://hosein128.ir-پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
الثالث عشر_في المشتق_جريان النزاع في اسم الزمان
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: یکشنبه ۱۴۰۵/۰۷/5
مدت زمان: ۲۸ دقیقه
@doroos_ayatollahmahdavi
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در بحث مشتق گفتیم یک ذاتی داریم و یک مبدا ذات مبدا اینها مندک در یکدیگه میشه تو هم میخوره و میشه مثلاً ضارب من دیگه رو ضارب میرن جلو تا ببینیم ضارب با یه شخص توشه یعنی شخصی که زنده است.و سوال اینه که اگر کسی الان ضارب است قطعاً ما میتونیم نسبت ضرب بهش بدیم انت ضاربا اینجا سوال نداره این قطعیه شک تو اونجاست که در گذشته آنما مطلبس به مبدا شده و الان منقضی شده الان مشغول به مبدا نیست دیروز زده.آیا من میتونم حالا بهش نسبت بدم بگم انتظار ما معتقدیم که سلب امکان دارد و سلب میدونید علامت مجازه یکی از علامتهای مجاز همین بود یعنی چه علامت و مجاز دور جمله رو کاملش میکنیم مجاز است یعنی اگر نسبت دادید الان به او گفتید انت ضارب الان این مجازه دلیل مجاز چیه اینه که میتونی سلبش کنی.
- حقیقتم هست و کذبم نیست بلکه به عکس اگه بگی انت ضاربا الان میکند این کذبه باید یه توجیهی بکنی این صحبت ما دیگه نظرمونم مشخص شد چیه منتها فراز و نشیب خیلی داره یکیشو انشالله امروز عرض میکنیم اون نکتهای که امروز میخوایم بگیم همینه که تو بحث ضارب و قاتل ما میبینیم تفاوت هست تو قاتل.شخص دو سال سه سال پیش قتل انجام داده الان میبرندش دادگاه قاتل کیه نشونش اینه قاضی سوال میکنه دیگه در حالی که قتل ۲ سال پیش واقع شده الان داریم نسبت بهش میدیم قاتل اینه اما هوضارب نمیتونیم بگیم اگه دو سال پیش همین آقا کتک زده بود حالا که نمیگه الان میگه فرق اینا چیه ما فرقشو یه چیز میگیم این تو اصول ندیدم کسی رو بگه ممکنه حالا تو اصول جدید.من اطلاع ندارم
- ممکنه یک وقت تو قم بالاخره میدونید این همه درد سرت گفته میشه الحمدلله شناور بحث با شدت داره مطالب میره جلو ما معتقدیم که فرق قاتل و ضارب یه تفاوتی تو این هست تفاوت اینه در قاتل وقتی قتل انجام داده یک اثری برای قاتل مترتب است به نام قصاص اون اثر بعد از دو سال هنوز انجام نگرفته قصاص نکردن.پس اگه الان میگیم قاتل این آقاست به اعتبار اثرشه نمیخوایم بگیم الان قتل انجام داد الان که انجام نداده دو سال پیش بود چرا نسبت قتلو بهش میدیم به اعتبار اثرش میگه هنوز اثر واقع نشده دنبال قصاص میگردن میخوام ثابت بکنن خب مجبورن بگن قاتل این آقاست نه اون قرق این یکی اینه چون بعد میخوان اثرشو بار بکنن نشانه اینه که بعد که اعدامش کردن دیگه نمیگن قاتل کیه تمام شد.
- نه کسی پیگیری میکنه نه قاضی میخواد حکم بکنه نه کسی دادگاه دیگه میره تمام شد پس این کلمه دو سالم که گفتم من گفتم دو ساله شما هزار تا مثال یه روز دو سال و دو روز سه سال ۵ سال ۱۰ سال هرچی میخواید بگید مثال خیلی داره تا وقتی که معیارش اینه اثر محقق نشده اون اثری که باید قصاص بشه این هنوز نشده وقتی نشده ما پیگیر اثریم.به خاطر پیگیر اثر داریم میگیم بنابراین نگید بعد دو سال دیگه نمیشه بهش قاتل گفت چرا اگه کسی ۵ سالم هست هنوز قصاص نشده بعد که دستگیرش میکنن میبنده دادگاه قاتل کیه حداقل متهم حالا ۵ سال گذشته پس دقت بکنیم مبدا یه جا قتل است یه جا ضرب است اینا با هم فرق میکنه فرقش تو همینه که تو قتل پیگیره اثریم تو ضرب نه یه کتک کاری شده حتی دیروز نه پنج سال پیش.
- دیروز واقع شده امروز سلبش میکنیم صدق ضربش نمیاد این حرف اینه که اگه ما تو ضرب هم مثل قتل دنبال دیه بودیم از این حرفا که اینجا جواب ما رو نمیتونن بدن فرض کنید ضربه زده که جاش سیاه شده و الان باید چند تا سکه طلا رفته نظام پزشکی و خلاصه.
- حکم گرفته اونم نوشته حالا میره دادگاه قطع نیستا ضربه اما چون پیگیر اثره چیه اونجام ضاربش صدق میکنه مثل قاتل میمونه یعنی اونجا هم باز میرن شکایت میکنن میگن آقا زده و الان مدیونش ۱۰ تا سکه باید بده کی زدش ۵ سال پیش کسی هم نکشته ضارب است ضارب هم همینطور باز مثال دیگه میزنم برید یکی که مثال.
- فرق گذاشت اونجا که ضارب کسی نمیخواد دیگه بگیره اونجا زار و قاتل با هم فرق کرد دیروز که زار بود امروز میتونیم دیگه بگیم زارت نیست اما اونجایی که ضاربو میخوایم دیگه ازش بگیریم چرا دیروز امروز بازم نسبت میدیم قاتلم همینطوره حالا مثال دیگه میزنیم سارق یعنی یه کسی طلا جواهرات دزدیده رفته کی ساق است سال گذشته.هنوزم ما نگرفتیم حکمشان هنوز طلاها رو ازش نگرفتیم وقتی دستگیرش میکنند و میخوان حکم صادر کنن میگن سارق کیه حالا کسی اصول نخونده باشه یا سواد نداشته باشه میگه صادق ما نداریم دیگه این آقا پارسال دزدیده دستشم همچین میکند که بگه الان سارق نیست برای چی میخواید ازش طلا بگیرید نخیر اینجا از اونجاست که سارق مبدا سرقت و سرقت از اموریست که قابل پیگیریست اثرشو میخوان.
- چون اثرشو میخوام به اعتبار اثرش هنوز میگیم خب از سارق حقیقتاً وقتی طلا رو گرفتیم و دیگه از سرقت در اومد و تموم شد دیگه بره دنبال کارش حالا بگو مجاز یه سارق بود اما تا طلا رو ازش نگرفتیم میگیم سارق هست این فرق اینا اینه صاحب فصول اینا رو نگفتن اینا که میگیم جدید بود گفتن یه مبدا های داریم که شان است صنعت است ملکه است اینا رو.هفته گذشته گفتیم مثالش چی بود انسان حیوان ناطق ناطق میگه شأنیت نطق داره پس اگه دیروز حرف میزد امروز سکوت میکنه بازم ما میگیم هو ناطق حقیقتاً هم میگیم یک شأنیت دو گفت یه سری شقاتی داریم که اینها صنعت مثل میگه یعنی کسی که شغلش دیروز نونبا این انجام میداد.
- امروز اهم انقضای مبدا تو اینا صدق نمیکنه نه ناطق نه خواص لذا میگید امروز حقیقتاً اینم مثال دومش بود مثال سومش ملکه بود ملکه عدالت اگه کسی دیروز عادل بود چون واجباتشو دیدیم انجام داد محرمات کرد امروز نه واجب انجام داده اصلا خوابیده.عمل که نیست که مال روحیه مثل راننده دیروز رانندگی میکرد امروز نمیکنه رانندگی اما رانندگی مال عمل که نیست که مال روحیه میگیم این آقا راننده است سه تا مثال زدن ما مثال خیلی داشتیم برای عدالت ما مثال مجتهد هم گفتیم که قوه اجتهاد رو داره ولو امروز هیچی استنباط نمیکنه ما بازم میگیم هو مجتهد.
- صاحب فصول گفتن یه سری مشتقاتی داریم که اعم از گذشته و حال اصلا همه زمانها رو میگیره و توش نزاع نمیآید تو کدوم نظام میاد تو ضارب نظام میاد که دیروز زده امروز دیگه نمیزنه حالا اینو ببین حقیقت جواب سوال فصول چی دادی گفتیم شما تو همون مثالهایی هم که زدی انقضای مبدا تو صدق میکنه منتها این قضا چی به حساب خودشه اگه ضرب میگی ضرب انقضای مبداش به چیه به اینه که دیگه دست نزنه. دیروز میزدم رو کتک نمیزنه میگم مرد در منقضی شد اما خط باز انقضای مبداش به چیه بینی که شغلشو عوض کنه و الا تو شغلش نونواییه ما میگیم خواص اگه شغلشو عوض کرد پارچه فروش شد حالا بگو بگو این آقا خط باز است حقیقتش میاد یا مثلا عدالت همه عدالت که ایشون گفت ملکه اگه قبلاً عادل بود الان فسق ازش در اومد الان فهمیدیم فاسقه بعد از که فهمیدیم فاسقه حالا به اعتباری گذشته آیا میتونی بگی عادله یا نه.یه اشتباهی شده است برای آقایون که فکر کردن مبداها همه مثل هم است نخیر ما اینطور میگیم بعضی مبداها چی بگم منوط به زمانه بعضی مبدا نخیر فوق زمانه مثل ملکه شأنیت اینا اینا فوق زمانه بازم همونم میشه من مثال مفتاح هم زدم براتون مفتاحی که تو جیبتونه.
- وقتی مشغول به مبدا است که میکنم تو سیاره میتابونم اون وقت داره چیکار میکنه داره کار ازش میاد اما الان که نشستم اینجا الان مقدار تو جیبمه آیا انقضای مبدا ازش میکنه یعنی دیگه صاحب فصول باشه میگن خب مرحبا به ناصر نا خب یاوری پیدا کرده این داره حرف منو تایید میکنه.
- چون مفتاح ولو تو جیب منه بازم با اینکه مشغول به باز کردن و نمیدونم روشن کردن خودرو و اینم نیست ما جواب دادیم گفتیم مفتاح هم انقضای مبدا داره نه انقضاش بینش که تو جیب من باشه انقضاش اینه که دنده شو بشکنید وقتی شکستید یه مقدار افطار کجش کردید حالا بگید بگید دیگه این الان قبلا میشد با باز کنیم الان که نمیشه آیا میتونه گذشته خب اختلاف دیگه هم.شأنیت هستند و نه اینکه اون فردشون به اعتبار اثر باشه اما اینا رو میبینیم که انقضا مبلغ ندارند مثل مواردی از اسم مفعول مثلاً مقتول انقضاش به چیه الان این بخش دیگه تقریباً تمام شد ما فهمیدیم یه جاهایی هم به اعتبار اثر رفتیم جلو اینکه تو اصول نیومده بود این بود امروز اینو فهمیدیم که باید اینو اضافه کنیم بفرماشات صاحب فصول صحبت داریم.اعتبار گذشته گفتیم اینا رو برای خودتون دیگه درستش کنید ..
- آیا قاتل امیرالمومنین علیه السلام الان قاتله یعنی الان نسبت میدید تا الان میگه من شک دارم اما اگه یقینشو میخواید بگید میگید قاتل است در تاریخ فلان این درسته اینجا نسبت شما با زمان وقوع منطبق است بهش میگن زمان انتصاب یا ضرب با زمان جنگ اصطلاحاتیست که حالا درس های بعدی بهش میرسیم.وجود ما کلیشو توضیح دادیم بقیهشو دیگه برید بیرون بشینید بحث بکنید من بخوام وقت اینجا رو بگیرم باید دوباره تکرار کنم که اونجایی که اسد رو کسی دنبال نمیکنه اکثر مواقع اکثر این کم کاری که داره میشه کسی دنبال نمیکنه یکی میزنه و میرید.تمام اینا بعد از اینکه زمان گذشت دیگه صدق زردن مجاز نیست حقیقتاً دیگه نیست حقیقتا میگه اینو دقت کنید به اینجا که میرسه هیچکی نمیگه حقیقت بود که نباید بذاره چرا میگه لی حالشو داره نگاه میکنه نشسته نیست به اعتبار گذشته نیست که. میگی جانی زیدون فیالامس خوبه و هو ضربت فی الامس در همون حینی که اومد این حقیقت مجازه حقیقت چون هر دوش همسه دیگه میگم دیروز پیش من اومد اما نمیگم الان غلامشو زد میگم جاء زیدون الآن وقد ضربه غلامه فی هذا زمان یا حتی میگم قبلش زده بود اون وقت که اومد پیش من قبلش زده بودم که اشکال نداره که اشکال تو الانه.
- من میخوام حالا نسبت بدم حالا نمیتونم نسبت بدم الان میگم اما تو قاتل نمیتون قاتل تا کی تا وقتی که قصاص نشده است وقتی قصاص شد دیگه موضوع منتفی شد اصلا دیگه کسی نمیاد قاتل یا نیست میگه برای چی نسبت قتل به این میدی دیگه تموم شد دیگه حالا رفته زیر خاک بازم قاتله به اعتبار گذشته چرا اینا پس مخلوطش نکنه گاهی به اعتبار گذشته میگید چرا این در گذشته بابای منو کشت خیلی خب.
کشته این نسبت فعلیش تا تو دادگاه میرید هنوزم نسبت میدید میگه قاتل فعلی اینه تا قصاص بشه لذا گفتیم ضربم همینه بحث بعدی ما اینه که این این همه حرف داریم میزنیم نسبت مبدا رو به یه ذات میدیم
- آیا لغویست یا عقلیه خیلی بحث مهمیه بحث عقلی است یا لغوی اگه گفتیم دو لغوی یعنی چه معناش اینه که برو تو لغت ببین واضح که ضارب وضع کرد اون.حین وزن آیا وضع کرد برای حین وقوع زرد که زمان فعلی است یا واضح گفت اعم است از گذشته و حال چی چی گفته لغوی اگه گفتیم بحث عقلیه بحث دیگه کاری به لغت نداره خب عقلیه یعنی چه اینا حالا من توضیح میدم خودتون دیگه جوابشو میفهمید که عقلی است یا لغویه بحث عقلی میشه بحث هویت میگیم این این است وقتی میگم این این است.
- با دو چیز باشد که یه وجه اشتراک داره دو چیز باید باشه چون اگه یه چیز باشد که خودش خودشه که این این است مثلا میگه زیدان زار اینا دو تا چیز باید باشه میخواد بعد از که دوعیتو گفتید بلافاصله عکسشو میگیرید میگید یه وجه اشتراک میخواد بچه اشتراک برای چی برای اینکه حمل کنه دیگه این این است نمیگه نیست که وقتی میگید اشتراک میخواد دلیلش اینه که مثلا نمیتونید کفش مثلا فرش است.
- دوتا چیزه اما قابل حمل نیست چون وجه اشتراک در هر حملی یه وجه اشتراک میخواد زید الظالبان دوعیتش که مشخصه بچه شراکت چیه تو ضارب یه هو هست که میخوره خلاصه اینه حالا که برداشتید میتونید بگید زیدان ضربان نمیتونید بگید این فرقش همینه.
- تو زید و ضربان وجه اشتراک بین زید و زرد نیست یکی ذاته یکی مبدائه اما زیدون ضربا میتونید هم بکنید چون تو ضربان فرقش همینه یا زیدون زاربان باز اونم میتونید بگید یا عکسش بگید بگید ضرب زیدان اونم میشه بگید بالاخره ضربت با زید یه وجه اشتراک داره باعث حمل میشه خب وقتی که اینطور شد این نکات نکات عقلی اینا که لغوی که نیست که عقل ما میگه اگه خواستید بگید این این است باید یه وجه اشتراک داشته باشه.
- حالا بیام تو بخش مشتق ضارعی که دیروز زدش الان امروز که نمیزنه آیا بین ذات و مبدا یعنی زید و زدن آیا هنوز وجه اشتراک هست یا نه نگاه میکنیم نه نیست فعلا آقا نمیزنه نشسته وقتی نیست پس نمیتونه حمل بکنه ما برای چی داری اگر گفتی گذشته بگه درستش کن بگو ضاربان.
- امسه گفتی من دیگه ایراد بهت نمیگیرم اما اگه گفتی زاربان الان تا میگم کو میگه دیروز زده میگم خب تو داری الان میگی الان دروغه داری میگی خب علت اینکه الان نمیتونیم هم بکنیم چیه اینه که بچه اشتراک نیست دیروز میتونستیم هم بکنیم چون وجه اشتراک بود دیروز زید بود زدن هم بود دیروز هم خب حالا بحث عقل شد یا لفظی شد دیگه ما با این توضیح که دادیم میفهمیم که بحث عقلیه.
- کاری به لغت نداره واضح ببینیم وصی وصل کرده برای گذشته باحال کرده یا نخیر مختص به حال گذشته رو براش نگذاشته اصلاً کاری به واضح نداره با توجه به این بحثا حالا برید تهذیب اصول حضرت امام ببینید بحث لغویه ما نمیتونیم بپذیریم دیگه خیلی واضح شد ایراد کلام ایشان که نه بحث بحث لغوی نیست عرض شود که.
- یه دلیل من پیدا کردم دورهای از بخشایش که باید تو اصول جدید این بحثو بکنیم دلیل اینکه بحث عقلیه یه دلیلش همون بود که گفتیم گفتیم عقل است که اگه یه وجه اشتراکی بین موضوع محمول بیابد اجازه حمل میده میگه وجه اشتراک نبیند عقل اجازه نمیده میگه نخیر حملش نکن مثل ضرب الضرب و ضرب ضربان عقل اجازه نمیده کاری به لغت نداره که ببینیم برای چی وضع شده که عقل میگه زید ضربان نمیشه زید و ضاربان میشود.
- با زید مشترک حالا که این بحثا رو فهمیدیم یه نکته دیگه هم میخوام بگم اگه بحث بخواد لغوی باشه آنچه که حضرت امام گفتن باید تو لغت عربی فرق بکنه با لغت فارسی فرق میکنن دیگه باید ببینیم تو فارسی چی گفته تو عربی چی گفته تو انگلیسی چی گفته در حال که این بحثی که الان کردیم تو لغات فرقی نمیکنه چی.
- اشتراک نه اختلاف اشتراک میخواید بگیرید اشتراک من گفتم بیاد جلو تفاوتم نگفتم گفتم باید بین موضوع محمول یه وجه اشتراکی بیابید دارم مثال میزنم زیدان ضاربان چرا ضاربان حمل میکنه یعنی میگه این این است این این است و شش میخواد چی چیش این اینه میگه هوش.
- زیدشو تو موضوع و محمول یکیه منتها تو محمول یه چیز اضافه هم داره یه مبدا دارد اضافه اشکال نداره این مبدا شما دیگه یواشکی داری حمل میکنی دیگه تخت چتر زید حملش میکنی به زید اما شما هووشو بردار ضاربو بگو به جای ضارب بگو ضرب ، صرب یهو توش نیست به معنای حالا ببین میتونی بگی زید ضربان نمیتونه بگه چرا نمیتونیم بگه آخه بین زید و ضربا هیچ وجه اشتراکی نیست زید یه ذاته ذات خارجیه.
- ضرب ذات خارجی من خوردنم من دیدنم یعنی دیدن یه عمله من یه ذاتم که نداره اینا رو خب تکرار بکنید تا ببینید چیه الان عرض من اینه که اگه بحث بحث لغوی بود باید به لغت عرب که مراجعه میکنید جدا کنید لغت فارسی هم مراجعه کنید ببینید مثلا میگه تو عربی واضح گفته میشه بگید ظالمان اما تو فارسی.الان این بخشی که من گفتم عقلیه دلیلش اینه
- دلیل دوم ما اینه که تو تمام لغات یکسانه اصلاً ما سراغ واضح نمیریم تو فارسی یا عربی یا انگلیسی یا هرچی میخواد باشه تو هر لغتی که ببینیم بین موضوع محمول یه وجه اشتراک فوری میگیم حملش بکن وچه اشتراک نباشه دیگه نه میشه حاکم عقله نه واضح خب حضرت امام و یا حالا اینجا بحث و لغوی دانستن.
- در نتیجه فرمایش ایشونم من بگم ایشون میفرمایند واضح است که میتواند حدود وضع و تعیین بکند بگه که آیا میتونه این مشتق حملش بکنی بر زید یا نه اون باید حدود معین بکنه که آیا موضوع له تو مثلاً ضارب به گونهای است که قابل حمل یا قابل حمل نیست همانطور که واضح میتونه اصل موضوع لقا بیان بکنه میگه لفظ خودکار من میگم.
- لفظ موضوع اینه همونطور که واضح خود اصل معنا رو او بیان میکنه کاری به عقل نداره که میری تو عربی واضح یه چیز دیگه برای خودکار وصل کرد قلم میری تو ترک اونا ترکا یه چیز امر اعتباری است امر اعتباری به یاد معتبر است باید ببینیم معتبر چه اعتباری داره که این معنا رو چه اسمی براش گذاشته ایشون میفرماید همین را شما بیا تو حدود موضوع همینو بگو.
- بگو حدود موضوع بحث ماست که آیا میشه این محمول حمل بر موضوع بشه یا نه اونم میگم به یاد معتبر واضح باید ببینیم چی گفته ما گفتیم نه اینطور نیست حمل یک امر عقلی است عقل حکم میکند میگه بین این موضوع محمول و چه اشتراکی هست پس میتوانیم حمل کنیم یه جا رو عقل میبینید وجه اشتراک نمیدهد اینم یک بخش خب این بحث عمل الحمدلله تمام شد یه بحث دیگه هم.
- پس اینجا راجع به جراید و اسناد عرض شود که راجع به افعال صاحب کفایه وارد که میشن میگن ضرب یضرب اضرب لا تضرب افعال افعال که ما میگیم میدونید از ضرب ۱۱۰ صیغه انتزاع میشود درسته این ۱۱۰ تا یه تعدادیش ۴ صیغه هست که هفت تاست هفت تا ۱۴ تا میشه ۹۸ تا.
- و دوتاش که اسم مفعوله دو تا شش تاست میشه ۱۲ تا با ۹۸ تا میشه ۱۱۰ حالا اون هفت تا هم چیاست ماضی مضارع امر نهی نفی و جهد و استفهام هر کدوم ۱۴ تاست این ۱۴ تا ضربدر هفت میکنه میشه ۹۸ به اضافه ۱۲ میشه ۱۱۰ از این ۱۱۰ تا کفایی فعله.
- خارج از بحث مشتق تو صرف میگفتن مشتقات اونجا یه تعریف دیگه میکنن که یه کلمه اشتقاق پیدا کرده از یک مصدری لذا تمام ۱۱۰ تا رو میگفتن اصلش مصدر بود بعد شد ماضی مضارع اینا در بحث فعلی که داریم بحث مشتق میکنیم ما فعل نمیدانیم چون یه تعریف دیگه داریم میکنیم برای مشتق برای مشتق داریم میگیم زارع.
- ضارب مشتق میدونیم ضربه رو مشتق نمیدونیم فرق اینا چیه این سخت است بیانش که فرق اینا چیه آخوند میگن علتش اینه هرگاه یک مبدائی جاری بود بر ذاتی مشتق میدونیم جاری تا میگیم جاری بلا اسم مثالشه ظار میگه ضرب جاری بر ذات است تو ضرب علت که مشتق نمیدونیم میخویم بگیم چیه میگن اینجا جاری نیست که.اسناده داری اسناد میدی یه عملی رو به یه شخصی هرگاه اسناد باشه جزو بحث ما نیست تو اصول دارم میگما تو اصول مشتق آن است که یه ذاتی داریم یه مبدعی اون مبدا جاری بر ذات است مثل ضارب اما فعل جاری نیست ضرب یذ تمام این ۹۸ تا ۹۸ میگه جاری که نیست که اسناده داری اسناد میدی یه عملی رو به ذاته.خارج از بخش
- خب این بحث آخونده اینجا مطرح میکنند اما توضیح نمیدن که فرق بین جاری و اسناد چیست من دو تا فرق اینجا براتون میگم شما برید سومشم پیدا کنید اینجاش که باید خوب فکر بکنی فرق اینها چیه که آخوند میگن اون اولین فرقی که میخوام بگم اینه تو ضارب که میگن جاریه شاید منظورشون من شاید میگم میگم جاییست که مبدا آزاد دو چیز است اما کل واحد اولغت گفتن ملکه تو همه تو هم فرو رفته ضاربا وقتی جداش میکنید میگید هو جدا جداست ضرب هم جداست اما الان تو ظاهر منتهی تو همه تو فارسی هم میگیم زننده ببینید دو تا کلمه من نمیگم که میگم زننده.
- پس هرگاه تونستید که تو هم بکنید این جاریست هرگاه مندک نبود مثل ضربت چی میگید نمیگه زننده میگه زد او اینو دوتاشون اگه تونستی این دوتا رو یکیش بکنین که تو همشون نمیتونه تو ضربت قطعاً دوتاست اذربش همینطور لم یضربش همینطور لای همینطور حلزرب همینطور هفت تا صیغه ۱۴ تایی تمامش چیه دو تاست.
- به خلاف ضارب و مضروب اسم فایل مفعول مندک تو همه تو ضارب میگه زننده تو میگه زده شده یه کلمهاش میکنید شاید منظور آخوند این بوده که بگیم جری اونجاست که مندک است اسناد اونجاست که دوتاست یک ۲ دومین فرقی که میتونیم بگیم این فرق باید روش آینده خیلی حرف بزنیم اما امروز فقط یه جمله میگن ضارب و مضروب زمان توش نیست حذف زمان.
- اما ضرب یضرب اضرب لا تضرب تمام این هشت تا تمام زمان توشه وقتی زمان توش بود نتیجه باید بگیرید ازش میگه ضربا نمیتونید جابجا بگید اگه در گذشته زده یضربو نمیگید میگه چی ضرر اگه آینده میخواد بزنه ضرو میگید این بخاطر که زمان توشه جابجاش نمیتونید بکنید اما ضارب زمان توش نیست میگه زننده کی معلوم نیست.
- چون کی معلوم نیست از این جهت میگیم ممکن است مبدا منقضی شده و الان متصف نیست الجری املا بحثی که الان تو مشتق داریم میکنیم اینه یه بار دیگه تکرار میکنم تو اسم فالش مفعول صدق میکنه که در گذشته عملی را انجام داده الان انجام نمیده و من شبه که الان صدق میکند حقیقتاً یا مجازا احتمال مقابلش اینه که همین الان داره میزنه یا همین الان داره کتک میخوره.
- الانش که حقیقتاً میگم ضارب با من این دلیلش همینه که تو ضارب زمان که نیست احتمال گذشته حال آینده هست نسبت به آینده مجاز نسبت به حال حقیقت نسبت به گذشته دو تا نظریه است این فرق سوم تو ذهن مبارکتون باشه برخلاف رضایت آخوند ما داریم حرف میزنیم چون آخوندها آینده بحث میکنن میگن فعل زمان توش نیست خیلی.یعنی چیزایی که شما تو صفحه یه مرتبه اینجا تیکه سایه همه رو میزنن زمان نداره
- که جالبه حضرت امام هم همین بوده نظرش اینا رو روش فکر کنید نمیدونم کی بهش برسیم اما الان فعلاً میگم اینو تلقی به قبول نکنید همه نپذیرفتند ما البته قبول داریم حالا بعد دسته شون میکنیم که فعل ما زمان دارد و صلی الله علی. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




