https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
علامتهای حقیقت و مجاز-جلسۀ۴
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
- تاریخ: چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۳
- مدت زمان: ۲۵ دقیقه
- @doroos_mahdavi
- 405313 -اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم وعده دادیم که ادامه بحث اعتراض رو روش صحبت بکنیم سومین علامت حقیقت و مجاز از راهی که میتونیم شناسایی بکنیم ببینیم علت چی معنا حقیقیه معناش یا معنای مجازیه راه ارتباط هست یه مقدار بحث ابهام داره تو اصول درست این رو باز نکرده اند.
- بارها عرض کردم کسانی که یک مطلبی رو بیان میکنند اگر هنر داشته باشند مقصود خودشونو درست بیان بکنند خیلیا تابع میشن میپذیرند اما وقتی هنر تبیین دقیق نداشته باشند تو ذهنشون یه مطالبی هست اما تو بیانشون گفته نمیشه در طول تاریخ قرن ها مرتب افرادی اومدن نفهمیدن بحث چیه.
- ولیکن فکر کردن فهمیدن طبق فهم ناقص خودشون شروع کردن ایراد بگیرند این زیاد اتفاق میافته وقتی ایراد میگیرند باز نفر بعدی اومده گفته این ایراد شما وارد نیست اون یه چیز دیگه گفته اشکال مال اون نفر اوله که درست تبیین نمیکنه اشکال مال نفر دومم هست که بیاحتی میکنه و زود فکر میکنه مطلب فهمیده و اقدام به ایراد گرفتن میکنه.
- از اون بحثهایی که درست واضح نشده بحث اطلاعات اگه یادتون باشه بحث وضعم همین بود یه اشتباهی اصلاً تو کلمه وضع بود لذا خیلی اومده بودن توضیح میدادن میگفتن منظور اینه این منظور اینه یعنی خب نتونسته درست بیان کنه مراد وجه چیه خطور المعنا به ذهن میگفتن وحی که چه ربطی داره خطور یعنی یه معنا میاد تو ذهنم که وضع نیست همون خلطه اسمشو میذاشتن خاطوط چه اشکال داشت گفتم مرحله اول خطور معناست.
- مرحله دوم گفتند وضع کردن برای من متاسفانه این کارها نشده و الان باید ما معطل اینها نشیم بحث اطلاعات اینه اگه ما نمیدونیم یک لفظی مثلاً حالا هم بحث اسد رو میگیم که مجازیش مشخصه چیه من میبینم لفظ اسد تو دو تا معنا داره استعمال میشه هم تو رجل شجاع هم تو اون حیوان مفترض تو اعداد داره استعمال میشه فرض میکنیم نمیدانیم کدوم حقیقت کدوم مجازه.یا نمیدونیم احتمال داریم هر دوش حقیقته
- راه سوم اینه اگه اومدم لفظ اسد رو دیدم در یکی از اینا مطلع است در دیگری مطلع نیست و مطلع به معنای شیوع استعمال در جمیع افراد میبینم که لفظ اسد تو حیوان مفترض مطلع است یعنی تمام میلیونها حیوانی که نمونه همون اسناد مفترض هست.
- آنچه هست فقط به انسان شجاع میگویند رجل شجاع پس میبینیم اطلاعات ندارد تو بحث شجاع لفظ اسد میاد تو شجاع رجل اما تو شجاع از موجودات دیگه نمیاد این عدم اطلاعات دلیل بر اینه که اگه توی موردی میاد مثل انسان یه ویژگی رو باید اضافه کنیم بهش که این ویژگی فردی است که شامل دیگه نمله و دیک و این چیزها نمیشود
- این خلاصه بحث فکر میکنم دیگه خیلی.توضیح واضحی رو بیان کردیم برای کسانی که حتی بحث اطلاعات و بلد هم نیستند الان از بحث ما کاملا متوجه شدند که چه میخواهیم بگوییم یه عبارت دیگه هم باز اینجا من یادداشت کردم میگم مراد از اطلاعات تکرار تطبیق لفظ است بر معنا لفظ تکرار میشه اونم بر جمیع مصادیقش تمام افرادش همون اسد و گفتم.
- تکرار میشه به تمام افراد اسدی که تو دنیا هست حیوان مفترضشو میگن وقتی تکرار میشد این تطبیق علامت اینه که اسد رو حیوان مخترع چیه معنای حقیقیه بعد همین اسد میاد تو شجاع میبینم تکرار نمیشه بلکه تو یه جا صحیح اطلاقش تو رجل توی یه جای دیگه صحیح نیست تکرار نمیشه این نشون میده پس اونجایی که گفته شده مجاز گفته شده عرض شود که این بحث تمام شد.
- فرمایش آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه و ملاحظه کردیم ایشون ۴ تا مطلب تو این بحث دارند کلامشان متعدد به مشکل برخورد میکنه گاهی یه مطالبی گوینده میخواد اضافه بگه اتفاقاً کار به مشکل برخورد میکنه اما اضافهها را نگویند بهتره حالا من بیان ایشون رو هم عرض میکنم دیگه قضاوت با عزیزانی که میشنوند ببینند که آیا کلام ایشون.بحث اطلاعات درسته یا نه
- خلاصه میکنم تو چهار قسمت بخش اول میفرمان انطباق طبیعی معنا بر افراد خودش قهری و قهری یعنی غیر اختیاری این از همون بحثهایی است که همین جا ما ایراد میگیریم اول توضیح بدم کلامشون رو که میخوان بگن مثلاً انطباق معنای اون حیوان مفترض به افراد خودش به اون میلیونها اسدی که تو دنیا.
- این اتفاق قهری جای قهریش یعنی خارج از اختیاره ما با اختیار خودمون نمیایم که اسد رو بیاریم بیرون تمام افراد قهراً و خارج از اختیار ما این لفظ برای افراد تطبیق میکنه و عدم انطباق لفظ بر غیر افرادش اونم میگن قهریه یعنی اسد به خاطر استعمال بشه بر مثلاً زمین بر سنگ بر آب این عدم انطباقش اونم قهریست.
- قهرا منطبق نیست خوب با ایرادی که اینجا داریم به آیت الله عظما خویی اینه که بحث ما تو استعمال نیستا شما رفتید تو بحث استعمال که میخواید اسمشو نیاوردید که آیا ما میتونیم این لفظو به کار ببریم یا نه آیا اونجایی که لفظ معنای حقیقیش باشه خب میشه اونجایی که نباشه نمیشه میخوام بگم این اطلاعاتی که ما الان داریم بحثش میکنیم اصلا کاری به این.استعمال قهری و غیر قهری نداره
- که من میگم تو حیوانهای مفترس قهرن منطبق است مثلاً تو گیاهان و اینا منطبق نمیشه بحثیست اصلاً خراب میکنه بحثو ما بخواهیم قهری بودنو مطرح بکنیم هیچ دخالتی نداره به اطلاعات عرض من اینه ما تو بحث اطلاعات شیوع استعمال داریم میگیم مستمعال تو اثر اول فقط نیست که بگم خصوصیات فردیش دخالت داره گفتم افراد دیگشم هست.
- همین که بخوام بگم حالا قهریست یا غیر قهریه این خارج از بحث ماست اصلاً کسی هم اینو مطرح نکرده اما خوب ایشون اینو گفتن بحث دومی که ایشون مطرح میکنند میفرمان سعی انطباق یا ضیق انطباق اینا تابع صحیح معناست و ضیق معنا عرف آیا مثلا لفظ اسد تا کجا س داره آیا همه افرادش یا نه نصف افرادش بیان تو شجاع.
- آیا لفظ اسد تو همه افراد شجاع میره جلو یا تو بعضی از افرادش میفرمان اینکه مثلاً من مثالشو میزنم اینکه اسد تو حیوان مفترس سعه داره تو شجاع سعه ندارد و فقط رجل شجاع رو میگیره فرمان اینضیق بودن تابع سعی معنا عرفا باید ببینیم تا کجا گفته باز کلام ایشون اینجا هم ایراد داره بحث سعه را ذکر کرده.
- حاکمش عرف نیست که حاکمش واضحه باید ببینیم واضح تو کجا وضع کرده قرص مال اون علاقه بود که قبلاً یادتونه تو بحث استعمال لفظ خارج از موضوع له که مجازی بود اونجا رو ما میگفتیم که اگه لفظ خواست خارج از موضوع استعمال بشه باید یک مناسبت طبیعی باشه کاری به واضح هم نداره ولو واضح مانع هم باشه ما استعمال میکنیم اگر هست اون مناسبته اگر هم نباشه ولو واضح بگه استعمال بکن ما اجازه نداریم.
- تو بحث مجاز اینو داشتیم اما تو معنای حقیقی چی معنای حقیقی خودش استعمال بشه ملاکش واضحه بایدم واضح معنای اسد و تو همه افراد گفته یا معنای اسدو تو شجاع تو همه افراد گفته یا نگفته این دو تا معنا لذا ملاکش اصلاً بحث عرف نیست نمیدونم برای چی ایشون اینو مطرح کردن و علنا بحث ما اینه.
- که فرض میکنیم ما کلمه اسدو میدونیم تو دو تا معنا استعمال میشه اما فرض میکنیم نمیدونیم کدوم حقیقی است کدام مجازیه اجمالاً الان میدانیم که در دوتاش استعمال میشود تفضیلا نمیدونیم کدوم حقیقت کدوم مجازه با نشانه اعتراض میخوایم معنای حقیقی را از مجازی تفکیک بکنیم خلاصه بحث من دیگه خیلی ساده صحبت کردم که ببینیم چیه بعد تو نکته سوم.
- میفرماد فرقی بین معنای حقیقی و معنای مجازی نیست فهما علی حد سوواء فی ذالک هر دو مساوی است خب این کلامشونم باز ایراد داره مسلم لفظ اسد تو معنای حیوان مفترض مساوی نیست با لفظ اسد تو رجل شجاع چرا میگن مساویه مساوی نیست تو حیوانات مختلف متحده تو رجل شجا متحد نیست.
- گفتم تو رجل شجاع متحد نیست دوباره تکرار میکنم اینجاست که ممکنه بعضی نمیدونن بحث اصولی چیه لذا دو تا معنا کردن یکی اینکه آیا همه افراد شجاع یعنی اگه چند میلیون شجاع تو کره زمین هست اطلاعات نسبت به این چند میلیون میگیرید ۱۰ میلیون اگه این باشه خب اطلاعات هست اما منظور از اطلاعات این نیست منظور اینه که رجلشو مقابلش یه نوع دیگه.گفتم
- من مثال زدم گفتم اون نمله یا دیگ اینا رو گفتم یا کلب شجاع مثلاً آیا ما هیکل به شجاعی رو ببینیم میگیم این کلاسه اسدو توش استعمال میکنیم بگیم رای تو لذا اول معنا را واضح بگیم تا بعد کسی نخواد راه فرار برای خودش درست بکنه بگه منظور از اطلاعات اینه یا اونه نخیر یه منظور بیشتر نیست کلمه اسد دارم میگم اطلاعاتش تو حیوان مختلف هست.اما تو شجاع نمیگم رجل شجاع تو شجاع اطلاعات نداره
- مطلب چهارمی که آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه میفرماند صریحا میگن الاتراد و عدمهو اجنبیان عن الحقیقه والمجاز اصلاً کاری به حقیقت مجاز نداره اینه که گفتم وقتی ما مراد بحث اصولی رو بدانیم چیه اینطوری صحبت نمیکنیم بخوایم بگیم دور از معنای حقیقت و مجازه اتفاقاً.
- اینطور میگیم من فارسی زبانم فهمیدم که اسد تو دوتا معنای استعمال میشه استعمالم اعم از حقیقت و مجازه نمیدونم کدوم حقیقت و کدوم مجازه میرم تو یه کشور عربی چند سال اونجا میمونم میبینم که لفظ اسد رو تو حیوان مختلف تو تمام اقسامش مرتبطه استعمال میکنن اما به شجاع که میرسه اینا فقط تو رجلش استعمال میکنن اما تو حیوانات شجاع دیگه نمیگند.
- کشف عظیم میکنم که تو معنای اول حقیقته تو معنی دوم با قرینه مجازه خب بعد ایشون مشابه همین صحبت که ما کردیم و یه جور دیگه بیان میکنم میگن وقتی یه کسی اطلاع نداره از یه لغتی که ما مثال میزنم لغت عربی وقتی اطلاع نداره میره وارد کشور عربی میشه لفظی رو مرتب میگن یه معنایی ازش میفهمن.
- اما نمیداند آیا این معنا حقیقی اون کلمه است یا مجازی رعا انهم یطلقون و یریدون بال الفاظ تلک المعانی فی جمیع موارد وقتی که میبیند که اونها این لفظو میگن و اون معنا را اراده میکنند تو همه مواردش اسد له العلم به انها معانی حقیقیه میفهمه که اینا معانی حقی است چرا خودشون این بیان دارند میگن چون جواز استعمال.
- که میگیم اعم از حقیقت مجاز است وقتی میگیم جایز است استعمال بکنه معلول احد امرینه یکی از دو چیزه یا وضع است یا قرینه است بله دیگه نمیشه خارج از این دوتا باشه چرا میگیم میتونه استعمال کنه یا وضع یا قرینه هرجا قرینه نبود قطعاً اون یکیه و الان فرض ما هم همینه که الان بی قرینه لفظ اسد و در کل افراد دارن بیان میکند علامت حقیقت میشه خب این بیانشان.
- و ما هم ایرادی که گرفتیم گفتیم اول صحبت ما همون صحبت آخوند خراسانیه و صحبت محقق اصفهانی هم البته هست جلسه گذشته اسم ایشون رو نیاوردم اما محقق اصفهانی هم همینو دارند که بالاخره با اطلاعات ما میتونیم معنای حقیقی رو کشف بکنیم از معنای مجازی اما یه دوتا ایراد به کلام آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه دیگه داریم.
- غیر از ایرادهایی که به این چهار تا مطلبشون داشتیم یکی اینه که بین معنای سوم و اینکه گفتید القا بکنیم تمام مایحتمل تکون قرینه بینشان هست یعنی دو تا کلمه دو تا جمله از یک مجتهد ساده بشه تو معنای سوم چی فرمودند فرمودند فرقی بین معنای حقیقی مجازی نیست هر دو علی استعمال میشه تا اینجا میپذیریم
- بعد یه مرتبه ایشون میگن که القا بکن.تمام چا احتمال قرینه رو میدی بگو نیست قرینه تا این لفظ بیاد تو معنای حقیقی استعمال شده باشه اگه مساوی باشه
- چرا من بخوام القا بکنم یا اون مطلب بعدیشون که گفتن اطلاعات و عدم اطلاعات اجنبیان عن الحقیقه و المجاز اجنیست یعنی اصلاً هیچ ربطی نداره اما بعد یک عبارت ایشون دارند میگن اون تعریفی که من کردم تنها تعریفی است که باید برای اطلاعات.گفته بشه و کسی نگفته شده
- یعنی تعبیرشون اینه ان الاتراد بهذات تفسیر هو سبب الوحید لمعرفت الحقیقه غالباً ما با این تفسیری که گفتیم تنها این سبب یگانهای ایست برای اینکه شما معنای حقیقی رو بفهمی
- خب این کلامشون با اون کلام قبلشون اینا بینش تناقض هست مگر اینکه یه توجیه های ما اینجا بکنیم و بگیم منظورشون. اینه که اون تعریفی که دیگران کردند و دارن میگن ایراد داره تعریفی که من گفتم درسته
- آخرشم ما نفهمیدیم ترک خود ایشون گفتن این همون تعریف بزرگانه و چیز جدید من توضیحشو دادم که همون تعریفی که بزرگان گفتهاند همون تعریفی است که اینجا اومده لذا اشتباه نکنیم نگیم که اسد تو تمام میلیونها رجل شجاع اطلاعات دارد این اطلاعات نمیگن رجلشو بردارید بگید اسد تو شجاع.
- آیا تو تمام شجاع اطلاعات دارد یا نه خیلی ها اطلاعات ندارنده پس اگه یه جا دیدیم مثل رجل استعمال شد اسد توش میفهمیم مجازه اینا رو واضح باید بیان بکنیم
- تا یه وقت نگیم ما حالا داریم تعریف میکنیم نه یه ابهاماتی تو عبارتها البته هست ما اون عبارتها رو میخوایم اصلاحش بکنیم
- امیدوارم این بحث بیان واضحی شده باشه و گره ای از این اشکال بسته اصولی.امروز توانسته باشیم باز کرده باشیم و صلی الله علی محمد و.
- اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




