درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول استعمال لفظ در خارج از معنای موضوعٌ له_جلسۀ۵ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۳۰

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردازش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

استعمال لفظ در خارج از معنای موضوعٌ له_جلسۀ۵

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۲/۳۰

مدت زمان: ۲۳ دقیقه

@doroos_mahdavi

  1. ۴۰۵۲۳۰اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث روز گذشته مان به اینجا منتهی شد که فرق است بین متکلم و مخاطب گفتیم که وقتی که مخاطب صدای من رو می‌شنوه من متکلم رو اینجا وقتی من میگم زیدون زافزون اینجا اول مخاطب صدا را میشنوه بعد از صدا پی به معنا می‌بره.
  2. معنا چیه معنا اینجا متاسفانه مصداق زید نیست بلکه معنا دوباره خود لفظ زیده برمی‌گرده سر خود لفظ این مال مخاطبه اما نسبت به متکلم چی نسبت به متکلم اول متکلم معنا را حاضر میکنه معنا میاد تو ذهنش بعد اون معنا رو تو قالب لفظ مطرح میکنه حالا اینجا چیه معنایی که اومده تو ذهنش اینه که این زید لفظه این معنا اول میاد تو ذهنش بعد اینا با بیان.به مخاطب منتقل میکنه
  3. خوب این بحث‌ها رو گفتیم اما اگر یادتون باشه دو تا درس قبل صحبتی را از محمد حسین اصفهانی داشتیم رضوان الله تعالی علیه که گفتن چه اشکال داره که دال و مدلول به دو اعتبار یک چیز باشه ذاتاً و این را تشبیه کردن به خدا قیاس کردن بحث ما را زید لفظان تشبیهش کردن به یا من طلب ذات علی ذاته یا اون جمله.دعای ابوحمزه که اگر خدای تو نبودی تو مرا راهنمایی به خودت کردی انت دللتنی علیک
  4. ما این بحثا رو اصل بحث رو بخوایم بگیم درسته بله درسته اما این مقایسه با بحث خداشناسی اونم معارف دقیقی که مطرحه اینو عرض میکنیم درست نیست چرا این حدیث یا دعا یا من طلب بهذات علی ذاته بحث تجلیه.
  5. یعنی خدای متعال در تجلی خودش به ذات خودش تجلی پیدا می‌کنه یعنی استعانت از موجود دیگری نمی‌گرفت برای تجلی به ذاته علی ذاته بلکه ما قائلیم که تجلی کل کائنات از جمله من و شما اینکه یه جلوه‌ای از وجود داریم همه اینا به اراده پروردگار او خواسته است که ما تجلی پیدا کنیم و الا ما معدوم بودیم و چیزی که معلومه اصلا راهی برای.پا گذاشتن تو دایره هستی نداره
  6. پس ماها تجلیمون به واسطه ذات خودمون نیست بلکه به اراده پروردگار اما خدای متعال او دل به ذات علی ذاته لذا اون یه معنای دیگه داره اصلا کاری به بحث ما نداره که زید لفظ میگیم از لفظ پی به خود لفظ ببریم اون مال تجلیه اینم توجه بکنید که یه وقت اون فرمایش حسین اصفهانی نخواد بحث ما رو ببره به اون سمت.
  7. و اما فرمایش آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه راجع به همین قسم چهارم که ایشون گفتن قسم اول عرض شود که تو مطالبشان بعضی عبارت‌ها درسته بعضیش ایراد داره راجع به اینکه این قسم چهارم اصلاً از قبیل استعمال نیست این فرمایش متینه چرا بخاطر اینکه اسماء که ما متعارفش میگیم استعمال لفظ در معناست دیگه یه لفظی را میگیم مثلا میگن دفتر.
  8. به کمک دفتر این دفتر را تو ذهن شما حاضر می‌کند از لفظ پی به معنا بردید تو زیدالفظان این قسمت چهارم اصلا از این قبیل نیست نمیگم زید و از زید پی به معناش ببرم بلکه از زیدی که صوت است پی به همون صوت بردن میگن این یکی از الفاظ عرض شود که نکته دیگری که هست اینه
  9. میگه این لفظ دال قابل للحضور فی ذهن مخاطب. و مه الله حاجت الی الواسه حب اینم درسته تو اینجا اما آیا مدلولم همینه ولی دال یعنی صدایی که من از دهانم خارج میشه میگم زیدون این وقتی می‌خواد شما بشنوید نیاز به واسطه دیگه نداره چون صدا رو بی واسطه شما استماع می‌کنید
  10. ولیکن نسبت به مدلول نه قطعا نیاز به واسطه هست اینکه آیت الله خویی فرمودند لیس.من قبیل الا استعمال اگه منظورشون اینه که از اون سنخ استعمال متعارف نیست این فرمایش درسته از سنخ او نیست این درسته چرا از سنخ او نیست چون استعمال متعارف اینه که لفظ میگه بعد از لفظ به معنا پی می‌بریم اینجا لفظ گفتیم از لفظ به لفظ پی بردیم لذا لفظ اول ما را رسونده به لفظ ثانی لفظ ثانی شده معنای لفظ اول این است که میگیم.
  11. از قبیل استعمال نیست ولیکن شبیه به او به منزله اوئه اینه که آخوندم گفتن که من قبیل استعمال لفظ فی المعنا این کلمه قبیله که اضافه می‌کنند میگن اذون قبیله است که خودش نیست خیلی خوب این درسته عرض شود که و اما اینکه آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه میخوان شخص لفظ زید رو.اون مدلول و بخوان بگن بی‌واسطه تو ذهن مخاطب حاضر میشه این دیگه قطعاً ایراد داره
  12. چرا چون مخاطب راهی نداشت برای اینکه او رو از طریق من حاضر بکنه تو ذهنش لفظشو مگر اینکه لفظ زید رو بشنوه راه فقط همینه اینه که لفظ ثانی مدلول است و در ذهن مخاطب حاضر نمیشه الا به شخص لفظ دال فقط.دور تکرار می‌کنیم لفظ دال نیاز به واسطه نداره وقتی من میگم زید شمایی که داری می‌شنوی بی‌واسطه شنیدید زیدان
  13. قبلاً هم گفتیم اگه نیاز به واسطه داشته باشه تسلسل پیدا می‌کنه چون می‌گیم واسطه هم اگه لفظ دوباره میگه برا شنیدنش نیاز به واسطه داره و همینطور حد یقف نداره حب اینو تا اینجا ما میگیم احضار لفظ دال تو ذهن مخاطب نیاز به واسطه نداره
  14. اما این غیر از بحث ماست ما می‌خوایم بگیم لفظ اول دال است بر لفظ.تا میگیم دال است بر لفظ اون مدلول مایکلی که نیاز به واسطه دارد این هم یک نکته  و اما فرمایش آیت الله عظما خویی اگه یادتون باشه ایشون تفصیلاً چهار قسم و می‌خوان بگن از قبیل استعمال نیست اول قسم چهارم رو گفتن اما اسمشو گذاشتن قسم اول
  15. اینااست که وقت ما را میگیره به این چیزها و ایراد ما میگیریم به ایشون که این کار در شان شما نبود بهتر این نبود.که این کارو نمی‌کردی ما اصل مطلب برامون سخته بعد تازه مخلوط کردن این بحث‌ها گرچه ما رها می‌کنیم حالا اینجا ایشان اول قسم چهارم گفتن حالا اسمشم گذاشتن قسم اول
  16. حالا میگن قسم دوم حالا از این به بعد باید ما همه این موارد ببینیم چیه چون بحث ریخت به هم دیگه بحث دوم که میگن منظورشان همون قسمت اول است که لفظ را میگفتیم و نوع اراده میکردیم مثلا میگفتیم زید.یا مثلا ضربه فعلون ضربت فعل زیدون اسم اینا لفظی رو گفتیم و ازش نوع اراده کردیم ایشان باز باید بگم متاسفانه مثالم عوض کردن
  17. ای کاش یه مثال درستی هم زده بودن چون المثال لا یسئل اما مثالشون ایراد داره مثالی که میزنن چیه زیدون لفظ اوصیون زیدفسون این قسمت دوم نیستا این همون قسمت چهارم که.اتفاقا باید تو قسم قبلی که
  18. آقای خویی فرمودند باید همین مثال می‌زدن که از لفظ به لفظ پی می‌برد اینو متاسفانه مثال اینجا آوردن این نشون میده که بحث اصلاً واضح نبوده من اینو می‌فهمم پس اگه واضحش بکنیم انقدر ایراد بهش گرفته نمیشه وقتی بحث باز نباشه مثال‌هایی که زده می‌شه مثال‌های اشتباهه بعد برداشتی که ازش میشه برداشت غلطه
  19. مثال بعدی که ایشون میزنن زیدون ثلاث اینم باز همین تو ایراد داره حب.حالا ایشون چی میگن ایشون همین مثالو اینطوری میرن جلو می‌فرمان زیدون لفظ و اورید بهی طبیعی ذالک الفظ میگن از این زید طبیعی اون لفظ اراده شده نه معنای زید پس زیدون مضارعش استعمال نشده طبیعیش اراده شده
  20. حب طبیعی یعنی چه تا میگن طبیعی مثل این میمونه که من میگم زید زید میدونید طبیعی برای انسانه وقتی زید اینجا نوشته یا خود وجود من و شما.وقتی اینجا نشستیم تو قالب وجود ما اون طبیعی انسان محقق شده چون ما یه فرد از طبیعی انسانی با توجه به این فرد طبیعی حالا دارم میگم مثلا زید انسان
  21. حالا این مثال هم اینطوری دارن میگن زیدان ثلاثیون میگن اراده یا زیدان لفظ این زیدون لفظان ازش اراده شده طبیعی اون لفظ یعنی ما یه کلی داریم به نام لفظ یه فرد از اون لفظ چیه این زیده.گرفتن به این معنا که ما از لفظ نوع اراده کردیم در حالی که هنوز نوع نیست طبیعیه
  22. حب ایناست که ایراد خیلی داره اما حب حالا که فهمیدیم ایشون چی می‌خوان بگن دنبالش می‌فرمایند این قسم دوم از نوع استعمال نیست چرا از نوع استعمال نیست میگن این قسمت دوم از قبیل احضار طبیعی است تو ذهن مخاطب من میخوام طبیعی تو ذهن مخاطب حاضر کنم یه فرد از اون طبیعی رو میگم
  23. و از مخاطب می‌خوام که.این فرد و اون تشخصاتشو تجدید بکنه و طبیعی رو بیاره تو ذهنش پس از فرد پی به کلی برد من من متکلم یک فردو ارائه می‌کنم و قصدم اینه که مخاطب طبیعی بیاد تو ذهنش چون بعد می‌خوام حکم و رو کلی بیارم رو کلی طبیعی نه رو این فرضی که گفتم
  24. البته می‌دونید حکم وقتی رو کلیه بیاد سرایت به افرادش هم میکنه فرمایش آیت الله خویی رو توضیح میدم من.یکی یکی میرم جلو بعد چند تا ایراد هست عرض می‌کنم
  25. ایشون می‌فرماد وقتی که میگیم زیدون لفظون دو تا چیز رو تو ذهن مخاطب حاضر می‌کنیم یکی شخص لفظا یعنی خود این زیدی که صدایی که از دهان من خارج شد دوم طبیعی این لفظ که طبیعی میشه کلی طبیعی هم میدونید الطبیعی لا یوجد الا به وجود احدا وقتی یکی از افراد طبیعی بیاد اون کلیه طبیعی موجود شده وجود لباس وجود پیدا کرده اما.
  26. در اینجا نمی‌تونیم بگیم یه فردو که گفتم از قبیل استعمال لفظ در معناست قطعاً این نیست چون استعمال لفظ در معنا این نیست دو چیزه وقتی میگم دفتر لفظ است و معناش اینه اینا دو چیزه در حالی که فرد طبیعی با خود طبیعی اینا دو چیز نیست عینشه دویت نداره وقتی میگم مثلا زید زید خود طبیعی انسانهیت نداره که بگم این دال بر اونه.
  27. و مثالی که ایشون زدن همون زید الافظان لذا میگن معقول نیست خوب دقت کنید این لفظ معقول است که ما ایراد بهش داشتیم میگن معقول نیست که یک وجود فردی چه بخواد فانی بشه در طبیعی چه بخواد مبرز طبیعی باشه بنابراین دو تا نظریه‌ای که تو تکلم می‌گفتن مشهور میگفتن لفظ فانی در معناست غیر مشهور اومدن دقیق‌ترش کردن.
  28. و گفتن نگو فانی چون بالاخره لفظ هست فانی نشده مشهور می‌گفتن فانی شده چون به این اعتبار که وقتی لفظ میگه مثلا دفتر که میگه گویا مخاطب لفظ اصلاً نشنیده فانی شده و خود اون معنا اومده تو ذهنش اما غیر مشهور میگن ابراز معناست حب یه دقتی کردن که متکلم میاد این دفترو می‌خواد آشکارش کنه معنا را چون معنا تو ذهن متکلمه تو نفسشه آشکارش با چیه با این لفظی است که میگه همه اینا میگن تو این قسمت دوم نمیاد.
  29. قسم دوم حسن نیت وجود نداره چرا چون تو این قسمت دوم یک فردو گفته و طبیعی رو تو ذهن مخاطب حاضر کرده اون فرد طبیعی با خود طبیعی دوتا نیست عینشه وقتی عینشه نمی‌تونم بگم که وقتی شنید این دال است بعد اون مدله اینا رو نمی‌تونیم بگیم عرض شود که ما چند تا ایراد به کلام ایشون داریم تا فرصت هست این مشکلات رو بگیم
  30. اشکال اول ما اینه.که وقتی غیر از اشکالات که داریم حالا به مثالشون و اینکه اینجا قسم دوم قسم اول سو چرا میگید قسمت اینا رو رها کنید اشکالاتو اما اشکال واقعی اینه که وقتی فردو می‌گیم می‌گیم زیدون لفظان این زید گفته شد و ازش طبیعی لفظ اراده شد حب زید که اول گفته شد نیاز به واسطه نداره اما اون دومی چی وقتی میگم لفظ یعنی اون طبیعی حتما نیاز به واسطه داره.
  31. یعنی باید این زید اول را که شنید تجدیدش بکند از خصوصیات فردیه تا بشه کلی لفظ و یثق علی کل فرد من الفاظ وقتی تجرید کردیم زید و از اون خصوصیات زیدی یعنی کله و دست و پا و اینا میگیم نه بلکه یه لفظ کلی میشه دیگه اون دال نمیگن خوب دقت کنید دال ما فی ذهن مخاطب بلاواسطه اما مدلول یضع به واسطه دال.
  32. نکته  دیگر ایشون حسن نیت و رد کردند بین فرد و طبیعی بهشون می‌کنیم این چه فرمایشی دارید قطعاً بین فرد و طبیعی یک نوع حسن نیت وجود داره چون فرد جزئیه اون طبیعی کلیه
  33. چطور اینا عین همه اون که گفته شده عین همه میگیم طبیعی یوجد به وجود احد افراده بله تو قالب یک فرد طبیعی محقق شد
  34. اما الان بحث ما این نیست بحث ما اینه که از یه فرد جزئی که.صدای منه اینکه کلی نیست صدای من زیدون بود اینو مخاطب شنید از این صدای من پی بخواد ببره به یه کلی اون کلی قطعاً فرق می‌کنه با این فرد اینا دو چیزه
  35. من بحث‌های جور دیگه عرض می‌کنم یا مقداد دقیق تر میگم میگم وقتی فردو می‌گویم قطعاً طبیعی تو ضمن این فرد محقق میشه و ثبواتر یعنی در کنار این فرد اون کلیه طبیعی هم هست اما اثباتاً چی یه مقدار باید اینو دقت.
  36. امروز که بحث خیلی سخت داره میشه مثال عوضش بکنم ببینید وقتی میگم شما شما یه فرد از انسان هستید تا میگم شما طبیعیه کلی انسانید تو ذهن شما محققه این وجودش درسته این ثبوتیه
  37. اما اثباتاً چی یعنی اثباتاً من بخوام شما را متذکر بکنم که از لفظ شما پی ببرید به انسان کلی به مقام اثبات که میرسه نیاز به دال داره دال با مدلول دو چیزه فکر می‌کنم بحث دیگه خیلی.واضح شد
  38. و همینم هست که بحث یه مقدار چون سخت شده فرق کرده دال لفظ است مدلول کلیه و اون کلیه اصلاً لفظ نیست دال لفظ است به خصوصیات مدلول طبیعی است بدون خصوصیات کلی طبیعیه
  39. خلاصه همه این‌ها را عرض می‌کنم برای اینکه بدانیم بحث این نیست که گفتن و بدون اشکال باشه خیلی اشکالات تو این عبارت بود.
  40. بخش بعدی ما قسمت 3 و 4 هست که باز اونا می‌خوان بگن از قبیل استعمال نیست ما هم قبول داریم اما تو توضیحش که میدن حب اشکالاتی گرفته می‌شه
  41. که انشالله اگر توفیقی باشه برای روز شنبه و صلی الله علی محمد و آ. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید