صحیح و اعم_في عدم جريان النزاع في المعاملات  على الوضع للمسبّبات استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۷ مدت زمان: ۴۷ دقیقه @doroos_ayatollahmahdavi

  1. https://hosein128.i- پایگاه شخصی  

 https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏-الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

صحیح و اعم_في عدم جريان النزاع في المعاملات  على الوضع للمسبّبات

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

تاریخ: سه شنبه  ۱۴۰۵/۰۶/۱۷

مدت زمان: ۴۷ دقیقه

@doroos_ayatollahmahdavi

  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بخش عبادات صحیح تمام شد الان وارد بحث معاملات  می‌شیم معاملات  یکیش مثلاً ب خیلی متعارفش خرید و فروش است که میشه اما معاملات  دیگه داریم شما دیدید انواع معاملات  هست اجاره یه نوع معامله هست.کارگاه اجاره بدن هست که بهش میگیم خدمات یا میاد تعمیر می‌کنه یخچال شما رو در خانه‌تونو و بعد یه پولی هم می‌گیره گاهی هم اجاره جنس خانه‌ای داره اجاره می‌ذاره در اختیار شما خودرویی داره می‌ذاره در اجاره میده به شما یه پولی ازتون می‌گیره در صورت همه اینها معامله آیا.لفظ بی ما دیگه مثال می‌زنیم یا مثال اجاره آیا وصل شده برای صحیح یا اعم از صحیح و فاسق در معامله یه مطلبی اینجا ما اضافه داریم غیر از عبادات و اون اینه که معامله سبب داره یک مسوب داره وقتی میگیم مثلاً بیع سببش چیه همون مشترک که افراد این سببش مسبب چیه اینه که مبیع.
  2. منتقل میشه به مشتری و سمند از طرف مشتری منتقل می‌شه به بایا میگن اثر بی اثر بیع لا جز له شرط و جز نداره سبب چرا سبب ممکنه بگید که بهتون باید ب و عین و ت رو صحیح ادا بکنه که عربی باشه شرط است که مقدم بر اشتریت باشه.
  3. شرطش اینه که به زبان بگوید ما آتاتی نباشه و و شرایطی که تو معاملات  بله بالاخره یه شرایطی تو سبب  داریم فرق سبب مصوب تو معاملات  همینه اینا رو دقت بکنین من یه توضیح بعد توضیح ندم دیگه بعد تو احاله میدیم و میریم جلو پس در معاملات  سبب قطعا اجزا داره شرایطی هم داره.
  4. وقتی اجراء و شرایط داشت بحث‌های ما مذا داره اینجا میاد که اگه من شک کردم در یک شرطی مثل فرض کنید عربی بودن آیا حتماً باید عربی باشه یا اگه فارسی هم گفته اگه شک کردم توی شرطی آیا می‌تونن تمسک به اطلاق بکنن و تو رسالم بنویسم آیا می‌تونم یا نه خب بخث گذاشته پیش میاد دیگه یعنی اگه من اعمه هستم تمسک به اطلاق میکنند و اجرا میکنم دیگه مردم که نمیدونن.اطلاق گیری انچنان و
  5. برائت چیه صحت چیه همه چیز را و اینا کار تخصصیه حوزه است کار شماست اون که صحیحی هست اون قالب اشتغال میشه ولیکن ایرادی هم که ما گفتیم اینجا سر میاره بالا تا میگیم اعمه می‌تواند تمسک به اطلاق بکند ما فوری گفتیم نه اشکال ما چی بود هم کسی که نیومده بگه که پس ما اشکالمونو تکرار می‌کنیم.دیگه شما تا یه ماه یک سال دیگه اومدی جواب ما رو دادید ما حاضریما نوشته‌هامونم عوضش می‌کنیم اما فعلاً ایراد ما اینه که اعمه تمسک به اطلاق می‌کنه نتیجه‌اش صدق اسم بیع است بر این معامله اسم و عقدش را غیر از صحته می‌گیم این عملی که این آقا انجام داد عمل است صدق داره اما آیا این عقدش همونیست که صحیح است نمی‌دونم خودش اومده میگه اعمه هست دیگه.
  6. توضیح بده یعنی چه اعمی یعنی بعد از که اسم آمد ۵۰ درصد معامله صحیح است ۵۰ درصد فاسده خود شما دارین میگین پس اگه می‌خوای حتماً جزو اون صحیحیا باشی نمی‌تونی برائت جاری کنی باید اشتغال این میشه صحیح هم که همین بود پس یکی شد این اشکال ما بود که قبلاً گفتم فعلاً چیز دیگه می‌خوایم بگیم می‌خوایم بگیم که در معاملات  سبب دارایی اعضاء و شرایط اما مصوب چی.
  7. مصوب اما موجودا او معدوما شکل سوم که نداره یه کمی نقل و انتقال نصفی راه رفته جلو وایساده که نداریم که مسبب که نقل جنس است یا نقل سمن است یا محقق هست یا محقق نیست اما موجود آمد خب اگر موجود بود قطعاً با صحت هم راهه نمی‌تونه بگیره مصبه موجود است اما فاسده داریم هر چی تو معامله مسبب هست اما فاسق.
  8. چرا چون جز و شرط نداره که لذا مصوب که می‌رسه اگر موجود است مقرون با صحتش دائماً تو ذهنتون خوب جا بندازید که چی داری میگی و اگر فاسد است اصلاً هیچی نقل و انتقال محقق نشده اینه اینا رو میگیم یادتونه یکی دو ماه پیش فرمایشات اینجا داشتیم میگفتیم که گفتن گاهی الفاظ معاملات مرکب است گاهی بسیط است ما یک ایراد داشتیم گرفتیم.
  9. گفتیم ما بسیط نداریم بعد گفتم اون روز ما گفتیم کلام ایشون ایراد داره ما نه در عبادات نه در معاملات  بسیط نداریم بعد گفتیم بسیتی در معاملات  اونم مسببش نه سبب سبب قطعاً مرکبه اما مسببش بسیط؛  اگه می‌خواستن ایشون اینو بگند اول می‌گفتن که ایراد بهشون نگیریم اما اینکه یک کلامی بگن که خب ما هم ایراد گرفتیم و رد شدیم.
  10. این بخش گذشته بود که الان اینجا می‌خوام ازش استفاده کنیم خب چند تا چیز رو ما اینجا می‌خوایم بگیم تو معاملات  یه فرقی هست با عبادات و اونی که در معاملات  شارع اومده موافقت با عرف کرده قبل از که شارع بگوید قرآن روایت قبل از اینکه حکم بیاید ؛ مردم داشتن حامله می‌کردن پس بود معامله بود اما نماز و روز و اینا قبل از که شارع بگه مردم انجام نمی‌دادند.
  11. عبادات با حکم شاره تازه جعل می‌شود امور اعتباری همش ؛ همین پول‌ها اختراعی مگه نیست بگیم قبل از که بانک ملی اختراع بکنه مردم همین پول‌ها رو داشتن خرید و فروش امور اعتباری فقط با جعل جاعل اعتبار پیدا می‌کنه از جمله مرکبات شارع که بهش میگیم مرکبات اعتباری اختراعیه این الفاظ هر کدامش شبیه به همه شارع عبادات میگه.عرض شود فکرمو مغشوش می‌کنی من دارم توضیح میدم روی بستمم بشه ببینید چی گفتیم عبادات پس شد اختراعی کسی نمی‌تونه بگه قبل از که خدای متعال بگوید مردم نماز می‌خوندن روزه می‌گرفتن حج انجام می‌دادند اینا نیست اما معاملات  بوده نتیجه چیه اینه که خدای متعال وقتی میگه احل الله البیع.
  12. تراز داره تاکید می‌کند کار عرف است؛ همون کاری که تو عرف را یج بود تاسیس نیست تاکیده ما تو اصول چی می‌گیم می‌گیم ارشاد است نه مولوی اصطلاح اصولمون که باهاش آشنا هستیم خب نتیجه چیه شارع مقدس آمده است تاکید می‌کند آنچه در عرف را یج است اما تابع ۱۰۰% عرف هم نیست.
  13. بلکه به ید اشارع تزریقش چیه شاره می‌تونه ضیق بکنه یعنی تو عرف دارن یه معامله میکنن معامله ربوی جلوشو می‌گیره می‌گه من گفتم قبول دارم اینو نه دایره رو چیکار می‌کنه ضیقش می‌کنه یا مثلاً عذرخواهی می‌کنم امروز نکاح سفید بخوان با هم باشن این خواستنش محرمیت میاره با هم میرن زیر یه سقف بدون اینکه صیغه‌ای بخونه.

اگه تو عرف این رو بدانند فکر کنند که این مثلاً موجب حلیتت بزمعه ؛ اینو چیکار می‌کنه ضیقش می‌کنه نه من اینو قبول ندارم این حرامه و عکسش یه جایی ممکنه عرف نمی‌پذیره اما شارع میاد اضافه میکنه میگه نه اینم اشکال نداره اینم جزء معاملات تون قرار بدهید حالا اینو باید روش فکر کنیم که مثالش چی می‌تونه باشه

خب نتیجه چی گرفتیم اون بحث اوللا یادتون نره بحث مصوب.

  1. امرش دائره بین وجود و عدم وجود و عدم نمی‌تونید بگید صحیح نیست یا هست هر وقت باشد با این بحث دوم که می‌گیم
  2. حالا مخلوطش بکنید مخلوطش چیه اینه میگید اگه در عرف یک معامله دارد انجام میگیره شارع هم اومده تایید کرده شارع من نمیدونم آیا مسبب رو قبول داره یا نه.
  3. میگم چی میگم اینجا مصوبات امر بسیطه امر بسیطه من نمی‌تونم بگم وجود دارد اما فاسد است هر وقت وجود داره گفتیم مغبون با صحت فقط شک دارم که آیا شارع اینجا را پزیرش کرده یا نه چون گفتیم اشارع این معامله رو نهی کرده مثلاً عربی اگه نباشه نمی‌تنم تقدم ایجاب قبول و و اگه یکی رعایت نکنه منم نمیدونم شارح وقتی نمی‌داند برائت جاری میکنم یا نه انشالله این کارو نکرده صحبح.
  4. در نتیجه همون چی که در عرف صحیح هست در نزد شارع  هم صحیح است از اینجا ما مطلب بعدی رو میگیم دو مطالب پیوسته با همه آیا می‌تونیم یه معامله‌ای رو تصور بکنیم که نزد عرف بگیم که مثلاً وجود دارد اما با فاصله.
  5. آیا مصوب در نزد عرف میتواند هم درست باشه هم باطل باشه نه حرفتونو پس برگردونید نمی‌شه حتماً باید یه چیز بگیم در نزد او مسبب یا نقل و انتقال هست یا نیست این عرف در نزد شارع چی اونم همینطور ما نداریم که بگیم که نقل و انتقال شده اما فاصله گفتیم امر بین وجود و عدمه اگه وجود دارد صحیح است اگه نیست نیست موضوعه.
  6. اما الان چیزی که اضافه می‌کنیم اینه که اگه عرف و شرع را با هم کنار هم بگذاریم این میشه که یه معامله‌ای رو مسببشو باز میگم یک معامله‌ای رو نزد عرف بگید نقل و انتقالش هست مثل مال ربوی شارع میگه نه پس نزد یکی وجود دارد نزد یکی وجود ندارد خلاصه وجود داره بله توسعه و تزریقات اختلاف چیز دیگه نگیدا حالا من بحث بعدی یا.ذهنتون اگه خالیه میریم جلو ببینیم دوباره یه چیزای دیگه هم می‌خوایم بگیم فعلاً بحث مصوب داریم میگیم مصوب عندالعرف فقط اما موجود هو صحیح فقط بعد میگیم و اما عند الشرع اگه از خدا سوال کردید باز همینطور مصب یا موجود یا معدوم موجودش فقط صحیح این خلاصه فارسی ممکنه عرف و شرع رو رو هم بریزید با هم فرق کنه.
  7. دربانک مصوب صحیح ونزد شارع باطل است والمتنع ما کدومشو باید تبعیت کنیم حکم کدومه در اینجا می‌گیم شارع اونجایی که شارع گفته که فارسی باطله ما باید اشاره بکنیم این هم یک نکته باز دوباره ما همه این حرفا رو که می‌زنیم اون ایراد ما هنوز به قوت خودش باقی است هنوز کسی جواب ما رو نداده ما هم ایرادامونو تکرار می‌کنیم.آخرش این تفاوت که میگید بین عرف و شرع شما با اصل برائت داری اعمه دیگه با اصل برائت میگه یا مصوب است یعنی جاری کردی میگه چیه میگید این فارسی بودن مانع نیست و صحیح است یعنی مصوب محقق شد در حالی که شما می‌خواستی اسمو بگی اسم داشتی می‌گفتی چی گفتین اعم از اینجا که امن نیست که اسم معامله ب اگه ان باشه.
  8. سر مصوب مصوب قاعدتاً یه چیز بیشتر نیست یا وجود دارد مسبب و صحیح است یا نیست دیگه ما کاری به بطلان نداره بعد از چند ماه که داریم تکرار می‌کنیم بر سر اسم اهمیته ما خود خودش اهمیت.میگه ۵۰ درصد این معامله فارسی صحیح از۵۰ درصد باطله حالا میاد راجع به عربیتش وقتی شک میگه برایت جاری می‌کند بعد که گفت نیست نتیجه چیه اسم با اطلاق می‌شود به این کاری که این آقا کرد اسم گفته شد اعم از صحیح فاسد یعنی ممکنه نقل و انتقال بشه ممکنه به چه اسمی که من میخواستم نقل انتقال به قول معروف میگه گوشت شو میخوان.گوشتاش اینه که این جنس بره پیش مشتری پول بیاد پیش بایع این اینو می‌خوام جای تصور داره که اصلاً قابلیت تقسیم قابلیت گفته بودن گاهی درعبادات.
  9. درمعاملات  نخونده بودیم اونجا تو عبادات داشتم گفتم گاهی مرکبه گاهی بسیط ما ایرادمون که داشتیم گفتم ما عبادت بسیط نداریم دیگه حداقل عبادت نماز غرقا بود که اونم مرکب اصلاً نداریم آخه یه مثال بزنید بعد اون برید جلو حکمشم بگه ما نداریم عبادت بسیط عرض شود که نکته بعدی صاحب کفایی رضوان الله تعالی علیه یه بحثی رو دارند اینو دقت بکنیم چون بعد حضرت امام ایراد گرفتن به ایشون.
  10. وما هر دو را مقایسه کردیم دیدیم  کلام صاحب کفایه درسته لذا سمت ایراد به کلام حضرت امام هست کلام آخوند چیه خدا همشونو مشمول رحمت و رضوان خودش قرار ایشون می‌فرمایند در معاملات  که الان داریم بحث می‌کنیم قطعاً معاملات  اسامی برای صحیحه وقتی برای صحیح بود یعنی اصلاً ما فاصله و بین نمیدونیم اجاره نمیدونیم اسامی که حالا گفته میشه مضارعه مساقات چی.نواع معاملات  باید بگیم دیگه حتی معامله به نحو اعمم اگه بگیم شامل ایقاتم میشه اونارم اضافه کنید مثل طلاق مثلاً اونم یک نوع معامله است نکاح مثلاً حالا اون که نکاحش باز بین السنینیه اما باز اونم معامله غیر از معامله متعارف اما همه اینا رو در بر می‌گیره صاحب کفایه که رضوان الله تعالی علیه میفرماید.
  11. ایقات و معاملات  غیر ازعبادات که عبادات به ید شارع توزیع شده عرض شود که مشکل اینه تو معاملات  آیا اگه ما شک کردیم در یک شرطی مثل عربی آیا موجب اجمال می‌شه یا نه تو بحث عبادات موجب اجمال می‌شد اونجا چی می‌گفتیم و یه بار اونجا این کار ما نمی‌کنیم فرق اینجا و اونجا.در عبادات می‌گفتیم اگر یک مجتهدی صحیحی هست و شک کرد در یه جزئی مثل سوره نمی‌توند برائت جاری کنه چون خودش قائل به صحیحه دیگه میگه باید من کاری بکنم که اسم صدق بکنه اون کاری بکنن که صدق بکنه و اگه اسم نیاد اصلاً اسم نمیاد عبادت نیست چیکار میکرد تو جزء مشروع اشتغالی میشد بله جاری نمیکرد میگفت من.شک دارم اگه بی سوره خوندم آیا برام حاصل میشه یا نه این علتش این بود که می‌گفت من نمی‌دانم صحیح نزد شارع آیا ۲۰ جز است یا ۱۹ تا ۲۰ سوره با سوره چون نمی‌دانم باید چیکار کنم دست بالا رو بگیرم که مطمئن بشم پروردگارا ازم می‌پذیرد می‌شد اشتغال در معاملات  ما یه راه دیگه داریم وقتی نمیدونیم نزد خدا آیا عربی شرط یا نه خب میریم سوال میکنه.ما اونجا تو عبادات نمی‌تونستیم از مردم سوال بکنیم که نظر شما چیه ۲۰ سوره یا با سوره اما اینجا معاملات  که گفتیم تاکیدیست اول بحث گفتیم فایده‌اش اینه وقتی یه جزئی رو شک داریم لازمه یا نه یا باید از خدا سوال کنیم یا از مردم دو تا راه داره برای مبینش خدای متعال که دلیلش مبهمه گفتیم آیه قرآن همینطور گفته الله نگفته عربی فارسی اون که هیچی اما راه دوم هست.
  12. در الفاظ معاملات  می‌شود توسط من از نظر شارع نتونستم تمسک به اطلاق بکنم احل الله نمیتونم اطلاق گیری بکنند مقدمات حکمت توش نیست خدای متعال بیان نبوده که بیان.اصل حلیتت در معامله بوده اما اجزایشو تو آیه نگفته شرایطم نگفته منم حق ندارم تمسک به اطلاق بکنم چون تو آیه شریفه این قیدو نگفته است پس غیب نمی‌ دونم  اما در نزد عرف حالا نزد خدا نه نزد عرف چی وقتی میری می‌بینیم اینا با همون الفاظ فارسی.بعد از که تو  فارسی رو شاید وعربی‌ها یا شاید نمی‌دونه دارن همه رو معامله می‌کنند نفس شیون که شاید خدای متعال تزریق کرده است جریان عرفان این شاید این شایدم می‌تونم با برائت نه تمسک به اطلاق بکنم پس میگم چی میگم الفاظی که در نزد شارع آمده است داره میگه که ماله برید انجام بدید همه اینا برمیگرده به اینکه داره تاکید میکنه
  13. توعرفم که رفتیم کار حل شد عرف دارن هم فارسی هم عربی انجام میدن آیا موثر در نزد عرف هو المثرعند الشرع اول می‌گیم بله به لفظه عام می‌گیم بله ما هو المصرف بعد میگیم بقیه فلم نفس شیئون که احتمال میدیم که مثل ربویه که اشارع یه جا میاد یه تیکه نشانی میگه نه این معامله رو نکن بعد میگه بین پدر و فرزند اشکال نداره ببینید این.توسعه و تزریق نیست که شارع می‌تونه بره و می‌کند اما اگه نکرده باشه همون چیزی که تو عرفه و شارع امضا کرده همین باعث شده که الان ما روایاتمون در معاملات  کمه مثلاً مثال می‌زنم مثلاً ما ۵۰۰۰ تا روایت کمتر داریم تو معاملات  کل انواع معاملات  روایت شد جمع بکنیم چرا مردم زمان علیهم السلام معاملات  میرفتن انجام میدادند و فقط شارع توسعه و تزریق می‌داد جریان عرف.
  14. اما بیشترین سوال و جواب‌هایی که از ائمه علیهم السلام می‌کردن تو عبادات بود عبادات چون رایج نبود که می‌رفتن از تک تک اینا سوال می‌کردن نیت بکنیم چیکار کنیم می‌خوایم تکبیر بگیم چیکار کنیم می‌خوایم جماعت بخونیم چیکار کنیم مسجد بریم چیکار کنیم احکام سوال می‌کردن یه حج و پیامبران آمدن خودشون و یاد اصحاب دادن گفتن حجیم این طوریه بپذیرید چاره نداشتند میپذیرفتند.
  15. ما الان این نکته رو داریم می‌گیم که می‌توانیم اگه شک کردیم در ماه نه تو عبادات تو معاملات  که شک کردیم که آیا شارع ما فی العرف و تزریق کرده است یا نه.اینجا می‌تونی برایت جاری کنی بگم شک نکردی که هیچی پس دستمون بازه روایت خیلی نمی‌خوایم تو معاملات  باید بریم تو آب چه می‌کنه فقط تو تزریق یادتون نره زیادم توسعه ندید کار عرف فکر نکنید هر کار می‌کنه درست همین شرکت‌های گلیست حالا یه مشکلی که داشت همینا خیال می‌کردن هر کاری می‌خوان بکنن درست نه اونجا برخورد میکرد به الا تجارت ترازن بینکم.لاتکل اموالکم بینکم بالباطلا نهی داشت حالا اینا که اون شرکت‌ها نمی‌فهمن اما شما باید دقت بکنید که ما فی العرف نباید خدای متعال جلوشو بگیره یه معامله بیان بکنن معاملات  جدید به خصوص حالا این معاملات  فضای مجازی که اومده گاهی بدون اینکه ثمرثمانی تو کار باشه دارن اعتباری میرن جلو معامله با خب پس ما وارد جزئیات نشیم الان بحث کفایه چی شد.اگر ما شک کردیم که آیا موثر نزد شارع همان موثر نزد عرف است یا نه شاره توسعه و تزریق داده است چی می‌گیم می‌گیم برای برائت به خاطر چیه اصالت الاطلاق اصالت الاشراق چیه مقدمات حکمت مقدمات حکمت چی بود میگفتیم لو کان المثرعند الشارع غیر ما هو المثرعند عرف لکان البیان یکی از مقدمات حکمت گفتیم امام صادق علیه السلام داشتن می‌دیدن معاملات  مردم رو.و اگر کارشون اشتباه بود چیکار می‌کردن نهی می‌کردن می‌گفتن این معامله فارسی نکنید حتماً باید عربی باشه وقتی که بیان نمی‌کنند می‌فهمیم الاعتبار عند الشاره هو الاعتبار عن العورف پس راه دوم وقتی راه شارع بسته است ما راه دوم عرفه تو عبادات اینو نداشتیم که اگه ما نمی‌دونستیم سوره جز سوره معلومات حق ندارن که از خودشون عبادتی را اختراع بکنن خب نکته بعدی.
  16. اگر ما نزد شارع شک کردیم که یک معامله‌ای آیا فلان چیز جزشه یا نه گفتیم سوال می‌کنیم گاهی تا میام تو عرف هم اختلافه خب اگه تو عرف هم شک کردیم عرف بعضی این کارو می‌کنند و از اون کارو می‌کنن تو دو جور پس اگر این شد دیگه راه مسدود میشه برامون اینجا دیگه مثل ما مثل عبادات میشه و ما دو تا راه هم رفتیم جلو تو معامله هم معنی نزد شارع هم اومدیم نزد سوال کردیم.دو جوره گاهی فارسی را اجازه میدن گاهی نمیدن گاهی با تقدیم ایجادگاری با تقدیم قبول قاطی هم یکی میگه تقویم قبول باطل است یکی میگه صحیحه اگه اینطور شد لامجال تمسک باالاطلاق دیگه اینجا مجتهد نمی‌تونه توسط که به اطلاق بکنه چرا چون نزد عرف هم الفاظ اختلاف داره نمی‌دانیم آیا با این شرط آیا موثر می‌داند عرف یا.
  17. نمی‌داند وقتی نمی‌تونه اصل عدم اثر عملی جاری بکنیم اصل عدم بالاثر رو میگیم آیا تمام میشه هذا علی الصحی جناب آخوند رضوان الله تعالی چون خودشون انتخاب صحیح کردند بنابر صحیح این مثالها را می‌زنند حالا بنابراین همه چی دوباره میگن میتونه نه ظاهرا به عرف هم رفتید دیدید عرف نمیدوند  چیکار می‌کنه می‌تونیم اصالت البرلاتی بشه ایرادی که ما داشتیم باز اینجا مطرحه.این کارو بکنه چون میگم وقتی که اصالت البرءت جاری میکنه میگه عقد معامله فارسی اسمش اومد روش اسمش ۱۰۰% اومد اما صحتش ۵۰ درصده ۵۰% باطله کی مطمئنم ۱۰۰% صحیحه وقتی که رعایت بکنن عربی هم که سخته جناب آخوند جواب ما رو بدید.
  18. و بقیه بزرگان قم و نجف فقط گفتم آیت الله عظما سبحانی خواستن یه جوابی بدن که ما جواب ایشون را هم نپذیرفتیم خب اینم فرمایش حالا حضرت امام چی گفتن حضرت امام یه فرمایشی دارند این تاکید بودن رو قبول ندارند خلاصه تو معاملات  قبول ندارن که اینا تاکیدیه چی می‌فرمایند میگه اختلاف بین.شرع و عرف اگر پیدا شد
  19. جناب آخوند گفتن به عرف رجوع می‌کنیم راه دوم است حضرت امام قبول ندارد میگن حق رجوع به عرف نداریم دلیلشون اینه حضرت امام که میگن اختلاف یرجع الی مفهوم المعاملات  اختلاف تو مفهومه نه تو مصداق یعنی داره میگه البیع ماهوعربی فارسی نمیدونم با تقدیم ایجاب یا با تاخیرش هم میشه.
  20. مصداق که ایراد نداره البته باز تکرار می‌کنم اینا رو فرمایش ایشونو باید اصلاح کنیم اختلاف در مفهوم هرجا اومد اثر می‌ذاره تو اختلاف در مصداق اینو تو اصول نمیگن اینا ما بارها گفتیم چون بعد ذهنتون مشوش میشه این بحث حمله اول یا حمل شایع ایی که تو منطق خوندید بدونید هر جا حمله اولیست از عکس اختلاف تو مصداق اثردارد با هم تفاوتش اینه.
  21. اما متاسفانه اینو نگفتن آقایون نه تو علم منطق درست میگن بعد افرادم همینطور می‌رسن به یه موارد مشکل کار توضیح هم دادیم قبلاً حالا حرف حضرت امام را داره میگه حضرت امام دارن میگن راهکار دوم وجود ندارد که مراجعه بکنیم دلیلشون حالا می‌خوایم بگیم.میگم چون اختلاف بین شرع و عرف یرجع الی ماهیت البیت دون المصداق یعنی به حمل اولی دون شایع وقتی می‌گیم دون شایع اینا حواسم باشه بگم غلطه منو مجبورم می‌کنی بگم عبارت غلط خب بگید غلط اصلا تا عبارت اصلاحش کنیم هر جا اختلاف تو ماهیت بود حمله اولی بود قطعاً اخترا دو تا تعریف اصلاً مثالشم دو تا می‌شه.
  22. ما نداریم که دوتا تعریف باشه مصداق یکی بشه عکسشو داریم و گاهی تعریف‌ها تو همراه اولی مثل الانسان حیوان ناطق می‌گفتی چی گفتید اینجا به تفصیل و اجمال اون انسان اجمال حیوانات و تفصیلش اما هم حمل اولی بود چون تعریف بود اما زیدون انسان شایعه گفتی این این است تعریف لازم نیست یکی باشه ممکنه تعریف یکی باشه ما هم یه تعریف دوتا باشه.حالا حضرت امام چی میگن میگن محقق خراسانی نظرشون این بود که وقتی که ما شک داریم معامله این جزء دارد یا نه نظر شرعم نمی‌دانیم آیا اعتبار هست یا نه ما راجع به حکم می‌کنیم حضرت امام میگن نمی‌تونی چون تو عرف مصادیقو دورت میگه میگن اختلاف سر مصادیق که نیست ماهیته تو ماهیت که میرید من واضح تر میگم کلام نگفتن الوضع فی البی مجهولا.
  23. وقتی مجهول شد این تو میگی من تعریفشو نمی‌دونم اما الماهیت اذا وجدت اذا وجودت یعنی چه یعنی به حمل شایع الماهیت اذا وجدت لا تنطبق الا علی الصحین حضرت امام همین ایراد دارد میگن ماهیت اضافه چیه.اومدی شما تو مصداق میرید جلو مصداق کارو حل نمی‌کنه ما داریم بحث خطابات شارع رو که وقتی الله می‌خوایم بریم این جز توش هست یا نیست خب وقتی اینطور شد حضرت امام نظرشون چی میشه اینه که اگه تو ماهیت نه تو مصداق تو ماهیت هرگاه شک کردی که آیا فلان چیز جزء یا نه باید اشتباه آخوند شما گفتید من راجع به عرف می‌کنم و برایتی می‌شیم ما نمی‌تونیم.عرض شود که ما اینجا چند تا ایراد به حضرت امام داریم رضوان الله تعالی علیه و علی الاخوند الخراسانی رضوان الله تعالی اولین اشکال ما اینه شارع تو معاملات  طریقتا جدید در نتیجه این ماهتیی که ایشون گفتن این ماهیت چی میشه.ماهیت جدیدی نیست که لفظ ی رو بخواد اختراع بکنه بعد بگد نمی‌دونم چیه این چیه حضرت امام گفتن نه اینطوری نیست شارع که گفت این بین مردم رایج بود لفظشم رایج بود به خلاف صلات که ما تو صلات یادتون می‌گفتیم چرا چون قبلاً نبوده شارع اومده گفته وقتی شارع میاد میگه میخواستیم ببینیم صلات آیا معنای لغویش که دعا بود منتقل کرد به نسل جدید.
  24. بعد تا گفتیم انتقال آیا انتقال با قرینه بوده یا بی قرینه بوده خب با قرینه باشه می‌شه مجاز بی‌قرینه باشه میشه حقیقت کدومشه نمی‌دانست وقتی نمی‌دونستیم بدیم تو زمان متشرعه آیا اون زمان دیگه بی‌قرینه منتقل شد یا نه کم کم زمان‌های خودمون الان دیگه می‌دونیم قطعاً صلات برای چیه اما بحث خیلی بحث داغ بود تو اینجا مال عبادات تو معاملات  نه تو معاملات  شارع طریقه جدیدی برای الفاظ معاملات .اختراع نکرده است طریقه اشاره طریقه تاکیدی است بهش میگیم امضائیه وقتی شد طریق امضاییه پس لاختلاف بین الشرع والعرف فی قالب موارد دیگه تکرار نمی‌کنم اونم بدونید که یه استثناء که نباید ما تکرار بکنیم فهمیدیم یه استثناء هست.
  25. توسعه و تزریقات رهاش کنید بحث اصلشو بگید جدید اختراع نکرده پس فقط  عرف و امزالشاره ما هو جارن - این بخش اول عرض شود که اشکال دومی که ما داریم تو عبارت حضرت امام یه تفاوتی است نخوندم ایشون می‌گن به خلاف ما حضرت امام به خلاف ما اذا کان و صحیح عرف.برای اعم یا صحیح و یجوز و تمسک بالاطلاق میشه ببین ما دیگه این بحث‌ها را چقدر خوندیم در نزد عرف اگر وصل شده باشه برای اعم یجوز تمسک با الاطلاق مگه وزن برای صحیح شده چی لا تناسب باید اشتغالی بشیم چرا ایشون هر دو رو با هم گفتن ظاهراً یه سهوی شده است از قلم مقرب من نسبت به حضرت امام نمیدن.
  26. مقر شاید اشتباهی کردند و حالا اینا در کتاب تهذیب جلد اول صفحه ۱۲۳ مراجعه کنید اونجا و اما اشکال سومی که به حضرت امام داریم بحث اینه که ایشون فرمودند که ما اشکال در ماهیت باید ببینیم ماهیت چیه بعد گفتن ماهیت اضافه صحیح موثر به ایشون میگه خب این ماهیت خودش میشه حمل اولی.ماهیت مشخصه یعنی مفهوم دیگه چی میشه به حمل شایع می‌شه خب وجدت منطبق میشه بر صحیح ما هم بحثمون تو همینه این معاملاتی که الان داره بین مردم هست و موجود هست و فارسی هم از یه جزء نداره اینو می‌خوایم ببینیم آیا صحیح است یا نه لذا اختلاف سر این میشه ما میایم اینو حلش میکنیم اما بقیه اون اشکال که بالاخره موضوع چیست من به دادم نمیخوره موضوع چی میخواد باشه.
  27. مشکل مردمو حل بکنه نمی‌خواد تعریف برای مردم حل بکنه مردم ازش سوال می‌کنن معامله فارسی درسته یا نه تقویم قبول آیا قبوله یا نه نکاح ماتاتی سفید آیا قبوله یا نه این سوال میکنه یکی یکی جواب بده با قواعد کلی که داریم اختلاف در بله خوب اختلاف مصداق حل شد حضرت امام میگن حل نمیشه ما حلش کردیم حق از این جهت با آخونده که.اگر نزد شاره ندانستید آخوند گفتند راه دوم عرفه تو معاملات  حضرت امام میگن راه دومی وجود ندارد این بخش الحمدلله تمام شد بخش بعدیمون دیگه از این بحث خارج میشیم دخالت یک شی رو انشالله بحث فردا و صلی الله علی محمد و آل.
  28.  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏    «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ‏»

تازه ترین مطالب

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید

پربازدیدهای این هفته