خارج اصول؛ کفایة الاصول  اشتراک_استعمال اللفظ في أكثر من معنى_جلسه۳ تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۲ مدت زمان: ۳۸ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

 https://hosein128.i - پایگاه شخصی

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ البسم الله الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

 

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

 اشتراک_استعمال اللفظ في أكثر من معنى_جلسه۳

تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۲

مدت زمان: ۳۸ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

 

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث اشتراک در مباحث گذشته دو تا نظریه افراطی و تفریطی داشتیم و این دو تا نظریه رو با مطالب اضافه‌تری امروز تکرار می‌کنیم شایدم واضح‌تر هم بشه مطالب گذشته اما وقتی این دو تا نظریه رو رد میکنیم نظریه مختار معلوم میشه که چرا ما.
  2. نظریه سوم را داریم انتخاب می‌کنیم چون نظر یک و ۲ عیب داره ای ایراد داره ایراداشم نظریه اول که افراطی بود می‌گفت واجب است استعمال مشترک دلیلشون چی بود که واجبه می‌گفت الفاظ محدود معانی نامحدود ما مثال زدیم مثلاً الفاظی که ما می‌تونیم باهاش.
  3. مثلاً حرف بزنیم کلام بگیم مثلاً ۱۰ میلیون ۱۰ میلیون لفظ داریم اما معانی نامحدود ۱۰۰ میلیون و یک میلیارد است برو بالا هرچی بگو بیشتر حد نداره این آقا با این پیش فرضی که برای خودش درست میکنه چی میگه میگه وقتی با ۱۰ میلیون میخوای بی نهایت معنا رو براش لفظ درست بکنه مجبوره از این ۱۰ میلیون.
  4. وضعش مشترک فلان لفظ به جای یه معنا میگه ده تا معنا داره صد تا معنا داره دایره اینطوری شد وسیع می‌کنیم میشه مشترک خب دیگه من توضیح خیلی ندم باید توضیح بدیم هنوز بخوام بیان بکنم مطالب دیگه هم می‌تونیم بگیم اما زیاد اهمیت نداره تو صحبت‌ها جواب رو دقت کنید ما سوال میکنیم میگیم شمایی که می‌گید معانی محدود است دو احتمال داره یه احتمالی اینه که نامحدود حقیقی.
  5. یا اینکه نامحدوده حقیقی نیست بلکه عرفی عرفاً میگن بی‌نهایت اما حقیقتاً محدوده خب اون آقا که گفت نامحدود است معانی ما نمی‌دونیم کدومشو ما هر دوشو جواب میدیم ولو اون اشتباه کرده درست توضیح نداده مرادش رو اما ما چون جوابمون فرق می‌کنه یکی یکی میریم جلو اولا فرض میکنیم که ما را ده گوینده این است که معانی حقیقتاً.
  6. بی‌نهایت حقیقتاً اولین ایرادی که بهش میگیریم نخیر اینطوری نیست یعنی اشکال  صغروی ما داریم اینجا معانی معثرت‌ها قبول داریم زیاده اما محدوده حتی آیه قرآن که میگه و ان تعدو نعمت الله لا تحسوها نمیگه نعمت های الهی بی نهایت میگه خارج از احساس شماست شما نمی‌تونید شمارش بکنید.
  7. چون میرسی به صد میلیون و یک میلادی دیگه نمی‌تونی تا آخر عمرتان که به شینی مارش کنی فوقش مثلاً ۱۰ میلیارد نعمت‌های الهی نمی‌تونه احضار بکنه نگو نعمت الهی بی‌نهایت خوب دقت کنید این جواب مطابق فرض کردیم که معانی بی‌نهایت حقیقیست اینو داریم جواب بی‌نهایت‌های بخوام زود بدون اینکه تجزیه و تحلیل بکنم فوری میگم کل جهان نامحدود کلش محدوده.خیلی بزرگ
  8. خب تو چیز محدود آیا نامحدود می‌تونه ایجاد بشه معانی همین یه مرتبه میگید تو این جهانی که کلش محدوده معانیش نامحدوده معلوم بشه این غلطه این آقایی که این حرفو زده فلسفه نخونده نمی‌دونه بی‌نهایت تعریفش چیه این اولین اشکال  ما که اشکال  صغریست اون میگه نامحدود است معانی ما میگیم محدود توضیح هم دادیم.
  9. اشکال  دومی که به این آقا می‌گیریم اینه که فرض کنید معانی نامحدود ما اینو یه کوتاه میایم حرف از معانی نامحدوده ما احتیاج نداریم که برای معانی نامحدود اسم وضع بکنیم احتیاج ما برای سخن گفتن با یکدیگر هست ما برای احتیاجمون ۵۰۰۰ تا کلمه که بدونیم دیگه قشنگ با هم حرف می‌زنیم این ۵۰۰۰ تا ما عادلش ۵۰۰۰ تا معنا بگید ۶۰۰۰ تا ۵ هزار تا هزار تاش مشترک ۶۰۰۰ همینه ما.
  10. هیچ گیر نیفتادیم یه جایی به بن بست برخورد کنیم بگیم اینجا چیکار کنیم اگه فرض کنید امروز تو کارخانه یه چیز جدیدی ساخته شد خب اسم روش میزارم اما اینو نگید نامحدوده قطعاً محدوده اینم جواب دوم ما که بحث میاد تو بخش استعمال و تو بحث استعمال ما نیاز به یک چهار پنج هزارتایی محدود داریم برای استعمال اون تو ۵ هزار تا لازم نیست واجب نیست.لفظ مشترک داشته باشیم
  11. یه آقا می‌گفت واجبه باید مشترک درست بکنه خوب این نظریه اول که اینطوری رد شد نظریه دوم ممکنه اسم اون آقا بگه منظورم از نامحدود نامحدود عرفیست چون معانی نامحدود است اما نام دو عرفی ولی مثلا صد هزار تا یه میلیون و اسمشو گذاشته اشتباه گفته اما تو عرف اینطوریه او چقدر زیاده.
  12. خیلی زیاد اگر منظور اینه ما باز دو تا جواب براش میدیم آقا میگه معانی نامحدود است اما با این توضیح محدود زیاد الفاظ قشنگ بگیر تو باید ببینیم جواب که می‌خوایم بدیم چیه محدودشو زیاده جوابی که ما میدیم الفا کذالک الفا محدودش زیاد.
  13. مشترک بین دو تا معنا بکنم نه برای اون معنای دوم لفظ جدید وضع می‌کند هیچ مشکلی پیدا نمیشه جواب دومی که میدیم اینه اصلا ما قائلیم که الفاظ کثرتش از معانی بیشتره توضیحشم جلسه‌های قبل دادیم که چرا الفاظ عددش بیشتره مثلا دو تا کلمه که حروفش مثل همه یه جا یه جا یه حروف می‌کنید کلمه عوض میشه.مدح حمد علم عمل دو تا کلمه حروفشم یکسانه یه جابجایی مکانیک الفاظ اینطوریه اما معانی اینطوری نیست که یخچال من یه گوششو چیز می‌کنم یه دستگاه دیگه میشه نخیر یخچال خودرو رو بیام یه گوشه شاید یه تایرشو وا کنم یه چیز دیگه شد هواپیما شد نیست اینطوری توانی که نیستید اینطوری اما تو الفاظ هنر الفاظ اینه حتی گاهی حروف یکسان هم هست.ترتیب
  14. اما اعراب جابجا می‌کنیم یه چیز دیگه میشه معانی فرق می‌کنه حالا بگید نامحدوده عرفی نامحدود حقیقی نگید حالا ما تو مقایسه این قشنگ‌تره که این دقیق داریم حرف میزنیم میگیم الفاظ نسبت به معانی مقایسه کنید آیه معانی بیشتره مدعی میگه معانی بیشتره.
  15. مثلاً ۵۰ میلیون معنا داریم اما الفاظ ۴۰ میلیونه یه ده تا کلمه ۱۰ میلیون کم داریم چیکار کنیم ۴۰ میلیون چیکار کن مشترک بکن جوابش همینه که داریم میگیم نه اتفاقاً الفاظ یک میلیارد معانی ۵۰ میلیون یه بار خدمتتون اینطوری گفتم گفتم الان تو دنیا چند تا زبان داریم بیش از هزار تا زبان مردم دنیا دارن حرف میزنن فقط می‌شه ۱۰۰ تا زبان ما داریم زبان های مختلف.
  16. همین همین یه جواب کافی است که وقتی تو ایران ۱۰۰ تا زبان هست یعنی چه یعنی برای یه کاغذا ۱۰۰ تا اسم درست کردن معنا یکی کاغذی اینجا میرید یه اسم گذاشته تعداد الفاظ خیلی بیشتر از معانی یکی ما داریم می‌بینیم این را جواب ما رو کسی بیاد بگه وقتی دقت بکنید دیگه از این حرفا خارج میشیم و این آقا گفت واجب است ما تو الفاظ مشترک داشته باشیم.
  17. مثل ایشون تو عربی فقط مونده خیال می‌کنه همه الفاظ عربی بیا تو فارسی او چقدر لفظ فارسی برو اونور ترک برو اونو لره برو انگلیسی اون طرف چیه الفاظ تازه میلیون‌ها نث الان داره گفته میشه میلیون ها لفظ جدیدم قابل وضع.
  18. شما بشینید از حالا تا فردا چند هزار تا کلمه جدید که هیچکس صالح استعمال نکرده که ما اصطلاحا میگیم مهمل از حالا تا فردا چند هزار تا کلمه مهمل درست کنیم حروف الفبا جلوتون ترکیب بکنید اولیشو با سومی سومی با پنجمی پنجمی ششم ترکیب بکنید بعد اینا رو جابجا بکنید حروفشو بعد اعرابش  بالا پایین بکنه خود شما الان هر کدامتون میتونید جدا جدا فردا یکی ۱۰ هزار تا کلمه.وضع جدید بکن یه چیز واضحیست خیلی نباید معطلیم بشه
  19. نظریه بعدی مقابل این نظریه است نظریه ساده کفایی است که گفتن محاله خوب دقت کنید ایشون تو بحث وجود مشترک اینو نگفتندا مشترک داریم اما رسیدن به استعمال تو استعمال که رسید گفتن ما حالش که گوینده لفظ که میده تو دو تا معنای استعمال بکنه اینم نظر اما پذیرفتن که الفاظی مثل عین.متعدد معنادار وصل شده بعد رسیدن به اینکه گوینده وقتی میگه رعیته عیناً این عین یه بار گفته شد آیا میشه دو تا معنا سه تا معنا
  20. گفتن محاله دلیل محال بودنشون چی بود دلیل که گفتیما یه بار دیگه میگم تا ردشو بگیم و بریم سریع نظریه سوم ایشون فرمودن چون کلمه لفظا علامت است برای معنا وقتی علامته یعنی این لفظ علامت بود برای معنا بگو معنای اول.

با صراحت بگو خب وقتی علامت شد برای معنای اول دیگه محالش که بگید همین لفظ علامتش حالا معنای دوم نمیشه باز بیان دیگر ایشون به جای علامت گفتن وجه هست همونطور که من قیافه شما رو که می‌بینم وجهش برای خود شما دیگه وجه نیست برای دو انسان که هر وجه برای یه انسان تو بحث لفظ هم همینه میگن لفظ وجه برای معنا.

  1. وقتی این وجهشو به کار برد اومد تو معنا دیگه نمی‌شه بعد بگه یه معنای دیگه هم داره همون لفظ نمیشه عبارت سوم آخوند فانی بودن بود کم کم گفتن لفظا وقتی گفته شد فانیه در معناست وقتی فانی شد دیگه لفظ بار دوم وجود خارجی نداره داد که بگیم بره تو معنای دوم لفظ یکی بود رفت تو معنا شد خب ما تا اینجا اینا رو گفته بودیم اما جواب رو حالا با دقت وارد می‌شه.
  2. اولین بحث فناست که ممکنه بعضیا دلشونو خوش کنند آره راست میگه دیگه لفظ وقتی گفته شد فانی میشه تو معنا جواب اینه که نه فانی نمیشه اولاً لفظ خیلی وقتا مکتوب است کتاب نوشته نوشته رعیته عیناً تو کتاب نوشت این عین فانی شد با معنای اول دارم میگم لفظ معنای مکتوب جلو چشم اون شعر ماه رم رمضان.
  3. چند تا کتابته یکی دوتا نیست یکی اما وقتی معنای اول ازش اراده می‌کنید این کتاب فانی نمی‌شه کتاب جلوتونه بعد میگید معنای دومم داره معنای سومم داره اتفاقاً خیلی هم لذت می‌برن شدن معنیش این نبود ما این را میگیم ناقصه شما زود.وقتی بحث تمام شد ببینید چیه فعلاً کتابتو گفتم
  4. بحث دوم وجود ذهن نیست کار بکنید لفظ من گفتم عین این عین وجود ذهنی شما وجود ذهنی من که از بین نرفته که تو حافظتونه حالا میگید این وجود ذهنی یه بار میره تو من اول دوم فانی که نشده که تو ذهنتون هست حافظ از دست ندادید که بگید فراموشی پیدا کردم یه بار شنیدم و تموم شد.
  5. اگر نظرات علم جدیدو بخواید که آخوند اون زمانی را نداشتن قاعدتاً علم جدید میگه اصلا لفظ وقتی گفته میشه تو فضا هم موجوده یعنی همین صحبت که من دارم می‌کنم رو این الفاظ و بعد دیگه گیرنده بیاد چیکار می‌کنه میاد کل این صحبتا مال از اول تا آخر تکرار میگه اصلا تو فضا موجوده این حرفاست اونم من زیاد چیز نیستم مطرح نمیکنم چون محسوس نیست برای اما آنچه که می‌گویم وجود کتبی و وجود ذهنی به خصوص.
  6. بیشتر و عنایت دارد قطعاً لفظی که گفته شد به شکل مشترک مثل عین می‌تونه دو تا معنا ازش اراده بشه فانی هم نمی‌شه یا میگه تو کتاب جلو اما همیشه کتابت نیست اما ذهنیش چرا دیگه ذهنشم میشه دیگه من با شما دارم حرف میزنم میگم رایت عینا رفت تو حافظه شما بعد شما دو تا معنا میزاری مشکلش چیه کم کم می‌ریم جواب رو ببریم جلوتر.
  7. گفتن وجه میدانی میگم اتفاقاً وجهم اگه بگید جناب آخوند کلامتون رد می‌شدم چون وصل میشد مراعات مرآتو اومدن چطوری منو میکنن میگن یه مرآتو تصور بکنید که یه صورتی کل این صفحه مراتو گرفته این طبق نظر آخوند این میشه و چون این صورت کل صفحه مرآت گرفته دیگه صورت دوم نمیاد توانایی یه صورت رو داره برید کنار این صورته بله این معراج صورت دوم رو نشون میده.
  8. دوم بگو اگه دال دوم معنای دوم اما دال اول عین اول بخواد تو آن دو تا معنا را مقابلش نشون بده میگم اتفاق ندیدید که گاهی وقتا دوتا جلو هم من دیدم ندیدید همین امروز کار انجام بدید دو تا اینا روز جلو هم شما وایستید وسطش.
  9. وقتی نگاه می‌کنید صدها صورت تو هر کدوم از این آینه‌ها شما می‌بینید اگه می‌خواید بگید آینه مراعات است برای صورت می‌تونه صدها صورتو نشون بده کلمه عین هم همینطور واضح اومده مثلاً ۳۰ تا معنا براش گفته چه اشکال  داره یه بار که من میگم رای تو عیناً شما تو حافظتون دو تا ۳ تا ۱۰ تا شد تو ذهنتون حاضر کنید.
  10. و زرنگی انسان‌های فصیح و بلیغم اصلاً تو همینه آدمای فصی که دارن حرف می‌زنن گاهی یک کلمه رو میگن دارای دو معنا سه معنا و افرادی که می‌شنون خیلی لذت می‌برند این ماده تاریخ‌ها رو نمی‌دونم شما ملاحظه کردید رو قبر را گاهی نوشته که آقا در چه تاریخی فوت شده ماده تاریک شدن مثلاً بعضیا اینطوری نوشته که میگه فلانی سرشو از جمع بیرون کرد و این ما دو تاریخ گفت.
  11. حالا این دوتا معنا داره یه معناش همینه سرشو بیرون کرد یعنی یه فکری کرد جمع متحیر بودن چه بگویند برای ماده تاریخ من شاعر اومدم خودمو استثنا کردم و اینو گفت اما بعد وقتی بهش گفتم یعنی چه حالا سرتو بیرون کردی از کجا بیرون گفت منظورم اینه که اون کلمه ماده تاریخ اون حرف اولشو کم کن سر و بیرون کردن یعنی سر ماده تاریخ میره تازه من میگم عجب زرنگی شما میگید خب من دیدم که.
  12. کل این جمله مثلاً ۵ سال اضافه‌تر از سال فوت من می‌خواستم ۵ سالشو کم بکنم نگاه کردم تو حروف ابجد ببینم مثلاً عدد ۵ چیه مثلاً واوه واو به حروف ابجد ۵ میگم چیکار میگم بابا بیرون کردم حالا یه چیز دیگه میگه که یه پنج تا کم کنه اما اونایی که این ذوقش یا ندارن خیال میکنن بله بیرون شده ظاهری هم داره.در هر صورت می‌شود خیلی هم زیباست این گونه صحبت کردن‌ها که در مرعات واحد گاهی ما می‌بینیم در مقابلش صورت‌های متعددی وجود دارد در توضیح این کلامی بگم قابلیت این رو داره که توی صورت باشه.
  13. گفتم شما برید حالا تو جاهایی که دوتا آینه جلو همش دوتا آینه باشه تو یکیش چند تا صورت عددش خیلی بالاست یعنی اون اینو نشون داده این اونو نشون میده همینطور بعد صورت بعدش تو هر کدامش قابل ریز میشه هر کدام یعنی اون صورت دومیه رو داره نشون میده سومی هم نشون میده منتها فاصله عقب تر کوچکتر میشه حالا بحث تو بحث لفظه.
  14. بخش لفظ اینطوریه چون آخوند گفتن مراد ما هم جواب دادیم اینه قابلیت این رو داره حالا تو لفظ آیا قابلیت دارد که کلمه باید دو تا معنا سه تا میگم لفظ آلت افهام است درسته حالت افهام دیگه شما میدونید یعنی چی توضیح یعنی منظور به لا منظور فیه فرق است بین گوینده و شنونده.
  15. شنونده منظورم فیه اما گوینده منظورم به چه اشکال  داره که با یه پیچ گوشتی شما دو تا کار بکنی سه تا کار منظورم به یعنی داره گوینده لحاظ می‌کند به واسطه این لفظ دو تا معنا را باحال بودنش کجاست اتفاقا واقعا میشه هیچ نیست ما این جواب که بریم وقت میرسیم به نظر خودمون که پس نه اون نظریه درسته نه این نظریه دو.
  16. فقط یه نکته‌ای رو من اینجا اضافه بکنم تو نظریه خودمون که یه بحثی داریم راجع به خدای متعال تو علم کلام اینو من اینجا استفاده می‌کنم ازش می‌گم چون گفتیم لفظ منظورم به هست ناظرش متکلمه متکلمان نظر می‌کند به واسطه لفظ خب نظر میکنه به چی به دو تا معنا میگم تو حافظه او نمی‌تونه تو آن واحد به دو تا ملاحظه بکنه.

 

  1. جواب چیه جوابش اینه که ما اون حرف اولتو قبول داریم که به ذات هر لفظی خودشون اما اینکه میگه لفظ تا به دو تا معنا نداره ایراد داره ایرادش که اعتبارا تولید معنا می‌کنه وقتی دست معتبره معتبر چیکار میکنه معتبر میگید من برای عین چند تا معنا گذاشتم نه یه معنا چند تا معنی بعد تو هنگام استعمال یا آقای میاد چیکار میکنه استفاده میکنه استفاده میکنم و آ.میگم جعفری دیدم که بر جعفر سوار جعفری می‌خورد و از جعفر حالا این چاه با جعفر گفتش اما بالاخره اونجایی که ما تو تاریخ خیلی هست برید نگاه بکنید خیلی دیدم که ماده تاریخ می‌ذاره بعد میگه سرشو بیرون کرد این سرشو اون جمله چیه که خب این دو تا معنا داره یا همین ماه رمضان خیلی زیباست که ماه رمضان با ماده تاریخ درستش کرده.
  2. دیگه ۲۷ اضافه شد چه اشکال  داره که این لفظ تا به دو معنا داشته باشه خیلیا اینو استفاده می‌کنند دیگه من چون امر اعتباریست هیچ اشکال  نداره تشبیه به تکوینیاتش نکنید تو تکوینیات مثلا خوردنی‌ها یه وعده غذا خوردن از بین رفت به قول امروزیا پیتزا شد پیتزا نبودا وقتی می‌خوری پیتزا می‌شه همش پیچ میشه میخوره.
  3. غذاهای ما پیت می‌زاید پیتزاست همش نه یه رقم دو رقم اون چیزی که پیت نمی‌شود فقط تو بهشته تو بهشت پیتزا نداره اونجا همش اترس و بوی اترو حالا سوال اینه تو تکوینیات وقتی من غذا رو خوردم دیگه هیچی دیگه از جلو چشمم دیگه نیست اینطور نیستا حافظه من و شماست لفظو گفتم میگم دو تا معنا جلوش بزار چرا یه معنا می‌ذاری یه معنای گذاشت یه من دیگه هم میزاری.
  4. افراد لذتم می‌برن پس به اعتقاد ما استعمال دفتر اکثر روز معنا جایزه بله متعارف نیست متعارف تو عرف نیست اینو ما می‌فهمیم و همین متعارف نبودنش باعث تعجب میشه اون وقت که میگه ماه رمضان تعجب می‌کنن لذت هم می‌برن نمیگن مخالف منتها پس اینه که لفظ یه معنا داره اما غیر متعارفش همینه که گاهی لفظو میارن تو دو تا معنا.صلی الله علی محمد. 40 -

4الْال-الحمد لله رَبِّ الْعالَمين‏«اللَّهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید