https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردازش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
استعمال لفظ در خارج از معنای موضوعٌ له_جلسۀ۶
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۲
مدت زمان: ۲۳ دقیقه
- @doroos_mahdavi
- بسم الله الرحمن الرحیم بحث اصولمان در این اقسام چهارگانهای بود که استعمال لفظ در غیر موضوع له بود اما نه غیر موضوعی که مجازه و نه غیر موزون که غلطه چهار قسم دیگه رو صاحب کفایی بیان میکند گاهی استعمال لفظ است در نوع در صنف.
- در مصر و در شخص این چهار قسمی بود که روش خیلی حرف زدیم و رسیدیم به کلمات آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه ایشون این چهار قسم رو قبول دارند که استعمال لفظ در موضوع له نیست اما دو تا اشکال به کلام ایشون بود یکی اینکه میفرماید توضیح که میخوند بدن میگن قسمت اول.قسم چهارم میگن اونجایی که استقبال لفظ در شخصه
- بعد قسم دوم رو میگن میبینیم دارن قسم اول و میگن اونجایی که استعمال لفظ در نوع و دو قسم دیگش باقی مونده که ان شالله امروز صحبت میکنیم پس اینو توجه بکنیم که ایشون شماره های یک تا چهار رو جابجا کرده اند اشکال ایشان در مثالش بود که توضیحش تو بحث های گذشته دادیم مثالشون اشکال داشت و.
- وقتی خوب بررسی میکنیم یعنی مثال باید عوض بشه اما مثالی که خودمون بیان کردیم برای قسم چهارم زیدون لفظ ایشون زیدون سلاسیون مثال زدن و اما رسیدیم به دو قسم دیگه باقی مونده این دو قسمت بیان آیت الله خویی را بیان میکنیم یک اشکالی هم به ذهن میرسه عرض میکنیم قسم سوم و چهارم که بیان میکن اونجاست که لفظی گفته بشه.
- مراد صنف او و چهارم مراد مثل او اراده بشه خوب اولاً اینکه این نوع استعمال استعمال لفظ در موضوع له نیست و به تعبیر ایشون استعمال متعارف اصلا از قبیله استعمال نیست منظورشون اینه که نه در معنای حقیقی و نه در معنای مجازی استعمال نشده است.
- فرمایش آیت الله عظما خویی برای اینکه رو توضیح بدن رو مبنای خودشون یه مبنایی داشتند که میگفتند حروف برای تضیقات مفاهیم اسمیه هست اون اسمی که قبلش یا بعدش رو حروف اومده اینا رو ضیق بکنه حالا میفرمان که تو این قسمت سه و چهار هم که میخویم صحبت بکنیم حروف اینجا برای تضیق الفاظ.
- یه الفاظ که اومد ضیقش کردی قبلاً ایشون مثالی که میزدند الصلاة فلم مسجد رو مثال میزنن میگفتن الصلاة بدون کلمه فی مطلق طبیعت نماز است در هر جایی یعنی ضیق نیست معناش وسیعه اگر اومدیم این الصلالات با کلمه فی تزریقش کردیم در مسجد یعنی نماز دیگه در جای دیگری نیست فقط نماز در مسجد باشه در این صورت دیگه معنای.معنای مسجد ضیق میکنه صلات مسجد اولا من الصلاة فی الدار
- حالا تو مانحن فی ما میگیم زیدون فی ضرب زید فاعلن که اینجا زید اول با زید دوم مراد اینه زید اول لفظی است که استعمال شده نه در موضوع خودش که همون شخص خارجی است علم اون نیست و نه مجاز هم هست.
- بلکه زید اول معناشون زید دومه چون دارد اشاره میکنه به اون زید دوم زید در ضربت زید فاعل است کلمه فی رو ایشون ازش اینجا استفاده میکنن و میگن زید این کلمه فی دارد این کار میکنه داره زید اول و مختصش میکنه به اون مثل خودش که زید دومش در مثال
- و در واقع میخواد بگه که منظور از زید.اون طبیعت مطلقه که شامل زید میشود مطلق زیدها نیست بلکه حسه خاص از زید است که حالا یا مثلشه یا صنفشه منظورشان صنف فاعله که میخواد بگه که کلمه زید اول اینو مجردش بکن از نشانی هاش و ببرش تو زید دوم که فاعل در اون مثال.
- این فرمایش ایشون ما ایرادی که به ایشون عرض میکنیم اینه که فی در این مثال کارش اینه که زید اول و مخصوصش میکنه به اون مثال از اون حالت رها بودن و مطلق بودن خارجش میکنه به طوری که اگر این کلمه فی نبود زید اول مخصص نبود تخصیص نخورده بود به هیچ چیزی این یه نکته است خوب.
- حالا کلمه فی اومد حالا که فی میاد میگیم زید فی ضرب زید الفاعلون این کلمه فی ازش فهمیده میشه که زید اول مختص به اون زید خارجی نیست اونو ما نمیگیم بلکه مجردش بکن تو ذهن خودت از اون خصوصیات فردی وقتی مجردش کردی چی میشه میگه بیارش تو.مثالی که زید درش فاعل قرار گرفته در اینجا با میفهمیم که اگر میفهمیم که
- اگر هر کلمه دیگری غیر زید هم باشه اما فاعلیتش احراز بشه میتونه تو این مثال قرار بگیره اینو ما از کجا میفهمیم از اون مثال بعدش میفهمیم پس زید استعمال شده در مثال خودش.یا در صنف خودش که فاعله
- و در نتیجه تو مثاله که ما نگاه میکنیم فاعله حالا اگه تو مثال مفعول بود زید اول میرفت تو صنف مفعولها الان تو سلف فاعله اینه که میخویم بگیم زید اول دال و زید دوم است همچنین باید بدانیم که زید اول نیاز به واسطه ندارد.به خداحافظ
- زید دوم نیاز به واسطه دارد اینه که اینو قبلا گفتیم که زید اولی نیاز به واسطه نداره معناش اینه که تا زید از دهان متکلم خارج میشه مخاطب معناشو میفهمه چیه همین کافیه نیاز به واسطه دیگه نداریم در حالی که زید دوم نیاز به دعا داره و اون دالش ز اول که به واسطه اول تو ذهن مخاطب قرار میگیره.الحمدلله بحثی بود که تمام شد
- و اما بحث دیگری که داریم راجع به عادات سه گانه است سه تا دلالت داریم اولش دلالت تصوریه است اگر بخوام معنای ساده دلالت تصوری رو خدمتتون بیان بکنم دلالت تصوری یعنی تصور معنا من سما اللهفظ. همین اندازه که لفظای کسی میشنوه این معنای لفظ و تصور میکنه یعنی ذهن شنونده منتقل به معنا میشود از سه ماه لفظ خب شرطش چیه مشخصه شرطش علم به وضع چون اگر به یه زبان خارجی لفظی گفته بشه شنونده هیچ چیزی به ذهنش منتقل نمیشه اما اگر معنای لفظ و بدانه چرا تا لفظ شنید معناش میاد در ذهنش.دیگه هیچی دیگه نیاز نیست اینکه میگیم تصوری اطلاعات تصوریه
- میخوایم بگیم که ولو گویندهای که داره میگوید اراده نکرده است اون معنا را حتی قرینه هم فرض کنید داشته باشید قرینه داریم که این معنا رو اراده نکرده
- مثلاً خوابه آدم خواب داره حرف میزنه یا فرض کنید که از حیوان بلا شعور عرض شود مثلا طوطی داره دیگه الفاظ را.تکرار میکنه یه آدم دیوانه خلاصه اینا رو ولو ما قرینه داریم که اینها اراده نکرده اند
- باز هم میگیم که لفظ رو وقتی شنونده میشنوه فوری معنای لفظ میاد تو ذهن او از این جهت میگیم دلالت امر قهری خارج عن اختار متکلم متکلم میخواد اراده بکنه معنا را میخواد نکنه حتی قرینه داشته باشیم که اراده نکرده.معنای او لفظ میاد تو ذهن مخاطب
- قسم دوم دلالت تصدیقیه تفهیمیه که ما اسم این رو میگذاریم استعمالیه استعمالیه رو بعداً توضیح میدیم که مراد از استعمال چیه دلالت تصدیقیه تفهیمیه اینه که متکلم وقتی صحبت میکنه ظهور داشته باشه در اینکه گوینده قصد کرده است.تفهیم بکند به مخاطب معنای این کلمات را
- خب این دیگه اضافهتر از اون معنای دلالت تصوری است یعنی علاوه بر اینکه الفاظ معنیشو میدونیم اما میخوایم بگیم که گوینده خواب نیست دیوانه هم نیست حیوان هم نیست
- بلکه الفاظی که داره میگده معانیشو اراده کرده اینجا برای اینکه ما دلالت تصدیقیه تفهیمیه رو بخواهیم.درست بکنیم چند تا شرط داره
- شرط اول همون علم به وضع یعنی شنونده حتماً باید علم داشته باشه به وضع کلمات تا بفهمید که حالا چه معنایی داره دوم اینکه باید احراز بکنه شنونده که گویندهای که داره این سخنان میگه در مقام تفهیم هست میخواد یه مطلبی رو بفهونه به مخاطب خوب پس باید نائم نباشه نمیدونم.مقلد دیگری نباشه
- مثل حیوانی که صرف تقلید میکند تکرار میکنه قرینه متصله بر خلاف نیاورد چون گاهی میگه اما دنبالش یه قرینه متصل گرمی میاره یا حتی قرینه ما یقین باشه هر چیزی که صلاحیت داشته باشه اون ظهور کلام از بین میبره دیگه اینا نباید باشد.
- تاید کلام بیاد تا بتونیم بگیم گوینده داره تفهیم میکند همون معانی الفاظ رو و قرینه بیاره والاموجب اجمال میشه و باعث میشه که ما دیگه نتونیم اراده کنیم یعنی باید بتونیم اثبات بکنیم که گوینده مرادش همون معانی الفاظ بوده پس بخواهیم جمع بکنیم
- تو این دلالت تصدیقیه دو تا چیز شرط یکی اینکه.عرض شود که شنونده باید معانی رو بدونه دوم اینکه بگیم متکلم در مقام تفهیم راهی که بگیم در مقام تصمیم اینه که نصب قرینه برخلاف نیاورد.
- سومین دلالت که عرض میکنیم معنای دومی واضح میشه که چه میخواستیم بگیم سومیش دلالت تصدیقیه جدیه است و اون این است که بگیم گوید که داره الفاظ میگه مرادش.مراد جدیش همون معنای استعمالیه اینا اصطلاحا میگن الاراده الجدیه علی طبق اراده استعمالیه
- حالا معلوم شد که چرا تو قسم دوم استعمالی گفتیم گاهی میشه با منها میکنیم گاهی میشه گوینده اراده استعمالی داره یعنی الفاظی که میگه تو مقام استعمال معانیش میگوید ولی لیکن اراده جدی او این نیست مثل اینکه امروزه.
- نظام اسلامی ما قوای مسلحه ما به آمریکا میگن بزن تو بزن تا ببینی چطور خواهی خورد این کلمه بزن اراده استعمالیش زدن داره امر میکنه به زدن اما اراده جدیش زدن نیست داره تهدیدش میکنه اینا رو عرض میکنم منها که بکنیم مشخص میشه
- یا گاهی تمسخر میکن یه کسی که توانایی نداره برای زدن میگن آره بزن خب میگه تو نمیتونی بزنی.
- پس مواردی داریم ما اراده استعمالی هست استعمالی یعنی همون استعمال الفاظ در معانی خودش با قرینههایی که میاره ولیکن اراده جدی او این نیست
- این اراده جدی اون نیست میشه قرینه منفصله معمولا یه قرینه منفصل میارن تا برسونه که اون معنای استعمالی اراده نشده.میخواست او رو تهدید بکنه یا میخواست تمسخر بکنه او را یا مسائل دیگه
- مثلاً در مقام تعلیم قبلا گفتیم یه مثال داشتیم تو مقام تعلیم پدر میخواد یاد فرزندش بده حمد و سوره بگو اینا رو خب خود پدر اصلا نماز نمیخونه اما ایستاده صورت نماز انجام میده اینا اراده جدیش نماز خوندن نیست
- خب این عرض کردیم پس ما اگر خواستیم.علاوه بر دلالت تصدیقیه تفهیمیه علاوه بر این بخوایم بگیم اراده جدی هم هست باید بگیم که گوینده هم در مقام تفهیم بود و هم قرینه منفصل برخلاف نیاورد تا بگیم همون معنای استعمالی رو جدا هم اراده کرده است
- خب یه نکته رو اینجا اضافه کنم و اون اینه که اگر قرینه منفصل داشتیم. قدیم منفصل میاد میگه که این گوینده اراده نکرده اراده استعمالی رو جداً اراده نکرده خب اگر قرینه بود که ما قرینه میریم جلو سوال ما اینه
- گاهی وقتا قرینه نیست اما احتمال میدیم قرینه باشه اینجا چه بگیم ولی سه حالت شد یه حالت اینه که قطعاً قرینه هست و میگه اراده جدی وجود نداره طبق قرینه میفهمیم که داره مسخره میکنه.
- صورت دوم اینه که قرینه نیست قطعاً ما میگیم اراده جدی مطابق اراده استعماری یه صورت سوم مشکوک یعنی ما شاکیم شک داریم به اینکه آیا این اراده جدی است یا نیست تو صورت شک صحبتی نکردند
- ما معتقدیم اصل جاریه بنای عقلا در اینه که تو صورتش شک هست به نام عقلا بر اینه که میگن اصل آن است که قرینه ای.وجود ندارد پس تو صورت شکم باز میگوییم که اراده جدی طبق اراده استعمالی هست این هم بحث مهمی بود که اینجا داشتیم
- بحث بعدی ما سخن صاحب کفایه است که تو همین زمینه دلالت تصوریه یه مقدار مباحث دارد نشانالله توفیق باشه فردا خدمتتون عرض خواهم کرد و صلی الله علی.سیدنا محمد و آله.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




