جهان‏بينى‏ : راهنمای خدا شناسی 2-درباره شناخت، امتياز انسان نسبت به ساير موجودات، برخوردارى آنها از نعمت بزرگ شناخت و معرفت است.

://hosein128.ir- پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

قَالَ رَبّ‏ اشْرَحْ‏ لِى‏ صَدْرِى‏* وَيَسّرْ لِى أَمْرِى* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مّن لّسَانِى* يَفْقَهُواْ قَوْلِى‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏.

جهان‏بينى‏ : راهنمای خدا شناسی 2-

  1. در اينجا لازم است درباره شناخت، توضيح مختصرى ذكر كنيم. امتياز انسان نسبت به ساير موجودات، برخوردارى آنها از نعمت بزرگ شناخت و معرفت است. در اهميّت شناخت، همين بس كه خداوند در بسيارى از آيات قرآن، انسان‏ها را به كسب شناخت و معرفت دعوت مى‏كند، و كسانى را كه اهل تفكّر و تدبر و تعقل نيستند به شدّت مذمت نموده، توبيخ مى‏كند.
  2. خداوند در قرآن، ما را از پيروى آنچه به آن شناخت نداريم، منع كرده است‏ «ولاتقف ما ليس لك به علم» سوره اسراء، آيه 35» وافرادى را كه بدون شناخت، راهى را مى‏روند و عملى را انجام مى‏دهند، كوران و كران و گنگانى مى‏داند كه تدبّر نمى‏كنند.
  3. در ضرورت شناخت، گفتار مولاى متقيان به كميل بسيار قابل توجّه است.
  4. امام عليه السلام مى‏فرمايد: «يا كميل ما من حركةٍ الا و انت محتاج فيها الى معرفه» « بحارالانوار، ج 77، ص 269» هيچ حركتى وجود ندارد مگر آنكه تو در آن به معرفت نياز دارى.
  5. معرفت و شناخت، اعمال ما را ارزشمند مى‏سازد. در مكتب اسلام درجات اعمال و كارهاى ما به ميزان معرفت ما بستگى دارد. هر چه معرفت ما بيشتر باشد كارهاى ما ارزشمندتر است.
  6. در قرآن و احاديث، مسلمانان به كسب معرفت بسيار تشويق شده‏اند. معرفت نسبت به خدا، پيامبران، ائمه، هستى، اصول و فروع دين.
  7. در دعا از خدا مى‏خواهيم كه خودش، پيامبرش و وليّش را به ما بشناساند. در غير اين صورت ما گمراه مى‏شويم. «الّلهم عرّفنى نفسك فانّك ان لم‏تعرّفنى نفسك لم‏أعرف ...» « بحارالانوار، ج 52، ص 146»
  8. در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة» « بحارالانوار، ج 8، ص 368» هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى از دنيا رفته است.
  9. ابزار شناخت‏
  10. پس از آشنايى مختصر با شناخت، واهميّت و ضرورت آن، عوامل و ابزار شناخت را ذكر مى‏كنيم.
  11. خدا براى رسيدن به شناخت، ابزار و وسايلى را در اختيار انسان قرار داده:

حواسّ‏

  1. حواسّ پنجگانه، نخستين ابزار و وسايلى هستند كه خداوند در اختيار انسان‏ها قرار داده است. آنان به كمك اين ابزار، بسيارى از اشيا و امور اطراف خود را درك مى‏كنند و مى‏شناسند. ديدنى‏ها را مى‏بينند، شنيدنى‏ها را مى‏شنوند، بوها را استشمام مى‏كنند، طعم‏ها را مى‏چشند و اشيا را لمس مى‏كنند.
  2. قرآن در اين‏باره مى‏فرمايد: «واللَّه أخرجكم من بطون امّهاتكم لا تعلمون شيئاً و جعل لكم السّمع و الابصار ...» «1» و خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد، در حالى كه هيچ چيز نمى‏دانستيد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد ....

عقل‏

  1. عقل، نعمت بزرگ الهى و حّجت باطنى انسان است. خداوند انسان را به داشتن چنين نعمت ارزشمندى مفتخر گردانيد، تا با كمك عقل هم محسوسات را بدرستى بشناسد و هم قدرت تحليل و تجزيه امور را پيدا كند.

وحى‏

  1. وحى، سرچشمه بسيارى از معارف است. از آنجا كه منشأ وحى، علم لايتناهى خداوند است، ناب‏ترين شناخت‏ها از اين طريق نصيب بشر گرديده است. انسان از طريق وحى، در مورد هستى و سرچشمه آن، به آگاهى‏هاى ارزنده‏اى دست يافته است، همچون: اسرار و رموز آفرينش، گذشته و آينده جهان، عالم آخرت وامور معنوى كه نيل به اين گونه معارف از راه‏هاى ديگر ناممكن است.

منابع شناخت‏

  1. خداوند، ما را به مطالعه، تدبّر وشناخت، در امورى دعوت كرده است.
  2. طبيعت‏: آيات متعدّدى از قرآن، ما را به تدبّر در موضوعات مختلفِ طبيعى دعوت مى‏كند. مانند آفرينش آسمان‏ها وزمين، گردش شب وروز، حركت كشتى در دريا، كوه‏ها، حيوانات و ....
  3. تاريخ‏
  4. مطالعه تاريخ و آشنايى با فراز و نشيب‏ها، شكست‏ها و پيروزى‏ها، بسيار آموزنده بوده، آدمى را صاحب معرفت و شناخت مى‏كند. انسان با مطالعه تاريخ به بسيارى از رموز، سنن و قوانين هستى پى مى‏برد.
  5. قرآن سرگذشت پيشينيان را مايه عبرت و پندآموزى مى‏داند «لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب» «1» و از پيامبرش مى‏خواهد داستان‏هاى گذشتگان را بازگو كند.
  6. «فاقصص القصص لعلّهم يتفكّرون» «2»
  7. انسان‏: مطالعه انسان در ابعاد مختلف توانايى‏ها، استعدادها، نيازها و ... موجب شناخت عميق مى‏گردد. خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «سنريهم اياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتّى يتبيّن لهم انّه الحقّ» «3» به زودى نشانه‏هاى خود را در آفاق و در درون انسان‏ها به آنان نشان خواهيم داد تا حقّانيّت خدا براى آنها ثابت شود.
  8. اميرمؤمنان عليه السلام نيز مى‏فرمايد: أتزعم انّك جرم صغير….. و فيك انطوى العالم الاكبر..اى انسان! آيا گمان مى‏كنى جثّه كوچكى هستى، در حالى كه جهان بزرگ‏ترى در تو نهفته است.
  9. شناخت‏هاى ناقص و شناخت‏هاى كامل‏
  10. بديهى است كه انسان هر چه از ابزار بيشتر و كارآمدترى استفاده كند، به معارف بيشترى نائل مى‏گردد و شناخت عميق و كامل‏ترى به دست مى‏آورد. چنانكه عدم استفاده از تمامى ابزار و عوامل شناخت، يا استفاده ناقص از آنها از شناخت آدمى مى‏كاهد.
  11. تفاوت جهان‏بينى الهى وجهان‏بينى مادّى از همين‏جاست كه مادّى‏گراها از تمامى ابزار و عوامل شناخت استفاده نمى‏كنند و على‏رغم ادّعايى كه دارند، شناختشان ناقص است. مانند قصّابى كه فقط به وسيله كارد و بدون كمك گرفتن از وسايل وموادّ ديگر، در انديشه شناخت اعضا، وعناصر گوسفند باشد.
  12. موانع شناخت‏: آشنايى با موانع شناخت، مفيد، بلكه ضرورى است، زيرا به اين سؤال پاسخ مى‏دهد كه با وجود زمينه‏هاى شناخت و ابزار آن، چرا برخى افراد راه را گم كرده، به شناخت كامل و روشنى نمى‏رسند؟!
  13. موانع شناخت بسيار است، ولى ما در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
  14. هواهاى نفسانى‏: «ومَن اضلّ ممّن اتّبع هواه» «1» كيست گمراه‏تر از آنكه پيرو هواى نفس خود است؟
  15. سنّت‏هاى غلط نياكان‏ : «و قالوا ربّنا انّا اطعنا سادتنا و كبرائَنا فاضلّونا السّبيلًا»  خدايا ما از بزرگان وپيشوايان- فاسد- خود اطاعت كرديم وآنها ما را به گمراهى كشاندند.
  16. استبداد انديشه و تعصّب‏
  17. «و قالوا قلوبنا فى اكنّة ممّا تدعونا اليه و فى آذاننا وَقر و مِن بيننا و بينك حجاب»
  18. گروه گمراه از روى تمسخر به پيامبران گفتند: دل‏هاى ما در پرده غفلت است و گوش‏هاى ما سنگين است.
  19. توحيد در فرهنگ اسلامى، معناى بلند و گسترده‏اى دارد. توحيد در ذات، توحيد در صفات، توحيد در افعال و توحيد در عبادت.
  20. توحيد يعنى: ايمان به يگانگى خداوند.
  21. توحيد يعنى: نفى هوس‏ها. كسى كه هوا پرست است، از مدار توحيد خارج است. «أفرأيتَ مَن إتّخَذ إلهَه هَواه»  آرى، كسانى كه از هوس‏هاى خود پيروى مى‏كنند، در حقيقت خداى آنها، هواى نفس آنان است.
  22. توحيد يعنى: نفى طاغوت‏ها. شعار و هدف تمام انبيا اين بود: «أن اعبدوا اللّه و اجْتَنبوا الطّاغوت»
  23. توحيد يعنى: نفى نظام‏هاى طاغوتى. امام رضا عليه السلام پس از آنكه مجبور شد وليعهدى مأمون را بپذيرد، در جلسه علنى و در برابر همه مردم شرط كرد كه در نظام مأمون عزل و نصبى و دخالتى نكند.
  24. توحيد: يعنى خطّ بطلان كشيدن بر تمام افكار التقاطى و ردّ تمام ايسم‏ها و مكتب‏هايى كه از مغزهاى بشرى برخاسته است.
  25. توحيد يعنى: قطع تمام روابطى كه سبب سلطه وسرپرستى بيگانگان است.
  26. توحيد يعنى: نفى فرمان كسى كه دستورش با دستور خدا هماهنگ نباشد.توحيد يعنى: قبول رهبرى كسانى كه خدا رهبرى آنان را امضا كرده است. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏ ... «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته