https://hosein128.ir- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج صول؛ کفایة الاصولشماره 16
قیود لفظ، وضع و معنا
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
مدت زمان: ۲۶ دقیقه
@doroos_mahdavi
- /۰۲/۱۲اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم قیودی که واضح لازم میدونه گاهی این قیود راجع به لفظ گاهی راجع به معناست گاهی هم راجع به وضع سه حالت داره واضح وقتی میخواد کلمهای رو وضع بکنه برای معنا گاهی شرط میکنه قیودی رو برای لفظ گاهی برای معنا. گاهی هم قیود مال وضع سه حالت قیودی که برای لفظ وضع شده و قاعدتاً باید بگن برای معنا تاثیری نداره قیود مال لفظ مثالی که میزنند ترتیب حروف
- مثلاً علم عمل و لمع این سه تا کلمه جابجا میشه واژه قید میکنه که اگه میخوای معنای علمی. یعنی همون دانش باشه باید اول عین باشه و لام بعد میم اگه میخوای کار رو بگی اول باید عین باشه بعد میم باشه و لام باشه اگه روشنایی و جرقه و این چیزا باشه اول لام باشه بعد میم باشه بعد عین باشه اینو میگن قیود راجع به لفظ اما
- خب معلومه ایراد داره این کلام ایرادش اینه که این قیود مال لفظی است که موثر در معناست
- باز مثال دیگه زدن گفتن گاهی واضح قید میکنه که. شاعر و علامت رفع بهش بده آخرشو مفعول و نصب بده مضاف الیه و مجرور بکنه اینم باز همینطوره این قید راجع به لفظ تنها نیست بلکه راجع به لفظی که موثر در معناست ما یه تقسیم بندی دیگه اینجا داریم هم اینجا برای اینکه اصلاح بکنیم میگیم قیودی که واضح برای لفظ لازم میدانند علی قسمت بد ترجمه
- مثالش اما اینطور میزنیم. که گاهی قیود برای لفظ میگه اما هیچ تاثیری در معنا نداره گاهی هم موثر در معناست موثر در معنا به زمین مثالهایی که زدن ترکیب حروف موثر تو معنا بود یا حرکت اعراب موثر در معنا بود اونی که موثر نیست و فقط قید راجع به لفظه مثل اینکه یک کلمهای رو میگه چهار جزء میتونی بخونی کفر احد کفر الاحد کفوا احد کففا الاحد.
- این چهار جور قیود راجع به لفظ هیچ تاثیری در معنا نداره یا و قالت هیت لکه لکه این قیود راجع به لفظ اما هیچ تاثیری در معنا نداره خب این مال قسم اول ما از این قسم اول بگذریم اگر اصلاح بکنیم عبارت رو اینطوری بهتر میتونیم تعریف بکنیم قسم دوم قیودی است که موثر. در واقع برای معناست کاری به لفظ نداره
- مثلاً قاعد میگه که اگر شخص قبل از نشستنش ایستاده باشه برای نشستنش از لفظ قاعد استفاده کن اگه قبلش استجاع باشه و بلند شد بنشینه از لفظ جالس استفاده کن این قیدو میگن راجع به معنی جالث و قاعده اما معلومه که این هم باز ایراد داره این قیود. حال لفظم هست
- خب اون لفظش قاعده اون جالسه اصلاً اشتراکی با هم نداره نمیدونیم چی میخواستن بیان بکنن گاهی یه بحث خوبی رو ممکنه افراد تو ذهنشون دارند اما نحوه بیانشون بیان ناقصیه خود
- مثال جالثی هم که زده گفته مسبوق به استجاع باشه اینم ما قبول نداریم تو عربی اینطوری نیست عربی که کسی هم که ایستاده است بهش میگه اجلس و. کلمه جالس اعم از اینه که قبلش قائم باشه یا مستجع باشه و
- اما سومی که تناسب دارد با بحث اسماء و حروفی که توی روزها روش صحبت میکردیم میفرماد گاهی قید راجع به وضع است مثالی که میزنند میگن واضح وقتی میخواد وزن بکنه لفظی رو برای یک معنا قید میکنه شرط میذاره میگه اگر خواستی معنای ابتدا رو. به شکل استقلالی منتقل کنی به مخاطب لفظی که ازش انتخاب میکنی لفظ ابتدا باشه
- اگر معنایی که میخوای منتقل کنی معنای غیر مستقل لفظشو حتماً باید از من استفاده کنی از ابتدا نمیتونی استفاده کنی اینو میگن قید از طرف واضع مال وضع یعنی ملاحظه کرده وزن به نحو عالیت یا به نحو استقلالیت. هر شود که ما اینجا یک ایرادی داریم باز و اونی که این قسم سوم قسیم قسم یک و دو نمیتونه باشه چون واضح در مقابلش دو تا چیز بیشتر نیست یکی لفظ یکی معنا دیگه ما سه تو تقسیم نمیتونیم بکنیم یا قید راجع به معناست یا راجع به لفظ اون سومی هم که
- حالا این متوهم فکر کرده سومه نه این دوباره برمیگرده یا قید مال لفظ چون میگه قید برای وضع یعنی چه. یعنی واضح میاد وزن میکنه دیگه کلمه رو برای یه معنایی بعد قید میکنه شرط میکنه
- خب این شرطی که میکنه مال وزن نیست مال یا لفظ است یا مال معناش خارج از این دوتا هم نیست و این نکتهای که من میگم تایید میکنه صحبت قبلی ما را و اونی که عالیه و استقلالیت تو معنای حروف و اسما داخل موضوع اصلا مثل رکنش میمونه آنچنان قید مهمیست که رکن این معنا اینه. به هیچ وجه هیچ اشتراکی بین منو ابتدا تو این جهت نیست چرا چون فقط با عالیت تناسب داره و
- لذا اصلاً به نحو استقلالیت کلمه استعمال نمیشه و بالعکس ابتدا حتماً باید مستقل باشه این استقلال رکن معناشه اینکه آخوند گفتن رضوان الله تعالی علیه خارج از حریم معناست اینو گفتیم قبول نداریم الان هم اینجا به همین مشکل برخورد میکنیم که میگن قید گاهی به لفظ گاهی به معناست قسم سوم اضافه میکن.
- در حالی که ما دیگه چیز سومی نداریم میگن گاهی هم قید به وجه برمیگرده خب وزن میشه وضع لفظ للمنا خب حالا رو صحبتی که بزرگان کردهاند بخواهیم حرف بزنیم ما ایراداتمون که گرفته بشه اصلا این بحث جمع میشه ما میگیم رکن معنای من عالیت اصلاً این رکنشه باید این دقت بشه تو معناش هم همراه معناست نه خارج از معنا
- لذا واضح اینو قید کرده استقلالیت تو ابتدا قید کرده. به دنبالش آثاری که میخوایم بگیم یکیش اینه که هیچ وقت منو به جای ابتدا نمیتونید تو جمله به کار ببرید بگید سر به جای ملل بسته بگید ابتدا البصره الی الکوه نمیتونید بگید این معناش اینه که عالیه تو معنای من جزء رکنشه و نمیتونیم بگیم یه چیزی خارج از حریم معنا
- خب خارج چی چیه چیز خارج از لفظ و معنا که ما دیگه نداریم قسمت سوم که اما آقایون دنبال این صحبتشون مطالبی رو گفتن ما. بر فرض که صحیح باشد این مطالب دقت کنید
- میگن بین حرف و اسم یک وجه اشتراک است و یک وجه افتراق وجه اشتراکش اینه که رو همون مثالی که زدیم رو منو ابتدا وجه اشتراکش میگن تو معناست معنای من و ابتدا مشترک است و چه افتراق یعنی امتیازش که اینها را از یک جدا میکنه اینه که تو من عالیته ملاحظه شده. تو ابتدا استقلالیت ملاحظه شده خوب طبق نظر آخوند این عالیت استقلالیت خارج از حریم معناست ما میگیم داخل حریم معنا اینم اینجا اضافه میکنیم که ببینیم
- حالا چی میخوایم بگیم با توجه به این تقسیم که گفتیم وجه اشتراک و افتراق را مرحوم آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه هم به وجه اشتراک ایراد گرفتند و هم به وجه امتیاز. اما وقتی کلمات ایشونو ملاحظه میکنیم میبینیم هیچکدام از کلماتشان در اصول قابل پذیرش نیست
- لذا دقت اول بفرمایید که اول فرمایش ایشونو خوب بیان بکنیم بعد ببینیم ایرادش چیه ایشون میفرمایند که وجه اشتراکی که گفتن معنای حرف با معنای اسم تو موضوع له با هم مشترکه میفرماید اگر این اشتراک بود باید. بتونیم کلمه منو یه جا برداریم به جاش کلمه ابتدا را بزاریم یا اونجایی که ابتدا من بگذاریم مگه نمیگید معنای این دو تا کلمه یکیه پس جابجا کردن کلمات باید امکانش باشه
- در حالی که اگر جابجا کردیم نه تنها غلط میفرماد از غلط از فاحش ترین و واضح ترین غلط ها همیناست که حتی یه عامی که هیچ سواد نداره میگه نه جمله رو غلط گفتی نمیتونی به جای من ابتدا بگی. به جای ابتدا من رو بگیر بعد ایشون میفرماد ببین کلمه وقتی یه موضوع لهی داره
- مثل اسدش همون حیوان مخترسه بعد این اسد رو با یه اندک علاقهای میتونی تو خارج از موضوع استعمال کنی یعنی تو رجل شجاع رجل شجاع موضوعش نیست اما چرا میتونی اعمال کنی چون یه مناسبت داره عبارت دیگر هر لفظی هم تو معنای موضوع استعمال میشه. هم تو خارج از موضوع با یه اندک مناسبتی با یه علقهای
- یعنی یه حلقه باشه کافیه اینجا ما میبینیم کلمه منو ابتدا رو نمیتونیم جابجا بکنیم معلوم میشه نه تنها اینا اشتراک نداره حتی خارج از موضوع له اندک مناسبتم نیست چطور گفتید که بین حروف و اسما معانیش مشترکه هیچ اشتراکی نیست این ایراد ایشون
- خب جواب ایشون چیه جوابی که مبنای خودمون جواب میدیم عرض شود که میگیم حروف. با عالیت معناش عجین شده اصلاً این عالیت رکنشه
- حالا اگه این حروف اومده تو معنای استقلالی استعمال کردید بدون رعایت موضوع له دارید استفاده میکنید رکن معنا را خراب کردید چون رک خراب شده افش اقلات هم هست حقم دارید بگید
- و عکسش کلمه ابتدا رکنش اون استقلالیته رکن معنا حتما تو معناش باید استقلالیت ملاحظه کنیم و اگر نخواستیم این رو بگیم بیایم به جای من به کارش ببریم. رکن خراب کردیم
- لذا به هیچ وجه واضحی رو اجازه نمیده که رکن خراب بکنی این هم جواب ایشون این به خلاف استعمال لفظ در مجازه استعمال لفظ در مجاز با یک رعایت مناسبت و علاقه هست یعنی لفظ رو هم تو موضوعش میتونه استعمال کنه هم در معنای مجازی که خارج از موضوع تو هر دو میتونید استفاده بکنید اما خارج از موضوع لحم مناسبت داره
- لذا بنا بر. مختار اگه اومدید حرفاتون کلمه اسم به کار بردید دارید اون ذکرشو خراب میکنید از این جهت جایز نیست استعمال حرف در غیر معنای فعالیت حتماً به معنای عالیت استعمال بشه اسم هم باید تو معنای استقلالیت استعمال بشه اما آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه اون
- بحث دوم رو هم ایراد گرفتند گفتن بین حروف و اسما یه وجه افتراق و امتیاز هم هست که اینا رو از هم جدا میکنه ایشون میگن نه. اینو نمیشد به شکل کلی بیان بکنیم چرا میگن وجه امتیاز اگه گفتید عالیه تو حروف امتیازشه و او را از اسما جدا میکنه
- خب ما تو اسما هم داریم خیلی وقتها کلماتی که معناش معنای عالیه چرا اسم ازش یاد میکنید خب بگید این هم حرفه و بالعکس گاهی حروفی که باید معنای عالیت داشته باشه معنای استقلاللیت داره آیا اونجا میگه که این حرف اسمه خب نمیگید.
- پس نگویید که امتیاز حروف از اسما به عالیتشه امتیاز اسما به حروف امتیازش به استقلالیت در اسماء حالا دو تا مثال هم ایشون میزنن مثالهاشونم دقت کنید مثالی که برای اسم میزنن میخوام بگن یه اسم باید حالت استقلالی داشته باشه معناش اما ما یه اسم پیدا کردیم معنای عالیت داره و کسی اینو حرفش نمیدونه
- بنابراین نمیتونه بگه اسم امتیازش از حروف به استقلالیت نه گاهی. اسم ولیکن حالت عالیت داره مثالی که میزنند آیه شریفه ماه مبارک رمضان میگن که میگهلو وشربو حتی یتبین لکم الخیر الابیق بخورید بیاشامید سحر ماه مبارک تا اون خط سفید طلوع فجر براتون تدین پیدا کنه ایشون لفظ یتبین که اسم البته اینجا فعل مضارع اما معنای استقلالی باید داشته باشیم.
- حالا برای اینکه از فعلیم درش بیاریم میگیم تبین معنای مصدری میگیم که اسمه میفرمان تبین که حرف نیست وقتی حرف نیست باید معنای استقلالی داشته باشه در حالی که تبیان در اینجا معنای عالیت داره چرا خود تبین شما نمیتونید معنا کنید میگید آشکار شود این آشکار شود معناش مستقل نیست باید متعلقشو ذکر کنید آشکار بشه اون خط ممتد سفیدی که در طرف مشرق هست. از تبیین در اینجا
- مثل کلمه من میمونه که با بصرهای که کنارش میاد میتونید شما معنا بکنید اینجا هم یتبین با خیط الابیض که کنارش اومده معنا تونستید بکنید این شبهه ایشانه دقت بکنیم آیا واقعاً تبین
- حالا حرفه به خاطر که معنای عالی داره جواب اینه که اتفاقاً تبیین اینجا معنای استقلالی داره معنایش تبین معناش چیه یعنی توضع تیقن نمیدونم. دیدن یقین پیدا کردن واضح شدن استقلالی داره گرچه همه اینا یه متعلقم داره اما خود معنای تبیین مثل من نیست من ازه از اصلاً هیچی معلوم نیست چیه اما تبیین یعنی آشکار شدن آشکار شدن کجاش معناش عالیه قطعا استقلالیه و اما اگر ایشون میخوان یک شبه ایجاد بکنند و بگن تبین. متعلق میخواد حتماً من همین ایرادو به ایشون میگیرم تو خیط و تو اسود و نمیدونم تو کلمه ابیض و تو اونا هم همینه
- خب میگم خی تو اینجا یعنی چه اگه میگید حالت استقلالی دار میگم نه خیط متعلق میخواد یعنی آشکار شدن باید قبلش باشه و ریسمان بعد بیاد یا کلمه اسود اسود خودش رنگه رنگم حالت عالیته نه استقلالی
- لذا آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه. ناچارند از این شبههای که مطرح کردند البته یه شعبه بدویه ابتدا یک محقق ممکنه به ذهن مبارکش برسه این اشکال اما یه دقتی که میکنه اشکال از ذهنش برطرف میشه
- لذا باید بگیم معنای یتبینه حتی یتبینی که الخیدی که الاسود همه اینا معانی مستقل است و کلمه من یا فی اوناست که غیر مستقله. و اما اشکال بعدی ایشان راجع به حروف میگن حروف گفتید حتماً حالت عالیت داره میگن ما یه حرف
- حالا مثال میزنم که حالت استقلالی داره در حالی که نمیتونید او رو اسم بنامید مثالی که میزنن میفرماد مثل این میمونه که ما میدونیم زید و عملش که آمدنه محقق شده یعنی جا زیدونو میدونیم سوال ازش نمیخواهیم بکنیم میگه کیف جا زید شما تو جا میگید جا زید مع امر این کلمه مع. استقلال باید بهش توجه میشه چون زیدو که کارش نداریم میدونی مجیحشم که میدونیم از کیفیت حالتش داریم سوال میکنیم تو چه حالتی کلمه مگه حرف نیست
- خب باید عالیت داشته باشه در حالی که اینجا معنای استقلالیت داره و با استقلال داریم بهش نگاه میکنیم ولیکن متاسفانه باید بگیم همین سوالشون هم با ایراد داره و اون چیه اون اینه که مه تو همین جمله. که زیدو میدونیم جاهاشو میدونیم تو همین جمله باز مع تو معنای عالیت استعمال شده چون مع یعنی
- با حالا با آیا معناش کامله نه خود معنای حتماً باید قبل و بعدش کلماتی گفته بشه تا درست معنا بشه و عرض شود که بحث بازم ادامه داره چون دیگه فرصت نیست انشالله باز ادامه بحث رو جلسه آینده و صلی الله علی محمد و آ.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




