سایت: پایگاه شخصی -https://hosein128.ir/
نهج البلاغه فرزاد - @nahjolbalaghehfarzad
وبلاگ - پردازاربعین https://safarzade.blog.i
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناحَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
الّلهُمّ انصر الاسلام و المسلمین، وانصر جیوش المسلمین، و اخذل الکفّار والمعاندین و المنافقین، والیهود والظالمین و استغفرالله لى و لکم. اللهم احفظ وانصر قائدنا الخامنه ائ اللهم انصر من نصره واخذل من خَذَلَهُ
تیر1405...دهه محرم وعاشورای حسینی
الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 384کتابخانه مهدی فاطمه سلام الله علیهما ص: : 384-
أهميّة الغدير في التاريخ- (اهميّت «غدير خم» در تاريخ)
- و منه المناشدة بحديث الغدير در زمان امیرالمومنین.
- و روى ابن الأثير في أُسد الغابة (1/ 368) عن كتاب الموالاة لابن عقدة بإسناده عن أبي مريم زِرّ بن حُبيش، قال: ابن اثير روايت كرده از كتاب الموالات ابن عقده به اسنادش از ابو مريم زرّ بن حبيش كه گفت:
- خرج عليٌّ من القصر، فاستقبله ركبانٌ متقلّد و السيوف، فقالوا: السلامُ عليك يا أمير المؤمنين، السلامُ عليك يا مولانا و رحمة اللَّه و بركاته. على از قصر بيرون آمد و سوارانى كه شمشير به كمر داشتند، با او روبرو شدند و گفتند: اى امير مؤمنان و مولاى ما، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد.
- فقال عليٌّ عليه السلام: «من هاهنا من أصحاب النبيّ صلى الله عليه و سلم؟»فقام اثنا عشر، منهم: قيس بن ثابت بن شمّاس، و هاشم بن عتبة، و حبيب بن بديل بن ورقاء، فشهدوا أنَّهم سمعوا النبي صلى الله عليه و آله و سلم يقول: «من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه». على عليه السّلام فرمود: در اينجا از اصحاب پيغمبر چه كسى حضور دارد؟ دوازده تن برخاستند كه در ميانشان قيس بن ثابت بن شماس و هاشم بن عتبه و حبيب بن بديل بن ورقاء بودند. آنان گواهى دادند كه از پيغمبر شنيدهاند كه مىفرمود: من كنت مولاه، فعلى مولاه.
- و أخرجه أبو موسى المَديني. ابو موسى مدينى اين حديث را با بررسى و دقت در سند آورده است
- و رواه عن كتاب الموالاة لابن عقدة ابن حجر في الإصابة (1/ 304)، و أسقط صدره إلى قوله: فقال عليٌّ، و لم يذكر من الشهود هاشم بن عتبة، جرياً على عادته.
- ابن حجر آن را از كتاب الموالات ابن عقده روايت نموده و صدر خبر را تا آنجا كه على گفت ... از قلم انداخته و هاشم بن عتبه را نيز ذكر نكرده است. اين روش او به مقتضاى عادتى است كه نامبرده در كاهش فضايل آل اللّه دارد.
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 384-بتنقيص فضائل آل اللَّه.و روى محبُّ الدين الطبريّ في الرياض النضرة (2/ 169) من طريق أحمد بلفظه الأوّل، و عن معجم الحافظ البَغَويّ أبي القاسم بلفظ أحمد الثاني، و ابن كثير في تاريخه (5/ 212) عن أحمد بطريقيه و لفظيه الأوّلين، و في (7/ 347) عن أحمد بلفظه الأوّل، و قال في (ص 348): محب الدين طبرى روايت مزبور را از طريق احمد به لفظ اول او و از معجم حافظ ابو القاسم بغوى به لفظ دوم احمد ذكر كرده است. و ابن كثير آن را در تاريخش از احمد به دو طريق و دو لفظ نخستين او و نيز از احمد به لفظ اوّل
- قال أبو بكر بن أبي شيبة: حدّثنا شريك، عن حنش، عن رياح بن الحارث، قال:بينا نحن جلوسٌ في الرحبة مع عليّ إذ جاء رجلٌ عليه أثر السفر، فقال:السلام عليك يا مولاي. قالوا: من هذا؟ فقال أبو أيّوب: سَمِعتُ رسولَ اللَّه يقول:«من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه». او ثبت نموده است. همو در جاى ديگر گويد: ابو بكر بن ابى شيبه از شريك، از حنش، از رياح بن حارث روايت كرده كه گفت: هنگامى كه ما در رحبه با على نشسته بوديم، مردى كه اثر سفر از قيافهاش پيدا بود بر آن حضرت وارد شد و گفت: درود بر تو اى مولاى من. گفتند: كيستى؟ گفت:
- ابو ايوب انصارى هستم كه از رسول خدا شنيدم كه فرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه.
- و رواه الحافظ الهيثمي في مجمع الزوائد (9/ 104) بلفظ أحمد الأوّل، ثمّ قال:رواه أحمد و الطبرانيّ، إلّا أنَّه قال: حافظ هيثمى حديث مزبور را به لفظ اول احمد روايت كرده، سپس گويد:
- قالوا: سمعنا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم يقول: «من كنتُ مولاه فعليّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه». و هذا أبو أيّوب بيننا، فحَسَر أبو أيّوب العمامة عن وجهه، ثمّ قال: سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم يقول: «من كُنتُ مولاه فعليّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه». و رجال أحمد ثقات. انتهى. حديث مزبور را احمد و طبرانى روايت نمودهاند، جز اينكه او گفته: گفتند: از رسول خدا شنيديم كه مىفرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و اين ابو ايوب است كه در ميان ماست. پس ابو ايوب روبند از چهره برداشت، سپس گفت: از رسول خدا شنيدم فرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه. اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. رجال طريق احمد همگى ثقه هستند.
- و قال جمال الدين عطاء اللَّه بن فضل اللَّه الشيرازي في كتابه الأربعين في مناقب أمير المؤمنين- عند ذكر حديث الغدير-: و رواه زِرّ بن حُبيش فقال: جمال الدين عطاء اللّه بن فضل اللّه شيرازى در كتاب الاربعين فى مناقب امير المؤمنين هنگام ذكر حديث غدير گويد: آن را زرّ بن حبيش روايت كرده و چنين گفته است:
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 385-خرج عليٌّ من القصر، فاستقبله ركبان متقلّد و السيوف، عليهم العمائم، حديثو عهدٍ بسفرٍ، فقالوا: السلام عليك يا أمير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته، السلام عليك يا مولانا. فقال عليٌّ- بعد ما ردَّ السلامَ-: «من هاهنا من أصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و سلم؟» على از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير به كمر و روبند بر چهره داشتند و تازه از گرد راه رسيده بودند، با آن حضرت روبرو شدند و گفتند: اى امير مؤمنان، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد؛ اى مولاى ما، درود بر تو. على پس از جواب سلام فرمود: در اينجا چه كسانى از اصحاب رسول خدا هستند؟
- فقام اثنا عشر رجلًا، منهم خالد بن زيد أبو أيّوب الأنصاريّ، و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، و قيس بن ثابت بن شمّاس، و عمّار بن ياسر، و أبو الهيثم بن التيّهان، و هاشم بن عتبة بن أبي وقّاص، و حبيب بن بديل بن ورقاء، فشهدوا أنَّهم سمعوا رسول اللَّه يوم غدير خُمّ يقول: «من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه ...» الحديث. دوازده تن برخاستند كه خالد بن زيد، ابو ايوب انصارى، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، قيس بن ثابت بن شماس، عمّار بن ياسر، ابو الهيثم بن تيهان، هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص و حبيب بن بديل بن ورقاء از جمله آنها بودند. پس شهادت دادند كه از رسول خدا در روز غدير خم شنيدند كه مىفرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه.
- فقال عليٌّ لأنس بن مالك و البراء بن عازب: «ما منعكما أن تقوما فتشهدا، فقد سمِعتُما كما سَمِع القوم؟ فقال: اللّهمّ إن كانا كَتَماها مُعاندةً فابْلِهما». على به انس بن مالك و براء بن عازب كه از اداى شهادت خوددارى كردند، فرمود: چه چيزى شما را از اينكه برخيزيد و شهادت دهيد، بازداشت؟ چه همان طور كه اين گروه گفتار پيامبر را شنيدهاند، شما نيز شنيدهايد. سپس فرمود: بارخدايا اگر اين دو نفر به علّت عناد كتمان كردند، آنها را مبتلا كن. فأمّا البراء فعمي، فكان يسأل عن منزله، فيقول: كيف يرشُد من أدركتْه الدعوة؟! و أمّا أنس فقد بَرِصت قدماه. ديرى نگذشت كه براء نابينا شد و پس از نابينا شدن هنگامى كه از خانه خود پرسوجو مىكرد، مىگفت: كسى كه گرفتار نفرين شده، چگونه راه به سر منزل مقصود مىبرد؟ انس هم از ناحيه پا به برص مبتلا شد.
- و قيل: لمّا استشهد عليٌّ عليه السلام قولَ النبيّ صلى الله عليه و سلم: «من كنتُ مولاه فعليٌّ مولاه»، اعتذر بالنسيان! فقال: «اللّهمّ إن كان كاذباً فاضربْهُ ببياضٍ لا تُواريه العمامة». فَبَرِص وجهُه، فسَدَل بعد ذلك بُرقُعاً على وجهه. ع (1/ 211، 2/ 137). همچنين گفتهاند كه چون على درخواست كرد كه هركس حديث غدير من كنت مولاه، فعلىّ مولاه را از پيامبر شنيده، برخيزد و بدان گواهى دهد، انس عذر آورد كه دچار فراموشى شده است. على هم فرمود: بار خدايا اگر دروغ مىگويد، او را به برص مبتلا كن كه دستار او آن را مخفى نسازد. پس چهره او دچار برص شد و پيوسته روبندى بر چهره خود مىافكند.
- و قال أبو عمرو الكشّي في فهرسته (ص 30): فيما روي من جهة العامّة، روى عبد اللَّه بن إبراهيم قال: أخبرنا أبو مريم الأنصاري، عن المِنهال بن عمرو، عن زِرّ بن حُبيش، قال: ابو عمرو كشى در روايتى كه از اهل سنت آورده گويد: عبد اللّه بن ابراهيم از ابو مريم انصارى، از منهال بن عمرو، از زرّ بن حبيش روايت كرده كه گفت:
- خرج عليُّ بن أبي طالب عليه السلام من القصر، فاستقبله ركبان متقلّدون بالسيوف عليهم العمائم، فقالوا: السلام عليكَ يا أميرَ المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته، السلام عليك يا مولانا. فقال عليٌّ: «من هاهنا من أصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم ؟» على بن ابى طالب از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير به كمر و نقاب بر چهره داشتند، با آن جناب روبرو شدند و گفتند: اى امير مؤمنان، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد؛ اى مولاى ما، درود بر تو. على فرمود: در اينجا چه كسانى از اصحاب رسول خدا هستند؟
- الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 386-فقام خالد بن زيد أبو أيّوب، و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، و قيس بن سعد ابن عبادة، و عبد اللَّه بن بديل بن ورقاء، فشهدوا جميعاً: أنَّهم سَمِعوا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم يقول يوم غدير خُمّ: «من كنتُ مولاه فعليّ مولاه». خالد بن زيد ابو ايّوب، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، قيس بن سعد بن عباده و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء به پا خاستند و همگى شهادت دادند كه از رسول خدا شنيدند كه در روز غدير خم فرمود: من كنت مولاه، فعلىّ مولاه.
- فقال عليّ عليه السلام لأنس بن مالك و البراء بن عازب: «ما منعكما أن تقوما فتشهدا، فقد سمعتُما كما سمِع القوم؟ ثمّ قال: اللّهمّ إن كانا كَتَماها معاندةً فابْتَلِهِما». فعمي البراء بن عازب، و بَرِص قَدَما أنس بن مالك. فحلف أنس بن مالك أن لا يكتم منقبةً لعليّ بن أبي طالب و لا فضلًا أبداً. پس از آن على به انس بن مالك و براء بن عازب فرمود: چه چيزى شما را از اينكه برخيزيد و شهادت دهيد بازداشت؟ چه همانطور كه اين گروه گفتار پيامبر را شنيدهاند، شما هم شنيدهايد؟ سپس فرمود: بار خدايا اگر اين دو نفر از روى عناد شهادت خود را كتمان كردند، آنها را مبتلا كن. در نتيجه، براء بن عازب نابينا شد و انس بن مالك از ناحيه پا دچار برص گرديد. پس انس بن مالك سوگند ياد كرد كه ديگر هيچ منقبت و فضيلتى از على را كتمان نكند.
- أمّا البراء بن عازب فكان يسأل عن منزله فيقال: هو في موضع كذا و كذا.فيقول: كيف يرشُد من أصابته الدعوة؟ اما براء بن عازب هنگامى كه از خانه خود پرسوجو مىكرد و به او نشانى مىدادند، با خود مىگفت: كسى كه به نفرين گرفتار شده، چگونه راهنمائى و ارشاد مىشود.
- ! و هناك غير واحد من محدّثي المتأخِّرين ذكروا هذه الأثارة لا نطيل بذكرهم المقال.الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 387 ناگفته نماند كه تعداد ديگرى از محدّثان متأخّر هستند كه اين داستانها و وقايع را ذكر كردهاند و ما با ياد كرد آنها سخن را طولانى نمىكنيم.
- أعلام الشهود لأمير المؤمنين عليه السلام بحديث الغدير يوم الركبان حسب ما مرّ من الأحاديث- گواهان بنام حديث غدير در روز ركبان طبق روايات پيشين
- 1- أبو الهيثم بن التيّهان- بدريّ. 1- ابو الهيثم بن تيهان كه از اصحاب بدر بود.
- 2- أبو أيّوب خالد بن زيد الأنصاريّ. 2- ابو ايّوب، خالد بن زيد انصارى.
- 3- حبيب بن بديل بن ورقاء الخزاعيّ. 3- حبيب بن بديل بن ورقاء خزاعى.
- 4- خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين الشهيد بصفّين- بدريّ. 4- خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين كه از اصحاب بدر بود و در صفين شهادت يافت.
- 5- عبد اللَّه بن بديل بن ورقاء الشهيد بصفّين. 5- عبد اللّه بن بديل بن ورقاء كه در صفين شهادت يافت.
- 6- عمّار بن ياسر قتيل الفئة الباغية بصفّين- بدري. 6- عمّار بن ياسر كه از اصحاب بدر بود و در صفين به دست گروه ستمكار كشته شد.
- 7- قيس بن ثابت بن شمّاس الأنصاريّ. 7- قيس بن ثابت بن شماس انصارى.
- 8- قيس بن سعد بن عبادة الخزرجي- بدريّ. 8- قيس بن سعد بن عباده خزرجى كه از اصحاب بدر بود.
- 9- هاشم المرقال ابن عتبة صاحب راية عليٍّ و الشهيد بصفّين. 9- هاشم مرقال بن عتبه كه پرچمدار على در صفين بود و در همان جنگ شهيد شد.
- من أصابته الدعوة بإخفاء حديث الغدير نفرينشدگانى كه حديث غدير را پنهان داشتند
- قد مرّ الإيعاز في غير واحد من أحاديث المناشدة يومي الرحبة و الركبان إلى أنَّ قوماً من أصحاب النبيّ صلى الله عليه و آله و سلم الحضور في يوم غدير خُمّ قد كَتَموا شهادتهم لأمير المؤمنين عليه السلام بالحديث، فدعا عليهم، فأخذتهم الدعوة، كما وقع النصّ بذلك في غير واحد من المعاجم، و القوم هم: در تعدادى از احاديث مناشده روز رحبه و روز ركبان اشاره شد كه جمعى از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه در روز غدير خم حاضر بودهاند، شهادت خود را در مقابل امير المؤمنين عليه السّلام كتمان كردند و در اثر نفرين آن جناب دچار بليّه شدند، چنانكه در بسيارى از فرهنگهاى زندگينامهها بدان تصريح شده است. اين افراد عبارتند از:
- 1- أبو حمزة أنس بن مالك: المتوفّى (90، 91، 93). 1- ابو حمزه انس بن مالك (م 90- 93).
- 2- البراء بن عازب الأنصاريّ: المتوفّى (71، 72). 2- براء بن عازب انصارى (م 71 يا 72).
- 3- جرير بن عبد اللَّه البجليّ: المتوفّى (51، 54). 3- جرير بن عبد اللّه بجلّى (م 51 يا 54).
- 4- زيد بن أرقم الخزرجيّ: المتوفّى (66، 68).- 4- زيد بن ارقم خزرجى (م 66 يا 68).
- 5- عبد الرحمن بن مدلج. 5- عبد الرحمن بن مدلج.
- 6- يزيد بن وديعه. 6- يزيد بن وديعة. الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 388 نظرة في حديث إصابة الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج1، ص: 388-للهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم



