https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردازش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
علامتهای حقیقت و مجاز-جلسۀ۲
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
- مدت زمان: ۲۹ دقیقه
- @doroos_mahdavi
- 405-3-11اعوذ بالله من الشیطان الرجیم --بسم الله الرحمن الرحیم
- بحث جلسه قبل ما یک از علامات حقیقت و مجاز بود یه نشانهای که از اون طریق بفهمیم که آیا این معنا حقیقی است برای این کلمه یا نه از راه تبادر بود و آخر بحث رسیدیم به اینکه اگه تو زمان ما تبادل بود اما ۵۰۰ سال هزار سال قبل نمیدونیم چطوری ما از یقین فعلی.
- بمب هزار سال پیشم همینطور بوده ما به دردمون اون میخوره روایته مال ۱۴ قرن گذشته است حالا فهمیدیم تباددر هست آیا گذشته رو چطوری بفهمیم علامت حقیقت به درد حالا میخوره تبادر لذا گفتن اگر استحصاب قهقرا میتونستیم بکنیم و آخوندم نپذیرفتند و نهایتش گفتن اگر ما احتمال بدیم که هزار سال پیش این لفظ با قرینه میرفته تو معنا دیگه نمیتونید.احراز کنید معنای حقیقی را از مجازی یعنی تبادر نیست
- باز کردیم تو جواب ایشون که اگر احتمال میدیم وجود قرینه رو در هزار سال پیش میتونیم احتمالو با اصل برداریم بعدم میگیم تبادر هست منتها التبادرو بال اصل لا بال وجدان اینو میپذیریم با یه اصل که عقلایی هم هست یعنی ۱۰ احتمال میده این کلمه با قرینه بوده عقلای این ۱۰ درصد و اعتنا نمیکنند.
- لذا اعتصاب قهقرا نمیکنیم بلکه میگم تو همون هزار سال پیش بدون قرینه این لفظ ازش تبادر میشده است اینو میگن تبادر منتها به وجدان بلاصل این بحث روز قبلمان بود و
- اما بحث امروزمان علامت دوم هست صحت حمل و عدم صحت سلب منتها وسط بعضی حمل اولیه رو مطرح میکنن یه بحث مهمیه ما.
- اول اجازه بدید اینو مطرح بکنیم و بدانیم طرح حمل گاهی حمل اولی است گاهی حمل شایعه حمل اولی اتحاد مفهومیه یعنی موضوع محمول مفهوماً یکیه مثل اینکه میگیم الانسان حیوان ناطق الانسان لاتقون الناطق حیوان همه اینا اتحاد مفهومیه مربوط است به حمله مصداقی.که مثل اینکه میگیم زید خوابیده ایستاده مسافرت رفته همه اینا که بهش میگیم شایع به خاطر که متعارفم همینه ما وقتی چیز حمل بچیزی میکنیم منظورمون مصداقشه
- خب این یه بخث که ما دوتا هم داریم بحث مهمی که هست اینه که در هر حملی یک وجه اتحاد میخوایم یک وجه اختلاف میخوایم اینم برای چی وجه اتحاد میخواهیم تا بتونیم حمل بکنیم و الا دو چیزی که کاملاً متغیره.چطوری ما دومی را حمل بر اولی بکنیم نمیشه
- لذا حتماً یه وجه اتحاد میخواهد وجه اختلاف برای چی میخواد از یه جهت هم باید اینا مختلف باشند برای اینکه میخوایم بگیم دومی غیر اولیه است و الا اگر اینا یک چیز باشه بر نفس میشه چیزی که به خودش حمل نمیکنند که وقتی میگیم این این است یعنی اینا دو چیزه پس هم باید دو چیز باشه هم باید یه وجه اتحادی هم داشته باشه این قانون کلی
- سوال اینه.تو حمل اولی که حمل مفهومیه اتحادش کجاست اختلافش کجاست خب اینا حرف خیلی داره من تا دارم عنوانشو میگم میرم جلو تو حمل اولی اتحاد معلومه که مفهومیه یعنی مفهوم موضوع و مفهوم محمول اینا وقتی میگم که زیدون انسان یا انسان حیوان ناطق بزارید کل جنس و فصل با هم بگن الانسان حیوان مفهوم اینا یکیه.اتحاد مفهومی میگیم بلافاصله این تو ذهن مبارکتون باشه تا اتحاد مفهومی بود قطعاً اتحاد مصداقی هم هست مگه میشه دو تا چیز مفهومش یکی باشه مصداقش دو تا مفهوم دو تا چیز وقتی یکیه قطعاً مصداقش هم هست
- منتها این مورد غفلت واقع شده تو اصول معمولاً اینا مطرح نمیکنن میگن اتحاد مفهومی و میگن اتحاد مفهومی و مصداقی اجزا اما نمیگن دیگه خب میخوام اینو عرض کنم که. وقتی اتحاد مفهومیه شما نمیتونید بگید اختلاف تو مصداقه مصداقشم قطعاً اتحاده پس اختلاف تو کجاست تو همین مثال الانسان حیوان ناطق اختلاف بین انسان با حیوانات تو کجاست تو اجمال و تفصیل یعنی مفهومش تو موضوع مجمله تو محمول که میگیم حیواناته اون تفصیل گاهی وقتا هم اختلاف به اجمال تفصیل نیست اختلاف به اعتباریه اختلاف اعتباری مثل اونجایی که میگم الانسان انسان.
- انسان مثلاً دیوار نیست انسان انسانه خب این که دیگه اجمال تفصیل نداره دوتاش مثل همه انسان اعتباری یعنی یکیش معتبر است اون انسانی که تو ذهنش مورد سواله که آیا انسان هست یا نیست دومی دیگه سوال نیست جوابه یه همچین اعتبار ما براش حل میکنیم و میریم جلو این مربوط به حمل اولی
- اما تو حمل شایعه میگن زیدان قائمانی یه وجه افترا میخواد یه وجه اتحاد میخواد وجه افتراقش تو مفهومه.این دیگه خیلی واضح مفهوم زید با قائم دو تا مفهوم اتحادش تو چیه تو وجود یعنی زید با قائم تو خارج یکیه اون اتحاد تو وجودی باز شده هم بشه خب اینا رو گفتیم حالا کل اینا در ذکر شریفتون باشد
- حالا برگردیم سر اصل بحث دومین علامت برای حقیقت و مجاز گفته صحت حمل لفظ است منظور از صحت حمد لفظ.
- بازش بکنیم یعنی لفظ را با همون معنایی که تو ذهنمون مرتکزه یه معنایی تو ذهنمون از لفظ است این لفظو با این معنای مرتکزش میتونیم حملش کنیم بر اون معنا پس معلوم شد موضوع محمول ما اون لفظ نمیدونیم که این لفظ تو اون معنایی که مبتداست آیا به شکل حقیقت یا مجاز میگیم این لفظ تو محمظ و با همون معنایی که مرتکز ذهنیست اگه تونستیم حملش کنیم بر اون معنا.نشون داده استعمال حقیقتس
- اگه نشد استعمال میشه مجازی خوب با توجه به این نکتهای که دارن میگن حالا میگن این صحت حمل بالحمل الاولی ذاتی یعنی اون بحثی که گفتیم اینجا الان به درد ما میخوره حمل اولیه ذات ملاکش اتحاد مفهومیه اینجا ما میخوایم مفهوم مبتدا و خبر صیانت اگر حمل اول بود حقیقت همینه که ما داریم معنا را مبتدا قرار میدیم تو خبر هم.اون لفظو قرار میدیم لفظ و با همون معنایی که تو ذهنمان هست هرچی هست مرتضی حملش میکنیم بر موضوع با اتحاد مفهومی که تو حمل ذاتی اولی هست ملاکش همینه باید مفهومهاش یکی باشه دیگه
- خب گفتیم وقتی مفهوم یکی اسم مصداقم قطعاً یکیه از صحت هم کشف میکنیم کشف میشه همون به دلیل ان به دلیل آن کشف میکنیم که اینجا.استعمال لفظ و معنا حقیقیست نه مجازی
- و اما قسم دوم اگر ما صحت حمل تو حمل شایع ثنایی بود که ملاکش گفتیم اتحاد تو وجود زید القامان اگه اونو گفتیم خب باید ببینیم چه نوع اتحادیه ما اتحاد وجودی رقم داریم و یک اتحاد صدوری مثل زید ضاربان که ضارب با زید متحد از تو خارج.از این حیث که زید صادر کننده ضربه
- لذا اینا با هم متحد شدن گاهی اتحاد وقوعی مثل زیدان مضروب بین زید و مضروب اتحاد است جهت که ضعف روی زید واقع شده گاهی اتحاد اتحاد حلولی اتحاد اولیا تو فلسفه مثال میزنند هاذا ابیزون خب اون هذا یعنی اون کاغذه سفیدی اون بیضه حالا چی هست هذا ابیض این معناش این است که این ابیض از بودن.حلول کرده تو اون کاغذ حالت هولولی داره اون هلولیش باعث اتحاد بین اینها شده قیامیس مثل همین زیدون قائمانی که داریم مثال میزنیم اتحاد قیامی که زید با قائم یکی شده تو این جهت که قائم قوامش به واسطه ذله نباشه اصلاً کسی ایستاده اونجا نیست
- خب حالا اگر ما تونستیم به شکل حمل شایع.یه انسانی شبیه شیر دیدیم اگه بگم انسانی شبیه شیردیدیم زیاد مبالغه نداره مبالغش خیلی کمه اما مبالغ زیاد اینه که من اصلاً رایت زیدن که بخوام بگم نمیگم رایت زیدن زید رو ورش میدارن و میگم گویا نمیگم حتما گویا حیوان اون درنده رو دیدم تا دروغم نباشه چون اگه بگم حقیقتا دیدم که دروغه اینو نمیگم میگم حقیقت ادعاییه خب اگه این شد
- لذا.بلافاصله تو صحت وسلب نباید بگیم مجاز است نخیر یا مجاز است یا حقیقت ادعیه اما نکتهاش اینه که دیگه حقیقت نیست از حقیقت درآمد عرض شود که یه بحثم در گذشته داشتیم بحث اینکه تو علامت اول که گفتیم بحث تبادل گفتیم دور لازم میاد دور این بود که ما کاری به معنای ثبوت نداشتیم تو معنای اثبات که علم منه من میخوام علم پیدا بکنم.
- گفتم من باید علم داشته باشم که این کلمه وضع برای معنا شده بعد استعمالش میکنم بعد استعمال دور علم پیدا میکنم که این کلمه وضع تو این معنا شده اینکه دور پیش اومد و بعد اومدن فرق گذاشتن گفتن یک معلم یکی متعلمه یه جاهل است یه عالمه نزد جاهل نه دیگه دور پیش نمیاد این میره از عالم سوال میکنه میگه شما تو ذهنت چی چی مرتبه همون بحث که اونجا داشتیم حالا تو سطح هم همینطوره یا صحت یا.جاهله یعنی ایرانیه میره تو عراق به عرب زبانه میگه نزد شما آیا حمل میشه اسد بر زید یا نه اگه هم بشه معنای حقیقی اگه نشه مجاز؛
- حالا یا مجاز یا حقیقت انتهاییه در هر صورت اون جواب دوری که آخوند اونجا دادن اینجا میگن همونه اشکالی هم که ما با آن گرفتیم گفتیم جواب اولتون دورو نتونست حل بکنه چون دور مال جاهل حل شد اما عالم چیه عالم دور هست و دور باطله باید دورو از عالمه حل کنید.
- اون عالمه چطور وقت جواب دوم دادن گفتن ۳۰- ۴۰ سال عالمه لفظو میگفته و دقت نداشته غافل بوده از اینکه معنای حقیقیش یا مجازی پس اول عالم بالاجمال است در اینکه میتونه این لفظ رو تو این معنا استعمال کنه اینو میگن عالم بالاجمان بعد مرحله دوم استعمال سوم معناست مرحله سوم عالم تفصیلی است که معنای حقیقی است اینجا تو بحث صحت حمل هم همینو میگن
- اما ما.کلاً این صحت حمل را قبول نداریم چرا میگم این صحت حمل فرع اون تبادله علامت یک مستقلی برای حقیقت مجاز نیست اینو توجه بکنیم آقایون تو اصول اینا به عنوان علامت دوم حساب کردن ؛ علامت دوم نیست از همون تبادل دارید استفاده میکنید اول گفتید تبادل هم تو ذهن من این لفظ هم تو این معنا متبادره اول اینو گفتید.
- بعد میگه با توجه به این تبادری که هست حالا میتونم حمل بکنم حالا که تبادل نبود نمیتونه حمل بکنه لذا دایر مدار تبادله نه این که تبادل بگذاریم کنار جداگانه از صحت هم بخوایم بفهمیم ظاهراً صحت هم داره برمیگرده به همون تبادل لذا من تو بحث دیروز یک نکتهای رو اشتباهاً گفتم که حالا میگم اشتباه چون توجه دارم اشتباه اما میخوام بگم این علامت اوله ما برای بحث دیروز اشتباهمون این بود.
- میخواستیم تبادل مثال بزنیم مثال چی زدیم مثال این بود گفتیم این است این مثال مال تبادل نیست مال صحت حمله ناخواسته دیروز هم که میخواستیم تبادل رو بگیم از مثال دوم استفاده کردیم در حالی که اگه میخواستیم برای مثال اول مثال بزنیم باید یه چیز دیگه بگیم چیزی که باید بگیم اینه تبادل را میگیم کلمه تو ذهن من نه به شکل مبتدا خبری تو ذهن من با همونی که مرتکذه.میبینم حمل شد بر یه معنایی اینو میگفتن تبادل یه معنایی تو ذهن من داره در صحت هم دیگه ذهنی نیست میاد تو خارج یه مبتلا حقیقی اگه نمیشه یا مجاز است یا حقیقت
- عرض ما اینه که این صحت هم دنبال تبادله یعنی شما اول تبادل رو میگی بعد به دنبال که پس میتوان حمل کنی اون اون معنای ذهنی معتکف ذهنی نباشه اصلا فرض کنید معناشو نمیدونه چطور بخواد حمل بکنه علامت مستقلی پس نیست.
- این خلاصه عرض منه من زود گفتم چون حرف خیلی دارد اینجا یادداشت کردم مطالب متعددی رو یه وقت طولانی شدن مطلب باعث نشه که مطلب دستتون خارج بشه ما گفتیم تو هر حملی نیاز به یک اتحاد داریم یه تغایر یه اتحاد میخواد تا بتونیم حمل بکنیم یه تقاضا میخواد تا بگیم اینا دو چیزه اگه اتحاد نباشه اصلا اتحاد بین دو چیز نباشه مثلا سنگ با فرش.هیچ اتحاد نداره من نمیتونم حملش بکنم میگم فرش سنگه یا سنگ فرش حمل مباین بر مباین جایز نیست
- پس حتماً یه وجه اتحادی میخواد اما تغایر اما میخوایم بالاخره تغایر نباشه دیگه اسمی نیتی تو کار نیست حملشه و نفس میشدا خب ما قبلاً گفتیم مغایرت گاهی به نحو اجمال و تفصیل تو حمل اولی و گاهی هم به شکل اعتباری اینا رو توضیحش دادیم اول بحث امروز گفتیم عرض شود که
- یه نکتهای رو.از کلام سید مرتضی میخوام استفاده بکنیم که ما در همراه اولی میگیم استعمال داره میشه درسته وقتی میگیم این حمله اول یعنی مفهوم این این است استعمال میشه خب استعمال همه از حقیقت مجازه شما از کجا میگید که این این است که داری حمل میکنی بعد میخواید قضاوت کنی بگی این معنای حقیقیه استعماله استعمال هم مجاز هم درسته اونم تو مجاز هم وقتی میگم این این است اشکالی نداره
- عرض شود که.حالا بحث استعمال یه مقدار از بحث خارج میشم اما این یه اشکاله اشکال سید مرتضی جواب دادن گفتن همین که دیدی حمل میشه اصل در استعمال این است که کن الاستعمال علی نحوه اصل اولین حقیقت ؛ مجاز یه امر خارج از قاعده است و داری انصراف از معنای خب ما نکتهای که ما گفتیم این بود صحت حمل که الان.
- علامت دوم ازش یاد شده که میگیم حمل میشد بر این صحت هم معناش حقیقت نیست بلکه معنش صحت استعماله خوب دقت کنید وقتی تونستم حملش بکنم یعنی استعمال درسته اما بعد از این بخوام بگم استعمال حالا حقیقت یا مجاز کلام صحیح اینه ما اینطور بگیم اگه دیدیم یه کلمهای بر یه معنای حمل میشه میگیم استعمال درسته اما اگر از ما سوال کنیم حقیقت مجاز میگیم نمیدانیم باید ببینیم کدامش مگر اینکه.
- از اون علامت اول استفاده کنید نه صحت حمل صحت هم گفتم نه؛ فقط میرسد استعمال شما درسته اگه میخوای حقیقت مجاز بکشی بیرون از تبادل استفاده کن تباددر میگه دیگه این معنای حقیقی کلمه است نه معنای مجازی
- چرا چون تو تبادل گفتیم کلمه را با همون معنایی که ما ۴۰ سال تو ذهنمون بوده داریم الان دقت میکنیم حملش کنیم برای معنا درسته و الا نمیشه
- خب.این بحثم تقریباً بحث خوبی شد و ما نتیجه گرفتیم که این صحت حمل و یا صحت سلب مقابلشه کاری به علامت حقیقت مجاز نداره فقط میگه استعمال درسته این به درد من نمیخوره
- ما نگفتیم کجا استعمال درسته سوال ما این نبود سوال ما اینه که این حقیقه یا مجازی معنای حقیقی مجازی از تبادل میفهمیم نه صحت
- هم این بحث که تمام شد کلامی از آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه که ان شالله این رو.برای جلسه آینده خدمتتون عرض خواهم کرد و صلی الله علی محمد و آله ال.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




