حقیقت وضع _ جلسه۳- شماره12+1 استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی

https://safarzade.blog

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏.....درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

حقیقت وضع _ جلسه۳- شماره12+1

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: یکشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

مدت زمان: ۲۹ دقیقه

 

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم-- بسم الله الرحمن الرحیم
  2. فرمایش آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه و در بحث روز گذشته بیان کردیم که حقیقت وضعو می‌فرمان اون تعهد و تبانی نفسانی البته به نحو کلی که همه افراد یک جامعه میتونن واضح باشند و تو ذهنشون. یه تعهد کلی دارند که هرگاه خواستن مثلاً دستو نشون بدن از لفظ دست استفاده کن این تعهد کلیش بعد هنگام استعمال یکی از اون افراد کلی که تو ذهنشه رو انتخاب می‌کنه و برای گفتگو ابراز می‌کند لفظو انتخاب می‌کند دنبال ظاهر می‌شه ما تو بحث گذشته دو تا ایراد به ایشون داشتیم
  3. الان می‌خوام این نکته را عرض بکنم که. تعهد و تبانی که ایشون می‌گویند بعد از مرحله وضع یعنی تا وضع نشه لفظ برای معنا چه تعهدی وجود داره چه به نحو کلی چه به نحو جزئی تعهد نمی‌تونه باشه من بیام همینطور متعهد بشم لفظی رو که هیچی تا به حال استعمال نکردم اون روزا زید و به عکسش می‌کردن دیز حالا من دیز رو بگم بگم منظورم دستش خب وقتی که وزن نشده. تعهد نه کلیست و نه جزئی
  4. برای اینکه بفهمیم حقیقت وزن خود تعهد نیست ایشون می‌فرمایند خودشه و از تعهد است به نحوه قضیه حقیقیه ما برای اینکه ثابت کنیم این نیست اینا رو منها می‌کنیم می‌گیم آیا می‌شود واضح بیاد کلمه‌ای رو وضع بکنه اما به دنبالش یک کسی او را متعهد نشه بگه من این لفظو استفاده نمی‌کنم برای انتقال معنا یعنی تعهد وجود نداره.
  5. آیا میشه یا نه میگیم بله چرا هیچ مانعی نیست عکسش آیا وضع نشده آیا کسی می‌تونه تعهد بده نه نمیشه وقتی دقت رو می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم واز اول میاد تصور می‌کنه تو مرحله اول تصور می‌کنه یک معنایی رو مثل همین دست این معنا تصور می‌کنه بعد لفظی را هم براش تصور می‌کنه
  6. تو فارسی میگیم دست تو عربی می‌گیم ید این لفظ را انتخاب. به دنبال انتخاب مرحله 2 وضع لفظ است برای معنا یعنی قرار دادن قرار دادن لفظ برای معنا تو مرحله دومه اول تصور لفظ و معناست که به اندازه نیازی که پیدا می‌کنند افراد واضح مثل همون معانی که گفتیم اول معنا میاد در لفظ مقابلش قرار میده بعد وزن یعنی قرار دادن لفظ برای معنا نه تعهد این دو مرحله مرحله اول مرحله دوم مرحله. دوم که تمام شد یعنی لفظ آمد وصل کرد برام الان مرحله سوم به وجود میاد
  7. مرحله سوم چیه این است که ممکنه واضح فراموش بکنه وضع کلمه رو برای معنا خودش وصل کرده چند روز بعد یادش بره اگه فراموش بکنه فایده نداره نمیتونه اون کلمه رو استعمال بکنه یا تعهد داشته باشه به دیگری بگوید اصلا نمیشه چه جاهل باشه چه ناسی باشه حالا من مثال نسیانشو زدم. جاهلشم همینطور اگر جاهل برای دیگری صدق می‌کنه نه بر خودش هست که یه بار علم داشته دیگرانی که اطلاع از وضع واضح ندارند آیا می‌تونن تعهد داشته باشند قطعاً نمیشه پس مرحله سوم هنوز به تعهد نرسیده
  8. مرحله سوم تذکر است علم است یعنی بداند که این لفظ برای معناست و نسیان و جهل عارض شخص نشه این مرحله سه. مرحله 4 اون تعهدیست که آیت الله عظمی خویی می‌گوید به نحو قضیه حقیقیه یعنی کل واحد افراد جامعه مثلاً 90 میلیون جامعه ایرانی متعهد می‌شوند به نحو قضیه حقیقیه که هرگاه یعنی چیز کلیش نمی‌خوایم بگیم حتماً امروز میگه ممکنه اصلاً تا آخر عمرش نگید این لفظ اما میگه می‌گوید که من متعهدم که هرگاه خواستم این لفظ این معنا را منتقل کنم به یه شخصی از این لفظ استفاده می‌کنم. این مرحله 4
  9. مرحله پنجم مورد جزئی است یعنی حالا امروز خاص لفظ دست رو به کار ببره میاد یکی از اون الفاظی که تو ذهنش است به نحو کلی که می‌دونه کلمه دست به چه معنایی است یه دونه از اون کلمه‌ها رو انتخاب می‌کنه و این رو وسیله قرار میده برای ابراز معنایی که تو ذهنشه این پنج مرحله ما پیدا کردیم مرحله اول تصور لفظ و معنا این کار واضحه واضح. معنا را در ذهن تصور می‌کنه یه لفظی هم براش انتخاب می‌کنه مرحله دوم وضع اون لفظ برای معناست مرحله سوم تذکر و علم که بدونند و فراموش نکنه جاهل نباشه مرحله چهارم تعهد و تبانی به نحو کلیش به نحو قضیه حقیقیه و مرحله پنجم مستعمل که میاد یک مورد از اون موارد رو استفاده میکنه و لفظ و تو محاوره به کار میبره در همون معنا.
  10. این پنج مرحله به ترتیب همین ترتیبی که گفتم ترتیب اول مقدم است اولی بر دومی دومی مقدم بر سومیش سوم قدم و چهارم چهارم مقدم و پنجمی به طوری که هر کدام از این مراحل حذف بشه به مرحله بعد نمی‌رسیم مرحله اول گفتیم تصور می‌کنه لفظ معنا اگه این تصور نباشه آیا واضح میتونه جعل لفظ برای معنا بکنه اصلا به معنای دو نمی‌رسه مرحله دو
  11. اگر نباشه جعل لفظ برای معنا اگه نبود به مرحله سوم نمیرسه که.علم داره علم چیو دارد خب جاهله دیگه یا بگیم فراموش کرد اصلاً جعلی نبوده که بخواد بد فراموش بکنه یا مرحله 3 اگر نباشد یعنی علم نباشه خب وقتی نداند که این لفظ برای معنا وصل شده یا نه به معنای چهارم نمی‌رسه که تعهد و توانست که به نحو کلی بگه هرگاه خواستم بگم دست از این لفظ استفاده میکنه و مرحله پنجم باز معلومه که یکی از افراد اون طبیعیه کلی رو انتخاب میکنه پس مرحله چهار باید باشه به نحو طبیعی. و کلی که در ذهنش این دست خارجی کلمه دست لفظشه اسمشه بعد به نحو پنجم به نحو قضیه شخصیه میاد یه موردشو استفاده می‌کنه این 5 مرحله دنبال همه
  12. نکته دیگه که اینجا می‌خوام عرض بکنم اینه که مرحله اول اگه تصور کرد لفظ معنا را علت نیست برای مرحله دو که بعضی تصور کردن گفتن مرحله اول علت ما گفتیم این پنج مرحله ترتیب داره ترتیبش درسته یعنی یک مقدم بر دوئه. اما آیا یک علت دوئه نه به دلیل اینکه می‌تونه یه کسی مرحله اول تصور بکند لفظ معنا را اما علت نشه برای مرحله 2 و وضع نکنه چرا وضع نکنه به خاطر موانعی من چند تا مانعشو مثال میزنم لفظ به ذهنش رسیده معنا هم که زودتر به ذهنش آمده
  13. اما این لفظ رو ممکنه به معنای دو نرسه یعنی جعل لفظ برای معنا نکنه چرا یا خاطر اینکه این کلمه طولانیه حروفش زیاده و ثقیل بر لسانه. اکثر افراد سختشونه بخواند این لفظو بگن برای معنای جزئی گاهی ثقیل نیست تشابه داره با یه لفظ دیگه و واضح تصور لفظ کرده تو مرحله اول اما وزن نمی‌کنه میگه که این لفظ مشابه یه لفظ دیگه هست افراد ممکنه تو شنیدن اشتباه بکنند یا بگه که مرتب باید قرینه بیارن سختشونه اینم یه مشکل
  14. مشکل سوم گاهی لفظ تو مرحله اول به ذهن واضح رسیده. اما تو این لفظ لفظ اجنبی است لفظ غربیه استفاده نمی‌کنه میگه این لفظ به درد این معنا نمی‌خوره این به درد خارجیا می‌خوره ما باید یه لفظ اختصاص ایرانی داشته باشیم خب ببینید مرحله اول لزوماً ما رو به مرحله 2 نمی‌رسونه اگه علت بود مثل آتش و حرارت باید بگیم تا واضح لفظ به ذهنش رسید و معنا اومد بلافاصله معنا بلافاصله لفظ میکنه برای اون معنا که اینطوری نیست
  15. الان سه تا مانع درست کردن که نمی‌رسه اصلاً به. حالا مرحله 2 اومد فرض کنید که هیچ مانعی نبود کلمه وصل شد برای معنا آیا حتماً لزوماً مرحله سوم که علمه حتماً هست اصلاً در اختیار انسان نیست شخص ولو با زحمتم بخواد لفظ حفظش بکنه دو رو بعد یه هفته بعد یادش میره در اختیارشم نیست حداقل اون مرحله دو در اختیارش بود مرحله دو معلول نبود برای مرحله اول اما قرار دادن لفظ برای معنا اختیاری واضحه میگه یا وزن می‌کنم یا وزن نمی‌کنم. همان مرحله 3 حتی اختیاری هم نیست شخص ممکنه تصمیمم بگیره که لفظو فراموش نکنه اما فراموش می‌کنه
  16. پس مرحله 3 اینطوری می‌خوام بگم مرحله 2 علت برای سوم نیست که بگیم هر لفظی وصل شد علت برای اینکه علم داشته باشد برای انتخاب لفظ برای معنا جهل هم که دیگه مشخصه من فقط نسیان نگم جهلش آیا هر کسی که یه لغتی رو تو فارسی میکنه برای معنا منم تو همین کشور هستم.
  17. آیا حتما باید عالم باشم به انتخاب این لفظ برای معنا نه اینطوری نیست گاهی من جاهلم خوب بعد مرحله 3 و 4 اینا رابطه چیه آیا بعد از اینکه علمم دارم علت میشد برای مرحله چهارم که تعهد و تبانیه نه گفتم ممکنه ما می‌دانیم که این لفظ وصل شده برای معنا خیلی هم دارن استفاده میکنن ما استفاده نمی‌کنیم
  18. یعنی تعهد و تبانی نسبت به اون نداریم چرا. غلطه غلط‌های رایج مثل فرض کنید بدین وسیله به دین میگن دین که همون شریعته بعد به دین که نیست که این اسم اشاره است اسم اشاره اینه نه دین این در اصلش به این بوده به این وسیله منتها بعضی که توجه ندارن تو محاوره و تسامح هم میکنند گاهی هم میدونن اما تسامح میکنند به این گفتن به دین بعد کم کم رای جمع شده تو. گفتگوها با تو کتابها و تو همه جمع اومده یه غلط رایجه اینو فرض کنید الان من وقتی که می‌فهمم آیا ازش استفاده می‌کنم چون غلطه میگم نه گاهی غلطم نیست
  19. اما مثلاً لفظ سختی است میام یه لفظ آسانتری رو براش انتخاب می‌کنم الان گاهی دیدم بعضی کلمات که ثقیل مثلاً گذرنامه اسم شده برای اون گذرنامه‌ای که شخص داره که شناسایی اوست برای اینکه می‌خواد به کشور دیگه مسافرت بکنه بعد می‌بینم خیلی ها. میان این نامشو حذف می‌کنن گذر این پس تعهدی نیست که حتماً بعد از مرحله 3 که علمه می‌دونه که این اسم این گذرنامه است آیا تعهد که حتماً استفاده کنه گاهی نه مختصرش می‌کنه نمیگه و از اینا خیلی داریم اگه ما فکر بکنیم همین کلمه واسع که الان تو بعضی استان‌ها رایجه فکر میکنم غلطه چون دقت چیه این در واقع چی بوده.
  20. برای اونجا که می‌خواد بگه برای فلان کار میگه واسه فلان واسه چی بوده اصلش واسطه بوده ابتداش کلمه واسطه بوده این واسطه کم کم شده واسط خلاصش کردن خلاصه هم الان غلطه نمی‌خواد بگه واسطه می‌خواد بگه که برای فلان کار که برایش همون کلمه برایع را ما میگیم لذا شخصیت‌هایی که دقت می‌کنن رو سخن هاشون هیچ وقت از این کلمات تو صحبت هاشون ما نمی یابیم وجود نداره دقت.
  21. موارد دیگه حالا من تو صغرای مسئله کار ندارم می‌خوام یه چیز کلی بگم که آیت الله عظما خویی می‌فرماند وضع تعهد و توانیر ما گفتیم وصف مرحله دزد تعهد و توان تو مرحله چهاره تازه مرحله سوم نیست بعد از وضع علمه بعد از علم تعهد و توانیست که اختیاری هم هست یعنی بعد از اینکه افراد ایرانی فهمیدن که این کلمه وضع شده علم دارند حالا یا استفاده می‌کنن متاهل میشن استفاده کنند گاهی هم. استفاده نکنند گاهی بعضی استفاده می‌کنند بعضی استفاده نمی‌کنند اینم مرحله 4
  22. مرحله 5 هم معلومه دنبال مرحله 4 چون تو مرحله 5 میاد یه فردی از اون لفظی که به نحو کلی تو ذهنشه رو انتخاب می‌کنه چون الان احتیاج پیدا کرد تو گفتگو با یه کسی که اون لفظو استفاده بکنه اونم مورد پنجم ببینید پنج مرحله ما داریم از این پنج مرحله ما چی گفتیم آخوند چی گفتن. آیت الله عظما خویی چی میگن بعضی دیگه چی میگن ببینید حقیقت وحی چیست ما داریم حقیقت جعل و لفظ للمعنا
  23. اینکه یک لفظی رو میایم قرار میدیم برای یه معنا و تقریر له اینکه قرار میدیم یه لفظی برای یه معنا اینا میگن جهل یا وضع میگن قبلاً هم خدمتتون گفتم خود وزن متعدیه تا میگم وضع و تعریف بکن مقابلش ترجمه که می‌خواید بکنید یعنی چه. مترجم میگید که وضع یعنی قرار دادن مثل اینکه من یه کتابی رو قرار میدم تو قفسه ببینید وضع الکتاب فی هذا المکان قرار دادن تا میگم حتماً متعدیه یعنی یه واضع می‌خواد که بیاد این رو قرار بده در یه مکان خاصی با این بیانی که گفتیم که حقیقت و از قرار دادن است
  24. فهمیدیم معنای متعددی داره به دنبال اینکه گفتیم معنای متعددی داره ایراد به صاحب کفایه گرفتیم. ششم فرمودند حقیقت وضع نحو و اختصاص للفظ والمعنا گفتن یه نوع اختصاص یعنی چه اختصاص یعنی لفظ مختص این معناست آیا لفظ می‌تونه خودش را پیدا بکنه خودش حرکت بکنه بگه من این لفظ میام مقابل این معنا قرار میگیره
  25. اختصاص اثر تخصیصه و خود وزن اختصاص نیست وضع قرار دادن اختصاص قرار دادن نیست. اقتصاد یعنی مختص بودن لفظ و معنا اختصاص داره یعنی لفظ با این معنا اختصاص به معنای دیگه اختصاص نداره
  26. لذا همونطور که حضرت امام ایراد گرفتن ما هم ایراد داشتیم به کفایه گفتیم و از قرار دادن لفظ بعد اثر وضع اختصاص یعنی لفظ رو برای معنا وصل کردیم حالا یه نحو اختصاصی بین لفظ و معنا پیدا میشه این ایرادی بود که به صاحب کفایی گرفتیم لذا گفتیم اگر نحو تخصیص گفته بودن درست بود اما خب الان گفتن نه وقت ساسه.
  27. ایرادی که به  آیت الله عظمی خویی داریم رضوان الله تعالی علیه این ایراد یه مقدار بالاتره و اون اینه که ایشون وضعو یه مرتبه گفتن معنای تعهد و تبانی نفسانی است وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم اینا پنج مرحله هست مرحله اول دوم سوم چهارم پنجم و ایشون مرحله دو رو تعریفشو زدن به معنای چهار در حالی که چهار اولا تعریف او که نیست اثر او هم نیست اثر با واسطه ببینید اشکالش چقدر اضافه میشه. خوب با توجه به این صحبت کردیم عرض شود که ما فهمیدیم که یه چیز دیگه که وضع غیر از علم به وضعه اونم نیست وضع قرار دادن
  28. و میایم قرار میدیم لفظ رو برای معنا بعد از این وزن گاهی علم هست گاهی نیست گاهی تذکر هست گاهی نه غفلته من غافل میشم که اینجا یه لفظی برای یک معنایی داشته این هم یک نکته.
  29. به عبارت دیگر وضع یه امر حدوسی تا میگم وعظ یعنی چه یعنی چیزی که نبود رو من اومدم ایجاد کردم میشه امر حدوسی اومدم لفظی رو حادث کردم برای یک معنایی درسته بعد از اینکه این حادث شد آیا این ارتباط دارد با علم انسان یا تذکر انسان نه رتبهش مقدم هستا اما ربط علیت و معلولیت نداره چون علم بعد از. اینه که بداند این کلمه برای این معنا و شده وقتی دانست خب اختصاصاً میاد علمم میاد
  30. خب بنابراین عکسشم من بگم گاهی مرحله 2 هست یعنی اومده وصل کرده اما تو مدرسه علم نداره یه کسی ایرانی هم هستم اما علم نداره که این کلمه وحشی برای معنا خب اما مرحله یک و دو چی بود آیا میشه بدون اینکه مرحله اول طی بشه یعنی تصور لفظ و معنا نشه بیاد لفظو. وزن کنه برای معنا اینم امکان نداره پس حتما اول باید لفظ و معنا نزد واضح حاضر بشه
  31. بعدم که حاضر شد علت نمی‌شد که حتماً وزن بکنه ممکنه منصرف بشه گفتم موانعی گاهی جلوشو میگیره که اصلا به وجود نمیاد ما این نه وقت سامانی  که آخوند گفته احساس میکنیم که ایشون یه معنای لازمی است کلمه وزن تو ذهنشون بوده یعنی فکر کردن وزن.اینه که یه لفظ مقابل یه معنایی باشه یه حلقه‌ای بین لفظ و معنا باشه باشد من ایجاد بکنم که معنای متعدی داره یه همچین معنایی لازمی تو ذهنشون بوده
  32. در حالی که ما وقتی فکر کردیم دیدیم نه این اصلاً وزن معنای متعدی داره اون توجیه هم که قبلا گفتم خدمتتون باز تکرار می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم از تکرار
  33. می‌خوام بحث یه وقت ناقص نباشه اینجا و اون اینه که ممکنه آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه می‌دونستن و از معنای متعددی داره. لذا به جای اینکه بگن وضع الاغه اختصاص اللفظ به معنا گفتن نه و اختصاص یه نحو اضافه کردن گفتن یه نوع اختصاص لفظ به معناست شاید منظورشون این بوده
  34. یا اونجایی که گفتن حقیقت وضع چیه عرض کردم گاهی ما می‌خوایم تعریف کنیم کلمه وضعو درست می‌گیم می‌گیم وزن ماهو تعریفشو جلوش می‌کنیم گاهی به جای تعریف میایم میگیم حقیقتش چیه یعنی این تعریف که شما کردید ظاهرش بود یه حقیقتی هم داره.
  35. میرم سراغ حقیقت چنانچه گفتیم دنیای ظاهری دارد همین محلی که الان داریم توش زندگی می‌کنیم بعد می‌گیم حقیقتش چیه قرآن میگه حقیقتش آخرته یعلمون الظاهر من الحیات الدنیا وهم عن الاخرت هم غافلون تو عبودیت هم
  36. یا در این حدیث عنوان بصیرو گفتیم که عنوان بصیر گفت حقیقت عبودیت چیه تعریفش سوال نکرد گفت معلوم میشه یه چیز دیگه گفت میدونم عبودیت معنیش چیه اما شما میگید حقیقت حقیقتش میشه یه چیز دیگه خب. حضرت فرمودند که هرچی که در اختیارش است و خودشو مالک نمیدونه تمام اموری که براش اتفاق میفته از طریق پروردگار می‌دونه تمام زمان عمرش هم مشغول به فرمان پروردگار می‌کنه یعنی رفتن سر یه حقیقتی که تو تعریف نمی‌گنجه
  37. ما احتمال اینم میدیم که در کفایه می‌خواستن جدای از تعریف وضع که معنای متعددی داره برن سراغ حقیقتش تو حقیقتش که رفتن به این مشکلات دچار شده گفتن نه اختصاص. عرض کردیم این پنج مرحله را اگه داشته باشیم می‌فهمیم که اختصاص هم مرحله 2 نیست تو این مراحلی که گفتیم مرحله 2 وضع یعنی مرحله اول تصور لفظ معناست مرحله دوم میاد اون لفظ بر اون معنا وزن میکنه
  38. مرحله سوم باید فراموش نکنه و علم داشته باشه به اینکه این لفظ برای این معناست مرحله چهارم تعهد و تبانی است به نحو کلی برای چندم استفاده از اون لفظ است در هنگام محاوره و انتخاب یک فرد از اون لفظ هنگام. گفتگو فکر می‌کنم خیلی بحث واضح شد و اگر نیاز باشه باز تو درس آینده توضیحات دیگری رو خوانده اگرم نیاز نبود که دیگه بحث بعدی رو شروع می‌کنیم و صلی الله علی محمد و.
  39. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید