درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول حقیقت وضع _ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

حقیقت وضع _

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

مدت زمان: ۳۱ دقیقه   @doroos_mahdavi

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم

  1. بحث امروزمان مربوط به فرمایش آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه در مورد بحث مفاد جمله خبریه و انشایی رو در کفایه بیانی دارند و توضیح ایشون خلاصه اول عرض می‌کنم بعد توضیحشو خلاصه اینه که ایشون میخوان بگن جمله خبری و انشاییه این تفاوتی رو که شما درش میبینید تفاوت. تو داری هست نه در خود مفهوم معنا و منظورشان در کلماتی است که مشترک بین خبر انشاست منظورشون اونه
  2. مثلاً  فعل ماضی فعل ماضی وقتی من میگم به تو لفظ به تو یه خبریه با بتوی انشاییه لفظش یکیه هر دوش می‌گم ب ترجمه اش هم یکیه خبریه یعنی فروختم انشایی هم باز معناش همون فروختنه اینه که جناب آخوند میگه من.اینو دارم میگم نه مثال مثلاً  یبن او با فعل مضارع همیشه تو مضارع اون تو انشا استعمال نمی‌شه به که امر حتما انشا و شاید تو خبر استعمال نمی‌شه پس صیغه‌ای که در یکی از این خبر انشاست اون بحث جدا است اینو داریم میگیم لفظ ماضی که گاهی تو خبر گاهی تو انشا فرقش چیه آیا تو معنا خبرش متفاوته با انشا یا معناش یکیه.
  3. جناب آخوند میگن یکیه دایی متفاوته و بعد میگن دعای خارج از حریم معناست یعنی توضیح کلام ایشونو عرض بکنم اول تعریفی که برای جمله خبری و انشایی می‌کنند یه تعریفی می‌کنند که ما باز دو تا مطلب رو راجع به یه ایراد به آخوند داریم یه نکته توضیحی داریم ایشون در تعریف جمله خبری میفرماید جمله خبریه آن است که میخواد حکایت بکنه.ثبوت معنای خودش رو در موتن خودش ثبوت معنا یه عدمم اینجا
  4. باید اضافه کنیم می‌خواد بگه ثابت هست این معنا یا ثابت نیست جمله اثباتی است یا منفیه و اینکه میگیم فی موقنه چون خیلیا می‌گن فالخارج می‌خواد بگه جا زید مثلاً  تو خارج نیست گاهی وقتا هم کلیست که منظور از خارج خارج از.کلام گوینده ولیکن موتنش تو ذهن ممکنه باشه مثالش کلیاته وقتی
  5. مثلاً  میگن الانسان حیوان لانه نطق؛ حیوان ناطق آیا جمله خبری است یا انشایی میگم خبریه خبریه کلیه او در ذهن تو خارج افراد انسان‌ که حیوان ناطق اما کلی انسان جاش تو ذهنه پس جمله خبری حتما نباید تو خارج از ذهن ما باشه یعنی تو جهان خارج این منظور نیست.
  6. اینه که دقت آخوند رضوان الله تعالی علیه اینجا اینه که میگن جمله خبریه داره میگه ثابت هست این نسبت در موتن خودش وقتی موتنه که گفتن اعم از اینه که اون موتن وطنش خارجه در ذهنه اما این مهم نیست که این دو قسمه می‌خواستن تعریفشون کامل باشه و الا مهم اونه که تو جمله خبری داره قصد حکایت میکنه که این نسبت هست یا نیست در جمله های انشایی قصد حکایت نمیکنه بلکه.همون چیزی که در نفس خودش بوده رو اینو داره تحققش میده
  7. تازه داره ثابتش می‌کنه فرقش با جمله خبری انشالله تو جمله خبری قبل از اینکه من میگم جاء زید اون ثبوت نسبت بود بعد من گفتم اما در جمله انشاییه وقتی میگم این کارو بکن امر می‌کنم قبل از گفتن من خبری نبود مطلبی نبود تو خارج انشا نبود انشای من تازه با لفظ من محقق شد این فرمایش آخونده.

یه دقتی هم کردم البته ما بعد یه ایرادی همینجا به کلامشون داریم که الان ادامه فرمایش ایشون عرض می‌کنیم و بعد وارد سه تا مطلب میشم خب چی می‌خوان اینجا بگن ادامه فرمایششون اینه که گاهی می‌شود جمله خبریه و انشاییه لفظش متحده مثل لفظ ماضی وقتی لفظ متحد شد وزن و مستعمل فیهش یکی است وضعش یعنی اون معنای ابتدایی که به ذهن رسیده موضوع یعنی معنایی که تو.لغت مقابل کلمه بتو آمده و مستعمل و فیش یعنی تو هنگام استعمال میگن خبر و انشا یکیه پس تفاوتش در چیه اختلافشو میگن در التزام و تعهده که من فکر می‌کنم آیت الله عظما خویی هم از اینجای کفایه به ذهنشون خطور کرده

  1. و اصلاً ایشون وارد یه بحث جدید شدن چنانچه گذاشتم من نکته ای که میخواستم عرض کنم فراموش کردم اینو بیان بکنم.آخوند میگن در بحث انشا وقتی میگه به تو قصدش تازه تحققه این کلمه قصدش تحقق است همون چیزی که آیت الله عظما خونی هم تو رد تعریف مشروط می‌گفتم می‌گفتم من دارم رد میکنم یه نظر جدید میگن در حالی که اینجا می‌بینیم نه این نظر آخونده نظر جدید آیت الله خویی نبوده این کلمه قصد تحقق ایشون دارند آقای خویی اگه یادتون باشه تو درس گذشته دو تا درس قبل گفته ایشون میگن قصد ابراز.یه ابرازم اضافه کرد که متکلم قصدش آشکار کردن اون چیزی که تو درونشه تو درونش یه معنایی است قائمه به نفسش به نام
  2. مثلاً  سوال به نام نمی‌دونم دستور طلب نهی اینا اون چیزی که قائم به نفسش هست رو می‌خواد تازه آشکارش بکنه اما تو خارج چیزی قبل از گفتن وجود نداره در هر صورت می‌خوام بگم این کلمه قصد تحقق را آخوند اینجا گفته اند و آیت الله عظمی خویی پس سخن جدیدی نداشتند.در رد کلام مشهور از همین استفاده می‌کنم و میگن اینجا خبر قصد ثبوت نسبت یا عدم نسبت در خارجه که در خارج هم گفتیم در موتن باید بگیم اما انشا قصدش اینه که تازه می‌خواد تحقق بدهد ثبوتی را عرض شود اینم یک نکته های مشترک که صاحب کفایی رضوان الله تعالی علیه میفرماید
  3. ما یه صیغه‌های مشترک داریم مثل فعل ماضی که مشترک بین خبر انشاست.یه صیغه‌های مختص داریم مثل مضارع و امر که اینا هیچ وقت تو جای همدیگه استعمال نمی‌شه مضارع همیشه خبره امر همیشه انشاعه تو صیغه‌های مشترک می‌خوان بگن که در مقام اخبار و انشا وقتی مثلاً  می‌گیم به تو چه بخوام خبر بدم از گذشته میگم بهتون یعنی دیروز مثلاً من فروختم جنس ما یحتاج تورا  منظورم از بتو انشاء میخوام بگم فروختم یعنی این کار را ایجاد کردن فروختن به شما که شد قصد انشا.
  4. میگن کلمه فروختم به تو اخباری و انشایی هیچ تفاوتی نمی‌کند لفظش که یکیه معناشم یکیه خوب دقت کنید من دو تا به تون میگم یه به توی اخباری یه به توی انشایی تو معناش توجه به این بکنیم که یه ماده داره یه هیئت داره و می‌خوایم ثابت کنیم هم ماده هم هیئتش مثل همه به تو ماده چیه مادهش همون معنای مصدریش یعنی بیع آیا بیعی که تو اخبار هست.
  5. با بی که تو انشاست دوتاست دوتا معنا داره ما دوبار میگم میگم به تو یه اخباری اول میگم یه بارم می‌گم به توی انشایی در هر دوش ماده او که بیع است به معنای فروختنه نه اینکه بگم تو اخبار فروختنه تو انشا خریدنه این که نیست که ماده اخباری و ماده انشا یکیست بیایم سر هیئتش هیئتش یعنی هیئت ماضی که شده این فتوویی که الان ما وزنشو دارم میگم.
  6. آیا معناش چیه تو اخبار میگم فروختم تو انشا باز میگم فروختم نه اینکه تو انشا بگم باید بفروشم معنای انشایی اینطوری ازش نمی‌کنم که تو معنای انشاییشم که عارض بر ماده شده هر دوش معنای فروختنه نه مادهش و نه هیئتش تفاوتی نکرد من تکرار کردم مثال که ببینید دقیقا در اخبار انشا یکیه پس تفاوت چیه
  7. مثلاً  تو صیغه نکاح وقتی میگم انکت. اگه به فعل ماضی بگم اصلاً باطله انشا باید قصد بکنه حالا اینجا داریم میگیم ان کهتوی فعل ماضی یعنی دیروز من نکاح کردم یه بار میگم انکه تو انشایی یعنی تازه من نکاح و ایجاد کردم حالا می‌خوایم بگیم که معنای این‌ها یکی است لفظش یکیست ماده و هیئتش مثل همه هم تو لفظش هم تو معناش پس فرق کجا کجاست اینه که جناب آخوند به اینجا که می‌رسه می‌فرماید که وزن و موضوع له.و مستعمل فی خوب دقت کنید هر سه این‌ها رو تو اخباری انشایی میگن یکیه
  8. تفاوت داعیه و اون چیه میگن اون وقتی به طور میگه به توی اخباریه داعی یعنی انگیزه گفتن بتو اینه که به تو رو میگه هدفش چیه دعا یعنی اون که هلش داد فشار بهش داد از پشت سر گفت برو اینو بگو انتخاب بکن بگو بهتون اون انگیزه که باز شد بهتون بگه این بود که یه عملی رو دیروز انجام داده بود این میشه داعی حالا.
  9. با بتو بیان می‌کنه یه وقت نه کاری به دیروز نداره می‌خواد تازه نقل دهد جنسشو به مشتری انگیزش خبر از دیروز نیست بلکه انگیزش انتقال جنس است به مشتری بازم میگه بهتون این انگیزه که اسمشو دائمی می‌گذارند میگن داعی در انشا ایجاد نافل خارجه در خبر ایجاد نیست بلکه حکایت می‌کند از وجود در خارج
  10. خب این داعی آیا داخل در معناست.چرا به آخوند می‌فرماید نه معنای به توی خبری یعنی فروختم برای انشایم یعنی فروختم وضع لهش و مستمل فی همه یکیه تفاوت تو داعی داعی خارج از حریم معناست اون میره به قصد گوینده قصد گوینده دخالت و معنا ندارد آخرین جمله‌ای که بیان می‌کنند می‌فرمایند مشهور می‌گویند که جمله خبریه وزن شده است برای ثبوت نسبت در خارج که این آخوند خارجش گفتند.
  11. می تونیم بگیم که شامل ذهنم بشه اما خارجش که میگن منظورشون اعم از خارج دنیاست و ذهن ، ذهن و چرا ما خارج می‌گیم چون خارج از من گوینده است خارج از من گوینده میشه خب وقتی که غیر از گفتن من تو خارج یه نسبتی باشه یا نباشه گفتار من گاهی با اون نسبت تطابق داره جمله خبری میگن صادقه گاهی تطابق نداره میگن کاذبه وقتی میگم جایزه این جمله خبریه.
  12. شما این جمله رو با خارج تطبیق میدید که آیا اومد یا نیومد صادق کاذب بودنش اینه جمله انشایی ایجاد معناست ایجاد معنا یعنی قبلش معنا وجود نداشت در خارج تازه داره ایجاد می‌کنه چون ایجاد میکنه صدق و کذب در انشا وجود ندارد چون وجود خارجی نداره لذا تو اصطلاحاتشون میگن که وجود انشایی نحو و من الوجود یعنی یه نوعی از وجود هست اما نه از اون وجوده که قبل از که من بگم این کارو بکن این دستور من ازتو خارج بوده.
  13. در طول خارج دستوری وجود ندارد با گفتن من یه وجود تازه ایجاد می‌شود تو خارج ایجاد طلب که حالا داریم عرض می‌کنیم خب این فرمایش آخوند بود در اینجا ما سه تا مطلب رو در فرمایش ایشون داریم که بعضیش البته ایراد هم هست اما اون نکته هم یادتون باشه که آیت الله عظما خویی از همین کلمات ممکنه استفاده کرده باشند و اون کلمه قصد حکایت که تو کفایت اومده این قصه کفایت قصد حکایت همونست که جناب آیت الله خویی میگن قصد ابراز.
  14.  قصدش اینه که می‌خواد آشکار بکنه تو خبر آشکار می‌کنه قصدش اینه که نسبتی که تو خارجه تو انشا قصدش ابرازه ماف ضمیره ما فی النفسه گفتیم این تعریف ایشان اون روز به آیت الله عظما خویی ایراد گرفتیم گفتیم مشهور هیچ تفاوتی نداره مشهورم همین بوده منتها توضیح ندادن اگه مشهور هم توضیح می‌دادن می‌گفتن مشکوک گفتن حکایت از خارج تو جمله خبریه اون حکایت بازش بکنید میشه قصر ابراز حکایت.
  15. حکایت بدون انسان که نیست که تو خارج که وقتی میگم حکایت توضیح بده یعنی یه نفر هست که نیت کرده که حکایت بکنن این همیشه قصد ابراز حکایت اشکالی که الان داریم میگیم داریم میگیم با آیت الله خوبی میگه اصلا این مال شما نیست این مال کفایه است تو کفایه وجود داشت این کلمه قصر اتفاقاً اینجا آخوند اضافه کردن در عین حال ما یک ایرادی داریم به کلام آخوند ایشون تو تعریفشون یه دقتی ما داریم میکنیم میگن ثبوت معنا.
  16. لفظ ثبوت معنا عرض شود که تو جمله‌های خبری میگن ثبوت معناست در خارج لفظ ثبوت یه چیزی خارج از اختیار متکلم و در حالی که تو جمله خبریه داره متکلم اختیار میکنه یه کاری رو لذا کلمه ثبوت درست این معنا را نمی‌رسونه دقیق نیست این همونیه که گفتم اگه کلام آخوندا باز توضیح بدیم میرسه به عرض ما و اون اینه که این ثبوت نسبت رو بگید قصد حکایت دارد.
  17. که اون سقوط نسبت را بگه وقتی بگیم قصد حکایت می‌شد اختیار متکلم همون کلام آیت الله خویی میشه که گفتم یه توضیحی که بدیم اینجا ایراد حل میشه در واقع اما در مورد انشایی تعریف ایشان با همون تطابق مشهور میرن جلو و اون اینه که ابراز می‌کند معنایی را که قائم به نفسشه تو نفس شان مثلا ندا هست سوال هست نمیدونم امر هست نهی هست اینا اینا همه انشائه.
  18. تو درونم هست تا ابرازم نکنه اصلاً تحقق خارجی هیچی نداره که اصلاً نمی‌دونه که آیا همچین چیزی وجود داره یا نداره پس در خارج که خارج که میگیم فی موتنه وجودی ندارد جز وجودی که با گوینده تازه تحقق پیدا می‌کند این نکته اول نکته دوم قبلا هم خدمتتون گفتیم الان با صراحت بیشتری میگیم.
  19. در جمله خبریه و جمله انشایی آخوند گفتند وضع و موضوع لها مستعمل فی یکیه و اون داعش با هم تفاوت می‌کنه ما اینو قبول نداریم میگیم جمله خبریه و جمله انشاییه دوتا معنای متباین دارند وقتی معناش متباینه نمی‌تونم بگم که موضوع هر دو یک موضوع دو تا چیزه چرا می‌خوام بگم توی خبری باب تو انشایی وقتی که من قصد رو بهش اضافه می‌کنم.
  20. تو خبر دارم قصدم اینه که دیروز من یه معامله‌ای کردم و جنسو فروختم تو میگم که الان دارم جنسو منتقل می‌کنم به شما مشتری آیا معنا تو این دوتا مشترکه با لحاظ داعی ما معتقدیم دایی رکن مقوم معناست رکن نیست که باعث میشه این معنا را از اون معنا کاملا جدا میکنه یعنی معنای خبری با معنی انشاء کاملا متفاوته وقتی دو تا معنا متفاوت شد.اثر می‌ذاره تو معنا نگیم خارج از حریم معناست داخل در حریم معناست اصلاً دو تا معنای مجزاست
  21. اونقدر بی‌ربطه با همه که تو انکه توی خبریه اصلاً میگیم صیغه نکاح گفته نشده است لذا خودمونم می‌فهمیم بیام تو وضعم بگم بگم وضعش یعنی اون وقتی که واضح می‌خواسته یه کلمه‌ای رو وضع بکنه دو تا نیاز داشته یعنی دو تا معنای مختلف یه بار احساس کرده که میخواد خبر بده از عمل گذشته که این عمل گذاشته تو خارج محقق شده.
  22. گفتش به تو رو براش وضع می‌کنم یه بار دیگه گفته می‌خوام الان انتقال بدم باز لفظشو همون بهتون انتخاب کرده اما دوتا معنا اومد تو ذهن نه یکی دو تا معنای متباینه چرا آخوند میگن این معانی یکیست و از یکیه وزن یکی نیست دو تا وضع است یعنی دو تا معنای مختلف موضوع له هم دوتاست مستعمل فی هم دو تاست اینم اعتقاد ماست این بحث رو تو جاهای دیگه هم داشتیم و الان هم تکرار کردیم اما نکته آخری که.
  23. باز اینجا تو بحث گذاشتم گفتم اما جا داره باز تکرار بکنم تو این فرصت باقیمانده اینه تو جمله‌های خبریه تطابق با دو تا چیزه تو عبارت‌های اصول یا تو منطق هم همینطور همش میگن تطابق با ما فی الخارج حالا آخوند یه دقتی کردن گفتن تطابق با ما فی موتنه اما در واقع تطابق با دو تا چیزه تعجب بکنید به این دو تا من بازش می‌کنم وقتی میگم جا از زید یه جمله خبریه میگم این جمله خبری من با دو تا چیز تطابق داره.
  24. یکی با خارج که شما میری نگاه می‌کنی می‌بینی زید اومده یا نیومد یه بار دیگه تطابق این جایزه رو با درون من می‌سنجید که آیا تو درون من با لفظ که گفتم منطبقه یا نه اینم یه تطابقه تطابق با درون یعنی من به زبان گفتم جا ترجمه میکنه میگه زید آمد آیا تو درون منم عقیده همین بود یا نه عقیده من با خارج دو تا چیزه حتی ممکنه عقیده من به خارج فرق بکنه.
  25. یعنی تو خارج زید نیومده باشه اما من عقیده‌ام اینه عقیده درونیم اینه که آمده طبق عقیده درونیم لفظ منم میگم جایزه حالا این لفظ جایزه با عقیده من منطبقه از اینجا راست صادقه اما با خارج می‌سنجیم نخیر در ذهن نیومده پس کذبه جمله‌های خبری همیشه تطابق با دو تا چیز داره حالا مقابلش گاهی میگن جا از زید اما تو درونم من اصلا منافقم می‌خوام شما رو فریب بدم خودم میدونم دارم دروغ میگم.
  26. این دروغ چیه دروغ با عقیده درونیم نه بابا خارج عقیده درونی اینه که زید نیامده اما به زبان به دروغ میگم آمده اتفاقاً لفظ من با خارج ممکنه تطابقم بکنه من خبر ندارم من فکر می‌کردم که دارم شما را فریب میدم به شما به دروغ میگم که زید اومد چون تو درونن عقیده نداشتم آمده حالا این لفظ من با درون من تطابق نداره از جهت کاذبه اما با خارج. که دیگه کاری به اختیار منم نداره و من خبر ندارم
  27. اتفاقاً زید آمده منم اطلاع نداشتم لفظ من تصادفی با او تطبیق کرده اینو عرض می‌کنم برای اینکه حالا جمله انشایی ببینیم چیه جمله‌های انشایی تطابق با درون دارد اما با بیرون نه چرا ما گفتیم وقتی من دارم میگم مثلاً  حالا باز مثال جمله انشایی می‌گم مثلاً  همین حالا به طور نگم یه چیز دیگه بگم مثلا بفروش این بفروشی که من میگم.تاتو با خارج نداره چون تو خارج ما بفروشی نداریم که بگم این کلمه من با او تطابق می‌کنه یا نه اصلاً بفروش تو خارج ما نداریم
  28. اما همین بفروش معنایی است که قائم به نفس منه آیا لفظ من با باطن من تطابق داره یا نه خب غالباً هست 90 درصد تو درون من واقعاً می‌خواستم این بهش بگم بفروشه تو درون منه بعد به ظاهر هم گفتم آنچه در درون آنچه تو ظاهره دو تا اسم داره بزار اسمشم بگم که دیگه با اسم بریم جلو تو درون اراده میگن.به زبان رو طلب میگن اینم اصطلاحشه
  29. خب وقتی من گفتم به طلب من چیه اینه که بفروش آیا اراده منم همین بود 90 درصد همینه اما 10 درصدم ممکنه این نباشه مثل اونجایی که می‌خوام طرفو امتحان بکنم اصلا نمیخوام بفروشه میگم سر بچه‌تو ببر نمی‌خوام ببره خب پس جمله‌های انشائی هم با چیه تطابق با درون رو داره چون میگه معنای قائم به نفس بعد اون معنا را من به زبان ابراز می‌کنم.
  30. گاهی همون معنا را ابراز می‌کنند گاهی خلافشو ابراز می‌کنیم میشه تطابق عدم تطابق این خلاصه بحث پس جمله‌های خبریه و انشایی فرقش تو اینه که در جمله خبریه همیشه دو تا تطابق هست در جمله انشایه یه تطابق هست از اینجا ما وارد اون بحثی میشم که اول سوره منافقین آمده بسم الله الرحمن الرحیم اذا جاک المنافقون قالو نشدک رسول الله منافقین میان خدمت پیامبر میگن ما شهادت شما رسول الله قرآن میگه والله.کدام شهادت میده که تو رسول خدایی اما خدا یه شهادت دیگه هم میده یشهد ان المنافقین لکاذبون دروغ میگن این دروغ میگن آیا لفظ اینکه میگن عندک رسول الله دروغش تو چیه تو خارج است یا با درونه اینو دقت که بکنید همین جا معلوم می‌شه طبق نظر مشهور تطابق با خارجه داره.
  31. کنس تطابق نداره تطابق با درون قرآن اونو داره میگه میگه این منافق تو درونش اون معنایی که قائم به نفسشه این است که این پیغمبر نیست اما اومده تو ظاهر اظهار می‌کنه میگه من معتقدم شما پیغمبری تطاب ببینید این جمله خبریه پس با خارج داره تطابق با درون نداره قرآن هم میگه همین که با درون نداره دروغ داره میگه جمله های همیشه تطابق با درونشو باید بسنجیم با خارج نداره تا صدق و کذب از اون جهت داشته باشه تو المنطق.
  32. مرحوم آقای مظفر من یادمه که یه مثالی می‌زد می‌گفت فقیره میگه به من کمک کنید خوب کمک کنید امره تقاضاست و تقاضا انشا انشا و کذب نداره اما بعضیا بهشون میگن که به فقیره میگن تو دروغ میگی این چی چیه دروغ میگه اون وقت جواب می‌دادیم می‌گفتیم منظور از اینکه دروغ می‌گویی خود این کمک بکنید نیست بلکه این کمک بکنید یه معنای لازمی داره اون معنای لازمیش اینه که من فقیرم داره خبر میده اون خبر احتمال کذب داره.
  33. اول میگه من خبیرم فقیرم بعد به من فقیر کمک بکنید به من فقیر کمک کنید احتمال کذب نداره این واقعا معنای قائم به نفسشم همینه که میگه کمک بکنید به زبونم همینو میگه اما یه معنای لازمی داره که اون لازمش اینه که من فقیرم اونو ما گاهی تصدیق می‌کنیم چون جمله خبریه میگیم راست میگه دیگه این فقیره گاهی هم میگیم دروغ میگوییم صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین.اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید