله من الشیطان الرجیم -- بسم الله الرحمن الرحیم
  3. اگر ذهن عزیزان حضور داشته باشه بحث آخر گذشته‌مون فرمایش محقق نائینی بود رضوان الله تعالی علیه در واضح لغات که یک سخن جدیدی ایشون در اصول دارند فرمایش ایشون قابل دقته و کسی دیگه هم ندیدیم این نظریه رو قبول داشته باشه ایشون فرمودند واضح. در هر لغتی در کل دنیا چه فارسی چه عربی واضح خدای متعال است و توضیح فرمایششون این بود گفتند خدای متعال یه جعل تکوینی  داره و اون جعل تکوینی  اینه که میاد خلقت انسان رو به گونه‌ای قرار میده که در شرایط خاصی یک آثاری درش نمایان می‌شه
  4. مثلاً وقتی گرسنه میشه احساس گرسنگی میکنه وقتی تشنه میشه احساس تشنگی می‌کنه اینو خدای متعال تو خلقت انسان گذاشته. ما اضافه کردیم گفتیم بیماری‌هایی که از الطاف خدا اصلاً به ما همینه که وقتی عضوی از اعضای بدن مریض می‌شه معمولاً افراد احساس می‌کنند اعلان می‌کنه به قول امروز آژیر خطر زده میشه و درد باعث میشه این جعل تکوینی ه چیز دیگه هم نمی‌خواد صرف اینکه من تشنه میشم دیگه نمیخواد یه کار جدیدی خدا به من الهام بکنه نه تو خلقت هم همیشه هست احساس کنم
  5. بچه هم همینطوره بچه نوزاد که. به دنیا اومدم اونم گرسنه که میشه احساس می‌کنه گریه می‌کنه بعد از این جعل تکوینی  یه جعل تشریعی داریم اون برای دین هست خدای متعال برای اینکه انسان‌ها راه صحیح رو بشناسند راه کمال رو دین فرستاده تا افراد متدین به دین باشند و از طریق احکام شرعی و معارفی که یاد می‌گیند طی بکنند راه کمال رو و به سعادت برسند هم دنیا هم آخر.
  6. جعل تشریعی به واسطه ارسال رسول هست دیگه این علنیه رسول می‌فرسته به آیات بیناتم می‌فرسته معجزه تا مردم بدانند که این رسول خداست شخص معمولی نیست اون رسول خدا کتب را هم میاره و از طریق وحی میاد دین رو به مردم منتقل می‌کنه جناب محقق نائین می‌فرماید بین این دو تا جعل تکوینی  و تشریعی یک کار سومی خدا کرده است.
  7. و اون اینه که وقتی انسان‌ها احتیاج دارند به یه اسمی خدای متعال میاد الهام می‌کند اون لفظو به اون اشخاص و با الهام افراد متوجه میشن که مثلاً چه لفظی رو انتخاب بکنند برای این خیابانی که تازه تاسیس شده یا یه دستگاهی جدید تاثیر شده ابزارهای نظامی الان خب قبلاً که نبود یا حتی خودرو و. یخچال و اینها قدیم که نبود اسمم نمی‌خواست وقتی که ساخته شد نیاز به اسم پیدا کرد وقتی یه خیابون انداخته میشه در یک مکانی خب قبلاً صحرا بود نیاز به اسم نداشت اما حالا که خیابان افتاد مردم احتیاج پیدا می‌کنند که مکان رو یه اسم براش بگذارند
  8. که تو گفتگوها بگویند کدام مکان کتاب همینطوره یه مولف تو کتاب تعریف نکرده اسم نمیخواد که وقتی یک کتابی نوشت. احتیاج پیدا می‌کنه یه اسم براش بگذاره تا با اون اسم معرفی بکند کتاب رو به دیگران برای خوندن یا برای خرید و فروش برای کارهای دیگه هدیه دادن این‌ها
  9. حالا عرضم اینه جناب محقق میگن این الهام الهیه چون خود بشر دلیلشون اینه میگن خود بشر واضح خواست که ما برای الفاظ نداریم وقتی بشر واضح نیست پس کیه خدای متعال آیا خدای متعال رعایت مناسبت رو کرده یعنی بین لفظ و معنا یه ارتباط ذاتی هست.
  10. مثل ارتباط آتش با حرارت اینم می‌فرماد نه ارتباط ذاتی نیست پس چیه میگن یک مناسبتی هست پیش خدا خدای متعال یه مناسبت می‌دونسته که اسم این خیابون رو چی بگه اون مناسبت رو خدای متعال می‌داند اما مجهولت عندنا لذا از ما سوال نکنید مناسبت چیه ما نمی‌دانیم اما میگه مناسبت هم هست و به خاطر اون ترجیح بدون مرجح میگن خدای متعال هزاران لغت می‌تونه برای. یه خیابان برای کتاب الهام بکنه اینکه یکیشو انتخاب می‌کنه این معلومه یه مناسبت تو این یه دونه بوده تو دیگران نبوده خب این فرمایش ایشون بود که خیلی ایراد داره کلام ایشون ما تو جلسه قبل 6 تا مطلب رو تو جمع بندی کلام ایشون گفتیم
  11. الان ایراداتی که عرض بکنم اولین ایراد اینه که این مناسبتی که ایشون فرمودند معلومة عندا الله. و مجهولت عندنا بین لفظ و معنا ما ایراد ما اینه که دلیلی برای وجود چنین مناسبتی نداریم اصلا خدای متعال یه خدا که بیشتر نیست در کل زمین خب سوال میشه که چرا مثلاً برای یه موجود مثل انار انگور موجوداتی که تو طبیعت هست حیواناتی که هست حتی خورشید و ماه چرا خدای متعال به ما فارسی زبان ها الهام که ازش بگیم خورشید و ماه. اون طرف تر میریم
  12. اونجا شمس و قمر میگن یه جا دیگه میریم تو ترکا یه چیز دیگه میگن در حالی که اگر ملحم پروردگار و مناسبتم هست بین لفظ و معنا باید تو کل عالم اون مناسبت رعایت بشه و یه لفظ گفته بشه برای خورشید یه لفظ گفته بشه برای ماه و همینطور این اشکال اولست که به ایشون
  13. اشکال دوم لو سلمنا الا الهام اشکال می‌گیریم که چطوری خدا الهام میکنه.چطور شده که برای یک معنا هزار تا لفظ و در حالا بیش از هزار تا مثال هزار تا می‌ذارم تو مناطق مختلف که میریم می‌بینیم لفظ فرق میکنه آیا محقق ناینی می‌تونن اینو بپذیرند که خدای متعال واحده اما بیش از هزار تا لفظ و الهام کرده است به هزار طایفه که یه دونه معنا اما هزار تا لفظ جوری هم هست که این طایفه وقتی میره پیش اون طایفه دوم لفظو که می‌شنوه هیچ نمیفهمه چی میگه. اینم اشکال دوم
  14. اشکال سوم ما وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم اصلاً احتیاجی به مناسبت نداریم بدون وجود مناسبت این نیاز ما برطرف می‌شه چون بحث بحث اعتباریه امور اعتباری معتبر هرچی اعتبار کرد مثل اسکناس میمونه معتبر میاد 50 سال می‌گرده این اسکناس تو ایران اعتبار داره بعد 50 سال هم اعلام میکن دیگه اعتبار نداره یه اسکناس دیگه رو میاره بعد میریم توی منطقه دیگه می‌ریم اونجا معتبر. اسکناس دیگر یا اعتبار بهش داده اعتبار به یاد معتبره آیا مناسبتم می‌خواد بین این اسکناس و اون ارزش پول مثلاً بگیم هرچه بزرگتر باشه قیمت اون اسکناسم زیادتره
  15. نه گاهی به عکسه اما دیدیم گاهی اسکناس و کوچک‌ترشم می‌کنن اما قیمتش میاد بالاتر به یاد معتبره یعنی بدون رعایت مناسببت نیاز برطرف میشه الفاظ هم همینطوره پس نه وجود مناسبت رو ما می‌خوایم. نه که وجود داشته باشه رعایت اون وجود را لازمش بکنیم میشه رعایت نکنه مثل همین اندازه پول که گفتم مثالش این بود
  16. نکته چهارم ایرادی که به محقق داریم ایشون فرمودند الهام الهی یک نوع واسطه است بین جعل تکوینی  و تشریعی میگم اینم دلیلی براش نیست چرا بخاطر اینکه جعل دو رقم بیشتر نیست یا جعل حقیقی است یا اعتباریه. جعل حقیقیم یعنی موجودات حقیقی مثلاً ماه خورشید گاو و گوسفند و شتر و این حیواناتی که هست درختان متعدد میوه‌ها اینا جعل حقیقیست خدای متعال اینا رو خلقش کرده خود انسان‌ها امور اعتباری هم مثل عبادات که برای ما واجب کرده میاد 20 تا جز کنار هم از تکبیر تا سلام و اینا رو بهش اعتبار میده میگه این واجبه غیر این واجب نیست حتی نمی‌پذیره از ما دیگه یا جعل میشه حقیقی یا اعتباری. قسم سوم نداریم
  17. حالا بیام تو این تکوینی که ایشون گفتن و تشریح میگیم اینم تحت همین دوتاست اون وقتی که تو خلقت انسان فرمودند تشنگی گرسنگی رو گذاشته خب یه جعل حقیقیه تو مریضی که من گفتم اینا جعل حقیقیست خدای متعال قرار داده که وقتی میاد این اثر است برای یک موثر پی می‌بریم به یک علتی که علتش زودتر ایجاد شده تو تکوین تو خلقت انسان. یا جعل تشریعی که ایشون گفتن ارسال رسولان و انزال کتب خود رسول حقیقی است شخص مال هذا الرسول یأکل التعام یمشی فی الاصواب اینا وجود داشت این خود رسول حقیقیه
  18. اما اون دستوراتی که رسول به ما میده یعنی نماز بخونید روزه بگیرید اینا امور اعتباری یا مثلا ملکیت رو بیان میکنه میگه اگه میخوید مالک یک چیزی بشید باید خرید بکنید یا هدیه بگیری. از طریق ربا نباشه امورها همه اعتباریه شاره میاد یه ملکیتو بهش اعتبار میده یه ملکیت دیگه که از راه رباست و میگه من قبول ندارم شما مالک نیستی علی ایحال خواستم عرض بکنم ما موجودات جهان شی یا حقیقی است یا اعتباری و این جعلم که گفتن دیگه ما واسطه نداریم باید ببینیم جز کدام
  19. اگه اون شیءش وجود خارجی داره میگه حقیقی است اگه نباشه. خود رسول که گفتم وجود خارجشون که با چشم می‌بینیم حقیقیه اما ولایتشون که قرآن می‌فرماید اطیع الله و اطیع الرسول یا ما آتاکم الرسول اون ولایته یه امر اعتباری است خدای متعال میاد جعل اعتبار میکنه قرار میده ولایت بر اون حضرت که ولی کل جهان باشد که اسمشو می‌ذاریم سلطنت تام اون حکومت تامی که تعبیر قرآن. ملک عظیم ازش یاد شده در آیه 54 سوره نساء
  20. نکته پنجم ایشون فرمودند که انسان نمی‌تونه وضع الفاظ بکنه ایراد ما اینه که چرا خود انسان‌ها هر چیزی رو که می‌آفرینند از جمله کتاب مثلاً کتاب تالیف می‌کنه قدرت دارید که اسم براش بگذاره همونطور که مطالب کتاب رو می‌نویسه و قدرت داره قدرت هم داره که اسم برای اون کتاب هم مشخص بکنه و. بعدمو اسم کم کم شیوع پیدا می‌کند و افراد دیگران هم متوجه می‌شوند
  21. یه نکته دیگه هم اینجا عرض بکنم طبق نظر محقق گفتن واضح خداست باید بگیم خدایی که واضحه در زمان حضرت آدم علیه السلام به صد تا کلمه نیاز بود چون موجودات اطرافشان صد چیز بیشتر نبود مثلاً اون زمان نه کفشی داشتند نه. آجر بود نه آهن بود وقتی نبود لفظشم نیاز نداشتند لذا می‌گیم زمان حضرت آدم علیه السلام صد تا کلمه رو خدای متعال الهام کرده طبق نظر محقق میگه ما که الهام قبول نداریم بعد زمان‌های بعد هر چیزی که اومد وصل شد مثل همین خیابانی که مثال زدیم وقتی یه جاده‌ای تأسیس میشه نیاز پیدا می‌کنن افراد بر اون جاده اسم بگذارند وقتی یه دستگاه صنعتی ساخته میشه همینطور و الا تا قبلش اینا نیاز نبود.
  22. ما که قبلا گفتیم این‌ها واضحش خود انسانه اگه یادتون باشه وضع تعیین یا تعیینی را هم ما قبول نداشتیم اینا قسیم یک دیگه هست تو اصول این رو میگن میگن دو تا چیزه میگه یا وضع تعیینیه اونجایی که واضح میاد مشخصاً معلومه کیه میگه جعلت هذا المعنا وضع تعینی گفتن شخص خاص نیست لفظ گفته میشه برای یه معنایی بعد کم کم شا بین الناس ایراد ما این بود.
  23. این تعینی که میگه همینطور لفظ گفته می‌شه اینو بازش کنید یعنی چه بالاخره توسط یه انسان گفته میشه همون انسان می‌شد واضح پس وضع تعینی این در واقع ریشه‌اش به همون تعیینه همین طوری تو هوا که لفظ گفته نمیشه که از دهان یک انسان خارج می‌شه منتها می‌خوان تو اصول بگن تعینی و تعیینی مقابل هم قرار بدن ما هرچی فکر می‌کنیم اینا مقابل هم نیست بلکه تعین هم. ریشه‌اش برمی‌گرده به اینکه اولین بار یک انسانی لفظ و گفته تعیین لفظ برای معنا بعدم شیوع پیدا می‌کنه
  24. لذا این اصطلاح ما قبول نداریم البته همین جا چون مناسبت داره میگم میشه دیگه اصطلاح جدیدی ما تو اصول مطرح بکنیم این چطوره بگیم وضع تعیینی تعریفش اینه که واضع او معین است میگه آقای فلانی پدرش فلانیه اهل کجا شخص معین. اما وضع تعین بگیم واضحش معلوم نیست واضح داره اما همین که میگیم همینطور لفظ گفته شده این همینطور یه مقدار تسامح تو تعبیر داره غلطه باید بگیم که بالاخره یه کسی اولین بار گفته ما تو برای ما مجهوله چون برای ما مجهوله اسم اینو بذاریم وضع تعین
  25. اما خب این اصطلاح جدیده اینو که کسی تو اصول نگفته به خود من هم ایراد گرفته میشه که وقتی واضح اسمش معلوم نیست. چرا میگی تعین تعیین لازمه نه متعدی در حالی که اون شخص اسمش معلوم نیست آن بالاخره تعیینه نه تعیین اگه بخوایم دقت بکنیم ایرادا رو می‌تونیم بگیریم اما خب دیگه حالا یه لفظیست گفته شده تو اصول گفتن وضع ما تعیینی او تعینیون بعد از اینکه و وقع هذالفظ و تفسیر آمده تو اصول ما میخویم حالا دستکاریش کنیم صورت کاری بکنیم درستش کنیم خب یه مقدار سخته.
  26. ما اگه بودیم اصلاً همچین اصطلاحی رو نمی‌گفتیم همه جا رو می‌گفتیم وزن تعیینیه منتها گاهی می‌شد واضحش اسمش معلوم شه سر زبان‌ها میفته میگن فلانی کلمه را یا این صد تا صد تا کلمه رو وصل کرد گاهی هم نه تعیین به این شکل نیست اما هر دوش تعیینه هیچ کدوم تعیین نیست در صورت اون نکته‌ای که خواستیم بگیم این بود که لغات وزنش توسط انسان‌ها امکان داره لاکن چیزی که هست میگیم به اندازه نیازشونه.
  27. آیا موقع شوخی می‌کردیم می‌گفتیم یه کسی مثلاً شهردار میاد برای خیابونایی که هنوز راه نینداخته تاسیس نکرده بیاد یه 10 تا 20 تا اسم تعیین بکنه و بعد بیاد اسم اول مال اولین خیابونیست که راه میفته خب این معمولاً این کار نمیشه اول لغتو نمیان تعیین بکنن اول اون شی موجود میشه دستگاه‌ها هم همینطوره کم کم اگه بخوایم کار بکنیم
  28. میگیم مثلا کسی که برای کاراش استخاره میکنه بیاد. پیش یه عالمی میگه من دیگه آینده دسترسی به شما ندارم یه ده تا استخاره برای من بکنید و روی کاغذ بنویسه استخاره اول جوابش اینه دوم تا دهم بعد میگه تحیرهایی که در آینده پیدا می‌کنند تحیر اول و استخاره اولو می‌ذارن براش معمولاً این رسم نیست این کاریست یه مقدار مضحکه بلکه برعکس انسان ها وقتی احتیاج پیدا می‌کنند به فکر معالجه می افتند و میره معالجه میکنه
  29. بیماریش هم همینطوره اونم. تا بیمار نشده مراجعه نمی‌کند یا دارو نمی‌بره تو منزل خودش وقتی نیاز پیدا کرد میره دارو تهیه می‌کنه
  30. نکته دیگر اینه که ما با این صحبتی که کردیم گفتیم به مرور زمان هرچه رفته جلوتر و همین امروز هم همینطوره هرچه زمان داره میره جلو باعث میشه الفاظ جدیدی وضع می‌شه منتها ما اعتقاد داریم که چی که چرا در یه جا فارسی حرف می‌زنن در یه جا ترکی جوابش اینه. کی برمی‌گرده به قدیم که ارتباط زیاد نبوده رفت و شد خیلی نمی‌کردند
  31. لذا طایفه‌ای که اینجا بودند وقتی می‌خواستند برای انگور اسم وضع بکنند نمی‌رفتند 2000 کیلومتر اون طرف‌تر بگن شما به این چی میگید سخت بود نمی‌رفتن چه می‌کردن همونجا تو منطقه خودشون یه اسم وزن می‌کردن بعد که می‌رفتن 2000 کیلومتر اون طرف‌تر اصلاً زبون اونا رو سرشون نمی‌شه اونا هیچی دیگه دارن میگن این باعث شده که در قدیم ارتباطات کم بود به عکسش امروز.
  32. امروز چون ارتباطات زیاد شده فقط هم ارتباطات ارتباطات فیزیکی نیست ارتباطات با رسانه‌ها هم هست هرچه ارتباطات بیشتر میشه اشتراک در الفاظ زیادتره حتی توجه بکنید مثلاً امروزه وقتی یه دارو تاسیس می‌شه چون ارتباطات با کل دنیا هست دو تا اسم دیگه پیدا نمی‌کنه مثلاً اگه تو ایران این دارو ساخته باشن یه اسم براش می‌گذارن بعد همین دارو رو می‌فرستن تو کل دنیا همه جا دیگه به همون اسم.می‌خونه این به خاطر ارتباطاته
  33. اما قدیم خب وقتی که مثلاً انار رو ما اینجا تو فارسی اینجا انار می‌گیم 2000 کیلومتر اون طرف می‌رفتیم تو بین عرب‌ها اونا میومدن از ما سوال می‌کنن ما هم از اونا سوال نمی‌کردیم اونا برای خودشون رمان گذاشتن ما می‌گفتیم این انار ترش است اون ترش حامزه این باعث شده که در یه مجموعه‌ای همینطور یه لغت رایج شده در 1000 کیلومتر این طرف تر حالا هزار که میگم گاهی. 50 کیلومتره ارتباطات وقتی کم بوده گاهی کوه بین دو قوم بوده کاری هم با هم نداشتن اونا برای خودشون لغت وزن کردن
  34. اینور برای خودشون گاهی یه رودخونه بوده یه دریا بوده اونور برای خودشون یه جور دیگه صحبت می‌کردن این هم یک نکته‌ای که خواستم عرض بکنم
  35. ما تو جمع‌بندی دو سه نکته عرض بکنم اولاً فهمیدیم واضح خود انسانه انسان ها تمکن و قدرت دارند که وضع لغت بکنند خدای متعال واضح نیست ولو به شکل الهام.
  36. نکته دوم که الان بحث کردیم اینه که ما نیاز نداریم همه الفاظ و جمع بکنیم برای موجودات که آینده می‌خوایم بسازیم نه به مقدار نیازمون الفاظ را هم وضع می‌کنند چنانچه عکسش اگه یه خیابونی 50 سال وجود داشت بعد اومدن خیابونو از بینش بردند و خونه توش ساختند
  37. وقتی خیابون از بین میره اسمش هم از بین میره تا یه مدتی ممکنه بخوان تو اذهان اشاره بکنم میگن قبلاً اسم خیابون میگن میگن این خیابون اینجا بود. اما تو نسل بعدی که دیگه نیاز به اشاره ندارند اسم خیابونم از بین می‌رود
  38. و اما بحث مهم راجع به واضح لغت ما که میگیم بشره فوری میگن کیه گفتیم زیاد داعی نبوده انگیزه نداشتند که اسم اشخاص مشخص بکنه و همین که گفتیم تو هر طایفه‌ای برای موجودات میومدن لغاتی رو میگفتند و بینشون شیوع پیدا می‌کرد اما حالت رسمیت نداشت که یه نفر بیاد صد تا شی رو جلوش بگذاره. 100 تا لغت براش وضع کنه
  39. اگه اینطور بود مردم می‌شناختن او رو اسمشم بیان می‌کردن خب این وجود نداشته ما دیگه دنبال چنین شخصی مصلحت نیست بگردیم این بحث باز ادامه داره
  40. مباحث دیگه و یه قرائن میداتی داریم که انشالله باشه در جلسه آینده و صلی الله علی محمد و آله.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید