- ://hosein128.ir- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
قالَ رَبِ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً طه/ 34- 25.
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى.
- برنامه درسهايى از قرآن -امام حسين (علیه السلام ) سخنان.. 1-انتخاب كوفه يكى به خاطر نامه ها و ديگر مايه هاى قبلى آنها...2-مردم كوفه تغيير جهت دادند... 3- تغييرمردم كوفه و تسلط حجاج...4- امام نور و امام نار... 5- ويژگىهاى امام نار... 6- به مرد خدا تهمت بزنند تهمتها پاك مىشود... 7- تفاوت امام نار و امام نور در رابطه با مردم...8- امام نار و ياران باور داشتند كه آخرت ماندنى نيست – امام نور واصحاب باور داشتند که دنیا مندنی نیست... حسین و ابراهيم.... سخنانامام حسين(علیه السلام)
- خلاصه امام حسين باور داشت كه: «وَ الْآخِرَهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى» (اعلى/ 17) اصحاب امام حسين هم باور داشتند و لذا شب عاشورا، بعضىها شوخى مىكردند. مىگفتند: مىدانيم فردا شب كجا هستيم. اين جا باشيم نزد امام حسين هستيم، اگر هم شهيد شده باشيم، نزد حضرت ابراهيم و امام حسين و همه ابرار هستيم. باور كرده بودند
- و كسى كه باور مىكند، خوشحال است. شما به جبهه كه مىرويد، مىبينيد قراراست سربازها نيم ساعت ديگر عمليات كنند ولى الآن مشغول بازى واليبال هستند. كى بناست شما به جبهه برويد؟ ما الآن مىرويم. الآن بازى تمام مىشود و مىرويم. مىگويى: ممكن است شهيد شوى؟ مىگويد: خب، شهيد شويم. الحمدلله كه براى او شهادت حل شده است.
- و لذا بعضىها شب عاشورا شوخى مىكردند. بعضىها هم شروع به اصلاح سر و صورت مىكردند كه ما داريم به بهشت مىرويم. بعضى هم مناجات مىكردند ولى مسئله مهم اين است كه وقتى رهبر امام حسين شده است، ديگر شوخى و نماز شب مهم نيست و فرقى ندارد.
- خط، خط مهمى است. وقتى جاده درست است، ديگر جاده را هر طور مىخواهد برود. رهبرى امام حسين باشد، شوخى و نماز شب فرقى ندارد. رنگ، رنگ خدايى است. صبغه الله است.
- داستان عمر و بن قيس، كه امام حسين او را دعوت كرد و او دعوت را قبول نكرد، گفتم. من يك مقدارى از آيات قرآن را نسبت به افرادى كه به جبهه نمىروند، مىخواهم برايتان بگويم. واقعهى كربلا و ماجراى امام حسين خيلى عظيم است. واقعاً هر چه روى آن كار شود جا دارد. اينقدر آيات قرآن تعريف ابراهيم را كردهاند، اين قدر تعريف ابراهيم را كرده! تازه مىبينيم ابراهيم وقتى خواست پسرش را قربانى كند، آماده شد اما پسرش را نكشت. اما امام حسين آماده شد و كشته هم داد، نه يك پسر بلكه چندين پسر را قربانى كرد.
- خواستند ابراهيم را بسوزانند اما ابراهيم نسوخت، اما در ماجراى كربلا سوختن بود. آن چه سختى همه جمع بود، در كربلا بود و لذا گاهى كه اهل بيت از دنيا مىرفتند، حضرت زهرا، يا امام حسن، همه عنايت داشتند به اينكه هيچ روزى مثل روز تواى حسين نيست. آخر اين حماسهها، وجودشان لازم است.
- امام حسين به آنها فرمود: به وجدانتان بازگرديد .«ارجعوا إلى أنفسكم» اين سخن امام حسين است در روز عاشورا. عجب جملهى جالبى است و جوانان و فريب خوردههايى كه به خودشان باز نمىگردند، اينها از بت پرستان به مراتب بدترند.
- چون ابراهيم وقتى با بت پرستان حرف زد، قرآن مىگويد: «فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ» (انبياء/ 64) وقتى حضرت ابراهيم با بت پرستان حرف زد، بت پرستان به نفسشان مراجعه كردند. يعنى به وجدانشان بازگشتند. بت پرست به وجدانش بازگشت و اگر كسى با اين همه سخنرانى، با اين همه وغلط ، با اين همه شهيد، با اين همه آرزو اگر برنگردد، از آن بت پرستان بدتر است.
- سلطنت اگر براى اقامه حق باشد ارزش دارد .حضرت ابراهيم گفت: خدايا مؤمنين مىگويند «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً» (فرقان/ 74) خدايا ما را امام ورهبر كن مسئله حكومت آدم دنبالش برود بايد به قلبش مراجعه كند هدفش چيست؟ روز سپاه پاسداران روز تولد امام حسين(علیه السلام)روزى كه پيروزى را به چشم خودمان ديديم، تاريخ ايران و اين حماسه بايد نوشته بشود.
- شهادتوعشقبهخدا- حركت امام حسين منشأ تمام حركتها شد .....
- ابراهيم آن جا گوسفند كشت، تو هم بايد به عشق ابراهيم گوسفند بكشى. چرا عشق ابراهيم را فراموش مىكنى؟ چرا عشق و ايثار را فراموش مىكنى؟ دائم مسئله اين كه گوشت منجمد بسته بندى شده كيلويى چند تومان است، مسئلهى اقتصاد يك شاخهى كار است، همهى مسائل را نمىتوان از بُعد اقتصادى مطرح كرد.
- خلاصه اينكه عاشوراى امام حسين است. امام حسين حركت به وجود آورد. حركتى كه در تاريخ بى سابقه است و منشأ تمام حركتها شد. خداوند از ابراهيم و اسماعيل تجليل مىكند و فداكارى امام حسين و يارانش به مراتب از فداكارى ابراهيم و اسماعيل بيشتر بود. بنا بر اين ما هم بايد از عاشورا بسيار تجليل كنيم. اين كه درس بگيريم.
- پيروزى با تقواپيشگان است .....
- عاقبت با ابراهيم است، نمرود كجا رفت؟ عاقبت با پيغمبر اسلام است، ابولهب چه شد؟ عاقبت با حسين است، يزيد كجا رفت؟ عاقبت با رهبر انقلاب است، صدام نابود شد. اين وعدههاى قرآن است كه رزمندگان ما دارند به اينها لباس عمل مىپوشانند و اين تازه جرقهاى ازاسلام است. نسيمى از اسلام است.
- عواملبازدارندهگناه - بهشت در آيات قرآن .....
- «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحيمٍ» (يس/ 58) خدا به شما سلام رسانده است. جوارابراهيم، جوارحسين بن على، جوار رسول خدا، آن وقت يك درگيرى و تضادى هم هست.
- - مزاحمت حرام و ممنوع است .....
- درجوارحضرت ابراهيم است. در جوار لطف خداست. همسايهى امام حسين است. بترسند كسانى كه اينطرفشان در حال خفا و زندگى مثل موش است و آنطرفشان دلهره و ترس، اينطرفشان جهنم.
- مؤمن به خدا اينطرفش آرامش و آنطرفش رضوان خداست. بنابراين برنده ما هستيم. گرچه تمام نيروهاى ما كشته شوند. نفس كشيدن برندگى نيست. جهت داشتن برندگى است.
- درك شب قدر لياقت مىخواهد .....
- حضرت ابراهيم خواب ديد. حضرت يوسف خواب ديد. پيغمبر ما خواب ديد. امام حسين (علیه السلام ) ، ماجراى كربلا را خواب ديد. خوابهاى خوب از اولياى خدادرست است.
- رهبر؛ حاجى، ابراهيم و هاجر مىباشند كه يك قربانى دادند. ولى رهبر رزمنده حسين و زينب هستند كه هفتاد ودو قربانى دادند. البته ابراهيم و هاجر حاضر شدند كه قربانى بدهند و درعمل اين كار نشد.
- - اولياى خدا ميزان اعمال هستند .....
- وقتى خدا حضرت ابراهيم را امام كرد. فرمود: «إِنِّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ» (بقره/ 124) تو امام شدى. ابراهيم گفت: «وَ مِنْ ذُرِّيَّتى» خدايا ذريهى من هم امام شوند. فرمود: «لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ» اين مقام امامت براى من است و به آدم ظالم نمىدهم. پس امامت
- امام بايد معصوم باشند و وقتى معصوم باشند، واجب الطاعه هستند. روى همين حساب در طول تاريخ، طاغوتها همهى مردم به جز شيعه را به بله قربان گويى وا مىداشتند. بنى اميه امام حسين را در كربلا شهيد كرد.
- امام چهارم ده سال در باديهها زندگى مىكرد. يعنى به شهر نمىآمد. خفقانى شديد بود. بعد از اين كه امام حسين شهيد شد، فطرتهاى خواب رفته بيدار شد و يك ذره به آنها برخورد. گفتند: چه غلطى كرديم؟ چرا فرزند پيغمبر را كشتند؟
- خلاصه اينها سر قبر امام حسين رسيدند و با هم عهدى بستند و شورش كردند. بالاخره بنى اميه سقوط كرد و بنى عباس روى كار آمد. وقتى بنى عباس روى كار آمد، يك خورده ساده گرفت.
- دراين موقع امام باقر حوزهى علميه تشكيل داد. چقدر شاگرد داشت؟ چهارهزار نفر شاگرد داشت.«وَ إِذْ يَرْفَعُ ابراهيم الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ» (بقره/ 127)
- حضرت ابراهيم پايههاى كعبه را بالا برد و دعا كرد و گفت: «تَقَبَّلْ مِنَّا» ولى در كربلا مىبينيم امام حسين على اصغر را بالا برد و گفت: «تَقَبَّلْ مِنَّا» كعبه جاى عجيبى است،
- يك كسى بود كه هم دشمن يزيد و هم دشمن امام حسين بود. خواستند كه او را بگيرند، رفت و در كعبه پنهان شد، يعنى اگركعبه خانهى ضد امام بشود، كعبه هم خراب بشود مانعى ندارد. اصلًا شرف مكه به وجود پيغمبر است. «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» (بلد/ 2- 1) تا تو در مكه هستى مكه ارزش دارد. كعبهاى كه ابراهيم بانى آن باشد كعبه است و گرنه اگر ابراهيم را از كعبه جدا كنى، بت خانه مىشود.
- آدم وقتى دور كعبه راه مىرود حساب مىكند اين جا ابراهيم، اسماعيل و... راه رفتهاند. امام حسين، امام صادق، امام كاظم و... در اينجا راه رفتهاند. جز امام عسگرى، تمام امامان ما به حج مشرف شدهاند. البته امامى كه شهيد نشده نداريم، اما امامى كه به حج نرفته داريم و اين خودش يك مسأله است. مىشود حج را رها كرد و به جبهه رفت، اما نمىتوان جبهه را رها كرد و به حج رفت.
- امام حسين حج را رها كرد و به جبهه رفت. ولى كسى نمىتواند جبهه را رها كند و به حج برود.
- در هندوستان روى عشقى كه به امام حسين دارند، شبيه حرم امام حسين، نجف و كاظمين را درست كردهاند و درايام وفات و شهادت به آن جا مىروند و اين جا هم برادرها براى اين كه عمل حج را تمرين كنند دور كعبه مىگردند. دربارهى طواف انشاءالله مسائل را از روحانيون ياد مىگيريم. سعى كنيم در طواف داد نزنيم، چون كه با داد زدن حواس ديگران پرت مىشود.
- روزى كه خدا به فرشهها گفت: سجده كنيد به آدم، جمعه بود. روزى كه دعاى يعقوب مستجاب شد جمعه بود.
- روزى كه ابراهيم حاضر شد دل از اسماعيل بكند و اسماعيل را درراه خدا بدهد، جمعه بود. تولد پيغمبر جمعه بود، تولد اميرالمومنين جمعه بود. عيد غدير جمعه بود و تصادفاً امسال هم عيد فطر جمعه بود و هم عيد غدير آينده جمعه است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) روز جمعه بدنيا آمد. ازدواج فاطمه زهرا با اميرالمومنين جمعه بود. امام حسن مجتبى جمعه به دنيا آمد. امام حسين (علیه السلام) جمعه بدنيا آمد. امام زمان (عج) جمعه بدنيا آمد. روزى كه حضرت مهدى (عج) ظهور مىكند، روز جمعه است. امام سجاد جمعه بدنيا آمد. امام پنجم روز جمعه بدنيا آمد. امام رضا (علیه السلام) جمعه بدنيا آمد. امام جواد شب جمعه بدنيا آمد. امام عسگرى روز جمعه بدنيا آمد. بسيارى از امامان بزرگوار ما جمعه به دنيا آمدند، روز جمعه روز عزيزى و روز مهمى است. پول خرج كردن در روز جمعه ثوابش بيشتر است. البته رده بندى دارد.
- دل آرام روى كره زمين كم است. ابراهيم گفت: من دل آرام مىخواهم. نمونه دل آرام پيغمبراست. اميرالمؤمنين در جاى پيغمبر خوابيد و دلش آرام بود. رهبر انقلاب وقتى از پاريس مىآمد. گفت: هيچ احساسى ندارم. من به وظيفهام عمل كردم و دلم آرام است. تا به ابراهيم مىگويند: بچهات را بكش. با دل آرام بچهاش را مىكشد. اصحاب امام حسين دل آرام داشتند. شهداى ما دل آرام داشتند. دل آرام يعنى دلى كه تلخى و شيرينى، مرض و صحت، فقر وغنا تكانش نمىدهد.
- آنها مىگويند: به هرچه غير الله قسم بخورى مشرك هستيد. مثلًا مىگوييد: به امام حسين، به على، به ابوالفضل، مىگويند: مشرك هستيد. فقط بگوييد: والله. غير از الله قسم به هركه بخورى مشركيد و ما ديروز فهميديم كه خود خدا هم مشرك است. چون خدا به غير خودش قسم خورده است. در قرآن مىگويد: «وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمينِ» (تين/ 3) يعنى به مكه قسم. و خدا به مكه قسم خورده است.
- به عقيده وهابيها يكى از مشركين خودخداست. ديروز فهميديم به نظر آل سعود حضرت ابراهيم هم گناه كبيره كرده است. چون آل سعود مىگويد: كسى كه برائت از كفار بجويد، اين مرتكب گناه شده است، پس حضرت ابراهيم كه در قرآن مىگويد: «إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ» (ممتحنه/ 4). ابراهيم در مقابل كفر فرمود: من از تو برى هستم، پس ابراهيم هم به نظر آل سعود گناه كبيره كرده است.
- آل سعود خيبر را عوض كرد تا ذلت يهود فراموش شود. خندق را پر كرد تا عزت اسلام فراموش شود. آل سعود قسم غير الله را مشرك مىداند و يكى از مشركين خود خداست. برائت را جرم مىداند و يكى از مجرمين ابراهيم است. و به خاطر زمزم، زمزمهها دارد و نالهها دارد و مقام ابراهيم كه در مسجد الحرام است، بد است.
- خدايا تو را به حق محمد و آل محمد، تمام كسانى كه در طول تاريخ حق را كتمان كردند، لياقتها را هم كتمان كردند، به خاطر سكوت بى لياقتها در كار آمدند و لايقها خانه نشين شدند. خدايا تمام كسانى كه در طول تاريخ كتمان كردند بر عذابشان بيفزا. خدايا الان كه در سايه خون شهدا جمهورى اسلامى به دست ما رسيده است، به ما توفيق بده كه به خاطر دو روز زندگى حقايق را كتمان نكنيم. به ما توفيق بده كه چنان باشيم كه آن جاهايى كه بايد مشكلات خودمان را، مشكلات مردم را، لغزشهاى خودمان را كتمان كنيم. آبروى مردم را آنجا كه بايد كتمان كنيم به ما توفيق كتمان مرحمت بفرما. آل سعودى كه به عزت يهود كمك كرد، مسير خندق را عوض كرد ولى چون خودش در برابرآمريكا خفه شده بود ما را هم با گاز خفه كن، خفه كرد. خدايا اين آل سعود را كه در مقابل آمريكا خفه است و فريادگران را هم با گازخفه كن خفه كرد، او را هم خودت خفه كن. به رزمندگان ما پيروزى عطا كن. رهبر عزيز ما را به سلامت بدار. جانبازان ومريضان را شفا مرحمت بفرما. اموات ما را مغفرت نصيب بفرما. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




