درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول حقیقت  شرعیه-جلسۀ۳ استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۳/20 مدت زمان: ۲۵ دقیقه @doroos_mahdavi

https://hosein128.ir- پایگاه شخصی   

https://safarzade.blog پردایش اربعین حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لالله رب العالمین

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاًوقائِداً وَ ناصِراًوَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طویلا 

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فانصر الخامنی الکفار و الیهود و المنافقین علیهم الْكُفَّارِ وَ الْمُنَافِقِينَ‏ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ اللهم الظالمین بالظالمین وَ اغْلُظْ عَلَيْهِم‏ اللهم وَفَّقَنَا وَ إِيَّاكُمْ لِمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَى‏..

درس‌خارج اصول؛ کفایة الاصول

حقیقت  شرعیه-جلسۀ۳

استاد سید ابوالحسن مهدوی زیدعزّه

  1. تاریخ: چهارشنبه  ۱۴۰۵/۰۳/20
  2. مدت زمان: ۲۵ دقیقه
  3. @doroos_mahdavi

 

  1. ---20/3/1405 چهار شنبه اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بحث ما رسید به اینکه ما دو نوع وضع داریم وضع تعیینی  ابتدایی  وضع تعیینی  استعمالی وضع تعیینی  ابتدایی  این بود که واضح ابتدائاً کلمه‌ای رو در یک معنای وضع می‌کنه سپس استعمال می‌کند خودش ؛ دیگری اما وضع تعیینی  استعمال اینه که واضح قبلا وضع نکرده و مثالش.اتونی محمداً بود که با یه جمله داره استعمال می‌کنه داره اسمم وضع می‌کنه یا تو مثال شریعتش می‌فرماد صلو کما رعیتمونی اوصلی اسما وضع نکردن میگن عمل منو که نگاه می‌کنیم می‌گن نماز بخونه اسمشو از همون اول صلو میگن مردم می‌فرمایند اسم این کار صلات این بحثو خیلی روش نکاتی داشتیم توضیح دادیم
  2. رسیدیم به این جمله که وعده دادیم بیان آخوند خراسانی رو اینجا عرض بکنیم.ایشون می‌فرمایند این قسم دوم وضع تعیینی  استعمالی لیس به حقیقت  ولا مجاز چرا چرا حقیقت  نیست چرا مجاز نیست حقیقت  نیست میگن به خاطر که این لفظ تو موضوع استعمال نشده موضوعی نداشت قبل از استعمار پس حقیقت نیست اگه قبلش موضوع داشت بعد که مستعمل استعمال کلفظ تو همون شد حقیقت  الان اینطوری نیست و اما مجاز نیست چرا بخاطر اینکه در مجاز ما.باید لفظو بیاریم خارج از معنای موضوع له و مناسبت داشته باشه اون معنای دوم و قرینه می‌خواهیم قرینه سارفه و اینجا هیچ کدام نیست
  3. میگن آوردن تو معنای دوم صلات نه مناسبت داره قبلا گفتیم لفظ دعا ممکنه تو ذهنتون باشه آخوند جواب دادن گفتن نه این نماز دعا نیست عبادت پروردگاره یک گوشهش قنوت که اون دعاست اونم تازه مستحب هم هست که انجام نده نماز نمازه لذا.نه حقیقت  نه مجاز چون علائم مجاز ایناست نیست
  4. بعدم میگن این اشکال نداره ما استعمال لفظ داریم که نه حقیقت  باشه نه مجاز قبلا میگن ما چهار قسم مثال داشتیم استعمال لفظ‌ نوع در صنف در مصدر در شخص این چهار رقم و بارها گفتیم که استعمالش نه حقیقت  نه مجازه اینم یکی استعمال وضع تعیینی  استعمالی این فرمایش آخونده.
  5. ما این فرمایش آخوندو قبول نداریم و عرض ما دقیقاً اینه که این وضع تعیینی  استعمالی هم یک نوع استعمال حقیقی است مجازی نیست حقیقیه خب قبلاً هم یه صحبت‌هایی بود یه قرائنی حالا من تکرار می‌کنم ما اصلاً وضع تعیینی و دو قسمش کردیم گفتیم وضع تعیینی  گاهی ابتدایی گفتیم وضع تعیینی  گاهی ابتدا دیگه وضع تعیینی  یعنی تعیین میکنیم لفظ رو برای معنا.
  6. چه ابتدایی چه استعمالی هر دوش میشه حقیقت از مصادیق حقیقته مگر یه کسی بگه شرط است تو معنای حقیقی که اول معنا و کلمه گفته شده باشه یعنی لفظ قبلا وصل شده باشه برای یه معنا بعد بیایم استعمال همچین شرطی هم ما نداریم اگه کسی شرط رو بگه بله طبق نظر او دلیل بیاره ببینید وضع  حتماً باید قبلش وصل شده باشه و با معنا میشه وضع تعینیه ابتدایی.
  7.  ما که اینو قبول نداریم میگیم وضع تعیین علی قسمئین ابتدایی است گاهی استعمالی بنابراین وضع حقیقی منحصر در قسم اول نیست تو قسم دوم هم ما وضع تعیینی  داریم که اونم حقیقیست ما می‌تونیم ایراد رو به جناب آخوند خراسانی رضوان الله تعالی علیه بگیریم جناب آخوند شما که میگید اینجا.
  8. معنای حقیقی نیست معنای مجازیم نیست در واقع داری رد می‌کنید قسمت دوم وضع تعیینی  ما اینو توجه داشته باشید وقتی می‌گیم وضع  وقتی میگه محمداً نه حقیقیست نه مجازی پس داری رد می‌کنی داره می‌گید وضع تعیینی  استعمالی ما نداریم در حالی که تو وضع تعیین استعمالی توش خوابیده که داره کلمه رو تو موضوع الی خودش استعمال میکنه ما تو کدوم موضوع لحن موضوعی که حین استعماله قبلش نبوده.
  9. اسناد استعمال همینه لذا اون جمله‌ای هم که ایشون گفتن که وقتی محمد دارد این لفظ رو در خارج از موضوع استعمال می‌کنه این کلام آخوندو ما قبول نداریم دقیقاً داره در موضوع استعمال می‌کنه اصلاً من یه سوال اینطوری از آخوند می‌کنم میگم حالا امروز گفت محمدا جناب آخوند میگن این نه حقیقت نه مجاز روزهای بعد چی روزهای بعد وقتی این بچه رو صداش میزنه میگن آقای محمد بیا اینجا استعمال در موضوع هست یا نیست قطعاً باید بگن هست.
  10. خوب چه فرقی می‌کنه روزای بد با روز اول اصلا روزای بعد از کجا فهمیدید که این استعمال تو موضوع له معلوم میشه تو بار اول تو استعمال موضوع معین کرده ولی اگه موضوع له نباشه روزهای بعدم باید بگیم مجازه نه اصلاً بگیم نه حقیقت نه مجاز و اینا آخوند ملتزم بهش نیستندا توجه ظاهرا به این نکته نداشتن که روزهای بعد دیگه این لفظ در موضوع الی خودش داره استعمال میشه.
  11. من یه اشاره‌ای هم اینجا یادم آمد به این نکته بکنم که قبلاً می‌گفتن جملات انشاییه احتمال صدق کذب نداره منتها گفتیم گاهی میشه با دلالت التزامی جمله انشاییه اما با دلالت التزامی داره یه خبر هم می‌دهد اون خبرش احتمال کذب داره مثل فقیری که به من کمک بکنید این بکنید امر و انشا درسته انشا یعنی کمک بکنید و داره ایجاد میکنه این دستور رو.
  12. حالا یا دستور یا خواهش اینو دارید ایجاد می‌کنه و قبلاً نبوده تازه با همین لفظ ایجاد شد اما اینکه میگه به من کمک بکنید تو ضمن شرایط خبر میده میگه من فقیرم تهی دستم لذا ممکنه اون طرف مقابل بگه شما دروغ میگه این دروغ میگی انشاء او رو نمیگه دروغ میگی اون خبر تو ضمن انشا رو داره میگه اینا رو قبلاً داشتیم تو مانحن فی هم اینطوریه که وقتی میگه اتنی محمد یا پیامبری که میفرماید صلو کما ریتم صلی.
  13. تو ضمن استعمال دارند با یه دلالت دیگه دارن میگن من وضع کردم این کلمه رو برای این معنا استعمال در موضوع له عرض شود که این بحث تمام شد
  14. اما آیت الله عظمای خویی رضوان الله تعالی علیه که قائل به تقدم وضع بودند می‌گفتند وضع رتبه‌اش مقدم است چه بنا بر مسلک مشهور که مشهور میگه اول میاد کلمه را وضع کنه در معنا بعد دیگران استعمال میکنند.
  15. چه بنا بر مسلک خود ایشون که گفتند وضع تعهد است التزام نفسانی یعنی اینکه من متعهد می‌شم از این کلمه استفاده کنم نه از کلمه دیگه اول باز میگن رتبه این وضع  مقدمه اول اینه تعهده بعد استعماله این فرمایش ایشون بود چه بنا بر مشهود چه برابر نظر خودشون رتبه وضع  مقدمه ایشون حالا باید جواب اینو بدهند که ای کسی با استعمال وضع کرد آگوستلوکما ریتمسلی.
  16. این تقدم وضع  که نیست رو چطوری باید حل بکنیم عرض شود که ما می‌گیم که تقدیم تقدیم رتبی است نه تقدیم زمانی تقدیم رتبی گاهی زمانی هم مقدم است گاهی زمانا مقدم نیست مقارن با معلوله مثلاً علت و معلول مثالش نار و حرارت ببینید اینطوریه تو علت و معلولان همیشه علت و معلول با هم از نظر زمانی تو خارجی ایجاد میشه.
  17. همون وقت که آتیش میاد حرارتم همون لحظه است حتی یه ثانیه بعدم نیست این تقارنه اما رتبه علت مقدم بر معلوله چرا می‌گیم آتش مستقل از حرارت وابسته به حرارت نیست که اگه حرارت باشه آتش هست عکسش نه اینطوری نیست میگم حرارت وابسته به آتشه یا مثال دیگه عکس داخل مرات تا ما میریم جلو مراد همون لحظه عکس اونجاست ولی با همه.
  18. در حالی که من با عکس داخل مرات با هم متفاوتیم من علتم اون معلوله من ایجاد کننده او هستم او ایجاد کننده من نیست من وابسته به اون نیستم اما او وابسته به منه پس از نظر رتبه من مقدمم چون اون عکس وابسته به منه اما از نظر زمان مقارنه تو مانحو فی هم اینه وقتی میگه اتنی محمداً از نظر صبحوتی و از مقدم اول وصل کرده اسم برای برای مولود اما حالا.
  19. از نظر اثباتی یعنی اظهار که می‌خواد بکنه این اظهارش مقارن یکدیگر است همون لحظه‌ای که داره استعمال میکنه همون لحظه‌ای است که داره اثبات می‌کنه که این اسمش محمده اون مثال صلو کما ریتم همینه
  20. در نتیجه ما معتقدیم با اینکه وضع و استعمال اینجا مقارن همه اما وضع  از نظر رتبه مقدمه و هیچ اشکالی نداره و وضع تعیینی  صوت در موضوعات هم هست با این بیانی که.گفته شد.
  21. ولیکن اشکال با آیت الله عظمی خویی گرفته میشه اشکال به ایشونه که ایشون میگن وضع  باید زودتر باشه خوب زودتر که این بچه رو اسمشو محمد نگذاشته بود یا پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله زودتر اسم اعملو صلات که نگذاشته بودن چطور اینو می‌خواید معنای حقیقیش بدونی می‌خواید بگید لفظ استعمال شده در موضوع له از اونور میگید وضع  باید زودتر باشه خود ایشون متفت این اشکال بودن نه اینکه حالا ما بخواهیم اشکال بگیریم خودشون متوجه شدن.
  22. و لذا جواب دادند جوابشون باز یه اشکال دیگه بهشون گرفته میشه جوابی که ایشون دادن دقت کنید ایشون در اینکه بخواد استعمال حقیقی باشه میگن لازم نیست حتماً و از مقدم باشد بلکه گاهی مقدم است گاهی مقارنه این کلام ایشونه و ایشون میگن غالبا عین عبارت میخونم که ایراد بگیریم بهشون میگن غایت ما یقتضی ذالک.
  23. نهایت چیزی که حرف من اقتضا می‌کنه که می‌گفتیم وضع  باید مقدم باشه اینه هو الله یکون الوضع متاخرا عن الاستعمال میگن وضع  نباید موخر باشه که اول استعمال می‌کنه بعد وضع بکنه
  24. این قطعاً درست نیست اما دیگه اینکه حتماً وضع  مقدم باشه نه گاهی مقدمه گاهی مقارنه هر دوشم میگن استعمال حقیقیست و حالا توفی استعمال مقارن با وضع  است از نظر زمانی به ایشون ایرادی که میگیریم میگیم شما نتونستید داخل.جواب بدید.
  25. جواب بدید اینکه وضع  نباید متاخر باشه اینا ادعاست اگه می‌خواید جواب بدید همون جواب ما رو باید بگید بگید که اونجایی که وضع  تعیینی استعمالیست تو اینجا تو مثال اتنی محمدا از نظر زمانی وضع  و استعمال مقارن با هم است اما از رتبه وضع  مقدمه مقارن که نیست لذا همه جا میگیم وضع  باید مقدم باشه اما ضمانت او رتبه باید این جواب میدادند.
  26. اگه این جواب ندن نمی‌تونن مشکلو حل بکنن به اینکه صرف اینکه ادعا بکنند که نباید وضع  متاخر باشد خب وضع متأخر نباشه چی آخرش اونجایی که مقارنه موضوعی که قبلش نبوده چطور داره میگه لفظ داره استعمال میشه و جواب اینه که باید بگیم رتبتاً مقدم است وضع و رتبهش همون معنای ثبوتیه که عرض کردم توافق نفس آقای متکلم اسم بچه رو محمد گذاشته.
  27. و همین کافیست تو مقام اظهار اینا رو با هم اظهار می‌کنه اما جناب آخوند رضوان الله تعالی علیه چی می‌فرماند برای این اشکال تقارن میگن اصلاً ما معتقدیم که نماز و زکات و اینا تو شرایط سابق بوده بنابراین این اصلاً باید بگیم ۲۰۰۰ سال قبل از اسلام صلات بوده زکات بوده حج بوده این الفاظ بوده و تو زمان اسلام مردم با این لفظ آشنا بودند.
  28. و لفظ سالها حقیقت لغوی است نه حقیقت شرعی از همون ۲۰۰۰ سال پیش لغت صلات برای دو تا معنا وصل شده به شکل اشتراک لفظی یکی دعا یکی اون ارکان مخصوصه تو زمان حضرت موسی عیسی علیهم السلام هم بودند این فرمایش آخوند ایراد داره ایرادش همون ایرادی است که پسرشان تو زمان حیات پدرشان نوشته چون نوشتن دامضله ایراد گرفتن به پدرشون و اون اینه که.
  29. غایت ما یقال اینه که این اعمال تو زمان‌های گذشته بوده یعنی نمازو می‌خوندن زمان حضرت موسی و عیسی علیهم السلام اما اسمشو صلات می‌گذاشتن اینا از کجا میگید نه این اسم نبوده ما کلام فرزند آخوندو چند تا ایراد دیگه هم گرفتیم اضافه کردیم یکی از ایرادهایی که الان میگیم اینه کلام حضرت عیسی علیه السلام اصلا ایشون به زبان سریانی صحبت می‌کرده.
  30. و حضرت موسی علیه السلام به زبان عبرانی سخن می‌گفته اصلاً سخنشون عربی نبوده که ما بگیم عمل نمازو اسمشو صلات می‌گذاشتند زبانشو زبان دیگه بوده این یک اشکال الان قرآن کریم ما اومده حکایت می‌کنه کلام حضرت موسی و عیسی را که اونا چی گفتن به زبان سریانی یا عبرانی گفتن نماز جزء وظایف ماست به زبان خودشون.
  31. قرآن دارد حکایت می‌کنه اما حکایت قرآن به زبان عربیه این دلیل نمیشه که این لفظ صلات که عربی است تو اون زمان هم بوده حتی بالاتر از این میگیم کلام قرآن فصیح هم هست وقتی حکایت می‌کند از کلام حضرت موسی و عیسی اونا کلامشون که فصیح نبود در حد قرآن
  32. در نتیجه قطعاً کلام قرآن عوض شده به شکل فصیح داره بیان میشه خب عوض شده پس نمی‌تونیم بگیم این اسم صلات در شرایط سابقه بوده است اونچه که می‌توانیم بگیم عمل صلات بوده.
  33. ما تو باید خود ارضایی عملشم ممکنه بگیم نماز ما ۲۰ جزه اونا مثلاً ۱۵ جز داشت بله این حالت‌هاش ممکنه کم و زیاد بشه من بالاتر از اینشم عرض بکنم حتی اگر لفظ صلات در انجیل امروز یا در تورات امروز لفظ صلات هم باشه الان نمی‌دونم هست یا نیست اما فرض کنید باشه باز اینم دلیل نمیشه که زمان از موسی و عیسی علیهم السلام لفظ صلات به نماز گفته می‌شده نه مال زمان خودمونه و کاری به اون زمان.
  34. نداره این آیات قرآن فقط میگه عمل صلات در شریعت سابقه بوده اما آیه قرآن ساکت از اینه که اسمش در شریعت سابقه صلات بوده است یا چیز دیگه بوده اون وقت اینجا ممکنه یه کسی به ما ایراد بگیره بگه پس چرا زمان پیامبر تا گفتن صلات همه اصحاب انسباق ذهنیشون یعنی تباددر همون نماز مخصوص بوده نه دعا این انصبا از کجاست آیا همینه که بگیم تو شرایط سابقه بوده و مردم آشنا بودند با این اسم.
  35. جواب نیک نه ممکنه آشنا نبودند و پیامبر هم صلی الله علیه و آله و سلم لفظ صلات که می‌گفتند یا احتمال داره که ابتدائاً با قرینه گفته‌اند مثل همین صلوکما ریتم خودش یه قرینه است که من دارم اسم این عملو صلات می‌گذارم و دارن یک اسم جدیدی رو وضع  می‌کنند با حقیقت نمی‌خوام بگم مجازه میخوام بگم صلات یه مل حقیقی داشت یه ملقی هم من دارم اضافه با قرینه.
  36. ممکنه بگیم اصحاب تباددرشون با قرینه بوده بعد کم کم شایع شده دیگه بی‌قرینه هم گفته شده حتی ممکنه قبل از نزول آیات لفظ صلات گفته شده باشه مردم آشنا باشند بعد آیه که نازل میشه دیگه مردم ترجمه‌شو بدونن چیه اینا همه امکان ولیکن بیشتر احتمالش همونه که با نزول آیات تازه مردم با لفظ صلات آشنا شدند و اومدن با قرینه استعمال کردن بعد قرینه هم حذف شد و دیگه تبادل ذهنی برای.
  37. مردم بود که هر وقت آیه قرآنو می‌خوندن یا از سخن پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می‌شنیدند دیگه قطعاً صلاتو می‌دونستن معنای دعا نیست معنای حقیقت دومش بود که همان ارکان مخصوصه باشد باز چند دقیقه فرصت هست اما بحث بعدیمون فرمایش آیت الله عظمی خویی در اینجاست رضوان الله تعالی علیه که انشالله باشه برای روز شنبه و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الط.
  38. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

@Aseman_Mag

ما را دنبال کنید