حسادت   4- درس‏هاى‏عاشورا- حسادت براى خوب بودن تاوان بايد داد . كربلا چطور پيش آمد؟  كربلا سه عامل داشت.

  1. ://hosein128.ir- پایگاه شخصی   ​

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

قالَ رَبِ‏ اشْرَحْ‏ لِي‏ صَدْرِي‏ وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‏ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً طه/ 34- 25.

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏.

حسادت   4-

  1. درس‏هاى‏عاشورا- حسادت براى خوب بودن تاوان بايد داد .
  2. كربلا چطور پيش آمد؟  كربلا سه عامل داشت. عوامل سياسى داشت. عوامل اجتماعى داشت. عوامل اخلاقى هم داشت.
  3. اما عوامل پيدايش كربلا، يك عامل سياسى بود. حكومت بنى‏اميه مى‏خواست در رأس باشد. امام حسين هم فرمود: اگر قرار باشد كه رهبر مردم يزيد باشد، بايد با اسلام خداحافظى كرد. «وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّهُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ» (اللهوف/ ص 24) با اين اسلامى كه رهبرش يزيد است، بايد خداحافظى كرد.
  4. در زيارت عاشورا داريم: «وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِى أُمَيَّهَ قَاطِبَهً» (مصباح المتهجد/ ص 774) «قاطبه» منظور همه‏ى آنها از اول تا آخر است.
  5. قرآن راجع به يهودى‏ها و مسيحى‏ها مى‏گويد: «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ» (نساء/ 55) بعضى مسيحى‏ها آدم‏هاى خوبى هستند. درباره‏ى يهودى‏ها مى‏گويد: «أُمَّهٌ قائِمَهٌ» (آل‏عمران/ 113) بعضى يهودى‏ها آدم‏هاى خوبى هستند. يعنى خدا از بعضى يهودى‏ها و مسيحى‏ها ستايش كرده است.
  6. اما از يك نفر از افراد بنى‏اميه ستايش نكرده است. چند استاندار بودند كه در زمان حضرت على (سلام الله علیه) دزدى كرده بودند. حضرت على اين‏ها را كنار زد. اينها خيلى عقده‏اى شدند. به كوفه آمدند و دفتر سياسى زدند. تا ديدند امام حسين به كربلا آمده است،
  7. به خاطر اينكه از حضرت على (سلام الله علیه) انتقام بگيرند شروع به جمع كردن نيرو عليه پسر على (سلام الله علیه) كردند.
  8. يزيد وابن زياد به بهانه‏ى قتل عثمان در جنگ بدر خواستند كه امام حسين را بكشند. گفتند ما انتقام خود را در كربلا مى‏گيريم. يك سرى از عوامل هم عوامل اجتماعى است.
  9. حضرت زينب كبرى در خطبه‏ى شام فرمود: شما به ما حسد برديد. ممكن است اين عوامل هميشه باشد.«أحسدتُمُونَا» (اللهوف/ ص 153)
  10. علاج حسادت
  11.  قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (سلام الله علیه): صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحسد نهج البلاغه، حكمت 256.
  12. حديث داريم اگر دو مسلمان با هم قهركنند و در روز چهارم آشتى نكنند، حضرت فرمود: من هيچ كدام را به مسلمانى قبول ندارم.
  13. حديث داريم اگر دونفر با هم قهركردند زود آنها را آشتى بده. ثواب آشتى كنان از همه‏ى نمازها و روزه‏هاى مستحبى بيشتر است.
  14. -
  15. حضرت على عليه السّلام فرمود: بسى تعجّب است از حسادت‏دارندگان‏ كه چگونه غافل هستند از (نگهدارى از) سلامت بدنهايشان.
  16. 141- جامع أحاديث الشّيعة (ص: 552، ج: 13)،
  17. نهج البلاغة (حكم: 256)، شرح نهج البلاغة (ص: 97، ج: 19)، بحار الأنوار (ص: 256، ج: 73)، وسائل الشّيعة (ص: 368، ج: 15):
  18. قال علىّ عليه السّلام: صحّة الجسد من قلّة الحسد.
  19. حضرت على عليه السّلام مى‏فرمايد: صحّت و سلامت بدن انسان از كمى حسادت است.
  20. 142- تحف العقول المترجم (ص: 216)، إرشاد القلوب (ص: 129، ج: 1)، شرح نهج البلاغة (ص: 317، ج: 1)، كشف الغمّة (ص: 572، ج: 1)، كنز الفوائد (ص: 136، ج: 1)، مستدرك الوسائل (ص: 17، ج: 12)، بحار الأنوار (ص: 256 و ص: 257، ج: 70 و ص: 55 و ص: 111، ج: 75):
  21. قال علىّ عليه السّلام: ما رأيت ظالما أشبه بمظلوم من الحاسد.
  22. حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرموده: نديده‏ام ستمگرى را كه شبيه به مظلوم باشد، همانند شخص حسود (كه حسادت خود را به‏طور مظلومانه و چهره حقّ‏به‏جانب و بعنوان دلسوزى بيان مى‏كند).
  23. 92) حلية الأوليآء (ص: 82، ج: 6): و قال لقمان (عليه السّلام) لابنه: يا بنىّ؛ إيّاك و الشّبع فإنّه مخوفة باللّيل و مذلّة بالنّهار.
  24. حضرت لقمان (عليه السّلام) به فرزند خود فرموده: پسرم؛ بترس و بپرهيز از پرخورى در شب، زيرا: مورد ترس است (كه نيمه شب بيمار و يا به دل‏درد مبتلا شوى، و يا در أثر بخار غذا خواب آشفته ببينى) و موجب ذلّت در روز است (بواسطه تغيير رنگ چهره و آشفتگى حال).
  25. 143- الغايات (ص:)، بحار الأنوار (ص: 331 و ص: 336، ج: 66)، وسائل الشّيعة (ص: 248، ج: 24)، مستدرك الوسائل (ص: 209، ج: 16)، المحاسن (ص: 447)، عن: أحمد بن محمّد بن خالد البرقىّ، عن: الحسن بن الحسين اللّؤلؤئى، عن: محمّد بن سنان، عن: أبى الجارود، عن: أبى جعفر عليه السّلام:
  26. المحجّة البيضآء (ص: 9، ج: 3)، الكافى (ص: 270، ج: 6)، مرآة العقول (ص: 72، ج: 22)، عن: محمّد بن يحيى، عن: محمّد بن سنان، عن: أبى الجارود قال:نصايح لقمان حكيم، ص: 150
  27. قال أبو جعفر عليه السّلام: ما من شئ أبغض إلى اللّه من بطن مملوء.
  28. حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرموده: هيچ چيزى را خداوند دشمن نمى‏دارد همانند: شكم پر.
  29. 144- إثنى عشريّة (ص: 53): قال أمير المؤمنين عليه السّلام: مسكين ابن آدم؟! له بطن يقول: إمتلأنى و إلّا فضحتك، و إذا امتلأ، يقول: فرّغنى، و إلّا فضحتك، و هو أبدا بين فضيحتين.
  30. حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرموده: بيچاره فرزند آدم، شكمى دارد كه هميشه به او مى‏گويد: مرا پر كن، كه اگر پر نكنى تو را رسوا مى‏كنم، و هر زمانى كه آن را پر كرد، مى‏گويد: مرا خالى كن، كه اگر خالى نكردى تو را رسوا مى‏نمايم، بنابراين: هميشه بنى آدم در ميان دو رسوايى قرار گرفته.
  31. 145- المحاسن (ص: 446)، بحار الأنوار (ص: 331، ج: 66)، المحجّة البيضآء (ص: 10، ج: 3)، أحمد بن محمّد بن خالد البرقىّ، عن: محمّد بن على، عن: وهيب بن حفص، عن: أبى بصير:
  32. الكافى (ص: 269، ج: 6)، مرآة العقول (ص: 71، ج: 22)، وسائل الشّيعة (ص: 239، و ص: 242 ج:
  33. 24)، حميد بن زياد، عن: الحسن بن محمّد بن سماعة، عن: وهيب بن حفص، عن: أبى بصير:
  34. عن: أبى عبد اللّه عليه السّلام قال لى: يا أبا محمّد؛ إنّ البطن ليطغى من أكلة، و أقرب ما يكون العبد من اللّه عزّ و جل إذا خفّ [ما جاف- جاع‏] بطنه، و أبغض ما يكون العبد إلى اللّه عزّ و جل إذا امتلأ بطنه.
  35. أبو بصير گويد: حضرت صادق عليه السّلام به من فرمودند: هر آينه شكم انسان طغيان و سرپيچى از فرمان خدا مى‏كند بواسطه يك لقمه غذا، و نزديكترين حالت بنده به خداوند زمانى است كه خالى باشد شكمش از زيادى غذا، و دورترين و دشمن‏ترين حالت بنده در پيشگاه خداوند وقتى است كه شكمش پر از غذا باشد (كه در أثر سيرى، آدمى را به گناه و ناپاكى مى‏كشاند).
  36. 146- المحاسن (ص: 439)، وسائل الشّيعة (ص: 241، ج: 24): نصايح لقمان حكيم، ص: 151الإصفهانىّ، عن: المنقرىّ، عن:
  37. حفص، عن: أبى عبد اللّه عليه السّلام قال: ظهر إبليس ليحيى بن زكريّا (عليه السّلام) و إذا عليه مغاليق من كلّ شئ، فقال (عليه السّلام) له: ما هذه المغاليق؟!
  38. فقال: هذه الشّهوات الّتى اصيب بها من إبن آدم، فقال (عليه السّلام): هل لى منها شئ؟ فقال: ربّما شبعت فثقّلتك عن الصّلاة و الذّكر، قال (عليه السّلام): للّه علىّ أن لا أملأ بطنى من طعام أبدا، و قال إبليس: للّه علىّ أن لا أنصح مسلما أبدا. ثمّ قال أبو عبد اللّه عليه السّلام: يا حفص؛ للّه على جعفر و آل جعفر أن لا يملئوا بطونهم من طعام أبدا، و للّه على جعفر و آل جعفر أن لا يعملوا للدّنيا أبدا.
  39. حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود: شيطان به حضور حضرت يحيى (عليه السّلام) ظاهر شد، و با خود أبزار و ريسمان و اسباب داشت، آن حضرت از او پرسيد: اينها چيست؟ عرض كرد: اينها وسايلى است براى فريب بنى آدم؛ آن حضرت فرمود: براى من نيز وسيله‏اى دارى؟ عرض كرد: هر وقت شكمت پر از غذا باشد، تو را از نماز و ذكر و دعا و مناجات با خدا بازمى‏دارم، تا جائيكه بسيار سنگين در نظر تو جلوه‏گر مى‏سازم، آن حضرت فرمود: با خدا عهد مى‏بندم كه از اين به بعد هيچگاه شكم خود را پر از غذا ننمايم (تا به دام تو گرفتار نشوم)،
  40. شيطان گفت: من نيز با خدا عهد مى‏كنم كه ديگر هيچ مسلمانى را نصيحت (و از خواب غفلت بيدار) نكنم. سپس امام صادق عليه السّلام فرمود: جعفر و آل جعفر هم با خدا عهد بسته‏اند كه هيچوقت شكم خود را پر از غذا ننمايند، و با خدا عهد بسته‏اند كه اموال دنيايى را روى هم انباشته نكنند الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏
  41. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته