https://hosein128.ir- پایگاه شخصی 
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
درسخارج اصول؛ کفایة الاصول
حقیقت شرعیه_جلسۀ۲
استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۸
مدت زمان: ۲۸ دقیقه
@doroos_mahdavi
- ۱۴۰۵ ۳ ۱۸ ....اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
- بحث در حقیقت شرعیه بود و نظر صاحب کفایه و فرزند بزرگوارشونو ما نظر فرزندشون رو به اضافه نکتهای که اضافه کردیم و برای اینکه ذهنتون باز آماده بشه بحث ادامه همینه اگر ما بگیم صلات حقیقت شرعیه هست معناش اینه که شارع.اومده کلمه صلاتی که به معنای دعا بوده سو آورده تو معنای نماز یه عمل خاص و بدون قرینه دیگه این معنای دوم شده معنای حقیقی بدون قرینه هم بوده این میشه حقیقت شرعیه با توجه به این حقیقت شرعیه یه نکتهای هم صاحب کفایی گفتن
- گفتن حقیقت لغویه دیگه اینو قبل اون بود اما تکرار میکنم حقیقت لغوی که آخوند گفتن این بود که گفتن اصلاً این در همون.عملی که نماز تو شرایط سابقه بوده این لفظ صلات تو همون دارهاستعمال کاری به حقیقت شرعی زمان ما نداره ابتدا لفظ صلات وصل شد برای نماز و دعا برای دو معنای لغوی
- خوب نظریه سومم اگه بخوایم مقابل اینا بگیم حقیقت متشرعه هست یعنی بگیم که زمان پیامبر هست هنوز لفظ صلات به معنای دعا بوده.و هر وقت میخواستم به معنای نماز بگیرند با قرینه بوده بعد تو سالهای بعد کم کم شد حقیقت متشرعه نزد متشرعه اصحاب ائمه علیهم السلام کم کم دیگه بدون قرینه صلات شد نماز این سه تا نظریه
- حالا بحث امروز ما اولاً یک جمله از مرحوم محقق نائینیست ایشون میگن ثمره تو این بخث کجا ظاهر میشه ثمره رو بیان میکنیم توضیحش دقت بکنید.تا ببینیم که طبق این نظریه با بعد نظر آیت الله عظمی خویی هست و اشکالاتی که به ایشون باز وارد محقق نائینی میگن اگر ما بخوایم ثمره بگیم سه تا نتیجه
- یکی از اینا رو باید قائل بشیم یا باید حمل بکنیم الفاظ صلات تا میگم صلات به عنوان یه مثاله الا الفاظ دیگه هم هست یا باید حمل کنیم لفظ صلات و که تو لسان شارع اسم بر معنای لغوی.حملش کجاست طبق نظر آخونده که گفتن فرض کردن این نماز تو شرایط سابقاً بوده و از همون چند هزار سال پیش همیشه اسم صلات گفته میشده که بعد البته ما رد کردیم اما گفتن لفظ صلاة از همون اول لغتاً وجه مثل اینا که مشترک لفظیه یه همچین حالتی برای هر دو
- نظریه دوم آن است که این حقیقت معانی لغویه را قبول نکنیم و توقف بکنیم یه جا که صلات دیدیم.قرینه هم نیست که آیا دعاست یا نماز میگیم نمیدانیم توقف بکنیم
- نظریه سوم اینه که ما حقیقت شرعی رو میپذیریم و میگیم زمان پیامبر معنای دوم ضمیمه معنای اول شد به شکل حقیقت نه به شکل مجاز اینو میگن حقیقت شرعی که اگه ثابت بشه دیگه نیاز به قرینه هم نداره خب عرض شود که این مطالب از نظر کبرا مسلم و واضحه که سه تا نظریه است.
- ما از نظر صغرای مسئله یعنی الان ما مورد تو آیه پیدا بکنیم یا تو روایت آیا همین سه تا نظریه است که بگیم یا حمل بکنیم بر همون معنای لغوی حقایق لغویه باشه یا حمل بکنیم به معنای شرعی یا توقف بکنیم آیا اینه جواب اینه که فعلاً ما تو موارد یعنی تو ۱۰۰ تا هزار تا روایت و آیه قرآن اگر ما لفظ صلات پیدا کردیم ما شک نداریم تو مراد.
- یعنی اگه شک داشتیم میگفتیم این سه تا الان یقین داریم که هر جا صلات گفته شد معنای همان نماز هست ثبوت حقیقت شرعی است ولو اینکه ما قائل بشیم که در صدر اسلامم نبوده و بعد ۵۰ سال بعد صد سال بعد حقیقت متشرعه شده یعنی ۱۰۰ سال بعد اومد تو معنای نماز بالاخره ما الان تو زمان خودمون شکی نداریم در یه موردی که آیا توقف بکنیم بگیم معنای دعا ست یا نمازه همه شما حمله بر.صلات میکنید نماز مخصوص دلیل ما چیه
- میگیم این الفاظ چه قرآنش و چه روایاتش چه کتاب چه سنت همه اینا از طریق پیامبر توسط ائمه اطهار علیهم السلام به ما رسیده وقتی که توسط ائمه علیهم السلام رسیده باشه دیگه ما شک نداریم تا حقیقت شرعیه بعد از واسطه دارم میگما بعد از واسطه یعنی تا ۲۶۰ سال که امام عسکری علیه السلام سال ۲۶۰ به شهادت رسیدن.قطعاً چه آیات قرآن که توسط این ائمه به مارسیده چه روایاتی از خود ائمه علیهم السلامه دیگه همه اینا حقیقت شرعی است یا متشرعه دیگه شبههای نیست قطعاً ما تو زمان ائمه علیهم السلام دیگه حقیقت متشرعشو که دیگه شک نداریم که زمان ما هم دیگه از زمان ائمه علیهم السلام رد شده پس دیگه ما شک نداریم این تا اینجا
- ما یک ایرادی اینجا الان عرض بکنم و اونی که حقیقت شرعی رو.مختص زمان پیامبر میدونن صلی الله علیه و آله و سلم یعنی ۲۳ سال مختص ۲۳ سال میدونن در حالی که ما معتقدیم ائمه ما علیهم السلام مثل جدشان متشرع اند خود اونم شارع فقط باید بگیم که الفاظ کتاب در زمان ۲۳ سال نازل شده نه تا سال ۲۶۰ اما روایتها تا سال ۲۶۰ اینکه بخواهیم بگیم تا سال ۲۶۰ اگر معنای نماز اومده تو معنای تو لفظ صلات.حقیقت متشرعه بدونیم نه اینم باید حقیقت شرعی بدونیم این یک اشکالیست اینجا به ذهن ما میرسه
- اما بالاخره آخرشون اشکال هست که در زمان ۲۳ سال اگر لفظ صلات گفته شد آیا بی قرینه اجازه داریم حمله بر نماز بکنیم یا نه بقیه الکلام اونجا میخواد ما اون ۲۵۰ سال بعدش هم جز حقیقت شرعی بدونیم یا متشرعه تفاوتی نمیکنه بالاخره اون ۲۳ سال ما سوال میکنیم.که به چه نحوی بوده آخرش توقف میشود
- حالا ما یه فرض در فرض هم اینجا کردیم گفتیم اگه فرض کنیم کلامی بدون واسطه ۱۲ امام علیهم السلام به ما برسد همیشه واقع نشده اما فرض کنیم حالا فرض اینطوری نادر هم هستا بگیم از طریق اصحاب معصومین علیهم السلام اما کاری به اهل بیت علیهم السلام نداشته باشن این اصحاب از همدیگه نقل میکن تا برسه به زمان.رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یعنی از همون صدر اسلام اصحاب بر همدیگه نقل کردن تا رسید به زمان و واسطه ائمه علیهم السلام حذفش کنیم اگه فرض کنیم اینطوری بعدم فرض کنیم که تو کلام پیامبر هم شک داریم تو مرادشون که این صلاتی که گفتن دعاست یا نماز اون وقت این کلام درست در میاد که ثمره است که آیا حقیقت شریعه است یا متشرعه اگر شرعیه باشه حمل بر نماز میشه اگه متشرع باشه حمله بعد دعا میشه.
- لاکن تصور کردید که این نکتهای که گفتیم فرضٌ فی فرض اول فرض کردیم عدم وساطت ۱۲ امام علیهم السلام و ثانیاً فرض کردیم که شک تو مراد پیامبر هم داریم خب این فرض تو فرض اینا رو باید بگذاریم کنار .
- مطلب بعدی محقق نائینی رضوان الله تعالی علیه یک مطلبی رو بیان کردند اینجا که بعد آیت الله عظمی خویی ایراد گرفتن به ایشون مطلب محقق نائینی اینه.
- گفتن امکان ندارد وضع تعیینیاستعمالی اگه یادتون باشه من دوباره برمیگردم به بحث گذشته که صاحب کفایی فرمودند وضع تعیین دو جوره گاهی ابتداییست گاهیاستعمالی ما البته کلام ایشونو اصلاح کردیم گفتیم ابتدایی منظور اینه که بدوناستعمال یعنی واضح میاد کلمه رو میذاره مقابل یه معنا امااستعمال نمیکنه بعد دیگراناستعمال اینا میگن وضع ابتدایی.ما بدوناستعمال باید اضافه کنیم تا مراد معلوم بشه چی میگه
- قسم دوم وضع تعیینیست امااستعمالی یعنی همون موقع که واضح داره وزن میکنهاستعمال هم داره میکنه گفتیم مثالش پدریست که نوزاد پیدا کرده میگه اتنی محمد هم دارهاستعمال میکنه هم داره اسم بچه رو تعیین میکنه جناب محقق نایی این قسمت دومو دارن رد میکنن میفرماید ما قبول نداریم وضع تعیینیاستعمالی دلیلشان.یه دلیل وجیه ذکر میکنند دلیل قانع کننده
- و اون اینه میگن کسی که داره یه لفظی رو وضع میکنه توجهش به لفظ توجهاستعماله است بهش میگن لحاظ لحاظ استقلالیش لفظ و استقلالاً مثلاً صلات رو یک کتاب و لفظ مستقلاً بهش توجه میکنه و بعد اینو میگذاره مقابل معنا بعد که میخواد یک کسیاستعمال بکنه تو مقاماستعمال لفظ فانی میشه دیگه میگناستعمال.
- به چه معناست افناء اللفظ فعل معنا و القاء المعنا الی المخاطب وقتی که مااستعمال میکنیم در واقع داریم فانی میکنیم لفظ رو در معنا و چرا که به مخاطب منتقل میکنیم خود معناست اما این نیستا اینو میگیم در واقع ؛ ولی در ظاهر چیه صوتی است که منتقل شد و شنونده شنید اما میگناستعمال اینه که داره لفظو دیگه بهش توجه نمیکنه توجه استقلالی به معنا داره.
- اینو دقت کردیم که در وضع لفظ توجه به لفظ استقلالیه دراستعمال توجه به لفظ عالیست توجه به معنا استقلالیه بعد محقق ناینی میگن چطور میشه دیگه کسی در وضع تعیینیاستعمالی یعنی قبلا سابقه وضع نداره الان وضع تعییناستعماله یعنی هم لحاظ استقلالی بکند به لفظ که لفظ محمد و میگه این لفظ محمد استقلالاً داره بهش ترجمه میکنه چون داره. لفظو وصل کنید برای معنا و هم توجه عالی داره میکنه چرا چون داره میگهاستعماله واستعمال اینه که ما دیگه به لفظ توجه ویژه نداریم معنا رو داریم به مخاطب القا میکنی این میشه جمع بین لحاظ عالی و استقلالی فی لحاظ واحد و هو غیر معقول ؛
- اگر بخواید مراجعه کنید در کتاب تقریرات که مال مرحوم نائینی ایست جلد اول صفحه ۴۹ مراجعه بفرمایید آیت الله عظمی خویی که.میدونید ایشون یه دوره اصول پیش ناینی خواندهاند و بعدم که درس خارج هنوز شروع نکرده بودند اولین بحث اصولشان برای مرحوم آیت الله عظمای بهجت آیت الله عظمی میلانی برای این دو بزرگوار یه دورهمی اصول رو ذکر کردن بعد از که این دوره اصول استادشونو منتقل کردن چون دیگه فوت شده بودند بعدش که نقل کردن دیگه دوره های بعد خود آیت الله خویی.دیگه مدرس درس خارج شدند
- و با اون ذهن قوی که داشتند خودشان درس خارج شروع کردند حالا اینجا توجه بکنید محقق نائینی گفتند جمع بین لحاظ عالی و استقلالیست تو کجا تو قسم دوم یادتون نره وضع تعیینی ابتدایی نه اونجایی که وضع تعیینیاستعمالیه میگن این نمیشه چون اگهاستعمال است پس تو محمدا اگهاستعمال پس توجهش به لفظ توجه.تو درون که واضح میگه من این لفظ رو برای معنا وصل کردماستعمال دیگه تو افق نفس نیستاستعمال میاد یا امر خارج مقام به کارگیری لفظ برای معناست
- از این جهت فرض مقدم است براستعمال حتی بنا بر نظر خود آیت الله خویی که وضعو گفتن به معنای تعهد التزامه همون تعهد التزام هم قبل ازاستعماله ایرادی که اینجا واضح هم هست من آنچه که توضیح دادم ظاهراً خود شما متوجه شدید.
- میخوام چه ایرادی بگیریم و اون اینه میگیم که شما نتونستید کلام محقق ناینی را رد بکنید محققین آیینی اسم وضع تعیینیاستعمالی رو دارن میگن نه وضع تعیینی ابتدایی رو این همه حرف زدید آقای خویی مال اینه که بحثو بردن تو وضع ابتدایی تعیینی ابتدایی بله ابتدایی باشه واضح اول وضع میکنه کلمه رواستعمال هم نمیکنه.بعد میده دست مردم مردماستعمال میکنه
- واضع توجه اصلیش به معناست اگه داره وضع میکنه لفظو برای معنا توجه به لفظش توجه استقلالیه چطور میشه تو آنوا دو تا توجه با هم هم عالی باشه هم استقلالی مثل اینه که کسی سراغ آینه بره اگه میخواد عکس خودشو ببینه تو آینه پس توجهش به صفحه آینه دیگه استقلالی نیست عالیه و اونو توجه بهش نمیکنه و با فعل مرعات رو نگاه میکنه استقلال به اون عکس داره نگاه میکنه و آینه میشه آلت.
- اما یه وقته میره سراغ آینه میخواد صفحه آینه رو تمیز بکنه نگاه میکنه میبینه گرد دارد یا نه اونجا توجه استقلالی به صفحه آینه داره چطور میشه یه کسی سراغ آینه بره هم توجه استقلالی به صفحه آینه بکنه هم توجه عالی بکنه به این صفحه آینه و توجه استقلالیش به اون مافل مرآرات باشه این جمع بین دو لحاظ اینطوری تو این مثال واضحه میفرماید این معقول نیست آیت الله خویی ایشون ایراد گرفتن.
- به محقق نایینی من تا جایی که فرصت هست بخشی از فرمایش آیت الله عظما خویی رو که در المحاضراتشون آمده فی اصول الفقه اینو ذکر میکنم و ایرادی که به ایشون داریم رو هم بیان میکنیم ایشون میفرمایند آیت الله خویی که وضع چه نظریه مشهور رو بگید چه نظریه خودم رو بگیم که قبلا توضیح دادیم گفت تعهد و التزام نفسانی است این نظریه خود آیت الله خویی بود.
- میگن هر کدامشو بگید این تعریف میگه که وزن مقدم براستعماله ؛ استعمال مرحله بعد وقتی مرحله بعد جمع بین آلی و استقلالی نمیشود اینو باید توضیح بدیم که چطور مقدم است براستعمال ببینید دو تا نظریه ما داشتیم یه نظریه خود آیت الله عظمای خویی بود که گفتن وضع چیه وضع کلمه برای معنا فرمودند وضع تعهد و التزام نفسانی است یعنی کل جامعه مثلاً اصفهان اگر.۵ میلیون جمعیت داره همشون واضع اینو تصریح میکنند میفرماد کل جامعه واضع است
- بنابراین کل جامعه میشه تعهد و التزام داده است به اینکه هرگاه میخواد یه معنایی رو به مخاطب منتقل بکنه از این لفظ استفاده کنه پس کل افراد جامعه شدن واضع این فرمایش ایشونه طبق این فرمایش تعهد و التزام اوله یعنی منتظر میشید که از این لفظ استفاده بکنه.
- بعد میشه مرحله بعدش استعماله لذا تو مرحله اول که تعهد التزامه توجه به لفظ میشه استقلالی تو مرحله دوم که میخواداستعمال بکنه دیگه توجه به لفظش توجه عالیش و همون افنایی که گفتن تو مرحله استعمال لفظ دیگه فانی میشه تو معنا و کانه معنا رو داره منتقل میکنه به مخاطب این طبق نظر خود آیت الله خویی رضوان الله تعالی
- و اما طبق نظر مشهور.مشهور گفتن و از اعتبار نفسانی است حالا تعبیر ایشون اینه نه اینطوری هم مشهور نگفتن اعتبار نفسانی مشهور گفتن و چیه وضع لفظ معنا سادهش بکنیم این اعتبار نفسانی هم که میگن منظور همینه که یه کسی معتبر دانسته است لفظی رو برای یه معنا یه اعتبار گفتن نفسانیست حالا چرا نفسانی گفته از خودشون باید سوال بکنیم بعد
- میگفتن اعتباره دیگه اعتباریست که.در نزد یک واضح اون واضح و گفتن نفس واضح من زیاد خوشم نمیاد با این الفاظی که اینطوری گفته میشه یه مقدار فریبنده است و افرادی هم که جدید دارن دقت میکنند تازه نمیدونن چی داره گفته میشه در حالی که معنا خیلی ساده هست وضعی که مشهور گفتن این بود یادتونه اول گفتن واضح معنا به ذهنش خطور میکنه نه لفظ ، اول معنا میاد.بعد گفتن مرحله دوم اینه که یه لفظی رو برای اون معنا وضع میکنه مرحله اول اسمشو وزن گذاشتن اینو دارم میگن حالا طبق نظر آیت الله خویی دارن میگن طبق نظر مشهور اگر وضع اینه خب این مقدمه براستعماله واضح هم هست یعنی اول وضع کلمه هست برای معنا سپس افراد تو جامعه میان از اون لفظ استفاده میکنند و به کار میگیرن برای معانی خودشون.
- بعد یه مثال هبه را آیت الله عظما خویی بیان میکنند میگن در هبه هم همینطوره گاهی میشه در هبه صریحا میگه من هبه کردم این کتاب را به شما خب دیگه لفظ هبه رو سریعاً بیان کرده میگه و این بالمطابقه گاهی هم نه با جمله قرینه ای میگه که من اینو به شما هبه کردم چطوری قرینه مثال میزنم صبح.
- صبح یا میگه بفرما ناهارو بخورید غذا بخورید خود این تلاوت بر هبه داره میخوام بگم که این ابراز تفاوتی اثری نداره در آنچه که ما داریم میگیم که بالاخره وزن مقدم براستعمال تو وزن توجه استقلالی به لفظ توجه عالی به معناست اما بعد که میخواداستعمال بکنه به عکس میشه این تو مقام استعمال توجه به لفظ دیگه عالیست و این لفظ فانی در معنا میکنه.
- لذا طبق نظر آیت الله عظمی خویی رضوان الله تعالی علیه این محذوری که محقق نائینی گفتند جمع بین لحاظ عالی و استقلالی از بین رفت چون در دو مرحله هست و از مقدم است بر سه مال عرض شود که باز تکرار میکنند ایشون میگن وزن امرون نفسانی فی افق نفس و الفاظ اینو طبق نظر مشهور که یه امر نفسانیست تو افق نفسه کاری به استعمال نداره.
- محقق نائینی اینو که نگفتن ایراد محقق نائینی تو قسم دومه وقتی قسم دوم شد من اول بحثم چند بار اینو تکرار کردم تو بحث قسم دوم و از تعیینی استعمالی تو اینجا گفتن وقتی سابقه وضع نیست چون قبلاً پدر بچه که نداشته که اسمش محمد باشه پس سابقاً نبوده الان امروز بچه دار شد با یه جمله دو تا کار میخواد بکنه هم لفظ و وضع کنه برای معنا.و هم استعمالم داره میکنه میگه اعتونی محمد
- اینو ما حق دانسیم نائینی رد کردن گفتن اینجا جمع بین لحاظ عالی و استقلالی است اینو باید جواب بدیم
- آقای خویی بحثا خلطش کردن بردن تو بحث وضع تعیینی ابتدایی و جواب را ازوضع دادن اونی که محقق ایراد بهش نداشتن این بحث میمونه انشالله ما ادامه بحثو در فردا همین فرمایش آیت الله عظمی خویی رو خواهیم داشت
- و صلی الله علی.محمد و آله ال.
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لالله رب العالمین




