اسْتُهْزِئَ= مسخره کردن
https://hosein128.ir- پایگاه شخصی
https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَوا
تُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى..
- اسْتُهْزِئَ= مسخره کردن درقرآن چهار آیه آمده-
- الأنعام : 10 وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
- التوبة : 64 يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما في قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ
- الرعد : 32 وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
- الأنبياء : 41 وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن
- ياد مشكلات ديگران، صبر انسان را زياد مىكند و مبلغ دين نبايد از استهزاى مخالفان دلتنگ شود. «لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ»
- استهزا، يكى از جنگهاى روانى دشمن و براى تضعيف روحيهى رهبران است كه بايد در برابر آن مقاومت كرد. «اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ» - «فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا»
- استهزاى دين، يكى از گناهان كبيره است كه وعدهى عذاب بر آن داده شده است. فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا ...
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از كسانى كه دين شما را به مسخره و بازى مىگيرند، آنان كه پيش از شما كتاب (آسمانى) داده شدهاند و (نيز) كفّار را ولىّ خود نگيريد و از خدا بپرهيزيد، اگر ايمان داريد. استهزا شيوه دائمى كفّار است. «كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
- - استهزا، شيوهى منافقان است. «اسْتَهْزِؤُا» (شايد مراد از استهزا، نفاق باشد) منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان. (آنها مؤمنان را مسخره مىكنند، ولى خدا به حمايت مؤمنان آمده و پاسخ تمسخر آنان را مىدهد): «اللَّه يستهزئ بهم»؛ - اگر از منافقان بپرسى (چرا مسخره كرديد؟) قطعاً مىگويند: ما فقط شوخى و بازى مىكرديم (و غرضى نداشتيم). بگو: آيا خداوند و آيات او و پيامبرش را مسخره مىكرديد!؟
- به مهلت الهى مغرور نشويم، كه قهر او يكدفعه مىرسد. «ثُمَ أَخَذْتُهُمْ»
- اگر كسى را براى انجام كارى مأمور مىكنيد، خطرات و سختىهاى كار را به او گوشزد نماييد و به او روحيّه دهيد. «لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ»
- شيوهى كفّار در طول تاريخ تمسخر و استهزا بوده است. «سَخِرُوا مِنْهُمْ»
- آگاهى از رنجهاى ديگران، رنجهاى انسان را تسكين مىبخشد. «اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ»
- كارهاى حكيمانه نبايد به خاطر تمسخر گروهى تعطيل شود. (با اينكه پيامبران مسخره مىشدند، ولى آمدن انبيا تعطيل نشد) «اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ»
- استهزا، سبب گرفتارى است. سَخِرُوا ... فَحاقَ ...
- كيفر، با گناه سنخيّت دارد. فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا ... ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن
- وچون با اهل ايمان ملاقات كنند گويند: ما (نيز همانند شما) ايمان آوردهايم. ولى هرگاه با (همفكران) شيطان صفت خود خلوت كنند، مىگويند: ما با شما هستيم، ما فقط (اهل ايمان را) مسخره مىكنيم.
- دشمنان به عنوان مسخره گفتند: حنطه، يعنى گندم.) پس ما بر آن ستمكاران به سزاى گناهى كه مرتكب مىشدند، عذابى از آسمان فرو فرستاديم.
- آنها براى داورى و حل مشكل، نزد حضرت موسى رفتند. موسى عليه السلام به آنها فرمود: خداوند دستور داده- آنها با شنيدن اين جواب به موسى عليه السلام گفتند: آيا ما را مسخره مىكنى؟ موسى گفت: مسخره كردن كار جاهلان است و من به خدا پناه مىبرم كه از جاهلان باشم. مسخره كردن ديگران، نشانهى بىخردى است، حضرت موسى از آن به خدا پناه مىبرد.- فقط ساحران هنگامى كه فهميدند كار موسى سحر نيست، بدون لجاجت ايمان آوردند. البتّه شايد آيه ناميدن كار حضرت موسى از سوى فرعونيان، از روى استهزا و مسخره بوده است.
- مسخره كردن، كار افراد جاهل وبىخرد است. «أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ»
- زندگى دنيا، در چشم كافران جلوه يافته است و (به همين دليل) افراد با ايمان را مسخره مىكنند. در حالى كه مؤمنان و پرهيزكاران در قيامت از آنها برترند. وخداوند هركس را بخواهد، روزى بىشمار مرحمت مىكند.
- قرآن می فرماید :مؤمنان را مسخره نكنيد. زيرا قيامتى هست كه صحنهها عوض مىشوند. و هم موجب تسلّاى خاطر مؤمنان مىباشد كه با تمسخر كافران، سست نشوند و به آينده اميدوار باشند.
- مسخره كردن تهيدستان، شيوه دائمى اهل دنياست. «يسخرون»
- در فارسى از روى مسخره مىگويند: از تو گفتن و از ما گوش نكردن. تعبير مثل آن «سَمِعْنا وَ عَصَيْنا» است
- در شأن نزول آيه آمده است كه جمعى از يهود و بعضى از مسيحيان، صداى مؤذّن را كه مىشنيدند و يا قيام مسلمانان را به نماز مىديدند، آنان مسخره و استهزا مىكردند.
- از رابطه و دوستى با كسانى كه اذان (وشعائر دينى) را مسخره مىكنند، بپرهيزيد. لا تَتَّخِذُوا ... وَ إِذا نادَيْتُمْ ...
- مسخره كردن دين، مغرور شدن به دنيا، فراموشى آخرت و انكار آيات الهى، همه از نشانههاى كافران است.
- «الْكافِرِينَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا»
- برخى مىشنوند، ولى مسخره و استهزا مىكنند. «قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا»
- حضرت امام رضا (علیه السلام ) فرمود كه هفت چيز بدون هفت چيز استهزاء و سخريه كردن بنفس است
- 1-كسى كه بزبان استغفار كند و در دل پشيمان نشود پس خود را مسخره كرده است
- 2-كسى كه از خدا توفيق كارهاى خوب خواهد و لكن جدّ و جهد نكند
- 3- و كسى كه در پى احتياط و نگاهدارى خود باشد و لكن حذر نكند
- 4-كسى كه از خدا بهشت طلبد و لكن در شدائد و سختيها صبر نكند
- 5-كسى كه از آتش جهنّم بخدا پناه برد و لكن ترك شهوتهاى دنيوى نكند
- 6-كسى كه مرگ را ياد كند و لكن مهيّاى مرگ نشود
- 7- كسى كه ذكر خدا كند و لكن مشتاق ملاقات خدا نباشد در دنيا هر يك از اينها را فرموده كه بخود استهزاء نموده
- اما روایات چون سر امام حسين عليه السلام را به سوى شام بردند، يزيد لعنة اللَّه عليه و يارانش (لعنة اللَّه عليهم) بدان سو آمدند و به خوردن طعام و نوشيدن فقّاع (آبجو) مشغول شدند. و چون از خوردن و نوشيدن فارغ گشتند، دستور داد تا آن سر مطهر را در طشتى زير تختش قرار دادند و كاغذ قمار بازى را بر روى آن طشت نهادند، يزيد لعنة اللَّه عليه مشغول بازى شد و در حين بازى حسين بن على عليه السلام و پدر و جدش عليهم السلام را مورد استهزاء قرار مىداد. و هر زمان كه در قمار از حريف خود مىبرد، ظرف فقّاع را مىگرفت و سه جرعه مىنوشيد و باقى مانده آن را كنار طشت مىريخت.قرآن می فرماید پس همين پس به زودى خبرهاى مهم (و تلخى دربارهى كيفر) آنچه را به مسخره مىگرفتند، به سراغشان خواهد آمد.
- هنگامى كه حسين بن على شهيد شد سرش را از بدن جدا كرده و او را سير دادند، هنگامى كه شب فرا رسيد بزم شراب آراستند و بسر استهزاء ميكردند، دستى از ديوار درآمد كه قلمى آهنين در آن بود سطرى با خون بر ديوار نوشت.آيا امتى كه حسين را كشتند اميدوارند كه در روز حساب از شفاعت جدش بهرهمند گردند. مسخره كنندگان، عاقبت ذليل مىشوند و استهزا، دامن خودشان را مىگيرد.
- آنان كه دين و اسلام و نماز مسلمانان را مسخره مىكنند و مسلمان را به خاطر ايمانشان مىآزارند، چرا به گذشتهى تاريك و ننگين خود نگاه نمىكنند كه با قهر الهى مسخ شدند و رسوا گشتند. گرچه يهودِ زمان پيامبر، به صورت خوك و ميمون نبودند، ولى چون بنىاسرائيل خود را قوم واحد و داراى هويّت جمعى مىدانستند و افتخارات گذشته را به خود نسبت مىدادند، بيان رسوايىهاى پيشين، غرور آنان را مىشكند.آيهى تحريم كه در باره همنشينى با ياوه گويان و مسخره كنندگان نازل شد، خداوند حامى انبياست واستهزا كنندگان را هلاك مىكند. فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا ... الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»




